بله | کانال ملانصرالدین(اورنگ )
م

ملانصرالدین(اورنگ )

۱۲۵ عضو
thumbnail
تئاتر برای تئاتری های اصیل انگیزه زندگی است
شبکه شرق-آروند دشت آرای:این روزها قحطی انگیزه است.
ملانصرالدین:چند دهه است در فضای تئاتر نفس کشیده و با اغلب اتفاق های آن آشنا هستم.تئاتری های زیادی را می شناسم،به خصوص قدیمی ها.
آنچه در تاریخ تئاتر ایران آمده و گفت وگوهایی که از هنرمندان بزرگ عرصه هنرهای نمایشی به جا مانده،برای همه آنان،تئاتر انگیزه زندگی بود.
گاهی که با تئاتری های اصیل و مو سپید کرده رو در رو و همکلام می شدم،هرگاه صحبت از صحنه و هنرنمایی روی آن می شد،چنان عاشقانه از عشق شان به این هنر می گفتند که هم اشک در چشمان آنان حلقه می زد و هم من کمترین.
زندگی برای آنان در تئاتر خلاصه می شد.برای هنرنمایی روی صحنه تئاتر احتیاج به انگیزه و حال خوب نداشتند،زیرا تئاتر انگیزه اصلی شان بود و حال آنان هنگام بازی یا کارگردانی خوب خوب بود.
نه دیده ام و نه شنیده ام که یک تئاتری اصیل و خاک صحنه خورده برای اجرای تئاتر دنبال انگیزه بگردد!
وقتی آروند دشت آرای می گوید:این روزها قحطی انگیزه است.باید به تئاتری بودن خود شک کند!https://t.me/seyedrezaorangmollanasroddin

۱۸:۲۰

thumbnail
رابرت دوال بازیگر سرشناس سینمای جهان و یکی از آخرین اسطوره های سینمای کلاسیک در ۹۵ سالگی درگذشت.
وی در فیلم های زیادی نقش آفرینی کرد و در آنها درخشید،از جمله پدرخوانده و اینک آخرالزمان فرانسیس فورد کاپولا.

۲۲:۳۶

thumbnail
تئاتری ها به استاد عنایت الله بخشی احترام گذاشتند،سردمداران خانه سینما و انجمن بازیگران،بی احترامی روا داشتند!
ایسنا:مراسم تشییع پیکر عنایت بخشی در پهنه رودکی (مقابل تالار وحدت) برگزار شد.
ملانصرالدین:پیکر یک پیشکسوت تئاتر،سینما و تلویزیون تشییع و تدفین شد تا عرصه هنر از وجود چنین هنرمندانی خالی شده و میدان برای تاخت و تاز بی هنران از خودراضی باز شود.
تالار وحدت و محوطه بیرونی آن،شاهد مراسم وداع با استاد عنایت الله بخشی بود که پرونده هنری اش،رنگین تر و سنگین تر از کل سردمداران خانه سینما و انجمن بازیگران بود.
شاید این، یکی از دلایل عناد و بی احترامی آنها به هنرمندانی مانند استاد بخشی بود و هست.شبه سینماگران و شبه بازیگرانی که نسبت به بزرگان سینما عناد ورزیده و بی احترامی کرده و می کنند،هرگز نمی توانند در دل مردم خود را جا کنند.
در تمام شهرها،روستاها و کوچه و پس کوچه ها،اگر نام امثال استاد بخشی را ببرید،همگان برای شان کلاه از سر برداشته و تعظیم می کنند، اما شبه سینماگران و شبه بازیگران را چه کسی می شناسد؟شاید بی هنران فضای مجازی!
اعضای هیات مدیره خانه سینما و انجمن بازیگران،باید مقابل مردم ایستاده و پاسخگو باشند که چرا به مراسم تشییع استاد بخشی نیامدند؟!
همان گونه که بارها گفته و نوشته ام،خانه سینما تبدیل به لانه احزاب و جناح ها شده. سردمداران این خانه، نه تنها با سینماگران و بازیگران اصیل و مردمی کاری ندارند،بلکه همواره سعی دارند به زعم خود،آن بزرگان را کوچک کنند تا خود به چشم بیایند،اما هرگز این اتفاق نیفتاده و نمی افتد،زیرا برای بزرگ شدن باید بزرگی کرد.
استاد عنایت الله بخشی،آن قدر بزرگ و سترگ بود که سردمداران خانه سینما و انجمن بازیگران قادر به دیدن اش نبودند!حتی قوزک پای این بزرگ مرد هنر نیز به چشم کوته بین شان نیامد!
مردم،هرگز بی مهری ها و بی احترامی های سردمداران خانه سینما و انجمن بازیگران را نسبت به بزرگانی مانند:زنده یادان مهری مهرنیا، مهری ودادیان، پروین سلیمانی، ملیحه نظری و ده ها بازیگر و سینماگر دیگر را فراموش نکرده و نمی کنند.
بیانیه نویسان بیانیه های واهی خانه سینما،راه شان را دیروقتی است که از مردم و سینماگران و بازیگران اصیل و توانا جدا کرده اند.
بگذار تمام تلاش خود را انجام دهند،اما هرگز نتوانسته و نمی توانند با بی احترامی کردن،مردم را از هنرمندان واقعی و دوست داشتنی مانند استاد بخشی که با آنان خاطرات دل انگیزی داشته و دارند،دور کرده تا این بزرگان را به دست فراموشی بسپارند.
هرگز چنین اتفاقی پیش نیامده و نخواهد آمد،زیرا هنوز عاشقان سینما و مردم،خاطرات آنان را مرور کرده و برای هم تعریف می کنند.

۹:۵۶

thumbnail
محبوب ترین ماه خدا می آیداوقات خوش ذکر و دعا می آیدسجاده و سفره سحر باز کنیدماه رمضان سوی شما می آیدسیدرضا اورنگ

۱۴:۱۴

thumbnail
مراسم ختم استاد عنایت الله بخشی چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه ساعت ۱۵.۳۰ تا ۱۷ در مسجد حجت ابن الحسن واقع در خیابان سهروردی شمالی برگزار می شود.

۱۸:۰۵

thumbnail
هنرمندان و اهالی سینما نباید بازیچه دست سیاست بازان شوند
آدمی، مخلوقی است اجتماعی که حیات آن در گروی حضور در اجتماع است. انسان‌ها و بسیاری از موجودات دیگر، راز بقای‌شان در اجتماعی زندگی کردن است.
این اصل خلقت است، زیرا اگر غیر از این بود، اصلا موجودی خلق نمی‌شد. از آغاز خلقت، انسان‌های اولیه و موجودات دیگر، راز بقای خود را در گروهی زندگی کردن یافتند.
سگ‌های وحشی خصیصه‌ای دارند که در بین مخلوقات و حتی انسان امروزی کمتر دیده می‌شود. آنها به صورت گروهی شکار کرده و از توله‌های یتیم و پیرهای گروه که دیگر قادر به شکار نیستند تا آخر عمرشان مراقبت می‌کنند!
انسان‌ها بر اساس اتفاق‌ها و اکتشاف‌هایی که افتاد، دسته‌های بزرگ‌‌تری را تشکیل داده و کم‌کم به اجتماعی بزرگ تبدیل شدند. در همین دوران بود که انسان‌ها متمدن شده و برای خود قانونی نانوشته یا نوشته قرار دادند تا طبق این قانون همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند.
طولی نکشید که اختلافات بین جامعه شهرنشین شروع شد.بیشتر اختلافات به خاطر حب ریاست بود،زیرا هر کسی می‌خواست خودش هدایت جامعه را به عهده بگیرد،چون نفع خویش را در آن می‌دید.
افرادی که حب ریاست داشتند،برای خود یارگیری کرده و دسته‌های مختلفی را تشکیل دادند. دامنه این درگیری‌ها به جنگ ختم شد، چه جنگ مسلحانه و چه جنگ روانی.
دود همه درگیری‌ها فقط و فقط به چشم مردم رفته و می‌رود. امروزه، آن دسته‌هایی که برای کسب ریاست به جان هم افتاده بودند، نام حزب بر خود گذاشته و با سلاح‌هایی بدتر و خطرناک‌تر از هم سلفان خویش، دوباره به جان هم افتاده‌اند.
شعار طلایی، اما پوشالی همه احزاب، وحدت و آبادانی کشور و آزادیخواهی است، ولی در عمل گونه‌ای دیگر می‌اندیشند و نقشه می‌کشند.
سردمداران احزاب فقط و فقط می‌خواهند سکان هدایت در دست آنان باشد. در همه جهان،حتی در کشورهای کمونیستی سابق، تنها درصد بسیار کمی از جامعه عضو احزاب شده و می‌شوند، آن هم به خاطر کسب منافع شخصی.
اکثر مردم دنیا دوست دارند خود تصمیم بگیرند،نه اینکه برای آنان تصمیم گرفته شود. منتهی سردمداران احزاب و بلندگوهای تبلیغاتی‌شان به گونه‌ای عمل می‌کنند که انگار همه مردم جزو حزب آنها هستند.
احزاب در سراسر جهان خود را مالک مردم می‌دانند و به خود حق می‌دهند برای‌شان تعیین تکلیف کنند! مردم سراسر دنیا به احزاب خوشبین نیستند، هر چقدر هم که احزاب مختلف تبلیغ کنند آنان به کسی که می‌خواهند روی خوش نشان می‌دهند.
آحاد مردم دنیا می‌دانند که سردمداران احزاب و عوامل‌شان فقط و فقط سنگ خود را به سینه می‌زنند، اگر غیر از این بود، اختلاف عقیده احزاب به درگیری کشیده نمی‌شد.
کسی که می‌خواهد به مردم و جامعه خدمت کند، در هر زمان و در هر مقامی می‌تواند این کار را انجام دهد. آنانی که همه چیز را در بوق کرنا می‌کنند، منظور دیگری دارند و قصدشان خدمت نیست، هدف‌شان ریاست طلبی و تسلط بر همه چیز و همه کس است.
هر انسان آزاده‌ای آرزویش وحدت همه مردم است. آنانی که غیر این فکر می‌کنند آزاده نیستند، بلکه کسانی هستند که می‌خواهند آزادی فکر کردن را از مردم بگیرند.
چند دسته کردن جامعه، کمک به مردم نیست، بلکه ماهی گرفتن از آب گل آلود و کسب و حفظ ریاست از طرف احزاب است.
هدف احزاب و آنانی که قصد خدمت به وطن خود را دارند،باید اتفاق مردم باشد، نه افتراق.هر گاه مردم،در سراسر جهان با هم متحد شدند، اتفاق‌های خوبی افتاد و هرگاه دچار تفرقه شدند، بدترین حادثه‌ها برای جامعه‌های‌شان پیش آمد.
جامع ایران نیز به شدت از این موضوع رنج برده و می برد.گروه هایی به نام احزاب یا چیزی شبیه به آن،مدام تفرقه اندازی کرده و به جای نزدیک کردن جسم و دل مردم به یکدیگر،آنان را با ترفندهای گوناگون از هم جدا نگه می دارند،زیرا نفع شان در جدایی مردم از یکدیگر است،نه اتحاد و همدلی.
متاسفانه این معضل به جامعه هنری و به خصوص سینمایی ایران نیز ورود پیدا کرده و ته نشین شده است.اهالی سینما و هنر به دو گروه عمده و چند گروه خرده تقسیم شده و مدام تیغ روی هم کشیده و روح و جسم یکدیگر را خراش می دهند.
معلوم نیست کسانی که خود را تافته ای جدا بافته دانسته و سنگ روشنفکری را به سینه می زنند،چگونه بازیچه دست چند سیاستمدار قرار گرفته و بر طبل تفرقه می کوبند؟!
اکثر هنرمندان و اهالی سینما،به جای اینکه کنار هم باشند،روبروی هم قرار گرفته و با سنگ طعنه و تهمت یکدیگر را سنگباران می کنند!
اگر هنرمندان کنار هم باشند،بی شک اکثر مشکلات در عرصه هنر و سینما از بین خواهد رفت.وقتی اتفاق جای افتراق را بگیرد،دیگر کسی خارج از دایره هنر و سینما نمی تواند تصمیمات آنچنانی برای جمع فرهیخته بگیرد.تا وقتی اختلاف وجود دارد،پایین کشیدن فیلم ها از روی پرده ،توقف نمایش ها و لغو مجوز کنسرت ها ادامه خواهد داشت.سیدرضا اورنگhttps://t.me/seyedrezaorangmollanasroddin

۸:۰۰

thumbnail
تسلیت به دوست قدیمی
چلچراغ شام یلدا مادر است آفتاب صبح فردا مادر استخالق خلقت ندارد مثل او پادشاه کل دنیا مادر است
دوست عزیز و قدیم،آقای حبیب ایل بیگی،درگذشت مادر مکرمه و مومنه تان را به شما و خانواده محترم،صمیمانه تسلیت می گویم.
از خداوند رحمان برای آن مرحومه مغفوره علو درجات و برای خانواده مصیبت زده و عزادار صبر جمیل آرزومندم.سیدرضا اورنگ

۸:۳۸

thumbnail
آغاز ماه خدا و دعا و صفا مبارک باد
مهمان خدا شدن صفایی داردهر درد برای خود شفایی داردهنگام سحر، بر سر سجاده عشقآیینه سینه ها جلایی داردسیدرضا اورنگ

۱۲:۵۱

بگذارید عاشقان سینما در مورد اکران فیلم های خارجی تصمیم بگیرند
جبهه گیری برخی از مدیران سینمایی در برابر اکران فیلم های خارجی ،ثابت کرد آنان هرگز عاشق سینما نبوده و لذت دیدن فیلم خوب را روی پرده نچشیده اند!اگر غیر از این بود، امکان نداشت چنین موضعی اتخاذ کرده و شمشیر خود را از رو ببندند.
آنان هرگز گذارشان در دوران اوج لاله زار باشکوه به آنجا نیفتاده است.هرگز با دیدن لاله زار کنونی که به خارزاری تبدیل شده دل شان نگرفته. از این مدیران فیلم خوب ندیده غیر از این انتظار نرفته و نمی رود!
این مدیران ،سنگ برخی از تهیه کنندگانی را به سینه می زنند که سینمای ایران را ورشکست کرده و جیب خود را پرپول!
حربه جدیدی که برخی از مدیران سینمایی و بعضی از اهالی رسانه که خط از گروهی از تهیه کنندگان گرفته اند،این است که مخاطبان را از سانسور فیلم های خارجی بترسانند و بگویند، دیدن این گونه فیلم های تکه و پاره شده روی پرده سینما قابل دیدن نیست،همان بهتر که دانلود کنید و در پستوهای تان در قاب تنگ تلویزیون ببینید!این احمقانه ترین دیدگاه است که در پاسخ به این عده باید گفت:دیدن حتی پنج دقیقه از یک فیلم خوب خارجی روی پرده عریض سینما،بسیار بهتر و گیراتر از دیدن هزاران دقیقه از آثار سینمایی بی سر و ته ایرانی است.
اگر زبان منطق نداشته و توانایی رویارویی با برخی از تهیه کنندگانی که به شما خط می دهند ندارید،چرا مردم را می ترسانید؟!
جای ترساندن مخاطبان، اجازه حق انتخاب به آنان بدهید.بگذارید عاشقان سینما در مورد اکران فیلم های خارجی تصمیم بگیرند،نه جمعی معدود و محدودگرا!
مهم ترین دلیل پیشرفت سینما در هالیوود،از آغاز تا امروز،این بوده و هست که آنها همواره حق را به مخاطب داده و می دهند،اما در ایران حق را از مخاطب گرفته و آنان را به هیچ می انگارند.
وقتی حق انتخاب را از مخاطب بگیرید،آنان به سینما و شما پشت کرده و قید رفتن به سالن های سینما را می زنند که حدود 40 سال است که چنین کرده اید.
تا زمانی که شبه تهیه کنندگان،شبه سینماگران و شبه مدیران از رقابت بترسند، سینمای ایران هر روز به نابودی نزدیک تر می شود که شده است.جای ترسیدن از اکران کردن فیلم های خارجی،توانایی فیلمسازی خود را بالا ببرید.
باید چون توانمندان ،ماند و جنگید،نه چون ناتوانان ترسید و رمید!ممنوعیت اکران فیلم های خارجی،نه تنها به سینمای ایران کمکی نکرد،بلکه آن را از نفس نیز انداخته.
چرا خود را به خواب زده و حاضر نیستید جواب دهید، دلیل تعطیلی سینماهای پایتخت و شهرستان ها چیست؟چرا مخاطبان با سینما قهر کرده اند؟چرا طبق آمارهای دولتی هر ایرانی هر 9 سال یک بار به سینما می رود؟!
این همه بر طبل توخالی مخالفت با اکران فیلم های خارجی مکوبید،گوش همه کر شده از این کوبش مدام و بیهوده!
تنها کسانی که حق اظهار نظر دارند،مردم و سینماداران هستند،نه شبه مسوولان و شبه تهیه کنندگان.حق را به حق دار بدهید.سید رضا اورنگhttps://t.me/cinemaeshgh

۲۱:۰۹

thumbnail
مرگ و دفن غریبانه یک بازیگر
روز دوشنبه به مناسبت سالگرد مادر مرحومه ام برای زیارت اهل قبور به بهشت زهرا رفتم.
بعد از فاتحه خوانی بر مزار پدر و مادرم و زیارت قبور شهدا،به قطعه هنرمندان رفتم تا تجدید دیداری با رفقای درگذشته ام داشته و برای دیگر درگذشتگان عرصه هنر نیز فاتحه خوانی کنم.
بعد از فاتحه خوانی برای دوستان در خاک خفته و دیگر ساکنان این قطعه،گشت و گذاری انجام داده و با دیدن سنگ قبرها که نام های آشنایی روی آنها حک شده بود،عکسی هم می گرفتم.
چشم ام به سنگ قبری افتاد که نام آشنایی داشت،اما مرا به تعجب انداخت، زیرا از درگذشت این بازیگر قدیمی و بی حاشیه که امسال فوت شده بود،اصلا خبردار نشده بودم.
تا آنجا که به خاطر می آورم،رسانه ها خبر فوت وی را منتشر نکرده و احدی درگذشت او را تسلیت نگفته بود!
شرمنده شدم چرا از درگذشت او با خبر نشده ام تا در رثای اش مطلبی بنویسم.
زنده یاد آزاده خورشیددوست که در 30 سریال،چهار فیلم سینمایی و چند تله فیلم هنرنمایی کرده بود،در بحبوحه جنگ 12 روزه از دنیا رفته بود.شاید به همین دلیل،غریبانه فوت و دفن شده بود.خدای اش بیامرزد.

۲۳:۳۷

thumbnail
سیدرضا اورنگ:خانه سینما،باید بدون تكیه به دولت مدیریت شود
اساسنامه‌ خانه سینما با وجود ایرادات،باید معیار عملكرد اعضای این خانه قرار بگیرد.
سیدرضا اورنگ در برنامه «سینما معیار» گفت: خانه سینما، باید بدون تكیه به دولت با رویكرد یك سندیكا و تشكیلات خودگران مدیریت شود.
وی افزود: تا زمانی كه خانه سینما بودجه دولتی داشته باشد، دعوا بر سر پول شكل می‌گیرد و كسی به خدمت و فعالیت فكر نمی‌كند.
این كارشناس سینما اضافه كرد: تمام سینماگران در نقد سازمان سینمایی ادعا می‌كنند كه با حضور یك مدیر سینمایی در این سازمان مشكلات برطرف می‌شوند، اما توجه ندارند كه خانه سینما چند دهه است با مدیریت سینماگران اداره می شود،اما همچنان با معضلات و مشکلات متعددی درگیر است.
وی ادامه داد: ‌اگر سینماگران،خانه سینما را به درستی اداره كنند، سازمان سینمایی برای كارهای مدیریتی با سینماگران به تعامل بیشتری می‌رسد.
سیدرضا اورنگ با اشاره به این كه برخی از اعضای خانه سینما دوست دارند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند، عنوان كرد: متاسفانه تعداد معدودی از اعضای خانه سینما مانند جاسوس‌های دوجانبه رفتار کرده و حرف‌های مسئله دار مختلف را بین اهالی سینما و مدیران نشر می‌دهند و فضای درگیری و حاشیه ایجاد می‌كنند.
وی افزود:تمام اصناف خانه سینما مشكلات و درگیری‌های داخلی دارند.
این منتقد سینما ادامه داد: خانه سینما زمانی به آرامش می‌رسد كه اصنافِ زیرمجموعه‌ این نهاد در اتحاد و آرامش فعالیت‌های خود را پیش ببرند.
وی گفت:اساسنامه‌ خانه سینما در شرایط فعلی با وجود ایرادات، باید معیار عملكرد اعضای این خانه قرار بگیرد.
رضا اورنگ توضیح داد: یكی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مشكلات اساسنامه خانه سینما بیمه اعضا و مشکلات معیشتی و امنیت شغلی است.
این كارشناس سینما تاكید داشت: مسردمداران خانه سینما،باید صرف نظر از جناح‌گیری، نگاه خاص سیاسی و منفعت طلبی، فعالیت‌های مختلف صنفی را پیش ببرند.
وی تصریح كرد:برخی از سینماگران با مشكلات معیشتی درگیر بوده و هستند،اما سردمداران خانه سینما بعد از گذشت چند دهه،هنوز نتوانسته اند کار چندانی برای گرفتاری آنان انجام دهند.

۱۰:۰۱

thumbnail
شبی از کوچه باغ دل گذر کنبه روی لاله پرپر نظر کناگر خواهی نبینی درد و داغیاز این دنیا به آن دنیا سفر کنسیدرضا اورنگ

۱۳:۴۲

thumbnail
جرج کندی بازیگر سینمای کلاسیک جهان ۱۰۱ ساله شد.

۱۶:۲۲

thumbnail
تولد جک پالانس، بَدمَن افسانه ای سینمای جهان که جایگاه خاصی در تاریخ سینما دارد.

۲۱:۲۲

thumbnail
مدیر تازه کار،علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد یا بعد از فاجعه؟!
سایت فارابی-حامد جعفری مدیرعامل بنیادسینمایی فارابی: بعد از برگزاری چند دوره پیچینگ، به زودی به عنوان ریل‌گذاری فرایند انتخاب بنیاد منتشر خواهیم کرد و از اهالی رسانه و سینما درخواست می‌کنیم که نقدها و اصلاحیه‌های مدنظر خودشان را به آن اعلام کنند.
ملانصرالدین:بارها نوشتیم و گفتیم و هشدار دادیم که این پیچینگ شما غیرکاربردی و صوری است،اما شما پا در یک کفش کرده و پافشاری کردید!
مدیر تازه کار فارابی،به نظر شما علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد یا بعد از فاجعه؟!چرا پیش از اجرای طرح مضحک پیچینگ که جز هدر دادن بودجه و بردن آبروی این نهاد در جشنواره فیلم فجر،هیچ دستاوردی نداشت با اهالی رسانه،منتقدان و سینماگران کاربلد جلسه نگذاشته و نظر آنان را نپرسیدید؟!
جالب است جعفری از طرفی می گوید:روش‌های قدیمی بنیاد برای ساخت اثر،خیانت در حق نیروهای جوان‌تر یا استعدادهایی است که همیشه پشت درهای بسته روابط گیر می‌کردند،اما حرف خود را این چنین نقض می کند: فقط طرح‌هایی از تهیه‌کنندگان، کارگردانان یا نویسندگانی که رزومه قابل قبول به عنوان فیلمساز داشتند، پذیرفته شد!عجیب نیست؟!

۹:۲۳

thumbnail
استاد بزرگ فلسفه و ادبیات در سرای سالمندان؟!
ایسنا:استاد اصغر دادبه با تومور مغزی درگیر است و گویا برای رسیدگی بیشتر در سرای سالمندانی در تهران روزگار می‌گذراند.
ملانصرالدین:استاد اصغر دادبه از بزرگان عرصه فلسفه و ادبیات است که تاثیر زیادی بر فرهنگ و ادب ایران زمین داشته.
وی علاوه بر آموزش صدها دانشجو،تالیفات بسیار مهم و ارزشمندی در فلسفه و ادبیات دارد،از جمله: «کل‍ی‍ات‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه»، «فلسفه در ادبیات»، «فلسفه ادبیات، دانشنامه ادب فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، «رساله منطق شعر»، «مجموعه مقالات سعدی‌شناسی»، «مجموعه مقالات حافظ‌شناسی»، «رساله مکتب حافظ، مکتب رندی»، «فرهنگ اصطلاحات کلامی»، «س‍رود آرزو، م‍ج‍م‍وع‍ه‌ ش‍ع‍ر» ف‍خ‍رال‍دی‍ن‌ م‍زارع‍ی‌، «تصحیح کلیات نجیب کاشانی»، «تاریخ کشیک‌خانه همایون»، «دی‍وان‌ ظه‍ی‍رال‍دی‍ن‌ ف‍اری‍اب‍ی‌» و...
استاد اصغر دادبه را از دهه 60 که در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز تحصیل می کردم،می شناسم.استادی به تمام معنا،ادیب و مودب که تسلط ویژه ای بر شاخه های مختلف ادبیات داشت.
جای چنین استادی در سرای سالمندان نیست،وزیرارشاد و مدیران دولتی ،باید به وضعیت چنین استادی که از مفاخر است رسیدگی کنند.این درست نیست که استادان و هنرمندان بنام ایران در زمان کهنسالی به حال خود رها شوند.

۱۰:۰۶

thumbnail
وجودم سایه ای بی اعتبار استدلم آیینه دیوار غار استدرون بی چراغ شهر سینهچراغ موشی شب های تار استسیدرضا اورنگ

۱۵:۴۱

thumbnail
شبه بازیگران بدانند،هنر در ذات انسان است، نه در چهره!
در زمان‌های دور، میان مردم و ادبیات فارسی واژه‌ای خودنمایی می‌کرد به نام «غانیه» این لغت در اشعار فارسی نیز به چشم می‌خورد.
«غانیه» به زنانی می‌گفتند که بدون حتی یک قلم آرایش و بستن زیورآلات زیبایی خدادادی داشتند.
هر چشمی یکی را زیبا می‌بیند و دیگری را زشت. برخی از مردم، به خصوص بعضی از ایرانی‌ها، دوست ندارند خودشان باشند. همواره می‌گویند:ای کاش چهره‌مان مانند فلانی بود یا موقعیت بهمانی را داشتیم. این ضعفی آشکار در این گونه افراد است.
از قدیم الایام لوازم هفت قلم آرایش مهیا بوده و زنان برای خوب جلوه کردن همواره دست‌شان به این هفت قلم بند بوده.
آرایش کردن به اندازه، نه تنها عمل زشتی نیست، بلکه از محاسن محسوب می‌شود، منتهی چهره نباید از حالت طبیعی خارج شود.
پیشرفت علم پزشکی باعث شد، رشته‌ای به نام جراحی زیبایی متولد و پا بگیرد. در چشم بهم زدنی این شاخه علم پزشکی محبوب خاص و عام شد.
برخی از کسانی که وارد رشته‌های هنری شده بودند، به ویژه بازیگری، برای رسیدن به چهره‌ای مناسب،زیر تیغ جراحان رفتند و صندوق کلینیک‌های زیبایی و حساب پزشکان را سرشار از پول کردند! مدتی است در کشور ما،جراحی زیبایی بین اهالی هنر، به یک اپیدمی و چشم و هم چشمی تبدیل شده.
متاسفانه تعداد قابل توجهی از این افراد برای تغییر چهره، دست به دامان کلینیک‌ها و پزشکان زیبایی شده‌اند.عمل بینی شایع‌ترین این گونه جراحی‌هاست.در این مورد زن و مرد سعی دارند از یکدیگر پیشی بگیرند!
متاسفانه عمل بینی در بین برخی از عوام و بعضی از به اصلاح هنرمندان،یک کلاس خاص محسوب می‌شود.از نظر آنان کسی که بینی‌‌اش با چسب آشنا نشده باشد و تن اش با تیغ جراحی، فردی بی‌کلاس و اُمُل است!
بسیاری اهالی هنر،به خصوص شبه بازیگران با تغییر چهره محبوبیت خود را از دست داده‌اند.زیرا بینندگان آنان را با رخسار واقعی و طبیعی به خاطر سپرده و با صورتک های جدید آنان ارتباط برقرار نمی‌کنند.
برخی نیز که تنها به جراحی دماغ و صورت بسنده نکرده و کل وجودشان را به بدست جراحان تیغ به دست سپرده اند تا خمیرمایه خلقت را از اساس بهم بریزند!
خودنمایی،اگر از حد بگذرد بیماری محسوب می‌شود که باید آن را درمان کرد.باید روانشناسان خبره و آن دسته از اهالی هنر که تغییر چهره داده‌اند،بیایند بنشینند و بحث کنند، چرا و چگونه این اتفاق افتاده و می‌افتد؟
آیا کسی که وارد عرصه هنر شد، باید چهره و پوشش خود را تغییر دهد؟ اگر این کار را نکند هنرمند نیست؟! هنرمندان آینه تمام قد جامعه بوده و مردم خود را در مرآت آنان به تماشا می‌نشینند.
هنرمندان عرصه‌های مختلف باید با هنر خود به مردم درس درست زیستن را بیاموزند، نه اینکه خدای ناکرده آنان را از راه بدر کنند. مردم به رفتار و کردار هنرمندان حساس هستند و از آنان الگو می‌گیرند.
هنرمندان مجبور هستند برای مردم زندگی کنند و در کنار آنان باشند. برای همین باید در رفتار و نوع پوشش به گونه‌ای رفتار کنند که الگوی جامعه باشند، یک الگوی خوب، نه الگوی بد.
کسی که وارد عرصه هنر می‌شود، فقط نباید به حفظ ظاهر اهمیت دهد، باید در مرحله اول به خودشناسی برسد و باطن خویش را صیقل دهد.
هنر در ذات انسان است، نه در چهره. به همین دلیل هر هنرمندی که ذات اش پاک‌‌تر است، هنرش مقبولیت بیشتری داشته و دارد.
اگر نگاهی به زندگی و سلوک هنرمندان بزرگ جهان از آغاز تاریخ تا امروز بیندازید، خواهید دید که اکثر آنان بیشتر اهل باطن بوده‌اند تا ظاهر. این هنرمندان به جای اینکه خود را اسیر زرق و برق کنند در عشق و معرفت ذوب شده اند.
در عالم بازیگری نیز اکثر هنرمندانی که بر قله افتخار قدم نهاده‌‌اند، آنانی بوده‌‌اند که چهره خود را دچار تغییرات آنچنانی نکرده‌اند. این بزرگان، چه مرد و چه زن با چهره طبیعی و خدادادی خویش به شهرت رسیده‌اند.
اگر رفتار و کردار بازیگری مناسب نبوده و خارج از شان باشد، هرگز در حافظه تاریخی مردم باقی نخواهد ماند.
اکثر قریب به اتفاق بازیگرانی کلاسیک سینما که جایزه اسکار و جوایز دیگر را کسب کرده‌اند، سر و صورت شان را به دست جراحان زیبایی نسپرده و بینی خویش را تراش نداده‌اند.
اگر شهرت به تغییر چهره بود، باید تمام بازیگرانی که عمل زیبایی انجام داده‌اند بر قله این حرفه می‌ایستادند.
برخی از بازیگران ایرانی بارها و بارها خود را به دست تیغ جراحان سپرده‌اند، اما هرگز نتوانسته‌اند، نه تنها یک جایزه اسکار، بلکه یک خرده جایزه ایرانی نیز به دست آورند! آنچه در این مقال گفته آمد برای کسانی است که می‌خواهند در عالم هنر نفس بکشند. آنانی که می‌خواهند مانند برخی از افراد خارجی در بی‌هنری غوطه بخورند و دست به هر کار ناشایستی بزنند، حساب‌شان جداست.سیدرضا اورنگ

۸:۲۵

thumbnail
هنرمند واقعی،نه از خشونت حمایت می کند و نه از خشونت طلب
اعتماد آنلاین-مهدی کوهیان:هنرمند نمی تواند مروج خشونت باشد.
سینماعشق:هنر پدیده ای است بی همتا که در نهاد انسان نهادینه شده. هنرمند واقعی،عاشقی است عارف که هرگز دیده نشده و نخواهد شد از خشونت طلب و خشونت گر دفاع کند،زیرا با ذات او در تضاد مطلق است.
وظیفه هنرمند اصیل،اول دادن آرامش به مردم است و دوم به تفکر واداشتن او.بنابراین هرگز به خشونت و خشونت طلبی فکر نکرده و نمی کند.
تاریخ هنر و سینمای ایران را که تورق کنید،چند هنرمند واقعی به چشم می آید؟مسلما بیش از شبه هنرمندان.
رفتار،کردار و گفتار،صف هنرمند را از شبه هنرمند متمایز می کند. رفتار وزین، کردار درست و گفتار نیکو،در حقیقت سنگ محک تشخیص هنرمند از شبه هنرمند است.
کدام هنرمند شریف و اصیلی که دلش برای هنر و مردم می تپد را سراغ دارید که رفتار زشت از خود بروز داده و لباس جلف بر تن کند؟!
هنرمند واقعی و عاشق،آن قدر غرق در هنر و محو در محبت است که هرگز به فکر خشونت نیفتاده و نمی افتد.

۹:۴۰

thumbnail
من ایران خودم را دوست دارمبرای پرچم اش جان می سپارماگر دشمن به خاکم پا گذاردغرورش زیر پایم می گذارمسیدرضا اورنگ

۱۲:۳۷