روایت۱ #جان_فدا
زمانی که تشیع و وداع مردم با پیکر مطهر حاج قاسم از تلویزیون میدیدم بیقرار میشدم و خیلی دوست داشتم در آن رود خروشان باشم ولی شهر ما محروم از حضور پیکر بود همسرم وقتی بیقراری من دید قول داد بر سر مزار شهید سلیمانی برویم
بحمدالله قسمت شد و مسافر کوی یار شدیم در بهشت زهرا کرمان سرپرستی کودکی از ایتام به نیت حاج قاسم قبول کردیم
شهریور ماه امسال خواهرم دو تا برچسب از حاج قاسم #جان_فدا بهم داد زمانی که سید حسن نصرالله به شهادت رسیدند دوباره غم نبودن حاج قاسم زنده شد برچسب #جان_فدا برداشتم و پشت شیشه ماشین چسباندم
بعد از چند روز یکی از آشنایان از روی دلسوزی گفت چرا اینکار کردی شیشه ماشین میشکونن و مزاحمت ایجاد میکنن
ناراحت شدم تو دلم با حاج قاسم درد دل کردم درست فردا صبح ش کارشناس کمیته امداد کرمانی پیام پر مهری فرستاد
قلبا مطمئن هستم آن لبخندحاج قاسم بود
#نهضت_مادری#محله_سعادت_آباد#به_عشق_حاج_قاسم
۱۶:۲۰