بله | کانال نقد توسعه
عکس پروفایل نقد توسعهن

نقد توسعه

۴۷۴ عضو
۳/۳ ادامه از پست قبلی...
بحران: دموکراسی با «اندام‌های خیالی»سیستم سیاسی آمریکا بر پایه «نظارت و تعادل» (تفکیک قوا) بنا شده بود، اما این «اندام‌ها» اکنون فلج شده‌اند.
- اولویت حزب بر قانون اساسی: وقتی وفاداری حزبی قوی‌تر از وظایف قانونی باشد، مجلس سنا دیگر یک هیئت‌منصفه بی‌طرف نخواهد بود.- نتیجه: ایالات متحده در حال حاضر دارای سیستمی است که از نظر ساختاری توانایی خوداصلاحی را ندارد. از آنجا که قوانین مستلزم رضایت متحدان و حامیان مالی خودِ رئیس‌جمهور است، این قوانین عملاً بلااستفاده شده‌اند.
نکته نهاییمقام ریاست‌جمهوری به وضعیتی از «مصونیت عملکردی» تبدیل شده است. چه پای متمم ۲۵ قانون اساسی در میان باشد و چه استیضاح، موانع چنان بلند و قفل‌های سیاسی و اقتصادی چنان محکم هستند که رئیس‌جمهور تنها هر چهار سال یک بار توسط رأی‌دهندگان می‌تواند برکنار شود. «شیشه‌ی اضطراری» وجود دارد، اما هیچ چکشی در داخل آن برای شکستن شیشه تعبیه نشده است.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۳:۲۱

thumbnail
وزارت امور خارجه ایران در ژاپن:هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، هشداری صریح می‌دهد که در سراسر منطقه طنین‌انداز می‌شود. فیدان با بیان اینکه «پس از ایران، اسرائیل نمی‌تواند بدون دشمن زندگی کند» و اکنون ترکیه را به عنوان دشمن بعدی خود معرفی می‌کند، دو نکته مهم را مشخص می‌کند: منبع واقعی بی‌ثباتی منطقه‌ای و انگیزه‌های بدبینانه پشت دروغ‌های دیرینه رژیم اسرائیل علیه ایران.
وزیر امور خارجه عمان نیز دقیقاً همین افشاگری را در اواخر اکتبر 2025 در جریان گفتگوی منامه IISS مطرح کرد.
سخنان فیدان باید به عنوان زنگ خطری برای منطقه و کسانی باشد که همچنان به روایت‌های ساختگی در مورد ریشه‌های درگیری در خاورمیانه پایبند هستند.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۶:۲۰

thumbnail
خبرگزاری رویترز:داده‌های کشتیرانی نشان داد که یک نفتکش چینی که تحت تحریم‌های ایالات متحده قرار دارد، علیرغم محاصره این گذرگاه راهبردی توسط آمریکا، از تنگه هرمز عبور کرده است.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۸:۴۹

thumbnail
اسپانیا و چین بر ایجاد پیوندهای نزدیک‌تر در برابر تهدیدات نظم جهانی متعهد شدند
به گزارش رویترز — شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین و پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا امروز در پکن دیدار کردند و بر تقویت روابط دوجانبه در مواجهه با «تهدیدهای موجود برای نظم چندجانبه‌گرایی» تأکید کردند. شی جین‌پینگ نظم بین‌المللی را «در حال فروپاشی» توصیف کرد.
سانچز که در چهارمین سفر خود به چین به سر می‌برد، پس از دیدار با شی گفت اروپا و چین باید پیوندهای نزدیک‌تری برقرار کنند تا در برابر چالش‌های چندجانبه‌گرایی مقاومت کنند. این دیدار در حالی انجام می‌شود که بسیاری از دولت‌های غربی علی‌رغم تنش‌های تجاری و امنیتی، به دنبال گرم‌تر کردن روابط با پکن هستند — به ویژه در سایه سیاست‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا.
شی جین‌پینگ در دیدار با سانچز اظهار داشت: «در دنیای امروز، آشوب فراوان است و نظم بین‌المللی در حال فروپاشی است» و افزود که تعمیق روابط با اسپانیا به نفع هر دو کشور خواهد بود.
طرفین توافق کردند چندین سند همکاری امضا کنند، از جمله تسهیل دسترسی بیشتر محصولات کشاورزی اسپانیا به بازار چین و بهبود همکاری در حوزه حمل‌ونقل و زیرساخت‌ها. سانچز همچنین اعلام کرد که چین با اتخاذ تدابیری برای کاهش کسری تجاری اسپانیا با این کشور (نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار) موافقت کرده است.
نخست‌وزیر اسپانیا چین را به ایفای نقش بزرگ‌تر در مسائل جهانی مانند تغییرات اقلیمی، امنیت، دفاع و مبارزه با نابرابری دعوت کرد و گفت ایالات متحده از بسیاری از این جبهه‌ها عقب‌نشینی کرده است. او همچنین بر لزوم احترام به نظم چندجانبه توسط قدرت‌های میانی مانند اسپانیا تأکید کرد و از نقض قوانین بین‌المللی توسط اسرائیل در خاورمیانه انتقاد کرد.
این سفر سانچز در شرایطی انجام می‌شود که تنش‌های جهانی — از جمله جنگ در ایران، اوکراین و خاورمیانه — بالا گرفته و بسیاری از رهبران اروپایی به دنبال تعامل بیشتر با پکن هستند.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۱۱:۰۹

undefined بلومبرگ: درگیری‌های خاورمیانه منجر به احیای طرح پترویوآن شده است
undefinedبلومبرگ گزارش داد که اقدامات نظامی در خاورمیانه باعث افزایش شدید پرداخت‌های نفتی به یوان شده است و منجر به این شده است که پترویوآن به عنوان جایگزینی برای پترودلار دوباره رواج پیدا کند.
undefinedاین خبرگزاری اشاره کرد که ایران پذیرش یوان را به عنوان وجه پرداختی برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز آغاز کرده است. علاوه بر این، سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی چین اخیراً حجم تراکنش بی‌سابقه‌ای را در یک روز به مبلغ ۱.۲۲ تریلیون یوان (۱۷۹ میلیارد دلار) ثبت کرده است که اولین باری است که این حجم از ۱ تریلیون یوان فراتر می‌رود.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۱۲:۱۳

بازارسال شده از فراروایت جنگ
undefined️امشب میدان انقلاب بودم.متأسفانه تلاش عجیبی می‌شه تا تجمعات خودجوش مردمی رو تبدیل به فستیوال‌های خیابانی کنند و نقش مردم رو به تکون دادن پرچم و روشن کردن فلش گوشی‌هاشون خلاصه کنند!
undefinedیه گروه از دانشجوها و فعالین اجتماعی با مردم حرف می‌زدند، دست‌نوشته‌هاشون رو بالا گرفته بودن و تراکت «شروط ایران» رو بین مردم پخش می‌کردن.وقتی خواستم عکس و فیلم بگیرم، افرادی که خودشون رو امنیتی معرفی کردند، گوشی‌مو ضبط کردن و باهام برخورد کردن که به دنبال برهم زدن وحدتی و...
undefined فراروایت | @frarevayat undefined

۱۸:۵۲

نقد توسعه
undefined️امشب میدان انقلاب بودم. متأسفانه تلاش عجیبی می‌شه تا تجمعات خودجوش مردمی رو تبدیل به فستیوال‌های خیابانی کنند و نقش مردم رو به تکون دادن پرچم و روشن کردن فلش گوشی‌هاشون خلاصه کنند! undefinedیه گروه از دانشجوها و فعالین اجتماعی با مردم حرف می‌زدند، دست‌نوشته‌هاشون رو بالا گرفته بودن و تراکت «شروط ایران» رو بین مردم پخش می‌کردن. وقتی خواستم عکس و فیلم بگیرم، افرادی که خودشون رو امنیتی معرفی کردند، گوشی‌مو ضبط کردن و باهام برخورد کردن که به دنبال برهم زدن وحدتی و... undefined فراروایت | @frarevayat undefined
تقلیل «اراده ملی» به «نمایش خیابانی»؛ وقتی پاسخِ نگرانی، برخورد قهری است
آنچه امشب در میدان انقلاب مشاهده شد، فراتر از یک کج‌سلیقگی ساده، نشان‌دهنده یک رویکرد نگران‌کننده در مواجهه با کنشگری مردمی است: «تلاش برای جایگزینی محتوا با فرم». تبدیل تجمعاتی که ریشه در دغدغه‌های عمیق ملی دارند به «فستیوال‌های بصری»، در واقع نوعی خلع‌سلاح کردنِ عاملیت مردم و خفه کردن مطالبات در گلوست.
بخش بزرگی از بدنه‌ی دغدغه‌مند جامعه، امروز با سوءظنی جدی به فعالیت‌های «هسته‌های سازشکار درون نظام» می‌نگرد؛ جریانی که سوابقش در عقب‌نشینی‌های هزینه‌ساز و دیپلماسیِ انفعال بر کسی پوشیده نیست. مردم حق دارند نگران باشند که این نمایش‌های خیابانی و اصرار بر «وحدتِ بدون کلام»، در واقع پوششی برای مهندسیِ یک عقب‌نشینی تازه یا تحمیل یک توافق خسارت‌بار دیگر باشد.
فاجعه اصلی آنجاست که این نگرانیِ مشروع و تاریخی، نه‌تنها با تبیین و پاسخگویی مواجه نمی‌شود، بلکه با برخورد قهری پاسخ داده می‌شود. وقتی دانشجو و فعال اجتماعی با دست‌نوشته و تراکت «شروط ایران» سعی در مرزبندی با جریان سازش دارد، برخورد با او تحت عنوان «برهم‌زننده وحدت» و ضبط تلفن همراهش، پیام خطرناکی به جامعه مخابره می‌کند. این برخوردها عملاً به سوءظن‌ها دامن می‌زند و این تصور را تقویت می‌کند که دست‌هایی در کارند تا «صدای غیرت ملی» را به نفع «سکوت سازشکارانه» خاموش کنند.
امنیتِ واقعی در سایه پذیرش تکثرِ درونیِ نیروهای دلسوز و وفادار به کشور تأمین می‌شود، نه با تبدیل کردن میدان به محیطی ایزوله که در آن هرگونه «موضع صریح علیه نفوذ و سازش»، مخلِ نظم تلقی شود. تقلیل دادن شکوهِ حضور مردم به یک فستیوال بی‌خاصیت، توهین به بلوغ سیاسی مردمی است که خطر سازشکاران داخلی را کمتر از تهدیدات خارجی نمی‌دانند.
صداقت با مردم، بهترین راهِ حفظ وحدت است. نمی‌توان از یک سو مردم را برای پر کردن کادر دوربین‌ها به خیابان فراخواند و از سوی دیگر، با دست‌بند و ضبط گوشی، مانع از فریاد آن‌ها علیه جریان‌های مشکوک و کارنامه‌سیاه شد. صیانت از روحِ مطالبه‌گری و پاسخ به دلشوره‌های ملی، بسیار حیاتی‌تر از صیانت از قاب‌هایِ نمایشی است.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۱۸:۵۳

thumbnail
در حال حاضر ۱.۹ میلیون آمریکایی در خودروهای خود زندگی می‌کنند (بی‌خانمان هستند).
بیش از ۹۰۰ هزار شهرک‌نشین صهیونیست در کرانه باختری و قدس شرقی زندگی می‌کنند که هیچ‌کدام کار نمی‌کنند.- آن‌ها با بودجه دولتی، مسکن رایگان، خدمات درمانی رایگان و همه‌چیز رایگان زندگی می‌کنند که همگی از مالیات مردم آمریکا و با هزینه‌ای بالغ بر صدها میلیارد دلار تأمین می‌شود.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۱۹:۰۱

thumbnail
دستگیری یوسف عزیزی، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل سیاسی در آمریکا، نمونه‌ای آشکار از ریاکاری سیستمی و برخورد امنیتی با آزادی بیان در کشوری است که خود را مدعی اول حقوق بشر در جهان می‌داند. در ادامه، نقدی تند بر این واقعه از چند منظر ارائه می‌شود:
۱. نقاب کاذب آزادی بیان:بازداشت یک دانشجوی دکتری و تحلیلگر سیاسی به دلیل ابراز عقیده یا فعالیت‌های پژوهشی، تیر خلاصی به ادعای "آزادی بیان" در غرب است. دستگاه امنیتی آمریکا نشان داد که آزادی تنها تا زمانی محترم است که در خدمت منافع هژمونیک این کشور باشد؛ به محض اینکه تحلیلگری با نگاهی مستقل و ضد استعماری، ساختارهای قدرت را به چالش بکشد، حقوق شهروندی او به بهانه‌های واهی امنیتی زیر پا گذاشته می‌شود.
۲. گروگان‌گیری آکادمیک:یوسف عزیزی نه یک مهره نظامی، بلکه یک چهره دانشگاهی در "ویرجینیا تک" است. بازداشت غیرقانونی او توسط اداره مهاجرت و گمرک (ICE) پیامی ترسناک به تمام نخبگان و دانشجویان بین‌المللی دارد: "در آمریکا فکر کردن هزینه دارد." این اقدام عملاً محیط‌های دانشگاهی را به شعباتی از نهادهای پلیسی تبدیل کرده که در آن تفکر انتقادی، جرمی نابخشودنی تلقی می‌شود.
۳. استاندارد دوگانه و آپارتاید قضایی:در حالی که آمریکا برای بازداشت مهره‌های سیاسی در کشورهای دیگر جنجال‌های جهانی راه می‌اندازد، خود به راحتی به "آدم‌ربایی قانونی" روی می‌آورد. استفاده از ابزارهای مهاجرتی برای سرکوب فعالان سیاسی، نوعی استبداد مدرن است که در آن بوروکراسی در خدمت ترور شخصیت و سلب آزادی‌های فردی قرار می‌گیرد.
۴. وحشت‌افکنی سیستماتیک:این بازداشت، هدفی فراتر از شخص یوسف عزیزی دارد؛ هدف اصلی، ایجاد فضای رعب و وحشت میان جامعه ایرانیان مقیم آمریکا و سایر فعالان ضد استعماری است. پیام این است: "اگر مانند ما فکر نکنید، جای شما در سلول‌های انفرادی است." این دقیقاً همان "جامعه پلیسی" است که منتقدان امپریالیسم سال‌هاست نسبت به آن هشدار می‌دهند.
بازداشت یوسف عزیزی نشان داد که پشت ویترین پر زرق و برق دموکراسی آمریکایی، چنگال‌های یک حاکمیت امنیت‌زده قرار دارد که تاب تحمل یک تحلیل متفاوت را ندارد. این اقدام نه نشانه قدرت، بلکه نشانه استیصال سیستمی است که در میدان نبرد ایده‌ها شکست خورده و حالا با توسل به زور و زندان، سعی در خاموش کردن صدای حقیقت دارد. شعار "یوسف عزیزی را آزاد کنید" نه فقط مطالبه آزادی یک فرد، بلکه فریادی علیه استبداد نوین جهانی است.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۱۹:۱۷

thumbnail
*فوری: شوک بزرگ چین به ترامپ؛ پیروزی بزرگ برای پدرو سانچز* undefined
undefined ترامپ: «ما تمام روابط تجاری با اسپانیا را قطع خواهیم کرد، چون آن‌ها در برابر ایران از من حمایت نکردند.»
دقیقاً ۳۶ ساعت بعد:
undefined شی جین‌پینگ: undefined «اسپانیا در سمت درست تاریخ ایستاده است؛ این کشور بسیار منطقی است. چین در کنار اسپانیا می‌ماند. ما در راستای صلح جهانی تلاش خواهیم کرد و با "قانون جنگل" مخالفت می‌کنیم.»
ترامپ و نتانیاهو از دیدن این صحنه دچار سوزش قلب (از شدت عصبانیت) خواهند شد!
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۱۹:۲۲

thumbnail
undefined تهدید علنی دنیا توسط یک مقام اسرائیلی undefined«هر کسی که از اسرائیل انتقاد کند، دشمن ماست.- ما شما را از طریق گوگل زیر نظر می‌گیریم.- نقاط ضعف شما را افشا می‌کنیم.( مانند پرونده اپستین و رسوایی های جنسی) - باعث اخراج شما از شغلتان می‌شویم.- و اگر صاحب کسب‌وکاری باشید، شما را به ورشکستگی می‌کشانیم.»این سخنان یک فعال معمولی نیست؛این اظهارات یکی از مقامات سفارت اسرائیل در واشینگتن است.این دقیقاً همان چیزی است که صهیونیسم به آن تبدیل شده است:یک ماشین ارعاب جهانی که اگر جرئت کنید علیه آن‌ها حرف بزنید، معیشت شما را تهدید می‌کند.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۱۹:۴۴

thumbnail
کالبدشکافی یک نفوذ سیستماتیک؛ «داستان اکوبلاگری» که پیاده‌نظام جنگ شناختی شدتحرکات اخیر چهره‌هایی نظیر سیامک قاسمی در پوشش مطالبه‌گری اقتصادی، دیگر از دایره یک نقد کارشناسی خارج شده و به مرزهای یک «فتنه امنیتی» رسیده است. نگاهی عمیق به عملکرد این جریان، پرده از واقعیتی تلخ برمی‌دارد.ایشان که چند وقتی است در کانالی در بله فعالیت اکوبلاگری از سرگرفته، بیم آن می‌رود که در فردای جنگ نیز بازوی جریان نیولیبرالیستی باشد تا پاشنه اقتصادی کشور را همچنان بر محور اشتباهات مهلک گذشته بچرخانند.
۱. نفاق تحلیلی و استاندارد دوگانهبزرگ‌ترین باگ اخلاقی جریان قاسمی، «نفاق تحلیلی» آن‌هاست. این‌ها در حالی برای معیشت مردم و بیزنس‌های کوچک در فضای مجازی اشک تمساح می‌ریزند که خود، بزرگ‌ترین مبلغان نیولیبرالیسم و «سرمایه‌داری بی‌رحم» هستند؛ تفکری که در آن بیزنس‌های خرد زیر پای کارتل‌های بزرگ له می‌شوند. دغدغه واقعی این افراد، نه معیشت دست‌فروش اینستاگرامی، بلکه حفظ شبکه نفوذ و بیزنس‌های کلان تبلیغاتی خودشان است که تنها در بستر رها شده‌ی وب بین‌الملل رشد می‌کند.
۲. بازوی داخلی رسانه‌های معاندبررسی خط خبری این افراد نشان می‌دهد که آن‌ها عملاً نقش «میز ایران» را برای رسانه‌های تروریستی همچون «ایران اینترنشنال» بازی می‌کنند. همان جریانی که با وقاحت تمام از «آزادسازی نرخ ارز» و «جراحی‌های اقتصادی بی‌رحمانه» دفاع کردند و با تئوری‌های نئولیبرالی خود، موجبات گران‌سازی وحشتناک معیشت مردم را فراهم آوردند. آن‌ها با فشار برای حذف یارانه‌ها و رهاسازی قیمت‌ها، سفره مردم را کوچک کردند تا به زعم خود «اقتصاد را آزاد کنند»، اما در حقیقت جاده‌صاف‌کن فشار حداکثری شدند. همان اتاق فکرهایی که انسجام و اقتدار ملی پس از جنگ ۱۲ روزه را با پمپاژ نارضایتی اقتصادی (ناشی از همین نسخه‌های گران‌سازی) به فجایع و آشوب‌های دی‌ماه گره زدند، امروز هم در پوشش دغدغه اینترنت، به دنبال تکمیل پروژه فروپاشی از درون هستند. هدف آن‌ها نه شکوفایی، بلکه ایجاد استیصال عمومی برای تحمیل برجام‌های بعدی است.
۳. ضرورت بازبینی امنیتیجای تأمل است که چرا دستگاه‌های نظارتی و امنیتی، روابط پشت‌پرده سیامک قاسمی و هم‌فکرانش را با دولت‌های متخاصم و سرویس‌های بیگانه به‌صورت جدی‌تر واکاوی نمی‌کنند؟ امروز بازگشایی اینترنت بین‌المللی مطالبه شماره یک رسانه‌هایی مانند ایران اینترنشنال است.این حجم از اصرار بر «بازگشت به ناامنی دیجیتال» در پوشش اقتصاد، نشان‌دهنده یک مأموریت دیکته‌شده نیست؟
فرجام سخن:ایران برای عبور از گردنه سختِ اقتصادیِ پس از جنگ، نیازمند یک جراحی عمیق در بدنه فکری خود است. دولت و نظام نباید اجازه دهند کسانی که جاده‌صاف‌کن تحریم و آشوب بوده‌اند، دوباره پشت میزهای تصمیم‌گیری یا تریبون‌های عمومی بنشینند. اگر می‌خواهیم کشور به سلامت بازسازی شود، بایستی ابتدا «غرامت این ویرانی‌های فکری و ساختاری» را از جریان قاسمی‌ها و غنی‌نژادها گرفت و دست آن‌ها را برای همیشه از مقدرات این مرز و بوم کوتاه کرد؛ در غیر این صورت، این جریان برای معامله بر سر آخرین قطره از منابع کشور و خون شهروندان، لحظه‌ای درنگ نخواهند کرد.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۲۰:۵۵

منتخبی از گفتگوی قاضی اندرو ناپولیتانو و پروفسور جان میرشایمر در پادکست «Judging Freedom» (قضاوت درباره آزادی)بخش ۱ | پیاده سازی: فرهاد قدوسی
قاضی اندرو ناپولیتانو:... ترامپ دیگر هیچ راه فراری ندارد، دارد؟
پروفسور جان میرشایمر: او راه خروج خوبی ندارد. منظورم این است که او اساساً می‌تواند در برابر خواسته‌های ایران تسلیم شود، اما بهای گزافی را به اسرائیل و لابی در ایالات متحده خواهد پرداخت.
دیدگاه من در این مورد، آقای قاضی، این است که برای اینکه ترامپ تسلیم شود، آنچه باید اتفاق بیفتد این است که اقتصاد، اقتصاد بین‌الملل، اقتصاد جهانی باید در آستانه سقوط به پرتگاه باشد. باید به اندازه کافی خسارت در سراسر جهان ایجاد شود تا رئیس‌جمهور ترامپ به سادگی به اسرائیلی‌ها بگوید: «دیگر کافی است. ما باید این را تمام کنیم.»
و به همین دلیل است که من مدت‌هاست استدلال کرده‌ام که از دیدگاه ایران، هر چه این جنگ بیشتر طول بکشد، بهتر است.
undefinedفکر می‌کنم ایرانی‌ها در واقع برای رفتن به اسلام‌آباد نادانی کردند. اگر من جای آن‌ها بودم، به اسلام‌آباد نمی‌رفتم.undefined
من فقط جنگ را ادامه می‌دادم چون آن‌ها در موضع قدرت بودند. و هر چه جنگ بیشتر طول بکشد، اهرم فشار بیشتری دارند.
و فکر می‌کنم در مقطعی اگر جنگ به اندازه کافی طول بکشد و اوضاع اقتصادی به اندازه کافی بد شود، ترامپ چاره‌ای جز درگیری با لابی و اسرائیل نخواهد داشت تا آن‌ها را مجبور به پذیرش نوعی توافق صلح معنادار کند.
اما اگر هرگز به آن نقطه نرسیم، این وضعیت همین‌طور ادامه خواهد یافت.
قاضی اندرو ناپولیتانو: خب، رئیس‌جمهور با معضل وحشتناکی روبروست. در این باره هیچ شک و تردیدی نیست. آیا فکر می‌کنید او درک می‌کند؟ این سوال احمقانه‌ای از جانب من است. آیا فکر می‌کنید او درک می‌کند؟ چه کسی می‌داند او چه می‌فهمد؟ آیا اطرافیان او می‌دانند که هدف نتانیاهو تجزیه ایران است، همان‌طور که ام‌آی‌۶ (MI6)، سیا (CIA) و اسرائیلی‌ها سوریه را تجزیه کردند؟
پروفسور جان میرشایمر: مطمئنم که می‌دانند. منظورم این است که ما در مورد مشاوران او صحبت می‌کنیم و من حتی تصور می‌کنم خود او هم—آن‌ها به خوبی درک می‌کنند که در وضعیت ناامیدکننده‌ای هستند و ما باید از این درگیری خارج شویم. باید به خاطر داشته باشید که این آمریکایی‌ها بودند که برای نشست اسلام‌آباد فشار آوردند، نه ایرانی‌ها. ایرانی‌ها با این نشست همراهی کردند، اما این آمریکایی‌ها بودند که خواهان آن بودند.
قاضی اندرو ناپولیتانو: اما آن نشست فقط نمایشی بود. منظورم این است که ونس هیچ اختیاری نداشت و توسط آن دو صهیونیست تحت نظر بود. او به نتانیاهو گزارش می‌داد و خواسته‌هایش وقیحانه بود.
پروفسور جان میرشایمر: بله. اما آنچه شما در اینجا نادیده می‌گیرید این است که ترامپ بین دو نیرو گرفتار شده است: یکی ایرانی‌ها و نیاز به پایان دادن به این وضعیت، و دوم تمایل اسرائیل برای نابودی ایران.
بنابراین، آنچه اتفاق می‌افتد این است که ترامپ سه‌شنبه گذشته می‌گوید که قرار است آتش‌بس داشته باشیم. این در ۷ آوریل است. او می‌گوید: «ما آتش‌بس خواهیم داشت.» و می‌گوید که ما در واقع بر اساس طرح ۱۰ ماده‌ای ایران مذاکره خواهیم کرد.
و این در آن لحظه بسیار امیدوارکننده به نظر می‌رسد. اما بعد، در طول هفته و در جریان خود مذاکرات، آنچه واقعاً رخ می‌دهد این است که اسرائیلی‌ها و لابی وارد عمل می‌شوند و ترامپ عقب‌نشینی می‌کند. و به جای مذاکره با ایرانی‌ها در اسلام‌آباد بر اساس طرح ۱۰ ماده‌ای که ایرانی‌ها روی میز گذاشته بودند، او برخلاف آنچه گفته بود انجام می‌دهد و بر اساس طرح ۱۵ ماده‌ای که آمریکایی‌ها قبلاً ارائه کرده بودند و شامل تمام خواسته‌های حداکثری اسرائیل است، مذاکره می‌کند.
پس آنچه می‌بینید این است که در نهایت ما موضع اسرائیل را می‌پذیریم و این اساس مذاکرات می‌شود؛ و این اتفاقی است که همیشه می‌افتد.
هر زمان که ما هرگونه انعطافی نشان می‌دهیم یا تمایلی به مدارا با ایرانی‌ها داریم، اسرائیلی‌ها و لابی وارد می‌شوند و ما موضع تندی را اتخاذ می‌کنیم که منعکس‌کننده منافع اسرائیل است. و همان‌طور که نخست‌وزیر نتانیاهو روشن کرد، ما در تمام مسیر به او گزارش می‌دهیم.
و آیا فکر نمی‌کنید وقتی ما به رئیسمان، نخست‌وزیر نتانیاهو گزارش می‌دهیم، او دقیقاً برای ما روشن می‌کند که چه می‌خواهد و ما سلام نظامی می‌دهیم و آنچه او می‌خواهد را انجام می‌دهیم؟ و هر زمان که او حس کند ما داریم از خط خارج می‌شویم و با ایرانی‌ها بیش از حد انعطاف به خرج می‌دهیم، با رئیس‌جمهور ترامپ تماس می‌گیرد و با لحنی صریح به او می‌گوید که باید به خط بازگردد. رئیس‌جمهور ترامپ سلام نظامی می‌دهد، به خط بازمی‌گردد و ما به اینجا می‌رسیم.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۳:۳۲

منتخبی از گفتگوی قاضی اندرو ناپولیتانو و پروفسور جان میرشایمر در پادکست «Judging Freedom» (قضاوت درباره آزادی)بخش ۲ | پیاده سازی: فرهاد قدوسی
قاضی اندرو ناپولیتانو: متعجبم که آیا نتانیاهو ترامپ را فریب داده یا او را تهدید کرده است؟
پروفسور جان میرشایمر: احتمالاً ترکیبی از هر دو است. فکر می‌کنم اگر به گزارش نیویورک تایمز در مورد اینکه گفتگوها بین اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها قبل از جنگ، پیش از ۲۸ فوریه چگونه بوده نگاه کنید، به نظر می‌رسد اسرائیلی‌ها ترامپ را فریب داده‌اند (گول زده‌اند). آن‌ها او را متقاعد کردند که می‌توانند به این پیروزی جادویی دست یابند. آن‌ها یک مشت وعده توخالی به او فروختند و او ساده‌لوح بود و آن را باور کرد. او به حرف مشاورانش گوش نداد. او از مشاورانش سوالات سختی نپرسید که ممکن بود او را به مقابله با روایت اسرائیلی‌ها که روی میز بود سوق دهد.
بنابراین فکر می‌کنم او فریب خورده است.
اما نکته‌ای که به شما می‌گویم این است که صرف‌نظر از آنچه در آن گفتگوها گذشت، واقعیت این است که همین‌طور که پیش می‌رویم، رئیس‌جمهور ترامپ کاملاً درک می‌کند، جی.دی ونس کاملاً درک می‌کند، مارکو روبیو کاملاً درک می‌کند که آن‌ها واقعاً چاره‌ای جز انجام آنچه اسرائیلی‌ها و لابی می‌خواهند ندارند.
همان‌طور که مدت‌هاست استدلال کرده‌ام، اسرائیل مانند یک وزنه سنگین (آلبارتوس) به گردن آن‌هاست. و اگر کسی به مدرکی بیشتر از آنچه در اینجا می‌گذرد نیاز دارد، آن‌ها دیگر امیدی بهشان نیست، زیرا از این مورد کاملاً بدیهی است که اسرائیل برای ما مشکلات استراتژیک و اخلاقی بزرگی ایجاد می‌کند.
قاضی اندرو ناپولیتانو: آیا ایرانی‌ها متوجه هستند که ایالات متحده از خط مشی اسرائیل پیروی می‌کند؟
پروفسور جان میرشایمر: قطعاً. منظورم این است که کافی است به حرف‌های آن‌ها گوش دهید و به تمام این «میم‌»هایی (طنزهای تصویری) که منتشر می‌کنند نگاه کنید.
همه در حال حاضر این را درک می‌کنند، حتی در داخل ایالات متحده. من به عنوان کسی که به همراه استیو والت در سال ۲۰۰۷ این کتاب را درباره لابی اسرائیل نوشتم، شوکه شده‌ام که چقدر اکثر آمریکایی‌ها امروز آگاه هستند که لابی و اسرائیل برای تأثیرگذاری منفی بر سیاست ایالات متحده چه می‌کنند. ما به لطف رسانه‌های جایگزین، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که بسیاری از مردم در ایالات متحده کاملاً درک می‌کنند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. و شما به سراسر جهان، به خصوص به جاهایی مثل ایران می‌روید و آن‌ها به خوبی این موضوع را می‌فهمند.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۳:۳۸

thumbnail
بلومبرگ:«چین در نظر دارد در ماه جاری بزرگ‌ترین سری اوراق قرضه دولتی (حاکمیتی) به یوآن را از سال ۲۰۲۳ تاکنون در هنگ‌کنگ عرضه کند. این اقدام باعث افزایش عرضه برای سرمایه‌گذاران جهانی می‌شود؛ آن هم دقیقاً در زمانی که دارایی‌های مبتنی بر یوآن، در میانه جنگ ایران، به عنوان یک پناهگاه امن (برای سرمایه) خودنمایی می‌کنند.»نقد توسعه:این خبر بسیار جالب است و نشان‌دهنده یک تغییر استراتژیک در شطرنج مالی جهان در دوران بحران است. از این خبر می‌توان چهار نتیجه کلیدی و مهم گرفت:
۱. ظهور یوآن به عنوان رقیب «دارایی‌های امن» سنتی:به‌طور تاریخی در زمان وقوع جنگ‌ها (مانند جنگ فعلی ایران)، سرمایه‌گذاران برای محافظت از دارایی‌های خود به سراغ طلا، فرانک سوئیس یا دلار آمریکا می‌رفتند. اما اینکه در این خبر، یوآن به عنوان یک «پناهگاه امن» (Safe Haven) معرفی شده، نشان می‌دهد که اعتماد جهانی به ثبات سیاسی و اقتصادی چین به حدی رسیده که ارز این کشور اکنون در تراز دارایی‌های استراتژیک قرار گرفته است.
۲. زمان‌بندی هوشمندانه و فرصت‌طلبی اقتصادی پکن:چین با درک دقیق وضعیت ملتهب منطقه و نیاز سرمایه‌گذاران به تنوع‌بخشی به سبد دارایی‌شان، اقدام به عرضه بزرگ‌ترین سری اوراق قرضه خود کرده است. این یعنی چین دقیقاً زمانی نقدینگی جهانی را به سمت خود می‌کشد که بازارهای دیگر به دلیل تنش‌های نظامی دچار نوسان و ناامنی هستند.
۳. بین‌المللی‌سازی یوآن و تضعیف سلطه دلار:عرضه اوراق در هنگ‌کنگ (که مرکز مالی آزادتر نسبت به خاک اصلی چین است) به این معناست که چین می‌خواهد یوآن را در دسترس تمام سرمایه‌گذاران بین‌المللی قرار دهد. استفاده از ظرفیت «جنگ» برای ترویج اوراق قرضه یوآنی، گام بلندی در مسیر «دلارزدایی» است؛ چرا که سرمایه‌گذاران را عادت می‌دهد در زمان بحران به‌جای سیستم‌های مالی غرب، به سیستم مالی شرق تکیه کنند.
*۴. تقویت نقش هنگ‌کنگ به عنوان گلوگاه مالی:
این اقدام نشان می‌دهد که با وجود چالش‌های سال‌های اخیر، هنگ‌کنگ همچنان ویترین اصلی و معتبر چین برای تعامل با بازارهای جهانی است و چین قصد دارد از اعتبار این مرکز برای جذب سرمایه‌هایی که از ترس جنگ در حال جابجایی هستند، استفاده کند.

جمع‌بندی:*
این خبر فراتر از یک عرضه ساده اوراق قرضه است؛ این یک «مانور قدرت مالی» در میانه آشوب‌های ژئوپلیتیک است. چین در حال تبدیل کردن بحران امنیتی منطقه به فرصتی برای تثبیت یوآن به عنوان ستون فقرات جدید امنیت مالی در جهان است.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۷:۴۱

thumbnail
بلومبرگ:«چین در نظر دارد در ماه جاری بزرگ‌ترین سری اوراق قرضه دولتی (حاکمیتی) به یوآن را از سال ۲۰۲۳ تاکنون در هنگ‌کنگ عرضه کند. این اقدام باعث افزایش عرضه برای سرمایه‌گذاران جهانی می‌شود؛ آن هم دقیقاً در زمانی که دارایی‌های مبتنی بر یوآن، در میانه جنگ ایران، به عنوان یک پناهگاه امن (برای سرمایه) خودنمایی می‌کنند.»نقد توسعه:این خبر بسیار جالب است و نشان‌دهنده یک تغییر استراتژیک در شطرنج مالی جهان در دوران بحران است. از این خبر می‌توان چهار نتیجه کلیدی و مهم گرفت:
۱. ظهور یوآن به عنوان رقیب «دارایی‌های امن» سنتی:به‌طور تاریخی در زمان وقوع جنگ‌ها (مانند جنگ فعلی ایران)، سرمایه‌گذاران برای محافظت از دارایی‌های خود به سراغ طلا، فرانک سوئیس یا دلار آمریکا می‌رفتند. اما اینکه در این خبر، یوآن به عنوان یک «پناهگاه امن» (Safe Haven) معرفی شده، نشان می‌دهد که اعتماد جهانی به ثبات سیاسی و اقتصادی چین به حدی رسیده که ارز این کشور اکنون در تراز دارایی‌های استراتژیک قرار گرفته است.
۲. زمان‌بندی هوشمندانه و فرصت‌طلبی اقتصادی پکن:چین با درک دقیق وضعیت ملتهب منطقه و نیاز سرمایه‌گذاران به تنوع‌بخشی به سبد دارایی‌شان، اقدام به عرضه بزرگ‌ترین سری اوراق قرضه خود کرده است. این یعنی چین دقیقاً زمانی نقدینگی جهانی را به سمت خود می‌کشد که بازارهای دیگر به دلیل تنش‌های نظامی دچار نوسان و ناامنی هستند.
۳. بین‌المللی‌سازی یوآن و تضعیف سلطه دلار:عرضه اوراق در هنگ‌کنگ (که مرکز مالی آزادتر نسبت به خاک اصلی چین است) به این معناست که چین می‌خواهد یوآن را در دسترس تمام سرمایه‌گذاران بین‌المللی قرار دهد. استفاده از ظرفیت «جنگ» برای ترویج اوراق قرضه یوآنی، گام بلندی در مسیر «دلارزدایی» است؛ چرا که سرمایه‌گذاران را عادت می‌دهد در زمان بحران به‌جای سیستم‌های مالی غرب، به سیستم مالی شرق تکیه کنند.
۴. تقویت نقش هنگ‌کنگ به عنوان گلوگاه مالی:این اقدام نشان می‌دهد که با وجود چالش‌های سال‌های اخیر، هنگ‌کنگ همچنان ویترین اصلی و معتبر چین برای تعامل با بازارهای جهانی است و چین قصد دارد از اعتبار این مرکز برای جذب سرمایه‌هایی که از ترس جنگ در حال جابجایی هستند، استفاده کند.
جمع‌بندی:این خبر فراتر از یک عرضه ساده اوراق قرضه است؛ این یک «مانور قدرت مالی» در میانه آشوب‌های ژئوپلیتیک است. چین در حال تبدیل کردن بحران امنیتی منطقه به فرصتی برای تثبیت یوآن به عنوان ستون فقرات جدید امنیت مالی در جهان است.
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۷:۴۵

بازارسال شده از کانال تاریخ فرهنگی و جهان سوم/اسلام: استراتژی و معنویت
thumbnail
نقد کتاب–فیلم پسااستعماری و مسئله عدالت
undefinedبا موضوع : چه کسی بر جهان حکومت میکند⸮و مسئله‬‬ی کریدورها.
وظیفه ی روشنفکر در قبال میل به جنگ، استعمار، نابرابری ها و نابودی همنوع چیست؟
زمان :یک شنبه 30 فروردین ساعت ۱۹ الی 22.حضوری و مجازی
undefinedکافه کتاب جیم آیدی جهت ثبت نام : @jimlandcafe
با همکاری محمد شخصی توکلیان روان شناس.
کانال تاریخ فرهنگی و جهان اسلام/سوم: استراتژی و معنویت@Cultureforhumiliated

۱۲:۴۳

بازارسال شده از آخرین خبر
thumbnail
undefinedاموال مهرداد ماهر توقیف شد؛ یک آپارتمان با قیمت حدودی ۳۵ میلیارد تومان در بهترین نقطه استان همدان، یک دستگاه خودرو و حدود ۵ میلیارد تومان وجه نقد در حساب بانکی
undefinedبا دستور مقام قضایی اموال مهرداد ماهر که نقش موثری در شبکه همکاران دشمن در استان همدان داشته است توقیف شد.undefinedاین فرد که چند سالی است به خارج از کشور گریخته ، به اقدامات ضد ایرانی پرداخته و نقش موثری در شبکه همکاران دشمن در کشور و مخصوصا استان همدان داشته است.undefinedتاکنون با دستور مقام قضایی یک آپارتمان با قیمت حدودی ۳۵ میلیارد تومان در بهترین نقطه استان همدان یک دستگاه خودرو و حدود ۵ میلیارد تومان وجه نقد در حساب بانکی، بخشی از اموال توقیف شده مهرداد ماهر بوده است.undefinedشناسایی اموال دیگر این فرد معاند و همکار با سرویس‌های جاسوسی و امنیتی ضد ایرانی ادامه دارد.@Akharinkhabar | akharinkhabar.ir

۱۶:۲۳

نقد توسعه
undefined undefinedاموال مهرداد ماهر توقیف شد؛ یک آپارتمان با قیمت حدودی ۳۵ میلیارد تومان در بهترین نقطه استان همدان، یک دستگاه خودرو و حدود ۵ میلیارد تومان وجه نقد در حساب بانکی undefinedبا دستور مقام قضایی اموال مهرداد ماهر که نقش موثری در شبکه همکاران دشمن در استان همدان داشته است توقیف شد. undefinedاین فرد که چند سالی است به خارج از کشور گریخته ، به اقدامات ضد ایرانی پرداخته و نقش موثری در شبکه همکاران دشمن در کشور و مخصوصا استان همدان داشته است. undefinedتاکنون با دستور مقام قضایی یک آپارتمان با قیمت حدودی ۳۵ میلیارد تومان در بهترین نقطه استان همدان یک دستگاه خودرو و حدود ۵ میلیارد تومان وجه نقد در حساب بانکی، بخشی از اموال توقیف شده مهرداد ماهر بوده است. undefinedشناسایی اموال دیگر این فرد معاند و همکار با سرویس‌های جاسوسی و امنیتی ضد ایرانی ادامه دارد. @Akharinkhabar | akharinkhabar.ir
اقدام دستگاه قضایی در توقیف اموال کسانی که در رخداد تین جنگ خانمان‌سوز سهمی داشتند گامی ضروری و غیرقابل چشم‌پوشی در مسیر صیانت از حقوق عامه است. هر حکومتی موظف است با هرگونه نفوذ و اقدام که کیان جامعه و مردم با چنین شدتی هدف قرار می‌دهد، بدون مماشات و با قاطعیت برخورد کند تا هزینه خیانت به وطن برای همگان روشن شود.اما اگر تصور شود که عدالت تنها با برخورد با چند مهره‌‌ی فراری و یا فریب خورده داخلی برقرار می‌شود، سخت در اشتباهید! عدالت زمانی اجرا می شود چشمان نظارتی بر اولیگارش‌های رانت‌خوار و تئوریسین‌هایی چون غنی‌نژادها و سیامک قاسمی‌ها و تسهیل‌گران دولتی وابسته به این جریان بسته نماند. کسانی که با نسخه‌های اقتصادی آسیب‌زا و ترویج تفکرات خاص، تیشه‌ به ریشه معیشت مردم زده و جاده‌صاف‌کن نارضایتی‌های اجتماعی بوده‌اند، نباید در حاشیه امن بمانند.
باید بدانید که اگر این «اولیگارش‌های وطنی»، «مدیران رده بالای دولتی تسهیل‌گر» و «بزک‌کنندگان نظام سرمایه‌داریِ هار» به اندازه سهم خود در جبران خسارات وارده به این مرز و بوم پاسخگو نشوند، اقدامات فعلی تنها نمایشی نیمه‌کاره خواهد بود. عدالتِ گزینشی، عین بی‌عدالتی است؛ یا همه مسببان وضعیت فعلی در پیشگاه قانون حاضر می‌شوند، یا باز هم طعم تلخ تبعیض، باور عمومی به عدالت را خواهد بلعید!
undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۱۶:۴۱

thumbnail
در یکی از سرنوشت‌سازترین لحظات این جنگایران بازی «اولتیماتوم» را علیه آمریکا برگرداندنویسنده: آلون میزراحی۱۵ آوریل ۲۰۲۶
تمام دنیا باید این اتفاق را با دقت زیر نظر بگیرد؛ چرا که ایران همین حالا یکی از جسورانه‌ترین و مهم‌ترین حرکات خود را در این جنگ و چه بسا در تاریخ منطقه انجام داد.
دو روز پیش، در ۱۴ آوریل، ایالات متحده اعلام کرد که قصد دارد تنگه هرمز را برای همگان مسدود کند. این اقدام از نظر تاکتیکی با هدف غیرممکن کردن صادرات نفت ایران و ایجاد اختلال در جریان انرژی برای سایر بازیگران، و از نظر سیاسی به عنوان راهی برای نشان دادن این بود که «رئیس کیست».
ایران حدود ۴۸ ساعت هیچ اظهارنظر رسمی در این باره نکرد (که من آن را نشانه‌ای بسیار نگران‌کننده تلقی کردم؛ چرا که پذیرش محاصره آمریکا بدون رویارویی مستقیم، هیچ معنایی جز تسلیم بی‌صدا نداشت).اما امروز، ایران سخن گفت.اکنون ایران رسماً اعلام کرده که ایالات متحده دو راه دارد: یا محاصره هرمز را بدون قید و شرط لغو کند، یا اینکه شاهد بسته شدن کامل خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ باشد.
بوم (انفجار خبری)اعلامیه ایران به چند دلیل گامی بسیار معنادار است:نخست اینکه، این یک تهدید آشکار با رویکرد صریحِ «یا این یا آن» است، بدون اینکه هیچ راه فراری برای طرف مقابل باقی بگذارد. ایران معمولاً چنین رفتار نمی‌کند؛ لحن آن‌ها معمولاً ملایم‌تر است و این از زیرکی آن‌هاست، زیرا وقتی راهی محترمانه برای خروج رقیب باقی می‌گذارید، شانس اجتناب از درگیری بسیار بیشتر می‌شود.
وقتی آن‌ها سبک خود را تا این حد دراماتیک تغییر می‌دهند، متوجه می‌شوید که اتفاقی غیرعادی در جریان است. این یکی از مزایای داشتن ظرافت و تنوع در رفتار است: راهی بسیار مؤثرتر برای انتقال نیت‌ها.
ایران این کار را آشکارا و نه از طریق کانال‌های دیپلماتیک پنهان انجام می‌دهد، در حالی که به خوبی می‌داند ترامپ چقدر نسبت به تحقیر عمومی حساس است. همچنین این کار را بدون شکستن چارچوب کلی آتش‌بس و مذاکرات همراه با آن انجام می‌دهد (باز هم ظرافت و پیچیدگی؛ ما در حال تماشای اساتید این بازی هستیم).
ایالات متحده گامی جنگ‌طلبانه خارج از آن چارچوب برداشته است و ایران تصمیم گرفته سطح مخاطره را به شدت بالا ببرد، در حالی که سیگنال می‌دهد دیپلماسی را به طور کامل رها نکرده است. اما تغییر در لحن و جدیت در محتوا غیرقابل انکار است: ایران اکنون یک چالش آشکار ایجاد کرده و در واقع یک اولتیماتوم به آمریکا داده است: یا عقب‌نشینی کنید، یا ما بازی را به مرحله‌ای کاملاً جدید می‌بریم.
به خلیج فارس خوش آمدید.در روزهای اخیر، آمریکایی‌ها مشغول انتشار تصویری کاذب و مغرورانه بودند مبنی بر اینکه جنگ واقعاً کوتاه خواهد بود و اساساً تمام شده است. حتی نمایندگانی از «لبنان» به واشینگتن پرواز کردند تا کشورشان را به عنوان هدیه به صهیونیسم تقدیم کنند.
کمتر از ۲۴ ساعت بعد، ایران آتش‌بسی را در لبنان تحمیل کرد و آمریکا را در برابر لحظه حقیقت قرار داد: شما محاصره می‌خواهید؟ ما هم برایتان محاصره داریم.
اکنون ایالات متحده باید (به صورت علنی!) عقب‌نشینی کند که در این صورت ایران پیروز است، یا اینکه خطر یک تنش عظیم قطعی و نابودی کامل اعتبار خود را بپذیرد (آن هم پس از وعده‌های مکرر درباره یک جنگ ارزان و کوتاه) و نقاب ثبات اقتصادی که با دستکاری‌های هیجانی بازار حفظ کرده بود، فرو بریزد.
به محض بسته شدن دریای سرخ، تنگه هرمز و دریای عمان، پیامدهای سیاسی و اقتصادی غیرقابل کنترل خواهد بود.
و فقط یک یادآوری: ایران هرگز بلوف نزده است.سکوت مطلق ایران در دو روز گذشته احتمالاً به این دلیل بود: آن‌ها باید پاسخ خود را به محاصره اعلامی آمریکا تثبیت می‌کردند و می‌خواستند چنین تنش بزرگی توسط کل ساختار قدرت و رهبری درک و پذیرفته شود.هزینه‌ای که آن‌ها برای داشتن یک شبکه قدرت غیرمتمرکز می‌پردازند این است که تصمیمات سرنوشت‌سازی مانند آنچه شرح دادم، کمی بیشتر از ساختارهای سلسله‌مراتبی مانند «دموکراسی‌های» غربی زمان می‌برد. اما پاداش آن در ایجاد و حفظ حس وحدت، انسجام و مشارکت، بسیار عظیم است.و در سرنوشت با یکدیگر شریک هستند. آن‌ها هماهنگ با هم عمل کرده و گام برمی‌دارند. اکنون ترامپ و گردانندگانش با تصمیمی بسیار بسیار دشوار روبرو هستند. آن‌ها فضا را غبارآلود می‌کنند، عربده می‌کشند و به فریب‌کاری روی می‌آورند، اما ایران یک بار دیگر خطوط اصلی این درگیری را بیش از پیش روشن کرده است.»undefined نقد توسعه undefined @naqd_e_tosee

۲۰:۱۶