اگر آگاه نباشیم، خواهیم دید که صهیونیستها فقط به «تجزیه ایران» راضی نمیشوند. تجزیه ایران، مقدمه نابودی «گهواره تمدن» در بینالنهرین است که سرچشمه تمدنهای کهن و مهد پیامبران شناخته میشود.ما با یک جنگ ضدتمدنی علیه ایران مواجه هستیم؛ کشوری که نه شرقی، نه غربی و نه عربی است.
اگر ایستادگی ایرانیان مانند آنچه در جنگهای گذشته در تاریخ ما رخ داده، نباشد، به زودی دشمنان به اهداف تمدنی، میراث فرهنگی و معنوی، آثار باستانی و… حملات وحشیانهای خواهند کرد تا این سرمایههای جایگزینناپذیر را نابود کنند. البته آنها به نحوی مفتضحانه، مغلوب ایران خواهند شد.
لینک توئیتhttps://x.com/fazlinejad/status/1935856240015413479?s=46&t=Uosl-8SuF3VjvMg7byi4Rw
@naghdeandisheh
اگر ایستادگی ایرانیان مانند آنچه در جنگهای گذشته در تاریخ ما رخ داده، نباشد، به زودی دشمنان به اهداف تمدنی، میراث فرهنگی و معنوی، آثار باستانی و… حملات وحشیانهای خواهند کرد تا این سرمایههای جایگزینناپذیر را نابود کنند. البته آنها به نحوی مفتضحانه، مغلوب ایران خواهند شد.
@naghdeandisheh
۱۲:۱۴
آفاتِ خرافاتِ دینی- اگر منکر تجدد شویم، مانند طالبان میشویم
رونمایی از جلد شماره ۴ و ۵ مجله نقد اندیشه - آغاز طرح پیشخرید
️ضرورتِ انقلابِ توافقیمردم عادی از حکومت چه میخواهند؟۲۸ بحث با حضور مهرزاد بروجردی، جان کین، آصف بیات، شیرین هانتر، مازیار بهروز، دیوید لین، حمید پارسانیا، بهروز قمری تبریزی و...
️چگونه ملتی میمیرد؟۳۳ بحث در باب مخاطراتِ تمدنی ایران: جلال خالقی مطلق، سیدحسین نصر، فریدون جنیدی، احمد کریمی حکاک، محمدرضا سحاب، سید عطالله مهاجرانی و...
️ قحطیِ فکر و غیبتِ غولهاچرا متفکران از تفکر بازماندهاند؟محسن رنانی، حسن انوری، سیدیحیی یثربی، فریدون مجلسی، منوچهر صانعی دره بیدی و…
احیایِ الهیاتِ جنگفرجام جنگهای بیپایان: جوزف نای، محسن میلانی، الکساندر دوگین، رضا غلامی، جکگلدستون و…
دو ضمیمه ویژه: نقشه تمدنهای جهان ایران در نقشههای کهن
۴۲۶ صفحه | ۴۰۰ هزار تومان | ۸ پرونده | ۱۱۰ چهره | ۴ میزگرد | ۱۸ گفتگو | جلد: بهاءالدین خرمشاهی
لینک پیش خرید (پست رایگان)zarinp.al/711299
اینستا instagram.com/naghdeandisheh
توییترtwitter.com/naghdeandisheh@naghdeandisheh
۱۶:۳۰
ضرورت انقلابِ توافقی/ یک پیام فوری: درسهایی برای جمهوری اسلامیِ جدید
گزیده/ سرمقاله پیام فضلینژاد، مجله نقد اندیشه، تابستان و پائیز ۱۴۰۴، صص ۱۱-۶
پیری زودرس انقلابها میتواند منجر به مرگ نابههنگام نظامها شود.
اگر جمهوری اسلامی تن به یک انقلاب توافقی ندهد، دگرگونیهای رادیکال پیش از موعد فرا خواهند رسید؛ همانطور که جنگ و پیامدهای غیر منتظره آن برای بسیاری از تحلیلگران قابل پیشبینی نبود.
ایران، در سال ۱۴۰۴، در یک موقعیت مرزی، تاریخ معاصر خود را سپری میکند: جایی که سایه جنگ تمدنی، آینده را تیره کرده وبنبستهای پیاپی سیاسی و معرفتی، هر خیزشی را به چالشکشیده است. این لحظه، نه با طوفانهای گذشته، نه با نیرنگهای پنهان و نه با ویرانیهای پیشین، بلکه با نیروی «خرد» باید تاریخ را بازنویسی کند.
همه به نظم کنونی معترضاند و تنها راه کمهزینه تغییر نظم، تغییر رژیم حقوقیِ قانون اساسی، به عنوان شرط لازم و نه کافی، برای یک انقلاب توافقی است.
جامعه ما پس از سپری کردن یک تاریخِ درگیر، نیاز به «قرارداد جدید» میان طبقات اجتماعی، نیروهای سیاسی و کنشگران مؤثر دارد. جامعه ایران در ۱۲۰ سال گذشته سه دوره انقلاب، کودتا و جنگ را سپری کرده و امروزه باید به سوی یک دولتسازی پایدار حرکت کند.
مصلحت جمهوری اسلامیِ جدید، دیگر ایجاد بحرانهای خودانگیخته برای پوشاندن گسلها نیست و نظام سیاسی چارهای جز بازتوزیع قدرت در همه سطوح ندارد.
«توافق با جامعه» مقدم بر وفاقِ درونِ حکومت است. اگر توافق اجتماعی جدید کامیاب باشد، میتوان امید به افزایش همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی داشت و آن را به وفاق ترجمه کرد، در غیر این صورت، وفاق نمایشی به ضد خود تبدیل خواهد شد.
مردم میخواهند بساط خاندانهای حکومتگر، حماقت در حکمرانی و تبعیضهای ناروا برچیده شود و همه میدانند که به زودی باید از آشوب این دیوانسالاریِ ورشکسته عبور کنیم.
در این موقعیت مرزی، تنها راه نجات، «انقلاب توافقی» است. هر نیرویی که به دنبال بازسازی ملی ایران است، باید به دنبال صورتبندی ایده «انقلاب توافقی» باشد و اجازه ندهد که ارادههای خارجی، آینده ایران بزرگ را بسازند.
هم مردم عادی یک توافق مجدد با حکومت را میخواهند تا از بنبست موجود گذر کنند و هم نخبگان ضرورت یک انقلاب معرفتی را تذکر میدهند تا بتوانند هندسه فکری جدیدی برای عصر بعدی بسازند.
اگر هوشیار نباشیم، عصر دولتهای کوتاهمدت و دوره خونبار دیگری در تاریخ ما فرا خواهد رسید.
ثبات نظامها به توازن قدرت داخلی و خارجی وابسته است، توازنی که بدون گفتوگوی فراگیر فرو میریزد. نظامهای گرفتار، بدون بازتعریف جایگاه منطقهای، به پرتگاه میرسند.
انقلاب توافقی، حلقه پنجم از ایدههای سه چرخه تاریخی،تنشهای سهگانه، چرخش تمدنی و جنگ تمدنی نگارنده است که میتواند ما را از پرتگاه نجات دهد، اما این انقلاب، دشمنانی پنهان در کمین دارد.
حزباللهیهای تقلبی مانند احمد الشرع در سوریه، جولانیهای فردا در ایران هستند. بنیادگرایی آنها همانقدر که به ظاهر محکم و استوار است، در باطن، سست و بیبنیاد است و به غایت، فرصتطلب به شمار میروند و همچنان، مهیاترین بستر نفوذ دشمن در ایران امروز هستند. این خسارت، نه فقط از حماقت که از خیانتی مرموز سرچشمه میگیرد.
بازتاب/ متن گزیده در ویژهنامه قانون اساسی روزنامه اطلاعاتhttps://ettelaat.com/x35vF
اینستاinstagram.com/naghdeandisheh
توییترtwitter.com/naghdeandisheh@naghdeandisheh
پیری زودرس انقلابها میتواند منجر به مرگ نابههنگام نظامها شود.
اگر جمهوری اسلامی تن به یک انقلاب توافقی ندهد، دگرگونیهای رادیکال پیش از موعد فرا خواهند رسید؛ همانطور که جنگ و پیامدهای غیر منتظره آن برای بسیاری از تحلیلگران قابل پیشبینی نبود.
ایران، در سال ۱۴۰۴، در یک موقعیت مرزی، تاریخ معاصر خود را سپری میکند: جایی که سایه جنگ تمدنی، آینده را تیره کرده وبنبستهای پیاپی سیاسی و معرفتی، هر خیزشی را به چالشکشیده است. این لحظه، نه با طوفانهای گذشته، نه با نیرنگهای پنهان و نه با ویرانیهای پیشین، بلکه با نیروی «خرد» باید تاریخ را بازنویسی کند.
همه به نظم کنونی معترضاند و تنها راه کمهزینه تغییر نظم، تغییر رژیم حقوقیِ قانون اساسی، به عنوان شرط لازم و نه کافی، برای یک انقلاب توافقی است.
جامعه ما پس از سپری کردن یک تاریخِ درگیر، نیاز به «قرارداد جدید» میان طبقات اجتماعی، نیروهای سیاسی و کنشگران مؤثر دارد. جامعه ایران در ۱۲۰ سال گذشته سه دوره انقلاب، کودتا و جنگ را سپری کرده و امروزه باید به سوی یک دولتسازی پایدار حرکت کند.
مصلحت جمهوری اسلامیِ جدید، دیگر ایجاد بحرانهای خودانگیخته برای پوشاندن گسلها نیست و نظام سیاسی چارهای جز بازتوزیع قدرت در همه سطوح ندارد.
«توافق با جامعه» مقدم بر وفاقِ درونِ حکومت است. اگر توافق اجتماعی جدید کامیاب باشد، میتوان امید به افزایش همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی داشت و آن را به وفاق ترجمه کرد، در غیر این صورت، وفاق نمایشی به ضد خود تبدیل خواهد شد.
مردم میخواهند بساط خاندانهای حکومتگر، حماقت در حکمرانی و تبعیضهای ناروا برچیده شود و همه میدانند که به زودی باید از آشوب این دیوانسالاریِ ورشکسته عبور کنیم.
در این موقعیت مرزی، تنها راه نجات، «انقلاب توافقی» است. هر نیرویی که به دنبال بازسازی ملی ایران است، باید به دنبال صورتبندی ایده «انقلاب توافقی» باشد و اجازه ندهد که ارادههای خارجی، آینده ایران بزرگ را بسازند.
هم مردم عادی یک توافق مجدد با حکومت را میخواهند تا از بنبست موجود گذر کنند و هم نخبگان ضرورت یک انقلاب معرفتی را تذکر میدهند تا بتوانند هندسه فکری جدیدی برای عصر بعدی بسازند.
اگر هوشیار نباشیم، عصر دولتهای کوتاهمدت و دوره خونبار دیگری در تاریخ ما فرا خواهد رسید.
ثبات نظامها به توازن قدرت داخلی و خارجی وابسته است، توازنی که بدون گفتوگوی فراگیر فرو میریزد. نظامهای گرفتار، بدون بازتعریف جایگاه منطقهای، به پرتگاه میرسند.
انقلاب توافقی، حلقه پنجم از ایدههای سه چرخه تاریخی،تنشهای سهگانه، چرخش تمدنی و جنگ تمدنی نگارنده است که میتواند ما را از پرتگاه نجات دهد، اما این انقلاب، دشمنانی پنهان در کمین دارد.
حزباللهیهای تقلبی مانند احمد الشرع در سوریه، جولانیهای فردا در ایران هستند. بنیادگرایی آنها همانقدر که به ظاهر محکم و استوار است، در باطن، سست و بیبنیاد است و به غایت، فرصتطلب به شمار میروند و همچنان، مهیاترین بستر نفوذ دشمن در ایران امروز هستند. این خسارت، نه فقط از حماقت که از خیانتی مرموز سرچشمه میگیرد.
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
۱۳:۰۷
فضلینژاد: باید صدای نوجوانان و جوانان معترض را به رسمیت شناخت و افکارشان را بدون سانسور شنید
یادداشت پیام فضلینژاد، روزنامه اطلاعات، صفحه ۲، سیام دیماه ۱۴۰۴
بیتردید باید استدلالهای کسانی را که حتی گمان میکنند دخالت خارجی به نفع آینده کشور است و از این رهگذر ایران تجزیه نخواهد شد، شنید و به نقد و مباحثه عالمانه گذاشت. نباید از این گفتوشنودها ترسید، بلکه بهتر است تا با جسارت نظری، راهی به سوی یک عقلانیت بینالاذهانی و مفاهمه بین نسلی ساخت.
نباید یک «پدیده نرم اجتماعی» را ناآگاهانه یا از سر عمد، به مسلخ یک «هجمه سخت» برد
ایران، چگونه باید از سویی در برابر یک «حمله ضدتمدنی» از بیرون (و در برابر کشورهای متخاصم) مقاومت کند، و از دیگر سو، در برابر «چرخش تمدنی» از درون نیز غافل و منفعل نماند تا در نهایت، طعمه دیگران نشود؟
ایران تمدنی، اکنون در حال محک خوردن است. این آزمون آزمونها برای همه نسلهاست که باید در برابر دو خطر توامان «حمله» از بیرون و «چرخش» از درون بیدار بمانند و این موقعیت مرزی را دریابند.
متن کاملettelaat.com/x38zv
۲۱:۱۶
صداها را باید به موقع شنید، نه هنگامی که بحرانها به مرحلهای بازگشتناپذیر میرسند
پیام فضلینژاد، درسِ نیم قرن، روزنامه اطلاعات، ۷ بهمن ۱۴۰۴، صفحه دو
دیوانسالاران ما دچار ضعف مزمن در شناخت وضع موجود کشور هستند
متاسفانه آنچه حاکمان ما در سالیان گذشته از آن غفلت میکردند، همان بود که اکثر دانشوران ما دلسوزانه به آن اهتمام داشتند و دربارهاش هشدارهای پیاپی میدادند، اما «صدای متفکران» هم مانند صدای مردم شنیده نشد.
واقعیت را نمیتوان پنهان یا جعل کرد
براساس پیمایشهای معتبر در باب وضع موجود حدود ۶۰ درصد #جوانان ما علاقه خود را به رعایت آداب دینی از دست دادهاند و ۷۰ درصد آنها تمایل دارند که قوانین و مقررات برپایه عرف تنظیم شود.
میزان مخاطبان وفادار تلویزیون در میان جوانان ۱۸ تا ۳۴ سال به ۱۰ درصد رسیده است. در مقابل، در پنج سال گذشته مخاطبان وفادار ماهواره تقریبا ۵۰ درصد رشد داشته و این نشاندهنده کاهش مرجعیت ملی است.
قدرتمندان ما، همانطور که دین را بر خود تنگ گرفتند، فکر را نیز نزد خود محدود ساختند.
متن کاملettelaat.com/news/134418
۱۷:۳۴
۱۷:۳۴
۱۷:۳۴
رسانههای ارتجاعی هر صدای مستقلی را سرکوب میکنند
پیام فضلینژاد، روزنامه اطلاعات، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، صفحه دو
از دیماه ۱۴۰۴ بسیاری از نظریهها و الگوهایی که جامعه و سیاست ایرانی پیش از این با آنها تحلیل و تفسیر میشد، در حال منسوخ شدن است
در ایران همه چیز، از انسانها تا مفاهیم، هر یک به نوعی زخمی کاری خوردهاند. بنابراین، غیرطبیعی نیست که تمام عناصر مدنی و اخلاقی ما در گستره یک دولت - ملت، در حال دگرگونی باشد.
دیگر نمیتوان بسیاری از پدیدهها را با استدلالهای سابق و استنادات پیشین شرح داد.
حجم آوارهای ذهنی، بزرگ است و واژگان، توان و تکافوی توضیح «موقعیت» را ندارند.
بزارهای نظری و دستگاههای فکری، خصوصا در میان جریانهای حاکم، مثل سابق کار نمیکنند.
وقتی فروبستگیها به سر حد خود میرسند، خطر غلبه «ارتجاع» نیز به بالاترین حدش میل میکند. با تشدید فروبستگی، ارتجاع نیز شدت میگیرد.
همانطور که علامه فقید، استاد محمدرضا حکیمی شرح دادهاند «مشکل اصلی در هر انقلابی سیطره مجدد ارتجاع است… امروزه مهمترین وظیفه قطعی روشنفکران مسلمان، مبارزه با چیرگیِ مرتجعان است. آنها انقلاب مردم را از گوهر خود تهی میکنند، چنانکه گویی هیچ انقلابی واقع نشده و باید دوباره انقلاب کرد.»
در هفتههای گذشته که ایران به تلاطم افتاده، رسانههای ارتجاعی در داخل و خارج کشور، هر صاحبنظری را که تسلیم پندارهای آنها نشده و بر استقلال رای خود پای فشرده است، با تمام قوا طرد و تکفیر کردهاند.
اکنون کار به جایی رسیده که با شعار «کینه مقدس» به اصل تفکر و اساس اندیشه در ایران میتازند و متفکران را اصلیترین عامل بدبختی ایران معرفی میکنند!
گویا برگه ماموریت مشابهی در دست همه نیروهای ارتجاع است تا در اتحادی نانوشته، به خردکُشی بپردازند و جامعه را از تفکر بازدارند
مردم میدانند که خردکُشی، خودکشی است. اگر «آرمانشهری» فروریخته، آرمانشهر بعدی از راه تفکرستیزی به دست نمیآید، بلکه این مسیر به ناکجاآباد میرسد.
اگر یک «توافق جدید» میان دولت و ملت به دست نیاید، آشفتگیها بیشتر خواهد شد.
متن کاملhttps://ettelaat.com/x39sd
۱۱:۰۰
عارضه کمای فکری/ منابع استراتژیک فرهنگی در خطر است
پیام فضلینژاد، روزنامه اطلاعات، ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، صفحه دو
به نظر میرسد کشور به عارضه «کمای فکری» دچار گشته است. افکار جریانساز، خاموش شدهاند و جامعه فکری ایران در حال کوچک شدن است…
منابع استراتژیک فرهنگی، یعنی آن نهادها و ابزارهای معرفتی که هویت ملی، آگاهی جمعی و تداوم تمدنی یک ملت را در برابر فراموشی و تحریف حفظ میکنند، در معرض خطر وجودی قرار گرفتهاند.
از رسانههای مرجع، مجلات فکری، کتاب و کتابت تا نقشهنگاری، تمبرنگاری و نوآوریها در علوم فرهنگی، هر یک چالشهای کمسابقهای را تجربه میکنند.
تیراژ مجلات فکری و فرهنگی (مکتوب و سراسری)، نسبت به ۱۰ سال قبل، دستکم ۶۰ تا ۸۰ درصد کاهش یافته و در یک جامعه ۹۰ میلیونی، تیراژ کلشان کمتر از یکدهم درصد در جمعیت کشور است.
روزنامههای سراسری نیز روزهای تلخی را از سر میگذرانند. برخی از آنها در کمتر از هزار نسخه توزیع میشوند.
وضع نشریات دانشگاهی و تخصصی هم وخیم است: از ۳۷۰۰ عنوان مجله علمی، بسیاری از آنها تعطیل شدهاند.
در واقع، بحران اصلی جانشینی در اینجاست: جایی که هیچ جایگزینی برای متفکران و عالمان وجود ندارد و چرخه تولید و بازتولید معرفت مختل میشود.
سرانه مطالعه در ایران به عنوان پرچمدار یک تمدن کهن، تاسفبرانگیز است و اکثریت قابلتوجهی از مردم هیچ کتابی مطالعه نمیکنند. شمارگان کتاب نیز به شدت افت کرده و رکورد بیشترین عنوان با کمترین مخاطب را زدهایم!
نقشهنگاری و تمبرنگاری، روایتهای تمدنی را بازآفرینی میکنند، پیوندی محکم میان گذشته و آینده میسازند و هویت ملی یک کشور را در سطح جهانی تثبیت میکنند، اما فراموش شدهاند.
در چند دهه گذشته اکثرا مقبره مفاخر و آرامگاه مشاهیر، به بدترین شکل، در اسکناسهای رایج کشور چاپ شده است. به سبب همین غفلت، کشورهای دیگر با نوآوری در سیاستهای پولی، برخی از مزیتهای تمدن ایرانی را به سادگی مصادره کردهاند.
کشور باید ابزارهای استراتژیک و سیاستهای هویتی خود را به منظور ارتقای جایگاهش از بیخ و بن بازسازی کند، وگرنه شکست میخورد.
اگر این فرصت از دست برود، راه بازگشتی وجود ندارد. در چنین لحظههای تاریخی است که چراغ تفکر، هر چقدر هم کم سو باشد، باید روشن بماند. در این لحظه است که همه باید علیه فراموشی متحد شویم.
متن کاملettelaat.com/x3bfm@payamfazlinejad
به نظر میرسد کشور به عارضه «کمای فکری» دچار گشته است. افکار جریانساز، خاموش شدهاند و جامعه فکری ایران در حال کوچک شدن است…
۱۵:۵۲
به سوی ناکجاآباد/ با وضع موجود، همه طرفها خواهند باخت
پیام فضلینژاد، روزنامه اطلاعات، پنجم اسفند ۱۴۰۴، صفحه دو
با یک چشم اشک و یک چشم خون باید گفت، ملتی که بدون تاریخ زندگی کند، به ناکجاآباد خواهد رفت
در ایران امروز، «حافظه تاریخی» از همه سو به میدان نبردِ روایتهای ساده و یکجانبه تبدیل شده است.
از یک سو، رسانههای ماهوارهای و از سوی دیگر صداوسیما، با تکخطی کردن روایتها، ویرانیِ حافظه جمعی را تسریع میکنند
یک طرف به اسم بازسازی تاریخ ملی و باستانی، گذشته را سادهسازی میکند و طرف دیگر برای حفظ تاریخ اسلام و انقلاب به همان دام میافتد
این فرایند، گذشته را از یک فرآیند پرپیچوخم به داستانی راحت برای توجیه حال یا تصرف قدرت بدل میکند.
در این صحنه، حتی اگر مهرزاد بروجردی در ایران اینترنشنال علیه عادیسازی مداخله خارجی موضع بگیرد، از سوی همان تلویزیون تخطئه میشود.
در صداوسیما نیز هیچ کسی جز چند چهره تکراری برای مباحثات تاریخی دعوت نمیشود و درها بسته است.
باید هرچه سریعتر به این همافزایی پایان داد، چون این سنخ از روایتها با گزینش نقاط روشن یا تاریک، پیچیدگیهای تاریخی را حذف میکنند و امکان درسآموزی از گذشته را به صفر میرسانند.
همین روایتهای سیاه و سفید به بزرگترین منبع اشتباه محاسباتی تبدیل شده است. بخشی از حاکمیت با فروکاستن تاریخ به دورانی آخرالزمانی و نقش دشمنان در این دوران، عمق آسیبهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و فرسودگی اعتماد عمومی را دستکم گرفته است.
به همین سبب، حاکمیت امواج نارضایتیها را به درستی نمیبیند. نتیجهاش، سیاستگذاریهای غلطی است که به جای درمان ریشهای، آتش را بیشتر شعلهور میکند.
مردم عادی نیز میان این دو قطب، انتخابهای مطلوبی پیشرو ندارند: یا به انفعال میرسند و ناامید میشوند، یا در انتظار معجزهای خیالیاند. همین امر در نهایت، کنش مدنی و عقلانیت انتقادی را فلج میکند.
در این بازی، همه طرفها «بازندگان تاریخ» خواهند بود، چون سادهسازیِ گذشته، کُشنده است. باید آگاه بود که تبعات این «اشتباه محاسباتیِ جمعی» بسیار سنگین است.
از مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر و بنیاد تاریخپژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، عملا صدایی بلند نمیشود.
در میانه این دوگانه، حتی پروژههای بیطرفانهای مانند مجموعه تاریخ شفاهی هاروارد به رهبری حبیب لاجوردی که اشتباهات حکومت پهلوی را بیپروا آسیبشناسی میکرد، به حاشیه رفته و درسهای آن برای امروز نادیده گرفته شده است،
تا اطلاع ثانوی به هیچ یک از طرفین دعواهای تاریخی نباید اعتماد مطلق کرد، بلکه باید با عقل نقاد به تماشای گذشته رفت.
متن کاملettelaat.com/x3bGc
۲۱:۱۳
ایران متحد، پیروز خواهد شدتجاوز به خاک میهن با پاسخ کوبنده همه ایرانیان همراه خواهد بود. هیچ نیروی آزادیخواهی، گزینه تسلیم را انتخاب نخواهد کرد و ایران متحد از این آزمون خطیر نیز سرافراز بیرون خواهد آمد.در این لحظه برای همه سربازان میهن آرزوی توفیق و پیروزی داریم.
۹:۵۴