حالم بد بود
وقتی بیشتر در معرض آیات و احادیث مواسات و دوستی بین مومنین قرار میگیری و جمع کثیری رو دعوت به مواسات میکنی ولی خودت به کسی مواسات نمیکنی....و نمیتونی خودت رو توجیه کنی که بله من روز و شب دارم برای مواسات وقت میذارم، مواسات علمی ،مواسات وقت و.....نه نه ....دلم میخواست برم ظرف بشورم، برم خونه یکی رو تمیز کنم
زنگ زدم به یکی از اعضای محله ....جواب نداد...توی گروه خصوصی محله پیام داد من خیلی شلوغم خیلی کار دارم( فکر کرده بود میخوام احتمالا درمورد کارهای محله صحبت کنم باهاش
)زنگ زدم به یکی دیگه از اعضای محله، دو سه دقیقه ای از اهمیت مواسات طبق روایات گفتم و گفتم باید خودم عامل باشم، میشه این هفته ی روز بیام خونتون؟ سبزی یا باقلا پاک کنیم، کمدتون رو تمیز کنیم یا برو استراحت کن من با بچه ها بازی کنم و...گفت باشه ان شاالله خبرتون میکنم و....فکر کنم خیلی همراه نشد
من از رو نرفتم و نا امید نشدم
توی گروه محله پیام گذاشتم من مواسات خونم کم شده، کی دوست داره بیام کمکش و....بازم کسی جواب نداد
رفتم سراغ ظرفا و خونه زندگی خودم.....ولی ی چیزی درونم نمیذاشت آروم باشمنمیدونم چی طور شد شماره یکی دیگه از اعضای گروه رو گرفتم...تا زنگ زدم بلافاصله گفتم میخوام بیام خونتون کمکت، کی بیام؟ گفت آره اره خیلی خیلی کمک میخوام میتونی الان بیای؟( حالا من دیگه اون لحظه شرایطش رو نداشتم ، یعنی نیت مواسات رسوندن رو ظهر کرده بودم و حالا دیگه بعد از ظهر شده بود، محمدحسن فردا امتحان داشت و خواب بود، کارهای خونه و شام و....هم مونده بود) گفتم میخوای فردا بیام؟
گفت نه نه اگر میتونی همین الان بیا، قراره یکی بیاد خونه مون رو ببینه برای خرید؛ من هم از حالت تهوع حاملگی و ضعف شدید یک هفته است به خونه دست نزدم
گفتم باشه....ی چند تا چیز نثار خودم کردم که خب چی میشه کارهات همیشه جلو باشه و خودم رو انذار کردم و ...بعد هم به خودم رجا دادم که خدا خودش کمک میکنه
دست سه تا بچه رو گرفتم و رفتم
وقتی برگشتم هم به کارای خونه رسیدم
نمیدونم چی جوری شد که شب وقتی همسرم اومد شام حاضر بود و خونه تمیزولی قطعا خدا کمک میکنه
بنده خدا دوستمون هم از تماس یهویی من خیلی شگفت زده شده بود وحس معجزه بهش دست داده بود
🥲
دیگه حالم خوب بود
#راوی_شو #ممنون_هستی_نهضت_مادری
این شناسه شما رو به محلهتون وصل میکنه
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
وقتی بیشتر در معرض آیات و احادیث مواسات و دوستی بین مومنین قرار میگیری و جمع کثیری رو دعوت به مواسات میکنی ولی خودت به کسی مواسات نمیکنی....و نمیتونی خودت رو توجیه کنی که بله من روز و شب دارم برای مواسات وقت میذارم، مواسات علمی ،مواسات وقت و.....نه نه ....دلم میخواست برم ظرف بشورم، برم خونه یکی رو تمیز کنم
زنگ زدم به یکی از اعضای محله ....جواب نداد...توی گروه خصوصی محله پیام داد من خیلی شلوغم خیلی کار دارم( فکر کرده بود میخوام احتمالا درمورد کارهای محله صحبت کنم باهاش
توی گروه محله پیام گذاشتم من مواسات خونم کم شده، کی دوست داره بیام کمکش و....بازم کسی جواب نداد
رفتم سراغ ظرفا و خونه زندگی خودم.....ولی ی چیزی درونم نمیذاشت آروم باشمنمیدونم چی طور شد شماره یکی دیگه از اعضای گروه رو گرفتم...تا زنگ زدم بلافاصله گفتم میخوام بیام خونتون کمکت، کی بیام؟ گفت آره اره خیلی خیلی کمک میخوام میتونی الان بیای؟( حالا من دیگه اون لحظه شرایطش رو نداشتم ، یعنی نیت مواسات رسوندن رو ظهر کرده بودم و حالا دیگه بعد از ظهر شده بود، محمدحسن فردا امتحان داشت و خواب بود، کارهای خونه و شام و....هم مونده بود) گفتم میخوای فردا بیام؟
گفتم باشه....ی چند تا چیز نثار خودم کردم که خب چی میشه کارهات همیشه جلو باشه و خودم رو انذار کردم و ...بعد هم به خودم رجا دادم که خدا خودش کمک میکنه
دست سه تا بچه رو گرفتم و رفتم
وقتی برگشتم هم به کارای خونه رسیدم
نمیدونم چی جوری شد که شب وقتی همسرم اومد شام حاضر بود و خونه تمیزولی قطعا خدا کمک میکنه
بنده خدا دوستمون هم از تماس یهویی من خیلی شگفت زده شده بود وحس معجزه بهش دست داده بود
دیگه حالم خوب بود
#راوی_شو #ممنون_هستی_نهضت_مادری
۳:۱۱