بازارسال شده از 🇮🇷 هیئت رایةالزینب (س) 🇵🇸
۱۵:۴۲
بازارسال شده از 🇮🇷 هیئت رایةالزینب (س) 🇵🇸
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن
ای یادگار ساقی کوثر ابالحسن (ع)گاهی نظر به جانب این تشنهکام کن 🤍
" />
شهیدسیدعلیحسینیخامنهای
هیئت رایة الزینب سلاماللهعلیها
ای یادگار ساقی کوثر ابالحسن (ع)گاهی نظر به جانب این تشنهکام کن 🤍
هیئت رایة الزینب سلاماللهعلیها
۱۶:۴۱
بازارسال شده از 🇮🇷 هیئت رایةالزینب (س) 🇵🇸
🪖 ملت ایران که دارای بیشترین ساحل خاکی خلیج فارس است، بیشترین جانفشانیها را در راه استقلال خلیج فارس و مقابله با بیگانگان و متجاوزان داشته است؛ از اخراج پرتغالیها و آزادسازی تنگه هرمز که مبنای نامگذاری دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی خلیج فارس شده است، تا مبارزه علیه استعمار هلند و نیز حماسههای مقاومت در مقابل استعمار انگلیس و ... اما انقلاب اسلامی، نقطه عطف این مقاومتها در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقهی خلیج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانهی امریکا در نقشهی خود، فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.
🪖 امروز برانگیختگی معجزهگون ملت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شدهی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین ـ از نانو و بیو تا هستهای و موشکی ـ را سرمایهی ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.
۱۲:۱۱
جمهوری اسلامی پس از قرنها قدرت و تسلط خود را بر خلیجفارس و تنگهٔ هرمز اعمال و اعلام کرده اما پهلویچیها که شعار میدادند "ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم" با شیوخ کشورکهای حاشیهی خلیجفارس ائتلاف کردهاند تا تنگهٔ هرمز و خلیجفارس را از تسلط جمهوری اسلامی ایران خارج کنند!گروهی بیهویت وطنفروش هم شبانهروز در حال بدگویی از ایران و لیسیدن شاهزادههای زائد امارات هستند، همانها که نگران ثروت و سرمایه و شغلشان در دبی شدهاند. دشداشهی اماراتی میپوشند و دمپاییهای لاانگشتی پا میکنند تا ترحم خاندان فاسد زائد و شرطههایش را جلب کنند.این است سرنوشت کسانیکه با نظام مقدس جمهوری اسلامی دشمنی کردند و شرفشان را به بانکهای دبی فروختند؛ حالا همان زائد، شرفشان را بلوکه کرده...
وحید یامینپور
️ @yaminpour
۱۹:۰۸
۸:۴۸
۱۳:۱۷
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
۱۷:۵۳
مجمع بانوان فرهیخته برگزار میکند و از خانواده فرهنگ دعوت میکند:بسم رب الشهدا و الصدیقینبه مناسبت گرامیداشت روز معلم، توفیق آن یافتهایم که یاد و نام آن معلمان راه حق را گرامی بداریم؛ از استاد شهید مرتضی مطهری آن معلم بصیرت افزا و مجاهد راه اندیشه اسلامی، تا رهبر شهیدمان آیت الله سید علی خامنهای که عمر خویش را وقف احیای دین، عزت ملت و تربیت نسلی مؤمن و مجاهد نمود. همچنین در این روز یاد دو بانوی معلم، دو چراغ فروزان راه دانش و ایمان، شهیده زهرا حداد عادل و شهیده بشری سادات حسینی خامنهای را پاس میداریم،؛ معلمانی که درسشان تنها در کلاس نماند، بلکه در صفحه تاریخ این سرزمین نقش بست.
️ زمان: شنبه ۱۲اردیبهشت، ساعت ۱۵ تا ۱۸
️ مکان: مجموعه فرهنگی شهدای سرچشمه
۱۹:۲۱
نفَس معلم نفَس طیب است و هر فضایی که معلمین در آن حضور داشتهباشند، انسان اطمینان دارد که رحمت الهی و برکات الهی انشاءالله در آن فضا و در آن مکان خواهد بود.
رهبر شهید انقلاب، دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۶/۲/۱۶
روز معلم بر همه ی معلمان ودانشجو معلمان عزیزم مبارک باد
سلام ودرود بی کران به روح مطهر همه ی معلمان شهید انقلاب اسلامی
#معلم_شهید#امام_شهید_خامنه_ای#شهید_مطهری
رهبر شهید انقلاب، دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۶/۲/۱۶
روز معلم بر همه ی معلمان ودانشجو معلمان عزیزم مبارک باد
سلام ودرود بی کران به روح مطهر همه ی معلمان شهید انقلاب اسلامی
#معلم_شهید#امام_شهید_خامنه_ای#شهید_مطهری
۶:۴۳
#⃣ شما را دعوت میکنیم به خوانش مباحث تفصیلیتر پیرامون این کلام رهبر شهید در خصوص وضعیت امارات در میان ممالک منطقه؛ به ویژه کشورهای حوزه مقاومت:
۱۵:۰۷
🇮🇷 انجمن فارغ التحصیلان 🇵🇸
"امارات، خیانتکارِ بزرگ"
«امارات متحدهی عربی، هم به دنیای اسلام خیانت کرد، هم به ملتهای عرب و کشورهای منطقه و هم به فلسطین.
البته این خیانت دیر نخواهد پایید اما این لکهی ننگ بر آنها خواهد ماند!»
رهبر شهید انقلاب؛ ١١ شهریور ١٣٩٩
شما را دعوت میکنیم به خوانش مباحث تفصیلیتر پیرامون این کلام رهبر شهید در خصوص وضعیت امارات در میان ممالک منطقه؛ به ویژه کشورهای حوزه مقاومت:
https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=46404
فصل جدید خلیجفارس از دیروز آغاز شده. امارات با خارج شدن از اوپک میخواست آمریکا را بحران گرانی نفت و انرژی نجات بدهد اما ایران روز گذشته رسما عملیات محاصره امارات را کلید زد. فجیره در آتش میسوزد تا برگهی تنگهی هرمز دست جمهوری اسلامی باقی بماند. آیتالله سیدمجتبی خامنهای چند روز پیش در روز خلیجفارس هشدار داده بود...
۱۵:۰۸
🇮🇷 انجمن فارغ التحصیلان 🇵🇸
"امارات، خیانتکارِ بزرگ"
«امارات متحدهی عربی، هم به دنیای اسلام خیانت کرد، هم به ملتهای عرب و کشورهای منطقه و هم به فلسطین.
البته این خیانت دیر نخواهد پایید اما این لکهی ننگ بر آنها خواهد ماند!»
رهبر شهید انقلاب؛ ١١ شهریور ١٣٩٩
شما را دعوت میکنیم به خوانش مباحث تفصیلیتر پیرامون این کلام رهبر شهید در خصوص وضعیت امارات در میان ممالک منطقه؛ به ویژه کشورهای حوزه مقاومت:
https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=46404
چرا ایران به امارات حمله کرد؟خاویر بلاس: ستون نویس بلومبرگ:
بر اساس اطلاعات منتشرشده توسط آمریکا، این نقشه از تنگه هرمز را ترسیم کردهام.
(قرمز) مسیر قدیمی: طرح تفکیک ترافیک (TSS) — مینگذاریشده
(آبی) مسیرهای جدید تعیینشده توسط ایران برای کشتیرانی (مشابه عوارضی)🟢 (سبز) مسیر جدید نیروی دریایی آمریکا: آبهای عمان، «جنوبِ TSS»
هدف ایران از حمله به امارات، دقیقا به همکاری این کشور با آمریکا برای ایجاد مسیر سبز رنگ جهت عبور از تنگه هرمز برمیگردد.
أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ@iran_professors1404
أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ@iran_professors1404
۱۵:۰۸
- شلیک چند موشک به ناوچه نظامی آمریکااصابت به کشتیهای متخلف- تبدیل امارات صهیونیستی به اربیل دوم و اصابت شلیکها از مبدا نامعلوم به فجیره رقیب تنگه هرمز- گران تر شدن بنزین در آمریکا
کمیل خجسته
۶:۴۱
بازارسال شده از 🇮🇷 هیئت رایةالزینب (س) 🇵🇸
۲۰:۲۴
سردار سید مجید موسوی:
موشکها و پهپادهای هوافضای سپاه بر اهداف آمریکایی در منطقه و کشتیهای دشمن متجاوز قفل شدهاند؛ در انتظار فرمان شلیک هستیم.
موشکها و پهپادهای هوافضای سپاه بر اهداف آمریکایی در منطقه و کشتیهای دشمن متجاوز قفل شدهاند؛ در انتظار فرمان شلیک هستیم.
۲۰:۴۶
۱۰:۴۰
بازارسال شده از 🇮🇷 هیئت رایةالزینب (س) 🇵🇸
گفته بودی بیپناهان را پناهی یا رضابیپناهی آمده، آیا پناهش میدهی؟ 🥲
سالروز شهادت شمس الشموس علی ابن موسی رضا تسلیت باد.
هیئت رایة الزینب سلاماللهعلیها
سالروز شهادت شمس الشموس علی ابن موسی رضا تسلیت باد.
هیئت رایة الزینب سلاماللهعلیها
۱۱:۲۴
بازارسال شده از 🇮🇷 هیئت رایةالزینب (س) 🇵🇸
۱۱:۲۴
«ای بابا! پس چرا نیست؟ خودش گفت همینجا کنار حوض وایسا تا من برم کتاب دعا بیارم و برگردم. کجاست پس؟ حالا باز بیاد کلی به سرم غُر میزنه...»
علی، میانِ دریایِ کفشهای رنگارنگ و پاهایی که مثل ستونهای متحرک از کنارش رد میشدند، ایستاده بود. قدش به زانویِ آدمها هم نمیرسید. کمکم ترس، شبیه یک سوسکِ سیاه و سرد، داشت از گودیِ کمرش بالا میرفت که ناگهان چیزِ نرم و خوشبویی به صورتش خورد؛ یک دستهی پَرِ سبز!غولِ مهربانی با لباسِ سیاه و کلاهی لبهدار، مقابلش ایستاده بود: «سلام زائر کوچولو! چرا تنهایی اینجا؟»علی که نمیخواست کم بیاورد و نشان بدهد که ترسیده، صدایش را کمی کلفت کرد و گفت: «سلام عمو! من که تنها نیستم، اینجا وایسادم تا خانوادهم بیان پیشم ولی فکر کنم اونا گم شدن، نه من!»خادم که لبخندِ پنهانیاش در صورتش پیدا بود، گفت: «باشه قبوله، اونا گم شدن! حالا بیا بریم یه شکلات بهت بدم، بریم توی اون اتاق که چند تا بچهی دیگه هم اونجا منتظرن تا باهم بازی کنید.علی سرش را تکان داد: «نه عمو، نمیشه. من هنوز حرفامو به امام رضا نزدم. راستی عمو... امام رضا کجاست؟ خونش چقدر بزرگه! کجا برم که صدامو بشنوه؟»خادم دولا شد تا همقدِ علی شود: «پسرم، آقا همه جا هست. هر جا که باهاش حرف بزنی، قشنگ میشنوه. حالا نمیخوای بگی مامانت کجاست؟ حتماً الان خیلی نگرانت شده.»علی نگاهش را به فوارهی وسط حوض دوخت: «عمو، من که با مامانم نیومدم. مامانم خیلی وقته که اینجاست... از اون شبی که دشمنِ بیادب وحشی خونهمونو زد و سقف افتاد، دیگه مامانمو ندیدم. اون شب من خونهی بابابزرگ خوابیده بودم، فرداش که رفتم، دیدم خونمون دیگه خونه نیست، یه مشت خاکه.»بغض، دوید توی گلوی خادم، اما علی با همان لحنِ بچگانه ادامه داد: «بابابزرگ منو آورد اینجا. گفت مامانت اومده پیشِ این آقا که میگن خیلی مهربونه. عمو، مامانم کجا قایم شده؟»خادم با دستی لرزان، موهایِ علی را نوازش کرد و زیر لب گفت: «آره عزیزم... اینجا تیکهای از بهشته. هر چی قشنگی اینجاست، نشونی از مامانِ توئه.»علی آستینِ خادم را گرفت: «پس حالا شما که انقدر باحالی به اون آقا بگو مامانم رو زیاد نگه نداره. من دکمههای پیرهنم رو بلد نیستم ببندم، کفشم هم پاره شده، باید برام بخره... بابا بزرگ هم که همهش یادش میره برام لقمه بگیره. بگو فقط یه بار، فقط یه بار بیاد پایین و دکمههامو ببنده، منم یه ماچ محکم بکنمش و بعد دوباره برگرده پیشِ آقا... باشه؟»خادم دیگر کلمهای برای گفتن نداشت. چوبپرِ سبزش را زیر بغل جابجا کرد، روی سنگهای سردِ صحن نشست و در حالی که سعی میکرد لرزشِ دستهایش را پنهان کند، شروع کرد به بستنِ دکمههایِ جابجایِ پیرهنِ پسرک. انگار که داشت مقدسترین کارِ تمامِ عمرش را انجام میداد....
فاطمه جوان#همکلاسی#خط_نوشت
علی، میانِ دریایِ کفشهای رنگارنگ و پاهایی که مثل ستونهای متحرک از کنارش رد میشدند، ایستاده بود. قدش به زانویِ آدمها هم نمیرسید. کمکم ترس، شبیه یک سوسکِ سیاه و سرد، داشت از گودیِ کمرش بالا میرفت که ناگهان چیزِ نرم و خوشبویی به صورتش خورد؛ یک دستهی پَرِ سبز!غولِ مهربانی با لباسِ سیاه و کلاهی لبهدار، مقابلش ایستاده بود: «سلام زائر کوچولو! چرا تنهایی اینجا؟»علی که نمیخواست کم بیاورد و نشان بدهد که ترسیده، صدایش را کمی کلفت کرد و گفت: «سلام عمو! من که تنها نیستم، اینجا وایسادم تا خانوادهم بیان پیشم ولی فکر کنم اونا گم شدن، نه من!»خادم که لبخندِ پنهانیاش در صورتش پیدا بود، گفت: «باشه قبوله، اونا گم شدن! حالا بیا بریم یه شکلات بهت بدم، بریم توی اون اتاق که چند تا بچهی دیگه هم اونجا منتظرن تا باهم بازی کنید.علی سرش را تکان داد: «نه عمو، نمیشه. من هنوز حرفامو به امام رضا نزدم. راستی عمو... امام رضا کجاست؟ خونش چقدر بزرگه! کجا برم که صدامو بشنوه؟»خادم دولا شد تا همقدِ علی شود: «پسرم، آقا همه جا هست. هر جا که باهاش حرف بزنی، قشنگ میشنوه. حالا نمیخوای بگی مامانت کجاست؟ حتماً الان خیلی نگرانت شده.»علی نگاهش را به فوارهی وسط حوض دوخت: «عمو، من که با مامانم نیومدم. مامانم خیلی وقته که اینجاست... از اون شبی که دشمنِ بیادب وحشی خونهمونو زد و سقف افتاد، دیگه مامانمو ندیدم. اون شب من خونهی بابابزرگ خوابیده بودم، فرداش که رفتم، دیدم خونمون دیگه خونه نیست، یه مشت خاکه.»بغض، دوید توی گلوی خادم، اما علی با همان لحنِ بچگانه ادامه داد: «بابابزرگ منو آورد اینجا. گفت مامانت اومده پیشِ این آقا که میگن خیلی مهربونه. عمو، مامانم کجا قایم شده؟»خادم با دستی لرزان، موهایِ علی را نوازش کرد و زیر لب گفت: «آره عزیزم... اینجا تیکهای از بهشته. هر چی قشنگی اینجاست، نشونی از مامانِ توئه.»علی آستینِ خادم را گرفت: «پس حالا شما که انقدر باحالی به اون آقا بگو مامانم رو زیاد نگه نداره. من دکمههای پیرهنم رو بلد نیستم ببندم، کفشم هم پاره شده، باید برام بخره... بابا بزرگ هم که همهش یادش میره برام لقمه بگیره. بگو فقط یه بار، فقط یه بار بیاد پایین و دکمههامو ببنده، منم یه ماچ محکم بکنمش و بعد دوباره برگرده پیشِ آقا... باشه؟»خادم دیگر کلمهای برای گفتن نداشت. چوبپرِ سبزش را زیر بغل جابجا کرد، روی سنگهای سردِ صحن نشست و در حالی که سعی میکرد لرزشِ دستهایش را پنهان کند، شروع کرد به بستنِ دکمههایِ جابجایِ پیرهنِ پسرک. انگار که داشت مقدسترین کارِ تمامِ عمرش را انجام میداد....
فاطمه جوان#همکلاسی#خط_نوشت
۱۳:۲۷
در آخرالزمان ماهیت جنگها پیچیدهتر میشود و از عرصه درگیری فیزیکی به ساحت تقابل عقل و وهم کشیده میشود. بنابراین پیروزی با #روایت برتر و است نه برتریهای نظامی تاکتیکی و آمار و ارقام تلفات و آهن و آتش. روایتی که عقل انسانی را به مرحلهای والاتر ارتقاء میدهد. یکی از مهمترین نشانههای این خرد و عقلانیت، وحدت ملت است.
️کتاب "روایت الهی؛ خوانش قرآنی نبرد با آمریکا و اسرائیل" اثر استاد محمدرضا عابدینی را بخوانید. بدون دانستن حقایق پنهان پشت حوادث، ماهیت جنگ و جایگاه خود را نمیفهمیم.در کتاب آمده: "در این مصاف نباید با خبرخوانیِ صرف شبانهروزی فرصتها را هدر داده و به نظارهگران صحنه تبدیل شویم. نتیجهی چنین انفعالی جز مرعوب شدن در این نبرد شناختی نیست."
️ @yaminpour
۱۲:۴۴