عکس پروفایل مسافرخونهم

مسافرخونه

۱۰ عضو

Mohsen Chavoshi - Beraghsa.mp3

۲.۴۹ مگابایت
undefinedundefined
براي امروزت كه به غصه ها كم محلي كني و آغوشت را براي خوشيهايي كه به شكرگزاري تو چشم دوخته‌اند باز كنيundefined
امروز و هر روزت رو بسپر به خود خداundefined
undefined@mosaferkhoone

۶:۳۹

thumbnail
undefined روزت مبارک مامان فريباي منundefined
مادرم،مامان فریبای من؛undefinedچند وقت قبل يك نويسنده‌ از مامان پروانه‌اش نوشته بود که دلش میخواسته روز اول مدرسه دستش را، مویش را پشت گردنش را نوازش کند اما خودش و دستانش را، حتی عطر چادر مشکیش را نداشته.نوشته بود دلش میخواسته سر سفره عقد مامان پروانه و بابا محسن را سایه سرش داشته باشد و بگوید« با اجازه پدر و مادرم...»خواندم و اندازه تمام این سي سال ، دلم برایت تنگ شد ، برای تویی که اینجا کنار من نشسته‌ای .undefinedهمانطور که همه این سالها کنار چشمهای زار و نزارمان نشسته بودی. پاشویه‌ي تب سرماخوردگی و تب نافرجامیهایمان را کردی.🥺نويسنده دلش برای عطر نارنگی دستان مامان پروانه‌اش تنگ شده بود و من دارم فکر میکنم چقدر برای ما زمستان و تابستان میوه پوست کنده‌ای و چیده‌ای در ظرف و اصرار از تو و انکار از ما که بخوریم و جان بگیریم و چقدر ناشکر بودم که دستان پوست پرتقالی شده‌ات را نبوسیده‌ام، نبوییده‌ام، نپرستیده‌ام.undefinedاو دلش مامان پروانه را ميخواسته، حتی به اندازه بودنش، حتی اگر نبیندش، نبوسدش، نبویدش، فقط دلش خوش باشد ، قرص باشد که مامان پروانه پشت دری ، نشسته و دارد برايش دعا میکند و من چقدر همیشه و بیشتر از همه عمرم این روزها در خانه مسیر اشپزخانه تا اتاق ،اتاق تا حیاط خلوت ،حیاط خلوت تا اشپزخانه را مثل جوجه‌ها تند تند پشت سرت راه رفته‌ام و همه چیز را برایت گفته‌ام و گاهی دستم را به بازویت گره کردم و تو بعد از همه مشکلاتم بیشتر دوستم داشته‌ای. undefinedمامان فریباundefined ، اینهارا مینویسم و میگویم خودت را، عطر بودنت را همه عشقهایی که این سالها در وجودمان کاشته ای و با مادرانه هایت پرورشش دادی را میپرستم.مامان فریبا عاشق پاییز و زمستانم که کنارت بنشینم، برایم پرتقال و نارنگی پوست بگیری و بگویی «یک برگش کارمزدشه مال من، بقیشو بخور شدی چهارتا چیله استخون» و من اینبار بگویم جان بخواه جهانم.امروز كه روز مادر است همه دلشان مادرشان را بيشتر و بيشتر ميخواهد و من هم تورا.undefinedحتما تو هم دلت مادرت را ميخواهد كه سالهاست رفته جایی دور، حتما امروز همه‌ي بابا و مامان‌ها، مادرانشان را ميخواهند و بعضيها عزيزشان رفته به دنياي ديگري و حتما در دنياي خودشان دور هم نشسته اند و زير لب دعا مي‌كنند و‌ میگویند «خدایا غریب مرا از بدیها دور کن» undefined🫀( بی تا )
undefined اين ميلاد عزيز،روز مادر و زن بر همه فرخنده.undefined
undefined@mosaferkhoone

۱۸:۱۳

Alireza Ghorbani – Khiale Khosh].mp3

۹.۲۸ مگابایت
undefinedundefinedموزيك خوب گوش كن عزيز منundefinedبراي خودت و زمانت undefined،براي اين‌روزهاي عمرت كه در حال سپري شدن هستنundefined ارزش قائل شو undefinedخلاصه بگم مراقب چرخه انرژيت باش🪫undefined
undefined براي پنجشنبه و براي آخرين روز كاري هفته‌ات،گوش كن و كمي با خودت خلوت كن و براي خيالاتت قصر بساز undefined
undefined@mosaferkhoone

۷:۴۰

thumbnail
undefinedآسمون امروز ، بدجور دلبری میکردundefined
به فال نیک بگیریم، انشاالله هفته خوبی پیش روی هممون باشهundefinedundefined

صُبحِت بِخِیر عَزیزundefined
undefined@mosaferkhoone

۵:۰۰

thumbnail
undefinedundefinedرفيقيادت باشه؛مهربوني هيچوقت گم نميشهundefined بالاخره يك روزي و يك جايي بهت برميگرده undefinedundefined

undefined@mosaferkhoone

۸:۴۲

thumbnail
با اميد به خودش روزت رو آغاز كنundefined حتما موانع رو برميداره يا كه توان تحمل و‌ گذر از سختي‌ها رو میدهundefinedundefined
undefined@mosaferkhoone

۶:۳۶

thumbnail
undefinedمن از اين زندگي يك چيز فهميدم؛اينكه هرخواسته اي رو از عمق وجودمون طلب كنيم، قدم اول رو كه براي رسيدن به هدف برداريم، عين دومينو، مسير خودش ما رو پيش ميبره.undefinedپس؛اميدت به خدا رو قوي،فكرت رو متمركز ، عزمت رو جزم و دستت رو بزن به زانوت و بلند شو🥰undefined
undefinedآرزوهات منتظرن كه به آغوش بگيريشون

undefinedundefined
undefined@mosaferkhoone

۵:۵۱

Alireza Ghorbani – Khiale Khosh] -mp3

۹.۲۸ مگابایت

undefined
undefinedاين جمله رو يك‌جا خوندم و هربار كه احساس ميكنم كارد داره به استخونم ميرسه از دست بنده‌هاي خدا توي دلم تكرارش ميكنم:
undefined تو دستاي بنده‌هاش هيچي نيست ، همه چيز دست خوشهundefined
undefined براي امروزت كه اگر به عمق جان شعر برويد ،مناجات است
undefined@mosaferkhoone

۹:۰۲

thumbnail
undefinedundefinedمن ميگم همه چيز درست سر جاي خودش چيده شده، اگر ميتونيم چيزيو تصور كنيم پس ميتونه واقعيت پيدا كنهundefined
حالا نه از عالم غيب، يهو بي هيچ تلاشيundefinedميتونه نتيجه و هديه تلاش و صبر و ايمانمون باشهundefined
امروز به خودت و روحت استراحت بده و براي روياهات بستر واقعيت بساز رفيقundefined
جُمعَت بِخِير عَزيزُم🧿undefined@mosaferkhoone

۷:۲۲

thumbnail
undefined چه دلمون بخواد، چه نخواد، روزگار سختی و آسونی رو باهم بهمون داده.
از سختیها درس میگیریم تا روزهای بهتری برای آیندمون بسازیمundefined
چهارشَنبَت بِخِیر عَزیز 🫀

undefined@mosaferkhoone

۵:۴۰

Aron Afshar _ Janam Bash {asli} (320).mp3

۱۰.۰۸ مگابایت
ިundefinedundefinedundefinedرܦ̇يܦ̈ܙ‌؛undefined בاستاט از جايي قشنگ ميشـہ كـہ تو خوבت رو باور בاشتـہ باشي.پس خوבت رو بپذير و بـہ בارايي هات تكيـہ كن .
undefined براي امروزت و هر روزت شادي آرزو ميكنم
undefined@mosaferkhoone

۷:۴۳

thumbnail
خدایاundefinedتو با ما باشundefinedبگذار عالمی از ما جدا گردد...
🧿undefined🧿
undefined@mosaferkhoone

۴:۲۵

thumbnail
undefinedدور و برمون رو كه نگاه ميكنيم، عده زيادي رو ميبينيم كه يا به دنبال آسيب زدن بهمون و يا منتظر شكستهامون هستن🥺 و عده اي براي موفقيتمون دست به دعا و مشوقundefined🧿
undefinedبهترين راه اينه؛خودمون به ياري خودمون برخيزيم...
undefined@mosaferkhoone

۱۲:۱۵

thumbnail
undefinedایمان دارم؛خدا یکهو یک دری رو برای ما باز میکنه که حتی اون در رو نزده بودیم🥰undefinedپس به حکمتش اعتماد کنundefined
undefined@mosaferkhoone

undefinedباغ فین کاشان

۴:۵۸

thumbnail
بیا این روزها رو ادامه بدیم
باور داشته باشرحمت و مهربونی خدا ، خیلی خیلی بیشتر از نگرانی ماست🧿undefined
undefined@mosaferkhoone

۵:۴۱

thumbnail
undefinedگفت: undefined از ما هيچ چيزي باقي نمي‌مونه بجز خاطراتي كه دليل حال خوب آدم ها بوديم
حالا ببين اگر تو اوج بدبياري و غم و خستگي يك نفر دليل باشي براي حال بهترش چه ردي ازت باقي مي‌مونه تو اين دنيا
جواب داد:دليل حال خوبمي...undefined
undefined@mosaferkhoone

۱۰:۳۰

thumbnail
undefined رفيقundefinedاگر الان اشك تا زير پلكات اومده و بغض تا بيخ گلوت نفوذكردهundefinedاگر احساس ميكني همه خشم و ترس و احساسات دلهره‌آورت نشستن توي روحت و دارن سعي ميكنن وجودت رو بشكافن و بيرون بزننundefinedاگر احساس ميكني استيصال تا مرز استخوانت رسيده
undefinedبايد بگم تنها راهش توكل به خدا و صبر كردنهundefinedundefinedميدوني رفيق؛يجاهايي از زندگي لازمه طناب رفاقتمون به خدا رو يك دور محكم كنيم دور قلبمون كه يوقت سر نخوريم
undefinedنميدونيم كي و كجا قراره جاي بغض و اشك غم ،شور و شوقِ شادي بگيره فقط ميدونم:undefinedچرخ گردون گر دو روزي بر مراد ما نرفت
دائماً يكسا نباشد حال دوران
غم مخور....

undefined@mosaferkhoone

۸:۳۳

thumbnail
undefinedيك جايي ميخوندم نوشته بود:undefinedروزهای سخت و دشوار، مادرِ روزهای زیبا و آرام هستند!طمینان داشته باشید که سخت ترین روزهای زندگی تان، آبستن بهترین روزهای زندگی تان هستند. پس ناامید نشو.undefinedديدم واقعا درسته. دقيقا همون شبي كه فكر ميكنيم از شدت غم و اندوه ممكنه به فردا صبح نرسيم،خورشيد كه طلوع ميكنه ميبينيم باز زندگي جريان داره.undefinedبعد از هر بيماري كه فكر ميكنيم رنج و ضعف به اوج خودش رسيده و ممكنه آدم قبل نشيم بازهم روزهايي با شرايط جسمي و روحي بهتر رو تجربه ميكنيم.undefinedبعد از هر دعوا و كش‌مكش با بهترين‌هاي زندگيمون فكر ميكنيم شايد ديگه اون رابطه درست نشه اما يك لبخند و يك نگاه مهربان اوضاع رو به قبل برميگردونه.🥰
undefined ميدوني تهش به چي رسيدم؟!فهميدم همه اينا به خودمون بستگي داره كه چطوري از سختي‌ها گذر كنيم ،پوست بندازيم و از نو بسازيم.🧿انتخاب با خودمونه. ميتونيم زير بارشون خم بشيم و تا ته توانمون براي نابودي پيش بريم و ميتونيم از همه توانمون براي دوباره جوانه زدن ادامه بديم.undefinedاول به خودم ميگم:undefined كم نيار، ادامه بده.....
undefined@mosaferkhoone

۶:۲۷

thumbnail
undefined مامانی بجای زعفرون ، گلِ رنگ به مرغها زده بود.
مرغها یک رنگ صورتی عجیبی شده بودن.اون روزهای آخری که هنوز آشپزی میکرد گاهی این اتفاق می‌افتاد.undefinedخاله در قابلمه رو که برداشت، یواشکی و پچ پچی تو گوش مامان گفت:فریبا ، مامان حواسش نبوده زعفرون نزده .مامان دست منو گرفت برد یک‌گوشه و گفت: مامانی امروز مرغ صورتی درست کرده هممون میخوریم و میگیم خیلی خوشمزه است باشه؟
undefinedمزه مرغ یادم نیست. فقط یادمه مامان هرتیکه مرغ که میچید تو ظرف برمیگشت به مامانی نگاه میکرد. undefinedundefinedاز اون روزها سالهای سال گذشته، ما دیگه مامانی نداریم، حتی خونه بامزه ترگل ورگلشم همون سالهای بعد رفتنش فروخته شد اما هربار با خاله ها دورهم جمع میشیم ، اگر غذامون زرشک پلو با مرغ باشه یاد مرغهای گلی مامانی میکنم و ته دلم میگم؛
undefinedکاش ناهار امروزم مرغ صورتی گلِ‌رنگی مامانی بود…🥺undefinedundefinedتصاويري از يك دورهمي در يك جايي كه تك تك آجرهاش پر از خاطره است با آدمهايي كه عشق عنصر اصلي وجودشونه🫀
undefined@mosaferkhoone

۹:۴۶

thumbnail
undefined هربار برم شمال يادش ميفتم
undefinedشمال بودم كه خبر رفتنش رو شنيدم.راه برگشت نداشتم.شبش رفتم ساحل ، تاريك بود و هيچ كس نديد از چشمام اشك قل قل ميكنهundefinedتا صبحش اشك ريختم و احساس كردم خوره به قلبم افتاده و داره ذره ذره ميخوردش.فرداش رفتم جنگل و خيره شدم به حركت برگ درختا و متمركز روي صداي باد كه بين برگها ميرقصيد.باز عصرش رفتم دريا و دورتر از بقيه تنها نشستم روي سنگها همه‌ی خاطراتمون جلوي چشمم رژه ميرفت.انگار باد عطر تنش رو برام آورده بود. چشمام رو بستم و تصور كردم كنارم نشسته و سرم رو روي شونش گذاشتم و بهش ميگم؛🤍 لعنتي ، كابوس رفتنت رو ديدم 🤍ولي واقعي بود….همه چيز وسط يك دنياي بي رحم واقعي داشت من رو از پا در مياورد.
من هيچوقت باهاش شمال نرفتم. هر روز فكر ميكنم كاش كنارش روي شنهاي ساحل نشسته بودم.كاش عمر رفاقتمون بيشتر از اين حرفها بود. كاش ميشد اراده كنم و بهش زنگ بزنم و صداش رو بشنوم.🥺
دنيا همينقدر عجيبه و زمان كميكهو از پشت نيمكتهاي مدرسه ما رو در موقعيتي گذاشت كه من ، بالاي مزارش براي آرامشش دعا كنم و ازش بخوام برام دعا كنه.
حالا هربار برم شمال يادت ميفتم آيداundefinedهم به حسرت خاطرات نداشته هم براي تلخ ترين روز زندگيم….
قدر بدونيم، همين….
undefined @mosaferkhoone

۱۸:۱۸