بله | کانال حمید ژولانژاد
عکس پروفایل حمید ژولانژادح

حمید ژولانژاد

۱۶۸عضو
thumbnail

۲۳:۴۳

thumbnail

۲۳:۴۳

حمید ژولانژاد
undefined تصویر
اینا رو از نت پیدا کردم بزارم اینجا ببینید تا فکر نکنید من گرافیست بودم! نخیر آقا؛ رسما اوت بودیم. یه داغونه تمام عیار! کم‌کم رشد کردیم و یاد گرفتیم.

۲۳:۴۳

thumbnail

۲۳:۴۳

thumbnail
گاهی اشتباهی یه کارهایی می‌کردیم کمی قابل تحمل بودن! اون وقتا که چیزی سرمون نمی‌شد فقط آزار بصری تولید می‌کردیم دست به انتشارمون خوب بود! الان که چارتا کار قابل تحمل تولید می‌کنیم حوصله انتشار نداریم undefined هعی خدا چرا همیشه برعکسیم!؟
پ.ن: اون پسره تو عکس ( از آخر مجلس شهدا را چیدند ) خودمم undefined یه سفری با بچه‌های شبکه اجتماعی « افسران جوان جنگ نرم » رفته بودیم راهیان نور، بچه‌های بابل از شمال راه افتاده بودن، هرکی رو تونستن سرراه سوار کردن... این عکسی یکی از بچه‌های بابل گرفت، منم کمی ادیتش کردم و انتشار! بعدا دیدم همه جا تو یادمان‌ها چاپش کردن داره دست به دست میشه... با عکس ما بگ و دفترچه یاداشت و ... تولید کرده بودن undefined

۲۳:۴۳

thumbnail
#رشدکنیم ۱۷کادربندی مثلث طلایی
خب حرفای صدمن یه‌غاز بسه! بریم کمی رشد کنیم... یه قاب‌بندی پرکاربرد دیگه داریم به اسم « مثلث طلایی » که بسیار هم جذابه!
از کادربندی مثلث طلایی به چند روش میشه استفاده کرد. روش اول اینه که ۲ تا سوژه‌تون رو توی دوتا مثلث بصورت قرینه و مورب جای‌گذاری کنید... اینجوری هم یه حس جدایی ایجاد می‌کنید؛ هم تعادل وزن در پوستر رعایت میشه.
روش دوم اینه که شما سوژه‌تون رو روی نقطه تقاطع بذارید و تلاش کنید که با چیدمان درست اجزاء تصویر، هدایت چشم مخاطب به سمت نقطه طلایی تقویت بشه!
روش سوم اینه که فورگراند و بکگراند رو با خط موربی که دارین جدا کنید.
و روش چهارم اینه که سعی کنید موازی با خطوط آبجکت‌های موجود در تصویرتون رو چیدمان کنید...
البته تقریبا همین مطالب رو برای ترکیب‌بندی‌های قبلی هم میشد گفت!
قایق‌ها تقریبا روی خطوط چیدمان شدن. در عین بی‌نظمی، ولی حرکت چشم روی تصویر منظمه!
ایفل + پوستر فیلم زرد تقسیم بکگراند و فورگراند هست
* پوستر پیش‌مرگ چیدن دو قسمت تصویر در دو مثلثه!و تصویر آخر هم نماینده مورد باقی مونده‌ست...
@nahaqir

۲۳:۴۳

thumbnail

۲۳:۴۳

thumbnail

۲۳:۴۳

thumbnail

۲۳:۴۳

thumbnail

۲۳:۴۳

thumbnail

۲۳:۴۳

#فکری_کنید!
بی‌مقدمه بگویم: به هزار و یک دلیلِ قابل شمارش، کسی واقعاً به فکر «جبهه هنرمندان انقلاب» نیست! نه تحلیل درستی از گذشته داریم، نه نقشه‌راهی برای آینده. نه برنامه‌ای برای نسل جدید تعریف شده و نه آن «شبکه‌سازی» که لقلقه زبان‌هاست، در عمل وجود خارجی دارد. نتیجه؟ نسل بعدی دارد منقطع و بی‌پایه رشد می‌کند.
صادقانه بگویم؛ من خودم تا قبل از آشنایی با [خاک‌نگار]، هیچ گرافیستی را از نزدیک ندیده بودم! داشتم فقط آزار بصری تولید می‌کردم بدون هیچ درکی از چیستی گرافیک. مهارت‌های فرمال را یاد گرفته بودم و «زباله‌های تزئین‌شده» تحویل ملت می‌دادم. تصاویری پر زرق‌ و‌ برق اما تهی از فرم و محتوا؛ مصداق بارزِ «بزک کردن میمون!»
انگار یک نفر دارد این وضعیت را مهندسی معکوس می‌کند تا همت نسل جدید هنرمندان، صرف تولید همین زباله‌های بصریِ شیک شود. ظهور عناوینی مثل AI Artist و اتکای بیش‌ازحد به هوش مصنوعی هم شاهدی بر این مدعاست. تولیدکننده وقتی می‌بیند با چند کلیک به جلوه‌ی بصری می‌رسد، راضی می‌شود و دیگر احساس نیاز به آموزش عمیق نمی‌کند.
همانطور که می‌دانید مدتی است روی موضوع #رشد تمرکز کرده‌ام. آموزش‌های یک‌طرفه و عام‌المنفعه (مثل جلسات سه نقطه استاد جعفرپیشه یا مجموعه‌های «رشد کنیم» خودم) بی‌اثر نیستند، اما کامل هم نیستند. جلسات حضوری هم که پرهزینه‌اند و محدودیت‌های خاص خودشان را دارند.
پس لاجرم باید دست به دامن فضای مجازی شویم؛ اما نه به شیوه مرسومِ «بخوان و رد شو». ما به بستری نیاز داریم که در آن پروژه‌های تعاملی تعریف شود. جایی که هنرمند در فازهای ایده، اتود و اجرا به چالش کشیده شود.
ملموس‌تر بگویم:
مثلاً بگوییم برای میلاد امیرالمؤمنین(ع)، تایپوگرافی بزنید با سبک نوشتار پرچم حزب‌الله.
یا یک پاراگراف از بیانات رهبری را بدهیم تا «درخت واژگان» استخراج کنند.
یا یک اتود ناقص بدهیم و بخواهیم کاملش کنند.
اینجاست که آموزش‌ها به ثمر می‌نشیند. البته این کار از عهده یک نفر خارج است. در چنین بستری باید انواع مهارت‌ها آموزش داده شود تا مثلاً دیگر نبینیم کسی کتابچه هویت بصری را در فتوشاپ بسته باشد چون اصلاً اسم «ایندیزاین» به گوشش نخورده! زشت است که هنرمند جبهه انقلاب، بدیهیات ابزار کارش را نداند.
پی‌نوشت: سه موضوع مهم که باید بعداً مفصل درباره‌شان حرف بزنیم: ۱. هنر انقلاب به یک منتقد صریح (مدل فراستی) نیاز دارد تا موتورش را روشن کند (مسئولین الان بیشتر منتقدند تا مدیر!). ۲. شکاف عمیق و فجیعی بین نسل‌های اول، دوم و سوم هنرمندان ایجاد شده است. ۳. شبکه هنرمندان عملاً منهدم شده؛ ما جز رفقای خودمان، استعدادهای جدید را نمی‌شناسیم.
شما بگویید چکار کنیم؟@nahaqir

۲۳:۴۴

thumbnail
#رشدکنیم نکته بسیار مهم، ویژه و حیاتی
کادربندی مثل شابلون گذاشتن نیست! شابلون گذاشتن باعث میشه شما ترکیب رو زور چپون کنید توی تصویرتون! مثل غذایی می‌شه که جا نیوفتاده! آب و دونش جداست...
بصورت تئوری باید کادربندی‌ها رو بلد باشید! بعد برید با پوسترهای حرفه‌ای زندگی کنید.. توشون غرق بشید و روزها و روزها ببینیدشون و تحلیلشون کنید برای خودتون تا چشمتون به درست دیدن عادت کنه!
اگر این مسیر رو اشتباه برید میشین حکایت این کلیپی که فرستادم...
@nahaqir

۲۳:۴۴

سوال درست، خودش نصف جوابه!سوال اساسی این نیست که Ai خوب است یا بد! بیاید یبار سوال درست رو از خودمون بپرسیم! سوال اینه: ما در خدمت هوش‌مصنوعی هستیم یا هوش مصنوعی در خدمت ما؟
بزارید کمی سوال رو روشن‌تر توضیح بدم: بعضیا ماشین می‌خرن تا توی جابجایی‌ سریع‌تر و امن‌تر بهشون کمک کنه! خب ماشین در خدمت این افراده. اما بعضیا ماشین می‌خرن ولی صبح و شب در خدمت ماشین هستن؛ روزی ۱ ساعت دستمال می‌کشن! آسفالت کمی خراب باشه می‌ندازن یه کوچه دیگه، هر روز لاستیکا رو واکس می‌زنن! خوشبوکننده خودشون تموم بشه مهم نیست، ولی خوشبو کننده ماشینشون نباید تموم بشه ... به اینجور افراد می‌گیم افرادی که در خدمت ماشین‌شون هستن!ماشین اومده بود در زمان و انرژی ما صرفه‌جویی کنه! اما برای این افراد باعث اتلاف وقت و انرژی‌شون می‌شه!
می‌گن یه استادی با شاگرداش رفته بود کنار ساحل، وقتی رسیدن با کفش رفت توی آب؛ شاگردا گفتن استاد کفشاتونو در نمیارین؟ استاد جواب داد: کفش قراره از پای من محافظت کنه یا من از کفش؟!{ این رفتار با نیت آموزش بوده طبیعتا وگرنه شاید اسراف باشه! }
خب حالا هوش مصنوعی برای آسونی کار ما اومده! ما در خدمتش هستیم یا اون در خدمت ماست؟
بهش فکر کنیدصحبت می‌کنیم در موردش بعدا@nahaqir

۲۳:۴۴

حمید ژولانژاد
سوال درست، خودش نصف جوابه! سوال اساسی این نیست که Ai خوب است یا بد! بیاید یبار سوال درست رو از خودمون بپرسیم! سوال اینه: ما در خدمت هوش‌مصنوعی هستیم یا هوش مصنوعی در خدمت ما؟ بزارید کمی سوال رو روشن‌تر توضیح بدم: بعضیا ماشین می‌خرن تا توی جابجایی‌ سریع‌تر و امن‌تر بهشون کمک کنه! خب ماشین در خدمت این افراده. اما بعضیا ماشین می‌خرن ولی صبح و شب در خدمت ماشین هستن؛ روزی ۱ ساعت دستمال می‌کشن! آسفالت کمی خراب باشه می‌ندازن یه کوچه دیگه، هر روز لاستیکا رو واکس می‌زنن! خوشبوکننده خودشون تموم بشه مهم نیست، ولی خوشبو کننده ماشینشون نباید تموم بشه ... به اینجور افراد می‌گیم افرادی که در خدمت ماشین‌شون هستن! ماشین اومده بود در زمان و انرژی ما صرفه‌جویی کنه! اما برای این افراد باعث اتلاف وقت و انرژی‌شون می‌شه! می‌گن یه استادی با شاگرداش رفته بود کنار ساحل، وقتی رسیدن با کفش رفت توی آب؛ شاگردا گفتن استاد کفشاتونو در نمیارین؟ استاد جواب داد: کفش قراره از پای من محافظت کنه یا من از کفش؟! { این رفتار با نیت آموزش بوده طبیعتا وگرنه شاید اسراف باشه! } خب حالا هوش مصنوعی برای آسونی کار ما اومده! ما در خدمتش هستیم یا اون در خدمت ماست؟ بهش فکر کنید صحبت می‌کنیم در موردش بعدا @nahaqir
البته این خاصیت دنیا و هر آنچه توی دنیاست! دنیا در رقابته تا با جذابیت‌هاش ما رو به خدمت بگیره! تو باشی انتخاب نمی‌کنی روزی ۴ ساعت اتلاف وقت رو! چون برای خودت اهمیت قائلی... اما دنیا با جذابیت‌هاش کاری می‌کنه روزانه ۴ ساعت توی اینستا و فیلیمو و ... بچرخی و اصلا هم حس بدی نداشته باشی!
هوش مصنوعی هم یکی از جذابیت‌های این دنیاست! توی این دنیا به هرچی دلبستی بیچاره می‌شی! چه به معشوقه‌های فریباش؛ چه به ابزارها و آلاتش، چه به احباب و اغیارش، چه به فالوور و لایک و کامنتاش و چه ...
قربون امام حسین «ع» برم که دل بچه‌ هیأتی‌ها رو یجوری برده که توی دلشون جا برا کسی دیگه نمونده!
خدا رحم کنه به اونی که اومده هیأت، ولی بجای امام حسین ع به مداح و دکور و ذاکر و ... ش دلبسته! اینجور ادما خیلی دل‌گنده‌ن، همه کس و همه چیز تو دلشون جا می‌شه!البته همه چیز جز اونی که باید . . .

۲۳:۴۵

حمید ژولانژاد
سوال درست، خودش نصف جوابه! سوال اساسی این نیست که Ai خوب است یا بد! بیاید یبار سوال درست رو از خودمون بپرسیم! سوال اینه: ما در خدمت هوش‌مصنوعی هستیم یا هوش مصنوعی در خدمت ما؟ بزارید کمی سوال رو روشن‌تر توضیح بدم: بعضیا ماشین می‌خرن تا توی جابجایی‌ سریع‌تر و امن‌تر بهشون کمک کنه! خب ماشین در خدمت این افراده. اما بعضیا ماشین می‌خرن ولی صبح و شب در خدمت ماشین هستن؛ روزی ۱ ساعت دستمال می‌کشن! آسفالت کمی خراب باشه می‌ندازن یه کوچه دیگه، هر روز لاستیکا رو واکس می‌زنن! خوشبوکننده خودشون تموم بشه مهم نیست، ولی خوشبو کننده ماشینشون نباید تموم بشه ... به اینجور افراد می‌گیم افرادی که در خدمت ماشین‌شون هستن! ماشین اومده بود در زمان و انرژی ما صرفه‌جویی کنه! اما برای این افراد باعث اتلاف وقت و انرژی‌شون می‌شه! می‌گن یه استادی با شاگرداش رفته بود کنار ساحل، وقتی رسیدن با کفش رفت توی آب؛ شاگردا گفتن استاد کفشاتونو در نمیارین؟ استاد جواب داد: کفش قراره از پای من محافظت کنه یا من از کفش؟! { این رفتار با نیت آموزش بوده طبیعتا وگرنه شاید اسراف باشه! } خب حالا هوش مصنوعی برای آسونی کار ما اومده! ما در خدمتش هستیم یا اون در خدمت ماست؟ بهش فکر کنید صحبت می‌کنیم در موردش بعدا @nahaqir
thumbnail

۲۳:۴۶

فرض کنید استاد شما بهتون گفته برید یک مقاله بنویسید با موضوع « اثر خلاقیت در رشد خیار درختی »
خب استاد شما چند هدف رو دنبال می‌کنه طبیعتا؛ مثل اینکه ۱. شما رو با آثار خلاقیت آشنا کنه ۲. روش نگارش یک مقاله استاندارد رو بهتون بیاموزه ۳. ذهنتون رو درگیر موضوع خاصی بکنه ۴. مقدمات رشد شما در یک مسئله رو فراهم کنه و ...
شما هم با کمال خونسردی تشریف می‌برید chatGPT و بهش می‌گین یک مقاله ۲۰ صفحه‌ای برام در مورد فلان بنویس! اونم خیلی خوشکل براتون کار رو جمع می‌کنه و تحویلتون میده و شما هم تحویل استاد میدین!
غافل از اینکه این‌کار مثال اینه که: گل آفتابگردون اول صبح به خودش کرم ضد آفتاب بزنه! undefined
مرد/زن حسابی تو که ۴ سال قراره توی دانشگاه وقت بگذرونی! لااقل خودت رو مقابل آفتاب دانشگاه قرار بده تا شاید یخورده رشد هم بکنی!!
از chatGPT استفاده کن؛ ولی بهش نگو «برام مقاله بنویسد» بهش بگو «چطور یه مقاله خوب بنویسم». نزار اون تعیین کنه چه چیزایی توی مقاله‌ت باشه! نزار اون به تو دیکته کنه! ابزار دست اون نشو برای اینکه اون یه مقاله/تصویر/ویدیو و ... تولید کنه!! تو مقاله رو بنویس.
به تصویر بالا نگاه کن.می‌بینی چطور ابزار دست هوش مصنوعی شده! تو اینجوری نباش. وقتی توی نیم ساعت 20 اثر تولید می‌کنی یعنی تو نیم ساعت با هوش مصنوعی کار کردی ولی فکر نکردی! رشد نکردی! قدمی از قدمی برنداشتی!
طبیعتا این محتوای تولید شده هم مصداق همون زباله تزئین شده خواهد بود که قبلا در موردش حرف زدیم! ۲۰ اثری که تولید کننده براش ارزشی قائل نبوده و وقتی براش نذاشته، برای مخاطب هم بی ارزش خواهد بود.
ارزش تولید کن@nahaqir

۲۳:۴۶

thumbnail
undefined رحلت سماحة السید حضرت آیت الله سید علی شفیعی نماینده مردم شریف خوزستان در مجلس خبرگان رهبری را محضر امام زمان عج، رهبر معظم انقلاب و مردم شریف خوزستان تسلیت عرض می‌کنم
@rozatoalzahra_ir

۱۰:۴۰

بسم الله
راهنمای رفتار رسانه‌ای در ایام فتنهسلام رفقا؛ لازم دیدم چند جمله‌ای رو برای همه همسنگرهای عزیز بنویسم تا اگه خدایی نکرده دامنه‌ی اعتراضات کش پیدا کرد و به فتنه و اغتشاش تبدیل شد، کسی به اشتباه نیفته.#فتنه #اعتراض #اغتشاش #سوادرسانه #رسانه
۱. تشخیص «زمین بازی» (فرار از تله دوقطبی)دشمن همیشه سعی می‌کنه دوقطبی کاذب بسازه و مردم رو مقابل نظام قرار بده؛ مثلاً به نیروی انتظامی برچسب «سرکوب‌گر» می‌زنه. تو این فضا نباید تو دوقطبی دشمن بیفتیم.
نکته مهم: این مثال‌ها فقط برای تقریب ذهنه. ممکنه مطلبی برای «جبهه داخلی» و تهییج نیروهای حزب‌اللهی (ایتا) خوب باشه، اما همون مطلب در فضای عمومی (مثلا اینستا) بازی در زمین دشمن محسوب بشه.
چه زمانی در تله دشمن هستیم؟
undefinedوقتی هر کسی رو که معترضه، «سرباز دشمن» صدا بزنیم.undefined وقتی از بین دریای مطالبی که میشه در دفاع از نیروهای امنیتی گفت، فقط اینو بگیم که: پلیس حق مقابله داره! (دفاع بد و تحریک‌کننده نکنیم؛ البته منفعل هم نباید باشیم).undefined وقتی فقط بگیم «اوضاع خیلی خوبه» یا برعکس بگیم «اوضاع خیلی بده».undefined وقتی بگیم «اعتراض کنید» یا بگیم «اصلاً اعتراض نکنید».undefined وقتی سعی می‌کنیم روایت دشمن رو اصلاح کنیم و روی هرچی از دشمن وایرال شد اسکی میریم! { مثل حرفهای ترانه علی‌دوستی یا فردی که تنهایی روبروی نیروی انتظامی نشسته بود }
خلاصه: مواظب باشیم حرف‌های دشمن رو تکرار و ضریب‌دار نکنیم.
۲. روایت خودمون رو داشته باشیمما نباید فقط واکنش نشون بدیم، باید صاحب «روایت» باشیم. مثلاً:
undefined روایت معیشتی: اعتراض به حقوق نظامی‌ها، انتظامی‌ها و کارمندها در این وضعیت گرانی، روایتِ خود ماست.undefined روایت امنیت: به دختران سرزمینمون بگیم که توی 12 روز جنگ، از ترانه علیدوستی تا دخترای تیم امیدفضا، همه زیر سایه امنیت همین نیروهای نظامی بودن.undefined روایت پلیس: بگیم پلیس مقتدر فقط مال نظام نیست؛ متعلق به اون زنیه که شب تو خیابون راه می‌ره یا اون کاسبی که تمام سرمایه‌ش توی ویترین مغازه‌شه.undefined روایت انسانی: تصویر اون بسیجی که پناهِ زنِ بی‌حجاب یا پیرزن می‌شه تا از وسط شلوغی اغتشاش رد بشه، یا روایت «شهید علی خلیلی»؛ این‌ها روایت ماست.undefined حق حرف زدن: به مردم بگیم: «بذارید حرفم رو بزنم! با تبدیل اعتراض به اغتشاش، حقِ حرف زدنِ منِ جوون رو نگیرید.»
۳. روایت صحیح:undefined روایت ما بهتره ایجابی (مثبت و سازنده) باشه.undefined باید یکدست باشه و همه برای نشرش پشت هم باشیم.undefinedنباید بوی تقابل و دعوا بده و مردم رو چند دسته کنه!undefined نباید بین ما و مردم معترض «دوئیتی» باشه؛ ما هم معترضیم.
۴. کلمات کلیدیمواظب واژه‌ها باشید. از کلماتی که دشمن برای «برندسازی» ساخته (حتی برای جواب دادن به اونا) استفاده نکنیم. کلماتی مثل «سرکوب»، «لباس شخصی» و... کلماتی هستن که دشمن می‌خواد به ما تحمیل کنه و نباید از اون‌ها در ادبیاتمون استفاده کنیم!از طرفی خودمون باید کلمه بسازیم؛ کلمات رو تبدیل کنیم به برند. مثلا کسانی که با هر موج از اعتراضات گول میخورن و بعدش پشیمون میشن باید یه لقبی داشته باشیم که برندش کنیم. استفاده از کلیدواژه ها خیلی مهمه!
۵. مدیریت خشمدشمن می‌خواد شما رو عصبی کنه. ادبیات تند، طیف خاکستری رو فراری می‌ده و باعث می‌شه پایگاه مردمی نداشته باشیم. سعی کنیم در عین اقتدار، مهربان باشیم.
دو نکته هم بگم برای ختم کلام:۱. در ایام فتنه، «سکوتِ به‌جا» از «سخنِ نابه‌جا» خیلی ارزشمندتره.۲. یادتون باشه مخاطب خاکستری معمولاً به «فردای براندازی» فکر نمی‌کنه و فقط هیجانِ لحظه رو می‌بینه؛ ما باید این رو مدنظر داشته باشیم.۳. هر مطلبی رو در هر بستری منتشر نکنیم! بعضی مطالب برای ایتا مناسبن و بعضی برای اینستا!
@nahaqir

۲۰:۵۳