بله | کانال نسل توحیدی
عکس پروفایل نسل توحیدین

نسل توحیدی

۱۴۹ عضو
thumbnail
راز ...

۱۶:۱۴

thumbnail
وقتی میدان جنگ آشپزخانه و اتاق کودک است!

۱۸:۱۴

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail
undefined جملاتی که به کاهش اضطراب نونهالان ما کمک می‌کند
undefined مؤسسه تربیت رسانه‌ای باران

۹:۳۷

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail

۹:۳۷

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail

۹:۳۷

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail

۹:۳۷

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail

۹:۳۷

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail

۹:۳۷

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail

۹:۳۷

thumbnail

۲۱:۰۱

thumbnail

۲۱:۰۱

thumbnail

۲۱:۰۱

thumbnail

۲۱:۰۱

thumbnail

۲۱:۰۱

thumbnail

۲۱:۰۱

thumbnail

۲۱:۰۱

thumbnail
ما به سوی جنگ پرواز خواهیم کرداولین نماز جمعه بعد از شروع حمله صدام

۸:۰۵

thumbnail
undefinedسردار شهید حسن باقری:برای خدا بجنگید، نه به شوق پیروزی
اگر ما وابسته به شوق پیروزی باشیم، معلوم می‌شه برای دنیا داریم می‌جنگیم!

۹:۲۸

thumbnail
اما زندگی کُشتیِ علاقه هاست!به استراحت نیاز دارید،اما همان استراحت را به کارمیفروشید که به پول برسید!پیراهنی زیبا می‌بینیداز پول میگذرید که پیراهن را بخرید.تصادف میکنید و همان پیراهن راپاره میکنید و به دستتان که زخم شده است می‌بندید!وقتی میخواهید به زمین بخوریدهمان دستتان را حائل میکنید برای محافظت از صورت خود و..._ جنگ، جنگ دوست داشتنی هاست.هیچکسی نمیتواند بگوید کوفیانحسینﷺ را دوست نداشتند!اتفاقا دوستش داشتنداما پول و خانه و ماشین را بیشتر.در مقابل این موضوع در نماز عاشوراوقتی تیر به سمت صورتش می‌آمد،صورتش را مقابل تیر میگرفت،که مبادا به اباعبدالله تیری اصابت کند!
علاقه‌هایمان ما را میسازند

۲۱:۱۶

thumbnail
نگاه سرنوشت می‌سازددر حکمت اسلامی، انسان موجودی صرفاً منفعل یا ایستا تلقی نمی‌شود، بلکه موجودی ذو‌مراتب و برخوردار از قوه‌ها و استعدادهایی است که در بستر رابطه، تربیت و خطاب، به فعلیت می‌رسند. از همین منظر، «تعریف» انسان نه امری خنثی و صرفاً ذهنی، بلکه عاملی مؤثر در جهت‌دهی به سیر وجودی اوست. نحوهٔ نگریستن به انسان، خواه آگاهانه و خواه ناآگاهانه، در واقع نوعی خطاب وجودی است که می‌تواند قوه‌های نهفته را بیدار یا معطل کند.این اصل در رابطهٔ زن و شوهری، جلوه‌ای بسیار عینی و سرنوشت‌ساز می‌یابد. مرد، به‌واسطهٔ موقعیت روانی، عاطفی و گاه معرفتی خود در خانواده، نقشی تعیین‌کننده در نحوهٔ فعلیت‌یافتن استعدادهای همسرش ایفا می‌کند. زن، آن‌گونه که دیده و خطاب می‌شود، به‌تدریج همان‌گونه «می‌شود»؛ نه از سر تقلید سطحی، بلکه از آن‌رو که قوه‌های انسانی در بستر معنا و اعتبار اجتماعی و عاطفی به فعلیت می‌رسند.اگر زن در نگاه و رفتار مرد، «ملکه» و صاحب شأن، کرامت و تأثیرگذاری تلقی شود، به‌تدریج ملکه‌بودن در او تحقق می‌یابد؛ یعنی احساس مسئولیت، رشد عقلانی، ظرافت تدبیر و اعتمادبه‌نفس در او تقویت می‌شود. اگر در مقام «کنیز» یا موجودی صرفاً تابع، مصرفی و فاقد استقلال فکری دیده شود، همین تلقی، ساحت اراده و ابتکار او را فرسوده و محدود می‌سازد. همچنین اگر زن نادان، کم‌عقل یا فاقد فهم عمیق فرض شود، این فرض به‌مرور به یک واقعیت روانی و رفتاری بدل می‌گردد؛ نه به دلیل فقدان استعداد، بلکه به سبب تعطیل‌شدن امکان شکوفایی آن.حتی تلقی‌های ظاهراً خنثی نیز بی‌اثر نیستند. اگر زن به‌عنوان موجودی «معمولی»، غیرمؤثر و فاقد افق رشد خاص دیده شود، همین بی‌افقی، سقف رشد او را تعیین می‌کند. در حکمت اسلامی، قوه زمانی به فعلیت می‌رسد که افق کمال برای آن گشوده باشد؛ و این افق، در زندگی مشترک، تا حد زیادی از سوی مرد ترسیم می‌شود.از این‌رو، یک اصل تربیتی–وجودی مهم به‌دست می‌آید:حتی اگر مرد در میزان استعداد، توانمندی یا ظرفیت همسر خود مطمئن نباشد، وظیفهٔ او پایین‌آوردن یا متوقف‌کردن نیست، بلکه بالا‌بردن، گشودن افق و اعتباربخشیدن است.تعریف، تمجید، اکرام، و نسبت‌دادن شأن و توانمندی، نه تعارف‌های اخلاقی، بلکه ابزارهای فعلیت‌بخشی به قوه‌های انسانی‌اند. اکرام زن، در این معنا، نه لطف اضافی و نه اغراق، بلکه نوعی سرمایه‌گذاری وجودی است؛ سرمایه‌گذاری‌ای که ثمرهٔ آن، رشد عقلانی، عاطفی و حتی معنوی خود خانواده است.در نهایت، باید تأکید کرد که این فرآیند، به‌هیچ‌وجه به معنای جعل حقیقت یا تحمیل توهم نیست. در منطق حکمت اسلامی، کمال امری موهوم یا قراردادی نیست، بلکه امکان عینیِ نهفته در ذات انسان است. آنچه مرد با نگاه و رفتار خود انجام می‌دهد، «خلق کمال» نیست، بلکه گشودن راه فعلیت‌یافتن آن است؛ راهی که اگر بسته بماند، رنجی خاموش و ناپیدا در جان انسان شکل می‌گیرد، رنجی که نه منشأش شناخته می‌شود و نه به‌سادگی درمان.
همین قاعده به‌نحوی بنیادین‌تر در شکل‌گیری شخصیت فرزندان نیز جاری است. پدر و مادر، نخستین و عمیق‌ترین «افق ادراکی» کودک را می‌سازند و کودک، پیش از آنکه خود را بشناسد، خویشتن را در آیینهٔ نگاه آنان می‌بیند. کودک آن‌گونه که دیده و خطاب می‌شود، به‌تدریج همان‌گونه می‌شود؛ اگر توانا، فهمیده و صاحب شأن فرض شود، قوه‌های عقلانی، ارادی و عاطفی او مجال بروز می‌یابند، و اگر ناتوان، مسئله‌دار یا کم‌فهم تلقی گردد، این تلقی به سقفی پنهان برای رشد او بدل می‌شود. حتی برچسب‌های به‌ظاهر ساده و روزمره، در منطق حکمت اسلامی، نوعی «تعریف وجودی» به شمار می‌آیند که می‌توانند حرکت نفس را تسریع یا متوقف کنند. از این‌رو، مسئولیت والدین صرفاً تربیت رفتاری نیست، بلکه افق‌گشایی وجودی است؛ آنان کمال را در فرزند خلق نمی‌کنند، بلکه با نگاه، خطاب و اکرام خود، امکان فعلیت‌یافتن کمال نهفته در ذات او را می‌گشایند یا می‌بندند.

۱۹:۰۷