به گمانم جشنواره فجر سال ۹۸ بود. فیلم «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان. فیلم را دیدیم و آمدیم در محل برگزاری کنفرانس خبری نشستیم به انتظار عوامل. فیلم خوبی بود اما یک خوبِ معمولی. شاهکار نبود. تقریبا همه در سالن چنین احساسی داشتند. ناگهان همه چشمها در سالن کنفرانس خبری به چهرهای دوخته شد که به جای عوامل فیلم در جایگاه قرار گرفته بود. او مسعود فراستی بود. در یک اقدام غیرمعمول در کنفرانس خبری پیش از حضور عوامل، آمده بود پشت میکروفون. شروع کرد به تعریف و تمجیدهایی که اصلا در قالب آن فیلمی که ما دیدیم نمیگنجید. مسعود کار خودش را کرده بود. یک رویداد خبری خلق شده بود. از همان لحظه سلسلهای سنگین از رپورتاژ آغاز شد. کلمات قلمبه سلمبه در وصف فیلم ردیف شد. روز صفر ناگهان شده بود شاهکار. حالا ۶ سال از آن روز گذشته. اگر به یک مخاطب معمولی سینما روز صفر را نشان بدهید، او چیزی نخواهد گفت مگر اینکه این یک فیلمِ خوبِ معمولی است. معمولی. همین. آن شب که گذشت، ته و تویش را که درآوردم فهمیدم که سفارشدهنده روز صفر وزارت اطلاعات بوده. بعدها متوجه شدم اینجور تعریف و تمجیدهای آقای فراستی خیلی هم نرخش بالاست. به سکه دستمزد میگیرند. این روزها که رپورتاژ سنگین حول پیرپسر را میبینم، یاد روز صفر و فراستی افتادم. مهم این است که بدانیم وزارت اطلاعات تنها اسپانسر موجود در بازار نیست. مهم این است که بدانیم احتمالا چیزی که بیش از حد تقدیس میشود، برایش پول حسابی خرج شده. مهم این است که بدانیم «اهمیت» و «توجه» را سرمایه انباشتهی سرمایهگذار میسازد نه ارزشهای سینمایی و هنری. اینها را اگر بدانیم نه گول اداهای فراستی را میخوریم، نه گول بیزنسپلنِ سازندگانِ پیرپسر را.
۸:۱۰