روز دوشنبه یک مرداد ماه مصادف با هفتم امام حسین (ع)

تصمیم گرفتم روضه بگیرم با حضور دوستان و بچه های محل...
به یکی از همسایه هامونم گفتم بیاد برای روضه و مداحی ولی بیشتر هدفش بچه ها باشنکاردستی کلاژ مناسبتی هم برای محرم آماده کنه و سینه زنی برای پسرها
خلاصه دوستان یکی یکی از ظهر اومدن و علاوه بر کلی صحبت دوستانه و خرید و فروش محصولات خودشون ساعت ۴ دیگه وقت هیئت رسید...
تا مداح یا بهتره بگم مربی بچه ها بیاد خودمون زیارت عاشورا خوندیم و بچه ها کاربرگای محرمو رنگ کردن
مربی گرامی هم رسیدن و وقت روضه خوانی بود.
چون تعداد بچه ها بالا بود (حداقل ۲۰ تا)سریع رفتیم سراغ سرگرم کردن اونا
مربی برای بچه ها تو تلویزیون
عکس های کارتونی مربوط به واقعه کربلا رو گذاشت و روایتگری کرد با سوال و پاسخ که کم و بیش جواب میگرفت از بچه هابچه ها هم چون منتظر جایزه بودن (آب نبات چوبی و شکلات و کیک و...) سعی میکردن از جاشون تکون نخورن
بعدشم که نوبت خیمه درست کردن رسید و با چسب دست به کار شدیم هم مادرا هم بچه ها
البته که مادرا در همه حال صحبت کردن با هم و جهاد تبیین
رو رها نمیکنند.
حالا نوبت خوراکی خوردن رسید
که دوستان تعارف میکردن به خودشون از اقلامی که با کمک همدیگه آماده کرده بودیمکیک و شیرینی و میوه
🧁
حلوای خوشمزه هم داشتیم که دوستان زحمت کشیدن
یا سبزی که آوردن و منم بهشون پنیر و نون دادم قبل روضه لقمه گرفتن .
از همه مهمتر هم چای روضه
️
نا گفته نمونه با وجود بچه ها همه ی خوراکی و وسایل باید از قبل تهیه بشه و من تقریبا این کارو کردم حتی چایی دو تا قوری بزرگ دم کردم تا شروع روضه آماده بشه (چای ایرانی و دردسر دیر دم کشیدن
)
یا همه ی خوراکی ها رو میز بود و روش پارچه بود که بچه ها دست نزنن.
القصه مهمونا دونه دونه رفتن و بعضی ها هم تا ۹ شب تشریف داشتن که بچه ها حسابی بازی کنند

هیئت یا به عبارتی دورهمی دوستانه از ۹ صبح تا ۹ شب با سین برنامه های مختلف طول کشید و به بچه ها حسابی خوش گذشت

#روضه_خانگی#محله_علم_و_صنعت
این شناسه شما رو به محلهتون وصل میکنه
@mehr61bano
کانال های ما :
بله | ایتا
به یکی از همسایه هامونم گفتم بیاد برای روضه و مداحی ولی بیشتر هدفش بچه ها باشنکاردستی کلاژ مناسبتی هم برای محرم آماده کنه و سینه زنی برای پسرها
خلاصه دوستان یکی یکی از ظهر اومدن و علاوه بر کلی صحبت دوستانه و خرید و فروش محصولات خودشون ساعت ۴ دیگه وقت هیئت رسید...
تا مداح یا بهتره بگم مربی بچه ها بیاد خودمون زیارت عاشورا خوندیم و بچه ها کاربرگای محرمو رنگ کردن
مربی گرامی هم رسیدن و وقت روضه خوانی بود.
چون تعداد بچه ها بالا بود (حداقل ۲۰ تا)سریع رفتیم سراغ سرگرم کردن اونا
مربی برای بچه ها تو تلویزیون
بعدشم که نوبت خیمه درست کردن رسید و با چسب دست به کار شدیم هم مادرا هم بچه ها
حالا نوبت خوراکی خوردن رسید
که دوستان تعارف میکردن به خودشون از اقلامی که با کمک همدیگه آماده کرده بودیمکیک و شیرینی و میوه
حلوای خوشمزه هم داشتیم که دوستان زحمت کشیدن
یا سبزی که آوردن و منم بهشون پنیر و نون دادم قبل روضه لقمه گرفتن .
از همه مهمتر هم چای روضه
نا گفته نمونه با وجود بچه ها همه ی خوراکی و وسایل باید از قبل تهیه بشه و من تقریبا این کارو کردم حتی چایی دو تا قوری بزرگ دم کردم تا شروع روضه آماده بشه (چای ایرانی و دردسر دیر دم کشیدن
یا همه ی خوراکی ها رو میز بود و روش پارچه بود که بچه ها دست نزنن.
القصه مهمونا دونه دونه رفتن و بعضی ها هم تا ۹ شب تشریف داشتن که بچه ها حسابی بازی کنند
هیئت یا به عبارتی دورهمی دوستانه از ۹ صبح تا ۹ شب با سین برنامه های مختلف طول کشید و به بچه ها حسابی خوش گذشت
#روضه_خانگی#محله_علم_و_صنعت
۱۱:۵۴