ورود کتیبه متبرک به خانه ما
همه چیز از ورود یک کتیبه مزین به نام حضرت فاطمه (س) به خونه ما شروع شد!برادرم تازه ازدواج کرده بود و یکی از دوستان هیئتیاش کتیبهای که ده شب محرم گوشه هیئت بنی هاشم متبرک شده بود را برای خانه جدید برادرم، هدیه داد.
کتیبه که وارد خونه ما شد، موقت سر در خانه را مزین کردیم به این کتیبه، وقت رفتن برادرم از خانه ما که رسید، دلش نیامد کتیبه را با خودش ببرد، انگار جایش از ابتدا همینجا بود...
از همان روزها، حس عجیبی در خانه ما جاری شد. گاهی فکر میکردم که این کتیبه، نماد عهدی نانوشته است؛ انگار وظیفهای معنوی به گردن ما گذاشته بود. هر سال نزدیک دهه فاطمیه، این حس در من قوت میگرفت که باید کاری انجام دهیم. این حسرت و آرزو، در دل خودم و اهل خانه جا خوش کرده بود تا امسال که لطف و اجازه حضرت زهرا (سلامالله علیها) شامل حالمان شد و توانستیم یک مجلس کوچک اما پربرکت برگزار کنیم.مجلس ساده بود. برای پذیرایی میوه، خرما و چای آماده کرده بودیم. اما چیزی که شگفتانگیز بود، همت و اخلاص مهمانها بود. هر کسی که وارد میشد، انگار نمیخواست دست خالی بیاید. یکی شیرینی کشمشی آورده بود، یکی شعلهزرد، دیگری کاکائو. هرکس میخواست سهمی هرچند کوچک در این محفل نورانی داشته باش و همینها بود که مجلس را باصفا و صمیمیتر کرد.
ابتدای مجلس سوره انعام خوانده شد و سپس خانم خسروی شروع به صحبت کردند. حرفهایشان عمیق و تأثیرگذار بود. گفتند که بلاها و ابتلائات بخشی از رحمت خدا هستند؛ هرکس که خدا به او نظر داشته باشد، دچار امتحاناتی میشود که اگر با صبر و شکیبایی از آن عبور کند، مقامش نزد خداوند بالاتر میرود. یادآوری کردند که اگر کسی از بلا دور باشد، در واقع از رحمت الهی محروم شده است.
بعد از آن از حضرت زهرا (سلامالله علیها) و فداکاری بینظیرشان گفتند؛ اینکه ایشان برای حفظ اسلام و امت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) جانشان را فدا کردند. اشاره کردند که چگونه امت پیامبر در غفلت فرو رفتند و ولی خدا را تنها گذاشتند. حضرت زهرا، با همه جایگاه و عظمتشان، تا آخرین لحظه گوش به فرمان ولی زمان خود بودند. درس بزرگی بود؛ اگر میخواهیم در مسیر ایشان قدم برداریم، باید با جان و دل به ولی زمان خود گوش سپاریم و از همین خانهها و محلههای کوچک شروع کنیم.
امروز، امام زمان (عجلاللهتعالیفرجه) ولی و حجت خدا بر زمین هستند و اطاعت از ایشان، همان اطاعت از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است. هر قدمی که در مسیر پیروی از امام زمان برداشته شود، در حقیقت پیمودن راهی است که حضرت زهرا جان خود را برای حفظ آن فدا کردند. انتظار فرج، تنها دعا برای ظهور نیست؛ بلکه تلاش برای آمادهسازی دلها و جامعه برای پذیرش ولایت ایشان است. اگر بخواهیم یار حقیقی امام باشیم، باید با اصلاح خود و محیط پیرامون، زمینهساز ظهور شویم و گوش به فرمان نائب ایشان در زمان غیبت باشیم، که این اطاعت نشانه ایمان و معرفت است.
مجلس سادهمان با همین حرفها رنگ و بوی دیگری گرفت. خوشحالم که این توفیق نصیبمان شد تا قدمی کوچک برای حضرت زهرا (س) برداریم. انگار آن کتیبه که روزی به خانهمان آمد، سفیری از نور و برکت بود تا مسیرمان را به سوی خدمت اهلبیت روشن کند.
#روضه_خانگی #بیوت_مقاومت #نهضت_مادری #خانههای_مقاومت #فاطمیه #طرح_عقیله #روایت_
" />


کانالهای ما :
بله | ایتا
همه چیز از ورود یک کتیبه مزین به نام حضرت فاطمه (س) به خونه ما شروع شد!برادرم تازه ازدواج کرده بود و یکی از دوستان هیئتیاش کتیبهای که ده شب محرم گوشه هیئت بنی هاشم متبرک شده بود را برای خانه جدید برادرم، هدیه داد.
کتیبه که وارد خونه ما شد، موقت سر در خانه را مزین کردیم به این کتیبه، وقت رفتن برادرم از خانه ما که رسید، دلش نیامد کتیبه را با خودش ببرد، انگار جایش از ابتدا همینجا بود...
از همان روزها، حس عجیبی در خانه ما جاری شد. گاهی فکر میکردم که این کتیبه، نماد عهدی نانوشته است؛ انگار وظیفهای معنوی به گردن ما گذاشته بود. هر سال نزدیک دهه فاطمیه، این حس در من قوت میگرفت که باید کاری انجام دهیم. این حسرت و آرزو، در دل خودم و اهل خانه جا خوش کرده بود تا امسال که لطف و اجازه حضرت زهرا (سلامالله علیها) شامل حالمان شد و توانستیم یک مجلس کوچک اما پربرکت برگزار کنیم.مجلس ساده بود. برای پذیرایی میوه، خرما و چای آماده کرده بودیم. اما چیزی که شگفتانگیز بود، همت و اخلاص مهمانها بود. هر کسی که وارد میشد، انگار نمیخواست دست خالی بیاید. یکی شیرینی کشمشی آورده بود، یکی شعلهزرد، دیگری کاکائو. هرکس میخواست سهمی هرچند کوچک در این محفل نورانی داشته باش و همینها بود که مجلس را باصفا و صمیمیتر کرد.
ابتدای مجلس سوره انعام خوانده شد و سپس خانم خسروی شروع به صحبت کردند. حرفهایشان عمیق و تأثیرگذار بود. گفتند که بلاها و ابتلائات بخشی از رحمت خدا هستند؛ هرکس که خدا به او نظر داشته باشد، دچار امتحاناتی میشود که اگر با صبر و شکیبایی از آن عبور کند، مقامش نزد خداوند بالاتر میرود. یادآوری کردند که اگر کسی از بلا دور باشد، در واقع از رحمت الهی محروم شده است.
بعد از آن از حضرت زهرا (سلامالله علیها) و فداکاری بینظیرشان گفتند؛ اینکه ایشان برای حفظ اسلام و امت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) جانشان را فدا کردند. اشاره کردند که چگونه امت پیامبر در غفلت فرو رفتند و ولی خدا را تنها گذاشتند. حضرت زهرا، با همه جایگاه و عظمتشان، تا آخرین لحظه گوش به فرمان ولی زمان خود بودند. درس بزرگی بود؛ اگر میخواهیم در مسیر ایشان قدم برداریم، باید با جان و دل به ولی زمان خود گوش سپاریم و از همین خانهها و محلههای کوچک شروع کنیم.
امروز، امام زمان (عجلاللهتعالیفرجه) ولی و حجت خدا بر زمین هستند و اطاعت از ایشان، همان اطاعت از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است. هر قدمی که در مسیر پیروی از امام زمان برداشته شود، در حقیقت پیمودن راهی است که حضرت زهرا جان خود را برای حفظ آن فدا کردند. انتظار فرج، تنها دعا برای ظهور نیست؛ بلکه تلاش برای آمادهسازی دلها و جامعه برای پذیرش ولایت ایشان است. اگر بخواهیم یار حقیقی امام باشیم، باید با اصلاح خود و محیط پیرامون، زمینهساز ظهور شویم و گوش به فرمان نائب ایشان در زمان غیبت باشیم، که این اطاعت نشانه ایمان و معرفت است.
مجلس سادهمان با همین حرفها رنگ و بوی دیگری گرفت. خوشحالم که این توفیق نصیبمان شد تا قدمی کوچک برای حضرت زهرا (س) برداریم. انگار آن کتیبه که روزی به خانهمان آمد، سفیری از نور و برکت بود تا مسیرمان را به سوی خدمت اهلبیت روشن کند.
#روضه_خانگی #بیوت_مقاومت #نهضت_مادری #خانههای_مقاومت #فاطمیه #طرح_عقیله #روایت_
۱۵:۴۱