تو مهتابی و من مرداب؛خوشحالم که امشب هممرا از دور میبینی، تو را از دور میبوسم...!#فاضل_نظری 

۱۷:۱۴
من در تو نگاه میکنم در تو نفس میکشموزندگی مرا تکرار می کند..
#احمد_شاملو
#احمد_شاملو
۱۳:۵۶
تو بخواه تا به سویت، ز هوا سبکتر آیم

#حسین_منزوی
#حسین_منزوی
۱۴:۴۴
احساس میکنم مدتی است کهبا چیزی بیش از توانم درگیر بودهام#محمود_درویش
۱۰:۴۵
تو زیبا نبودی، تو تاثیرگذار بودی مثل هنر، مثل جنگ یا مثل یك انقلاب...
۱۶:۵۱
یه نویسنده چقدر میتونه از چشم افتادن آدما رو قشنگ توصیف کنه:روزی با خود فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم دنیا را به آتش میکشم اما امروز حاضر نیستم که کبریتی روشن کنم تا ببینم کجاست و چه میکند... #دافنه_دوموریه
۱۶:۵۶
یه جایی تو کتاب صد سال تنهایی میگه:"میدانم تصمیم درستی گرفتم، ولی کاش تصمیم درست این نبود"#صد_سال_تنهایی#گابریل_گارسیا_مارکز
۱۷:۲۹
بچه ها میدونید که:- خیانت نکردن- وفادار بودن- لاس نزدن با بقیه- اولویت قرار دادن- صادق بودن- احترام گذاشتن- حمایت کردن- با شعور بودن- هدیه دادن- کمک کردنتوی رابطه لطف نیست، وظیفهست!!
۱۷:۲۳
و ما دلمان روشن استبه اشکِ شوقِ بعد از اندوهها...
۱۷:۵۸
میترسمعشق با تمامی قدرتشمشتش را باز کندو پوچ باشد...
۱۶:۵۹
من ادم صمیمیتهای از دست رفته نیستماز چشم افتاده رالذت دیدار نیست...
۱۵:۳۴
ایا اصلا هنوز قادر به خندیدن هستی؟میترسم که خندیدن رادر میان این مردم تلخ کاملا فراموش کنی#نیچه#نامه_به_خواهر
۱۱:۴۵
بعضی چیزا خراب نشدن که درستشون کنیتموم شدن...تموم
۱۸:۳۷
گرچه همه چیز میگذرد اما ادم تا همیشهبرای برخی اتفاقاتغمگین میماند..
۱۹:۲۱
شتاب کردم که آفتاب بیاید نیامد دویدم از پیِ دیوانهای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می ریخت که آفتاب بیاید نیامد به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند که آفتاب بیاید نیامد چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم، شبانه روز دریدم، دریدم که آفتاب بیاید نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید نیامد کشیدهها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو چو آمدم به خیابان دو گونه را چُنان گدازهی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید نیامد اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچههای جهان را ولی گریستن نتوانستم نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم که آفتاب بیاید نیامد#رضا_براهنی
چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید نیامد کشیدهها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو چو آمدم به خیابان دو گونه را چُنان گدازهی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید نیامد اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچههای جهان را ولی گریستن نتوانستم نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم که آفتاب بیاید نیامد#رضا_براهنی
۱۷:۴۹
ترسوها نقاب دارنتو شجاع باش، خود واقعیت باش
۱۹:۱۶
کاش ادما اینقدر بد نبودن؛من یه سریا رو واقعا دوست داشتم...
۲۳:۱۲
در دوست داشتن تو،خودم را خیلی رنجاندم..#جمال_ثریا
۱۳:۳۳
دستهای هم را گرفته بودیمتو در شب قدم میزدیمن در تاریکی...
۵:۴۷
سلام بر کسانی که میخواستیمبا آنها از تمام رنجهایمان عبور کنیم،اما خودشان بزرگترین رنج ما شدند...
#کیمیا_رجبی
#کیمیا_رجبی
۷:۳۰