زندگیهای ما هستند. و ما دلخوش به اینکه به فرزندانمان ریاضیات و تکنولوژی بیاموزیم؟! ...منبع: دکتر محمدرضا اسلامی، کانال تلگرامی ارزیابی شتابزده.
۶:۳۶
ثروت واقعی به مال آدم نیست، به حال آدمه...
عصرتون پراز حال خوب دوستان
عصرتون پراز حال خوب دوستان
۱۴:۱۷
قبل از انقلاب اسلامیدر این عرصه ها اصلا حرفی برای گفتن نداشتیمبه برکت انقلاب اسلامی، علی رغم همه توطئه ها، تهدیدها، جنگهای مختلف سیاسی، نظامی، امنیتی، نفوذ جریانهای غربگرا در بعض ارکان نظام، تحریم ها در بزانو در آوردن مردم ما، تلاش همه جانبه دشمنان برای جلوگیری از رشد و پیشرفت علمی و... امروز کجاهستیمچرا آقا فرمودند به قله نزدیک شدیم
دقت کنیم امروز به چی رای باید بدیم.!
به ایرانی که در زمره امن ترین کشورهای جهان. است. (طبق رده بندی دو موسسه معروف انگلیسی بنام «انترنشنالsos» و «کنترل ریسک»)
🟩 به ایرانی که دارای سومین مرکز پیوند عضو برتر جهان (بیمارستان نمازی شیراز)
🟨 به ایرانی که سریع ترین کشور جهان از نظر رشد نوآوری است .
🟥 به ایرانی که طراح و سازنده قدرتمند ترین سلاح تک تیرانداز جهان است . (باهر)
🟩 به ایرانی که دومین کشور جهان در زمینه ساخت «هواپیمای خورشیدی استراتژیک ارتفاع بالا» بعد از آمریکا است .
🟡به ایرانی که بزرگترین تولید کننده متانول جهان است .
🟢*به ایرانی که پنجمین کشور تولید کننده کاغذ از سنگ در جهان است* .
🟣*به ایرانی که تنها سازنده داروی آنژی پارس(درمان زخم های دیابتی) و ایمود (کنترل بیماری ایدز) در جهان است* .
🟠 به ایرانی که 37 امین صادر کننده برتر جهان دربین 227 کشور است . (طبق گزارش بخش اقتصادی سازمان سیا)
🟢*به ایرانی که دومین کشور سازنده دستگاه شتاب دهنده خطی پرتو درمانی در جهان است* .
🤎 به ایرانی که پرشتاب ترین کشور دنیا در زمینه رشد امید به زندگی (طبق جدول سازمان ملل) است .
🤎 به ایرانی که پر افتخار ترین کشور جهان از نظر فعالیت های قرآنی و تنها کشور جهان که یکی از شروط تصویب قانون در آن ، عدم تضاد با قرآن است .
🤍 به ایرانی که رتبه نخست جهان در زمینه مبارزه با مواد مخدر در خاک خود را دارد . (طبق گزارش سازمان ملل)
بلە@naserhamze54واتساپhttps://chat.whatsapp.com/LyaHyGV7azTITq4KAFil4fسروشhttps://sp
۷:۳۰
سلام و تحیتحتما این نامە را بخوانیداوج تبحر نویسندگی و عشق و وفاداری یک زن ایرانیانسان با وجود چنین زنانی در این سرزمین عشق بر خود می بالد.
https://chat.whatsapp.com/LyaHyGV7azTITq4KAFil4fبا خواندن این نامه، هر کس میاندیشد نویسنده، دکترای ادبیات فارسی داشته، اما اسناد و مدارک، نشان میدهد این خانم تنها ششم ابتدایی آن زمان (مشروطه) را دارا بوده نامه عاشقانه از خانمی با تحصیلات ششم ابتدایی که ۱۱۵ سال پیش به شوهر پزشکش نوشته
نامه خواندنی و عاشقانه از یک زن خانهدار یزدی است.وی برای همسرش که در خارج از کشور، درس پزشکی می خوانده، چنین نوشته است.این نامه، در کتابخانه وزیری یزد، نگهداری می شود.
بسم المعطّرٌ الحبیبتصدقت گردم، دردت به جانم، من که مُردم و زنده شدم تا کاغذتان برسد.این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده زن جماعت را، کارِ خانه و طبخ و رُفت و روب و وردار و بگذار نکُشد، همین بیهمدمی و فراق میکُشد.مرقوم فرموده بودید به حبس گرفتار بودید. در دلمان انار پاره شد.پریدُخت تو بمیرد که مَردش اسیر امنیه چیها بوده و او بیخبر در اتاق شانهٔ نقره به زلف میکشیده..!!!حیّ لایموت به سر شاهد است که حال و احوال دل ما هم کم از غرفهٔ حبس شما نبوده است.اوضاع مملکت خوب نیست، کوچه به کوچه مشروطه چی چنان نارنج هایی چروک و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند و جواب آزادیخواهی، داغ و درفش است و تبعید و چوب و فلک..!!!دلمان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است که از فرنگ مرسول داشتهاید.شب به شب بر گیس میمالیم...!!!سَیّد محمود جان،مادیان یاغی و طغیانگری شدهام که نه شلاق و توپ و تشر آقا جانمان راممان میکند و نه قند و نوازش بیگم باجی.عرق همه را در آوردهام و رکاب نمیدهم، بماند که عرق خودم هم در آمده.میدانید سَیّدجان،زن جماعت بلوغاتی که شد، دلش باید به یک جا قُرص باشد، صاحب داشته باشد، دلِ بیصاحاب، زود نخکش میشود، چروک میشود، بوی نا میگیرد، بید میزند، دل ابریشم است.نه دست و دلم به دارچین نویسی روی حلوا و شُله زرد میرود، نه شوق وَسمه و سرخاب و سفیدآب داریم.دیروزِ روز بیگم باجی، ابروهایمان را گفت پاچهٔ بُز، حق هم دارد، وقتی آنکه باید باشد و نیست، چه فرق دارد، پاچهٔ بُز بالای چشممان باشد یا دُم موش و قیطانِ زر. به قول آقا جانمان دیده را فایده آن است که دلبر بیند.شما که نیستید و خمرهٔ سکنجبین قزوینی که باب میلتان بود بماند در زیر زمین مطبخ و زهر ماری نشود کار خداست.چلّهها بر او گذشته، بر دل ما نیز. عمرم روی عمرتان آقا سَیّد.به جدّتان که قصد جسارت و غُر زدن ندارم، ولی به واللّه بس است.به گمانم آن قدری که در فالکوتهٔ طب پاریس، طبابت آموختهاید که به علاج بیماری فراق حاذق شده باشید، بس کنید، به یزد مراجعت فرمایید و به داد دل ما برسید، تیمارش کنید و بعد دوباره برگردید.
دلخوشکُنکِ ما همین مراسلات بود که مدّتی تأخیر افتاد و شیشهٔ عطری که رو به اتمام است.زن را که میگویند ناقصالعقل است، درست هم هست.عقل داشتیم که پیرهنتان را روی بالش نمیکشیدیم و گره از زلف وا کنیم و بر آن بخُسبیم.شما که مَردید، شما که عقلتان اَتّم وُ اَکمل است، شما که فرنگ دیدهاید و درس طبابت خواندهاید، مرسوله مرقوم دارید و بفرمایید چه کنم...؟؟؟
تصدّقت پریدُختبوسه به پیوست است.
با خواندن این نامه، هر کس میاندیشد نویسنده، دکترای ادبیات فارسی داشته، اما اسناد و مدارک، نشان میدهد این خانم تنها ششم ابتدایی آن زمان (مشروطه) را دارا بوده
مقصود از ارسال این نامه برای سروران ، دو چیز است:*
*اول: یادآوری سطح سواد و قدرت نگارش و انشای آن زمانها و دوران قدیم و مقایسه آن با زمان خودمان.
و دوم، مقدار استحکام خانواده و میزان وفاداری، ایستادگی، عشق فطری خدادادی و صمیمیت بین زوجین و مقایسه اش با زمانهای متأخر است.
مقصود از ارسال این نامه برای سروران ، دو چیز است:*
*اول: یادآوری سطح سواد و قدرت نگارش و انشای آن زمانها و دوران قدیم و مقایسه آن با زمان خودمان.
و دوم، مقدار استحکام خانواده و میزان وفاداری، ایستادگی، عشق فطری خدادادی و صمیمیت بین زوجین و مقایسه اش با زمانهای متأخر است.
https://splus.ir/naserhamzehttps://rubika.ir/joing/FIDGBBJD0FIMCNVDPTPBBAMNKUGHNHWR
نامه خواندنی و عاشقانه از یک زن خانهدار یزدی است.وی برای همسرش که در خارج از کشور، درس پزشکی می خوانده، چنین نوشته است.این نامه، در کتابخانه وزیری یزد، نگهداری می شود.
بسم المعطّرٌ الحبیبتصدقت گردم، دردت به جانم، من که مُردم و زنده شدم تا کاغذتان برسد.این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده زن جماعت را، کارِ خانه و طبخ و رُفت و روب و وردار و بگذار نکُشد، همین بیهمدمی و فراق میکُشد.مرقوم فرموده بودید به حبس گرفتار بودید. در دلمان انار پاره شد.پریدُخت تو بمیرد که مَردش اسیر امنیه چیها بوده و او بیخبر در اتاق شانهٔ نقره به زلف میکشیده..!!!حیّ لایموت به سر شاهد است که حال و احوال دل ما هم کم از غرفهٔ حبس شما نبوده است.اوضاع مملکت خوب نیست، کوچه به کوچه مشروطه چی چنان نارنج هایی چروک و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند و جواب آزادیخواهی، داغ و درفش است و تبعید و چوب و فلک..!!!دلمان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است که از فرنگ مرسول داشتهاید.شب به شب بر گیس میمالیم...!!!سَیّد محمود جان،مادیان یاغی و طغیانگری شدهام که نه شلاق و توپ و تشر آقا جانمان راممان میکند و نه قند و نوازش بیگم باجی.عرق همه را در آوردهام و رکاب نمیدهم، بماند که عرق خودم هم در آمده.میدانید سَیّدجان،زن جماعت بلوغاتی که شد، دلش باید به یک جا قُرص باشد، صاحب داشته باشد، دلِ بیصاحاب، زود نخکش میشود، چروک میشود، بوی نا میگیرد، بید میزند، دل ابریشم است.نه دست و دلم به دارچین نویسی روی حلوا و شُله زرد میرود، نه شوق وَسمه و سرخاب و سفیدآب داریم.دیروزِ روز بیگم باجی، ابروهایمان را گفت پاچهٔ بُز، حق هم دارد، وقتی آنکه باید باشد و نیست، چه فرق دارد، پاچهٔ بُز بالای چشممان باشد یا دُم موش و قیطانِ زر. به قول آقا جانمان دیده را فایده آن است که دلبر بیند.شما که نیستید و خمرهٔ سکنجبین قزوینی که باب میلتان بود بماند در زیر زمین مطبخ و زهر ماری نشود کار خداست.چلّهها بر او گذشته، بر دل ما نیز. عمرم روی عمرتان آقا سَیّد.به جدّتان که قصد جسارت و غُر زدن ندارم، ولی به واللّه بس است.به گمانم آن قدری که در فالکوتهٔ طب پاریس، طبابت آموختهاید که به علاج بیماری فراق حاذق شده باشید، بس کنید، به یزد مراجعت فرمایید و به داد دل ما برسید، تیمارش کنید و بعد دوباره برگردید.
دلخوشکُنکِ ما همین مراسلات بود که مدّتی تأخیر افتاد و شیشهٔ عطری که رو به اتمام است.زن را که میگویند ناقصالعقل است، درست هم هست.عقل داشتیم که پیرهنتان را روی بالش نمیکشیدیم و گره از زلف وا کنیم و بر آن بخُسبیم.شما که مَردید، شما که عقلتان اَتّم وُ اَکمل است، شما که فرنگ دیدهاید و درس طبابت خواندهاید، مرسوله مرقوم دارید و بفرمایید چه کنم...؟؟؟
تصدّقت پریدُختبوسه به پیوست است.
با خواندن این نامه، هر کس میاندیشد نویسنده، دکترای ادبیات فارسی داشته، اما اسناد و مدارک، نشان میدهد این خانم تنها ششم ابتدایی آن زمان (مشروطه) را دارا بوده
مقصود از ارسال این نامه برای سروران ، دو چیز است:*
*اول: یادآوری سطح سواد و قدرت نگارش و انشای آن زمانها و دوران قدیم و مقایسه آن با زمان خودمان.
و دوم، مقدار استحکام خانواده و میزان وفاداری، ایستادگی، عشق فطری خدادادی و صمیمیت بین زوجین و مقایسه اش با زمانهای متأخر است.
مقصود از ارسال این نامه برای سروران ، دو چیز است:*
*اول: یادآوری سطح سواد و قدرت نگارش و انشای آن زمانها و دوران قدیم و مقایسه آن با زمان خودمان.
و دوم، مقدار استحکام خانواده و میزان وفاداری، ایستادگی، عشق فطری خدادادی و صمیمیت بین زوجین و مقایسه اش با زمانهای متأخر است.
https://splus.ir/naserhamzehttps://rubika.ir/joing/FIDGBBJD0FIMCNVDPTPBBAMNKUGHNHWR
۳:۱۴
باسمه تعالی
محضر اساتید گرانمایە و فرهیختەهیئت مدیرەی کارآمد و پرتلاشو خستگی ناپذیرکمیسیون های کارآموزی و آموزش مرکز وکلای استان آذربایجان غربی
سپاسنامە
«من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق»با اهداء سلام و تحیات الهیبا احترام،ضمن آرزوی توفیقات الهی و قبولی طاعات و عباداتمجاهدان نستوه و خستگی ناپذیرمهارت های آموزشی و علمیجهت دفاع از قانون و گسترش عطر عدالت در پهنەی گیتی انسانیت و شرافت








ای آنکە از تبار انبیاء و اولیای الهی روح علم و اندیشه را بر لوح ذهن پاک و مطهر ما کارآموزاندمانیدەاید و گنجینەهای حکمت،دانایی و توانایی را در نهایت اخلاص و دلدادگی بە ما هدیه نمودەاید،شما را سپاس ای اساتید مکتب عشق و ایثار کە آنجا کە حروف توانمندی و اقتدار،دانش متعالی را و هر آنچه «کلمه طیبە»است را بر جان ما رویانیدەاید و زمینه شکوفایی و موفقیت را برایمان بە ارمغان آوردەاید،بە پاس اینکە عاشقانه به رشد، رویش ، بالندگی و توفیقات عالمانە،مجاهدانه و مخلصانه کمر همت بستەاید، مقام عالیتان را ارج می نهیم واز کردگار کیهان آفرین پیوسته حریر عشق،تندرستی و کریستال زرین توفیقات و رضوان الهی را برایتان مسالت می نماییم.













محضر اساتید گرانمایە و فرهیختەهیئت مدیرەی کارآمد و پرتلاشو خستگی ناپذیرکمیسیون های کارآموزی و آموزش مرکز وکلای استان آذربایجان غربی
«من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق»با اهداء سلام و تحیات الهیبا احترام،ضمن آرزوی توفیقات الهی و قبولی طاعات و عباداتمجاهدان نستوه و خستگی ناپذیرمهارت های آموزشی و علمیجهت دفاع از قانون و گسترش عطر عدالت در پهنەی گیتی انسانیت و شرافت
۲۱:۱۰
بسم الڵە الرحمن الرحیمسلام علیکمعرض ادب و احترام
تحلیل حقوقی، جرمشناسی و شرعی بر اساس قتل دانشجوی دانشگاه تهران و اصلاحات در زرادخانه کیفری
: ناصر حمزه، عضو مرکز وکلای قوه قضائیه استان آذربایجان غربی
مقدمهحادثهی دلخراش قتل مرحوم امیرمحمد خالقی، دانشجوی گرامی دانشگاه تهران، که در پی سرقتی با خشونت به وقوع پیوست، ضربهای جبرانناپذیر به جامعه علمی، دانشگاهی و اجتماعی کشور وارد ساخت. این فاجعه نه تنها موجب اندوه و تألم فراوان خانوادهی محترم مرحوم شد، بلکه اثرات منفی و عمیقی بر فضای دانشگاهی و اجتماعی جامعه بر جای گذاشت. در این مقاله، به تحلیل ابعاد حقوقی، جرمشناسی و شرعی این حادثه پرداخته و اصلاحات ضروری در نظام کیفری کشور را جهت پیشگیری از وقوع چنین جرایمی و ارتقای عدالت کیفری بررسی میکنیم.
پیام تسلیت و همدردی"به خانواده محترم مرحوم امیرمحمد خالقی، دانشجوی عزیز دانشگاه تهران و تمام عزیزان ایشان، تسلیت و تعزیت میگوییم. فقدان چنین جوانی نه تنها برای خانواده محترم بلکه برای تمامی جامعه علمی کشور، ضایعهای بزرگ و جبرانناپذیر است. در این ایام سخت، ما همدرد و شریک شما در این غم جانکاه هستیم و از درگاه پروردگار متعال برای روح مرحوم علو درجات و برای خانواده محترم ایشان صبر و آرامش آرزومندیم."
این پیام تسلیت، علاوه بر ابراز همدردی صمیمانه با خانوادهی محترم مرحوم، بهطور غیرمستقیم بر لزوم اصلاحات اساسی در نظام کیفری کشور تأکید دارد و بر محاکمهای عادلانه، شفاف و قاطع مجرمان تأکید میکند. چنین نگرشی میبایست جامعه را به ایستادگی در برابر جرایم خشونتآمیز و تلاش برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی ترغیب نماید.
1. نقش شریک، معاون و مالخر در جرمدر این حادثه، طبق ماده 119 قانون مجازات اسلامی، شریک جرم و معاون جرم بهطور شفاف و دقیق تعریف شدهاند. در پرونده قتل مرحوم امیرمحمد خالقی، فرد مرتکب قتل (احمد) و فردی که در تأمین وسایل جرم مشارکت داشته (امیر) بهترتیب بهعنوان شریک جرم و معاون جرم شناخته میشوند.
شریک جرم : شخصی که بهطور مستقیم و عمدی در ارتکاب قتل نقش داشته باشد، طبق قانون مجازات اسلامی به مجازاتهای سنگینی نظیر قصاص محکوم میشود. در این پرونده، احمد که با ضربات چاقو مرتکب قتل شده است، مسئولیت اصلی را بر عهده دارد و مجازات وی قصاص نفس است، مگر اینکه خانواده مرحوم بهصورت رضایتآمیز دیه را پذیرفته و از قصاص چشمپوشی کنند.
معاون جرم : طبق ماده 126 قانون مجازات اسلامی، شخصی که بهطور غیرمستقیم و بهنحوی دیگر در ارتکاب جرم مشارکت کرده باشد، بهعنوان معاون جرم شناخته میشود. در این پرونده، امیر که نقش تأمین وسیله نقلیه برای فرار از محل جرم را ایفا کرده است، معاون جرم محسوب میشود.
مالخر : مطابق ماده 261 قانون مجازات اسلامی، فردی که اموال مسروقه را خریداری کرده یا در اختیار میگیرد، باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد و به مجازاتهای مختلفی از جمله حبس، جزای نقدی و حتی شلاق محکوم خواهد شد.
2 . تحلیل حقوقی و شرعی و اثرات آن بر جامعهطبق ماده 292 قانون مجازات اسلامی، قتل عمد یکی از جرایم بسیار سنگین است که مجازات آن به قصاص نفس یا دیه منتهی میشود. در این پرونده خاص، با توجه به شدت خشونت و بیرحمی مرتکب جرم، احتمال وقوع قصاص نفس وجود دارد، مگر اینکه خانواده مرحوم تصمیم به دریافت دیه بگیرند.سرقت همراه با خشونت، طبق ماده 649 قانون مجازات اسلامی، مجازاتهای شدیدتری مانند حبس طولانیمدت و شلاق را به دنبال خواهد داشت. در این پرونده، سرقت همراه با خشونت و قتل برای پوشاندن آثار جرم صورت گرفته است. شرع مقدس اسلام نیز طبق آیه 45 سوره مائده، قتل عمد را مستوجب مجازات قصاص نفس میداند. در نهایت، تصمیمگیری در این زمینه به خانواده مرحوم بستگی دارد که آیا قصاص را درخواست کنند یا دیه را پذیرفته و از مجازات قصاص چشمپوشی نمایند.
3 . نظریههای جرمشناسی و عوامل مؤثر در وقوع جرمبرای درک علل و عوامل وقوع اینگونه جرایم خشونتآمیز، نظریههای جرمشناسی میتوانند راهگشا و راهحلساز باشند:
نظریه انحراف اجتماعی : طبق این نظریه، جرم ناشی از ناتوانی فرد در دستیابی به اهداف خود از طریق روشهای اجتماعی قانونی است. در این پرونده، محرومیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ممکن است بهعنوان عامل اصلی ارتکاب جرم مطرح باشد.
نظریه یادگیری اجتماعی : این نظریه معتقد است که جرم از طریق روابط اجتماعی و فرآیند یادگیری در محیطهای مجرمانه شکل میگیرد. در این پرونده، ممکن است مجرمان در معرض الگوهای مجرمانه قرار گرفتهاند که آنها را به ارتکاب این جرم سوق داده است.
نظریه کنترل اجتماعی : طبق این نظریه، جامعه باید از طریق نهادهای مختلف نظارتی همچون خانواده، مدرسه و جامعه به کنترل و نظارت بر رفتارهای مجرمانه بپرد
تحلیل حقوقی، جرمشناسی و شرعی بر اساس قتل دانشجوی دانشگاه تهران و اصلاحات در زرادخانه کیفری
مقدمهحادثهی دلخراش قتل مرحوم امیرمحمد خالقی، دانشجوی گرامی دانشگاه تهران، که در پی سرقتی با خشونت به وقوع پیوست، ضربهای جبرانناپذیر به جامعه علمی، دانشگاهی و اجتماعی کشور وارد ساخت. این فاجعه نه تنها موجب اندوه و تألم فراوان خانوادهی محترم مرحوم شد، بلکه اثرات منفی و عمیقی بر فضای دانشگاهی و اجتماعی جامعه بر جای گذاشت. در این مقاله، به تحلیل ابعاد حقوقی، جرمشناسی و شرعی این حادثه پرداخته و اصلاحات ضروری در نظام کیفری کشور را جهت پیشگیری از وقوع چنین جرایمی و ارتقای عدالت کیفری بررسی میکنیم.
پیام تسلیت و همدردی"به خانواده محترم مرحوم امیرمحمد خالقی، دانشجوی عزیز دانشگاه تهران و تمام عزیزان ایشان، تسلیت و تعزیت میگوییم. فقدان چنین جوانی نه تنها برای خانواده محترم بلکه برای تمامی جامعه علمی کشور، ضایعهای بزرگ و جبرانناپذیر است. در این ایام سخت، ما همدرد و شریک شما در این غم جانکاه هستیم و از درگاه پروردگار متعال برای روح مرحوم علو درجات و برای خانواده محترم ایشان صبر و آرامش آرزومندیم."
این پیام تسلیت، علاوه بر ابراز همدردی صمیمانه با خانوادهی محترم مرحوم، بهطور غیرمستقیم بر لزوم اصلاحات اساسی در نظام کیفری کشور تأکید دارد و بر محاکمهای عادلانه، شفاف و قاطع مجرمان تأکید میکند. چنین نگرشی میبایست جامعه را به ایستادگی در برابر جرایم خشونتآمیز و تلاش برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی ترغیب نماید.
1. نقش شریک، معاون و مالخر در جرمدر این حادثه، طبق ماده 119 قانون مجازات اسلامی، شریک جرم و معاون جرم بهطور شفاف و دقیق تعریف شدهاند. در پرونده قتل مرحوم امیرمحمد خالقی، فرد مرتکب قتل (احمد) و فردی که در تأمین وسایل جرم مشارکت داشته (امیر) بهترتیب بهعنوان شریک جرم و معاون جرم شناخته میشوند.
شریک جرم : شخصی که بهطور مستقیم و عمدی در ارتکاب قتل نقش داشته باشد، طبق قانون مجازات اسلامی به مجازاتهای سنگینی نظیر قصاص محکوم میشود. در این پرونده، احمد که با ضربات چاقو مرتکب قتل شده است، مسئولیت اصلی را بر عهده دارد و مجازات وی قصاص نفس است، مگر اینکه خانواده مرحوم بهصورت رضایتآمیز دیه را پذیرفته و از قصاص چشمپوشی کنند.
معاون جرم : طبق ماده 126 قانون مجازات اسلامی، شخصی که بهطور غیرمستقیم و بهنحوی دیگر در ارتکاب جرم مشارکت کرده باشد، بهعنوان معاون جرم شناخته میشود. در این پرونده، امیر که نقش تأمین وسیله نقلیه برای فرار از محل جرم را ایفا کرده است، معاون جرم محسوب میشود.
مالخر : مطابق ماده 261 قانون مجازات اسلامی، فردی که اموال مسروقه را خریداری کرده یا در اختیار میگیرد، باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد و به مجازاتهای مختلفی از جمله حبس، جزای نقدی و حتی شلاق محکوم خواهد شد.
2 . تحلیل حقوقی و شرعی و اثرات آن بر جامعهطبق ماده 292 قانون مجازات اسلامی، قتل عمد یکی از جرایم بسیار سنگین است که مجازات آن به قصاص نفس یا دیه منتهی میشود. در این پرونده خاص، با توجه به شدت خشونت و بیرحمی مرتکب جرم، احتمال وقوع قصاص نفس وجود دارد، مگر اینکه خانواده مرحوم تصمیم به دریافت دیه بگیرند.سرقت همراه با خشونت، طبق ماده 649 قانون مجازات اسلامی، مجازاتهای شدیدتری مانند حبس طولانیمدت و شلاق را به دنبال خواهد داشت. در این پرونده، سرقت همراه با خشونت و قتل برای پوشاندن آثار جرم صورت گرفته است. شرع مقدس اسلام نیز طبق آیه 45 سوره مائده، قتل عمد را مستوجب مجازات قصاص نفس میداند. در نهایت، تصمیمگیری در این زمینه به خانواده مرحوم بستگی دارد که آیا قصاص را درخواست کنند یا دیه را پذیرفته و از مجازات قصاص چشمپوشی نمایند.
3 . نظریههای جرمشناسی و عوامل مؤثر در وقوع جرمبرای درک علل و عوامل وقوع اینگونه جرایم خشونتآمیز، نظریههای جرمشناسی میتوانند راهگشا و راهحلساز باشند:
نظریه انحراف اجتماعی : طبق این نظریه، جرم ناشی از ناتوانی فرد در دستیابی به اهداف خود از طریق روشهای اجتماعی قانونی است. در این پرونده، محرومیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ممکن است بهعنوان عامل اصلی ارتکاب جرم مطرح باشد.
نظریه یادگیری اجتماعی : این نظریه معتقد است که جرم از طریق روابط اجتماعی و فرآیند یادگیری در محیطهای مجرمانه شکل میگیرد. در این پرونده، ممکن است مجرمان در معرض الگوهای مجرمانه قرار گرفتهاند که آنها را به ارتکاب این جرم سوق داده است.
نظریه کنترل اجتماعی : طبق این نظریه، جامعه باید از طریق نهادهای مختلف نظارتی همچون خانواده، مدرسه و جامعه به کنترل و نظارت بر رفتارهای مجرمانه بپرد
۳:۰۰
ازد. در صورتی که این نهادها بهدرستی عمل نکنند، احتمال وقوع جرم بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد.
4. زرادخانه کیفری و اصلاحات لازمیکی از مسائل حیاتی، ضرورت اصلاحات در زرادخانه کیفری کشور است که باید بر اساس نیازهای اجتماعی و قضائی روز، بهطور مستمر و هدفمند مورد بازنگری قرار گیرد. این اصلاحات باید بهگونهای طراحی شوند که علاوه بر برخورد قاطع با مجرمان، زمینههای بازگشت به جامعه و پیشگیری از ارتکاب مجدد جرم را فراهم آورند. در این راستا، برنامههای بازتوانی و اصلاحی برای مجرمان از طریق مشاورههای حرفهای و علمی میتواند از وقوع جرایم مشابه در آینده جلوگیری کند.
5. دلجویی از خانوادهها و جامعه دانشگاهیدر کنار پیگیریهای قضائی و حقوقی، ضروری است که حمایتهای روانی و اجتماعی از خانواده مرحوم و جامعه دانشگاهی نیز بهطور ویژه مدنظر قرار گیرد. دانشگاهها باید بهعنوان مراکز علم و دانش، تلاش نمایند تا از بروز چنین حوادثی جلوگیری کنند و فضای امن و صلحآمیزی را در محیطهای دانشگاهی فراهم سازند.حمایتهای عاطفی از خانوادههای آسیبدیده و ایجاد فرصتهای گفتوگو و تسکین میتواند از شدت آلام آنها بکاهد و فضایی امنتر و آرامتر در دانشگاهها و جامعه ایجاد کند.
تشکر از تمامی خادمان دلسوز و خدومدر کنار تحلیلهای حقوقی و جرمشناسی، شایسته است که از تمامی خادمان دلسوز و خدومی که در این پرونده حساس و در سایر موارد مشابه با تمام توان خود برای تأمین عدالت تلاش کردهاند، قدردانی و تشکر ویژهای صورت گیرد. نیروهای انتظامی، قضائی، پزشکان، و تمامی کسانی که در شناسایی و محاکمه مجرمان این حادثه نقش داشتهاند، با تلاشهای بیوقفه خود به تأمین امنیت و آرامش جامعه کمک کرده و نقش کلیدی در احیای عدالت ایفا کردهاند.این تلاشها نه تنها موجب تقویت اعتماد عمومی به نظام قضائی و انتظامی کشور میشود، بلکه نمایانگر عزم راسخ دستگاههای مختلف در تحقق عدالت و تأمین امنیت اجتماعی است. قدردانی از این عزیزان میتواند به ایجاد روحیه مثبت در سایر بخشهای جامعه منجر شده و بهویژه در محیطهای دانشگاهی، تأکید بیشتری بر ضرورت تأمین امنیت و آرامش اجتماعی داشته باشد.از درگاه خداوند متعال برای تمامی این خادمان عزیز سلامت، سعادت و توفیق در خدمت به مردم و کشور عزیزمان ایران آرزومندیم.
در نتیجەاین حادثه تلخ باید بهعنوان نقطهای حیاتی در تجدید نظر در قوانین کیفری کشور مدنظر قرار گیرد. علاوه بر برخورد قاطع و سریع با مجرمان، باید اصلاحات بنیادین در نظام کیفری و توجه جدی به پیشگیری از وقوع جرایم مشابه صورت پذیرد. بهرهگیری از نظریههای جرمشناسی و طراحی برنامههای بازتوانی مجرمان میتواند راهکارهایی مؤثر برای جلوگیری از وقوع جرایم مشابه فراهم آورد. در نهایت، باید همگان از این حادثه درس عبرت بگیرند تا در برابر جنایات و خشونتها ایستادگی کرده و از اصول عدالت، امنیت و اخلاق در جامعه دفاع نمایند.
https://chat.whatsapp.com/LyaHyGV7azTITq4KAFil4f
4. زرادخانه کیفری و اصلاحات لازمیکی از مسائل حیاتی، ضرورت اصلاحات در زرادخانه کیفری کشور است که باید بر اساس نیازهای اجتماعی و قضائی روز، بهطور مستمر و هدفمند مورد بازنگری قرار گیرد. این اصلاحات باید بهگونهای طراحی شوند که علاوه بر برخورد قاطع با مجرمان، زمینههای بازگشت به جامعه و پیشگیری از ارتکاب مجدد جرم را فراهم آورند. در این راستا، برنامههای بازتوانی و اصلاحی برای مجرمان از طریق مشاورههای حرفهای و علمی میتواند از وقوع جرایم مشابه در آینده جلوگیری کند.
5. دلجویی از خانوادهها و جامعه دانشگاهیدر کنار پیگیریهای قضائی و حقوقی، ضروری است که حمایتهای روانی و اجتماعی از خانواده مرحوم و جامعه دانشگاهی نیز بهطور ویژه مدنظر قرار گیرد. دانشگاهها باید بهعنوان مراکز علم و دانش، تلاش نمایند تا از بروز چنین حوادثی جلوگیری کنند و فضای امن و صلحآمیزی را در محیطهای دانشگاهی فراهم سازند.حمایتهای عاطفی از خانوادههای آسیبدیده و ایجاد فرصتهای گفتوگو و تسکین میتواند از شدت آلام آنها بکاهد و فضایی امنتر و آرامتر در دانشگاهها و جامعه ایجاد کند.
تشکر از تمامی خادمان دلسوز و خدومدر کنار تحلیلهای حقوقی و جرمشناسی، شایسته است که از تمامی خادمان دلسوز و خدومی که در این پرونده حساس و در سایر موارد مشابه با تمام توان خود برای تأمین عدالت تلاش کردهاند، قدردانی و تشکر ویژهای صورت گیرد. نیروهای انتظامی، قضائی، پزشکان، و تمامی کسانی که در شناسایی و محاکمه مجرمان این حادثه نقش داشتهاند، با تلاشهای بیوقفه خود به تأمین امنیت و آرامش جامعه کمک کرده و نقش کلیدی در احیای عدالت ایفا کردهاند.این تلاشها نه تنها موجب تقویت اعتماد عمومی به نظام قضائی و انتظامی کشور میشود، بلکه نمایانگر عزم راسخ دستگاههای مختلف در تحقق عدالت و تأمین امنیت اجتماعی است. قدردانی از این عزیزان میتواند به ایجاد روحیه مثبت در سایر بخشهای جامعه منجر شده و بهویژه در محیطهای دانشگاهی، تأکید بیشتری بر ضرورت تأمین امنیت و آرامش اجتماعی داشته باشد.از درگاه خداوند متعال برای تمامی این خادمان عزیز سلامت، سعادت و توفیق در خدمت به مردم و کشور عزیزمان ایران آرزومندیم.
در نتیجەاین حادثه تلخ باید بهعنوان نقطهای حیاتی در تجدید نظر در قوانین کیفری کشور مدنظر قرار گیرد. علاوه بر برخورد قاطع و سریع با مجرمان، باید اصلاحات بنیادین در نظام کیفری و توجه جدی به پیشگیری از وقوع جرایم مشابه صورت پذیرد. بهرهگیری از نظریههای جرمشناسی و طراحی برنامههای بازتوانی مجرمان میتواند راهکارهایی مؤثر برای جلوگیری از وقوع جرایم مشابه فراهم آورد. در نهایت، باید همگان از این حادثه درس عبرت بگیرند تا در برابر جنایات و خشونتها ایستادگی کرده و از اصول عدالت، امنیت و اخلاق در جامعه دفاع نمایند.
https://chat.whatsapp.com/LyaHyGV7azTITq4KAFil4f
۳:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیمسلام و رضوان الهیخدا قوتعرض ادب و احترامبا نهایت فروتنی و قلبی سرشار از امتنان، از الطاف کریمانهی شما عزیزان که با محبت و دعای خیر خود روز وکیل را تبریک گفتید، صمیمانه سپاسگزارم. مهر و دعای شما، همچون نسیم رحمت الهی، دل را به یقین و آرامش میرساند و رسالت دفاع از حق را استوارتر میسازد.خداوند متعال میفرماید:﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ﴾ (نساء: ۵۸)«همانا خداوند شما را فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش بازگردانید و هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت حکم کنید.»و چه امانتی بالاتر از دفاع از حقوق بندگان خدا، و چه رسالتی ارزشمندتر از آنکه در مسیر عدالت گام برداریم؟ شما عزیزان با پیامهای محبتآمیز خود، بار دیگر مرا به این مسئولیت عظیم متذکر شدید و دل را به یاد لطف خداوند روشنی بخشیدید.﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ﴾ (نساء: ۱۳۵)«ای کسانی که ایمان آوردهاید! همواره بر پای دارندهی عدالت باشید و برای خدا شهادت دهید، هرچند به زیان خودتان یا والدین و خویشاوندانتان باشد.»محبت شما جلوهای از الطاف الهی است و من، عاجزانه دست به دعا برمیدارم که خداوند متعال در زندگیتان باران برکت، نور هدایت و نسیم آرامش را جاری سازد. ان شاء اللە که همواره در ظلّ رحمت الهی، سعادتمند و پیروز باشید.الهی آمینبا دعای خیر و سپاس از عمق جاناستضعف العباد الاحقر متربی ناصر حمزه
۹:۲۲
باسمه تعالی
نوروز؛ بازگشت به اصل خود و آغاز سفر تازه
دوستان عزیز و همراهان فرهیخته،سلام و تحیت، خدا قوت

نەورۆزتان پیرۆزهەر ڕۆژتان نەورۆز

همانطور که طبیعت پس از گذر از زمستان سرد و بیرحم به آغوش گرم و پرطراوت بهار میرسد، ما نیز با فرا رسیدن نوروز، در لحظهای بینظیر از بازنگری و بازسازی درونی خود به استقبال زندگی میرویم. تغییرات فصلی نه تنها تحولی بیرونی، بلکه پژواکِ دگرگونیهای درونی ماست که در هر لحظه به آن نیاز داریم. همچون گلی که پس از گذر از شبهای سرد پاییز و زمستان، در بهار به شکوفههای جدید میپردازد، ما نیز میتوانیم در دل خود جوانههای جدیدی پرورش دهیم.
همچون مولانا که میفرماید: «بشنو از نی چون حکایت میکند، از جداییها شکایت میکند» ما نیز در فصل بهار میآییم تا از تنهاییها و غمها رها شویم، تا جداییها و غمهای گذشته را پشت سر بگذاریم و به سوی روشناییهای جدید حرکت کنیم.
نوروز، همچون آینهای است که بر روان انسانها تابیده و به ما یادآوری میکند که هر فردی در هر مقطعی از زندگیاش میتواند دوباره متولد شود و شکوفا گردد. همانطور که درختان با ریختن برگهای کهنه خود را برای شکوفایی تازه مهیا میکنند، ما نیز در این ایام، لحظهای برای بازسازی درونی و نو شدن پیدا میکنیم.
چنانکه حافظ گفته است: «بهار، فصل بهار دلهاست، فصلی که در آن رازهای جهان آشکار میشود»
این تغییرات درونی، همچون رودی خروشان، میتواند از چندین جنبه حائز اهمیت باشد:
اول: این که به ما یاد میدهد پذیرفتن تغییرات و آغوش گشودن به ناشناختهها، به راستی یکی از کلیدهای اصلی رشد و بالندگی است. ترس از تغییر، همانند یک سایه، مانع حرکت ما به سوی رشد میشود، در حالی که این تغییرات میتوانند همچون نسیم بهاری، به آزادسازیمان از بارهای گذشته و آغاز فصلی نو در زندگیمان کمک کنند.
چنانکه در شعر مولانا آمده است: «بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم، فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم» در نوروز، این دعوت به تغییر و نو شدن است که ما را به سوی رشد فردی و اجتماعی رهنمون میسازد.
دوم: نوروز فرصتی است تا همچون باغبانی ماهر، به درون خود نگاه کنیم، و در دل باغچه روحمان تصمیم بگیریم که چه گلهایی را میکاریم و چه خارهایی را از زندگیمان حذف میکنیم. این، فرآیند خودشناسی است که در روانشناسی نیز تأکید زیادی بر آن میشود. زمانی که به خود فرصت میدهیم، اهداف جدیدی برای خود میسازیم و در نهایت شکوفا میشویم.
همچنان که سهراب سپهری در دیوانش میگوید: «نخواهم بود، اما میخواهم تو باشی، تا بهار در قلب زمین گل کند»
سوم: همانطور که درختان در بهار به طراوت و شادابی میرسند، پس از هر رنج و سختی، فرصتی برای رشد و شکوفایی فراهم میشود. تمامی رنجها و سختیهایی که در طول سال تجربه کردهایم، اگر از آنها درسی بیاموزیم، به ما کمک میکنند تا در فصلهای بعدی زندگی، قویتر، آگاهتر و شادابتر از همیشه به راه خود ادامه دهیم.
چنانکه حافظ نیز در اشعارش میگوید: «هر که با دلی شاد به دشت رفته است، شادی در دلش خواهد شد»
بنابراین، نوروز نه تنها آغاز سال نو است، بلکه فرصتی است برای بازنگری در انتخابهایمان، برای بهبود روابط و برای تصمیمگیریهای بهتر در جهت ساختن آیندهای روشنتر. بیایید این نوروز، همچون بهار که خانههای خود را با گلهای نو میآراید، دلهایمان را نیز از کینهها و ناخالصیها پاک کرده و با قلبی آرام و سبک، به استقبال روزهای جدید برویم.
امیدوارم سال نو برای شما عزیزان، همچون بهاری پر از گل، امید و نور باشد. همانطور که طبیعت خود را برای فصل نو آماده میکند، ما نیز با ذهنی باز و قلبی پر از امید به استقبال تغییرات و فرصتهای جدید برویم.
نوروزتان پر از شادی، نور و آرامش باد
لینک WhatsApp:https://chat.whatsapp.com/LyaHyGV7azTITq4KAFil4f
نوروز؛ بازگشت به اصل خود و آغاز سفر تازه
دوستان عزیز و همراهان فرهیخته،سلام و تحیت، خدا قوت
همانطور که طبیعت پس از گذر از زمستان سرد و بیرحم به آغوش گرم و پرطراوت بهار میرسد، ما نیز با فرا رسیدن نوروز، در لحظهای بینظیر از بازنگری و بازسازی درونی خود به استقبال زندگی میرویم. تغییرات فصلی نه تنها تحولی بیرونی، بلکه پژواکِ دگرگونیهای درونی ماست که در هر لحظه به آن نیاز داریم. همچون گلی که پس از گذر از شبهای سرد پاییز و زمستان، در بهار به شکوفههای جدید میپردازد، ما نیز میتوانیم در دل خود جوانههای جدیدی پرورش دهیم.
همچون مولانا که میفرماید: «بشنو از نی چون حکایت میکند، از جداییها شکایت میکند» ما نیز در فصل بهار میآییم تا از تنهاییها و غمها رها شویم، تا جداییها و غمهای گذشته را پشت سر بگذاریم و به سوی روشناییهای جدید حرکت کنیم.
نوروز، همچون آینهای است که بر روان انسانها تابیده و به ما یادآوری میکند که هر فردی در هر مقطعی از زندگیاش میتواند دوباره متولد شود و شکوفا گردد. همانطور که درختان با ریختن برگهای کهنه خود را برای شکوفایی تازه مهیا میکنند، ما نیز در این ایام، لحظهای برای بازسازی درونی و نو شدن پیدا میکنیم.
چنانکه حافظ گفته است: «بهار، فصل بهار دلهاست، فصلی که در آن رازهای جهان آشکار میشود»
این تغییرات درونی، همچون رودی خروشان، میتواند از چندین جنبه حائز اهمیت باشد:
اول: این که به ما یاد میدهد پذیرفتن تغییرات و آغوش گشودن به ناشناختهها، به راستی یکی از کلیدهای اصلی رشد و بالندگی است. ترس از تغییر، همانند یک سایه، مانع حرکت ما به سوی رشد میشود، در حالی که این تغییرات میتوانند همچون نسیم بهاری، به آزادسازیمان از بارهای گذشته و آغاز فصلی نو در زندگیمان کمک کنند.
چنانکه در شعر مولانا آمده است: «بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم، فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم» در نوروز، این دعوت به تغییر و نو شدن است که ما را به سوی رشد فردی و اجتماعی رهنمون میسازد.
دوم: نوروز فرصتی است تا همچون باغبانی ماهر، به درون خود نگاه کنیم، و در دل باغچه روحمان تصمیم بگیریم که چه گلهایی را میکاریم و چه خارهایی را از زندگیمان حذف میکنیم. این، فرآیند خودشناسی است که در روانشناسی نیز تأکید زیادی بر آن میشود. زمانی که به خود فرصت میدهیم، اهداف جدیدی برای خود میسازیم و در نهایت شکوفا میشویم.
همچنان که سهراب سپهری در دیوانش میگوید: «نخواهم بود، اما میخواهم تو باشی، تا بهار در قلب زمین گل کند»
سوم: همانطور که درختان در بهار به طراوت و شادابی میرسند، پس از هر رنج و سختی، فرصتی برای رشد و شکوفایی فراهم میشود. تمامی رنجها و سختیهایی که در طول سال تجربه کردهایم، اگر از آنها درسی بیاموزیم، به ما کمک میکنند تا در فصلهای بعدی زندگی، قویتر، آگاهتر و شادابتر از همیشه به راه خود ادامه دهیم.
چنانکه حافظ نیز در اشعارش میگوید: «هر که با دلی شاد به دشت رفته است، شادی در دلش خواهد شد»
بنابراین، نوروز نه تنها آغاز سال نو است، بلکه فرصتی است برای بازنگری در انتخابهایمان، برای بهبود روابط و برای تصمیمگیریهای بهتر در جهت ساختن آیندهای روشنتر. بیایید این نوروز، همچون بهار که خانههای خود را با گلهای نو میآراید، دلهایمان را نیز از کینهها و ناخالصیها پاک کرده و با قلبی آرام و سبک، به استقبال روزهای جدید برویم.
امیدوارم سال نو برای شما عزیزان، همچون بهاری پر از گل، امید و نور باشد. همانطور که طبیعت خود را برای فصل نو آماده میکند، ما نیز با ذهنی باز و قلبی پر از امید به استقبال تغییرات و فرصتهای جدید برویم.
نوروزتان پر از شادی، نور و آرامش باد
لینک WhatsApp:https://chat.whatsapp.com/LyaHyGV7azTITq4KAFil4f
۹:۲۳
روز روانشناسان آشنا بە حقیقت روان خدایی برهمە آن روانشناسان واقعی کە میدانند روان نفخە ای از روح الهیست کە در کالبد انسانها دمیدە (نه رمالان جادوگر حیله گر) مبارک
و نفخت فیە من روحی (صدق الله العظیم)
و نفخت فیە من روحی (صدق الله العظیم)
۱۷:۵۱
ادیب دلدار:
یادداشت تحلیلی
قیام ۱۵ خرداد؛ فجر آگاهی، طلیعه عدالت
نگاهی حقوقی، جامعهشناختی و فقهی به یک نقطه عطف در تاریخ ملت ایران
به قلم: ادیب دلدار کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی
مقدمه: خیزش از بطن تاریخ
قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، آغازگر نهضتی عظیم بود که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ انجامید. این قیام نه یک حادثه موضعی و زودگذر، بلکه تحولی ژرف در بنیاد قدرت، رابطه مردم و دولت، مشروعیت سیاسی، و تفسیر اجتماعی از دین و عدالت بود. در این یادداشت، تلاش میشود ابعاد گوناگون این واقعه را از منظر حقوقی، جامعهشناسی سیاسی، فقه حکومتی و حکمت انقلابی بررسی کرده و نسبت آن را با وضعیت امروز جمهوری اسلامی تحلیل کنیم.
۱. تحلیل حقوقی: فریاد ملت علیه نظم فاقد مشروعیت
در سالهای دهه ۳۰ و ۴۰، ایران شاهد روندی بود که با شکلگیری دیکتاتوری مدرن و سرکوب نهادهای مدنی و مذهبی همراه بود. مردم ایران در آن دوره، فاقد حق مشارکت واقعی، آزادی بیان، آزادی تشکل و دینداری علنی بودند. دستگیری امام خمینی (ره) پس از اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون و اصلاحات ساختگی شاه، باعث شد مردم تهران، قم، ورامین و شهرهای دیگر به خیابانها بیایند.
از منظر حقوق عمومی، قیام ۱۵ خرداد مطالبهگری عدالت، کرامت انسانی، و بازپسگیری حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش بود. شاه و رژیم او با وابستگی به بیگانگان، عملاً قرارداد اجتماعی را نقض کرده و مشروعیت سیاسی خویش را از دست داده بودند. بر اساس نظریههای جدید حقوق اساسی، مردم در صورت نقض گسترده حقوق بنیادین خود، حق دارند با جنبش مدنی، مقاومت مشروع و تغییر ساختار سیاسی اقدام کنند؛ امری که ۱۵ خرداد مصداق بارز آن بود.
۲. تحلیل جامعهشناختی: شکاف دولت و ملت در عصر مدرنیزاسیون زورمدار
جامعه ایران در سال ۴۲ با دو گفتمان متضاد مواجه بود:
از یک سو، گفتمان رسمی پهلوی دوم که بر مدرنیزاسیون آمرانه، سکولاریزاسیون، تضعیف روحانیت و حذف فرهنگ دینی مبتنی بود.
از سوی دیگر، جامعهای مذهبی، با باورهای سنتی، و وابسته به شبکههای اجتماعی مساجد، بازار و روحانیت که با روندهای تحمیلی و ضددینی دچار تعارض شدید شده بود.
قیام ۱۵ خرداد، انفجار این شکاف اجتماعی بود. بدنه سنتی، روحانیت مردمی، بازاریان و حتی جوانان شهری، قیام را فرصتی برای بازپسگیری هویت فرهنگی-دینی خود دیدند. این حرکت جمعی، مسیر جدیدی برای جامعه گشود که با رهبری الهی امام خمینی (ره)، به الگویی نوین از کنش انقلابی اسلامی-مردمی بدل شد.
۳. تحلیل فقهی و سیاسی: از فقه انتظار تا فقه قیام
قیام ۱۵ خرداد را میتوان نقطه عطف در گذار از فقه سنتی به فقه حکومتی دانست. تا پیش از آن، بسیاری از فقها قائل به دخالت محدود در سیاست بودند. اما امام خمینی (ره) با بنیاننهادن نظریه ولایت فقیه، اعلام کرد که فقیه عادل و جامعالشرایط نه تنها حق، بلکه وظیفه دارد در غیاب امام معصوم، قیام کند، عدالت را برقرار سازد و حکومت اسلامی تشکیل دهد.
در این چارچوب:
قیام ۱۵ خرداد، صرفاً واکنش به یک ظلم نبود، بلکه احیای امر به معروف در سطح کلان حکومتی بود.
پیام آن، فراتر از مرزهای ملی رفت و الهامبخش حرکتهای اسلامی در فلسطین، لبنان، یمن، بحرین و دیگر بلاد اسلامی شد.
۴. نسبتسنجی تاریخی: از ۱۵ خرداد تا گفتمان مقاومت امروز
قیام ۱۵ خرداد، در سیر تاریخی انقلاب اسلامی بهعنوان نقطه «آغاز» و «هویتساز» شناخته میشود. مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای در سخنرانی خرداد ۱۴۰۴ فرمودند:
> "۱۵ خرداد، تجلی اخلاص، ایمان و ایثار ملتی است که پایههای یک تمدن را گذاشت... امروز هر حرکتی در مسیر مقاومت، از غزه تا خلیج فارس، دنبالهرو آن مسیر تاریخی است."
امروز دفاع از مظلومان فلسطین و غزه، ایستادگی در برابر زورگویی در موضوع انرژی هستهای، مقاومت در برابر جنگ نرم و شناختی دشمنان، همه مصادیقی از همان خطی هستند که ۱۵ خرداد آغازگر آن بود.
۵. جمعبندی و افق آینده: از خون تا تمدن
قیام ۱۵ خرداد را باید در منظومهای دید که از خون شهیدان شروع شد و به تمدن نوین اسلامی ختم خواهد شد. این حرکت نه تنها نظام سیاسی شاهنشاهی را به چالش کشید، بلکه الگویی نو از حکومت دینی مبتنی بر رأی مردم، عدالت، معنویت، و مشارکت اجتماعی ارائه داد.
امروز پاسداری از این دستاورد، نیازمند:
بازخوانی مستمر مفاهیم بنیادین انقلاب،
هوشیاری در برابر انحرافهای سیاسی و اقتصادی،
پیروی کامل از ولایت فقیه و نقشه راه تمدن اسلامی است.
نتیجهگیری:
قیام ۱۵ خرداد نهفقط یک خاطره انقلابی، بلکه یک نظام معنایی زنده و آیندهساز است؛ زنده است چون با جانهای بیدار ادامه مییابد، و آیندهساز است چون پایههای تمدن اسلامی را بر عدالت و ایمان استوار میکند.پاسداری از ۱۵ خرداد یعنی:
> زنده نگهداشتن چراغ بیداری، مقاومت، و مردمی بودن ان
قیام ۱۵ خرداد؛ فجر آگاهی، طلیعه عدالت
نگاهی حقوقی، جامعهشناختی و فقهی به یک نقطه عطف در تاریخ ملت ایران
به قلم: ادیب دلدار کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی
قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، آغازگر نهضتی عظیم بود که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ انجامید. این قیام نه یک حادثه موضعی و زودگذر، بلکه تحولی ژرف در بنیاد قدرت، رابطه مردم و دولت، مشروعیت سیاسی، و تفسیر اجتماعی از دین و عدالت بود. در این یادداشت، تلاش میشود ابعاد گوناگون این واقعه را از منظر حقوقی، جامعهشناسی سیاسی، فقه حکومتی و حکمت انقلابی بررسی کرده و نسبت آن را با وضعیت امروز جمهوری اسلامی تحلیل کنیم.
در سالهای دهه ۳۰ و ۴۰، ایران شاهد روندی بود که با شکلگیری دیکتاتوری مدرن و سرکوب نهادهای مدنی و مذهبی همراه بود. مردم ایران در آن دوره، فاقد حق مشارکت واقعی، آزادی بیان، آزادی تشکل و دینداری علنی بودند. دستگیری امام خمینی (ره) پس از اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون و اصلاحات ساختگی شاه، باعث شد مردم تهران، قم، ورامین و شهرهای دیگر به خیابانها بیایند.
از منظر حقوق عمومی، قیام ۱۵ خرداد مطالبهگری عدالت، کرامت انسانی، و بازپسگیری حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش بود. شاه و رژیم او با وابستگی به بیگانگان، عملاً قرارداد اجتماعی را نقض کرده و مشروعیت سیاسی خویش را از دست داده بودند. بر اساس نظریههای جدید حقوق اساسی، مردم در صورت نقض گسترده حقوق بنیادین خود، حق دارند با جنبش مدنی، مقاومت مشروع و تغییر ساختار سیاسی اقدام کنند؛ امری که ۱۵ خرداد مصداق بارز آن بود.
جامعه ایران در سال ۴۲ با دو گفتمان متضاد مواجه بود:
قیام ۱۵ خرداد، انفجار این شکاف اجتماعی بود. بدنه سنتی، روحانیت مردمی، بازاریان و حتی جوانان شهری، قیام را فرصتی برای بازپسگیری هویت فرهنگی-دینی خود دیدند. این حرکت جمعی، مسیر جدیدی برای جامعه گشود که با رهبری الهی امام خمینی (ره)، به الگویی نوین از کنش انقلابی اسلامی-مردمی بدل شد.
قیام ۱۵ خرداد را میتوان نقطه عطف در گذار از فقه سنتی به فقه حکومتی دانست. تا پیش از آن، بسیاری از فقها قائل به دخالت محدود در سیاست بودند. اما امام خمینی (ره) با بنیاننهادن نظریه ولایت فقیه، اعلام کرد که فقیه عادل و جامعالشرایط نه تنها حق، بلکه وظیفه دارد در غیاب امام معصوم، قیام کند، عدالت را برقرار سازد و حکومت اسلامی تشکیل دهد.
در این چارچوب:
قیام ۱۵ خرداد، صرفاً واکنش به یک ظلم نبود، بلکه احیای امر به معروف در سطح کلان حکومتی بود.
پیام آن، فراتر از مرزهای ملی رفت و الهامبخش حرکتهای اسلامی در فلسطین، لبنان، یمن، بحرین و دیگر بلاد اسلامی شد.
قیام ۱۵ خرداد، در سیر تاریخی انقلاب اسلامی بهعنوان نقطه «آغاز» و «هویتساز» شناخته میشود. مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای در سخنرانی خرداد ۱۴۰۴ فرمودند:
> "۱۵ خرداد، تجلی اخلاص، ایمان و ایثار ملتی است که پایههای یک تمدن را گذاشت... امروز هر حرکتی در مسیر مقاومت، از غزه تا خلیج فارس، دنبالهرو آن مسیر تاریخی است."
امروز دفاع از مظلومان فلسطین و غزه، ایستادگی در برابر زورگویی در موضوع انرژی هستهای، مقاومت در برابر جنگ نرم و شناختی دشمنان، همه مصادیقی از همان خطی هستند که ۱۵ خرداد آغازگر آن بود.
قیام ۱۵ خرداد را باید در منظومهای دید که از خون شهیدان شروع شد و به تمدن نوین اسلامی ختم خواهد شد. این حرکت نه تنها نظام سیاسی شاهنشاهی را به چالش کشید، بلکه الگویی نو از حکومت دینی مبتنی بر رأی مردم، عدالت، معنویت، و مشارکت اجتماعی ارائه داد.
امروز پاسداری از این دستاورد، نیازمند:
بازخوانی مستمر مفاهیم بنیادین انقلاب،
هوشیاری در برابر انحرافهای سیاسی و اقتصادی،
پیروی کامل از ولایت فقیه و نقشه راه تمدن اسلامی است.
قیام ۱۵ خرداد نهفقط یک خاطره انقلابی، بلکه یک نظام معنایی زنده و آیندهساز است؛ زنده است چون با جانهای بیدار ادامه مییابد، و آیندهساز است چون پایههای تمدن اسلامی را بر عدالت و ایمان استوار میکند.پاسداری از ۱۵ خرداد یعنی:
> زنده نگهداشتن چراغ بیداری، مقاومت، و مردمی بودن ان
۹:۳۷
قلاب اسلامی.
منابع حقوقی و تحلیلی:
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول ۵، ۵۶، ۱۰۹ و ۱۱۰
آییننامه حقوق عمومی (وزارت دادگستری)
صحیفه امام، جلدهای ۱ و ۲۱
بیانات امام خامنهای در ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ و سالهای پیشین
فقه سیاسی شیعه (آیتالله مصباح یزدی، آیتالله جوادی آملی)
جامعهشناسی سیاسی انقلاب اسلامی (دکتر حسین کچویان، دکتر عماد افروغ)
منشورات مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، مرکز پژوهشهای اسلامی مجلس
https://chat.whatsapp.com/LyaHyGV7azTITq4KAFil4f
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول ۵، ۵۶، ۱۰۹ و ۱۱۰
آییننامه حقوق عمومی (وزارت دادگستری)
صحیفه امام، جلدهای ۱ و ۲۱
بیانات امام خامنهای در ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ و سالهای پیشین
فقه سیاسی شیعه (آیتالله مصباح یزدی، آیتالله جوادی آملی)
جامعهشناسی سیاسی انقلاب اسلامی (دکتر حسین کچویان، دکتر عماد افروغ)
منشورات مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، مرکز پژوهشهای اسلامی مجلس
۹:۳۸
۱.
بر اساس تبصره ۳ ماده ۸ قانون بیمه اجباری خسارات واردشده به شخص ثالث:
> «در صورت تصادف با خودروهای گرانقیمت (نامتعارف)، بیمه شخص ثالث یا فرد مقصر حادثه، فقط تا سقف خسارت وارد به گرانترین خودروی متعارف (مثل دنا پلاس) مسئول جبران خسارت خواهد بود.»
۲.
قانون جدید، مدل پلکانی تخفیف برای بیمه شخص ثالث ایجاد کرده است:
1 سال = 5٪
5 سال = 25٪
10 سال = 50٪
14 سال = 70٪
یکبار خسارت مالی: کاهش ۲۰٪ تخفیف
دو بار خسارت مالی: ۳۰٪
سه بار خسارت مالی: ۴۰٪
یکبار خسارت جانی: ۳۰٪
دو بار خسارت جانی: ۷۰٪
سه بار خسارت جانی: ۱۰۰٪ (حذف کامل تخفیف)
🟢 نکته مثبت: با یک بار خسارت، تخفیف شما کاملاً از بین نمیرود، بلکه فقط بخشی از آن کاهش مییابد.
۳.
مطابق ماده ۵۶ قانون آیین دادرسی کیفری:
> «در جرایم غیرمشهود، بازرسی خودرو فقط با اجازه موردی قاضی ممکن است.»
۴. 🛻 قوانین مربوط به حمل خودرو با جرثقیل
مطابق تبصره ۲ ماده ۱۳ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی:
> «اگر پیش از حمل خودرو توسط جرثقیل، مالک خودرو در محل حاضر شود و تقاضای تحویل خودرو را کند، مأموران موظفند خودرو را تحویل داده و صرفاً قبض جریمه صادر کنند.»
۵.
در صورت وقوع حادثه رانندگی:
1. فوراً با ۱۱۰ (پلیس) و ۱۱۵ (اورژانس) تماس بگیرید.
2. طبق قانون، تمام حوادث جادهای مشمول درمان رایگان اولیه هستند.
3. پس از ترخیص، هزینه پرداختی خود را با ارائه صورتجلسه مهرشده کلانتری به بیمارستان پس بگیرید.
۶.
1. در صورت بیاحترامی یا معطلی در کلانتری، با ۱۹۷ تماس بگیرید.
2. برای پیگیری حقوقی بهتر است مستقیم به دادسرا مراجعه کنید نه کلانتری.
3. اگر از شما سرقت شده، اول با ۱۱۰ تماس بگیرید. مراجعه مستقیم به کلانتری ممکن است باعث تأخیر در تشکیل پرونده شود.
نتیجهگیری حقوقی:
آگاهی، ابزار دفاع است. دانستن قوانین جدید بیمه، حدود قانونی پلیس، نحوه محاسبه خسارات و حقوق درمانی، از بروز ضررهای مالی و حقوقی جدی جلوگیری میکند. انتشار این موارد، مسئولیت اجتماعی هر رانندهای است.
تهیه و تنظیم: بر پایه قوانین رسمی مصوب مجلس شورای اسلامی و منابع حقوقی معتبر.تاریخ: پنجشنبه، ۱۵ خرداد ۱۴۰۴منابع:
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
قانون بیمه شخص ثالث ۱۳۹۵
قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲
قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی
۹:۴۱
✦ پیام عارفانه به مناسبت عید قربان ✦
ای انسان، ای همپیمان کهنِ خدا،ای فرزند اسماعیل و وارث سکوت ابراهیم،باز این موسم قربان فرا رسید؛نه برای ریختن خون گوسفندی،بل برای ذبح "خود"،خودِ خویشتنپرست،خودِ خواهان، خودِ دلبسته،تا راهی به توحید گشایی...
در این عید،خدا تو را به کوه عرفات میخواند،به سجدهای که پایان ندارد،و به قربانی کردنی که آغاز است؛آغاز هجرت از "منی" به "او"،از منِ گرفتار به ما،و از خاک، تا افلاک!
ای ایستاده بر مشعر،ای رهپوی حرم،ای طائفِ آستان معنا،امروز،اگر اسماعیلت را به قربانگاه نیاوری،اگر دل از بتهای زمانه نکنی،و اگر در کنگرۀ منی، حضور نیابی،تو نه حاجیای، نه آزاد، نه عاشق...
قربان، عید بریدن است؛نه از گوسفند،که از خویش،تا خدا در تو تجلی کند،و تو در خدا فنا شوی...
عید بندگی و تسلیم، عید پاکی نیت و صداقت ایمان،بر تو و اهل دلت، مبارک باد.باشد که حج ما، هجرتی باشد،از جهل به آگاهی،از ظلمت به نور،و از نفس به حضرت دوست...
عید قربان مبارک، ای همپیمان با ابراهیم.
" />
ادیب دلدار
ای انسان، ای همپیمان کهنِ خدا،ای فرزند اسماعیل و وارث سکوت ابراهیم،باز این موسم قربان فرا رسید؛نه برای ریختن خون گوسفندی،بل برای ذبح "خود"،خودِ خویشتنپرست،خودِ خواهان، خودِ دلبسته،تا راهی به توحید گشایی...
در این عید،خدا تو را به کوه عرفات میخواند،به سجدهای که پایان ندارد،و به قربانی کردنی که آغاز است؛آغاز هجرت از "منی" به "او"،از منِ گرفتار به ما،و از خاک، تا افلاک!
ای ایستاده بر مشعر،ای رهپوی حرم،ای طائفِ آستان معنا،امروز،اگر اسماعیلت را به قربانگاه نیاوری،اگر دل از بتهای زمانه نکنی،و اگر در کنگرۀ منی، حضور نیابی،تو نه حاجیای، نه آزاد، نه عاشق...
قربان، عید بریدن است؛نه از گوسفند،که از خویش،تا خدا در تو تجلی کند،و تو در خدا فنا شوی...
عید بندگی و تسلیم، عید پاکی نیت و صداقت ایمان،بر تو و اهل دلت، مبارک باد.باشد که حج ما، هجرتی باشد،از جهل به آگاهی،از ظلمت به نور،و از نفس به حضرت دوست...
عید قربان مبارک، ای همپیمان با ابراهیم.
۱۹:۴۴
https://zarebin.ir/موتور جستجوگر ایرانی ذرەبین
۴:۲۴
بازارسال شده از خبرگزاری فارس
آیا اغتشاشات تمام شد؟
اغتشاشات خیابانی تا حدود زیادی فروکش کرد و اکنون ریشههای اقدامات ضد امنیتی در حال کشف و خنثیسازی است.
اگر معترضان واقعی و مردمی را کنار بگذاریم، صحنۀ اغتشاشات دولایه جدی داشت:
لایه سطحی (وندالیستها): افرادی که دنبال تخریبگری و برهمزدن نظم اجتماعی بودند. جنس این افراد بیشتر به اراذلواوباش شبیه است و هدف غالبشان ویرانگری است.
لایه مرکزی (عوامل موساد و تروریستها): تحریک عمومی و گسترش اغتشاش و خشونت مأموریت و وظیفه این جریان بود.
با شفافشدن پشتصحنه حوادث اخیر و عملکرد خشونتبار اغتشاشگران برای مردم، فاصلهگذاری عمومی با این جریان انجام شد و حالا بدنه مردمی و معترضان واقعی با خویشتنداری و جهت جلوگیری از تداوم مخاطرات امنیتی نسبت به فراخوانهای ضدانقلاب، هیچ اعتنایی نشان نمیدهند.
آخرین مواضع رضا پهلوی، لیدر نمایشی اغتشاشات نیز نشان میدهد، درک واقعبینانهای از وضعیت ندارد. درحالیکه در یک هفته گذشته، مردم نهتنها حمایت قاطعی از جمهوری اسلامی ایران نشان دادند بلکه با بیاعتنایی مطلق از کنار فراخوانهای او عبور کردند اما نواده خاندان دیکتاتور پهلوی همچنان تصور میکند اکثریت ایران خواهان پادشاهی او هستند!
چنین لیدر متوهمی قطعاً کاری پیش نخواهد برد. بااینحال واقعیت این است که همچنان نگرانیهای جدی وجود دارد. تروریستها و گروهکهایی که در این ایام شرایط را برای اغراض خود مناسب دیده بودند با هدایت سرویسهای جاسوسی متخاصم و با تجهیزات قابلتوجهی وارد کشور شدهاند و پاکسازی این جریانات همچنان ادامه دارد.
بنا به آمارهای پیشین حداقل ۵۵ سرویس جاسوسی و امنیتی علیه ایران در کشور فعال هستند و البته سرویس اطلاعاتی ایران طی سالهای گذشته اشراف بالایی بر فعالیت افسران این سرویسها در پوششهای مختلف داشته است.
اما تعدد سرویسهای رسمی، همچنین تعداد بالای گروهکهای غیررسمی و گستردگی سرزمینی کشورمان، کار را دشوار کرده است.
بااینحال طی یک هفته گذشته اطلاعیههای متعددی که از طرف وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه منتشر شد نشان میدهد دستگیریهای متعددی انجام شده است و کار شناسایی و انهدام تیمهای تروریستی ادامه دارد.
اطلاعات بهدستآمده از نوع فعالیت تروریستها و عناصر دستگیر شده نشان میدهد پشت پرده اصلی و حامیان تیمهای ترور در درجه اول عوامل موساد و عناصر آمریکایی و در سطح دیگر طراحیهایی از جنس طراحیهای انگلیسی است.
پاکسازی تروریستها تا حصول امنیت کامل همچنان ادامه دارد و بهزودی این مرحله نیز تکمیل خواهد شد.@Farsna
اگر معترضان واقعی و مردمی را کنار بگذاریم، صحنۀ اغتشاشات دولایه جدی داشت:
۶:۴۰
بازارسال شده از آذربایجان غربی
۱۳:۰۸
بازارسال شده از خبرگزاری دانشجو
مشروح خبر
هم اکنون
۶:۰۶