به مناسبت چهلمین روز درگذشت مادر گرامی مرحومه مغفوره شادروانسیده معصومه بیسوانبه اطلاع کلیه دوستان و آشنایان محترم میرساند:مراسم چهلمین روز درگذشت آن زندهیاد از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰ روز پنجشنبه ۳۰ بهمن بر سر مزار آن مرحوم واقع در حصار امیر، ده امام آرامگاه ابدیاش برگزار میگردد.حضور شما سروران گرامی موجب شادی روح آن مرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد.
از طرف خانوادههای بیسوان، حیدری، نهاردانی، داورزنی و اقوام آن مرحوم.
از طرف خانوادههای بیسوان، حیدری، نهاردانی، داورزنی و اقوام آن مرحوم.
۱۷:۲۵
اهالی محترم و فهیم روستا:
به عنوان بخشی از جمعی که نبض تپنده و دغدغهمند این آبادی را در سینه احساس میکنیم، لازم است یادآوری کنیم که فردا، پایان مهلت رسمی ثبتنام داوطلبان شوراهای اسلامی روستاهاست.
این فرآیند، فراتر از یک رویه اداری است؛ این نقطه تلاقی تعهد دینی و مسئولیت اجتماعی ما در قبال آیندهی روستاست. از آن دسته از شما سروران که نیت پاک و انگیزهی خدمت صادقانه دارید،میخواهیم از سپردن این امر حیاتی به ساعات پایانی به جد بپرهیزید.
تأخیر در این لحظات حساس، نه تنها فرصت حضور شما را در معرض خطر قرار میدهد، بلکه به دلیل فشار احتمالی بر سامانهها، ممکن است عملاً مسیر خدمترسانی را برای تمامی علاقهمندان مسدود سازد.
اگر قدمی در جهت توسعهی پایدار و تحقق عدالت محلی برمیدارید، اکنون زمان عمل است. با ثبتنام بهموقع، هم به تعهد قانونی خود عمل کردهاید و هم به همگان اثبات میکنید که دغدغهمندی برای جامعه، یک شعار نیست، بلکه یک اقدام عملی و بهموقع است.
فردای بهتر روستایتان ، نیازمند تصمیمهای امروز شماست.
۷:۰۵
مرور یک خاطره متناسب با حال و هوای این روزها


یادش بخیر؛ کارهای سخت کشاورزی باید قبل از ماه رمضان انجام میشد. همه بهنوعی خودشان را جمعوجور میکردند.حاج محمد از بلندگوی مسجد دعوت میکرد تا عدهای برای روفتوروب مسجد بیایند. معمولاً دخترخانمها میرفتند؛ از جارو و گردگیری گرفته تا شستن استکانها و تهیه قند و چای که بیشتر هم نذری بود.اگر زمستان بود، بخاریها را هم راهاندازی میکردند و نفت میزدند.از همان شب اول، خواندن دعای افتتاح و دعای مخصوص هر شب و همچنین «یا علی و یا عظیم» به راه بود و معمولاً سرِ خواندن هم رقابت میشد.چون هر شب دعا تکرار میشد، تقریباً حفظ بودیم و تا حدودی همخوانی میکردیم.پاهایمان که خسته میشد، منتظر میماندیم دعا برسد به «اللهم صل علی علی امیرالمؤمنین…» و ادامه «اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّ أَمْرِكَ الْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ»و بلند میشدیم برای ادای احترام به امام زمان؛ یک تیر و دو نشان.ما هم با دوستانمان آماده بودیم برای چای دادن، زیر نظر حاج غلام یا مرحوم کربلایی اکبر یا مرحوم محمد اسماعیل و گاهی دیگران. هر کس وارد میشد باید فوراً چای میبردیم و قند میگذاشتیم، گاهی هم خرما پخش میکردیم و در نهایت نعلبکی برای جمع کردن هستههای خرما و تعارف دوباره چای، با همان کتری یکرنگ، و جمع کردن استکانهای خالی…@nahaldanشبهای اول جمعیت کمتر بود. ادعیه که تمام میشد، منتظر مرحوم حاج شیخ عباس میماندیم. دو به دو با هم صحبت میکردند و ولولهای به راه میافتاد، تا اینکه مرحوم حاج شیخ عباس میرسید. همه بلند میشدند و مرحوم حاج مندلی بلند صلوات میفرستاد؛ صدای بقیه زیر صدای حاج مندلی گم میشد. خداوند بیامرزدشان.مرحوم حاج شیخ سر و گاهی کمر و دو دست را به نشانه احترام و اجازه نشستن بالا و پایین تکان میداد. روی منبر نمیرفت و کنار منبر مینشست و ما فوراً یک لیوان چای مخصوص با نعلبکی و خرما نزدش میبردیم. باید حواسمان میبود که تا قصد منبر کنند، بلندگو را ردیف کنیم و به دستور حاج غلام یک لیوان آب جوش ببریم و روی پله دوم منبر بگذاریم.بالا رفتن از منبر هم با سه صلوات بود و شروع کلام مرحوم حاج شیخ با سلام و صلوات انبیا که تا حدودی به ابوالقاسم و محمد را صلوات ختم میشد و در نهایت: «قال الله الحکیم فی کتابه الکریم…» و ادامه روضه.ادامه دارد……نقل از مهدی نهاردانی حاج حسین
نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
روبیکا: rubika.ir/nahaldan
بله: ble.ir/nahaldan
ایتا: eitaa.com/nahaldannews1
نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
۱۹:۳۳
لوله ها رسید....
۶:۲۰
نهالدان نیوز
لوله ها رسید....
۶:۵۲
نهالدان نیوز
به مناسبت چهلمین روز درگذشت مادر گرامی مرحومه مغفوره شادروان سیده معصومه بیسوان به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان محترم میرساند: مراسم چهلمین روز درگذشت آن زندهیاد از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰ روز پنجشنبه ۳۰ بهمن بر سر مزار آن مرحوم واقع در حصار امیر، ده امام آرامگاه ابدیاش برگزار میگردد. حضور شما سروران گرامی موجب شادی روح آن مرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد. از طرف خانوادههای بیسوان، حیدری، نهاردانی، داورزنی و اقوام آن مرحوم.
یادآوری مراسم ختم امروز در تهران به مناسبت چهلمین روز درگذشت مادر گرامی مرحومه مغفوره شادروانسیده معصومه بیسوانبه اطلاع کلیه دوستان و آشنایان محترم میرساند:مراسم چهلمین روز درگذشت آن زندهیاد از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰ روز پنجشنبه ۳۰ بهمن بر سر مزار آن مرحوم واقع در حصار امیر، ده امام آرامگاه ابدیاش برگزار میگردد.حضور شما سروران گرامی موجب شادی روح آن مرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد.
از طرف خانوادههای بیسوان، حیدری، نهاردانی، داورزنی و اقوام آن مرحوم.
از طرف خانوادههای بیسوان، حیدری، نهاردانی، داورزنی و اقوام آن مرحوم.
۹:۵۰
با سلام و احترام
هیئت پیروان قرآن ضمن تبریک فرا رسیدن ماه ضیافت الهی، ماه مبارک رمضان، بدینوسیله از عموم نهالدانیهای مقیم تهران، خاتونآباد و پاکدشت به همراه خانوادههای محترم دعوت مینماید تا در محفل نورانی انس با قرآن کریم حضور بهم رسانند.
حضور گرم شما موجب رونق و برکت هرچه بیشتر این محافل نورانی خواهد بود.
— هیئت امنای هیئت پیروان قرآن
۱۶:۵۵
یادی از مرحوم اکبر قربان و مرحوم حسین رضاقلی به مناسبت پانزدهمين سالگرد درگذشت شان.....روحشان شاد و یادشان گرامی به برکت فاتحه و صلوات
۷:۳۲
نهالدان نیوز
یادی از مرحوم اکبر قربان و مرحوم حسین رضاقلی به مناسبت پانزدهمين سالگرد درگذشت شان..... روحشان شاد و یادشان گرامی به برکت فاتحه و صلوات
به همین بهانه خاطره ای از مرحوم اکبر قربان :
خاطره من از روزهایی است که صدای تقتق موتور آسیاب، بخشی از نفس روستا بود. محله سراستخر و آسیاب مرحوم میرزاحسن رادحسینی به عهده آسیاببان پیر، مرحوم اکبر قربان بود که در اینجا از او با عنوان عمو اکبر یاد خواهم کرد.روی پلههای جلو مسجد نشستهایم که کسی صدا زد: «هوی پسر حج حسین!» رویم را به طرف صدا چرخاندم و مرحوم عمو اکبر را با دستهای گازوئیلی و سیاه دیدم؛ مستأصل، انگار امروز سالها نسبت به دیروز پیرتر شده باشد و حریف هندل آسیاب نشده و اینطور مرا به کمک طلبیده است. به سمتش رفتم و با هم از درِ موتورخانه آسیاب وارد شدیم؛ فضایی با بوی گازوئیل و چرب، که موتور آسیاب وسط آن تعبیه شده و روی دیوارها تعدادی آچار و چند تسمه و وسایلی از این قبیل آویزان بود. کنار گوشهها تعدادی بشکه گازوئیل و ۲۰ لیتری هم دیده میشد.بعد از توضیحات مرحوم عمو اکبر، من دسته هندل را گرفتم و در جهت عقربههای ساعت چرخاندم، اما یک «تق» و هیچ. عمو اکبر گفت: «هی هی، نه کار تو نیست.» من هم عرقم کرد و هم به من برخورد و دوباره دست به کار شدم، اما باز هم ناموفق. این بار خود عمو اکبر، انگار تمام توانایی خود را دوباره یکجا دریافت کرده باشد، خودش دست به کار شد و این بار ممتد صدای تقتق آمد و فوراً دسته را بیرون کشید و موتور روشن شد. انگار قلق انجام کار از زور انجام کار بیشتر به کار میآمد و عمو اکبر شاید قبل از حضور من، به امید نیروی جوانی که به کمک بطلبد، تمام توان خود را به کار نبسته بود، اما وقتی از نیروی جوان ناامید شد، خودش از عهده کار همیشگیاش برآمد.آسیاب دو تا اتاق داشت و روبهروی منزل و مغازه مرحوم آقا میرزاحسن رادحسینی و در نبش پیچ ورودی سراستخر واقع شده بود. یک اتاق که موتورخانه بود و شرح آن انجام شد و درِ آن از سمت سراستخر باز میشد و اتاق دیگر در ادامه آن که ورودیاش از داخل کوچه بود. وقتی وارد میشدی، در سمت راست یک فضای سیمانی مربعشکل به ارتفاع ۲۰ سانتیمتر برای ورود آرد از خروجیهای سنگهای آسیاب، که با دو تا لوله پارچهای سفید شبیه پاچه شلوار درست شده بود، قرار داشت. خود آسیاب تقریباً بین دو تا اتاق بود، تشکیل شده از یک مخزن مخروطیشکل برای تخلیه گندم یا جو و زیر آن سنگهای آسیاب قرار داشت؛ سنگ پایین ثابت و سنگ بالایی با تسمههای تقریباً بلندی که یکطرفش وصل به موتور بود میچرخید. سنگ بالایی سوراخی داشت که گندم هدایت میشد به فضای بین دو سنگ و حاصل خروجی، یعنی آرد، با آن دو پاچه میریخت. عمو اکبر هر چند دقیقه یکبار پاچههای آردی را تکان و خالی میکرد و با یک خاکانداز آهنی تمیز، آردها را داخل کیسه مشتری میریخت و حواسش بود که کاملاً آرد هر کس را تمیز و کامل از مخزن بردارد و بعد گندم یا جو مشتری بعدی داخل مخزن ریخته میشد.معمولاً مشتریها خودشان کیسههای گندم و جو را میآوردند و با مرحوم عمو اکبر ابتدا روی باسکول وزن میکردند و وزن را روی کیسه می نوشتند و درصد مزد آسیاب هم همانجا یا بعد از پایان کار کسر میشد. به مقدار مزدی که برای این عملیات گرفته میشد به زبان محلی «توزه» میگفتند. عمو اکبر در تمام مدت کار دست و صورتش آردی بود و گاهی تا آسیاب پاچهها را پر کند، چپق خود را روشن میکرد و بغل دیوار منزل مرحوم میرزاحسن مینشست.یاد تمام درگذشتگان روستای نهالدان و مخصوصاً مرحوم اکبر قربان بخیر و روحشان شاد.نقل از مهدی نهاردانی حاج حسین نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
روبیکا: rubika.ir/nahaldan
بله: ble.ir/nahaldan
ایتا: eitaa.com/nahaldannews1
خاطره من از روزهایی است که صدای تقتق موتور آسیاب، بخشی از نفس روستا بود. محله سراستخر و آسیاب مرحوم میرزاحسن رادحسینی به عهده آسیاببان پیر، مرحوم اکبر قربان بود که در اینجا از او با عنوان عمو اکبر یاد خواهم کرد.روی پلههای جلو مسجد نشستهایم که کسی صدا زد: «هوی پسر حج حسین!» رویم را به طرف صدا چرخاندم و مرحوم عمو اکبر را با دستهای گازوئیلی و سیاه دیدم؛ مستأصل، انگار امروز سالها نسبت به دیروز پیرتر شده باشد و حریف هندل آسیاب نشده و اینطور مرا به کمک طلبیده است. به سمتش رفتم و با هم از درِ موتورخانه آسیاب وارد شدیم؛ فضایی با بوی گازوئیل و چرب، که موتور آسیاب وسط آن تعبیه شده و روی دیوارها تعدادی آچار و چند تسمه و وسایلی از این قبیل آویزان بود. کنار گوشهها تعدادی بشکه گازوئیل و ۲۰ لیتری هم دیده میشد.بعد از توضیحات مرحوم عمو اکبر، من دسته هندل را گرفتم و در جهت عقربههای ساعت چرخاندم، اما یک «تق» و هیچ. عمو اکبر گفت: «هی هی، نه کار تو نیست.» من هم عرقم کرد و هم به من برخورد و دوباره دست به کار شدم، اما باز هم ناموفق. این بار خود عمو اکبر، انگار تمام توانایی خود را دوباره یکجا دریافت کرده باشد، خودش دست به کار شد و این بار ممتد صدای تقتق آمد و فوراً دسته را بیرون کشید و موتور روشن شد. انگار قلق انجام کار از زور انجام کار بیشتر به کار میآمد و عمو اکبر شاید قبل از حضور من، به امید نیروی جوانی که به کمک بطلبد، تمام توان خود را به کار نبسته بود، اما وقتی از نیروی جوان ناامید شد، خودش از عهده کار همیشگیاش برآمد.آسیاب دو تا اتاق داشت و روبهروی منزل و مغازه مرحوم آقا میرزاحسن رادحسینی و در نبش پیچ ورودی سراستخر واقع شده بود. یک اتاق که موتورخانه بود و شرح آن انجام شد و درِ آن از سمت سراستخر باز میشد و اتاق دیگر در ادامه آن که ورودیاش از داخل کوچه بود. وقتی وارد میشدی، در سمت راست یک فضای سیمانی مربعشکل به ارتفاع ۲۰ سانتیمتر برای ورود آرد از خروجیهای سنگهای آسیاب، که با دو تا لوله پارچهای سفید شبیه پاچه شلوار درست شده بود، قرار داشت. خود آسیاب تقریباً بین دو تا اتاق بود، تشکیل شده از یک مخزن مخروطیشکل برای تخلیه گندم یا جو و زیر آن سنگهای آسیاب قرار داشت؛ سنگ پایین ثابت و سنگ بالایی با تسمههای تقریباً بلندی که یکطرفش وصل به موتور بود میچرخید. سنگ بالایی سوراخی داشت که گندم هدایت میشد به فضای بین دو سنگ و حاصل خروجی، یعنی آرد، با آن دو پاچه میریخت. عمو اکبر هر چند دقیقه یکبار پاچههای آردی را تکان و خالی میکرد و با یک خاکانداز آهنی تمیز، آردها را داخل کیسه مشتری میریخت و حواسش بود که کاملاً آرد هر کس را تمیز و کامل از مخزن بردارد و بعد گندم یا جو مشتری بعدی داخل مخزن ریخته میشد.معمولاً مشتریها خودشان کیسههای گندم و جو را میآوردند و با مرحوم عمو اکبر ابتدا روی باسکول وزن میکردند و وزن را روی کیسه می نوشتند و درصد مزد آسیاب هم همانجا یا بعد از پایان کار کسر میشد. به مقدار مزدی که برای این عملیات گرفته میشد به زبان محلی «توزه» میگفتند. عمو اکبر در تمام مدت کار دست و صورتش آردی بود و گاهی تا آسیاب پاچهها را پر کند، چپق خود را روشن میکرد و بغل دیوار منزل مرحوم میرزاحسن مینشست.یاد تمام درگذشتگان روستای نهالدان و مخصوصاً مرحوم اکبر قربان بخیر و روحشان شاد.نقل از مهدی نهاردانی حاج حسین نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
۱۰:۵۲
طرح انتقال آب به بهاره زار وارد فاز اجرایی شد .....خداقوت به تمام عزیزان دست اندرکارنهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
روبیکا: rubika.ir/nahaldan
بله: ble.ir/nahaldan
ایتا: eitaa.com/nahaldannews1
۱۱:۱۷
درود بر مردم نیکاندیش روستای نهالدان
به مناسبت دومین سالگرد درگذشت مادر گرامی مرحومه حاجیه زهرا نهاردانی کربلایی حسین مبلغ پنج میلیون تومان از طرف همسرشان آقای کربلایی غلامرضا زمانیان برای کمک خرید بخاری حسینیه اهدا شد،
صمیمانه از این اقدام خداپسندانه و ماندگار قدردانی میکنیم و انشاءالله روح آن مرحومه و تمام درگذشتگان منتسب قرین رحمت الهی و مشمول این خیر ماندگار باشد.
به اطلاع اهالی محترم میرساند حسینیه بابت خرید بخاری حدود ۲۵ میلیون تومان دیگر بدهی دارد. تکمیل این امر، نیازمند همراهی همه ماست.
چنانچه تمایل به مشارکت در این کار عامالمنفعه دارید، میتوانید مبالغ دلخواه خود را به شماره کارت زیر واریز فرمایید:۶۱۰۴۳۳۷۹۴۸۷۵۹۳۹۲به نام محمدرضا نهاردانی – بانک ملتپس از واریز، لطفاً جهت ثبت و اطلاعرسانی با شماره زیر تماس بگیرید:۰۹۱۲۰۴۵۴۲۷۱نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
روبیکا: rubika.ir/nahaldan
بله: ble.ir/nahaldan
ایتا: eitaa.com/nahaldannews1
به مناسبت دومین سالگرد درگذشت مادر گرامی مرحومه حاجیه زهرا نهاردانی کربلایی حسین مبلغ پنج میلیون تومان از طرف همسرشان آقای کربلایی غلامرضا زمانیان برای کمک خرید بخاری حسینیه اهدا شد،
صمیمانه از این اقدام خداپسندانه و ماندگار قدردانی میکنیم و انشاءالله روح آن مرحومه و تمام درگذشتگان منتسب قرین رحمت الهی و مشمول این خیر ماندگار باشد.
به اطلاع اهالی محترم میرساند حسینیه بابت خرید بخاری حدود ۲۵ میلیون تومان دیگر بدهی دارد. تکمیل این امر، نیازمند همراهی همه ماست.
چنانچه تمایل به مشارکت در این کار عامالمنفعه دارید، میتوانید مبالغ دلخواه خود را به شماره کارت زیر واریز فرمایید:۶۱۰۴۳۳۷۹۴۸۷۵۹۳۹۲به نام محمدرضا نهاردانی – بانک ملتپس از واریز، لطفاً جهت ثبت و اطلاعرسانی با شماره زیر تماس بگیرید:۰۹۱۲۰۴۵۴۲۷۱نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
۱۵:۴۲
#هیئت_پیروان_قرآن
۱۹:۰۱
مالکین محترم،خواهشمند است جهت تسریع در اجرای طرح لولهگذاری، سهم واریزی خود را به شماره شبا یا کارت زیر واریز فرمایید:شماره شبا:IR85 0190 0000 0011 3729 8840 06شماره کارت:6037 6975 4673 8573نام صاحب حساب: امیر نهاردانیپس از انجام واریز، لطفاً مشخصات پرداخت را از طریق تماس یا پیام به شمارههای زیر اطلاع دهید، یا در روبیکا اعلام بفرمایید:۰۹۱۵۶۶۱۳۹۷۲ – رجبعلی نهاردانی۰۹۱۹۴۰۱۹۹۶۰ – امیر نهاردانیهمکاری شما موجب تسریع در اجرای کار و بهرهمندی همه مالکین خواهد شد.
نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
روبیکا: rubika.ir/nahaldan
بله: ble.ir/nahaldan
ایتا: eitaa.com/nahaldannews1
نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
۹:۰۵
مالکین محترم،به درخواست جمعی از مالکین، شماره حساب و کارت بانک کشاورزی نیز در کنار حساب قبلی اضافه شد.به منظور تسهیل در واریز سهم لولهگذاری، امکان پرداخت به هر یک از حسابهای زیر فراهم شده است:
حساب اول (بانک صادرات)شماره شبا:IR85 0190 0000 0011 3729 8840 06شماره کارت:6037 6975 4673 8573نام صاحب حساب: امیر نهاردانی
حساب دوم (بانک کشاورزی)شماره کارت:6037 7016 3490 3006شماره حساب:270160000000000643668068نام صاحب حساب: حسین نهاردانی (رجبعلی)خواهشمند است پس از انجام واریز، مشخصات پرداخت خود را جهت ثبت و پیگیری از طریق تماس یا پیام به شمارههای زیر، یا در روبیکا اعلام فرمایید:۰۹۱۵۶۶۱۳۹۷۲ – رجبعلی نهاردانی۰۹۱۹۴۰۱۹۹۶۰ – امیر نهاردانیپرداخت بهموقع شما موجب تسریع در اجرای طرح و جلوگیری از وقفه در کار خواهد شد.نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
روبیکا: rubika.ir/nahaldan
بله: ble.ir/nahaldan
ایتا: eitaa.com/nahaldannews1
۱۸:۱۵
قرائت روزانه یک جزء از قرآن کریم، پس از نماز ظهر و عصر، در مسجد «رویکمر» با حضور حاجآقا مؤمن برگزار میشود.از علاقهمندان دعوت میشود با حضور خود در این محفل نورانی شرکت فرمایند.
۵:۵۰
اطلاعیه شورای اسلامی روستای نهالدان
به آگاهی مالکین محترم آب نهالدان میرساند:بر اساس عرف قدیم و رویه جاری در روستا، زمینهای بهارهزار همراه با آب محسوب میشوند. بدین معنا که هر شخصی در حال حاضر مالک حقآبه میباشد، مالک زمین بهارهزار مربوط به همان سهم نیز شناخته میشود.مگر در مواردی که در زمان خرید و فروش، فروشنده بهصورت صریح در سند رسمی یا نوشته معتبر قید کرده باشد که حقآبه را بدون واگذاری زمین بهارهزار منتقل نموده است. در غیر این صورت، اصل بر همراه بودن آب و زمین میباشد.
نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
روبیکا: rubika.ir/nahaldan
بله: ble.ir/nahaldan
ایتا: eitaa.com/nahaldannews1
به آگاهی مالکین محترم آب نهالدان میرساند:بر اساس عرف قدیم و رویه جاری در روستا، زمینهای بهارهزار همراه با آب محسوب میشوند. بدین معنا که هر شخصی در حال حاضر مالک حقآبه میباشد، مالک زمین بهارهزار مربوط به همان سهم نیز شناخته میشود.مگر در مواردی که در زمان خرید و فروش، فروشنده بهصورت صریح در سند رسمی یا نوشته معتبر قید کرده باشد که حقآبه را بدون واگذاری زمین بهارهزار منتقل نموده است. در غیر این صورت، اصل بر همراه بودن آب و زمین میباشد.
نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
۴:۳۲
به احتضار اهالی محترم روستا میرسانیم به درخواست اداره محترم بهزیستی شهرستان داورزن جهت غربالگری پزشک بینا سنج برای معاینه چشم با دستگاه در گروه سنی ۲/۵ تا ۶ سال در روز :
پنجشنبه 1404/12/7
در مکان مسجد روستا از:
ساعت 12 الی 12/30
جهت ارائه خدمات مستقر میباشند.
مددجویان بزرگوار بهزیستی درکانال اطلاع رسانی اداره بهزیستی داورزن عضو شوند تا از اخبار و اطلاع رسانی های این اداره مطلع گردند.
https://eitaa.com/behzisti_davarzan
باتشکر
۸:۵۷
قرائت روزانه یک جزء از قرآن کریم، پس از نماز ظهر و عصر، در مسجد «رویکمر» با حضور حاجآقا مؤمن برگزار میشود.از علاقهمندان دعوت میشود با حضور خود در این محفل نورانی شرکت فرمایند.
۱۰:۲۸
بسمه تعالی 
اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ 
با سلام و احترام
هیئت پیروان قرآن، ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان، بدینوسیله از عموم نهالدانیهای مقیم تهران، خاتونآباد و پاکدشت به همراه خانوادههای محترم دعوت مینماید تا در محفل نورانی انس با قرآن کریم حضور بههم رسانند.












این مراسم همراه خواهد بود با:اقامه نماز جماعت، تلاوت آیاتی چند از کلامالله مجید، قرائت زیارت عاشورا، دعا و نیایش، صرف افطاری، و در ادامه دعای افتتاح و سخنرانی .
زمان: جمعه ۱۴۰۴/۱۲/۹
شروع مراسم: نیم ساعت قبل از اذان مغرب
سخنران: حاجآقا ماندهی
مداحان: کربلایی اسدالله بهمنآبادی ـ حاج حمید نهاردانی
بانی افطاری: آقای علیاکبر محمد (حسین محمدعلی)













یادآوری مهم:برنامههای هیئت پیروان قرآن در ایام ماه مبارک رمضان، در تمامی جمعهشبها و همچنین در شبهای پرفضیلت قدر، همراه با جلسه و ضیافت افطاری برگزار خواهد شد.
حضور گرم شما، موجب رونق و برکت هرچه بیشتر این محافل نورانی خواهد بود.
التماس دعا
مکان: خیابان لرستان، کوچه رنجبر، پلاک ۲۸
— هیئت امنای هیئت پیروان قرآن
@peyrovanQuran_tehran78
با سلام و احترام
هیئت پیروان قرآن، ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان، بدینوسیله از عموم نهالدانیهای مقیم تهران، خاتونآباد و پاکدشت به همراه خانوادههای محترم دعوت مینماید تا در محفل نورانی انس با قرآن کریم حضور بههم رسانند.
حضور گرم شما، موجب رونق و برکت هرچه بیشتر این محافل نورانی خواهد بود.
— هیئت امنای هیئت پیروان قرآن
۵:۳۷
نهالدان و آب؛ داستانی از غیرت و همکاری
استخر «سردوو» که امروزه به نام «استخر پینِکِل» شناخته میشود، یادگار و شاهکار اجداد ما در روستای نهالدان است؛ نمادی از همکاری و اتحاد مردمانی که برای رساندن آب به بهارهزارهایی تلاش کردند که امروز دوباره نامشان بر سر زبانها افتاده است.
شاید بسیاری از شما حکایتهای آن دوران را از بزرگان خانواده خود شنیده باشید، یا با خواندن این سطور بخواهید باب گفتوگویی را با ریشسفیدان خانه در این باره باز کنید. اما آنچه در همه این روایتها مشترک است، سخن از همت و تلاش آن مردمان است؛ اینکه چگونه با امکانات آن روزگار، آب را به زمینهای بکر و عاری از سنگ رساندند؛ کاری که جز با غیرت، اراده و کار دستهجمعی ممکن نبوده است. و از برکت همان همت بود که روستای نهالدان صاحب آن صحراها و بهارهزارها شد.نامگذاری آن صحراها و تقسیمبندی کوچکترشان در زبان محلی با عنوان «بِجِهها» و بر اساس شبانهروز آب، خود نشانی از همان روح همکاری است. وقتی گفته میشود «بجه میرزامهدی»، یعنی زمین های مربوط به شبانهروز آب میرزامهدی؛ هرچند تا مالک مشخص که بوده اند روی هم که کشت و کار با همراهی و همت جمعی انجام میشده است.
کسانی که با کشاورزی و آب رودخانه آشنایی دارند میدانند هدایت آب در آن مسیر چه سختیهایی داشته است؛ شیبهای گاه تند، شسته شدن دیوارههای جوی، شنگذاریهای پیدرپی، شبهای تاریک بدون چراغقوههای امروزی، نبود وسایل رفتوآمد موتوری و از همه مهمتر، نبود تلفنهای همراهی که امروز بسیاری از کارها را آسان کردهاند.
«چَرخه» ، یار و دادرس کشاورزان در نگهداری جوی بوده است؛ اما بهآسانی پیدا نمیشده. با مصرف فراوان و استفاده بیرویه از بوتهها برای سوخت، این بوته کاربردی کمیاب شده بوده ؛ تا جایی که برای تقویت جوی، ناچار میشدند تا پای برج، راه فرومد زیر سلطانآباد بروند.ایجاد استخر سردوو و هدایت آب در مسیر تا رساندن آن به بهارهزارهای روستا، تنها یک کار عمرانی نبوده؛ حاصل صبر، همت و اتحاد مردمانی بود که برای آبادانی روستا از سختیها عبور کردند.آب دیروز با همت آنان رسید؛ آب امروز هم بیهمت ما نخواهد رسید.
مهدی نهاردانی حاج حسین
نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
روبیکا: rubika.ir/nahaldan
بله: ble.ir/nahaldan
ایتا: eitaa.com/nahaldannews1
استخر «سردوو» که امروزه به نام «استخر پینِکِل» شناخته میشود، یادگار و شاهکار اجداد ما در روستای نهالدان است؛ نمادی از همکاری و اتحاد مردمانی که برای رساندن آب به بهارهزارهایی تلاش کردند که امروز دوباره نامشان بر سر زبانها افتاده است.
شاید بسیاری از شما حکایتهای آن دوران را از بزرگان خانواده خود شنیده باشید، یا با خواندن این سطور بخواهید باب گفتوگویی را با ریشسفیدان خانه در این باره باز کنید. اما آنچه در همه این روایتها مشترک است، سخن از همت و تلاش آن مردمان است؛ اینکه چگونه با امکانات آن روزگار، آب را به زمینهای بکر و عاری از سنگ رساندند؛ کاری که جز با غیرت، اراده و کار دستهجمعی ممکن نبوده است. و از برکت همان همت بود که روستای نهالدان صاحب آن صحراها و بهارهزارها شد.نامگذاری آن صحراها و تقسیمبندی کوچکترشان در زبان محلی با عنوان «بِجِهها» و بر اساس شبانهروز آب، خود نشانی از همان روح همکاری است. وقتی گفته میشود «بجه میرزامهدی»، یعنی زمین های مربوط به شبانهروز آب میرزامهدی؛ هرچند تا مالک مشخص که بوده اند روی هم که کشت و کار با همراهی و همت جمعی انجام میشده است.
کسانی که با کشاورزی و آب رودخانه آشنایی دارند میدانند هدایت آب در آن مسیر چه سختیهایی داشته است؛ شیبهای گاه تند، شسته شدن دیوارههای جوی، شنگذاریهای پیدرپی، شبهای تاریک بدون چراغقوههای امروزی، نبود وسایل رفتوآمد موتوری و از همه مهمتر، نبود تلفنهای همراهی که امروز بسیاری از کارها را آسان کردهاند.
«چَرخه» ، یار و دادرس کشاورزان در نگهداری جوی بوده است؛ اما بهآسانی پیدا نمیشده. با مصرف فراوان و استفاده بیرویه از بوتهها برای سوخت، این بوته کاربردی کمیاب شده بوده ؛ تا جایی که برای تقویت جوی، ناچار میشدند تا پای برج، راه فرومد زیر سلطانآباد بروند.ایجاد استخر سردوو و هدایت آب در مسیر تا رساندن آن به بهارهزارهای روستا، تنها یک کار عمرانی نبوده؛ حاصل صبر، همت و اتحاد مردمانی بود که برای آبادانی روستا از سختیها عبور کردند.آب دیروز با همت آنان رسید؛ آب امروز هم بیهمت ما نخواهد رسید.
مهدی نهاردانی حاج حسین
نهالداننیوز | رسانه مردمی روستای نهالدان
۸:۱۱