بله | کانال نگاربانو
ن

نگاربانو

۹۸ عضو
thumbnail
__پرده ی سوم:
/نماز جمعه‌ی تاریخی/
غرق در شادمانی پاسخ موشکی قهرمانان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستیم هر چند بادلی داغدار از حادثه ی سقوط هواپیمای مسافر بری اوکراین، اما در همین بین است که خانم هاو آقایانی نامحترم سعی می کنند این حادثه را مستمسکی قرار دهند برای به حاشیه کشاندن این اقدام مقتدرانه ی سپاه.به قولی:"صد نکته درست آید و کس را خبری نیستگر رفت خطایی همه را چشم بر آن است."تا اینکه ...تا اینکه باز هم حضرت جانان در نماز جمعه ی تاریخی بیست و هفتم دیماه، با تک تک جملات حکیمانه و روشنگرانه اش بازهم لرزه ای انداخت به جان بزدلان استعمارو استکبار والبته اسیران استعمار و استکبار، ونه فقط تکلیف ایران بلکه تکلیف کل دنیا را مشخص کرد. به فرموده ی حضرت جانان حمله ی موشکی سپاه به پایگاه نظامی آمریکا، ضربه ی حیثیتی بود به هیمنه ی ابر قدرتی آمریکا، و این ضربه ی حیثیتی بزرگتر از ضربه ی نظامی بود.حالا بازهم با جملات دلبرانه ی رهبرمان خیالمان راحت تر می شد، آن جا که دنیا فهمید به تعبیر حضرت جانان دو " یوم الله" جدید به تاریخ ایران اضافه شده، یکی یوم الله تشییع ده ها میلیونی پیکر‌ سردار سلیمانی، و دیگری یوم الله اولین حمله به پایگاه های آمریکایی بعداز جنگ جهانی دوم، توسط سپاه ایران.بله، به تعبیر صریح و صحیح رهبرمان این دو روز از ایام الله هستند، یعنی روزهایی که دست قدرت خدا را انسان در حوادث مشاهده می کند. حالا سلبریتی های نامحترم، و نابلدها و سفیرها و اسیرهایشان هر چه می خواهند آب در هاون بکوبند و روز به روز خودشان را بیشتر از چشم ملّت بیندازند، مطمئن باشند مکتب سلیمانی ادامه دارد وملت همان راهی را می رود که رهبرشان ترسیم کرد، آری،ملّت روز به روز قوی تر می شود.
#پویش#مادرانه_ای_برای_حاج_قاسم#سردار_سلیمانی#سردار_حاجی_زاده#نماز_جمعه_ی_تاریخی
به قلم: #راضیه_ابراهیمی#مادرانه#نگاربانو

۱۷:۴۱

thumbnail
#شاخه_گلی_به_حاج_قاسم ⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
اول به نام خدابعدش سلام بچه ها undefinedundefinedمیخوام بگم براتوناز سردار دل‌هامونحاج قاسم مهربونشجاع و مرد میدون undefinedundefinedاما بگم بچه هایک شبی از این شبابردنش از پیش ماآدم بدا دشمنا undefinedundefinedخبر اومد یه دفعهگفتن عمو شهیدهیه سال میشه که رفتهبی سرداری چه سخته undefinedundefinedهر کسی فکر اینهبتونه کاری کنهیاد عمو  بمونهتو دل ما همیشه undefinedundefinedموافقی من و توبا هم دیگه گلی رورو کاغذی کوچولوهدیه بدیم به عمو undefinedundefinedبا مدادای رنگییا مدادای شمعیبا هر چیزی که داریمهم اینه که باشی
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedایندفعه میخواهیم بچه ها خودشون جریان ساز باشند. مامان و باباهای عزیز، به فرزندتون بگین قراره یه شاخه گل روی کاغذ نقاشی کنی و اونو به حاج قاسم هدیه بدی.undefinedبعدش به همراه نقاشی ازشون عکس بگیرین و با هشتگ #شاخه_گلی_به_حاج_قاسم منتشر کنید و برای ما هم ارسال کنید.
undefinedلطفا همه مامان ها و باباهایی رو که میشناسید به این چالش دعوت کنید.
#شاخه_گلی_به_حاج_قاسم#عمو_قاسم #حاج_قاسم #کودک #بازی #تربیت_دینی #من_هم_قاسم_سلیمانی_ام #چالش_کودک #تربیت_فرزند #نقاشی #هدیه #کودک #نسل_سلیمانی #مکتب_سلیمانیhttps://www.instagram.com/p/CJMGMmbrjuY/?igshid=1vl1i6dsnds5q

۱۷:۵۹

thumbnail
undefinedundefined قاسم همیشه زنده استundefinedundefinedساعاتِ اوّلیه ی بامدادِ جمعه سیزدهم دیماه سالِ ۱۳۹۸ هجری شمسی مطابق با هفتم جمادی الاولی ۱۴۴۱ هجری قمری که عقربه ی زمان، به ایّامِ شهادتِ حضرتِ صدیقه کبری فاطمه زهرا "سلام الله علیها" نزدیک می شد و تازه از آسمانِ فرودگاهِ بغداد بر زمین نشستی و همرزمِ دیرینه ات ابومهدی المهندس (که افتخار داشت فقط و فقط، سربازِ توست) به استقبالت آمده بود؛ طالعِ مسعود و همایونِ شهادت، پس از چهل سال انتظار و تلاشِ بی وقفه و مخلصانه، بر شانه هایتان نشست و چه سبکبال، پروازِ ابدی خود را آغاز کردید. خونتان به دست شقی ترین آحاد بشر، بر زمین ریخت و جمعتان، به روزِ جمعه (سیّدالایّام و سَرورِ روزهای هفته) میثاقِ دوستیِ خویش را با حضرتِ رسول اکرم "صلی الله علیه و آله و سلم" و وصیِّ او کامل نمودید و برای همیشه، آسمانی شدید.حاج قاسم عزیزم!سلام و درود خدا بر تو و ابومهدی عزیز که یک مکتب، یک راه و یک مدرسه ی درس آموز بودید. تو، معلمِ نرم افزارِ مقاومت و الگوی مبارزه ی ملّت ها و اسمِ رمزِ برانگیختگی و بسیجِ مقاومت در دنیای اسلام بودی و هستی و خواهی ماند. سلامِ خالصانه ی ما را هم بپذیر. ملالی به جز دوریت نیست مرا. رجاء واثق دارم که خداوند توفیق عنایت فرماید تا این فراق به وصال و دیدارِ جمالِ نورانیت، منوّر گردد.حال ما که خوب نیست، امّا می دانم که حالِ شما خوبِ خوبِ خوب است و خوبتر از همیشه؛ هم تو، هم ابومهدی و هم، همه ی دوستانی که سالها، خود را تنهای از آن ها می دیدی و اینک بدانها ملحق گردیده و دوباره "تن ها" شده اید.
از شهادت خبرت بود و نگفتی هرگزپیش چشمِ همگان دستِ تو آخر رو شد
در آستانه ی نخستین سالِ شهادت مظلومانه ات و آن گاه که دخترت فاطمه، در حضورِ مولایت از "مرگِ خونین، عزیز و زیبایت" سخن گفت و گفت که گفته بودی:
" بوسه یِ انفجارِ مرگ، تمام وجودم را در خود محو می کند؛ دود می کند و می سوزاند... چقدر این لحظه را دوست دارم. آه، چقدر این منظره زیباست؛ در راهِ عشق، جان دادن خیلی زیباست، برای این لحظه، با تمامِ رقبایِ عشق در افتاده ام"
چقدر چشم هایم بارانی شد و آن گاه که محوِ جمالِ دل آرایِ رهبر فرزانه ی خویش شدم، احساس کردم که یک سال را چه غمگنانه در فراقت سوخته و ساخته و گذرانده است...
شهر باید بزند عکس تو را بر همه جاتو شدی چشم و چراغِ من و این مردمِ شهر
ما داغِ فراق و یادِ تو را تا باشیم، فراموش نخواهیم کرد و این سفارشت را که:
"یکی از شئون عاقبت به خیری، نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری همین است. والله والله والله، از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید، مهمترین محور محاسبه این است."
با جان و دل خریداریم؛ ان شاءالله. مطمئن باش که ما نیز به تبعیّت از آن حکیمِ فرزانه ی روزگار، تفاوتی برای دشمنی‌های آمریکای اوباما، ترامپ و بای دن با اسلام، انقلاب اسلامی و ملّت ایران قائل نیستیم.قاسم و مکتبِ سلیمانی همیشه زنده است؛ امید آن داریم که ما نیز به زودی زنده شویم و مصداقِ "حیِّ عند ربهم یرزقون" گردیم.
عباس محبوبی
@negaarbanoo

۱۶:۳۱

thumbnail
undefinedقابل توجه بانوان محترم نگاربانوundefined
آموزش دوره‌ی مقدماتی بافتنی با دو میل
سرفصل‌های آموزش آشنایی با ابزار کار بافتنی
آموزش مراحل ابتدایی بافتن ( دانه سر انداختن، چند دانه سر انذاختن، اندازه‌گیری، بافت زیر و رو، ساده بافی و ....)
آموزش چندین مدل بافت ( انواع کشباف، انواع بافت طرح‌دار (مثل جو دونه‌ها، ناف لیلی، مدادی و ...)، انواع پیچ، دو مدل بافت طوری شکل و ...)
آموزش کاربردی‌ترین اصطلاحات بافتنی ( ژوته انداختن، کور کردن، یک دانه به چند دانه تبدیل شدن و ...)
آموزش چند مدل از پوشینه‌ها‌ی کاربردی (چند مدل ( کلاه، شال، دستکش بی‌انگشت) و (بافت یک مدل ژاکت از یقه و شلوار ساده ) و (همراه آموزش بافت جلیقه‌ی ساده، آموزش حلقه آستین و یقه‌ی هفت و گرد ساده)

_آموزش رفع مشکلات پیش آمده در بافت ( در رفتن دانه، بافت اشتباه و جا به جا)
آموزش چند رنگ بافی ( بافتی که از دو یا سه رنگ کاموا استفاده شده)

آموزش همراه پشتیبانی و رفع اشکال خواهد بودآموزش به صورت مجازی و آنلاین خواهد بود.
_هزینه‌ی آموزش دوره: ۲۰۰ هزار تومن هست_شرکت در این دوره اموزشی برای بانوان نگاربانو undefined #تخفیف_ویژه داردبرای اطلاعات دقیق‌تر به ما پیام بدهید@taheritavakol@negaarbanoo

۱۵:۰۰

thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیمکتابِ خوب: بر جاده های آبی سرختاریخ خوان باشی و تاریخ دوست، خیلی هم که شاگرد زرنگ و درس خوان بوده باشی، از کتاب های دوران مدرسه اسم چند پادشاه و سلسله را بخاطر میاوری و بس! آن هم پادشاهانی که با خون و خونریزی به تخت نشستند و با توطئه به زیر...چندی پیش که به گمانم ده ماه می شود جایی خواندم که برای غنایِ روزهای کرونایی مان،کتاب برجاده های آبی سرخ* می تواند یه تجربه ی خوب باشد. تا هفته ی پیش که توانستم یک ساعتی وروجک ها رو بگذارم و سری به کتابخانه بزنم! در میان انبوه کتاب های بهم ریخته ی قفسه ها که حتی خلوتی دوران کرونا هم نتوانسته بود به آن سر و سامان بدهد، با صرف چند ثانیه وقت کتاب مورد نظرم را که سه جلد بود یافتم و با کمی سبک و سنگین کردن تصمیم‌گرفتم شانسِ خود را برای خواندنش، امتحان کنم.به خانه آمدم و شروع کردم و دیگر هیچ...وروجکی به بغل و دیگری به کنارو کتاب به دستو بدون ناهارو خانه ای درهمو صد شکر که گذر حضرت مادر به خانه ام نیافتادundefinedundefinedو صد شکر که همسر همراهم گرچه خود فرصت نمی کند ولی با خوردن نیمرو و نان و پنیر در روزهایی که کتاب میخوانم و شیفته می شوم، مشکلی ندارد و چه بسا، من باب تشویق، فنجانی چای و ظرفی میوه هم به دستم می دهدundefinedundefined
کم پیش می آید مقدمه ها را بخوانم و کمتر پیش می آید که جذبم کنند ولی این بی نظیرِ مرحوم #نادر_ابراهیمی مقدمه اش هم جذاب است.نویسنده ۲۰سال از عمرش را صرف کرده تا منِ مادرِ دهه هفتادی،در اولین روزهایِ زمستانِ کرونایی ۹۹ که موج سوم را گذرانده ایم و در خوف انگلیسی اش به سر می بریم غافل از آنکه ۷سالی است به جانمان افتاده... بخوانم و سرگرم شوم و پر از شوق و پر از غرور...از قدم زدن با میر مَهنایِ دلاور روی شن های داغِ جنوب به خراسان می روم و به دربارِ شاهزاده ی مفلوک افشاری و تا به خود بیایم چند قدمی هم با جناب وکیل الرعایا و همسر شریفش در باغ های شیراز و اصفهان زده ام. چشم هایم می خوانند ولی با تمام قلب و جانم در لحظه لحظه ی تاریخ قدم می زنم و ایران چهل پاره تن و چهل سرو پادشاه را سیر میکنم که هر آن می تواند طعمه ی شکم پاره های اروپایی شود که همچون گرگ گرسنه ای در کمین اند...شفافخوفناکو در انتظار...روایت های نابِ تاریخی به قلم باشکوه نویسنده، بیان داستانی تاریخ بیش از دو سده پیش، این چنین جذاب و بی نقص و روان، نقاط کور و مبهم را نویسنده با تخیلاتش رفع کرده بدون آنکه به عظمت واقعیت خدشه ای وارد آید.مانده ام که منِ به اصطلاح کتاب خوان سه دهه از عمرم را صرف خواندن تخیلات ژول ورن و جی کی رولینگ و ...کرده ام و هرگز نشنیده بودم که کسی یا جایی تعریفی از این کتاب داشته باشد، چرا این گنجینه ها این طور مورد بی رحمی قرار گرفته اند و حتی اسمی هم نمی شنویم؟؟؟!!حالا برای خواندن ۷ جلدیِ آتش بدون دود تشنه ترم، آن هم به قلم مرحوم نادر ابراهیمی!از من می شنوید در اولین فرصت،خودتان را دعوت کنید به فنجانی چای، تکه ای کیک و شروعِ خواندنِ این کتاب ۵ جلدی که در سه مجلد به چاپ رسیده.برای من طعم سیب های قرمز باغ پدر بزرگم را میدادسرخشیرینآبدارو فراموش نشدنیundefinedundefinedundefinedبرشی از کتابundefinedundefinedتاریخ را باید از نو نوشت،نه آنگونه که باز نوشته شود: این سلطان،ان حاکم و این فرمانروا،این قصر،آن مسجدو آن کاروانسرا را ساختند.بلکه نوشته شود: این مردم،آن مردم و آن مردمِ دیگر، با دست های خود، با تن خود،روح خود،عشق و ایمان خود،این مسجد، آن سد و آن کاروانسرا و بازار را ساختند.و با خشم و نفرت و نفرین،زیر شکنجه و شلاق،این قصر و ایوان را...ما قصه نویسان،شاید که تاریخ نویس نباشیم اما شک نیست که برای نوشتنِ حق به هر قیمت آمده اییم و عجب حلاوتی دارد مرگ،اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیردundefinedundefined
نویسنده: #آزاده_چای‌دوست#دغدغه‌_های_مادران#نگاربانو

۳:۴۱

thumbnail
‍ آن روز شیر مدینه در بند بود
به قلم/راضیه ابراهیمی/صحبتمان با پسر پنج ساله ام از یک بیت شعری شروع شد که شب قبل مداح هیئت خوانده بود."چادرت را بِتِکان، روزیِ مارا برسانای که روزیِ دو عالم همه از چادر توست ...ای مادر، ای مادر..."محمد طاها پرسید "مامان جون مادر کی را می گه؟ "گفتم مادر همه مون را میگه، یعنی حضرت زهرا...وقتی سوال هایش در مورد اینکه چرا حضرت زهرا مادر همه هست تمام شد قرار شد قصه ی شهادت حضرت زهرا را هم برایش بگویم.هر چند که می دانستم تا همین جایش هم "این شرح بی نهایت کز حُسن یار گفتم شرحی ست کز هزاران اندر عبارت آمد".قصه ام رسید به حمله ی چهل مرد نامرد به خانه ی حضرت زهرا و... چهره در هم کشید و با لحنی مدافعانه گفت:ولی کاش من اونجا بودم چنان" غُرّشی" می کردم که هممممممه ی اون آدم بدا داغون و فراری بشند...واین را با لحنی گفت لبریز از باور و اطمینان. "غرّش " تنها ابزار تهاجمی مورد استفاده و البته تاثیر گذار شیری بود اغلب مهربان و وزین در کارتن مورد علاقه اش،که نهاااایت عصبانیتش می شد غرّشی بلند.و من هم چیزی نگفتم از اینکه آن روز شیر مدینه در بند بود...
قصّه مان که تمام شد گفت مامان من مطمئن مطمئنم که حضرت زهرا الان تو بهشته.نتیجه گیری خوبی کرده بود...حالا بهتر می گفتیم "چادرت را بتکان، روزیِ مارا برسان،ای که روزیِ دوعالم همه از چادر توست...ای مادر، ای مادر..."
به قلم: /راضیه_ابراهیمی/

#شهادت_حضرت_زهرا (س)#روضه_ی_مادر#قصه_ها_ی_خوب#مادران_خوش_فکر#مادران_نویسنده#مادران_نگاربانو@negaarbanoo

۲۲:۲۲

thumbnail
شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت بادundefined@negaarbanoo

۰:۰۵

undefined️بسم الله الرحمن الرحیم undefinedارثی که به ما رسیده است
اصلا روضه خانگی سهم #ام_البنین استاین میراث #مادر_پسران استوقتی به او خبر رسید پسرانت را در کربلا سر بریدندهربار فقط یک سؤال را تکرار کرد:از #حسین چه خبر؟پسرانم همه، یک به یک فدای یک تار موی حسین
گفتند عباست را با عمود آهنین سرنگون کردند.گفت مگر می شود؟#عباس من رشید بود، دلاور بود؛کسی نمی توانست به سمتش شمشیر بکشد چه برسد بخواهد فرق سرش را نشانه برود!گفتند راست می گویی؛ اما آخر ماجرا، پیش از اصابت عمود،عباس تو هر دو دست و چشمانش را از دست داده بودگفت فدای تار موی #حسین
گفت: از عزیز #زهرا چه خبر؟گفتند نپرس؛ظهر عاشورا شدعلم افتاد زمین غائله ای برپا شدعلم افتاد زمین و از آن لحظه دگر باب جسارت وا شد
ام البنین بدان آنگاه که عباس، میان #علقمه، قطعه قطعه جا ماند، حسین تنها شد و آن وقت بود که پای عدو به خیمه ها باز شد؛
ام البنین ماه ها و سال ها در خانه برای حسین #روضه گرفت،و حالا، روضه های خانگی میراث ما از مادر عباس است.
#سید_مهدی_سیدی#نگار_بانو
@negaarbanoo

۱۷:۵۷

thumbnail
یک هفته بود مادرم در بیمارستان بستری بود. مصطفی به من سفارش کرد که «شما بالای سر مادرتان بمانید ولش نکنید، حتی شبها.»
و من هم این کار را کردم. مامان که خوب شد و آمدیم خانه، من دو روز دیگر هم پیش او ماندم، یادم هست روزی که مصطفی آمد دنبالم، قبل از این که ماشین را روشن کند دست مرا گرفت و بوسید، می بوسید و همان طور با گریه از من تشکر می کرد.
من گفتم: «برای چی مصطفی؟»گفت: این دستی که این همه روزها به مادرش خدمت کرده برای من مقدس است و باید آن را بوسید.»
گفتم: از من تشکر می کنید؟ خب این که من خدمت کردم مادر من بود، مادر شما نبود که این همه کارها می‏کنید.»
گفت: «دستی که به مادرش خدمت می کند مقدس است و کسی که به مادرش خیر ندارد به هیچ کس خیر ندارد. من از شما ممنونم که با این همه محبت و عشق به مادرتان خدمت کردید.» هیچ وقت یادم نرفت که برای او این قدر ارزش بوده که من به مادر خودم خدمت کردم.
#شهید_شهدا#شهید_مصطفی_چمران#همسران_شهدا #مادر #مادران_شهدا#زن #همسر #مادر #روز_مادر #مادرانه#خاطره_نویسی #نگار_بانو
@negaarbanoo

۷:۴۶

thumbnail
undefinedگاهی به موها و لباس‌هایش آنقدر خاک و زنگِ آهنِ داربست نشسته‌بود که نمی‌توانست پا روی فرش اتاق بگذارد. بعضی شب‌ها تا سحر مشغول برپا کردن خیمه‌ی حضرت رباب(س) بود. هر سال دهه‌ی سوم محرم برنامه داشتند. یک شب که به خانه آمد خم شدم و پایش را بوسیدم.گفت خجالتم نده. پسر پنج‌ساله‌ام با تعجب گفت: مامان چرا این کارو کردی؟ گفتم بابا نوکر حضرت فاطمه(س) است، نوکر حضرت رباب(س) و بی‌بی زینب(س). بزرگ که شدی خودت ارزش این کار رو می‌فهمی.
undefinedپسرم حالا هفت‌ساله است. مدتی‌ست هر روز اول پای من را می‌بوسد و بعد پای پدرش را.می‌گویم خجالتم نده پسرکم.میگوید: می‌خوام تا ۲۱ روز این کار رو بکنم.چرا ۲۱ روز؟خودت یه بار بهم گفتی اگه آدم‌ها تا ۲۱ روز کاری رو مرتب انجام بدن دیگه بهش عادت میکنن. منم می‌خوام عادت کنم و تا آخر عمر پای پدر و مادرم رو ببوسم. می‌خوام عاقبت بخیر بشم و برم بهشت. برام دعا می‌کنی؟یاد شیطنت‌ها و اذیت‌هایش می‌افتم. یاد دل ندادن‌هایش به درس و کلاس آنلاین، یاد سربه‌سر گذاشتن‌هایش با برادر کوچکتر، یاد وقت‌هایی که آنقدر اذیتم کرده که به گریه نشسته‌ام.لبخند می‌زنم و می‌گویم:آره عزیز دلم. دعا میکنم عاقبت بخیر بشی و بری به بهشت.می‌گوید:اگه شما و بابا اونجا نباشید نمی‌رم. دعا کن با هم بریم.از زیرکی و رندی‌اش خنده‌ام می‌گیرد. خدا را چه دیدی. شاید خداوند عالم به دل پاک این بچه نظر کرد و ما هم بهشتی شدیم.پ.نبانو عصمت احمدیان، مادر شهدای فرجوانی جمله‌ی زیبایی دارد که هنوز در گوشم زنگ می‌زند: بزرگترین و بهترین مردان عالم نیست که دست مادرش را نبوسیده باشد، اگر غیر از این شد در بزرگی آن مرد باید شک کرد.

#زن #مادر #مادرانه #روز_زن #روز_مادر #میلاد_حضرت_زهرا
#ماهور#نگار_بانو

۳:۱۴

بسم الله الرحمن الرحیم
/تفکرات_لاکچری/
حتی فکر کردن به این جمله هم برایم لذت بخش است چه برسد به درک آن، اینکه: " مادر بودن را با تمام وجود دوست دارم، مادر بودن شاءنی از شئون حضرت زهراست". حضرت مادر! از بلندای عرش، به دنیای به هم ریخته ی ما نگاهی از سر لطف و مهربانی کن...حضرت مادر ! هوای لحظه لحظه های زندگی ما و دلبندانمان را خودت داشته باش، اصلا به پشتوانه ی همین هواداری های مادرانه و مهربانانه ی شما و اهل بیت شما و محبّین اهل بیت شماست که که برخی روزها برایمان لاکچری می شوند ؛ مثلا عشق می کنیم برای دلبندمان بنویسیم که هنوز چند ماهی به آمدنت به این دنیای پر هیاهو مانده بود که با حضور در مراسم بی نظیر تشییع سردار دلها، از حاج قاسم خواستم که نگاه سرشار از مِهرش بدرقه ی تک تک لحظات زندگی تان باشد تا آخر عمرتان و تا رسیدن به عاقبتِ به خیرتان ان شاء الله. عشق می کنیم برای دلبندمان بنویسیم که اولین ماه گرد تولدت گره خورده بود به دستان پُر مهرِ ماهِ قمر بنی هاشم در شب تاسوعا ، واین گونه شد که اولین حضور اجتماعی ات در سی روزگی و با حضور در مراسم هیئت آن شب به یادماندنی رقم خورد.عشق می کنیم برای دلبندمان بنویسیم که چقدر برای شروع غذای کمکی اش در شش ماهگی ، تحقیق کردیم، هم از دکتر های امروزی و هم از اطباء طب سنتی سوال پرسیدیم که بهتر است با چه غذایی شروع کنیم غذا دادن به دلبندمان را ، اما در نهایت فارغ از همه این سوال و جواب ها ،سرخوشانه و با اطمینان، اولین غذای کمکی ات شد همان پوره ی سیب زمینی که در هیئت و در مراسم حضرت مادر به عنوان نذری دادند ومن خوشحال از اینکه جسم و روحت بیمه ی حضرت مادرشد.عشق می کنیم در روز میلاد حضرت مادر برای دلبندمان بنویسیم :محمدحسین عزیز!در این روز پر برکت، ۱۸۸ روزگیت مبارک باشد نوردیده ام.قدمت همیشه پُر خیر باشد برای ما و برای کلّ دنیا.
به قلم: /راضیه ابراهیمی/
#نگار_بانو@negaarbanoo

۷:۲۵

AudioMix_انتخاب کن.mp3

۰۱:۲۸-۶۸۸.۲۳ کیلوبایت
undefinedانتخاب کن@negaarbanoo

۹:۴۲

thumbnail
زمانی تو روی زمین قدم بر می‌داشتی و عطر کعبه را استشمام می‌کردی که کعبه، سنگ و چوبی بود بی خبر از خدای تو.بت‌ها خدایی می‌کردند و دست‌ساخته‌ها بیداد‌.تو آمدیبت ها را شکستیخدای کعبه را به کعبه‌ی دلها آوردیآمدی، خواندیو به جان بت پرستان، شمیم وحی ریختی.شان توحید همه را گرفت، الا "خودپرستان" را.هنوز هم بعد از ۱۴۰۰ سال این بت خودپرستی‌ است که می‌تازد، خدای تو را از کعیه‌ی دلها بیرون کشیده و در وجودمان خودنمایی‌ می‌کند.راه را بر وحی بسته و از موحد شدن دورمان کرده‌ست.یا محمد! بار دیگر مبعوث شو!مبعوث شو بر دلهایی که از حقیقت وحی‌ فرسنگها فاصله گرفته و در ظلمت "خود" بندگی می‌کنند‌.بگوو بار دیگر بخوان به جانهای خسته‌ی ما، "قولوا لا اله الا الله تفلحوا" را، که ما هر چه بخوانیم از رستگاری خبری نیست.گوش‌ها صدای وحی را از تو می‌خواهند و قلب‌‌ها نگاه توحیدیِ تو را می‌طلبند.ای رسول! ما رسولانی هستیم که رسالتمان را از یاد رفته و بعثتمان به تاخیر افتاده‌ست.در این مبعث بزرگبعثت را یادمان بیاور تا برانگیخته شویم و رستگار.یاری‌مان کن! ای محمد!
#مرجان_مهران
عید مبعث مبارکundefined
@negaarbanoo

۱:۵۷

thumbnail
بر اساس حساب و کتاب دنیاو چرخش زمین و خورشید و ماهامروز روز میلاد توستباید جشن بگیریم و شادی کنیمجشن می‌گیریم،شادی می‌کنیم،و این عید بزرگ را به هم تبریک می‌گوییمو بر اساس حساب و کتاب منو برای منتجلی تودر هر بار چرخشم، دور خورشید وجودت اتفاق می‌افتداتفاقی که ماهتر از هر ماهم می‌کند، همین است.
هر گاههر جا دورت گشته امتو در من تولدی تازه داشته‌ایو من نیز تولدی از نو در خودم
حسین جان!من با گردش روزها و رسیدن ماهها و سالهاچندان کاری ندارمهمینطور با حساب و کتاب دنیایی که گاهی آنقدر پیچیده می‌شود که از خوب و بدش سر در نمی‌آورمبه خطا می‌افتم، زمین می‌خورم، بلند می‌شوم و دوباره...من فقط و فقط با تو کار دارمبا حساب توو کتاب توبا اینکه مرا جوری به حساب آوری و اجازه دهی دورت بگردم که مااااااه شوموتا ابد زنده بمانم
#مرجان_مهران
اعیاد شعبانیه بر همه مبارکundefined
@negaarbanoo

۶:۳۵

Kashti Nejat .mp3

۰۴:۰۸-۱۰.۰۵ مگابایت
undefined#گروه_وصال و شعری از: undefined#قاسم_صرافان

۸:۴۷

thumbnail

۸:۴۸

thumbnail
__... و دوباره در حضور بی ظهورتجشن گرفته‌ایمآمدنت را دیگر حتی دلیل دلخوشی‌هایمان معلوم نیست.
اینجا،در شهر من،رد پای دلتنگی‌صدای اشکها و لبخندها را هم درآورده.راهها را بسته و نفس جاده ها را بریده است.با همه غریبگی می‌کند، این غم غربتتبیا و هر چه ناتمام را، تمام کنای تنها امید!
#مرجان_مهران#میلاد_منجی#عشق_یعنی_انتظار
صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر و الزمانundefined

۴:۵۳

thumbnail
‍ جوانه ی زنده قلبم؛ عبدالرضای جانمundefinedامسال هم به سبک سالهای قبل، بدنبال طرح خاصی برای تولدت بودم‌.درست از همان زمانی که سال تولدت با آن جمله ی تاریخی رهبری تقارن پیدا کرد که (اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید)، یک ایده در ذهنم جرقه زدundefined️.با خودم فکر کردم حوادث سالهای مانده تا تحقق این پیش بینی را چطور میتوانم برایت ماندگار کنم؟ آتلیه های کودک که با ژست های تصنعی و بک گراندهای فانتزی ش تنها میتوانست منحنی رشد جسمانی ت را برایت روایت کند!پس مصمم شدم هرسال به بهانه ی سالروز تولدت مهمترین یا اثرگذارترین اتفاق آن سال را بعنوان طرح کیک تولدت انتخاب کنم تا در آینده با دیدن تصاویر جشن تولدهایت یک گزارش مصور از تاریخ حوادث سیاسی و اجتماعی این ۲۵ سال را مرور کنی!البته برو بچه های سایت #خامنه ای دات آی آر و سایت نوجوانانشundefinedundefined هم با انتخاب مهمترین جمله ی رهبر انقلاب در روزهای منتهی به تولدت به کمک دوست خلاق و طراحم(#خاله_صبا) می آمدند و در تحقق این رویا یاری م می رساندند.طبیعتا تولد شش سالگی ت باید باحال و هوای جهاد علمی و شروع فتح قله های علمی همراه می بود و سوگمندانه شهادت #شهید_فخری_زاده بهترین انتخاب بودundefined.

هرچند بعضی ها با دیدن این پوستر به بلندپروازی مادرانه م خندیدند و درحالیکه در عمق نگاهشان یه "به همین خیال باش" خاصی بود می پرسیدند: "مطمئنی پسرت در آینده حزب اللهی و انقلابی هستundefinedکه واسش آرزوی فخری زاده شدن داری؟"بله شاید تضمین سلامت نفس و تقوای روحی و علمی عبدالرضا از ید قدرت من خارج باشه اما من یقین دارم که تاثیر #نیت مادر در #سرنوشت فرزند میتونه طوفان به پا کند.بقول استاد پناهیان که میگن:" گاهی مادری یک لحظه، یک خواسته ی عمیق معنوی به قلبش خطور میکنه که میتونه کل زندگی فرزندش رو تحت تاثیر قرار بده، اتفاقاتی در سرنوشت فرزند هست که شاید یه مادر اصلا نتونه خودش اونها رو محقق کنه اما فقط با ایجاد اون نیت و مرورش در دل و ذهنش میتونه خیلی از اتفاقات مهم و حیاتی رو برای بچه ش رقم بزنه "من هم فقط با نهایت تمنا و اضطرار مادرانه م در این وانفسای آخرالزمانی، سربازی در سپاه ظهور رو برایت آرزومندمundefinedپ.ن:لازم به ذکره که۱۲ فروردین، علاوه بر خاص بودنش بخاطر تولد نوردیدهundefinedundefined، روز تولد شهیدهمتundefined و تولد جمهوری اسلامی هم هستundefined.
#نیت_شهادت_به_سبک_فاتح_خیبر#نیت_فخری_زاده_پروری#نیت_موثر_بودن_در_سپاه_ظهور#نیت_تا_پای_جان_با_ولایت_بودن
به قلم:/فاطمه بارونقی/#نگاربانو@negaarbanoo

۱۳:۱۴

thumbnail
دوباره بهار قرآن رسیده و فصل، فصل گل کردن دعاستو این دومین سالی‌ست که شرایط کرونایی همچنان ما رو از تجمع های دوستانه و از دورهمی های معنوی و بهره‌هاش در این ماه محروم کردهجای ناراحتی دارهولی جای نا امیدی نهما همچنان می تونیم دورهمی های مجازی رو به شکلهای مختلف ادامه بدیم، با هم باشیم و کنار هم فعالیت کنیمپویش نگاربانو این بار مخصوص گلهای خانه ی شماست.به شادی‌شون، انرژی‌شون، دعاهاشون و خلاصه به گل کردنشون نیاز داریم.
همراهتون هستیمهمراهمون باشید با پویش
#گل_می‌کند_دعا
توضیحات برای شرکت در پویش در پست بعدی...
با ما باشیدundefined
#پویش#گل_می‌کند_دعا#خانه#در_خانه_بمانیم#دوران_کرونا#مادر #مادرانه#دعا#رمضان#بهار_قرآن#فصل_دعا#استجابت_دعا#بخوانید_مرا_تا_اجابت_کنم_شما_را#نگاربانو
@negaarbanoo

۲۱:۲۰

thumbnail
#پویش#گل_می‌کند_دعا
۱)به کودکان کمک کنید و از آنها بخواهید در این روزها و شب ها در موضوعات مختلف، دعا کنند. ۲)از این صحنه ی زیبا عکس یا ویدیو بگیرید (تصاویر ویدیویی حتما کمتر از ۶۰ ثانیه باشند)۳)صفحه‌ی نگار بانو رو در اینستا دنبال کنید۴)تصاویر را به صورت پست یا استوری منتشر و نگاربانو رو تگ کنید و در غیر اینصورت تصاویرتان را برای ادمین‌ کانال ارسال بفرمایید.۵)در پست یا استوری خود حتما هشتگ #گل_می_کند_دعا رو هم بزنید۶)تصاویر ارسالی زیبا از صفحه‌ی نگاربانو هم منتشر خواهند شد.
۷)در این پویش رمضانی شرکت کنید و به قید قرعه، برنده‌ی هدیه ای از طرف نگاربانو شوید.
#پویش#گل_می‌_کند_دعا#رمضان #ماه_دعا #گلهای_خانه_ما #ماه_برکت_و_رحمت #به_وقت_مهربانی #به_وقت_دعا #باران_رحمت_و_مغفرت#بخوانید_مرا_تا_اجابت_کنم_شما_را#مادران_خلاق #دوران_کرونا #خانه_ها_ی_نورانی #مادرانه #نگار_بانو #نگار‌بانو
پ.ن: هشتگ مربوط به پویش را به دو صورت زیر مرقوم بفرماییدundefined
#گل_می_کند_دعا#گل_میکند_دعا
@negaarbanoo

۲۲:۰۴