بله | کانال تأملات | محمد ولیانپور
عکس پروفایل تأملات | محمد ولیانپورت

تأملات | محمد ولیانپور

۱۹۶ عضو
thumbnail
مشهد؛ زیر بمباران کوکاکولا...!
ده‌ها تشکل مردمی در بیانیه‌ای با اشاره به تجاوز آمریکا به کشورمان و ضرورت ضربه به منافع این کشور، بر حذف برند کوکاکولا و حفظ تولید محصول با نام تجاری ایرانی تأکید کردند.
در بیانیه شماره یک ستاد مردمی مبارزه با محصولات آمریکایی آمده است:ما شرکت‌های آمریکایی در منطقه را موشک‌باران می‌کنیم، اما کوکاکولای آمریکایی در خاک ایران و شهر مشهد جولان می‌دهد و سهم مردم مشهد از جنگ، بمباران اقتصادی توسط کوکاکولاست!گرچه زدن کوکاکولا کار نیروهای مسلح نیست، اما بنابر تقسیم کار انجام‌شده، دفاع در میدان داخلی برعهده مردم است و ما مردم هستیم که می‌توانیم شهر مشهد را از زیر بمباران کوکاکولا نجات دهیم.
جبهه عدالت‌خواه مردمی، اندیشکده راهبردی سعداء، جبهه روحانیت مردمی، دیده‌بان شفافیت و عدالت، حامیان حقوق شهروندی، انجمن فیلمسازان انقلاب، جبهه ایران قوی، میراث فقاهت خراسان، شورای تشکل‌های جوانان انقلابی، جبهه احزاب حامی مقاومت، بانوان مبین، شهیدالقدس، حبل‌ا...، ربیون، لبیک، فتیه و ده‌ها تشکل مردمی دیگر از جمله حامیان این حرکت هستند.
این ستاد با اعلام شناسه (@cocabomb) در پیام‌رسان ایتا از مردم و تشکل‌ها درخواست کرده است تا رسیدن به نتیجه مطلوب با این حرکت مردمی همراهی کنند.
#جنگ #کوکاکولا #تحریم
بیشتر بخوانید:بوم بوم... کوکاکولا!
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۴:۴۲

شورای شهر و چالش تخصص
فرایند بررسی نامزدهای انتخابات، فرصت مناسبی برای گفتگو درباره شاخص‌های نماینده مطلوب مردم در شورای شهر است. شاخص‌هایی که بر مبنای وظایف و کارکردهای اعضای شورای شهر ،یعنی بررسی و تصویب لوایح و طرح‌ها و تبدیل آن به قانون و نظارت بر حسن اجرا در کنار برخی تصمیمات و اقدامات میدانی و مشارکتی مفهوم پیدا می‌کند.
یکی از این شاخص‌ها، تخصص است که طیف وسیعی از تخصص‌های مرتبط با کالبد شهر، از برنامه‌ریزی شهری تا معماری و حمل‌ونقل و تخصص‌های مرتبط با حکم‌رانی و مدیریت، نظیر اقتصاد، حقوق، حساب‌داری، مدیریت فرهنگی و... را البته با گرایش شهری دربرمی‌گیرد.
گرچه حضور برخی از این تخصص‌ها به حضور اعضا در کمیسیون‌های تخصصی کمک می‌کند و فهرست‌های انتخاباتی سعی دارند ترکیبی از تخصص‌ها را به مردم پیشنهاد دهند، اما آیا می‌توان همه این تخصص‌ها را در یک فهرست هم‌فکر، گرد هم آورد؟ و آیا تضمینی برای انتخاب همه متخصصین یک فهرست وجود دارد تا چنین ترکیب کاملی در شورا شکل بگیرد؟ و آیا اصولا ترکیب شورا می‌تواند یک ترکیب انضمامی از تخصص‌های مختلف باشد؟
رسیدن به چنین ترکیب متنوع و متکثری اگر نگوییم غیرممکن، باید گفت بسیار دشوار است و در عمل ناگزیر به حذف بسیاری از تخصص‌ها یا تنزل از سایر شاخص‌های مطلوب نماینده خواهیم بود. حتی بر فرض تحقق نیز با توجه به اقتضائات مدیریت شورایی و دایره اختیارات اعضای شورا، مطلوبیتی ندارد.
واقعیت آن است که ترکیب شورا و تخصص‌های مورد نیاز، چندان قابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی نیست و این افراد هستند که انتخاب می‌شوند، نه لزوما احزاب و فهرست‌های انتخاباتی. یعنی ممکن است همه منتخبین شورا از یک یا چند تخصص مشخص و یا دست‌کم ترکیب نامتوازنی از افراد مختلف باشند.
حتی بر فرض انتخاب متوازن ترکیبی از متخصصین نیز عضویت در کمیسیون‌های تخصصی نه بر مبنای تخصص، بلکه بر مبنای علایق نماینده‌ها و جاذبه کمیسیون مربوطه و نهایتا با رأی همه اعضای شورا خواهد بود که ممکن است هیچ تناسبی میان تخصص افراد و کمیسیون مربوطه برقرار نشود.
از سوی دیگر دامنه اختیارات اعضای شورا محدود به تخصص آن‌ها یا کمیسیون تخصصی‌شان نیست و هر عضو شورا حق اظهارنظر، تصمیم‌گیری و نظارت درباره همه موضوعات تخصصی و غیرتخصصی مطرح‌شده در شورا را دارد. واقعیت مهمی که اقتضا می‌کند هر عضو شورا نصاب مطلوبی از فهم و اطلاعات عمومی را در همه موضوعات مرتبط با شورا داشته باشد.
بنابراین به‌نظر می‌رسد اصل «تخصص» حتی در موضوعات مرتبط، مدخلیتی در ساختار شورایی و کارویژه‌های نمایندگان شورا ندارد. مضاف بر این‌که تخصص و تمحض صرف در یک زمینه ممکن است نشانه تک‌بعدی بودن افراد و نگاه ناقص آن‌ها به همه مسائل از یک دریچه تخصصی باشد.
به‌جای تخصص، باید بر دانش‌ها و مهارت‌هایی تکیه کرد که در عین شمول موضوعات مختلف مبتلابه، فرد را به ورطه سطحی‌نگری و ساده‌سازی نیز نیندازد. یعنی دانش عمومی از یک‌سو و از سوی دیگر توان فهم تخصصی مسائل و استفاده از ظرفیت‌های کارشناسی و تخصصی.
با توجه به ساختار فعالیت پارلمانی، این فهم جامع را می‌توان یک شاخص بنیادی و ضروری دانست که بر هر تخصصی تقدم دارد. البته با فرض وجود این شاخص در یک فرد، سابقه کار تخصصی نیز به‌عنوان یک امتیاز مثبت اهمیت می‌یابد و نشانه توان تعمیق و قدرت فهم تخصصی مسائل خواهد بود.
شاید بتوان گفت اصطلاح «اقیانوسی به عمق یک وجب» که برای هر جایگاه علمی و تخصصی مذموم شمرده می‌شود، در جایگاه‌های شورایی که دامنه وسیعی از مسائل تخصصی و عمومی را دربر می‌گیرد، نه‌تنها مذموم، بلکه مطلوب باشد! البته جامعیتی که علاوه بر فهم عمومی از مسائل شهری، نشانه کلان‌نگری باشد و این اقیانوس، قابلیت تعمیق یا دست‌کم امکان دست‌یابی به اعماق را هم داشته باشد.
با این فرض و در صورت وجود چنین مهارت‌هایی در افراد منتخب در کنار مشاوره‌های تخصصی، وجود تخصص‌ها یا گرایش‌های تخصصی می‌تواند تکمیل‌کننده آن ترکیب جامع باشد تا احتمال غفلت از وجوه تخصصی مسائل به حداقل برسد.
#انتخابات #شورای_شهر #مدیریت_شهری
بیشتر بخوانید:تغییر معادله با انتخابات شوراانتخابات شورا و عبور از قرمز و آبیِ سیاسیسهم خودروهای تک سرنشین در حمل‌ونقل عمومی چیست؟
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۱:۴۲

امتداد «خیابان» کجاست؟
نزدیک چهل روز است که مردم کشورمان هم‌پای نیروهای مسلح در میدان دفاع از کشور حضور دارند. البته حضور میدانی مردم در خیابان است تا پشتوانه‌ای باشند برای نیروهای مسلح که میدان جنگ مستقیم با متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی را مدیریت می‌کنند.
حضوری که بعثت مردم برای دفاع از ایران را تداعی می‌کند، جلوه‌های زیبایی از اتحاد مقدس و جان‌فدایی را به نمایش گذاشته و با وجود گذشت سی‌وپنج روز هم‌چنان گرمابخش و روشن‌کننده شب‌های مردم سراسر کشور است.
گرچه اصل این حضور در میدان بسیار ارزش‌مند است و آثار و برکاتش را تا امروز نشان داده و به تعبیر رهبر انقلاب، در حد رهبری مردم بر نظام تعریف شده، اما تداوم زمانی آن نیازمند تعمیق‌ها و امتدادهایی است تا این حرکت ارزش‌مند، مشمول مرور زمان نشود و حرارتش به سردی نگراید.
همین حضور مؤثر می‌تواند با کنش‌گری‌های بیشتر و هدف‌مندتری قرین شود تا مردم علاوه بر حضور فیزیکی، تأثیر بیشتری بر معادلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی و نظامی داشته باشند و همین احساس کارآمدی است که می‌تواند پیشران حضور بیشتر و مؤثرتر مردم در میدان باشد.
مطالبات مردم در انتقام‌خواهی، تشجیع نیروهای مسلح برای افزایش ضربات، محکومیت سازش و کرنش در برابر دشمن، تحریم اقتصادی کالاهای مرتبط با آمریکا، فاصله‌گیری از نمادهای فرهنگی و سبک زندگی غربی، و مسائلی از این دست، ضمن این‌که اراده نظام مردمی را نشان می‌دهد، به بسط ید رهبری و مسئولان نظام نیز در تصمیم‌گیری کمک خواهد کرد.
همین فریادهای انتقام ملت ایران به تعبیر رهبر شهید انقلاب، سوخت حقیقی موشک‌هایی است که پایگاه‌های دشمن را زیرورو می‌کند. به‌ویژه این‌روزها که اهل سازش از پستوها خارج شده و سیگنال ضعف می‌فرستند و نسخه عقب‌نشینی می‌پیچند، همین مطالبات مردمی است که می‌تواند تعادلی در برآیند تصمیم‌سازی‌ها ایجاد کند.
این حرکت امتدادهای زمانی دیگری را هم می‌طلبد. چه این‌که همه مردم ممکن است امکان حضور همیشگی در میدان را نداشته باشند و کمیت این تجمعات به‌تدریج با گرفتاری‌ها و اشتغالات مردم کاهش یابد. اما این انرژی بالفعل می‌تواند در بستر یک شبکه ارتباطی در آینده نیز امتداد یابد.
ارتباطی که به آسانی از طریق مساجد و پایگاه‌های مقاومت بسیج محلی قابل انجام است و اتفاقا فرصت بی‌نظیری برای گسترش شبکه ارتباطی این مراکز فراهم کرده است. با شکل‌گیری این شبکه، امکان فراخوان مردم محلی در تحولات آتی و واکنش سریع نسبت به اتفاقات مختلف فراهم می‌شود که با توجه به احتمال تحرکات امنیتی، تروریستی و یا حتی حمله زمینی، اهمیت زیادی خواهد داشت و می‌تواند به تکمیل دفاع موزائیکی محلات، کمک کند.
در این بستر، آموزش‌های امدادی، پدافند غیرعامل و حتی آموزش‌های نظامی و دفاع فعال نیز قابل اجراست و مشارکت مردم در عرصه جنگ را به عینیت نزدیک‌تر خواهد کرد. تقویت محلات در حوزه خدماتی، امدادی و دفاعی در شرایط جنگی ضروری است و هر محله بتواند سطحی از خودگردانی را در سناریوهای مختلف جنگی به اجرا درآورد.
خیابان با همه اهمیتش محل گذر است و آن‌چه ماندگار است، پایگاه‌های محلی، به‌ویژه مساجد است. گرچه بخشی از همین اجتماعات شبانه هم از مبدأ مساجد شروع می‌شود، اما شکل‌گیری و گسترش شبکه ارتباطی مردمی و محوریت مساجد می‌تواند این پایگاه‌های اصیل را به کارکرد واقعی خود در ساختار محله بازگرداند.
#تجمعات_شبانه #مردمی_سازی #جنگ #بسیج
بیشتر بخوانید:پیام‌آور بعثت مردمداغی که سرد نمی‌شود...نبرد مردمی با دشمن مردمجای خالی بسیج در میدان جنگ وجودی
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۲:۲۴

thumbnail
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
تنگه هرمز مزیت ژئوپلتیک ماست که در این جنگ به مهم‌ترین ابزار ما تبدیل شده.اما بستن تنگه به تنهایی کافی نیست و شاید استفاده‌های بهتری هم بشود کرد.مثلا می‌توانیم تعرفه عبور از تنگه را تا پذیرش شروط کشورمان، افزایش دهیم، مثلا روزی پنج درصد...ترامپ هم که نشان داده عاشق بازی تعرفه‌هاست!تأثیر این تصمیم بر روند تصاعدی قیمت انرژی و تسریع پیوستن کشورها به رژیم جدید تنگه و فشار اقتصادی به ترامپ، دیدنی خواهد بود!https://fna.ir/paoTF#جنگ #تنگه_هرمز #تعرفه
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۷:۵۸

آتش‌بس؛ برای صلح یا جنگ؟
هر جنگی دیر یا زود به آتش‌بس می‌رسد و تداوم وضعیت پایاپای جنگ، بدون ایده‌ای برای پیروزی چشم‌گیر و ضربه بازدارنده از سوی طرفین، چندان تداوم نمی‌یابد. این‌جاست که آتش جنگ فرومی‌نشیند تا تکلیف ادامه جنگ بر سر میز مذاکره تعیین شود یا فرصتی برای تجدیدقوا و ادامه جنگ فراهم شود.
طبق بیانیه شورای عالی امنیت ملی، گرچه شروط ایران به‌عنوان محور مذاکراتی پذیرفته شده، اما هنوز هیچ شرطی قطعی نشده و صرفا قرار است درباره این شروط گفتگو شود. در ازای این گفتگو، آتش‌بسی که خواسته دشمن بود محقق شده و تردد امن از تنگه هرمز هم به‌طور موقت با هماهنگی ایران میسر خواهد بود.
برخی معتقدند همین گفتگو درباره شروط ما هم دستاوردی بزرگ است. اما آخرین دستاوردی که در این زمینه داشتیم، قبل از جنگ بود که توانستیم غیرمستقیم بودن مذاکرات و تغییر مکان مذاکرات از ترکیه به عمان و تمرکز محتوای مذاکره بر موضوعات هسته‌ای را دیکته کنیم. اما نتیجه این دستاورد، چیزی جز حمله نظامی نبود.
اما ظاهرا این تمام ماجرا نیست. به‌نظر می‌رسد پیام عراقچی که توسط ترامپ بازنشر شده و مبنای آتش‌بس قرار گرفته، ابعاد کامل‌تری از ماجرا را روایت می‌کند: آتش‌بس «با توجه به درخواست آمریکا برای مذاکره در پیشنهادات ۱۵ بندی آن کشور و اعلام رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر پذیرش کلیات پیشنهادات ۱۰ بندی ایران به عنوان مبنای مذاکره» اعلام شده است.
بنابراین هم‌اکنون 25 شرط از سوی طرفین روی میز است که قرار است مبنای آتش‌بس و گفتگو قرار بگیرد. اما تضاد میان ایران و آمریکا عمیق‌تر از آن است که با گفتگوهایی این‌چنینی، آن هم با این دامنه وسیع و پراکنده از موضوعات حل شود. یک قلم از این 25 قلم، موضوع غنی‌سازی است که طی بیش از بیست سال مذاکره به جایی نرسید!
پس از جنگ‌های اخیر خیلی ساده‌انگارانه است که کسی حتی با وجود بلوف‌های ترامپ مبنی بر جدی بودن گفتگوها و نزدیک بودن توافق، اندک امیدی به نتیجه مذاکرات داشته باشد. لازم نیست خودمان را فریب دهیم و به نتیجه گفتگوها چشم بدوزیم. امیدوارم در پایین‌ترین سطح در مذاکرات شرکت داشته باشیم تا توجهمان از آمادگی میدانی منصرف نشود.
آتش‌بس، صرفا فرصتی برای تنفس طرفین جنگ است. در این فرصت نیروهای مسلح ما می‌توانند بازآرایی و بازنگری لازم را در سازمان رزم و تاکتیک های میدانی داشته باشند و البته چشمشان به دشمن هم باشد. دشمنی که با زیرنظر گرفتن تحرکات ما و به‌روزرسانی بانک اهداف، برای حملات دقیق‌تر و ترورهای هدف‌مندتر آماده خواهد شد.
حالا شاید فرصتی هم فراهم شود برای بازاندیشی و تغییر رویکرد در سیاست انفعالی‌مان که ضربات ما را بر حملات دشمن متوقف کرده و امکان غافل‌گیر کردن را به‌صورت یک‌طرفه به دشمن می‌دهد!
#جنگ #آتش_بس #مذاکره
بیشتر بخوانید:روایت یا واقعیت؟در انتظار غافل‌گیری!فراتر از جنگ منطقه‌ای«تله صلح» برای جنگپایان انفعال استراتژیک؟ترامپ و صلح‌تراپی با جنگروایی نقد در سایه روایت فتحتعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۷:۵۷

جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بس!
با برقراری آتش‌بس و شروع مذاکرات در اسلام‌آباد، گمانه‌های زیادی درباره اهداف این مرحله از نزاع در لباس دیپلماسی مطرح شده است. در کنار گمانه‌های بدبینانه‌ای مثل تنفس میدان جنگ و آمادگی برای جنگ گسترده‌تر زمینی، شواهد ظاهرا خوش‌بینانه‌ای هم به چشم می‌خورد که نشانه خروج یک‌جانبه آمریکا از جنگ است؛ چه با توافق و چه بدون توافق که به معنای ترک مخاصمه یک‌طرفه خواهد بود.
به زعم بسیاری از تحلیل‌گران غربی، ورود مستقیم آمریکا به جنگ، اشتباه بزرگی بود که ترامپ مرتکب شد. حتی معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا که در رأس هیئت مذاکره‌کننده به اسلام‌آباد رفته است نیز مخالف این ورود بوده است. این مخالفت البته از سر صلح‌طلبی نبود، بلکه معتقد به حضور غیرمستقیم در جنگ با ایران و پشتیبانی از حملات اسرائیل بودند.
با این اوصاف به‌نظر می‌رسد هدف آمریکا از آتش‌بس و مذاکره، بازگشت به این موقعیت و خروج آبرومندانه از جنگ است و پافشاری اسرائیل بر تداوم نقض آتش‌بس و همراهی آمریکا با این تصمیم هم نشان از آن داشت که در تلاش برای جداسازی حساب آمریکا و اسرائیل هستند.
این می‌تواند یکی از بدترین نتایج مذاکرات باشد؛ چراکه منافع آمریکا در منطقه را از دایره اهداف خارج می‌کند. در واقع دامنه اهداف منطقه‌ای ما به شدت محدود خواهد شد و به‌جای اهداف در دسترس و نزدیک در خلیج فارس، صرفا اهدافی در اسرائیل را خواهیم داشت که با توجه به فاصله زیاد و دفاع متمرکز، نتایج محدودتری را عاید ما خواهد کرد. این ممکن است به‌معنای از بین رفتن تهدید «جنگ منطقه‌ای» به‌عنوان برگ برنده کشورمان در این جنگ باشد.
در حالی‌که با توجه به حضور غیرمستقیم آمریکا و کشورهای غربی و عربی در تجاوزات اسرائیل، توان دشمن کاهش چشم‌گیری نخواهد داشت و رژیم صهیونیستی از همه توان لجستیکی، اطلاعاتی و حتی پدافندی موجود استفاده خواهد کرد و آسمان منطقه و به ویژه عراق هم در اختیار اوست.
از سوی دیگر برقراری آتش‌بس در منطقه (منهای اسرائیل)، کنش‌گری نظامی ما در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز یا جلوگیری از دور زدن آن‌را با چالش جدی مواجه خواهد کرد. به‌ویژه این‌که طبق راهبرد همیشگی، ابتکار عمل در آغاز حملات و غافل‌گیر کردن دشمن در اختیار ما نیست.
ساعاتی پیش وزارت دفاع عربستان از استقرار نیروهای نظامی پاکستان در پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز خبر داد و جنگنده‌های پاکستانی در راستای اجرای توافقنامه دفاع استراتژیک مشترک وارد این کشور شده‌اند. شاید این تحرکات را بتوان در راستای خروج آمریکا از جنگ و جایگزینی پاکستان به عنوان عامل بازدارنده در برابر حملات منطقه‌ای ایران ارزیابی کرد.
باید دید آیا در صورت تحقق این سناریو ایران حاضر است حاکمیت بر تنگه هرمز را هم‌چنان حفظ کند و از تردد بدون عوارض کشتی‌ها و ورود شناورهای نظامی بیگانه به خلیج فارس، حتی به بهای آغاز درگیری نظامی جلوگیری کند؟
#جنگ #آتش_بس #مذاکره
بیشتر بخوانید:آتش‌بس؛ برای صلح یا جنگ؟تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!ترامپ و صلح‌تراپی با جنگفراتر از جنگ منطقه‌ایدر انتظار غافل‌گیری!«تله صلح» برای جنگپایان انفعال استراتژیک؟روایی نقد در سایه روایت فتحآتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۷:۵۰

عبور از دیپلماسی فانتزی
با این‌که مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد به شکست انجامید، اما این‌بار دریافت عمومی از شکست مذاکرات، شیرین‌تر از هر توافقی به‌نظر می‌رسد! چون فارغ از ابهامات جدی در تحقق پیش‌شرط‌های مذاکره، هیئت ایرانی در برابر زیاده‌خواهی طرف آمریکایی مقاومت کرده و در برابر پیشنهادهای زیاده‌طلبانه آمریکا، پای منافع کشورمان ایستاده است.
این نتیجه را شاید بتوان به عنوان نشانه‌ای مثبت از اصلاح رویکرد به مذاکره در کشورمان تلقی کرد و می‌توان امیدوار بود که نگاه رئالیستی و درک مناسبات قدرت، جایگزین رویکرد فانتزی در سیاست خارجی شده باشد. رویکردی که با خیال‌پردازی و نگاه رمانتیک به مناسبات جهانی و تقدیس حقوق بین‌الملل، تصور دفاع از حقوق ملی در چارچوب نظم استکباری حاکم بر جهان داشت و خسارت‌های زیادی را به‌بار آورد.
با وجود انذارهای رهبر شهیدانقلاب، مذاکره سال‌هاست به‌عنوان تنها راه حل مسائل و کاهش تنش با غرب و به‌ویژه آمریکا معرفی می‌شود. دیدگاهی که اختلافات را ناشی از سوءتفاهم، بی‌اعتمادی و نهایتا بی‌انتفاعی از مناسبات دوجانبه تلقی می‌کرد و نهایتا نسخه گفتگو و امتیازدهی را می‌پیچید. تا جایی‌که اصل مذاکره و حصول هر توافقی، به دستاورد تبدیل شده بود و پافشاری بر اصول و منافع ملی به بهانه شکست مذاکرات، به شدت تقبیح می‌شد.
گفتگوهای انتقادی با اروپا در دهه هفتاد، بخشی از مذاکرات هسته‌ای دهه هشتاد، ماراتن گفتگو با ترکیب اروپا و آمریکا در دهه نود و نهایتا مذاکرات با آمریکا در دهه جاری با این نگاه انجام شد. روندی که با وجود پیشرفت در گفتگو و توافق و عینی شدن موضوعات گفتگو و حتی رؤیای سرمایه‌گذاری تریلیون دلاری آمریکا در ایران، نتیجه‌ای جز محکومیت، افزایش فشار، اعطای امتیاز و نهایتا فرود بمب بر میز گفتگو نداشت.
نتایج ادوار مختلف گفتگو و توافقات و عهدشکنی‌های طرف مقابل و تحمیل جنگ و حتی محکومیت‌های کشورمان در دفاع از خود نشان داد که رویکرد دیپلماسی فانتزی و اثبات مظلومیت و برنده شدن جام اخلاق، در دنیایی که دیپلماسی رئالیستی و مناسبات قدرت و منفعت بر آن حاکم است، نتیجه‌بخش نبوده است. چون اختلافات ناشی از تعارضات بنیادین تمدنی، ژئوپلتیکی و ساختار قدرت، اساسا حل‌ناشدنی است و تغافل در این زمینه نتیجه‌ای جز خطای محاسباتی دشمن نخواهد داشت.
با این اوصاف ما راهی جز اثبات موجودیت خود و دیکته کردن قدرت‌مندانه آن نداریم و این امر جز با مقاومت و آمادگی برای منازعه و اثبات تاب‌آوری و هزینه‌زایی برای دشمن محقق نخواهد شد. مذاکره نیز نه با توهم حل مسائل، بلکه با هدف تثبیت مسائل و دیکته کردن واقعیت موجود انجام می‌شود تا به‌جای رفع منازعه با دشمن، ابزاری برای مدیریت منازعه و فشار متقابل در عرصه سیاسی و احیانا معامله بر سر امتیازات جزئی متقابل باشد.
برخلاف تصور اشتباهی که وادادگی و اظهار ضعف را عامل رفع سایه جنگ از کشور می‌دانست، این درک صحیح مناسبات قدرت و استفاده درست از ابزار قدرت نظامی و دیپلماسی است که واقعیت میدان و هزینه‌های تجاوز را روشن‌تر خواهد کرد که به اصلاح خطای محاسباتی و بازدارندگی در برابر تجاوزات خواهد انجامید.
#جنگ #دیپلماسی #مذاکره
بیشتر بخوانید:دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپجنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بس!تنش‌زدایی از یک جنگ «باحال»ترامپ و صلح‌تراپی با جنگدیپلماسی برای حل لاینحلپایان انفعال استراتژیک؟زندگی به شرط مذاکره!
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۶:۰۷

thumbnail
مردم حاضر در #میدان_خیابانهمان مردم #مبعوث شده‌ای هستندکه ایران را #رهبری کردند،نه یک مشت سیاهی‌لشکر منفعل و منتظر #روایت_اول!#فریادهای_اثرگذار شان،هم نتیجه مذاکره را راست می‌کندو هم #روایت میدان را.
نگاهمان به #مردم را اصلاح کنیم!
صفحات من در ویراستی و فارس:undefinedvirasty.com/valianpourundefinedfarsnews.ir/Valianpourتأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۳:۱۱

thumbnail
ماجرای خروج یازده تن #اورانیوم غنی‌شده از کشور در برجام:
قبل از خروج: خط قرمز ماست...پس از خروج: تبریک وزارت خارجه به مردم!
رهبر شهید انقلاب (به نقل از شهید فریدون عباسی): اگر مواد هسته‌ای را نداده بودند و ضعف نشان نمی‌دادند، دشمن جرأت نمی‌کرد به ما حمله کند...
مردم حق دارند نگران باشند!
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۹:۱۹

thumbnail

۱۹:۱۹

thumbnail
دست پر به میدان بروید!
undefined اگر برای اجتماعات انقلابی به‌دنبال شعر، شعار یا تک‌بیت‌های روز هستید، ویژه‌نامهٔ «خط» پاسخگوی نیاز شماست!
این‌روزها مهم‌ترین بستر جهاد ما مردم و مهم‌ترین تکلیف، حضور در میدان‌ها و خیابان‌هاست. این حضور شگفت با زمزمه‌های آهنگین و حماسی شعر، نوحه، سرود، ترانه و شعار جان و طراوت گرفته است.
عزیزانی که در اداره میادین مؤثرند باید به بهترین و مؤثرترین تولیدات ادبی دسترسی داشته باشند تا تراز کیفی و حال خوب اجتماعات بیش از پیش جلوه کند.
گروهی از شاعران باسابقه انقلابی مشغول سرایش و فعالیت برای تولید نمونه‌های خوب شعر و شعارند و این تولیدات را هر روز در ویژه‌نامه روزانه «خط»، به دست محفل‌گردان‌ها، روحانیون و مادحین اهل‌بیت(ع) می‌رسانند.
undefined به میدان‌داران #تجمعات_شبانه پیشنهاد می‌کنم ویژه‌نامه #خط را هر روز پیگیری کنند:undefined @khat_sher
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۳:۲۱

thumbnail
آتش‌بس یا جنگ سرد؟
آتش‌بس تمدید نشده، صرفا جبهه نبرد تغییر کرده است!دزدان دریایی آمریکایی جنگ سرد و ساکت را در محاصره دریایی ادامه می‌دهندکه پاسخی فراتر از بستن تنگه هرمز را می‌طلبد؛توقیف کشتی‌ها، ناامن کردن راه‌های دورزدن تنگه و...
خیابان منتظر است و همچنان دست میدان را پر می‌کند!
#آتش_بس #محاصره_دریایی #تنگه_هرمز
صفحات من در ویراستی و فارس:undefinedvirasty.com/valianpourundefinedfarsnews.ir/Valianpourتأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۹:۱۴

thumbnail
اوایل جنگ رمضان نوشتم که هزینه‌های مادی، مانع مؤثری در برابر سیاست تجاوزکارانه دشمن نیست و باید به فکر وارد کردن تلفات انبوه قطعی و دفعی بود که هزینه انسانی جنگ را پررنگ کند. چون آمریکا تا وقتی مستقیما تلفات قابل توجهی دریافت نکرده است، عملا هزینه‌ای نداده و انتظار تنبیه متجاوز را نمی‌توان داشت. بخوانید:خسارت کافی نیست!
حالا اخباری به گوش می رسد که این جنگ نه تنها برای آمریکا هزینه مادی نداشته، بلکه احتمالا گردش مالی قابل توجهی هم برای اقتصادش به همراه خواهد آورد. علاوه بر جبران هزینه پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی، زیرساخت‌های این کشورها هم توسط آمریکا بازسازی خواهند شد.
به نوشته میدل‌‌ایست‌آی، «دولت ترامپ به کشورهای عرب خلیج فارس گفته است که باید از شرکت‌های آمریکایی برای بازسازی زیرساخت‌های خود که در جریان حملات تلافی‌جویانه ایران آسیب‌دیده، استفاده کنند.»در این‌باره بیشتر خواهم نوشت.
#جنگ #بازدارندگی #خسارت
بیشتر بخوانید:خسارت کافی نیست!
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۸:۲۸

در برابر جنگ‌افروزی انتفاعی
با وجود تحرکات میدانی در سطح منطقه که نشان از شروع مجدد درگیری یا دست‌کم تشدید محاصره دریایی دارد، تحرکات سیاسی تمایل آمریکا به خروج از جنگ را نشان می‌دهد. با این‌حال تهدیدات دشمن همچنان پابرجاست و گمانه‌زنی‌های امنیتی، سناریوهایی مثل حمله به زیرساخت‌ها و تجاوز زمینی به برخی نقاط کشور را برای درگیری‌های آتی پیش‌بینی می‌کند. سناریوهایی که طبیعتا مستلزم پاسخ متقابل و هم‌تراز است و قطعا پیش‌بینی‌های لازم برایش انجام شده است.
واکنش نیروهای مسلح ما به تجاوزات دشمن در جنگ رمضان طیف وسیعی از اهداف را دربر می‌گرفت؛ از موشک‌باران اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه تا ضربات پهپادی به زیرساخت‌های اقتصادی مرتبط با آمریکا در منطقه و مهم‌تر از همه، اعمال حاکمیت بر تنگه راهبردی هرمز که به‌نظر می‌رسد مورد اخیر، صرف‌نظر از نوساناتی که شوک قیمتی نفت را مهار کرد، کاری‌ترین ضربه را به دشمن وارد کرده است.
اما حالا اخباری به گوش می رسد که حملات به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های اقتصادی با وجود تأثیر فوری بر سازمان رزم و عقبه اقتصادی دشمن و نیز اثر سیاسی بر شکست هژمونیک دشمن، هزینه مادی بلندمدتی برای دشمن ندارد و بلکه گردش مالی قابل توجهی هم برای اقتصادش به همراه خواهد آورد. علاوه بر جبران خسارات پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی که هزینه‌هایشان عموما برعهده کشور میزبان است، زیرساخت‌های این کشورها هم توسط آمریکا بازسازی خواهند شد تا حتی از جنگ‌افروزی‌هایش هم انتفاع اقتصادی ببرد.
به نوشته میدل‌‌ایست‌آی، «دولت ترامپ به کشورهای عرب خلیج فارس گفته است که باید از شرکت‌های آمریکایی برای بازسازی زیرساخت‌های خود که در جریان حملات تلافی‌جویانه ایران آسیب‌دیده، استفاده کنند. تنها هزینه‌های تعمیر و بازسازی زیرساخت‌های مرتبط با انرژی این کشورها تا ۳۹ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.»
واقعیت این است که زیرساخت‌های اعراب نه برای آمریکا مهم است و نه حتی برای خود سران عرب! کشورهایی که پول کافی و ذخیره ارزی وافی در اختیار دارند، برای هزینه‌کرد بخشی از دلارهای نفتی در این محل مشکل چندانی نخواهند داشت و سود این بازسازی‌ و نوسازی هم مستقیما به جیب شرکت‌های آمریکایی و دلالان عرب خواهد رفت. در جهانی که از جنگ و تولید اسلحه در جهت رونق اقتصادی استفاده می‌کنند، خیلی دور از ذهن نیست که تخریب زیرساخت‌های کشورهای جهان سوم هم به رونق کارتل‌های غربی کمک کند!
بنابراین حمله متقابل به پایگاه‌های آمریکایی و زیرساخت‌های مرتبط در کشورهای عربی هرچند لازم است، اما کافی نیست و نقش تعیین‌کننده و بازدارنده‌ای در جنگ نخواهد داشت و احتمالا بازی در همان زمین است. اصولا وقتی دشمن بدون توجه به تهدید ضربات متقابل و متقارن اقدام به حمله کرده، بدین معناست که اهداف ارزشمندتری را مدنظر دارد و چنین ریسکی را پذیرفته است.
به‌نظر می‌رسد در کنار این ضربات، پاسخ‌های نامتقارن و اثرگذارتری را نیز باید مدنظر داشت که بتواند تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر دشمن متجاوز بگذارد که مهم‌ترین آن‌ها، حملات پیش‌دستانه، ورود نیروی زمینی به درگیری منطقه‌ای، وارد کردن تلفات بالا به نیروهای آمریکایی و تمرکز بر ایجاد شوک قیمتی در بازارهای جهانی است که می‌تواند هزینه واقعی جنگ را بالا ببرد.
#جنگ #بازدارندگی #خسارت
بیشتر بخوانید:خسارت کافی نیست!فراتر از جنگ منطقه‌ایعبور از دیپلماسی فانتزیتعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بسآتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگریپایان انفعال استراتژیک؟در انتظار غافل‌گیری
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۴:۲۴

thumbnail
تنگه قیمت نفت
از ابتدای جنگ #تنگه_هرمز را بستیم که مزیت اصلیش باید انفجار #قیمت_نفت می‌بود.اما سازهای ناکوک سیاسی بارها قیمت را شکست و جلوی شتابش را گرفت.تنگه بدون قیمت، موضوعیت زیادی ندارد و تمرکز باید بر قیمت نفت باشد تا تورمش آستانه تحمل جهان را درنوردد.140 دلار هم کافی نیست، هدف را بالاتر بگذارید!
پ.ن: زبان پاسخ به دشمن را #قالیباف_انقلابی می‌داند، نه #قالیباف_دیپلمات...زنده‌باد قالیباف انقلابی!
پ.ن: رهبر شهید انقلاب: من دیپلمات نیستم، انقلابی‌ام!
بیشتر بخوانید:فراتر از جنگ منطقه‌ایتعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۷:۴۱

زندگی باید کرد
مجلس در رأس امور دو ماه است که تعطیل است. کنکور سراسری ۴۵ روز پس از پایان جنگ برگزار خواهد شد. امتحانات نهایی دانش‌آموزان پانزده روز پس از پایان جنگ برگزار می‌شود و آزمون دانشگاه فرهنگیان نیز چنین سرنوشتی خواهد داشت و... همه این‌ها وابسته است به مساعد شدن شرایط کشور و اعلام پایان رسمی جنگ از سوی شورای عالی امنیت ملی.
هفته گذشته برگزاری انتخابات هفتمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز به دو ماه پس از پایان جنگ تحمیلی موکول شد. انتخاباتی که با دغدغه امام راحل و امام شهید هیچ‌گاه و در هیچ شرایطی، حتی درحالی‌که چند استان درگیر اشغال‌گری رژیم بعث بودند، حتی یک روز به تعویق نیفتاد و رهبر شهید انقلاب، بارها برگزاری بدون تأخیر انتخابات‌ها را یکی از افتخارات جمهوری اسلامی می‌دانستند و امیدوار بودند که این رویه در آینده نیز تداوم یابد...
همه این‌ها در کنار محدودیت‌های ناگزیر جنگ، مثل خسارات و تبعات اقتصادی، لغو پروازها و کاهش سفرها، محدودیت‌های ارتباطی و... بخشی از زندگی مردم را تحت‌الشعاع قرار داده و باعث توقف جریان طبیعی زندگی در برخی زمینه‌ها شده است.
جنگ و احتمال ادامه آن حتی در دوران آتش‌بس، قریب دو ماه است که به‌درستی همه توجهات را به نبرد با دشمن معطوف کرده و مردم نیز در سنگر خیابان، دفاع از ایران اسلامی را در جبهه داخلی برعهده دارند. اما تداوم این حضور، مستلزم تداوم جریان زندگی و امید به آینده است.
در میانه جنگ وجودی نمی‌توان تداوم زندگی را به پایان جنگ و وقتی نامعلوم موکول کرد؛ کمااین‌که بسیاری از دستگاه‌ها تدابیری برای استمرار خدمات با بخشی از ظرفیت حضوری و استفاده از ظرفیت دورکاری اندیشیده‌اند تا خللی در خدمات عمومی و زندگی مردم به وجود نیاید.
گرچه برخی از این محدودیت‌ها در وضعیت ویژه کشور ناگزیر است، اما توقف فرایندها و موکول کردن آن‌ها به زمان نامتعین، تبعات دامنه‌داری را ایجاد خواهد کرد که خود مسائل دیگری را پدید خواهد آورد. مضاف بر این‌که این بلاتکلیفی و وابسته شدن زندگی به پایان جنگ، مفهومی جز انفعال و فشار اجتماعی به تصمیم‌گیران برای پایان جنگ به هر قیمت نخواهد داشت.
اما اینک ضرورت بزرگ‌تری اقتضا می کند که این تعویق‌ها تا حد امکان کاهش یابد و زندگی طبیعی جریان خود را از دست ندهد. چون پیروزی در جنگ وجودی در گرو اثبات تاب‌آوری ملت است که جز با جریان زندگی، چه در بیم و امید آتش‌بس و چه در بحبوحه جنگ محقق نمی‌شود. نزدیک نیم‌قرن محاصره اقتصادی و تحریم‌ها هم همین را می‌گوید که مهم‌ترین هدف دشمن، تعطیلی چرخه زندگی مردم و امورات کشور است که می‌تواند با بلاتکلیفی و تلقی ناکارآمدی، به نارضایتی و کاهش تاب‌آوری جامعه بینجامد.
زنده نگه داشتن جریان زندگی حتی در سخت‌ترین شرایط است که نشان از استحکام ساختار سیاسی و اجتماعی دارد و مقاومت ملی را در برابر دشمن تقویت خواهد کرد. همین سازگاری با شرایط ویژه است که حکومت‌ها، نسل‌ها و تمدن‌ها را از خطر انقراض می‌رهاند. مأموریتی که البته نیازمند ابتکار عمل و اعتماد به مردمی است که امتحان خود را پس داده‌اند. جنگ با همه محدودیت‌ها و مصائبی که دارد، قابل تحمل است؛ به‌شرط آن‌که زندگی جریان داشته باشد.
بیشتر بخوانید:زندگی به شرط مذاکره!امتداد «خیابان» کجاست؟غروب برجام و پایان بلاتکلیفیعبور از تعلیق جنگ و صلحمکانیسم «بازگشت»پیام‌آور بعثت مردم
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۲۱:۲۱

undefinedمردم‌سالاری در جنگ
در چهارمین هفته آتش‌بس، مجلس شورای اسلامی وارد سومین ماه تعطیلی خود شده و انتخابات هفتمین دوره شوراها نیز به آینده‌ای نامعلوم معوق شده است. هرچند ملاحظات امنیتی و اجتماعی موضوع نیاز به تدبیر دارد، اما همیشه ساده‌ترین راه و پاک کردن صورت‌مسئله بهترین راه نیست!
مروری بر سخنان رهبر شهید انقلاب درباره برگزاری بدون تأخیر انتخابات حتی در دوره جنگ، نشان می‌دهد که مردم‌سالاری را به بهانه جنگ هم نمی‌توان تعطیل کرد. بخوانیم:
undefined از اول انقلاب نگذاشتیم انتخابات تأخیر بیفتد!انتخابات مظهر کامل حضور و انتخاب مردم است. مردم با حضور خودشان در صحنه انتخابات، مردم‌سالاری واقعی را در این کشور شکل می‌دهند؛ این خیلی مهم است.ما این را در طول این ۳۷ سالی که از اول انقلاب گذشته است، نگذاشتیم تعطیل بشود یا تأخیر بیفتد.(۱۳۹۴/۰۶/۲۴)
undefined خط امام؛ مردم‌سالاری بدون یک روز تأخیردر سخت‌ترین دوران جنگ که تهران زیر بمباران دشمن بود، انتخابات تعطیل نشد؛ حتی تا امروز یک روز انتخابات در ایران تأخیر نیفتاده است.کدام دموکراسی را در دنیا شما سراغ دارید؟ انقلاب‌ها که هیچ؛ در هیچ دموکراسی‌ای با این دقت سر موقع آراء مردم به صندوق‌ها ریخته نمی‌شود. این خط امام است.(۱۳۸۹/۰۳/۱۴)
undefined تأخیر انتخابات به بهانه جنگ؟در کشورهای گوناگون وقتی جنگ می‌شود یا یک حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، انتخابات را عقب می‌اندازند؛ اما در ایران انتخابات یک روز از موعد مقرر خودش عقب نیفتاده است؛ در هیچ برهه‌ای از برهه‌ها.تهران بمباران می‌شد، شهرهای خوزستان و ایلام و کرمانشاه و بقیه جاها بمباران می‌شد، درعین‌حال انتخابات در موعد معین انجام می‌گرفت. در اقصی‌نقاط کشور، در روستاها و حتی در جاهایی که رفت‌وآمد سخت است، انتخابات در این کشور تعطیل نشده است.(۱۳۹۴/۰۶/۲۴)
undefined انتخابات بدون تأخیر به کوری چشم دشمن!انتخابات، شاخص و عَلم نظام جمهوری اسلامی است. به کوری چشم دشمن‌ها، ما الحمدلله انتخابات را بدون اندک تأخیری، همیشه سر وقت انجام دادیم؛ این خیلی مهم است.از سال 58 که اولین انتخابات انجام گرفته است تا امروز، سی و یکی دو تا انتخابات انجام گرفته؛ سر وقت، با دقت.(۱۳۹۰/۰۳/۰۸)
undefined سیاست‌بازها به دنبال تأخیر انتخابات...در بعضی از دوره‌ها برخی از آدم‌های سیاست‌باز و سیاست‌زده سعی‌شان این بود که انتخابات را تعطیل کنند یا عقب بیندازند، اما به توفیق الهی جلوی این‌ها گرفته شد و انتخابات در موعد معین انجام گرفت.(۱۳۹۴/۰۶/۲۴)
undefined خودشان را کشتند که انتخابات را عقب بیندازند!واقعا خودشان را کشتند که شاید بتوانند در یک برهه‌ای انتخابات مجلس را عقب بیندازند، اما نتوانستند!رؤسای قوا با هم‌دیگر هم‌دست شدند که نگذارند انتخابات مجلس شورای اسلامی سر وقت انجام بگیرد، اما نتوانستند!خیلی تلاش کردند، آمدند، بحث کردند، حرف زدند، روزنامه نوشتند، امضاء جمع کردند، مأمورین دولتی را بسیج کردند، ولی الحمدلله نتوانستند.بعد از این هم به توفیق الهی همین جور خواهد بود!انتخابات مهم است. انتخابات برای ما یک پرچم افتخار است؛ نشانه مردم‌سالاری دینی است.(۱۳۹۰/۰۳/۰۸)#جنگ #انتخابات #مردم_سالاری
بیشتر بخوانید:زندگی باید کردزندگی به شرط مذاکره!
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۷:۰۳

عملیات غیرممکن با تاپ‌گان ایرانی!
طبق اعلام رسانه‌های آمریکایی که به تأیید مقامات نظامی کشورمان نیز رسیده، یک خلبان ایرانی با جنگنده قدیمی نسل سوم توانسته است با وجود لایه‌های متعددی از پیشرفته‌ترین رادارها، پدافندها و جنگنده‌های رهگیر نسل پنجم، پایگاه آمریکایی را در بالاترین حالت‌آماده‌باش بمباران کند و به پایگاه خود بازگردد.
به گزارش ان‌بی‌سی نیوز به نقل از مقامات آمریکایی «در روزهای ابتدایی جنگ، یک جنگنده اف5 ایرانی پایگاه مجهز آمریکا در کویت را بمباران کرده است. به گفته دو مقام آمریکایی، این اولین‌بار پس از جنگ جهانی است که یک هواپیمای سرنشین‌دار به یک پایگاه نظامی آمریکا حمله می‌کند. جنگنده‌ای که 67 سال پیش ساخته‌شده پایگاه بزرگ‌ترین ارتش جهان را بمباران کرده است.»
منشأ حمله آن‌قدر غافل‌گیرانه و ناشناخته بوده که برخی تحلیل‌گران احتمال می‌دهند باعث سردرگمی و تشخیص اشتباه دشمن و شلیک به جنگنده‌هایش شده که خبر سقوط سه جنگنده آمریکایی در روزهای ابتدایی جنگ منتشر شد.
به گفته مقامات آمریکایی، جنگنده ایرانی در ارتفاع بسیار پایین به پایگاه نزدیک شده و از سامانه‌های پاتریوت و شبکه‌های دفاع هوایی کوتاه‌برد نیز عبور کرده است تا بتواند حملاتش را با بمب‌های سقوط‌آزاد انجام دهد. در این موج حمله به آشیانه‌های هواپیما، ستاد فرماندهی، زیرساخت‌های ارتباطات ماهواره‌ای، باندهای پرواز و سامانه‌های راداری پیشرفته ارتش آمریکا خسارات شدیدی وارد شده است که طبق برآورد اندیشکده «AEI» به میلیاردها دلار می‌رسد.
در این میان چیزی که بیش از خسارات اهمیت دارد، تحقیر نیروی هوایی آمریکاست. برخی فعالان رسانه‌ای این شاهکار قهرمانانه را با اسطوره‌سازی‌های هالیوودی از نیروی هوایی آمریکا در فیلم‌های تخیلی «تاپ گان» مقایسه کردند که این‌بار در واقعیت محقق شده است.
جنگنده اف5 که در سال ۱۳۴۴ وارد کشور شد، با تعداد ۱۸۰ فروند عملا ستون فقرات نیروی هوایی کشور را تشکیل داد. جنگنده کوچک و سبکی که در نسخه‌های اولیه حتی رادار هم نداشت، در نسخه‌های بعدی به استانداردهای جنگنده نسل سوم رسید؛ اما با ظهور جنگنده‌های نسل چهار و پنج، از نیروی هوایی بسیاری از کشورها کنار گذاشته شد.
اما تحریم‌های تسلیحاتی در ایران مانع از بازنشستگی اف5 بود و ارتقای این جنگنده در دستور کار قرار گرفت که نسخه‌های آذرخش و صاعقه محصول این پروژه بودند. این ارتقاها در نهایت به تولید چهار فروند نسخه کاملا بومی کوثر انجامید؛ با موتور ملی اوج، رادار بومی با برد سه برابری، اویونیک مدرن و سیستم هدف‌گیری مدرن، امکان حمل موشک‌های جدید و... که همین تغییرات اساسی، این جنگنده را به نسل چهارم نزدیک می‌کرد.
برخی رسانه‌ها این گمانه را مطرح کرده‌اند که در این عملیات از آخرین نسخه این جنگنده، یعنی جنگنده ایرانی کوثر استفاده شده است که در این صورت می‌توان امیدوار بود که طرح‌های توسعه بومی بتواند نتایج شگفت‌آوری را خلق کند. اما به اذعان همه تحلیل‌گران، نقطه اوج ماجرا مهارت استثنایی و رشادت محض خلبانی است که توانسته چنین معجزه‌ای را بیافریند. معجزه‌ای که به اعتراف رسانه آمریکایی فقط از یک نفر برمی‌آمده و آن هم همان خلبان ایرانی بوده است!
#جنگ #نیروی_هوایی #جنگنده_کوثر
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۹:۴۲

دور زدن ممنوع!
در اولین واکنش به تحرکات اخیر آمریکایی‌ها در نقض رژیم عبورومرور در آب‌های منطقه، نیروهای نظامی کشورمان در اطلاعیه‌ای نقشه جدید محدوده تحت کنترل تنگه هرمز را اعلام کرد؛ از شرق، بین کوه مبارک در ایران و جنوب فجیره در امارات و از غرب، بین انتهای جزیره قشم در ایران و ام‌القیوین در امارات.
محدوده‌ای که بنادر اماراتی رأس‌الخیمه در خلیج‌فارس و فجیره در دریای عمان را محدوده کنترلی نیروهای مسلح ایران قرار می‌داد و هرگونه عبورو مرور در این بنادر را به مجوز نیروهای ایرانی منوط می‌کرد. بر این اساس بلافاصله برای کلیه شناورهای موجود در این محدوده و به‌ویژه بنادر فوق هشدار تخلیه صادر شد.
با این اوصاف منطقه ممنوعه هرمز دیگر یک خط فرضی از میان تنگه نیست؛ بلکه محدوده بزرگ‌تری را دربرمی‌گیرد که قابلیت مدیریت و مانور بیشتری دارد. گرچه این موضوع مستقیما به کشور خاصی مرتبط نیست، ولی با این اقدام امارات متحده عربی که از مزیت ارتباط دریایی به خارج از خلیج‌فارس برخوردار است، این مزیت را از دست می‌دهد و می‌توان گفت به‌نوعی در محاصره دریایی قرار خواهد گرفت.
اما با وجود اقدامات خصمانه و تحریک‌آمیز امارات در تشدید فشارها علیه ایران و همکاری مستمر با آمریکا و رژیم صهیونیستی، این اقدامات را صرفا نمی‌توان در چارچوب گوشمالی امارات معنا کرد. بلکه هدف اصلی را در بندر فجیره باید دید که قرار بود تنگه هرمز را دور بزند. جایی‌که امارات با خط لوله‌ای 48 اینچی روزانه دو میلیون بشکه از نفتش را از ابوظبی و خلیج‌فارس به چهارصد کیلومتر آن‌سوتر در دریای عمان منتقل می‌کند.
فجیره سال‌هاست سرمایه‌گذاری عظیمی برای ایجاد پایانه نفتی مستقل به خود دیده تا بتواند وابستگی ترانزیت نفت به تنگه هرمز را کاهش دهد و امروز 18 میلیون مترمکعب نفت را در بطن خود دارد که بزرگ‌ترین ظرفیت تجاری ذخیره‌سازی محصولات پالایشی در خاورمیانه است. ظرفیتی که در حال توسعه است و قرار است به ۴۲ میلیون بشکه انبار زیرزمینی برسد.
با این حساب ساحل شرقی امارات در دریای عمان هم در محدوده اعمال حاکمیت ایران در تنگه هرمز قرار می‌گیرد تا این کشور نوپا نتواند از تبعات تنش‌آفرینی در منطقه بگریزد. هم‌سرنوشتی کشورهای منطقه اقتضای آن دارد که اگر قرار بر محاصره ایران با کمک کشورهای منطقه باشد، بقیه کشورها هم تبعاتش را بپذیرند.
حالا امارات باید متوجه شده باشد که از این پس هیچ‌یک از زیرساخت‌های انرژی کشورهای خلیج فارس ارزش نظامی ندارد و نمی‌تواند مورد هدف ایران قرار گیرد؛ چرا که این منابع انرژی باید سالم باشند تا تنگه هرمز ارزش و موضوعیت خود را حفظ کند. اما تنها جایی که در منازعات آتی و جنگ احتمالی زیرساخت‌ها در معرض حملات ایران خواهد بود، مراکزی است که وابستگی مستقیمی به تنگه هرمز ندارند و بندر فجیره در رأس این اهداف است.
#جنگ #تنگه_هرمز #امارات
بیشتر بخوانید:تنگه قیمت نفتفراتر از جنگ منطقه‌ایتعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بسپایان انفعال استراتژیک؟در انتظار غافل‌گیری
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۱۲:۱۲

چالش اثر تنگه
بستن تنگه هرمز تاکنون آثار و پیامدهای گسترده‌ای داشته که مهم‌ترین آن‌ها افزایش قیمت نفت بوده است. اما این افزایش قیمت به دلایل مختلف در قیمت اسمی صددلار متوقف شده و نتوانسته شوک مورد انتظار را به بازارهای جهانی وارد کند.
البته آثار بستن تنگه هرمز صرفا کوتاه‌مدت نیست و آثار بلندمدت آن فراتر از اختلال موقت در عرضه و قیمت انرژی، ماهیت بنیادین و ساختاری خواهد داشت که ممکن است به بازتعریف نظم منطقه‌ای بینجامد. نظمی که بر پایه مزیت ژئوپلیکی تنگه می‌تواند جایگاه سیاسی ایران در منطقه را به سطح دیگری ارتقا بخشد.
اما این نظم جدید در عرصه‌های اقتصادی به گونه دیگری بروز خواهد کرد و ممکن است به کاهش ارزش تنگه در درازمدت بینجامد و همین امر بر ارزش سیاسی آن نیز سایه افکند. چرا که مرور زمان موجب سازگاری اقتصاد منطقه و جهان با شرایط جدید و تلاش برای کاهش وابستگی استراتژیک به این نقطه حساس خواهد شد.
وابستگی صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به تنگه هرمز و تهدید امنیت اقتصادی این کشورها، آن‌ها را به سمت توسعه مسیرهای جایگزین و بازتعریف زنجیره‌های تأمین سوق خواهد داد. این تلاش‌ها حتی در صورت بازشدن کامل تنگه هم اتفاق خواهد افتاد؛ کمااین‌که کشورهایی مثل عربستان و امارات طی دهه گذشته با پیش‌بینی چنین وضعیتی به سمت توسعه مسیرهای جایگزین صادرات نفت رفته و در جریان جنگ فعلی هم از آن بهره‌برداری کردند.
تغییر منطقه کنترلی تنگه هرمز توسط قوای نظامی کشورمان و شمول بندر فجیره در امارات برای جلوگیری از دور زدن تنگه، نشان از اهمیت این موضوع دارد و بستن تنگه باب‌المندب نیز می‌تواند برگ دیگری برای مهار همین سناریو توسط عربستان در بندر ینبع و دریای سرخ باشد. اما طبیعی‌ست که افزایش مسیرهای جایگزین و کاهش سطح تنش، امکان تهدید و تحدید مسیرهای جایگزین را در آینده پس از جنگ، دشوار خواهد کرد.
گرچه مسیرهای موجود فعلا ناکافی هستند و نمی‌توانند بار دور زدن کامل تنگه را بر دوش بکشند، اما پروژه‌هایی مثل احیا و توسعه خط لوله نفت عراق و طرح‌های بلندپروازانه‌ای نظیر پروژه چهاردریا در سوریه که با هدف کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی سنتی و تنگه‌ها طراحی شده‌اند، دست‌کم می‌توانند چشم‌انداز اهمیت اقتصادی تنگه هرمز را با چالش مواجه کنند.
با این تفاصیل به‌نظر می‌رسد علاوه بر اعمال حاکمیت سیاسی و برقراری رژیم حقوقی جدید بر تنگه، مهم‌ترین راهبرد برای استفاده از ظرفیت اقتصادی تنگه هرمز در جنگ، استفاده حداکثری کوتاه‌مدت با بهره‌گیری از اثر روانی بستن تنگه و استفاده بلندمدت با مدیریت هوشمندانه تردد و زنده نگاه‌داشتن مزیت‌های اقتصادی این مسیر است.
اما در کوتاه‌مدت، اثر روانی قیمت نفت مهم‌ترین ابزار فعلی ما برای ایجاد فشار بین‌المللی بر دشمن در میانه جنگ فعلی است و نباید با واکنش‌ها و مواضع نابه‌جای سیاسی مهار شود و اثر خود را از دست دهد. استفاده از این پنجره زمانی، مستلزم وارد کردن شوک فوری و حداکثری به بازار انرژی است که آستانه تحمل اقتصاد جهانی (قیمت لحظه‌ای 200 دلاری و قیمت پایدار ۱۵۰ دلاری بنابر محاسبات معتبر) را تهدید کند.
این شوک قیمتی می‌تواند بحران کنترل‌شده‌ای را در سطح اقتصاد جهانی ایجاد کند که ضمن پرهیز از خطر رکود و سقوط قیمت نفت، مزیت سیاسی و امنیتی فوق‌العاده‌ای را برای کشورمان به‌همراه آورد و ضمانت عینی تحقق خواسته‌های برحق ملت ایران قرار گیرد.
#تنگه_هرمز #قیمت_نفت
بیشتر بخوانید:دور زدن ممنوع!تنگه قیمت نفتفراتر از جنگ منطقه‌ایتعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بس
تأملات | محمد ولیانپور@mvalianpour

۷:۳۸