بله | کانال انتشارات چشمه نور
عکس پروفایل انتشارات چشمه نورا

انتشارات چشمه نور

۶۵ عضو
thumbnail
1. کسب دانشیکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت کتاب خواندن، کسب دانش است. کتاب منبع سرشار اطلاعات است. خواندن کتاب‌های گوناگون اطلاعات فراوانی دربارۀ موضوعات مختلف در اختیار ما می‌گذارد و به آگاهی ما عمق می‌بخشد. هر کتابی که می‌خوانید، چیزهای تازه‌ای می‌آموزید که در غیر این صورت از آنها بی‌خبر می‌ماندید. 2. رشد مغزپژوهش‌ها ثابت کرده که مطالعه تأثیر مثبتی بر مغز دارد. مطالعه ذهن را فعال نگه می‌دارد و از زوال ذهن و آلزایمر پیشگیری می‌کند. زیرا فعالیت مغز مانع از دست رفتن نیروی آن است. مغز مانند ماهیچه‌ای است که با تمرین می‌توان آن را قوی و سالم نگه داشت. کتاب‌خوانی مانند حل معما ورزشی ذهنی و مایۀ سلامت مغز است.
3. کاهش استرسمطالعه بر بدن نیز تأثیر مثبتی دارد و حتی بهتر از پیاده‌روی یا گوش سپردن به موسیقی به رفع استرس کمک می¬کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد کسانی که بیشتر کتاب می‌خوانند استرس کمتری دارند. 4. تقویت حافظههنگام خواندن کتاب باید موضوع آن، شخصیت‌ها و پیشینۀ آنها، زمینۀ داستان و جزئیات آن را به یاد داشته باشید. هرچه مغز بیشتر به یاد بسپارد، حافظه بهتر تقویت می‌شود. به علاوه، چیزهای تازه‌ای که به یاد می‌سپارید، هم راه را برای خاطرات جدید هموار می‌کند و هم خاطرات پیشین را تقویت می‌سازد.5. تقویت تخیلهرچه بیشتر می‌خوانید، تخیل شما را قوی‌تر می‌شود. وقتی کتاب داستانی می‌خوانید، ذهن شما تمام سعی خود را می‌کند تا ماجراها را به تصویر در آورد.

۶:۵۰

6. بهبود مهارت‌های انتقادییکی از مهم‌ترین فواید مطالعه، تقویت مهارت‌های انتقادی است. مثلاً خواندن داستان‌های رمزآمیز، ذهن را تحریک می‌کند. تقویت مهارت‌های انتقادی ذهن به شما در تصمیم‌گیری در امور روزمره کمک می‌کند. کتاب خواندن ذهن را به شکلی وادار به اندیشیدن و پردازش اطلاعات می‌کند که مثلاً با تماشای تلویزیون امکان آن فراهم نمی‌شود. هرچه بیشتر کتاب بخوانید، درک شما از آنچه می‌خوانید و کاربردهای آن عمیق‌تر می‌شود. 7. بهبود واژگانکتاب خواندن واژگانی که می‌دانید را افزایش می‌دهد و بر زبان شما تأثیر می‌گذارد. حین مطالعه به واژگان و اصطلاحات و سبک‌های تازه‌ای در نوشتن برمی‌خورید. 8. بهبود مهارت نگارشبا خواندن کتاب‌های خوش‌ساخت به نویسندۀ بهتری تبدیل می‌شوید. نویسندگان نیز مانند هنرمندان با نوشته‌های خود بر همدیگر تأثیر می‌گذارند. نویسندۀ موفق کسی است که با مطالعۀ آثار دیگران مهارت‌های خود را افزایش دهد. پس اگر می‌خواهید نویسندۀ بهتری باشید، کار را با آموختن از استادان نویسندگی آغاز کنید. 9. بهبود مهارت‌های ارتباطیافزایش واژگان و ارتقای مهارت‌های نوشتاری مایۀ پیشرفت مهارت‌های ارتباطی شماست. هرچه بیشتر بخوانید و بنویسید، بهتر ارتباط برقرار می‌کنید. افزایش توانایی‌های ارتباطی شما، روابط شما با دیگران را گسترش می‌دهد و به ارتقای جایگاه شما در محل کار و تحصیل می‌انجامد. 10. افزایش دقت و تمرکزمشغله‌های فراوان در زندگی، ذهن ما را به سمت و سوهای گوناگون می‌کشاند. مثلاً ناچارید زمان خود را میان انجام کار، چت کردن با دیگران، چک کردن ایمیل، سر زدن به فیس‌بوک و اختلاط با همکاران و همکلاسی‌ها تقسیم کنید. این همه کار باعث افزایش استرس و کاهش بهره‌وری شما از زمان می‌شود. ولی هنگام مطالعه، افکار و چشمان شما غرق جزئیات کتاب می‌شود و تمام ذهن شما به سمت چیزی می‌رود که می‌خوانید. کافی است روزی دستکم بیست دقیقه کتاب بخوانید تا از تأثیر مثبت آن بر تمرکز ذهنتان شگفت‌زده شوید.

۶:۵۱

11. عادتی پرفایدهکتاب خواندن ما را مشغول نگه می‌دارد و علاوه بر آن، استفادۀ پرفایده‌ای از زمان ماست. مطالعه نه فقط ما را از نگرانی‌ها را دور می‌کند، بلکه ذهن را از یکنواختی نیز نجات می‌دهد. کتاب بهترین وسیلۀ سرگرمی است. کسی که به کتاب خواندن عادت می‌کند، هرگز کلافه نمی‌شود. هر کتاب شما را به دنیای متفاوتی می‌برد و اسباب طراوت و آسایش شما را فراهم می‌کند. 12. تفریح ارزانکتاب‌خوانی در مقایسه با سرگرمی‌های دیگر بسیار ارزان است. فیلمی که با بلیط ده یا بیست هزار تومان تماشا می‌کنید، فقط یکی-دو ساعت شما را سرگرم نگه می‌دارد. ولی با همین پول کتابی می‌خرید که ساعت‌ها مایۀ سرگرمی است. 13. انگیزشزندگی سرشار از دشواری‌های مختلف است. کسب اندکی انگیزه می‌تواند در مواجهه با هر یک از این مشکلات کمک بزرگی باشد. خواندن کتاب‌های انگیزه‌بخش دربارۀ تجارب دیگران در زندگی می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد. خواندن کتاب‌های خوبی مانند زندگینامه‌هایی که افراد دربارۀ تجارب خودشان نوشته‌اند، هم مشوق شما در زندگی است و هم راهنمایی برای دستیابی به اهدافتان. تجارب دیگران می‌تواند الهام‌بخش شما باشد تا در زندگی خودتان دانش‌آموز، همسر، دختر، پسر، مادر، پدر و کارمند بهتری باشید. 14. بهبود سلامتهزاران و چه بسا میلیون‌ها کتاب خوب دربارۀ حفظ سلامتی وجود دارد. بسیاری از این کتاب‌ها حقیقتاً راهنمای خوبی برای بهبود سلامت شماست و خواندن آنها به رفع افسردگی شما کمک می‌کند. کسانی که از افسردگی شدید رنج می‌برند، می‌توانند فواید بسیاری از خواندن این کتاب‌ها به دست آورند. به علاوه، از چنین کتاب‌هایی نکات فراوانی دربارۀ ورزش، رژیم، و راه‌های مختلف برای کسب سلامتی می‌آموزید و همۀ اینها به بهبود سلامت ذهنی و بدنی شما کمک می‌کند.15. بهبود عواطفپژوهش‌های گوناگون نشان می‌دهد مطالعه، به ویژه خواندن کتاب‌های داستانی، عواطف و احساسات شما را تقویت می‌کند. پژوهشی در هلند نشان می‌دهد افرادی که خود را درگیر مطالعۀ داستان می‌کنند، از سطح بالاتری از عواطف و احساسات برخوردارند. هنگام خواندن داستان، شما بخشی از داستان می‌شوید و دردها و شادی‌ها و تمام احساسات شخصیت‌ها را احساس می‌کنید. با این کار، ذهن شما می‌آموزد که وضعیت‌ها و اتفاقات مختلف چه تأثیری بر دیگران دارد و از این طریق، همدلی شما با آنها افزایش می‌یابد. بنابراین، با خواندن کتاب‌های داستانی، دنیایی بهتر و سرشار از همدلی میان انسان‌ها می‌آفریند.16. تقویت مهارت‌هامطالعه به‌طور کلی یکی از راه‌های تقویت تمام مهارت‌هاست. برای پیشرفت در هر رشته‌ای، کتاب‌های ویژۀ آن وجود دارد. کتاب مهم‌ترین منبع دریافت اطلاعات در هر موضوع و رشته‌ای است. بزرگ‌ترین فایدۀ کتاب این است که بسیار بیش از آنچه در کلاس‌های درس گفته‌اند، به شما می‌آموزد. هدف شما چه آموختن آشپزی باشد یا رقص، یا حتی نظافت، خواندن کتابی دربارۀ آن، مهارت‌های شما را افزایش می‌دهد. 17. افزایش خودباوریبا خواندن کتاب‌های بسیار، توان ارتباطی شما افزایش می‌یابد و اطلاعات بسیاری در حوزه‌های مختلف به دست می‌آورید. همۀ اینها نهایتاً به افزایش خودباوری شما می‌انجامد. افزایش اعتماد به نفس و توانمندی‌های مختلف، از شما انسان مفیدتر و بهتری می‌سازد. 18. سرگرمی همراهکتاب‌ها عموماً کم‌وزن و به راحتی قابل حمل‌اند. از سوی دیگر، برخلاف رایانه‌ها و بازی‌ها فضای چندانی اشغال نمی‌کنند. کتاب را می‌توان در جیب یا کیف گذاشت و با خود به همه‌جا برد. می‌توان آن را همه‌جا، در سفر در هواپیما، در رختخواب پیش از خواب، در زیر سایه‌ای حین استراحت، و حتی در تعطیلات، مطالعه کرد. 19. خواب راحتمشکلات خواب باعث کاهش بهره‌وری در فعالیت‌ها می‌شود. به همین دلیل بسیاری از متخصصان به افراد توصیه می‌کنند انجام کاری آرام‌بخش را به یکی از عادت‌های پیش از خواب خود تبدیل کنند. کتاب خواندن یکی از بهترین راه‌ها برای کسب آرامش پیش از خواب است. به جای تماشای تلویزیون یا اتلاف وقت با تلفن همراه در رختخواب، بهتر است پیش از خواب وقت خود را به مطالعه بگذرانید. تابش نور تلویزیون و موبایل تأثیر نامطلوبی بر خواب شما خواهد داشت. ولی تأثیر کتاب درست برعکس آن است. 20. آشنایی با جهان‌های دیگرسیر در کتاب‌های داستان، شما را به دنیاهای دیگری می‌برد که همه‌چیز در آنها متفاوت است. شما با خواندن کتاب به فرهنگ‌های دیگری پا می-گذارید. کتاب‌ها افق دید شما را گسترش می‌دهند و شما را با کشورها و مردمان دیگری آشنا می‌کنند که پیشتر دربارۀ آنها هیچ تصوری نداشتید. مطالعه بهترین راه برای سیر ذهن شما در سرزمین‌های بیگانه است.

۶:۵۲

21. اجتماعی شدنهمیشه می‌توانیم آموخته‌های خودمان را با خانواده و دوستان و همکاران سهیم شویم. این کار توان ما برای اجتماعی شدن را افزایش می‌دهد. انسان موجودی اجتماعی است. این قابلیت انسان در دنیای تلفن‌های همراه ضعیف شده است. با کتاب‌خوانی می‌توان جمع‌ها و گروه‌های تشکیل دارد و دانسته‌های خود را با دیگران به اشتراک گذاشت. 22. افزایش خلاقیتمهم‌ترین تفاوت میان کتاب خواندن و تماشای تلویزیون این است که مطالعه توانمندی‌های شما برای خلاقیت را بالفعل می‌کند. هرچه بیشتر بخوانید، بیشتر می‌آموزید. افکار جدید باعث می‌شود ذهن شما راه‌های تازه‌تر و بهتری را در زندگی کشف کند. بدین طریق، تصویر دیگری از دنیا به دست می‌آوریم و همواره راه‌حل‌های متفاوتی کشف می‌کنیم.23. آموختن همگام با توانایی‌های خودیکی دیگر از فواید کتاب خواندن این است که می‌توان بسته به توانایی خودتان بیاموزید. کتاب همواره در اختیار شماست و هروقت احساس کردید جایی را درست متوجه نشده‌اید، می‌توانید دوباره به آن مراجعه کنید. می‌توانید هر بخشی از کتاب را هر چند بار که خواستید بخوانید، بدون نگرانی از اینکه چیزی را از دست بدهید. اگر کتابی که می‌خوانید، کتاب راهنمای کاری باشد، می‌توانید، هر مرحله از کار را سر فرصت بیاموزید و بعد از رفع یک بخش از مسئله، به سراغ بخش بعد بروید. بنابراین همه‌چیز همگام با میل شما پیش می‌رود و آزادید هر کاری را طبق خواستۀ خود پیش ببرید. 24. گزینه‌های فراوانآنقدر کتاب خوب وجود دارد که هرگز در تمام عمر خود دچار کمبود نمی‌شوید. قرن‌هاست انسان‌ها کتاب نوشته‌اند، می‌نویسند و خواهند نوشت. کتاب برای شما چه منبع الهام باشد، چه وسیله‌ای برای خنده، چه منبع احساسات عاشقانه و چه کسب مهارت‌های جدید، برای همۀ اینها بی‌شمار کتاب وجود دارد. کافی است وقتی را برای مطالعه در نظر بگیرید و کتابی را برای خواندن انتخاب کنید. هرگز با کمبود کتاب‌های خوب مواجه نخواهید شد. 25. بهبود اخلاقیاتکتاب به ما تشخیص خوب از بد را می‌آموزد. با خواندن کتاب می‌توان راه‌های مختلف زیستن و مواجهه با مشکلات را آموخت. بدین طریق درمی‌یابید در گذشته کدام شیوه‌های زندگی درست از آب درآمده و کدامیک ناکارآمد بوده است. بر اساس این آموخته‌ها قدرت تصمیم‌گیری شما در زندگی افزایش می‌یابد. 26. آموختن دربارۀ گذشتهتاریخ ما در آنچه امروز هستیم نقش مهمی دارد. با خواندن کتاب‌ها می‌توان درک بهتری نسبت به گذشته و تأثیر آن بر حال به دست آورد. کتاب فرصتی در اختیار ما می‌گذارد تا با پیشینه، کشور و به طور کلی با دنیای پیرامون خود بیشتر آشنا شویم. مطالعه بهترین راه برای مرور گذشته و شناخت درست زمان حاضر است.27. صرفه‌جوییکتاب علاوه بر اینکه ارزان است، فرصتی برای صرفه‌جویی نیز فراهم می‌کند. زیرا کتاب خواندن نیازی به صرف انرژی‌ها یا تجهیزات مختلف ندارد. با خواندن کتابی دربارۀ مهارتی مانند آشپزی، نجاری یا دیگر مهارت‌های فنی می‌خوانید، از هزینه کردن برای استخدام دیگران معاف می‌شوید. بنابراین نه فقط مهارت جدیدی می‌آموزید، بلکه در هزینه‌ها نیز صرفه‌جویی می‌کنید.28. بدون عوارض جانبیصرف زمان بسیار در برابر تلویزیون یا بازی‌های ویدئویی در بلندمدت به سلامت چشم شما آسیب می‌زند. ولی استفاده از کتاب آسان و بی‌ضرر است. هیچ‌کس از خواندن کتاب‌های زیاد کور نشده است. کتاب‌خوانی هیچ خطر و عوارض جانبی در پی ندارد. هرچه هست فایده است.29. افزایش هوشکتاب همواره به ما چیزهای تازه‌ای می‌آموزد و کسانی که بیشتر می‌خوانند از دیگران باهوش¬ترند، ذهن بازتری دارند و نسبت به پیرامون خود آگاه‌ترند. 30. کتاب بهتر از فیلم استفیلم‌های بسیاری را از روی کتاب‌ها اقتباس کرده‌اند. ولی عموماً با تماشای فیلمی که کتاب آن را خوانده‌ایم پی می‌بریم که کتاب بسیار بهتر از فیلم است. همواره جاهایی در کتاب وجود دارد مثلاً جایی که غرق افکار قهرمان داستان می‌شویم که در فیلم به خوبی به بیننده منتقل نمی‌شود.

۶:۵۳

21. اجتماعی شدنهمیشه می‌توانیم آموخته‌های خودمان را با خانواده و دوستان و همکاران سهیم شویم. این کار توان ما برای اجتماعی شدن را افزایش می‌دهد. انسان موجودی اجتماعی است. این قابلیت انسان در دنیای تلفن‌های همراه ضعیف شده است. با کتاب‌خوانی می‌توان جمع‌ها و گروه‌های تشکیل دارد و دانسته‌های خود را با دیگران به اشتراک گذاشت. 22. افزایش خلاقیتمهم‌ترین تفاوت میان کتاب خواندن و تماشای تلویزیون این است که مطالعه توانمندی‌های شما برای خلاقیت را بالفعل می‌کند. هرچه بیشتر بخوانید، بیشتر می‌آموزید. افکار جدید باعث می‌شود ذهن شما راه‌های تازه‌تر و بهتری را در زندگی کشف کند. بدین طریق، تصویر دیگری از دنیا به دست می‌آوریم و همواره راه‌حل‌های متفاوتی کشف می‌کنیم.23. آموختن همگام با توانایی‌های خودیکی دیگر از فواید کتاب خواندن این است که می‌توان بسته به توانایی خودتان بیاموزید. کتاب همواره در اختیار شماست و هروقت احساس کردید جایی را درست متوجه نشده‌اید، می‌توانید دوباره به آن مراجعه کنید. می‌توانید هر بخشی از کتاب را هر چند بار که خواستید بخوانید، بدون نگرانی از اینکه چیزی را از دست بدهید. اگر کتابی که می‌خوانید، کتاب راهنمای کاری باشد، می‌توانید، هر مرحله از کار را سر فرصت بیاموزید و بعد از رفع یک بخش از مسئله، به سراغ بخش بعد بروید. بنابراین همه‌چیز همگام با میل شما پیش می‌رود و آزادید هر کاری را طبق خواستۀ خود پیش ببرید. 24. گزینه‌های فراوانآنقدر کتاب خوب وجود دارد که هرگز در تمام عمر خود دچار کمبود نمی‌شوید. قرن‌هاست انسان‌ها کتاب نوشته‌اند، می‌نویسند و خواهند نوشت. کتاب برای شما چه منبع الهام باشد، چه وسیله‌ای برای خنده، چه منبع احساسات عاشقانه و چه کسب مهارت‌های جدید، برای همۀ اینها بی‌شمار کتاب وجود دارد. کافی است وقتی را برای مطالعه در نظر بگیرید و کتابی را برای خواندن انتخاب کنید. هرگز با کمبود کتاب‌های خوب مواجه نخواهید شد. 25. بهبود اخلاقیاتکتاب به ما تشخیص خوب از بد را می‌آموزد. با خواندن کتاب می‌توان راه‌های مختلف زیستن و مواجهه با مشکلات را آموخت. بدین طریق درمی‌یابید در گذشته کدام شیوه‌های زندگی درست از آب درآمده و کدامیک ناکارآمد بوده است. بر اساس این آموخته‌ها قدرت تصمیم‌گیری شما در زندگی افزایش می‌یابد. 26. آموختن دربارۀ گذشتهتاریخ ما در آنچه امروز هستیم نقش مهمی دارد. با خواندن کتاب‌ها می‌توان درک بهتری نسبت به گذشته و تأثیر آن بر حال به دست آورد. کتاب فرصتی در اختیار ما می‌گذارد تا با پیشینه، کشور و به طور کلی با دنیای پیرامون خود بیشتر آشنا شویم. مطالعه بهترین راه برای مرور گذشته و شناخت درست زمان حاضر است.27. صرفه‌جوییکتاب علاوه بر اینکه ارزان است، فرصتی برای صرفه‌جویی نیز فراهم می‌کند. زیرا کتاب خواندن نیازی به صرف انرژی‌ها یا تجهیزات مختلف ندارد. با خواندن کتابی دربارۀ مهارتی مانند آشپزی، نجاری یا دیگر مهارت‌های فنی می‌خوانید، از هزینه کردن برای استخدام دیگران معاف می‌شوید. بنابراین نه فقط مهارت جدیدی می‌آموزید، بلکه در هزینه‌ها نیز صرفه‌جویی می‌کنید.28. بدون عوارض جانبیصرف زمان بسیار در برابر تلویزیون یا بازی‌های ویدئویی در بلندمدت به سلامت چشم شما آسیب می‌زند. ولی استفاده از کتاب آسان و بی‌ضرر است. هیچ‌کس از خواندن کتاب‌های زیاد کور نشده است. کتاب‌خوانی هیچ خطر و عوارض جانبی در پی ندارد. هرچه هست فایده است.29. افزایش هوشکتاب همواره به ما چیزهای تازه‌ای می‌آموزد و کسانی که بیشتر می‌خوانند از دیگران باهوش¬ترند، ذهن بازتری دارند و نسبت به پیرامون خود آگاه‌ترند. 30. کتاب بهتر از فیلم استفیلم‌های بسیاری را از روی کتاب‌ها اقتباس کرده‌اند. ولی عموماً با تماشای فیلمی که کتاب آن را خوانده‌ایم پی می‌بریم که کتاب بسیار بهتر از فیلم است. همواره جاهایی در کتاب وجود دارد مثلاً جایی که غرق افکار قهرمان داستان می‌شویم که در فیلم به خوبی به بیننده منتقل نمی‌شود.

۲۰:۲۳

21. اجتماعی شدنهمیشه می‌توانیم آموخته‌های خودمان را با خانواده و دوستان و همکاران سهیم شویم. این کار توان ما برای اجتماعی شدن را افزایش می‌دهد. انسان موجودی اجتماعی است. این قابلیت انسان در دنیای تلفن‌های همراه ضعیف شده است. با کتاب‌خوانی می‌توان جمع‌ها و گروه‌های تشکیل دارد و دانسته‌های خود را با دیگران به اشتراک گذاشت. 22. افزایش خلاقیتمهم‌ترین تفاوت میان کتاب خواندن و تماشای تلویزیون این است که مطالعه توانمندی‌های شما برای خلاقیت را بالفعل می‌کند. هرچه بیشتر بخوانید، بیشتر می‌آموزید. افکار جدید باعث می‌شود ذهن شما راه‌های تازه‌تر و بهتری را در زندگی کشف کند. بدین طریق، تصویر دیگری از دنیا به دست می‌آوریم و همواره راه‌حل‌های متفاوتی کشف می‌کنیم.23. آموختن همگام با توانایی‌های خودیکی دیگر از فواید کتاب خواندن این است که می‌توان بسته به توانایی خودتان بیاموزید. کتاب همواره در اختیار شماست و هروقت احساس کردید جایی را درست متوجه نشده‌اید، می‌توانید دوباره به آن مراجعه کنید. می‌توانید هر بخشی از کتاب را هر چند بار که خواستید بخوانید، بدون نگرانی از اینکه چیزی را از دست بدهید. اگر کتابی که می‌خوانید، کتاب راهنمای کاری باشد، می‌توانید، هر مرحله از کار را سر فرصت بیاموزید و بعد از رفع یک بخش از مسئله، به سراغ بخش بعد بروید. بنابراین همه‌چیز همگام با میل شما پیش می‌رود و آزادید هر کاری را طبق خواستۀ خود پیش ببرید. 24. گزینه‌های فراوانآنقدر کتاب خوب وجود دارد که هرگز در تمام عمر خود دچار کمبود نمی‌شوید. قرن‌هاست انسان‌ها کتاب نوشته‌اند، می‌نویسند و خواهند نوشت. کتاب برای شما چه منبع الهام باشد، چه وسیله‌ای برای خنده، چه منبع احساسات عاشقانه و چه کسب مهارت‌های جدید، برای همۀ اینها بی‌شمار کتاب وجود دارد. کافی است وقتی را برای مطالعه در نظر بگیرید و کتابی را برای خواندن انتخاب کنید. هرگز با کمبود کتاب‌های خوب مواجه نخواهید شد. 25. بهبود اخلاقیاتکتاب به ما تشخیص خوب از بد را می‌آموزد. با خواندن کتاب می‌توان راه‌های مختلف زیستن و مواجهه با مشکلات را آموخت. بدین طریق درمی‌یابید در گذشته کدام شیوه‌های زندگی درست از آب درآمده و کدامیک ناکارآمد بوده است. بر اساس این آموخته‌ها قدرت تصمیم‌گیری شما در زندگی افزایش می‌یابد. 26. آموختن دربارۀ گذشتهتاریخ ما در آنچه امروز هستیم نقش مهمی دارد. با خواندن کتاب‌ها می‌توان درک بهتری نسبت به گذشته و تأثیر آن بر حال به دست آورد. کتاب فرصتی در اختیار ما می‌گذارد تا با پیشینه، کشور و به طور کلی با دنیای پیرامون خود بیشتر آشنا شویم. مطالعه بهترین راه برای مرور گذشته و شناخت درست زمان حاضر است.27. صرفه‌جوییکتاب علاوه بر اینکه ارزان است، فرصتی برای صرفه‌جویی نیز فراهم می‌کند. زیرا کتاب خواندن نیازی به صرف انرژی‌ها یا تجهیزات مختلف ندارد. با خواندن کتابی دربارۀ مهارتی مانند آشپزی، نجاری یا دیگر مهارت‌های فنی می‌خوانید، از هزینه کردن برای استخدام دیگران معاف می‌شوید. بنابراین نه فقط مهارت جدیدی می‌آموزید، بلکه در هزینه‌ها نیز صرفه‌جویی می‌کنید.28. بدون عوارض جانبیصرف زمان بسیار در برابر تلویزیون یا بازی‌های ویدئویی در بلندمدت به سلامت چشم شما آسیب می‌زند. ولی استفاده از کتاب آسان و بی‌ضرر است. هیچ‌کس از خواندن کتاب‌های زیاد کور نشده است. کتاب‌خوانی هیچ خطر و عوارض جانبی در پی ندارد. هرچه هست فایده است.29. افزایش هوشکتاب همواره به ما چیزهای تازه‌ای می‌آموزد و کسانی که بیشتر می‌خوانند از دیگران باهوش¬ترند، ذهن بازتری دارند و نسبت به پیرامون خود آگاه‌ترند. 30. کتاب بهتر از فیلم استفیلم‌های بسیاری را از روی کتاب‌ها اقتباس کرده‌اند. ولی عموماً با تماشای فیلمی که کتاب آن را خوانده‌ایم پی می‌بریم که کتاب بسیار بهتر از فیلم است. همواره جاهایی در کتاب وجود دارد مثلاً جایی که غرق افکار قهرمان داستان می‌شویم که در فیلم به خوبی به بیننده منتقل نمی‌شود.

۲۰:۲۴

راز اخلاقی زیستنسعید جعفریدر دهۀ ۱۹۶۰ میلادی، تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یک مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.در این مركز، نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰ گرم غذا می‌خورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰ گرم به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵ كیلوگرم غذا می‌خوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند. هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و ... به مرور زمان كمرنگ گشت. آینده¬ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و... آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش می‌دهد. در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. كمتر است.در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند. پس اخلاقی زیستن ارتباط چندانی به نصیحت های اخلاقی ندارد. اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.منبع:کتاب«آموزه های دوستان»بله https://ble.ir/nashrecheshmenoor تلگرام t.me/nashrecheshmenoor ایتا eitaa.com/nashrecheshmenoor

۴:۱۶

"پزشک" (Der Medicus) اسم یک فیلم آلمانی است که به تازگى در آلمان به نمایش در آمد.
داستان فیلم مربوط به هزار سال پیش یعنی سال 1021میلادی در قرون وسطی می باشد که اروپا در جهل و بیماری به سر می برد.
فیلم قلب لندن را نشان می دهد که مردم با فقر، آلودگی و بیماری دست و پنجه نرم میکنند وتنازع بقاء در جریان است.
هیچ کس ازطبابت چیزی نمی داند.
فقط سلمانی های دوره گرد (آرایشگران)، اندکی کارهای طبی درحد کشیدن دندان، جا انداختن استخوان و قطع انگشتان سیاه شده و میزان زیادی اوراد وخرافه به جای درمان به خورد مردم می دهند.
سلمانی دوره گردی باگاری که در آن زندگی میکند‌ به محله ای در لندن آمده است.
مادری بیوه که سه فرزند کوچک دارد ، دچار حصبه می شود .
بچه (جسي) به دنبال سلمانی «طبیب» میرود و او اصلا بر بالین مریض نمی آید و می گوید این درد درمان نمی شود.
مادر می میرد و کودک یتیم به همان سلمانی پناه می برد، چون گمان می‌کند از طبابت چیزی میداند.
چند سال بعد «سلمانی» دچار آب مروارید می شود و بینایی اش را از دست می دهد.جسی او را نزد یک کحّال یهودی می برد.کحّال او را عمل جراحی آب مروارید می کند و چشمانش شفا می یابد.
جسی می پرسد چنین طبابت شگفتی را چگونه و از کجا آموختی؟کحّال می‌گوید از بزرگترین دانشمند کره زمین ، جسی می گوید هر طور که هست باید به افتخار شاگردی او نایل شوم.
کجاست؟ نامش چیست؟ کحّال می گوید نامش«ابن سینا» ست و تو باید به ایران و شهر اصفهان بروی.
جسی با مصايب بی شمار و خطر کردن جان، خود را به اصفهان میرساند. آنجا با شهری مواجه می شود که بر خلاف لندن ، عظیم و مدرن است .
برج و بارو دارد و ابوعلی سینا در یک مسجد بزرگ که رواق های فراخ دارد ، صبح ها طب درس می دهد.
عصرها فلسفه و شب ها بر بام مسجد درس نجوم و هیات.جسی از این همه دانش وتمدن شگفت زده می شود.
شاید مهم ترین صحنه فیلم آنجاست که بوعلی به جسی میگوید : درباب عفونت گوش مقاله ای ارائه بده.
جسی از مسؤول کتابخانه می پرسد کتابی در باب عفونت گوش وجود دارد؟اوجواب میدهد آن قفسه را ببین.
وقتی جسی قفسه را باز می کند، می بیند پر از کتاب است.می گوید کدام کتاب مربوط به عفونت گوش است؟مسئول کتابخانه می گوید: همه شان!
بیننده خود شاهد است زمانی که در قلب اروپا برای درمان بیماری ها به اوراد و جادو متوسل می شدند، در کتابخانه اصفهان يک قفسه کتاب فقط مربوط به عفونت گوش بوده است.
این تفاوت دانش در ایران و غرب یک هزار سال پیش از منظر یک فیلم صد در صد غربی است.
هزارسال بعد ، اعلام شد که دو دانشگاه برتر ایران، شریف و تهران ، در رتبه حدود 600 رده‌ بندی دنیا جای گرفتند و جالبتر این است كه نظام آموزشي از کسب چنین رتبه ای ابراز شادمانی کرده است !
روزنامه اطلاعات

۱۹:۳۴

thumbnail

۵:۵۰

thumbnail

۵:۵۳

#حکایت چوپانی گوسفندان را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان طوفان سختی در گرفت. خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه‌ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می‌برد. دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند. مستاصل شد و صوتش را رو به بالا کرد و گفت: «ای خدا گله‌ام نذر تو برای اینکه از درخت سالم پایین بیایم.» قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی‌تری دست زد و جای پایی پیدا كرد و خود را محكم گرفت. گفت: «ای خدا راضی نمی‌شوی كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می‌دهم و نصفی هم برای خودم.» قدری پایین‌تر آمد. وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت: «ای خدا نصف گله را چطور نگهداری می‌كنی؟ آنها را خودم نگهداری می‌كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می‌دهم.» وقتی كمی پایین‌تر آمد گفت: «بالاخره چوپان هم كه بی‌مزد نمی‌شود. كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.» وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به آسمان کرد و گفت: «چه كشكی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یك غلطی كردیم. غلط زیادی كه جریمه ندارد.» در زندگی شما چند بار این حکایت پیش آمده است؟! ■انتشارات چشمه نور■بله https://ble.ir/nashrecheshmenoor تلگرام t.me/nashrecheshmenoor ایتا eitaa.com/nashrecheshmenoor

۵:۵۴

cheshmenoor ali:ن است"! که من نیز بی‌درنگ و در قالب گزاره‌ای پرسشی می‌پرسیدم: "بسیارخوب. بنابراین تصور می‌کنم، بتوانید در این دانشگاه دست‌کم یک انسان متفکر را به بنده معرفی کنید؟" undefined︎برخی از آنها پاسخی برای ارایه نداشتند و برخی دیگر نیز پاسخ می‌دادند: "مثلا: فلانی و فلانی".
○سپس من می‌پرسیدم: "انسان متفکر فرد تاثیرگذاری است‌ که دست‌کم یک نسل(سی‌سال) جلوتر از زمان خودش فکر کند. آیا این کسانی را که نام برده‌اید، چنین ویژگی را دارند؟!" undefined︎آنگاه همگی با تردید پاسخ می‌دادند: "آری"!
■سپس من نیز در ادامه می‌پرسیدم: undefined︎آیا اینهایی را که نام برده‌اید در تراز پورسینا قرار می‌گیرند؟ پورسینای دانشگاه شما کیست؟ undefined︎آیا اینهایی را که نام برده‌اید در تراز ابوریحان قرار می‌گیرند؟ ابوریحان دانشگاه شما کیست؟ undefined︎آیا اینهایی را که نام برده‌اید در تراز خیام قرار می‌گیرند؟ خیام دانشگاه شما کیست؟undefined︎آیا اینهایی را که نام برده‌اید در تراز زکریای رازی قرار می‌گیرند؟ رازی دانشگاه شما کیست؟undefined︎دراکر، میشل فوکو، جیمز کلمن، اینگلهارت، فوکویاما، گیدنز، کانت، دکارت، نیچه، هایدیگر، پوپر، ریکاردو، آدام اسمیت، انیشتین، دیوید بوهم، شرودینگر و هایزنبرگِ دانشگاه شما کیست؟
□آنگاه همگی پاسخ می‌دادند: "خیر، خیر ...، خیر! نداریم ... نداریم"!
●سپس من واپسین پرسشم را اینچنین از آنها می‌پرسیدم: "در جامعه علمی ایران گروهی حضور دارند که ربع قرن است که دارند فریاد می‌زنند؛ یا ایهاالناس مژده دهید ما را که در زمینه علم در منطقه اول شده‌ایم!
سوال:undefined︎این چه علمی است که با فکر، تفکر و انسان متفکر بیگانه است؟ undefined︎این چه دانشگاهی است که در ستیزِ با انسان متفکر، وی را روانه غربت می‌کند(مریم میرزاخانی)؟ undefined︎این چه اول شدنی است که مردم کشورمان بدان اعتراض دارند؟ undefined︎این چه جامعه علمی است که در نسبت با تحولات پرشتاب سیاسی - اجتماعی کشورش خود را به بی‌تفاوتی و بی‌حسی اجتماعی زده است؟"
نتیجه‌گیری:جامعه‌ای که حاکمانش خود را متفکر و دانشگاهیانش خود را سیاست‌مدار بدانند، نتیجه‌اش این می‌شود که اکنون شاهدش هستیم.
□در آمریکا متفکران اندیشکده‌هایی چون رَند، کارنِگی، هَاتسون، بروکینگز، هریتج و دیگران به سناتورها و روسای جمهورشان خط می‌دهند که برای بیشینه‌سازی منافع ملی کشورشان چه سناریوهای سیاستی را گزینش و اجرا کنند!
●ولی در کشور توسعه‌نیافته‌ای چون ایران؛ این جن‌گیرها، فال‌گیرها، رمال‌ها، دعانویس‌ها و وِردخوان‌ها هستند که الهام‌بخش سیاستمداران‌شان در تصمیم‌گیری‌‌های مهم و استراتژیک کشورشان هستند و نه متفکران نداشته‌شان! پاینده ایرانundefined︎پ.ن: آنچه خواندید تجربه‌ی زیسته‌ای بود که به‌روش «اُتواِتنوگرافی (خودمردم‌نگاری)» نگاشته است.بله https://ble.ir/nashrecheshmenoor تلگرام t.me/nashrecheshmenoor ایتا eitaa.com/nashrecheshmenoor

۱۶:۲۹

thumbnail
گیف
۰۰:۰۲
undefinedچه زیباستundefinedبی قیدوشرط عشق بورزیمundefinedبی قصد و غرض حرف بزنیمundefinedبی دلیل ببخشیمundefinedو از همه مهمتر به همهundefinedمحبت کنیمundefinedرزق و روزی تون فراوانundefinedتنتون سلامتundefinedافکارتون سبز و مثبتundefinedشادیهاتون جاودان undefinedو زندگیتون پر از مهربانیundefinedو صبح تون بخیر و شادی باشد

۵:۳۹

بابای دارا، بابای ندارمن دو بابا داشتم، يكي دارا و ديگري نادار. يكي بسيار درس خوانده و زيرك بود، مدرك دكترا داشت و دوره چهار ساله كارشناسي را دو ساله گذرانده بود. از سه دانشگاه مدرك معتبر استانفورد، شيكاكو و نورث وسترن با استفاده از بورس كامل مدرك عالي گرفته بود. باباي ديگر هرگز نتوانسته بود كلاس هشتم را هم به پايان برساند.درآمد هر دو نفر رضايت بخش بود. ولي يكي از آنان در زمينه مالي پيوسته مشكل داشت. باباي ديگر از ثروتمندترين مردان ايالت هاوايي شد. يكي پس از مرگ، دهها ميليون دلار براي خانواده و ديگران به ارث گذاشت. از ديگري تنها صورت حساب هايي به جا ماند كه مي بايست پرداخت شوند.هر دو به من اندرزهايي دادند، ولي اندرزهاي آن ها متفاوت بود. هر دو به درس خواندن سخت عقيده داشتند، ولي موضوعات يكساني را توصيه نمي كردند.اگر من يك بابا داشتم، ناچار بودم تا اندرزهاي او را بپذيرم يا رد كنم. با داشتن دو بابا اين فرصت را يافتم تا ديدگاه هاي آنان را با هم بسنجم. ديدگاه يك مرد دارا با يك مرد نادار.از آن جا كه من دو پدر اثر گذار داشته¬ام، از هر دو نفر چيزهایی آموختم. ناچار بودم تا درباره اندرزهاي هر كدام بينديشم و از بررسي تاثير انديشه هر كدام بر زندگيش، بينش ارزشمندي پيدا كنم. براي مثال يكي عادت داشت كه بگويد ”از عهده من بر نمي آيد.“ ديگري از به كار بردن اين واژه¬ها پرهيز مي كرد. به جاي آن مي گفت:"چگونه مي توانم از عهده اين كار بر آيم؟"عبارت نخست حالت خبري داشت و عبارت دوم جنبه پرسشي. از عهده من برنمي آيد مغز را از كار مي اندازد و عبارت چگونه مي توانم از عهده اين كار برآيم، مغز را به حركت و جستجو وا مي دارد. هر دو آن ها بينش مخالفي در انديشيدن داشتند. يكي فكر مي¬كرد كه ثروتمندان بايد ماليات بيشتري بپردازند تا هزينه كساني شود كه از امكانات زندگي بهره كمتري نصيبشان گرديده است. ديگري مي گفت: ماليات ابزار تنبيه كساني است كه بيشتر توليد مي¬كنند و پاداش به آناني است كه توليد نمي كنند.يكي از آنان توصيه مي كرد خوب درس بخوان تا در شركت معتبري استخدام شوي. ديگري توصيه مي كرد، خوب درس بخوان تا بتواني شركت ارزشمندي براي خود داشته باشي.يكي از آنان مي گفت دليل اينكه ثروتمند نشده¬ام شما بچه ها هستيد و ديگري مي گفت دليل اينكه بايد ثروتمند شوم، شما بچه ها هستيد.يكي عقيده¬داشت خانه ما بزرگترين دارايي¬خانواده مي-باشد. به عقيده ديگري، خانه بزگترين بدهكاري است و هر كس بيشترين درآمدش را در خريد خانه سرمايه گذاري كند دچار دردسر مي شود .

۱۹:۰۳

به عقيده يكي، دولت يا كارفرما مي بايست نيازهاي انسان ها را برآورده سازد. او همواره دل نگران اضافه حقوق، طرح بازنشستگي، مزاياي بهداشتي و درماني مرخصي و ديگر مزاياي استخدامي بود و چنين مي نمود كه تضمين شغلي براي تمام عمر و مزاياي ناشي از آن، از خود شغل با اهميت تر است. اما ديگري به خود اتكايي مالي فراگير عقيده داشت و من را از استخدام رسمي مادام العمر در شركت ها منع مي كرد.يكي به من آموخت كه چگونه شرح معرفي خود را بنويسم تا شغل هاي بهتري بيابم. ديگري چگونگي نوشتن برنامه¬هاي پرتوان مالي و كسب و كار را يادم داد تا شغل آفريني كنم.دست پرورده دو بابا بودن به من فرصت داد تا تاثير انديشه هاي هر كدام را در زندگي خودشان ببينم. دريافتم كه براستي انسان ها با انديشه¬هايشان زندگي خود را شكل مي دهند.براي مثال باباي نادار پيوسته مي گفت: من هرگز ثروتمند نخواهم شد. اين پيش بيني هم به حقيقت پيوسته بود. از سوي ديگر، باباي دارا همواره خود را ثروتمند مي¬ديد. سخناني از اين دست بر زبان مي¬آورد من يك مرد ثروتمندم. حتي هنگامي كه به شكست هاي مالي بزرگ دچار شده و نزديك به نابودي بود، خود را هم چنان ثروتمند مي پنداشت. خود را اين چنين دلگرمي مي داد: شكست خورده و نادار متفاوتند. شكست گذرا و ناداري هميشگي است.باباي نادار مي گفت: من به پول علاقه مند نيستم. پول چه اهميتي دارد. باباي دارا پيوسته مي گفت: پول قدرت است.شايد هرگز نتوان قدرت فكر را اندازه گيري كرده يا ستود، ولي براي من از همان زمان جواني روشن شد كه بايد در چگونگي معرفي و عرضه خود هوشيار باشم. دريافتم كه باباي نادارم به دليل مقدار پولي كه، بلكه انديشه ها و عمل او چنين نتيجه¬اي بار آورده بود. به عنوان يك نوجوان، آگاهانه تصميم گرفتم تا پيوسته متوجه برگزيدن انديشه ها باشم. اندرز كدام را آويزه گوش كنم باباي دارا يا بابای نادار؟ هرچند كه دو مرد سخت بر لزوم آموزش و يادگيري تاكيد داشتند، ولي ديدگاهشان در اينكه چه بايد آموخت متفاوت بود. يكي از من مي خواست تا خوب درس بخوانم، به درجات تحصيلي بالا برسم و براي پول درآوردن كار كنم. و ديگري مرا تشويق مي كرد تا براي ثروتمند شدن درس بخوانم. دريابم كه پول چگونه كار مي كند و چگونه مي توان آنرا به خدمت خود بگيرم. پيوسته مي گفت: ”من براي پول كار نمي كنم، پول براي من كار مي كند" مطالب فوق از کتاب«آموزه دوستان» می باشدبله https://ble.ir/nashrecheshmenoor تلگرام t.me/nashrecheshmenoor ایتا eitaa.com/nashrecheshmenoor

۱۹:۰۴

فارغ از مدرک تحصیلیاگر پلی ساخته‌ایدبرای عبور از افکار منفیشما یک مهندس هستیدمهندس عزیز روزت مبارکundefinedundefinedundefined

۱۳:۳۲

تخلیه روانی
undefinedدکتر هادی خیرآبادی نشر: انتشارات چشمه نور■تا حالا شده است بعد از خوردنِ مایعاتِ زیاد، یا  توی سرما وسطِ جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانه‌تان از فشارِ پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیده‌اید آدم جانش به لبش می‌رسد؛ تمام ذهن و فکر و آرمان و آرزویش خالی شدن مثانه‌اش است. هیچی برایش مهم نیست. هیچی به چشمش نمی آید. هیچ آرزویی ندارد جز توقف ماشین. تا محتویات مثانه را برون ریزی کنید.□دیده‌اید وقتی دستشویی می‌روید چه احساس راحتی‌ای دست می‌دهد؟ احساس سبُکی. آن‌وقت است که آزاد می‌شوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر می‌کنید. از تهِ دل می‌گویید: آخِیش. راحت شدم.
●روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی می‌شود. آنها که مایعات بیشتری می‌خورند یا در معرض سرما هستند (یعنی زندگی پرتلاطم‌تری دارند) مثانه‌شان زودتر پُر می‌شود. مثانه‌ی روان که پر می‌شود آدم الَکی قاطی می کند، به هم می‌ریزد؛ اخلاقش سگی می‌شود؛ و جالب آنکه خودش هم نمی‌داند چه مرگش است.
○با این تفاوت که آدم پرشدنِ مثانه‌ی روان را نمی فهمد؛ فقط درد و فشارش را حس می‌کند. روان نیز نیاز به بیرون‌روی دارد. نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی. تا بتواند دوباره به چیزهای خوب فکر کند. روی چیزهای بهتر سرمایه‌گزاری کند. روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد. وگرنه می‌ماند؛ گیر می‌کند. رشد نمی‌کند. نمی‌تواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیزهای حقیر می‌شود.
■گاهی به روان‌تان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی؛ از دویدن‌های بی‌هدف؛ از تنش‌های بیهوده؛ از کل کل کردن با خود و دیگران؛ از گیر دادن به چیزهایی که ارزشش را ندارد؛ استراحت از حرص و طمع، استراحت از کینه.استراحت از خبر های ناگوار، استراحت از نقاب ها و پرستیژهای مزخرفی که سینه‌ی آدم را تنگ می‌کند. استراحت از احساس قبض و گرفتگی.
□یا لااقل استراحت از چیزهایی که درون خود می‌ریزید و کسی نمی‌فهمد. خصوصا در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد می‌گیریم که آدمِ خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد.
●برون‌ریزی روان یعنی داشتنِ رفیقی که با او همان‌طور حرف بزنید که با خودتان حرف می‌زنید. اگر نداریدَش بهترین رفیقی که می توانید فشار روان را روی آن خالی کنید یک قلم و کاغذ است. بنویسید. هرچه دلِ تنگتان می‌خواهد. آزاد و رها. بعدش هم بیندازیدش سطل اشغال. حتی اسیرِ آن نوشتن هم نشوید: اینکه چه می‌نویسید و چگونه می‌نویسید و برای چه می‌نویسید. فقط و فقط بنوسید. حتی اگر حال نوشتن نداری شروع کن به حرف زدن و صدایتان را ضبط کردن. بدون هیچ قیدی حرف هایت را بزن. بی هیچ آداب و ترتیبی. در مورد همه چی. بی هیچ هراس و قید و بندی. بعد بارها گوشش بده. بعد حذفش کن و فراموشش کن. فقط باید برسی به آنجا که فریاد بکشی: «چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من».
○برون‌ریزی یعنی ورزش؛ یعنی گاهی کوه و درِ و دشت رفتن. یعنی بالا و پایین پریدن. یعنی با بچه‌ها فوتبال زدن و عروسک بازی کردن. یعنی فریاد کشیدن؛ بلند خندیدن؛ بلند گریه کردن. اصلا یعنی لحظاتی را مثل دیوانه‌ها زیستن.
■یعنی آن لباس قشنگتان را توی خانه پوشیدن و خودتان را تحویل گرفتن. یعنی توی خلوتِ خودتان همراه با یک آهنگ دلخواه یک لیوان چای با بیسکوییت در خلوت خوردن و بعدش شروع کنی برای خودت رقصیدن. یعنی لحظاتی بی‌خیال همه چیز شدن. یعنی تمام وجودتان با حضور قلب دایم یک ذکر را بگوید: چیز لقِ دنیا. برون ریزی یعنی چیزی که بعدش از تهِ دلتان بگویید: "آخیش؛ راحت شدم."
□بیرون نریختن هیجان‌های اصلی در مسیری بالغانه و والایش‌یافته، و سرکوبِ مداوم آنها در خانواده و یا در جامعه، کم کم به تجمعِ درونیِ خشم منجر خواهد شد که روزی در جایی همانند یک دُمل چرکین سر باز خواهد کرد.
●فقط یک چیز را یادتان باشد؛ ‌یعنی یک چیز را رعایت کنید؛ فشار روان‌تان را روی کسی خالی نکنید. قرار نیست با آخِیش گفتن شما، زخمی بر وجود کسی بنشیند....__بله https://ble.ir/nashrecheshmenoor تلگرام t.me/nashrecheshmenoor ایتا eitaa.com/nashrecheshmenoor
undefined اینستاگرامwww.instagram.com/antsharat_cheshmenoor

۱۹:۰۸

با سلام خدمت عزیزان ، می توانید در سی و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از طریق لینک زیر و نوشتن «چشمه نور» در جسنجو عنوان ناشر کتابهای این انتشارات را ملاحظه فرمایند. https://ketab.ir/advanced-search#

۱۴:۵۴

thumbnail

۱۸:۰۰