لاریجانی عزیز ، سرباز کهنه ی انقلاب شهادتت مبارک ...
سلام ما را به قائد شهید برسان ....
#به_امید_دیدار
@nasr_313
سلام ما را به قائد شهید برسان ....
#به_امید_دیدار
@nasr_313
۲۰:۰۶
قال الإمام الحسين عليه السلام:«إني لا أرى الموتَ إلا سعادةً، ولا الحياةَ مع الظالمين إلا بَرَماً»امام حسین علیهالسلام فرمودند:«من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمیدانم.»
و حالا در بهشت کنار سیدالشهداست
و این سرنوشت تمام سربازان عاشوراست ...
@nasr_313
۲۰:۱۱
وعده ی ما: فردا ساعت ۱۳:۳۰
میدان انقلاب
پیکر دکتر شهید علی لاریجانی فردا همزمان با تشییع شهدای ناوشکن دنا تشییع خواهد شد.
@nasr_313
۲۱:۴۰
بازارسال شده از کانال خبری معراج شهدا
۱:۳۶
آن روی دیگر آقای لاریجانی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «*وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...»* دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند .
فائضه غفارحدادی
@nasr_313
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «*وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...»* دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند .
@nasr_313
۷:۵۷
بسم الله القاصم الجبارین
وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
هشدار به کلیه دستگاه های امنیتی ، اطلاعاتی ، انتظامی و قوه قضائیه و علمای اسلام
آیا فراموش کردید که رهبر شهیدمان پیش از شهادت خبر از کودتای داخلی دادند؟؟
در همه ممالک اولین قدم بعداز لو رفتن کودتا دستگیری همه عوامل و اعدام سران کودتاست.
چرا بعد گذشت قریب به ۱ماه هنوز خبر دستگیری سران کودتا که همه به وضوح آنها را می شناسیم به گوشمان نمیرسد؟؟
چرا هنوز حکم محاربه سران کودتا صادر نشده؟؟ چگونه است بعداز هر ترور قبل از باخبر شدن منابع داخلی ، تایید موفقیت یا شکست عملیات،از داخل به دشمن مخابره می شود ( توسط چه کسانی غیراز کودتاچیان می تواند باشد؟!)
چگونه است که هنوز منافقان داخلی و کودتاچیان در پست خود نشسته اند و در هر کنفراس خبری گراهای جدید از توانمندی های داخلی و میزان آمادگی لحظه ای کشور در تامین مایحتاج عمومی را می دهند؟!
قریب به یک ماه از شکست کودتا میگذرد و مطالبه مردم از شما ضربه ی به موقع ، فوری و کاری است .
نگران شمائیم و انتظارمان از شما عمل به وظیفه تان است . تا اینجای کار مردم در کنار نیروهای قدرتمند نظامی با درایت رهبر شهید پای کار انقلاب و میهن هستند و اکنون هم به احترام حضور شما از هرگونه اقدام انقلابی برای پاکسازی خائنین و سران و دنباله های کودتاچی خودداری کرده اند، اما تمام قد و با تمام توان از اقدامات شما در راستای حذف کودتاچیان حمایت می کنند. اما اینکه تا چه زمان منتظر شما باشند و صبرشان چند روز دیگر دوام دارد مشخص نیست...
خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند : (ان تنصروا الله ینصرکم )اما خداوند عقد اخوت با هیچ قومی نبسته است لذا میفرمایند چنانچه شما دین خدا را یاری کردید نصرت خدا شامل حالتان می شود.آحاد ملت و امت ایران اسلامی تا این لحظه با ایمان به این آیات مبارکه پای کار دین خدا و انقلاب و اسلام و میهن ایستاده و خواهد ایستاد و از شما انتظار اقدام فوری ، کارساز و قاطع وبدون هرگونه اغماض در جهت دستگیری سران کودتا و اعدام انقلابی خائنین را مطالبه دارند.
علی البکل
پایگاه خبری مقاومت اسلامی
#اخبار_مقاومت_اسلامی@akh_moq_is
وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
آیا فراموش کردید که رهبر شهیدمان پیش از شهادت خبر از کودتای داخلی دادند؟؟
در همه ممالک اولین قدم بعداز لو رفتن کودتا دستگیری همه عوامل و اعدام سران کودتاست.
چرا بعد گذشت قریب به ۱ماه هنوز خبر دستگیری سران کودتا که همه به وضوح آنها را می شناسیم به گوشمان نمیرسد؟؟
چرا هنوز حکم محاربه سران کودتا صادر نشده؟؟ چگونه است بعداز هر ترور قبل از باخبر شدن منابع داخلی ، تایید موفقیت یا شکست عملیات،از داخل به دشمن مخابره می شود ( توسط چه کسانی غیراز کودتاچیان می تواند باشد؟!)
چگونه است که هنوز منافقان داخلی و کودتاچیان در پست خود نشسته اند و در هر کنفراس خبری گراهای جدید از توانمندی های داخلی و میزان آمادگی لحظه ای کشور در تامین مایحتاج عمومی را می دهند؟!
قریب به یک ماه از شکست کودتا میگذرد و مطالبه مردم از شما ضربه ی به موقع ، فوری و کاری است .
نگران شمائیم و انتظارمان از شما عمل به وظیفه تان است . تا اینجای کار مردم در کنار نیروهای قدرتمند نظامی با درایت رهبر شهید پای کار انقلاب و میهن هستند و اکنون هم به احترام حضور شما از هرگونه اقدام انقلابی برای پاکسازی خائنین و سران و دنباله های کودتاچی خودداری کرده اند، اما تمام قد و با تمام توان از اقدامات شما در راستای حذف کودتاچیان حمایت می کنند. اما اینکه تا چه زمان منتظر شما باشند و صبرشان چند روز دیگر دوام دارد مشخص نیست...
خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند : (ان تنصروا الله ینصرکم )اما خداوند عقد اخوت با هیچ قومی نبسته است لذا میفرمایند چنانچه شما دین خدا را یاری کردید نصرت خدا شامل حالتان می شود.آحاد ملت و امت ایران اسلامی تا این لحظه با ایمان به این آیات مبارکه پای کار دین خدا و انقلاب و اسلام و میهن ایستاده و خواهد ایستاد و از شما انتظار اقدام فوری ، کارساز و قاطع وبدون هرگونه اغماض در جهت دستگیری سران کودتا و اعدام انقلابی خائنین را مطالبه دارند.
#اخبار_مقاومت_اسلامی@akh_moq_is
۱۰:۵۶
بسمالله الرحمن الرحیم
يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَىٰ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ
خانواده شهید حاجقاسم سلیمانی
@nasr_313
۱۱:۵۹
@nasr_313
۱۲:۳۲
بازارسال شده از کانال خبری معراج شهدا
انا لله و انا الیه راجعون
حجت الاسلام والمسلمین سید اسماعیل خطیب به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
اینجامعراج شهداست
@tafahoseshohada
حجت الاسلام والمسلمین سید اسماعیل خطیب به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
۱۴:۳۸
ما ملت حماسهسازیم.در میدان زندگی میکنیم.شبانه روز شهدایمان را بر سر دست میگیریم و با آنان عهد میکنیم...در این نبرد حق و باطل ما شبانه روز در میدان هستیم.__
#افطاری_خیابانی
۲۶ اسفند
چهار راه نبرد#گزارش_تصویری#شب_های_ایران@nasr_313
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
۲۰:۴۷
@nasr_313
۵:۱۳