۱۲:۳۱
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #حجاب #کشف_حجاب #رضاشاه
۱۶:۲۲
۱۶:۲۲
۱۶:۲۲
۱۶:۲۲
۱۶:۲۲
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #روز_دانشجو #شانزده_آذر #۱۶آذر
۷:۳۶
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #تخت_جمشید #رهبر #رهبر_انقلاب #هنر
۵:۴۳
(۱) ژاک شیراک نخستوزیر دولت میتران بود. (۲) ۲۷ شهریور ۱۳۶۸ میتران طی یک مصاحبه اعتراف میکند، مطالبی را که در مناظره به شیراک نسبت داده، واقعی نبود.
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #فرانسه #منافقین
۱۱:۱۷
۱۱:۱۷
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #پهلوی #خیابان_ویلا #شهید_نجات_اللهی
۱۶:۳۳
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #شوروی #گورباچف #امام #روسیه #کمونیسم
۱۵:۱۸
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #فرانسه #کودتا #کارتر
۶:۳۷
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #رهبر
۹:۵۶
(۱) او از ژنرالهای چهارستاره نیروی هوایی بود که در آن زمان بالاترین درجه نظامی صلح آمریکا را داشت.(۲) وزیر اسبق خارجهٔ آمریکا در سال ۱۹۷۹ فرمانده عالی نیروهای متفق در اروپا بود.(۳) عباس قرهباغی، فرمانده ژاندارمری بود و در روز ۱۶دی ماه بهعنوان رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران(ستاد مشترک ارتش) منصوب شد.
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #هایزر #پیروزی_انقلاب #انقلاب #آمریکا #شاه #کارتر
۱۳:۴۹
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #کمیته_استقبال #منافقین #دهه_فجر #انقلاب_اسلامی #دوازده_بهمن
۱۳:۰۶
ناخوانده
روایت موشکی که به هواپیمای آیتالله خامنهای برخورد نکرد
...هواپیماهای عراقی خودشان را پشت رشته کوه انداختند و از دید همه رادارها محو شدند. دیگر روی صفحه رادارم چیزی نمیدیدم. به غیر از یک هواپیما که در ۱۷ کیلومتری به سمت ورامین در حال فرار بود. درست در این اثنا، رادارِ مادرِ کرج؛ گفت: هرچه دیدیم بزنیم! من هم سر رادار را به طرف هواپیما چرخاندم. همه نفرات آماده درگیری بودند. به سرعت ضامن آزاد شد، موشک را شلیک کردم و گرد و خاک به آسمان رفت.
در آن لحظه موشک از زمین کنده شده بود و بچهها هم تکبیر میگفتند، چون هواپیمای دشمن تا چند ثانیه دیگر هدف قرار میگرفت. ناگهان جرقهای در ذهنم زد: این هواپیمای سی-۱۳۰ خودمان است! در آن شلوغی کسی حرف مرا نمیشنید و زمان فکر کردن هم نبود. فقط داد زدم: سی-۱۳۰ است. میخواهم موشک را دیستروی کنم. در چنین شرایطی یک افسر داخل اتاق عملیات شد و گفت: «من چند لحظه قبل یک هواپیمای سی-۱۳۰ دیدم که از اینجا رد شد.» من که دستم روی دکمه بود به محض اینکه حرفهای او را شنیدم با اطمینان دکمه را فشار دادم.
موشک نزدیک هواپیما منفجر شد. پرسنل سایت چهار، خصوصا بچههای عملیات و نگهداری که تلاش کرده بودند تا موشک پرواز کند، وقتی آمدند به من گفتند: «محمد! زدی یا نه؟» گفتم:«دیستروی کردم.» پرسیدند: «با کدام دستور این کار را کردی؟» گفتم: «به تشخیص خودم.» در آن شرایط بحرانی بعضی خیال میکردند راستی راستی مچ یکی از خائنان را گرفتهاند. گفتند یکی دیگر شلیک کنم اما این کار را نکردم. تمام این مسائل در چهل پنجاه ثانیه اتفاق افتاد. بحث ادامه داشت و کار به درگیری لفظی کشیده بود.
ساعت ۸ همان شب که ۱۴ مهر ۱۳۵۹ بود، همه چیز مشخص شد. آن هواپیما در فرودگاه اصفهان به زمین نشست. آنوقت همه متوجه شدند کارم درست بوده. وقتی به دژبانی گفتند کاری به من نداشته باشد تازه متوجه شدم که ممنوع الخروج بودهام.
صبح روز بعد حجتالاسلام معادیخواه که آن زمان نماینده مجلس با یک سرهنگ که فرمانده پدافند سی-۱۳۰ بود از پایگاه یکم آمدند و موضوع کاملا روشن شد. آن سرهنگ درجه ام را پرسید. گفتم: «گروهبان یک»، گفت از همین الان درجه استواریات را بزن: «گفتم اگر دیشب نمیتوانستم این موضوع را ثابت کنم و مرا اعدام میکردید، چه؟»
بعدها فهمیدم تعداد زیادی از مسئولان و بیست نفر از نمایندگان مجلس در هواپیما بودند.
ناخوانده: «یکی از آنها آیتالله خامنهای بود.»
متن فوق بریده ای از کتاب «شلیک به آسمان»، خاطرات محمد مصطفویفر است. این کتاب در سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد. #ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #رهبر
ناخواندههای تاریخ انقلاب اسلامی
@naakhaandeh
#ناخوانده #روایت #باشگاه_روایت #رهبر #ترور #آمریکا #اسراییل
۱۷:۴۱
#ناخوانده #روایت #باشگاه_روایت #دهه_فجر #انقلاب #کارتر #برژینسکی #کودتا #محلاتی
۱۰:۰۹
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #واردات_اسرائیلی #پهلوی #اقتصاد #کشاورزی
۱۰:۳۲
#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #حزب_جمهوری #شهید_بهشتی #تشکل #باهنر #آیتالله_خامنهای #حزب
۱۳:۲۲