«محمدجواد لاریجانی»
آنچه امروز بهصورت نتایج مذاکرات مطرح شده است، چند ویژگی مهم و حساس دارد که اولین آنها ختم جنگ است که بهعنوان یک هدف نهایی مطرح شده است.
این مذاکرات دو پایه مبنایی دارد: اول: استیصال! مکرر میگویند امور کشور قفل شده است و تنها راه خلاصی از این وضعیت، رفع تحریمهای آمریکا و جلب نظر وی است. دوم: اگر مبنای استیصال فوق را بپذیریم، برای خلاصی از آن، لازم است به آمریکا باج بدهیم و او را راضی کنیم. و میگویند: این کار شجاعت میخواهد!
دوستان برجامی ما چگونه معتقد شدند با عبور از این مسائل بسیار کلیدی، میتوان سایه جنگ را دور کرد؟ همانطور که برجام نتوانست تحریمها را بردارد، این تجربۀ دوم دوستان هم بههیچوجه نمیتواند سایه جنگ را دور کند. و حتّی آن را به نحو موقت و برای مدتهای محدود متوقف کند! مگر آنکه به صورت مداوم با هر حمله یا تهدید آنها، «باجی» را پیشکش کنیم و این رشته تا تسلیم کامل کشور به آمریکا و تبدیل از یک کشور قدرتمند و پیشرو در علوم و فنون و مستقل به «گاوشیری آمریکا» ادامه خواهد داشت.
حال سؤال اصلی را تکرار میکنم: چگونه میتوان جنگ را متوقف کرد و سایه آن را دورتر کرد؟ جواب روشن و البته دقیق و حسابشده این است: فقط با آمادگی همهجانبه برای دفاع مؤثر و فرامرزی و منطقهای و فرامنطقهای میتوانیم جنگ را متوقف کنیم و از تکرار آن در آینده نزدیک جلوگیری نماییم. اما اساس این آمادگیها چیست؟
اول. بالابردن توان تابآوری عمومی: در طول یک سال جنگ تحمیلی اخیر، دولت محترم همواره سعی کرده است که اوضاع طبیعی باشد و اقتصاد بر همان محور «کنترل پولی بازار» و «فعالیت اقتصادی سود بیشتر محور» پیش برود. حقیقتاً خسارات جنگی، این سیاست را ناکارآمد میکند و به دشمن هم علامت میدهد که ظاهراً مسئولان ایرانی نمیخواهند به نحو جدّی وارد معرکه بشوند؛ لذا ضروری است که واقعبینانه، «اقتصاد جنگی» را برای مدتی اقلاً یک سال تا دو سال پایه قرار دهیم.
دوم. اطلاعرسانی مؤثر و موردنیاز افکار عمومی، بسیار ضروری است. اطلاعات مربوط به خسارات جنگی و بزرگکردن آنها صداقت نیست.*مردم میدانند جنگ خسارت دارد. مردم در خیابانها هستند برای اینکه پیروزی آینده را تضمین کنند؛ لذا نسبت به تلاش سیاسی دولت حساس هستند و میخواهند بدانند مذاکرهکنندگان بر چه محورهایی عمل میکنند؛* حتی اگر تفصیل آن را ندانند.
سوم. مسئولان دقت کنند دچار اشتباه محاسباتی نشوند. در شرایط جنگی امروز کشور، القاء نزدیکبودن «حملات انهدامی»، «همهجانبه و زمینی و هوایی» و سایر مکانیزمهای ارعابی، کاربرد فراوان در ایجاد اشتباه محاسباتی دارد.
خلاصه کلام: تمرکز بر ختم جنگ به معنای توقف فعلی و کاهش احتمال تجدید آن در آینده نزدیک هدف درست دیپلماسی است؛ زیرا احتمال تجاوز دشمن جنایتکار هیچگاه صفر نمیشود. لیکن راه آن با پیشکشکردن باجهای نقد و نسیه صورت نمیگیرد؛ بلکه دشمن را به تعرضهای دیگر تشویق میکند. راه درست، آمادگی تمامعیار برای مقابله با دشمن است؛ چه در حوزه تابآوریهای عمومی و چه در آمادگیهای دفاعی.
۲.۱K
۱۹:۲۳