بله | کانال نگاهِ بهشتی
عکس پروفایل نگاهِ بهشتین

نگاهِ بهشتی

۳۹۲ عضو
نگاهِ بهشتی
undefined #فرسته undefined سوال فرسته این هفته با توجه به فرا روایت منتشر شدهِ امروز: آیا ممکن است با افزایش تنش(نظامی) درگیری کاهش یابد؟ undefined پاسخ‌های خودتون رو در حدود ۱۵۰ کلمه به آیدی زیر ارسال کنید. @negah1405 undefined️نقد دیدگاه موردنظر در فرا روایت آزاد استundefinedundefinedفرسته "یادداشتی کوتاه اما صریح که دیدگاه اشخاص را با دلیل روشن می‌کند." undefined |‌ @negahebeheshtii |
#فرسته
جنگ طلبی در کاور تنش‌زدایی
تصمیم‌گیری برای یک جامعه وضعیت بسیار مهمی است که هر شخص در مواقعی که در مورد آینده یک جامعه صحبت می کند باید خود را در آن موقعیت دیده و اهتمام لازم را به این مسئله داشته باشد. کسی که خود را در چنین وضعیتی می‌بیند که برای افراد یک جامعه تصمیم بگیرد، به این راحتی برای زنان و کودکان نسخه جنگ نمی‌پیچد. جنگ صرفا یک کلمه نیست جنگ معانی زیادی را در دل خود دارد. مانند: کشتار، آوارگی، کودکان بی سرپرست، کودکان میناب و ... .افزایش تنش امروزه، در بررسی وضعیت جنگی صرفا از ناحیه افراد رادیکال یک جامعه توصیه می‌شود چرا که ارزش‌های پذیرفته شده جهان امروز اطراف جنگ و کشور‌های بی‌طرفی را ملزم به کاهش تنش و یا تلاش در جهت آن می کند. افزایش تنش که لزوما با افزایش خشونت نیز همراه است بدون جنایات مذکور امکان ندارد. اگر زدن زیرساخت برای احمقی در آن سوی دنیا جنایت جنگی محسوب می‌شود برای ما نیز چنین است، اگر آسیب رساندن به کودکان جنایت است برای همه در سراسر دنیا جنایت است و از آنجایی که حد نهایت افزایش تنش این مسائل است احتمالا شخصی که توصیه به افزایش تنش می‌کند با علم به این مسائل چنین توصیه‌ای می‌کند.باید تمام تلاش در جهت کاهش تنش با حفظ عزت ملی انجام گیرد و جنگ به نحو صحیحی پایان یابد که چگونگی آن در این مقال نمی‌گنجد.خلاصه کلام اینکه کاهش تنش از طریق افزایش آن به اندازه باز کردن تنگه هرمز از طریق بستن آن بی‌معناست.
undefinedبه قلم هوشنگ خجسته
#نگاه_بهشتی#فرسته_بهشتی#افزایش_تنش
undefined | @negahebeheshtii |

۱۶:۰۰

thumbnail
《هوالقهار》

• شبنم صبح طلوع عشق بر خونت تپید
• خون سرخ تو بشد شهد گوارا ای شهید
• صبح عهد و شب وصل تو به اعلی رفته است
• می‌دمد خورشید خونت صبح پر نور امید
• واعظ از ما پرسد این رمز فداکاری چه بود؟
• ما چه گوییم بر او جز جوشش عشق سعید
• مست هست آن که رخ دوست، صیدش کرده است
• مست سرخ لب الله که بر او باز خندید
• نور حق از سرخی خون شهید بر ما دمید
• خون جامش می کند ما را سراسر یک عبید
• خون سرخ آن گلستانش کتاب الله بُوَد
• گوهر لعل جهاد او پر از شمس نوید...

undefined به قلم محمدامین قدسundefined به تصویر شبنم جلیل‌پور
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#نگاه_بهشتی🌱#قلم_بهشتی#تصویر_بهشتی#ایران_من#تا_پای_جان_برای_ایران#شما_با_نگاه_بهشتی_همراه_هستید
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۷:۳۵

thumbnail
#فرا_روایت#نگاه_ها_به_توست
برای مطالعه کامل این یادداشت مراجعه کنید به:ماهنامه نگاه بهشتی

undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۲:۳۰

نگاهِ بهشتی
#فرسته جنگ طلبی در کاور تنش‌زدایی تصمیم‌گیری برای یک جامعه وضعیت بسیار مهمی است که هر شخص در مواقعی که در مورد آینده یک جامعه صحبت می کند باید خود را در آن موقعیت دیده و اهتمام لازم را به این مسئله داشته باشد. کسی که خود را در چنین وضعیتی می‌بیند که برای افراد یک جامعه تصمیم بگیرد، به این راحتی برای زنان و کودکان نسخه جنگ نمی‌پیچد. جنگ صرفا یک کلمه نیست جنگ معانی زیادی را در دل خود دارد. مانند: کشتار، آوارگی، کودکان بی سرپرست، کودکان میناب و ... . افزایش تنش امروزه، در بررسی وضعیت جنگی صرفا از ناحیه افراد رادیکال یک جامعه توصیه می‌شود چرا که ارزش‌های پذیرفته شده جهان امروز اطراف جنگ و کشور‌های بی‌طرفی را ملزم به کاهش تنش و یا تلاش در جهت آن می کند. افزایش تنش که لزوما با افزایش خشونت نیز همراه است بدون جنایات مذکور امکان ندارد. اگر زدن زیرساخت برای احمقی در آن سوی دنیا جنایت جنگی محسوب می‌شود برای ما نیز چنین است، اگر آسیب رساندن به کودکان جنایت است برای همه در سراسر دنیا جنایت است و از آنجایی که حد نهایت افزایش تنش این مسائل است احتمالا شخصی که توصیه به افزایش تنش می‌کند با علم به این مسائل چنین توصیه‌ای می‌کند. باید تمام تلاش در جهت کاهش تنش با حفظ عزت ملی انجام گیرد و جنگ به نحو صحیحی پایان یابد که چگونگی آن در این مقال نمی‌گنجد. خلاصه کلام اینکه کاهش تنش از طریق افزایش آن به اندازه باز کردن تنگه هرمز از طریق بستن آن بی‌معناست. undefinedبه قلم هوشنگ خجسته #نگاه_بهشتی #فرسته_بهشتی #افزایش_تنش undefined | @negahebeheshtii |
#فرسته#مخالف
زندگی در جهان خیالی
دنیایی که بر آن حقوق بین‌الملل حکمرانی کند همان دنیایی است که جادوگر شهر اُز در آن زندگی می‌کند. صحبت از رعایت ترم‌ها و ارزش‌های بین‌الملل چنان در جهان کشورها بی معناست که می‌توان آن را مضحک دانست و نمی‌توان با بزرگ کردن این جنایات برای قربانی حق او را در مقابله به مثل از او گرفت. وقتی جنگ شروع می‌شود به یقین افرادی کشته می‌شوند و حال سوال اینجاست که چرا باید آن افراد مردم کشور ما باشند؟توصیه‌ رفتار اخلاقی به کشوری که قربانیست و در عرصه بین‌المللی (آنارشی) هیچ ابزاری برای کنترل طرف مقابل جز توان خودش ندارد هیچ اثری جز ادامه جنایت طرف مقابل ندارد.اگرچه ممکن است گفته شود که مجموعه رفتارهایی برای کنترل طرف مقابل وجود دارد که اساسا زیر حد آستانه جنگ است و می‌توان از آن‌ها استفاده کرد، اما این حرف غلط است.رفتار‌های کنترل شده صرفا در جنگ‌های کنترلی و یا با اهداف محدود کارآمد است و نه در جنگ‌هایی که هر لحظه تهدید تمام عیار شدنش است.تمام این حرف‌ها زیست چهل و اندی سال گذشته کشور ماست، شکایت‌های ما در لاهه هیچ وقت به افرادی که تحت تاثیر بمب‌های شیمیایی قرار گرفته بودند کمک نکرد، افرادی که به شهادت رسیده بودن را زنده نکرد و بیماران به روزهای پیش از بمباران باز نگشتند پس می‌توان گفت ما با داغ حلبچه به پیشواز داغ میناب رفتیم.تمام این کج‌فهمی‌ها در نگاه نامناسب به نظام بین‌المللی و نقش رویا گونه حقوق بین‌الملل نهفته، که اگر در دانشگاه‌ها کمتر برای این قواعد ضمانت اجرا می‌تراشیدند سیاست خارجی امروز کشور ما وضعیت بهتری داشت.
undefinedبه قلم فرهاد فاطمی
#نگاه_بهشتی#فرسته_بهشتی#افزایش_تنش
undefined | @negahebeheshtii |

۱۹:۱۷

thumbnail
《هوالقهار》

اینجا پشت صحنه‌ی خط مقدم است؛ جایی که شاید خبری از آتش مستقیم نباشد، اما عشق و ایمان در آن می‌جوشد. نه فقط برای پخت غذا، بلکه برای پختن اراده در قلب رزمندگان...دخترانی که تا دیروز فقط در قصه‌های دفاع مقدس از شجاعت مادران و همسران شهدا می‌خواندند، امروز خودشان قهرمانان این فصل تاریخی شده‌اند.
دانشجو، دانش آموز، متاهل و مجرد یا حتی بانوانی که سال‌ها از جوانی‌شان گذشته است، پای این صحنه‌ی مبارزه آمده‌اند. برخی با وجود بیماری و دردهای جسمانی مشغول به فعالیت هستند. آن‌ها ثابت کرده‌اند که هیچ‌چیز، حتی بیماری و خستگی، نمی‌تواند مانع از عشق به وطن شود.همه با یک زبان مشترک صحبت می‌کنند، زبانی که نه با واژه‌ها، بلکه با عمل ساخته می‌شود و آن، ایران است.
امام خمینی (ره) فرمودند: زنان، معلمان عشق و ایثار هستند. و امروز در این آشپزخانه، درس‌های عشق را نه در دانشگاه، بلکه در عمل می‌بینیم. رهبر انقلاب نیز همیشه بر نقش سازنده زنان در صیانت از انقلاب تأکید داشته‌اند. زنان اینجا نشان می‌دهند که مسئولیت آن‌ها وسیع‌تر از خانه است؛ آن‌ها ستون‌های پنهانی هستند که اگر نباشند، پیکر جبهه فرو می‌ریزد. میراث مجاهدت از هشت سال دفاع مقدس به دست‌های این بانوان امروزی رسیده است تا دوباره تاریخ‌سازی کنند. الگوی این زنان، حضرت فاطمه زهرا(س) است و در حالیکه جان‌شان در خطر است و می‌دانند که ممکن است در همین لحظه، بمبی فرود بیاید، اما مثل قهرمانان، در جای خود مانده اند.
در این مسیر، سختی‌ها کم نیست؛ اما خاطرات‌شان، گنجینه‌ای است که از دل همین سختی‌ها می‌روید. آن‌ها می‌گویند که رشادت زن ایرانی، یک شعار نیست، بلکه یک باور عمیق است که از روزهای اول جنگ تحمیلی تا امروز، همیشه زنده بوده است.این زنان، آشپزخانه‌ها را به کارگاه جهاد تبدیل کرده‌اند تا رزمندگان اسلام با دلی گرم، در برابر استکبار بایستند. آن‌ها با تکیه بر سیره اهل‌بیت(ع)، ثابت می‌کنند که زن ایرانی، همیشه در صحنه بوده و خواهد بود.
به امید پیروزی و ظهور امام زمان (عج).

undefined به قلم زهرا شریف‌دینی
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#نگاه_بهشتی🌱#قلم_بهشتی#تصویر_بهشتی#ایران_من#تا_پای_جان_برای_ایران#شما_با_نگاه_بهشتی_همراه_هستید
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۷:۳۴

thumbnail
#فرا_روایت#نگاه_ها_به_توست
برای مطالعه کامل این یادداشت مراجعه کنید به:ماهنامه نگاه بهشتی

undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۲:۳۰

نگاهِ بهشتی
undefined #فرسته undefined سوال فرسته این هفته با توجه به فرا روایت منتشر شدهِ امروز: آیا ممکن است با افزایش تنش(نظامی) درگیری کاهش یابد؟ undefined پاسخ‌های خودتون رو در حدود ۱۵۰ کلمه به آیدی زیر ارسال کنید. @negah1405 undefined️نقد دیدگاه موردنظر در فرا روایت آزاد استundefinedundefinedفرسته "یادداشتی کوتاه اما صریح که دیدگاه اشخاص را با دلیل روشن می‌کند." undefined |‌ @negahebeheshtii |
#فرسته#نقد
دو راهی کاذب
ایراد اصلی متن این است که با ایجاد یک دوراهی کاذب، هر راه سومی را به طور مطلق منتفی می‌داند، متأسفانه متن اصلا متوازن نیست و فقط به بازدارندگی می‌اندیشد، نه به هزینهٔ زیست‌ناپذیر شدن کشور در صورت عملی کردن خواسته‌ها.ادعای هیچ راه دیگر و سومی برای پایان دائمی جنگ وجود ندارد نادرست است، زیرا ابزارهای متعددی برای پایان جنگ یا مدیریت آن بدون پذیرش آتش‌بس فریبنده یا تسلیم وجود داشته است.تجربهٔ جنگ ایران و عراق نشان می‌دهد که قطعنامه ۵۹۸ و آتش‌بس تحت نظارت سازمان ملل، اگرچه شکننده به نظر می‌رسید، اما بیش از سه دهه صلح نسبی به همراه آورد.افزون بر این، گزینه‌هایی مانند دیپلماسی با تضمین‌های بین‌المللی، فشار اقتصادی هدفمند از طریق ائتلاف‌سازی منطقه‌ای، جنگ نامتقارن دریایی بدون بستن کامل تنگه هرمز، و بهره‌گیری از اختلافات درونی آمریکا و متحدانش، همگی راه‌های سومی هستند که متن به کلی نادیده گرفته است.نفی مطلق مذاکره و هرگونه آتش‌بس، متن را به سمت بن‌بست راهبردی سوق می‌دهد؛ جایی که تنها گزینهٔ باقی‌مانده جنگ تمام‌عیار و بی‌پایان است. ادعای هیچ راه سومی از جنس استدلال‌های ایدئولوژیک بسته است که واقعیت‌های پیچیده ژئوپلیتیک را فدای جذابیت راه‌حل نهایی می‌کندچنین استدلالی نه تنها واقعیت‌های پیچیده ژئوپلیتیک را نادیده می‌گیرد، بلکه به جای تحلیل عقلانی، به جذابیت شعار همه‌چیز یا هیچ تن می‌دهد که در عمل هزینه‌های جبران‌ناپذیری به دنبال دارد. بنابراین، رد هر راه میانه و سوم، خطایی منطقی و مغایر با تجارب موفق تاریخی در مدیریت بحران‌های مشابه است.
undefinedبه قلم کاظم مرآتی
#نگاه_بهشتی#فرسته_بهشتی#افزایش_تنش
undefined | @negahebeheshtii |

۱۴:۳۰

thumbnail
《هوالقهار》

یادداشت‌های یک دانشجوی دهه‌ هشتادی_قسمت اول:
من، دانشجویی متولد دهه‌ی هشتاد شمسی، هرگز روزهای انقلاب ۱۳۵۷ را به چشم ندیدم. حماسه‌های مردان و زنان، جوانان و سالخوردگان در جنگ تحمیلی و زیر باران موشک‌های دهه شصت را نیز تجربه نکردم. با این حال، در شب‌های پرالتهاب اخیر خیابان‌ها، با تمام وجود حس کردم که چه فضایی بر جامعه ایران در سال ۵۷ حاکم بوده است. این یادداشت، ثبت خاطرات و مشاهدات شخصی من است از روزهایی که انقلاب اسلامی برایم از صفحات تاریخ به واقعیت زنده تبدیل شد.
سال‌های اولیه زندگی‌ام با روایت‌های مادران و پدران از انقلاب و دفاع مقدس پر شده بود. آن‌ها از فریادهای «الله‌اکبر» روی بام‌ها، از راهپیمایی‌های میلیونی، از ایثار و از خون شهیدان سخن می‌گفتند. من اما فقط شنونده بودم. انقلاب برایم مجموعه‌ای از تصاویر آرشیوی و کتاب‌های درسی بود. جنگ هم همین‌طور ! نام‌هایی مثل همت، باکری، بابایی و عملیات‌هایی که در نقشه‌های تاریخی خوانده بودم. هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم که روزی خودم طعم همان فضا را بچشم. اما شب‌های اخیر همه چیز را تغییر داد!
وقتی همراه هم‌کلاسی‌ها و دوستان دانشجو در خیابان‌ها حضور یافتیم، ناگهان حس کردم دیوار زمان فرو ریخته است. همان انرژی، همان اتحاد، همان شعارهایی که از عمق جان برمی‌خاست، مرا به سال ۵۷ متصل کرد.ما که شاه را ندیده بودیم و دوران پهلوی را تجربه نکرده بودیم، در برابر فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها و جنگ روانی ایستاده بودیم. این ایستادگی، دقیقاً همان روحیه‌ای بود که در انقلاب ۵۷ جریان داشت؛ روحیه‌ای که گفت «ما دیگر تحمل نمی‌کنیم» و «استقلال و آزادی» را فریاد زد.
جنگ دوازده روزه و رمضان رسیدند؛ ماه عبادت و خودسازی، همزمان شد با ماه خون و مقاومت. اخبار ترورها، شهادت برخی مسئولان و فرماندهان، و تبادل موشک‌ها، فضایی شبیه به دهه شصت را در ذهن و جان ما زنده کرد. ما که جنگ تحمیلی را ندیده بودیم، حالا در قاب تلویزیون و در کوچه و خیابان، حس می‌کردیم که تاریخ دوباره تکرار می‌شود. افطارها با اخبار شهادت همراه می‌شد. نمازهای جماعت و راهپیمایی‌ها رنگ و بوی همان سال‌های دفاع مقدس را گرفته بود. گریه‌هایی که در صف نماز جمعه جاری می‌شد، نه از سر ترس، بلکه از غرور و حس همدلی با شهیدان بود.در این روزها، دشمن با تمام ابزارهای خود ــ از فشار اقتصادی گرفته تا عملیات روانی و ترور ــ تلاش کرده بود تا نشان دهد که تیرش به هدف خورده است. تصور می‌کرد که نسل جدید، نسل ما، خسته، شکاک و آماده عقب‌نشینی شده است. اما واقعیت چیز دیگری بود. ما دانشجوها، با حضور گسترده در خیابان‌ها، در دانشگاه‌ها، در مساجد و حتی در فضای مجازی، نشان دادیم که ارزش‌های انقلاب اسلامی همچنان زنده و پویا است.استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛ این سه اصل، برای ما فقط شعار نبود، بلکه باور عمیق و تجربه زیسته بود.undefined
undefinedادامه دارد...

undefined به قلم علی طاهریundefined به تصویر زینب مبشری
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#نگاه_بهشتی🌱#قلم_بهشتی#تصویر_بهشتی#ایران_من#تا_پای_جان_برای_ایران#شما_با_نگاه_بهشتی_همراه_هستید
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۷:۳۰

thumbnail
#فرا_روایت#نگاه_ها_به_توست
برای مطالعه کامل این یادداشت مراجعه کنید به:ماهنامه نگاه بهشتی

undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۲:۳۰

thumbnail
《هوالقهار》

یادداشت‌های یک دانشجوی دهه‌ هشتادی_قسمت دوم:
ما با سلحشوری و حماسه‌ای که از نسل‌های پیشین به ارث برده بودیم، توانستیم از لحاظ داخلی به دشمن ثابت کنیم که تیر او نه تنها به هدف نخورده، بلکه کمانه کرده و مستقیماً در چشمان خودش نشسته است. این کمانه را در اتحاد ملی دیدیم، در حضور پرشور جوانان در صحنه دیدیم، در ادامه راه علم و پیشرفت علی‌رغم همه‌ی تحریم‌ها دیدیم، و مهم‌تر از همه، در حفظ روحیه جهادی و انقلابی دیدیم.
به عنوان دانشجو، در آزمایشگاه دانشگاه وقتی روی پروژه‌های علمی کار می‌کردم، در کلاس‌های درس وقتی بحث‌های سیاسی و اجتماعی شکل می‌گرفت، و در شب‌هایی که تا صبح بیدار بودیم و اخبار را دنبال می‌کردیم، این حس را با تمام وجود تجربه کردم. ما درس می‌خواندیم، تحقیق می‌کردیم و آینده می‌ساختیم، اما همزمان با تمام وجود فریاد می‌زدیم، که «این ملت تسلیم نمی‌شود!» دانشگاه برای ما نه فقط مرکز آموزش، بلکه کانونی برای تقویت روحیه مقاومت شده بود.
این خاطرات و مشاهدات شخصی، نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی یک رویداد تاریخی صرف نیست؛ بلکه جریانی زنده است که در هر نسل، با زبان و ابزار همان نسل، ادامه می‌یابد. ما دهه‌هشتادی‌ها، انقلاب را ندیدیم، اما اکنون آن را زندگی می‌کنیم. جنگ تحمیلی را ندیدیم، اما حماسه آن را در ماه رمضان اخیر با تمام وجود حس کردیم. این پیوند نسل‌ها، دقیقاً همان چیزی است که دشمن را به وحشت انداخته است.دشمن باید بداند که خیابان‌های ما هنوز پر از جوانانی است که «*الله‌اکبر*» را از عمق جان فریاد می‌زنند. دانشگاه‌های ما به جای تبدیل شدن به کانون تردید، به سنگر مقاومت تبدیل شده‌اند. رمضان ما نه فقط روزه‌داری، بلکه تمرین جهاد و ایثار است.
در پایان این یادداشت، به عنوان ثبت یک تجربه زیسته، می‌نویسم: ما، نسل دهه هشتاد، با حضور و ایستادگی خود، ادامه‌دهنده راه پدران و مادران انقلاب و دفاع مقدس هستیم. تیر دشمن به سنگ خورده و کمانه کرده است. ما هنوز ایستاده‌ایم؛ با همان ایمان، با همان سلحشوری و با همان حماسه. و تا آخرین نفس، ارزش‌های انقلاب اسلامی را زنده نگه خواهیم داشت.
این یادداشت، تنها خاطره‌ای شخصی نیست؛ سند کوچکی است از زنده بودن انقلاب در قلب و ذهن نسلی که قرار بود خسته شود، اما خسته نشد.

undefined به قلم علی طاهریundefined به تصویر محدثه صدوقی
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#نگاه_بهشتی🌱#قلم_بهشتی#تصویر_بهشتی#ایران_من#تا_پای_جان_برای_ایران#شما_با_نگاه_بهشتی_همراه_هستید
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۷:۳۰

thumbnail
#فرا_روایت#نگاه_ها_به_توست
برای مطالعه کامل این یادداشت مراجعه کنید به:ماهنامه نگاه بهشتی

undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۲:۳۰

نگاهِ بهشتی
undefined #فرسته undefined سوال فرسته این هفته با توجه به فرا روایت منتشر شدهِ امروز: آیا ممکن است با افزایش تنش(نظامی) درگیری کاهش یابد؟ undefined پاسخ‌های خودتون رو در حدود ۱۵۰ کلمه به آیدی زیر ارسال کنید. @negah1405 undefined️نقد دیدگاه موردنظر در فرا روایت آزاد استundefinedundefinedفرسته "یادداشتی کوتاه اما صریح که دیدگاه اشخاص را با دلیل روشن می‌کند." undefined |‌ @negahebeheshtii |
#فرسته
افزایش تنش‌های نظامی در یک منطقه می‌تواند به دلایل مختلفی منجر به کاهش یا افزایش درگیری شود. این موضوع به عوامل متعددی بستگی دارد.اگر افزایش تنش‌ها منجر به نمایش قدرت و بازدارندگی شود، ممکن است طرفین را از درگیری مستقیم منصرف کند. اما اگر این تنش‌ها نشان‌دهنده افزایش آمادگی برای جنگ باشد، احتمال درگیری را بالا می‌برد.اگر هدف از افزایش تنش، صرفاً فرستادن پیام و هشدار باشد، ممکن است به کاهش درگیری منجر شود. اما اگر یکی از طرفین به دنبال تغییر وضعیت موجود از طریق نظامی باشد، تنش‌ها افزایش یافته و احتمال درگیری بیشتر می‌شود.فشارها و واکنش‌های بین‌المللی می‌تواند بر تصمیم‌گیری طرفین تأثیر بگذارد و در برخی موارد منجر به کاهش تنش و جلوگیری از درگیری شود. هر طرف بر اساس منافع و توانایی‌های خود، هزینه‌ها و منافع احتمالی هرگونه درگیری را محاسبه می‌کند. افزایش تنش ممکن است این محاسبات را تغییر دهد. افزایش تنش بین کشور ما و اسرائیل، به خصوص پس از حملات اخیر، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. در حالی که ممکن است برخی معتقد باشند این افزایش تنش باعث می‌شود طرفین با احتیاط بیشتری عمل کنند تا از یک جنگ تمام‌عیار جلوگیری شود، اما از سوی دیگر، خطر اشتباه محاسباتی و تشدید درگیری نیز به شدت افزایش یافته است. هرگونه اقدام نظامی، حتی اگر محدود باشد، می‌تواند منجر به واکنش متقابل و تشدید تنش‌ها شود. این امر به خصوص با توجه به شبکه‌های نیابتی و اتحادهای منطقه‌ای طرفین، می‌تواند عواقب غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد.نمایش قدرت ایران و واکنش اسرائیل می‌تواند برای طرفین بازدارنده باشد و از اقدامات جسورانه بیشتر جلوگیری کند.در حال حاضر، فضای عدم قطعیت بالایی وجود دارد. این عدم قطعیت هم می‌تواند به احتیاط بیشتر منجر شود و هم احتمال یک اقدام ناگهانی و محاسبه‌نشده را افزایش دهد. افزایش تنش نظامی به خودی خود تضمین‌کننده کاهش یا افزایش درگیری نیست و بستگی به نحوه مدیریت این تنش‌ها، اهداف طرفین و واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. در مورد جنگ اخیر نیز ، این وضعیت قابل پیش بینی نیست و هر دو احتمال تشدید و یا خویشتن‌داری محتاطانه وجود دارد.
undefinedبه قلم محمد امین قدس
#نگاه_بهشتی#فرسته_بهشتی#افزایش_تنش
undefined | @negahebeheshtii |

۱۴:۳۰

thumbnail
《هوالقهار》

کسی که لب زد بر جام تویی!
ناکام منم!…

دیدم و برخلاف همیشه که کنجکاوم، کنجکاو نشدم و نپرسیدم که تو مدام چه گوش میدهی در آن هندزفریِ غالباً بر گوش؟ سکوتت را شنیدم و دمی با تو سکوت نکردم و سپس در مورد سکوت عمیقت نپرسیدم و کمی تو را به حرف نکشانیدم.شهادت؟؟؟ نه فکر نکن که من به دنبال شهادتم و فکر نکن به دنبال اینم که نامم تنها پیشوند شهید بخورد تنگش! نه شهید عزیز! من به دنبال آزادانه و انسان گونه زیستنم. و زان پس خداگون شدن! من به دنبال این هستم که مجموع این نظریات و فرضیاتِ بسیار و زیبا را جامه عمل بپوشانم!به دنبال اینم، بشوم آینه‌ی تمام نمای این جملات و کلمات. بشوم مصداق بارز! نه آنکه نظریه‌پردازی کنم و در تو و امثال تو مصداق بیابم! و بعد این چنین روزهایی بنشینم به نوشتن و گفتن از تو و امثال تو!تو آزاد بودی عزیز! آزاد بودی! و این ما بودیم که آزادی را نمی‌فهمیدیم و آزادی تو را درنیافته بودیم! و حال که از شهادت تو مطلع گشته‌ایم، نگاهی نو و دقیق به تو در میان عکس‌ها و خاطرات، می‌اندازیم! حال که از شهادت تو مطلع گشته‌ایم، تو را آزاده می‌نامیم! به عبارتی دیگر به قول حاجی، تو شهید بودی که شهید شدی!و حال ای عزیز آزاده! ای تو که رها بودی و رهاتر شدی! ما را هم از این اسرار مطلع گردان! به رسمِ کوتاهْ رفاقت و مجاورت در آن طریق اسرار طریق نجف تا کربلا که تو بهره‌ها بردی و ما تنها طیِّ طریق کردیم، ما را هم‌راز بدان و از این رازها بگو! با ما بگو و ما را همراه با خود رها گردان! ای عزیز! ما فقط همین را از تو می‌خواهیم! اجابت‌مان گو!
- برسد به دست شهید نرجس شیخ پور عزیز undefined

undefined به قلم فاشundefined ( تصویر، یادگاری‌ست از آخرین سفر اربعینی که شهید در آن حضور داشت... )
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#نگاه_بهشتی🌱#قلم_بهشتی#تصویر_بهشتی#ایران_من#تا_پای_جان_برای_ایران#شما_با_نگاه_بهشتی_همراه_هستید
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۷:۳۰

thumbnail
#فرا_روایت#نگاه_ها_به_توست
برای مطالعه کامل این یادداشت مراجعه کنید به:ماهنامه نگاه بهشتی

undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۲:۳۰

thumbnail
#فرسته
undefined سوال فرسته این هفته با توجه به فرا روایت منتشر شده امروز:
آیا زیست سیاسی مردم در خیابان‌ها می‌تواند شکاف‌ها و اختلاف نظرات مردم را برطرف کند؟

undefined پاسخ‌های خودتون رو در حدود ۱۵۰ کلمه به آیدی زیر ارسال کنید.@negah1405
undefined️نقد دیدگاه موردنظر در فرا روایت آزاد استundefined
undefinedفرسته"یادداشتی کوتاه اما صریح که دیدگاه اشخاص را با دلیل روشن می‌کند."
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۳:۳۱

نگاهِ بهشتی
undefined #فرسته undefined سوال فرسته این هفته با توجه به فرا روایت منتشر شده امروز: آیا زیست سیاسی مردم در خیابان‌ها می‌تواند شکاف‌ها و اختلاف نظرات مردم را برطرف کند؟ undefined پاسخ‌های خودتون رو در حدود ۱۵۰ کلمه به آیدی زیر ارسال کنید. @negah1405 undefined️نقد دیدگاه موردنظر در فرا روایت آزاد استundefinedundefinedفرسته "یادداشتی کوتاه اما صریح که دیدگاه اشخاص را با دلیل روشن می‌کند." undefined |‌ @negahebeheshtii |
#فرسته
حلقه مفقودۀ بلوغ سیاسی
صرف‌نظر از اینکه وجود اختلاف‌نظرها در جامعۀ ایرانی تا چه اندازه می‌تواند حاکی از قطبیدگی حقیقی این جامعه باشند، به فرض پذیرش ایدۀ «زیست سیاسی» برای رفع این شکاف‌ها در وهلۀ بعد خواهم پرسید که فضای این زیست سیاسی را قرار است با کدام عقلانیت تدبیر کنیم؟کیفیت عقلانیتی که بر این زیست سیاسی حاکم می‌شود، تعیین خواهد کرد که تجربۀ آن به نوعی همگرایی جمعی منتهی خواهد شد یا خیر.منطق‌های مرزکشی جناحی و غیریت‌سازی که پیش از توجه به محتوای سخن، گویندۀ سخن را پیشاپیش در دسته‌های سیاسی با پیش‌فرض‌های خوب و بد تاریخی ملت ایران جانمایی می‌کنند، در فضای زیست سیاسی هم باعث ایجاد درگیری و تنش‌های بی‌حاصل می‌شوند. چرا که نمی‌توانند گرایشات فکری مختلف را ذیل یک سلوک و حرکت جمعی درک کنند و به زیر چتر گفتمان انقلاب اسلامی بکشانند. به‌عکس، عقلانیتی که از محاسبات جریانی گذر می‌کند و بر مدار همدلی و اخوت، گفت‌و‌گوهای سیاسی را در درون کشور شکل می‌دهد به امکان ایجاد یک فرهنگ سیاسی مطلوب نزدیک‌تر است. برای درک دقیق‌تر این تفاوت، مقایسۀ فضای مناظرات اوایل انقلاب (مثل مناظره شهید بهشتی با حزب توده) و مناظرات انتخاباتی اخیر راهگشا خواهد بود.ضمن اینکه باید در تحلیل‌های سیاسی توجه داشت که مردم ایران، هر مردمی نیستند که رفتارهایشان به سادگی به چنگ قضاوت‌های بسیط بیاید. مردمی که اهل اراده باشند و سربزنگاه چنان دشمن خودشان را بشناسند که او را از میدان به‌در کنند، «سوژه‌»های نشانگر حقیقت‌اند و نه «ابژه‌»هایی که چشم به دهان تجویزات اهالی اکادمیک دوخته باشند. این نکته را تعمداً متذکر می‌شوم تا تلاش کنیم در نوشته‌هایمان از زاویه‌نگاه تبختر نخبگانی در تحلیل مردم اجتناب کنیم. چه اینکه صورت‌بندی‌های ما معمولاً از فکر و رفتار این مردم عقب می‌ماند. همین مردمی که ما را با کاهش مشارکت سیاسی در انتخابات شگفت‌زده می‌کنند در ایستادن پای نظام در جنگ اخیر نیز انگشت به دهان می‌گذارند. نمی‌شود حتی انتخاب‌های سیاسی این ملتی را که در جهان در اوج احساس استقلال و ذلت‌ناپذیری در برابر بیگانه قرار دارد با انتخاب‌های مردمی که به برده‌های مطیع حاکمیت تبدیل شده‌اند مقایسه کرد؛ تازه اگر بتوان گفت مردم امریکا با مدل انتخابات غیر مستقیم الکترال، واقعاً سهم مؤثری در انتخاب رئیس جمهورشان ایفا می‌کنند. دلیل انتخاب رئیس جمهور فعلی کشور را باید با لحاظ ذهنیت پیچیده انسان ایرانی تحلیل کرد که داشتن آگاهی سیاسی از نان شب هم برایش واجب‌تر است. به زعم نگارنده، دارایی‌های اخلاقی و شخصیتی رئیس جمهور، برملاکنندۀ همین فقدان عقلانیت عاطفی، ایمانی و صداقت در فضای سیاسی جامعه ایرانی است که در ابتدای این فرسته اشاره شد.
undefinedبه قلم زهرا ستاری فقیهی
#نگاه_بهشتی#فرسته_بهشتی#زیست_سیاسی
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۴:۳۰

thumbnail
《هوالقهار》

بر صورتش،نقشِ پرچمی بود،قلبی کوچک،و موشکی، که شاید روایتِ انتقام دخترانِ میناب را می‌گفت.شاید حق‌خواهیاز همین‌جا شروع می شود؛از دلِ بچه‌هاییکه عاشقِ کشورشان‌ هستند.
کرمانمیدان آزادی۱۹ فروردین ۱۴۰۵

undefined به قلم ایـرانـ؛دخـتـundefined به تصویر ایـرانـ؛دخـتـ
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#نگاه_بهشتی🌱#قلم_بهشتی#تصویر_بهشتی#ایران_من#تا_پای_جان_برای_ایران#شما_با_نگاه_بهشتی_همراه_هستید
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۷:۳۰

thumbnail
#فرا_روایت#نگاه_ها_به_توست
برای مطالعه کامل این یادداشت مراجعه کنید به:ماهنامه نگاه بهشتی

undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۲:۳۰

نگاهِ بهشتی
undefined #فرسته undefined سوال فرسته این هفته با توجه به فرا روایت منتشر شده امروز: آیا زیست سیاسی مردم در خیابان‌ها می‌تواند شکاف‌ها و اختلاف نظرات مردم را برطرف کند؟ undefined پاسخ‌های خودتون رو در حدود ۱۵۰ کلمه به آیدی زیر ارسال کنید. @negah1405 undefined️نقد دیدگاه موردنظر در فرا روایت آزاد استundefinedundefinedفرسته "یادداشتی کوتاه اما صریح که دیدگاه اشخاص را با دلیل روشن می‌کند." undefined |‌ @negahebeheshtii |
#فرسته
زیست سیاسی یا پررنگ شدن مرزها
زیست سیاسی مردم، اگر کمی از سطح خبر و روایت روزمره فاصله بگیریم، در واقع شکلِ خاصی از بودن با دیگری است؛ نه فقط در برابر قدرت، بلکه در برابر حضور هم‌زمان چندین «ما» و چندین «آن‌ها» در یک فضای مشترک. شکاف‌های اجتماعی، وقتی به سطح سیاسی می‌رسند، دیگر فقط اختلاف‌نظر نیستند؛ ترجمه‌ نوعی بی‌اعتمادی متقابل‌اند. هر طرف، دیگری را نه به‌ عنوان شریک یک جهان مشترک، بلکه به‌عنوان اختلالی در افق خودش تجربه می‌کند. پرسش از این‌که زیست سیاسی می‌تواند این شکاف‌ها را برطرف کند، یعنی پرسش از این‌که آیا می‌توان نحوه‌ بودن در کنار دیگری را از نو نوشت.زیست سیاسی، در ساده‌ترین تصویر، همان لحظه‌ای است که فرد از مرز «زندگی خصوصی» بیرون می‌آید و خود را در مقام سوژه‌ جمعی تجربه می‌کند؛ در صف، در رای، در اعتراض، در شورا، در گروه‌های کوچک بحث، یا حتی در سکوتی که معنا دارد. اما این بیرون‌آمدن، خودبه‌خود فضیلت نیست. اگر این لحظه‌ی جمعی بر پیش‌فرض‌هایی بنا شده باشد که جهان را به دو قطب ناهم‌سنخ تقسیم می‌کنند، هر حضور تازه، تنها خطوط مرزی را پررنگ‌تر می‌کند. آن‌جا که هر «ما» با این اطمینان ساخته می‌شود که «آن‌ها» حقِ بودن ندارند، زیست سیاسی شکاف را درمان نمی‌کند؛ آن را نامرئی‌ناشدنی می‌کند.مشکل از جایی آغاز می‌شود که هویت‌ها سخت می‌شوند؛ نه فقط به معنای وفاداری به یک باور یا سنت، بلکه به معنای ناتوانی در شنیدنِ صدای دیگری بدون احساس تهدید. در چنین وضعی، هر تجربه‌ جمعی، هر تجمع، هر هم‌صدا شدن، بیشتر شبیه سوگند وفاداری به یک مرز تازه است تا تمرینی برای هم‌زیستی. آن‌چه در ظاهر به نام مشارکت سیاسی رخ می‌دهد، در زیرپوست خود، نوعی تمرین طرد است: تمرین ناممکن‌کردنِ زندگی مشترک با کسانی که «مثل ما» نیستند. شکاف‌ها در این سطح دیگر با توافق‌های جزئی و مصالحه‌های مقطعی پر نمی‌شوند؛ چون موضوع صرفاً یک تضاد منافع نیست، بلکه مسئله این است که چه کسی اصلاً در شمار «مردم» به حساب می‌آید.زیست سیاسی تنها زمانی می‌تواند به ترمیم شکاف‌ها نزدیک شود که از سطح هیجان، از سطح صرفِ حضور، به سطحی برسد که در آن انسان‌ها هم‌زمان دو کار دشوار را انجام دهند: هم بر جای خود بایستند، هم دیگری را به‌طور کامل از افق خود حذف نکنند. این وضعیت، نیازمند نوعی عقلانیت است که صرفاً محاسبه‌گر نیست؛ بلکه به امکانِ ادامه‌ی زندگی مشترک فکر می‌کند. عقلانیتی که به‌جای پرسیدن «چه کسی پیروز می‌شود؟»، مدام می‌پرسد «بعد از این نزاع، چه جهان مشترکی باقی می‌ماند؟». اگر زیست سیاسی در چنین افقی شکل بگیرد، شکاف‌ها کاملاً محو نمی‌شوند، اما از سطح نفی متقابل به سطح نزاعی قابلِ زیستن منتقل می‌شوند.با این‌همه، نباید از زیست سیاسی معجزه‌ای طلب کرد که از عهده‌ هیچ میدان انسانی برنمی‌آید. حضور در صحنه، شور جمعی، مشارکت و سخن‌گفتن، همه لازم‌اند، اما تا زمانی که تجربه‌ی سیاسی به ساختن زبان‌های تازه برای گفتنِ خود و شنیدنِ دیگری منجر نشود، شکاف‌ها تنها صورت عوض می‌کنند. شاید پرسش اصلی نه این باشد که آیا زیست سیاسی شکاف‌ها را برطرف می‌کند یا نه، بلکه این‌که آیا می‌تواند افقی بسازد که در آن شکاف، پایان رابطه نباشد. اگر چنین افقی شکل بگیرد، تفاوت‌ها می‌مانند، تعارض‌ها ادامه پیدا می‌کنند، اما «دیگری» از جایگاه دشمنِ نامشروع به جایگاه رقیبی ارتقا می‌یابد که بدون او، خودِ ما نیز فهم‌پذیر نیستیم. در این معنا، زیست سیاسی نه هنری برای حذف شکاف، بلکه تمرینی است برای زیستن با شکاف، بدون فروپاشی جهان مشترک.
undefinedبه قلم زهرا طاهروند
#نگاه_بهشتی#فرسته_بهشتی#زیست_سیاسی
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۱۴:۳۰

thumbnail
《هوالقهار》

• زاویه‌ی دید اول: روی تخت درمانگاهاز پاییز این چهارمین بار است که خانم پرستار از پیدا نشدن رگ دستم شکایت می‌کند و بالاخره پالس فلزی ضخیم را در بدترین حالت ممکن چسب‌کاری می‌کند و مرا با کبودی‌های بعد از این تنها می‌گذارد.اتاق تزریقات بانوان، شلوغ است. حسینیه‌وار ۷ تخت را در یک اتاق ۴ متری چپ و راست چیده‌اند! در بدو ورود توجهم به یک شلوار لی که از چندجا پاره است جلب می‌شود و شک می‌کنم که خانم باشد! ولی خانم است، بلوز و شلوار مردانه، موی کوتاه و بدون روسری. از دیدن من با چادر به وضوح ناراحت می‌شود و روی ترش می‌کند. لبخند می‌زنم و سلام می‌کنم. با اکراه جوابی می‌دهد. چند لحظه بعد دوستش که با همان هیبت ظاهری است می‌آید کنارش، می‌گوید:《وای امشب تعدادشون خیلی زیاده...همینجا بمونیم تا برن...ترسناکه》. میپرسم: تعداد کیا زیاده؟می‌گوید:《 همینایی که شب‌ها راهپیمایی می‌کنن...》می‌گویم: خب اونا که ترس ندارن، کاری ندارن به شما، تازه خیلی هم مهربونن، همشون مثل منن:)می‌گوید:《 واقعا شما هم شبا میری شعار میدی؟!》می‌گویم: بله... می‌پرسد:《نمی‌ترسی؟؟!》می‌گویم: ترس؟ از چی بترسم؟ از اینکه مثلا موشک بیاد؟سرش را به نشانه تایید تکان می‌دهد. می‌گویم: خب اینکه ترس نداره، شهید میشم، شهادت آرزومه. بهت زده میپرسد:《 واقعااااا؟!》با لبخندم تایید می‌کنم. دوستش که زیر سرم است با لبخندی شیطنت‌آمیز می‌گوید:《 امیدوارم به آرزوت برسی...》؛ با ضربه آرنج به او اعتراض می‌کند.من از دعای خیرش تشکر می‌کنم. تنها دغدغه‌ام این است که زودتر سرمم تمام شود و فشار خونم انقدری بالا بیاید که بتوانم بروم و به تجمع برسم. با قطره قطره‌ سرم زیر لب مرگ بر آمریکا* می‌گویم...*
• زاویه‌ی دید دوم: در جمع راهپیمایاناندک اندک جمع مستان به محل اعلام شده می‌رسند، امشب با گچ روی آسفالت طرح یک موشک را کشیده‌اند و همه دورش جمع شده‌ایم. پرچم‌های خوش‌رنگ ایران با نسیم ملایم به اهتزاز در می‌آیند. سخنران امشب خواهر شهید مرضیه نبوی‌نیا، پرستاری که در اغتشاشات دی‌ماه مظلومانه سوخت، است. کوبنده و باصلابت از گذشته‌ی پرافتخار ایران می‌گوید و رجز می‌خواند، هر بند از حرف‌هایش را با فریاد الله اکبر تایید می‌کنیم. بعد از پخش سرود حرکت می‌کنیم، چند دقیقه بعد، بلندگو اعلام می‌کند: چون از مقابل بیمارستان رد میشیم، بلندگوها رو قطع می‌کنیم و به جاش در دلمون برای شفای بیماران امن یجیب زمزمه می‌کنیمدلم می‌خواهد این لحظه را ثبت کنم و به رخ همه‌ی دنیا بکشم... دلم می‌خواهد فریاد بزنم: آهای مدعیان آزادی، کجایید؟ یادتان هست همین ۳ ماه پیش بیمارستان‌ها را آتش زدید؟ یادتان هست پرستار مظلوم ما را در آتش کینه سوزاندید؟ یادتان هست ملینای ۳ ساله را جلوی داروخانه به شهادت رساندید؟ یادتان هست حسین بامری را نشد به بیمارستانی که شما مسلح مسیرش را بسته بودید برسانند و مظلومانه شهید شد؟این است تفاوت ما با شما! ما حتی با صدای شعارهایمان لحظه‌ای خاطر بیماری را مکدر نمی‌کنیم!اشکم این بار اشک شوق است، شوق اینکه در طرف درست تاریخ ایستاده‌ام...

undefined به قلم زینب سادات میرترابیundefined به تصویر امیری
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#نگاه_بهشتی🌱#قلم_بهشتی#تصویر_بهشتی#ایران_من#تا_پای_جان_برای_ایران#شما_با_نگاه_بهشتی_همراه_هستید
undefined |‌ @negahebeheshtii |

۸:۰۱