آقای مکارم در شرح این حکمت به نکاتی اشاره کردهاند:
۱. نعمتها غالباً به صورت تدریجی به انسان میرسد و وظیفه انسان این است که هوشیار باشد و با هوشیاری به استقبال نعمتها برود. استقبال از نعمتها هم راهی جز شکرگزاری ندارد.هرگاه با آغاز نعمت به شکر زبانی، قلبی و عملی بپردازیم نعمت ادامه پیدا میکند و تا پایان نصیب انسان میشود. بعضی شارحان نهج البلاغه تعبیر جالبی دارند. میگویند نعمتها مثل گروهی از پرندهها هستند که روی شاخههای درخت تک تک مینشینند و بعد به تدریج بقیه هم به دنبالشان میآیند و شاخهها را پر میکنند. ولی اگر چند تای اول صدای ناهنجاری بشنوند یا سنگی پرتاب شود، فرار میکنند و بقیه هم به دنبال آنها میروند و صحنه از وجودشان خالی میشود. پس نعمتها به شکل تدریجی میآیند و تدریجی هم زوال میپذیرند. وقتی انسان در آغاز زوال هوشیار باشد و به شکر زبانی، قلبی و عملی بپردازد، مانع برگشت آنها میشود. افراد در سنین ۴۰ سالگی به بعد دچار مشکلاتی در سلامت جسمیشان میشوند و چه بسا شکر بابت بخشهایی که درست کار میکند، مانع بشود از اینکه مابقی نعمت زوال پیدا کند.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
۱. نعمتها غالباً به صورت تدریجی به انسان میرسد و وظیفه انسان این است که هوشیار باشد و با هوشیاری به استقبال نعمتها برود. استقبال از نعمتها هم راهی جز شکرگزاری ندارد.هرگاه با آغاز نعمت به شکر زبانی، قلبی و عملی بپردازیم نعمت ادامه پیدا میکند و تا پایان نصیب انسان میشود. بعضی شارحان نهج البلاغه تعبیر جالبی دارند. میگویند نعمتها مثل گروهی از پرندهها هستند که روی شاخههای درخت تک تک مینشینند و بعد به تدریج بقیه هم به دنبالشان میآیند و شاخهها را پر میکنند. ولی اگر چند تای اول صدای ناهنجاری بشنوند یا سنگی پرتاب شود، فرار میکنند و بقیه هم به دنبال آنها میروند و صحنه از وجودشان خالی میشود. پس نعمتها به شکل تدریجی میآیند و تدریجی هم زوال میپذیرند. وقتی انسان در آغاز زوال هوشیار باشد و به شکر زبانی، قلبی و عملی بپردازد، مانع برگشت آنها میشود. افراد در سنین ۴۰ سالگی به بعد دچار مشکلاتی در سلامت جسمیشان میشوند و چه بسا شکر بابت بخشهایی که درست کار میکند، مانع بشود از اینکه مابقی نعمت زوال پیدا کند.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
۷:۴۲
بازارسال شده از آیت الله جوادی آملی
-2298173210645553405_14472279857784.mp3
۰۲:۵۹-۱.۰۳ مگابایت
۱۱:۱۶
۲. هوشیار باشیم و وقتی متوجه میشویم نعمتی در حال زوال است، با شکر مانع آن بشویم. آقای مکارم این مطالب را با استناد به قرآن و آیه ۷ سوره ابراهیم بیان میکنند:
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ
و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاسگزاری کنید، قطعاً [نعمتِ] خود را بر شما میافزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بیتردید عذابم سخت است.
اینجا قرآن سرگذشت عبرتآمیز قوم سبا را نقل میکند خداوند نعمت زیادی به آنها داده بود *(سبا/۱۵)*:
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ ۖ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ ۖ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ ۚ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ
یقیناً برای قوم سبا در جای اقامتشان نشانهای [از قدرت و رحمت خدا] وجود داشت، دو باغ از طرف راست و چپ. [گفتیم:] از رزق و روزی پروردگارتان بخورید، و برای او سپاسگزاری کنید، سرزمینی خوش و دلپذیر [دارید]، و پروردگاری بسیار آمرزنده.
اما آنها به کفران نعمت پرداختند و سد عظیمی که سبب آبادی کشورشان بود در اثر سیلاب در هم شکست و تمام آبادی و مزارع و باغها ویران شد و بالاجبار مردم متفرق شدند. خداوند در این مقام میفرماید *(سبا/۱۷)*:
ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ
این [سیل ویرانگر] را در برابر کفرشان به آنان کیفر دادیم. آیا جز کفران کننده را کیفر میدهیم؟
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ
و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاسگزاری کنید، قطعاً [نعمتِ] خود را بر شما میافزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بیتردید عذابم سخت است.
اینجا قرآن سرگذشت عبرتآمیز قوم سبا را نقل میکند خداوند نعمت زیادی به آنها داده بود *(سبا/۱۵)*:
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ ۖ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ ۖ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ ۚ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ
یقیناً برای قوم سبا در جای اقامتشان نشانهای [از قدرت و رحمت خدا] وجود داشت، دو باغ از طرف راست و چپ. [گفتیم:] از رزق و روزی پروردگارتان بخورید، و برای او سپاسگزاری کنید، سرزمینی خوش و دلپذیر [دارید]، و پروردگاری بسیار آمرزنده.
اما آنها به کفران نعمت پرداختند و سد عظیمی که سبب آبادی کشورشان بود در اثر سیلاب در هم شکست و تمام آبادی و مزارع و باغها ویران شد و بالاجبار مردم متفرق شدند. خداوند در این مقام میفرماید *(سبا/۱۷)*:
ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ
این [سیل ویرانگر] را در برابر کفرشان به آنان کیفر دادیم. آیا جز کفران کننده را کیفر میدهیم؟
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
۷:۳۴
روایات زیادی درباره اهمیت شکر به دست ما رسیده که اهمیت این فضیلت را به ما نشان میدهد.
امام صادق علیه السلام: خدا به گروهی از مردم نعمت میدهد. آنها شکرش را به جا نیاوردند. نتیجه این شد که آن نعمت و بالشان شد و گروهی از مردم را به مصائبی گرفتار کرد. لکن آنها صبر کردند و شکرگذار شدند. در نتیجه مصیبتها به نعمت تبدیل شد.
برای یک تمرین عملی لیستی از نعمتها و نقمتها تهیه کنید و بعد بگویید خدایا من نسبت به این سختیها صبوری میکنم تا جایی که تو آنها را به نعمت تبدیل کنی. امام تو این وعده را به من داده و بابت نعمتها آنقدر شکرگزاری میکنم که آنها را برایم نگه داری و زوال ندهی.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
امام صادق علیه السلام: خدا به گروهی از مردم نعمت میدهد. آنها شکرش را به جا نیاوردند. نتیجه این شد که آن نعمت و بالشان شد و گروهی از مردم را به مصائبی گرفتار کرد. لکن آنها صبر کردند و شکرگذار شدند. در نتیجه مصیبتها به نعمت تبدیل شد.
برای یک تمرین عملی لیستی از نعمتها و نقمتها تهیه کنید و بعد بگویید خدایا من نسبت به این سختیها صبوری میکنم تا جایی که تو آنها را به نعمت تبدیل کنی. امام تو این وعده را به من داده و بابت نعمتها آنقدر شکرگزاری میکنم که آنها را برایم نگه داری و زوال ندهی.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
۴:۰۵
آقای مکارم اینجا به نکات مهمی اشاره کردهاند:
نکته اول: حقیقت شکر چیست؟
ایشان توضیح میدهند که شکر سه مرحله دارد:
۱. مرحله قلبی: انسان از نعمتهای خدا خشنود و سپاسگزار باشد.
۲. مرحله زبانی: خوشنودی را به زبان بیاورد(نکته لطیف و عجیب این است که راضی بودن ما برای خدا اهمیت دارد. راضیهً مرضیهً کنار هم آمده است. یعنی هم خدا از انسان خشنود باشد و هم انسان از خدا.)
۳. مرحله عملی: به طور شفاف از نعمت الهی بهرهبرداری کند، اهداف مواهب را در نظر بگیرد و به سوی آنها حرکت کند. اگر خدا عقلی برای تشخیص نیک و بد به او داده از این عقل در مسیر شیطنت استفاده نکند. اگر او را مشمول موهبت آزادی کرده از این آزادی برای پیشرفت و تکامل خود بهره بگیرد. نه در مسیر بی بند و باری و گناه و فساد. چقدر سخت است که ما با دست و پا و مواهبی که خدا به ما داده در برابر او عصیان میکنیم.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
نکته اول: حقیقت شکر چیست؟
ایشان توضیح میدهند که شکر سه مرحله دارد:
۱. مرحله قلبی: انسان از نعمتهای خدا خشنود و سپاسگزار باشد.
۲. مرحله زبانی: خوشنودی را به زبان بیاورد(نکته لطیف و عجیب این است که راضی بودن ما برای خدا اهمیت دارد. راضیهً مرضیهً کنار هم آمده است. یعنی هم خدا از انسان خشنود باشد و هم انسان از خدا.)
۳. مرحله عملی: به طور شفاف از نعمت الهی بهرهبرداری کند، اهداف مواهب را در نظر بگیرد و به سوی آنها حرکت کند. اگر خدا عقلی برای تشخیص نیک و بد به او داده از این عقل در مسیر شیطنت استفاده نکند. اگر او را مشمول موهبت آزادی کرده از این آزادی برای پیشرفت و تکامل خود بهره بگیرد. نه در مسیر بی بند و باری و گناه و فساد. چقدر سخت است که ما با دست و پا و مواهبی که خدا به ما داده در برابر او عصیان میکنیم.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
۳:۳۰
خیلیها شکر قلبی و زبانی دارند، اما در مرحله شکر عملی تقصیر دارند. خداوند نیازی به سپاسگزاری ما ندارد. اما این تاکید بر شکرگزاری به خاطر تاثیراتی است که بر خود فرد دارد. نعمتها و مواهب برای اهداف خاصی به انسان داده شده و اگر ما در غیر این راه از آنها بهره بگیریم، طبیعی است که از آنها محروم بشویم.کسانی که نعمتهای الهی را ضایع میکنند و در غیر اهدافش مصرف میکنند طبق گفته آقای مکارم انگار که به ساحت قدس پروردگار اهانت کردهاند و به این جهت در خور عقوبت آن هستند.
در تفسیر سوره بقره ذیل آیه ۲۶ تا ۲۷ علامه طباطبایی در المیزان جلد ۱ میفرمایند: ممکن است یک انسان که خدا سهمی از بهشت را برای او آفریده، به خاطر کاهلی و انجام ندادن خیراتی که به صورت نعمتهای آن بهشت مجسم شوند، بهشتی خالی از نعمت داشته باشد.
در توضیح الحمدلله ذیل سوره حمد علامه طباطبایی میفرمایند: کلمه حمد به معنای ثنا و ستایش در برابر یک عمل جمیلی است که ثنا شونده به اختیار خود انجام داده، بر خلاف کلمه مدح (ممکن است پادشاهی مدح شود در حالی که کاری انجام نداده است). مثلاً بوی گل یا تلالو مروارید چیزهای خوبی هستند ولی به اراده و اختیار اتفاق نیفتادهاند. ما ممکن است آن را مدح کنیم اما حمد نمیکنیم. از گل تشکر نمیکنیم بابت بوی خوب.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
در تفسیر سوره بقره ذیل آیه ۲۶ تا ۲۷ علامه طباطبایی در المیزان جلد ۱ میفرمایند: ممکن است یک انسان که خدا سهمی از بهشت را برای او آفریده، به خاطر کاهلی و انجام ندادن خیراتی که به صورت نعمتهای آن بهشت مجسم شوند، بهشتی خالی از نعمت داشته باشد.
در توضیح الحمدلله ذیل سوره حمد علامه طباطبایی میفرمایند: کلمه حمد به معنای ثنا و ستایش در برابر یک عمل جمیلی است که ثنا شونده به اختیار خود انجام داده، بر خلاف کلمه مدح (ممکن است پادشاهی مدح شود در حالی که کاری انجام نداده است). مثلاً بوی گل یا تلالو مروارید چیزهای خوبی هستند ولی به اراده و اختیار اتفاق نیفتادهاند. ما ممکن است آن را مدح کنیم اما حمد نمیکنیم. از گل تشکر نمیکنیم بابت بوی خوب.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
۹:۰۱
نکته دوم: هیچ حمدی از هیچ حامدی در برابر هیچ امر محمودی سر نمیزند مگر آنکه در حقیقت حمد خداست.
درک این نکته به توحید عملی برمیگردد. نگاه این هست که همه اینها به خداوند بازگشت دارد. یعنی زمانی که خود شما از فردی تشکر میکنید در واقع از خداوند تشکر میشود. حدیث مَن لَم یَشکُرِ المَخلوق لَم یَشکُرِ الخالِق*، هر چند که کمی روی سندیتش بحث وجود دارد ولی اغلب نظرشان این هست که این حرف منطقی به نظر میآید. وقتی از کسی تشکر میکنیم، چون خدا اسباب و علل آن اتفاق را فراهم کرده، در واقع داریم از خدا تشکر میکنیم.
*علامه طباطبایی: زمانی که بنده به مقام مالکیت مشرف شد، دیگر هیچ چیزی را نمیبیند غیر از خدا. چون از جمیل جز حسن صادر نمیشود پس هر آنچه که بر او نازل میشود، نعمت الهی است و بنده شکرگزار است.
و الّا اگر ما ظاهر ماجرای کربلا را ببینیم خیلی وحشتناک به نظر میرسد. اما حضرت زینب میفرمایند ما رأیت الا جمیلا. خداوند نزد گمان بنده خویش است. یعنی همه چیز به نگاه شما به مسائل وابسته است.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
درک این نکته به توحید عملی برمیگردد. نگاه این هست که همه اینها به خداوند بازگشت دارد. یعنی زمانی که خود شما از فردی تشکر میکنید در واقع از خداوند تشکر میشود. حدیث مَن لَم یَشکُرِ المَخلوق لَم یَشکُرِ الخالِق*، هر چند که کمی روی سندیتش بحث وجود دارد ولی اغلب نظرشان این هست که این حرف منطقی به نظر میآید. وقتی از کسی تشکر میکنیم، چون خدا اسباب و علل آن اتفاق را فراهم کرده، در واقع داریم از خدا تشکر میکنیم.
*علامه طباطبایی: زمانی که بنده به مقام مالکیت مشرف شد، دیگر هیچ چیزی را نمیبیند غیر از خدا. چون از جمیل جز حسن صادر نمیشود پس هر آنچه که بر او نازل میشود، نعمت الهی است و بنده شکرگزار است.
و الّا اگر ما ظاهر ماجرای کربلا را ببینیم خیلی وحشتناک به نظر میرسد. اما حضرت زینب میفرمایند ما رأیت الا جمیلا. خداوند نزد گمان بنده خویش است. یعنی همه چیز به نگاه شما به مسائل وابسته است.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
۳:۵۱
بخش روانشناسی موضوع
در رابطه با ارتباطات اجتماعیمان وقتی میخواهیم با کسی در حوزه تشکر وارد بشویم، باید آدمها و شرایطشان را بسنجیم. بعضی وقتها ما در بیان تشکر از آدمها زیادهروی میکنیم، که اشتباه است. شما میتوانید قلباً از کسی شکرگزار باشید و عملاً در مواقع لزوم برای او هدیهای تهیه کنید، به دادش برسید، کمکش کنید یا... ولی در بیان اینقدر پررنگ و زیاده از حد بیان نکنید. انگار که شما احسان و نیکی را در غیر جایگاه خودش گذاشتید و روایت داریم که احسان و نیکی ضایع میشود. ولی در مورد خداوند اینطور نیست چرا که اِلحاحُ المُلِحین او را خسته نمیکند.
آقای صفایی حائری: تو به اندازهای که از غریزه و عادت الهام میگیری و طبیعی رفتار میکنی، از آدمیت فاصله داری و به اندازهای که نظارت و سنجش و حسابرسی داشته باشی و انتخاب در کارها و برخوردها داشته باشی، آدم هستی و آدم بودن خیلی سختتر از طبیعی بودن است.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
در رابطه با ارتباطات اجتماعیمان وقتی میخواهیم با کسی در حوزه تشکر وارد بشویم، باید آدمها و شرایطشان را بسنجیم. بعضی وقتها ما در بیان تشکر از آدمها زیادهروی میکنیم، که اشتباه است. شما میتوانید قلباً از کسی شکرگزار باشید و عملاً در مواقع لزوم برای او هدیهای تهیه کنید، به دادش برسید، کمکش کنید یا... ولی در بیان اینقدر پررنگ و زیاده از حد بیان نکنید. انگار که شما احسان و نیکی را در غیر جایگاه خودش گذاشتید و روایت داریم که احسان و نیکی ضایع میشود. ولی در مورد خداوند اینطور نیست چرا که اِلحاحُ المُلِحین او را خسته نمیکند.
آقای صفایی حائری: تو به اندازهای که از غریزه و عادت الهام میگیری و طبیعی رفتار میکنی، از آدمیت فاصله داری و به اندازهای که نظارت و سنجش و حسابرسی داشته باشی و انتخاب در کارها و برخوردها داشته باشی، آدم هستی و آدم بودن خیلی سختتر از طبیعی بودن است.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی#نکات_حکمت_سیزدهم@nahj_zendegi
۴:۱۲
بازارسال شده از ☫S. Khansari(Mohanna/Masiha)☫
وَ قَالَ (عليه السلام): لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً، وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مُحْتَمَلًا.
نهجالبلاغه، حکمت ۳۶۰
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی
@nahj_zendegi
نهجالبلاغه، حکمت ۳۶۰
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی
@nahj_zendegi
۵:۵۰
بازارسال شده از ☫S. Khansari(Mohanna/Masiha)☫
*خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه*؛ یک شاهکار ادبی از امام علی (علیه السلام) است.در این خطبه ستایش و سپاس خداوند و شهادت بر یگانگی او و سفارش به تقوا را بیان میکند و آن را شرح میدهد.
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی
@nahj_zendegi
#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی
@nahj_zendegi
۶:۰۵
امام علی(علیه السلام) در آخرین بخش از خطبه 103 «نهج البلاغه» به وضع «آخرالزّمان» و به تعبیر دیگر: زمان پر شور و شرّی که قبل از قیام حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) فرا میرسد اشاره کرده، گاه ویژگیهای مؤمنان را در آن زمان شرح میدهد و گاه وضع اسلام و احکام و قوانین اسلامی را، میفرماید: (آن [زمان]، زمانی است که هیچکس از فتنه نجات نمییابد، مگر مؤمنی که بینام و نشان است! اگر در حضور است، شناخته نمیشود و اگر غایب شود، کسی سراغ او را نمیگیرد!)؛«وَ ذلِک زَمَانٌ لَا ینْجُو فِیهِ إِلَّا کلُّ مُؤْمِنٍ نُوَمَةٍ، إِنْ شَهِدَ لَمْ یعْرَفْ، وَ إِنْ غَابَ لَمْ یفْتَقَدْ».#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی@nahj_zendegi
۳:۲۲
وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُالأَمْرُ قَرِيبٌ وَ الإِصْطِحَابُ قَلِيلٌ.حکمت ۱۶۸#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی@nahj_zendegi
۶:۴۵
امام علی علیهالسلام در غررالحکم میفرمایند:هر که خدا را شناسد، تنها شود و هر که خود را شناسد...#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی@nahj_zendegi
۶:۴۴
در خطبه ۲۲۳ مولا اشاره فرمودهاند به اينکه چرا انسانهايى را مىبينيم که گرفتار تناقض در عمل و دوگانگى در قضاوت هستند در برابر ناراحتى ديگران و بيمارى بيماران سخت عکسالعمل نشان مىدهند و گاه سيلاب اشکشان فرو مىريزد در حالى که بيمارى خودشان سختتر و مصائبشان سنگينتر است و هيچگونه عکسالعملى در برابر آن نشان نمىدهند.امام (عليهالسلام) مىخواهد اين غافلان بىخبر و اين خفتگان بىدرد را با اين بيان منطقى و گويا از خواب غفلت بيدار کند و به سرنوشت خطرناکى که در پيش رو دارد متوجّه سازد شايد توبه کنند و به سوى خدا بازگردند.#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی@nahj_zendegi
۸:۳۴
بازارسال شده از آیت الله جوادی آملی
مگر این که سر از شرک در می آورد!
۲:۰۵
بازارسال شده از حوزه هنری انقلاب اسلامی
سخت است وطن موکب ماتم شده باشد
عیدانه ما فرق کند، غم شده باشد
ببینید| شعرخواني دکتر سیده اعظم حسینی در #محفل_شعر_امین*، شیراز سیزدهم اسفند ۱۴۰۴
️سیده اعظم حسینی از شاعرانی بودند که در دیدار سالانه شاعران با *#رهبر_شهید_ انقلاب حضور و فرصت شعرخوانی داشتند.
@hozehonari_ir
حوزهی هنری در فضای مجازی:سایت | آپارات | ایتا | روبیکا | اینستاگرام
عیدانه ما فرق کند، غم شده باشد
۱۰:۳۰
وَ قَالَ (علیه السلام): خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ؛ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ، فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ.حکمت ۷۹تعبیر به «تَلَجْلَجُ...» با توجه به اینکه این واژه به معناى اضطراب و ناآرامى است اشاره به آن است که جایگاه کلام حکمت آمیز سینه منافق نیست، از این رو در آنجا پیوسته ناآرامى مىکند تا خارج شود و در جایگاهى که متناسب آن است; یعنى سینه شخص مؤمن در کنار سایر سخنان حکمتآمیز قرار گیرد.#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی@nahj_zendegi
۱:۰۱
وَ قَالَ (علیه السلام): لَقَدْ عُلِّقَ بِنِيَاطِ هَذَا الْإِنْسَانِ بَضْعَةٌ هِيَ أَعْجَبُ مَا فِيهِ وَ [هُوَ] ذَلِكَ الْقَلْبُ، وَ ذَلِكَ أَنَّ لَهُ مَوَادَّ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ أَضْدَاداً مِنْ خِلَافِهَا؛ فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ، وَ إِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَكَهُ الْحِرْصُ، وَ إِنْ مَلَكَهُ الْيَأْسُ قَتَلَهُ الْأَسَفُ، وَ إِنْ عَرَضَ لَهُ الْغَضَبُ اشْتَدَّ بِهِ الْغَيْظُ، وَ إِنْ أَسْعَدَهُ [الرِّضَا] الرِّضَى نَسِيَ التَّحَفُّظَ، وَ إِنْ غَالَهُ الْخَوْفُ شَغَلَهُ الْحَذَرُ، وَ إِنِ اتَّسَعَ لَهُ الْأَمْرُ اسْتَلَبَتْهُ الْغِرَّةُ، وَ إِنْ أَفَادَ مَالًا أَطْغَاهُ الْغِنَى، وَ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ فَضَحَهُ الْجَزَعُ، وَ إِنْ عَضَّتْهُ الْفَاقَةُ شَغَلَهُ الْبَلَاءُ، وَ إِنْ جَهَدَهُ الْجُوعُ [قَعَدَتْ بِهِ الضَّعَةُ] قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ، وَ إِنْ أَفْرَطَ بِهِ الشِّبَعُ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ؛ فَكُلُّ تَقْصِيرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ إِفْرَاطٍ لَهُ مُفْسِد.حکمت ۱۰۸امام (عليهالسلام) در اين گفتار حكيمانه خود به يك سلسله عواطف انسانى و بخش مهمى از رذايل اخلاقى و آثار هر يك از آنها اشاره فرموده و مركز آنها را قلب مىشمرد.سپس به دليل آن پرداخته و در ادامه سخن چنين مىفرمايد: «اين شگرفى به خاطر آن است كه صفاتى از حكمت و ضد حكمت در آن جمع است».#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی@nahj_zendegi
۶:۰۸
وَ قَالَ (علیهالسلام): لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ، كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ.حکمت ۱۸۲قرآن مجید نیز کراراً به مسئله تکلم به حق اشاره کرده و اهل کتاب را بر کتمان حق و سکوت سرزنش مى کند; از جمله مىفرماید:«(وَإِذْ أَخَذَ اللهُ مِیثَاقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَکْتُمُونَهُ);(به خاطر بیاورید) هنگامى را که خدا، از کسانى که کتاب آسمانى به آنها داده شده، پیمانى گرفت که حتماً آن را براى مردم آشکار سازید و کتمان نکنید!».آلعمران، ۱۸۷#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی@nahj_zendegi
۱۹:۵۰
وَ قَالَ (علیهالسلام): مَنْ قَضَى حَقَّ مَنْ لَا يَقْضِي حَقَّهُ، فَقَدْ عَبَدَهُ [عَبَّدَهُ].حکمت ۱۶۴امام (علیهالسلام) در این کلام حکیمانه اشاره به تسخیر دلها کرده مىفرماید: «هر کس حق کسى را ادا کند که او حقش را ادا نمىکند وى را برده خود ساخته است!»این سخن در واقع برگرفته از آیات قرآن مجید است که دستور مىدهد در برابر بدىها نیکى کنید تا دشمنان شما در برابر شما نرم شوند و دوست گردند.«(ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِیمٌ);بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است گویى دوستى گرم و صمیمى است».فصلت، ۳۴#از_سلسله_مباحث_نهجالبلاغه_در_متن_زندگی@nahj_zendegi
۱۲:۱۶