بله | کانال روزنامه مجازی نقطه
عکس پروفایل روزنامه مجازی نقطهر

روزنامه مجازی نقطه

۴۱ عضو
thumbnail
undefined️ رمزگشایی از پروژه خلع سلاح رسانه ملی

undefined طنین دفاع از سینمای متعهد

undefined «غوطه‌ور»؛ نمای صادقانه یک هویت

undefined صنعت چاپ مهیای رقابت منطقه ای

undefined داستان یک تخریب سازمان یافته


undefinedدر شماره چهل و هشتم روزنامه الکترونیکی «نقطه» بخوانید
@noghtenewspaper

۱۴:۱۹

undefinedاز آهن‌شهر تا اسپاگتی قرمز
undefinedرمان «اسپاگتی با سس قرمز » ، اثری ضد آمریکایی است که به آگاهی بخشی نوجوانان در خصوص وقایع پیش از انقلاب کمک می کند
undefinedدر شرایطی که رقابت روایت‌ها به یکی از محورهای اصلی تقابل فرهنگی در جهان معاصر تبدیل شده، تولید آثار داستانی با رویکرد هویتی برای نسل نوجوان بیش از گذشته اهمیت یافته است. انتشار رمان «اسپاگتی با سس قرمز» را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ اثری که با تمرکز بر بازنمایی حضور و نفوذ آمریکا در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی، تلاش دارد بخشی از حافظه تاریخی انقلاب را برای نسل جدید بازخوانی کند.
undefinedهادی حکیمیان، نویسنده این اثر، با تأکید بر ماهیت ضدآمریکایی رمان، آن را تلاشی برای افزایش آگاهی نسل نوجوان نسبت به تحولات تاریخی پیش از انقلاب توصیف کرده است. به گفته وی، اگرچه طی سال‌های گذشته در قالب مسابقات و برنامه‌های فرهنگی به موضوعات ضدآمریکایی پرداخته شده، اما در حوزه ادبیات داستانی نوجوان خلأ قابل توجهی وجود داشته است.
undefinedداستان این رمان در منطقه‌ای به نام «آهن‌شهر» روایت می‌شود؛ فضایی که حضور خانواده‌های آمریکایی در آن، بستری برای نمایش نوع نگاه سلطه‌گرانه و تحقیرآمیز آن‌ها نسبت به جامعه میزبان ایجاد می‌کند. این انتخاب روایی، امکان بازنمایی غیرمستقیم سازوکارهای نفوذ فرهنگی و اجتماعی را در قالب داستانی فراهم کرده است. انتخاب نام «اسپاگتی با سس قرمز» نیز علاوه بر جذابیت برای مخاطب نوجوان، تلاشی نمادین برای اشاره به نفوذ سبک زندگی و فرهنگ آمریکایی در لایه‌های اجتماعی آن دوره محسوب می‌شود.
undefinedاز منظر راهبردی، اهمیت این اثر را باید در احیای ادبیات هویتی برای نوجوانان ارزیابی کرد. در سال‌های اخیر، بخش قابل توجهی از بازار محتوای نوجوان در اختیار روایت‌های غیر بومی قرار گرفته و همین مسئله، ضرورت تولید آثار بومی با رویکرد تاریخی و هویتی را دوچندان کرده است. ادبیات داستانی، به دلیل ظرفیت همذات‌پنداری، یکی از مؤثرترین ابزارها در انتقال مفاهیم تاریخی و هویتی به نسل نوجوان به شمار می‌رود.
undefinedدر همین چارچوب، کارشناسان فرهنگی معتقدند توسعه ادبیات داستانی با محور انقلاب اسلامی می‌تواند به تقویت حافظه تاریخی نسل جدید و افزایش سواد تاریخی جامعه کمک کند. چنین آثاری در صورت بهره‌گیری از روایت جذاب و ساختار داستانی حرفه‌ای، می‌توانند علاوه بر کارکرد فرهنگی، در میدان رقابت روایت‌ها نیز نقش‌آفرینی کنند.
undefinedدر مجموع، «اسپاگتی با سس قرمز» را می‌توان نمونه‌ای از تلاش برای بازتعریف روایت انقلاب در زبان و قالب مورد فهم نسل نوجوان دانست؛ تلاشی که در صورت تداوم و تقویت، می‌تواند به شکل‌گیری جریان تازه‌ای در ادبیات نوجوان با محور هویت تاریخی و فرهنگی منجر شود.
@noghtenewspaper

۱۲:۰۳

undefinedجهان تاریک قمار به روایت سینما
undefinedفیلم «تصنیف یک بازیکن کوچک»هشداری است به نسلی که در دام اپلیکیشن‌های شرط‌بندی گرفتار شده و علاوه بر پول، انسانیت خویش را می بازد

undefinedدر دنیایی که قمار از کازینوهای مخمل‌پوش به صفحه موبایل‌ها مهاجرت کرده، فیلم «تصنیف یک بازیکن کوچک» به کارگردانی ادوارد برگر، فراتر از یک اثر سینمایی، یک هشدار راهبردی است. این فیلم با وام‌گیری از رمان لارنس آزبورن، نه فقط فروپاشی یک قمارباز، که زوال معنوی انسان معاصر در دام مصرف بی‌رویه و امیدهای واهی را به تصویر می‌کشد.
undefinedفیلم با بازی درخشان کالین فارل در نقش «لرد دویل» - وکیلی فراری که به ماکائو پناه برده - شروع می‌شود. اما این تنها ظاهر ماجراست. در لایه‌های زیرین، برگر با سبک آگاهانه بصری‌محور خود، تابلویی از یک بیماری جهانی را ترسیم می‌کند؛ اعتیاد به ریسک و باور ساده‌انگارانه به «شانس». نمادگرایی فیلم-از انتخاب ماکائو به عنوان شهری میان تهی و بی‌هویت گرفته تا آیین «جشن ارواح گرسنه» - دقیقاً بازتاب دهنده وضعیت روانی شخصیت اصلی و به تعمیم، انسان گرفتار در چرخه مصرف و قمار است.
undefined*راهبرد روایی به مثابه هشدار اجتماعی:
نکته راهبردی فیلم در بهره‌گیری از فرمی فاخر برای پرداختن به موضوعی به ظاهر پیش پاافتاده است. برگر عمداً از ایجاد همذات‌پنداری عمیق با شخصیت اصلی اجتناب می‌کند. دویل نه قهرمانی تراژیک، که نمونه‌ای آسیب‌شناختی است. این فاصله‌گذاری عمدی، مخاطب را از لذت تماشای سقوط یک فرد به مشاهده‌گری تحلیل‌گر تبدیل می‌کند. فیلم به ما می‌گوید: این داستان تو نیست، اما می‌تواند باشد.

undefined*پیوند با مخاطرات عصر حاضر:
در شرایطی که صنعت قمار آنلاین سالانه صدها میلیارد دلار گردش مالی دارد و اپلیکیشن‌های شرط‌بندی با ظاهری فریبنده به راحتی در دسترس نسل جوان قرار گرفته، پیام فیلم از یک هشدار اخلاقی ساده فراتر می‌رود. «تصنیف یک بازیکن کوچک» نشان می‌دهد که قمار امروز تنها یک بازی نیست؛ بلکه الگویی رفتاری است که خود را در اشکال مختلف - از خریدهای هیجانی تا سرمایه‌گذاری‌های بی‌پایه - تکرار می‌کند.
undefined*نمادپردازی به مثابه زبان جهانی: *استفاده فیلم از نمادهای جهانی - پول، الکل، تجملات پوچ، انعکاس‌های بی‌پایان در آینه - آن را از یک داستان خاص به تمثیلی جهانی ارتقا می‌دهد. صحنه سوزاندن پول برنده شده، نه یک عمل رستگاربخش، که تأییدی بر پوچی کل این چرخه است. در دنیای فیلم، حتی «بردن» نیز راه گریزی نیست، چرا که برنده واقعی در این بازی وجود ندارد.
undefinedدر مجموع باید گفت، ادوارد برگر با این اثر نشان می‌دهد که سینمای فاخر می‌تواند و باید به مسائل زیستی انسان معاصر بپردازد. «تصنیف یک بازیکن کوچک» در نهایت فیلمی درباره انتخاب است؛ انتخاب میان زندگی واقعی با تمام پیچیدگی‌هایش و پناه بردن به دنیای مصنوعی شانس و ریسک. در عصری که فناوری، قمار را به تجربه‌ای دم دستی و به ظاهر بی‌خطر تبدیل کرده، این فیلم یادآور می‌شود که قیمت نهایی این بازی، چیزی کمتر از روان و هویت انسان نیست. این دیگر نه یک هشدار که یک زنگ خطر است برای نسلی که در آستانه تبدیل شدن به «بازیکنان کوچک» در بازی‌هایی شیطانی هستند.

@noghtenewspaper

۱۲:۰۳

undefinedسلبریتی ها و جنگ شناختی
undefinedتحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد الگوی تقابل با ایران وارد مرحله‌ای شده که میدان اصلی آن نه جغرافیا، بلکه ذهن انسان است. امروز تمرکز اصلی بر مهندسی ادراک، بازطراحی نظام قضاوت اجتماعی و تضعیف انسجام روانی جامعه قرار گرفته است. در این معماری جدید، «روایت» جایگزین «واقعیت سخت» شده و بازیگران این میدان، الزاماً بازیگران سیاسی کلاسیک نیستند.
undefinedدر این چارچوب، سلبریتی‌ها به یکی از مهم‌ترین ابزارهای جنگ شناختی تبدیل شده‌اند. آنان دیگر صرفاً تولیدکننده سرگرمی نیستند، بلکه به بازیگران خط مقدم نبرد روایت‌ها بدل شده‌اند. سازوکار این پدیده بر پایه شرطی‌سازی عاطفی شکل می‌گیرد؛ فرآیندی که طی آن، مخاطب در طول سال‌ها ارتباط احساسی و خاطره‌سازی مثبت با یک چهره عمومی، نوعی اعتماد ناخودآگاه نسبت به او پیدا می‌کند.
undefinedوقتی همین چهره بدون تخصص در حوزه‌های پیچیده سیاسی، امنیتی یا اقتصادی وارد موضع‌گیری می‌شود، بخش قابل توجهی از مخاطبان پیام او را نه بر اساس استدلال، بلکه بر اساس سرمایه عاطفی قبلی می‌پذیرند. این همان پدیده‌ای است که در روانشناسی با عنوان «اثر هاله‌ای» شناخته می‌شود؛ انتقال اعتبار از یک حوزه تخصصی به حوزه‌ای کاملاً نامرتبط.
undefinedاین فرآیند معمولاً در قالب یک الگوی سه‌لایه‌ای عمل می‌کند. در لایه نخست، مرز میان سلبریتی و کارشناس به تدریج محو می‌شود. حضور مکرر در قالب فعال اجتماعی یا چهره دغدغه‌مند، نوعی مشروعیت شبه‌تحلیلی ایجاد می‌کند. در لایه دوم، سرمایه اعتماد مخاطب به حوزه‌های غیرتخصصی منتقل می‌شود. در لایه سوم، قطبی‌سازی اجتماعی شکل می‌گیرد؛ جایی که جامعه در قالب دوگانه‌های هیجانی تعریف می‌شود و فضای گفت‌وگوی عقلانی تضعیف می‌شود.اما سطح عمیق‌تر ماجرا، به راهبرد کلان مهندسی افکار عمومی بازمی‌گردد. این راهبرد سه هدف اصلی را دنبال می‌کند: بازتعریف تدریجی هویت ملی از طریق ترویج الگوهای زیستی غیر بومی، تعمیق شکاف نسلی از طریق دوگانه‌سازی ارزشی، و جایگزینی اعتماد نهادی با اعتماد مبتنی بر چهره‌های فردی.
undefinedدر کنار این روند، مدیریت نارضایتی اجتماعی نیز به عنوان مکمل عمل می‌کند. برجسته‌سازی مداوم ناکارآمدی‌ها، حذف تصویر پیشرفت‌ها از روایت عمومی و القای احساس بن‌بست، به تدریج سرمایه امید اجتماعی را فرسایش می‌دهد. در چنین فضایی، جامعه حتی بدون فشار سخت، در معرض فرسایش درونی قرار می‌گیرد.
undefinedدر این میان، نقش رسانه‌ها تعیین‌کننده است. رسانه‌ای که صرفاً بازتاب‌دهنده بحران باشد، ناخواسته در زمین عملیات شناختی بازی می‌کند. در مقابل، رسانه‌ای که بتواند تصویر چندبعدی از واقعیت ارائه دهد، به تثبیت امنیت روانی جامعه کمک می‌کند.نقطه کانونی مواجهه با این پدیده، تقویت سواد رسانه‌ای انتقادی است. جامعه‌ای که بتواند میان «چهره محبوب» و «محتوای پیام» تفکیک قائل شود، کمتر در معرض دستکاری شناختی قرار می‌گیرد. در کنار آن، خلق الگوهای بومی معتبر در حوزه علم، فرهنگ و فناوری، می‌تواند موازنه مرجعیت اجتماعی را بازسازی کند.
undefinedواقعیت این است که جنگ آینده، جنگ تصرف سرزمین‌ها نیست؛ جنگ تصرف ذهن‌هاست. در جهانی که روایت‌ها می‌توانند واقعیت را بازتعریف کنند، هر جامعه‌ای که سازوکار تولید و توزیع روایت را نشناسد، حتی بدون شکست میدانی، ممکن است در سطح ادراک جمعی، بازنده میدان باشد.و شاید مهم‌ترین واقعیت عصر ما همین باشد؛ انسان مدرن تصور می‌کند در حال مصرف محتواست، در حالی که گاهی خودش تبدیل به محتوایی می‌شود که دیگران در حال شکل دادن به آن هستند. دنیا جای عجیبی شده. با این حال، هنوز می‌شود بازی را فهمید. و فهمیدن، خودش نصف پیروزی است.
@noghtenewspaper

۱۲:۰۳

undefinedلایک برای پژواک مصنوعی
undefined برخی سلبریتی‌ها چگونه با بازی در زمین الگوریتم، صدای واقعی مردم را به حاشیه می‌رانند؟
undefinedفضای مجازی، به ویژه شبکه‌هایی مانند اینستاگرام، به عرصه‌ای تعیین‌کننده برای بازنمایی تحولات اجتماعی بدل شده است. در این میان، نقش و مواضع چهره‌های مشهور (سلبریتی‌ها) مورد توجه ویژه قرار دارد. در این میان پرسش محوری آن است که آیا مواضع اجتماعی سلبریتی‌ها برخاسته از دغدغه‌های اصیل مردمی است یا آن‌که محصول سازوکارهای الگوریتمی و منطق «باقی ماندن در قاب» و دیده‌شدن است؟ یافته‌های این تحلیل نشان می‌دهد که الگوریتم‌های حاکم بر شبکه‌های اجتماعی، با ایجاد یک «راهنمای عمل نامرئی»، سلبریتی‌ها را به سمت کنشگری‌های نمایشی و هم‌جهت سوق داده و در نهایت، گفتمان عمومی را با خطرات جدی مانند مسخ کنشگری اصیل، ایجاد ادراک تحریف‌شده و کاهش تاب‌آوری اجتماعی مواجه می‌سازند.
undefined*معماری نامرئی الگوریتم و منطق بقا*الگوریتم‌های پیشرفته شبکه‌هایی مانند اینستاگرام، بر پایه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، برای یک هدف مرکزی بهینه‌سازی شده‌اند؛ حداکثرسازی تعامل و زمان حضور کاربر. این سیستم‌ها با رصد هزاران داده ریز (از مدت زمان توقف روی یک پست تا نوع تعامل و شبکه ارتباطات کاربر) دائماً در حال یادگیری الگوهای ترجیحی مخاطب هستند. برای سلبریتی، که هستی حرفه‌ای‌اش در گرو «دیده‌شدن» است، این الگوریتم به یک «مشاور راهبردی» نامرئی تبدیل می‌شود. او به سرعت درمی‌یابد که کدام نوع از موضع‌گیری (اعتراضی، همدلانه، حتی سکوت حساب‌شده)، در چه بازه زمانی، با چه ادبیات و قالب بصری، بیشترین بازخورد (لایک، کامنت، اشتراک) را دریافت می‌کند.
undefinedدر این منطق، محتوای پیام لزوماً اولویت نخست نیست؛ اولویت، ماندن در گردش حداکثری محتوا است. بنابراین، کنشگری از یک انتخاب مسئولیت‌پذیری اجتماعی، به یک محاسبه راهبردی برای بهینه‌سازی تعامل تقلیل می‌یابد. سلبریتی به موجودی بدل می‌شود که پیش از اندیشیدن به «چه بگوید»، به این می‌اندیشد که «چگونه و در چه زمانی بگوید تا الگوریتم او را در صدر نمایش قرار دهد». اینجاست که مفهوم «کنشگر قاب» معنا می‌یابد؛ بازیگری که صحنه اصلی عمل او نه جامعه عینی، که «قاب» نمایش شبکه اجتماعی است و تماشاگرانش را از طریق دستورالعمل‌های ماشینی می‌طلبد.
undefinedزنجیره انگیزشی و اثر گلوله‌برفیاین سازوکار فنی، با مکانیسم‌های قدرتمند روان‌شناختی تکمیل و تشدید می‌شود. مهم‌ترین این مکانیسم‌ها، «ترس از حذف» از چرخه توجه است. زمانی که یک چهره مشهور موضعی می‌گیرد و الگوریتم آن را با نمایش گسترده و واکنش‌های مثبت پاداش می‌دهد، پیام روشنی به سایر سلبریتی‌ها ارسال می‌شود: «این مسیر، مسیر امن و پرترافیک است». در مقابل، سکوت یا اتخاذ موضعی متفاوت، خطر به حاشیه رانده شدن و کاهش شدید دیده‌شدن را در پی دارد. این ترس، به ایجاد پدیده «اثر گلوله‌برفی الگوریتمی» منجر می‌شود.
undefinedدر این اثر، سلبریتی‌ها نه بر اساس گفت‌وگو، اجماع یا تحلیل عمیق جمعی، بلکه تحت تأثیر فشار نامرئی رقابت برای جلب توجه، یکدیگر را به سمت تکرار و تشدید همان مواضع «پربازده» سوق می‌دهند. نتیجه، شکل‌گیری یک هم‌صدایی مصنوعی، گسترده ولی اغلب سطحی است. این هم‌صدایی، لزوماً بازتاب‌دهنده عمق، وسعت یا اولویت واقعی یک جریان فکری در جامعه نیست، بلکه آینه‌ای است تحریف‌شده از آنچه الگوریتم برای حداکثر تعامل، برجسته و تقویت کرده است. در این فرآیند، «مردم» به عنوان سوژه‌های اصلی با نیازها و پیچیدگی‌های خاص خود، گاه محو می‌شوند و تصویری ساده‌شده و قاب‌پسند از آنان جایگزین می‌گردد.
undefinedتهدیدات علیه گفتمان عمومی سالمحاکمیت این الگوی «کنشگری الگوریتمیک»، چند آسیب و تهدید بنیادین را متوجه سلامت گفتمان
undefined*عمومی و فضای اجتماعی می‌سازد:*1. مسخ و بی‌اعتبارسازی کنشگری اصیل: هنگامی که اعتراض و همدلی به «مد روز» موضع‌گیری تبدیل شود، ارزش و اعتماد به کنشگری ریشه‌دار، مستمر و مبتنی بر هزینه‌پذیری واقعی خدشه‌دار می‌شود. این امر فضای اجتماعی را به سمت عاطفه‌گرایی زودگذر و نمایش‌محوری سوق می‌دهد.2. ایجاد ادراک کاذب و تصمیم‌گیری تحریف‌شده: حجم عظیم و یک‌سویه محتوای تولیدشده توسط کنشگران قاب، می‌تواند برای سیاست‌گذاران، ناظران داخلی و خارجی و حتی خود جامعه، تصویری غیرواقعی از میزان اقبال یا شدت یک خواست اجتماعی ایجاد کند. این «واقعیت سازینشده» می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های نادرست در سطوح مختلف منجر شود.

@noghtenewspaper

۱۲:۰۳

undefinedلایک برای پژواک مصنوعی
3. تضعیف تاب‌آوری و گفت‌وگوی سازنده: اگر اعتراض و بیان مشکل، به جای آنکه مقدمه‌ای برای طرح راه‌حل، چانه‌زنی و یافتن زمینه‌های مشترک باشد، صرفاً به ابزاری برای کسب اعتبار نمادین و افزایش دنبال‌کننده تبدیل گردد، ظرفیت جامعه برای مدیریت تعارضات و عبور از بحران‌ها به شدت کاهش می‌یابد. گفتمان عمومی به جای حل مسئله، در دام «بازنشر بی‌پایان هی
4. کاهش مسئولیت‌پذیری اجتماعی: در مدل کنشگری الگوریتمی، مسئولیت پیامدهای موضع‌گیری از دوش فرد برداشته می‌شود. پیام در دریای محتوا گم می‌شود و اثر آن به یک «انگیش» موقت محدود می‌گردد. این امر، فرهنگ پاسخگویی را تضعیف و رفتارهای پوپولیستی و عوام‌فریبانه را تشویق می‌کند.
undefinedدر مجموع باید گفت سلبریتی‌های دنیای امروز، در میدانی بازی می‌کنند که قواعد آن را الگوریتم‌های نامرئی می‌نویسند. مواضع به ظاهر اجتماعی آنان را نباید لزوماً به عنوان کانون‌های اصیل «صدای مردم» تعبیر کرد، بلکه باید آن را «بازتولید صدای مردم در چارچوب قواعد ماشینیِ حداکثر تعامل» دانست. این پدیده، یک هشدار راهبردی برای تمامی نهادهای فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای است.
undefinedبی تردید آینده سلامت گفتمان عمومی در گرو آن است که جامعه بتواند میان «طنین اصیل» و «پژواک مصنوعی» ایجادشده توسط ماشین تمایز قائل شود. در غیر این صورت، خطر آن است که به تدریج، فضای عمومی نه محل گفت‌وگو و حل مسائل واقعی مردم، که صحنه نمایش دائمی «تصویری از مردم» شود، آن هم تصویری که بیشترین شباهت را به خواست قاب‌های الگوریتمی دارد.
@noghtenewspaper

۱۲:۰۳

undefinedنشر ایران جامانده از فرصت ۱۵۰ میلیارد دلاری
undefined با وجود ظرفیت‌های فرهنگی بالا، سهم کشور از اقتصاد بزرگ نشر جهانی ناچیز است؛ کاهش تیراژ، افزایش هزینه‌ها و تغییر اولویت‌های خانوار، چرخه نشر را با چالش مواجه کرده است

undefinedدر آستانه‌ای که اقتصاد جهانی کتاب به رقمی معادل ۱۵۰ میلیارد دلار بالغ می‌شود، وضعیت این صنعت در ایران با چالش‌هایی عمیق مواجه است. آمارها نشان می‌دهد که سهم کشور از این گردش مالی عظیم، تنها کسری ناچیز است. این واقعیت، ضرورت بازنگری اساسی در نگاه به حوزه نشر و تدوین راهبردهایی برای تقویت اقتصاد کتاب را پررنگ می‌سازد.
undefinedدر شرایطی که تورم جهانی بسیاری از بخش‌ها را تحت تأثیر قرار داده، حوزه کتاب در ایران با افزایش قابل توجه هزینه‌های تولید مواجه شده است. هزینه‌های کاغذ، چاپ، ویراستاری و توزیع، بار مالی سنگینی بر دوش ناشران و فعالان این عرصه گذاشته است. با این حال، بررسی تطبیقی نشان می‌دهد که افزایش قیمت کتاب در مقایسه با برخی کالاهای اساسی دیگر، با شیب کمتری صورت گرفته، اما این مسئله به تنهایی نتوانسته است تعادل را به چرخه نشر بازگرداند.
undefinedیکی از چالش‌های اساسی، تغییر اولویت‌های هزینه‌ای در سبد خانوار است. به نظر می‌رسد کتاب در رقابت با نیازهای اولیه و دیگر کالاهای فرهنگی و غیرفرهنگی، جایگاه پیشین خود را از دست داده است. این امر نه تنها بر کاهش تیراژ کتاب‌ها به رقم‌های نگران‌کننده تأثیر گذاشته، بلکه بقای بسیاری از ناشران، به ویژه ناشران تخصصی و کوچک‌مقیاس را نیز با تهدید مواجه ساخته است.
undefinedاز سوی دیگر، برخی تحلیل‌ها بر این باورند که نگاه به کتاب صرفاً به عنوان یک کالای اقتصادی ممکن است ابعاد فرهنگی و اجتماعی آن را تحت‌الشعاع قرار دهد. این دیدگاه معتقد است کتاب "جان و روحی است که جسم گرفته" و تقویت آن نیازمند حمایت‌های ویژه و در نظر گرفتن جایگاه رفیع آن در توسعه فرهنگی است. با این حال، بی‌توجهی به واقعیت‌های اقتصادی این حوزه نیز می‌تواند به حاشیه‌رانی بیشتر آن بینجامد.برای خروج از این وضعیت اما، به نظر می‌رسد راهکار در
undefined*اتخاذ رویکردی چندوجهی نهفته است:*
undefinedاول، بازتعریف بازاریابی و توزیع: در عصر گسترش فناوری‌های دیجیتال، استفاده از فروش آنلاین، حضور هدفمند در نمایشگاه‌های داخلی و بین‌المللی و بازاریابی خلاقانه می‌تواند دسترسی به کتاب را تسهیل و بازارهای جدیدی ایجاد کند. توزیع عادلانه و گسترش دسترسی به کتاب در همه مناطق کشور نیز از ارکان این تحول است.
undefinedدوم، برجسته‌سازی محتوا: موفقیت ناشران در گرو شناسایی و معرفی مؤثر محتوای باکیفیت است. ایجاد جذابیت برای کتاب از طریق ابزارهای رسانه‌ای و فرهنگی، می‌تواند توجه مخاطبان را بار دیگر به سمت کتاب جلب نماید.
undefinedسوم، حمایت‌های هوشمند: طراحی و اجرای سازوکارهای حمایتی هدفمند از ناشران و کتابفروشان، به ویژه در حوزه‌های تخصصی، می‌تواند به حفظ تنوع و پویایی در صنعت نشر کمک کند. این حمایت‌ها می‌تواند از کاهش هزینه‌های تولید تا تسهیل در توزیع را دربرگیرد.
undefinedچهارم، فرهنگ‌سازی و ارتقای جایگاه کتاب: تلاش برای بازگرداندن کتاب به اولویت‌های فرهنگی خانواده‌ها نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت و مشارکت نهادهای فرهنگی، آموزشی و رسانه‌ای است.
undefinedامضای تفاهم‌نامه‌های همکاری، مانند آنچه میان نهادهای دانشگاهی و انجمن‌های صنفی صورت می‌گیرد، می‌تواند گامی در جهت هم‌افزایی ظرفیت‌ها برای حل این معضل باشد. با این حال، عبور از چالش‌های فعلی و دستیابی به سهمی شایسته از اقتصاد ۱۵۰ میلیارد دلاری کتاب جهان، نیازمند اراده‌ای جمعی، تدوین نقشه‌راه عملیاتی و نگاهی آینده‌نگر است. آینده نشر ایران در گرو تبدیل تهدیدهای کنونی به فرصتی برای نوسازی ساختاری و محتوایی این صنعت سرنوشت‌ساز است.
@noghtenewspaper

۱۲:۰۳

undefinedحاج قاسم پیش از حاج قاسم
undefined فیلم «کوچ» با فاصله گرفتن از الگوی اسطوره‌سازی رایج، تلاش می‌کند قهرمان ملی را از مسیر زیست انسانی و روایت غیرکلیشه‌ای بازتعریف کند
undefinedدر سال‌هایی که سینمای پرتره در ایران عمدتاً در دوگانه اسطوره‌سازی اغراق‌آمیز یا روایت‌های خشک تاریخی گرفتار شده، فیلم «کوچ» تلاشی متفاوت برای بازتعریف الگوی روایت از یک چهره ملی محسوب می‌شود. این اثر با تمرکز بر کودکی و نوجوانی شهید حاج قاسم سلیمانی، سعی می‌کند مسیر شکل‌گیری شخصیت یک فرمانده راهبردی را از بستر زیست اجتماعی و فرهنگی او روایت کند، نه صرفاً از نقطه اوج تاریخی.
undefinedمهم‌ترین مزیت راهبردی «کوچ» را باید در انتخاب فرم روایی آن جست‌وجو کرد. الهام از سینمای وس اندرسن، انتخابی غیرمنتظره اما هوشمندانه است؛ انتخابی که به فیلم هویت بصری مستقل می‌دهد و آن را از الگوی رایج آثار زندگینامه‌ای فاصله می‌دهد. در اینجا فرم نه صرفاً یک انتخاب زیبایی‌شناختی، بلکه ابزاری برای انسانی‌سازی شخصیت تاریخی است. نتیجه، روایتی است که به جای اسطوره‌سازی دست‌نیافتنی، مخاطب را با روند شکل‌گیری شخصیت یک قهرمان در بستر واقعی زندگی مواجه می‌کند.
undefinedدر سطح فنی، طراحی صحنه و گریم از نقاط اتکای جدی فیلم محسوب می‌شوند. بازسازی فضای زیست روستایی و اجتماعی دهه‌های پیش از انقلاب، بدون اغراق بصری و شلوغی غیرضروری، به شکل‌گیری حس باورپذیری کمک کرده است. گریم نیز مسیر رشد شخصیت مرادعلی را از کودکی تا جوانی با حداقل تصنع و بیشترین نزدیکی به واقعیت دنبال می‌کند. این مسئله باعث می‌شود مخاطب با یک شخصیت زنده مواجه شود، نه یک بازسازی نمایشی.
undefinedیکی از نقاط تمایز مهم «کوچ»، پرهیز از روایت گل‌درشت در تصویر شخصیت اصلی است. فیلم به جای تأکید مستقیم بر مؤلفه‌های قهرمانانه، سعی می‌کند بستر تربیتی، فرهنگی و اجتماعی شکل‌گیری شخصیت را نشان دهد. این رویکرد باعث می‌شود شخصیت، انسانی، قابل لمس و قابل درک باقی بماند و در دام اسطوره‌سازی غیرقابل دسترس نیفتد.
undefinedبا این حال، فیلم در برخی بخش‌ها به‌ویژه در بازنمایی ساختار قدرت پیش از انقلاب و شخصیت‌های امنیتی، به تیپ‌سازی نزدیک می‌شود. در این نقاط، روایت از حالت مشاهده‌گرانه فاصله می‌گیرد و به سمت موضع‌گیری مستقیم حرکت می‌کند. همین مسئله باعث می‌شود توازن ظریف اثر در برخی لحظات آسیب ببیند و پیچیدگی دراماتیک کاهش پیدا کند.
undefinedاز منظر ساختار روایی نیز مسئله ریتم یکی از چالش‌های اثر است. تمرکز طولانی بر برخی بخش‌های کودکی در مقابل عبور سریع‌تر از مقاطع حساس نوجوانی و شکل‌گیری هویت اجتماعی شخصیت، باعث ناهمگونی در توزیع کشش دراماتیک شده است. این در حالی است که بخش نوجوانی و سال‌های منتهی به انقلاب، ظرفیت روایی بیشتری برای تعمیق شخصیت داشت.
undefinedبا وجود این نقاط ضعف، «کوچ» را می‌توان گامی مهم در مسیر بلوغ سینمای پرتره در ایران دانست. اقتباس از آثار مکتوب معتبر و تلاش برای فاصله گرفتن از کلیشه‌های رایج، نشان می‌دهد سینمای مقاومت در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن «روایت انسان» جایگزین «بازنمایی صرف قهرمان» می‌شود.
undefinedدر یک جمع‌بندی کلان، «کوچ» صرفاً یک فیلم زندگینامه‌ای نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر پارادایم در روایت قهرمان ملی در سینمای ایران است؛ تغییری که اگر با ارتقای دقت در ریتم و پیچیدگی دراماتیک همراه شود، می‌تواند مسیر تازه‌ای برای سینمای هویت‌محور ایرانی باز کند.
@noghtenewspaper

۱۲:۰۳

thumbnail
undefined️ لایک برای پژواک مصنوعی

undefined نشر ایران جامانده از فرصت ۱۵۰ میلیارد دلاری

undefined جهان تاریک قمار به روایت سینما

undefined از آهن‌شهر تا اسپاگتی قرمز

undefined حاج قاسم پیش از حاج قاسم

undefined سلبریتی ها و جنگ شناختی

undefinedدر شماره چهل و نهم روزنامه الکترونیکی «نقطه» بخوانید
@noghtenewspaper

۱۳:۳۵

thumbnail
undefined️ شکست بازی سیاسی ضدفرهنگی

undefined زنگ خطر عدالت فرهنگی

undefined لکنت حکمرانی فرهنگی برای نوجوان ایرانی

undefined 13 فیلم پیشتاز در نبرد نگاه‌ها

undefined تاب‌آوری فرهنگ در برابر سیاست

undefinedدر شماره پنجاه روزنامه الکترونیکی «نقطه» بخوانید
@noghtenewspaper

۱۵:۳۴

thumbnail
undefined️ 22 بهمن، روز یأس دشمن

undefined دوربین‌های گریزان از جامعه

undefined پیوند حماسه دیروز با تعهد امروز

undefined کتاب‌های برگزیده ایران؛ از سنت تا نوآوری

undefined روز وحدت، نمایش قدرت

undefinedدر شماره پنجاه و دوم روزنامه الکترونیکی «نقطه» بخوانید
@noghtenewspaper

۱۵:۳۷

thumbnail
undefined️ نقاب های افتاده

undefined غزه؛ شاه بیت فیلم فجر۴۴

undefined پرداخت های معنادار علیه کانون خانواده
 
undefinedحقیقت غرب در آیینه اپستین

undefined آزمون شهرت

undefinedدر شماره پنجاه و سوم روزنامه الکترونیکی «نقطه» بخوانید
@noghtenewspaper

۱۲:۰۷

thumbnail
undefined️ مجلس علیه بی‌ضابطگی شبکه نمایش خانگی

undefined برند ملی، از میراث جهانی تا انزوای تصویری

undefined فاشیسم مجازی زیر فرش قرمز!

undefined [از زمین تا آسمان برای ایران

undefined حکمرانی فرهنگی هوشمند

undefinedدر شماره پنجاه و چهارهم روزنامه الکترونیکی «نقطه» بخوانید
برای مشاهده مطالب به آدرس سایت مراجعه نمائید:https://noghtehnews.com/
@noghtenewspaper

۱۲:۵۷

thumbnail
undefined️ کارسازی برای پدرخواندگی

undefined فجر ۴۴ در میانه جسارت و احتیاط

undefined سقوط در «استخر» تکرار و روزمرگی

undefined خلق طنز از دل «اسباب زحمت»

undefined زنگ‌های خطر تهی‌شدگی

undefinedدر شماره پنجاه و پنجم روزنامه الکترونیکی «نقطه» بخوانید
برای مشاهده مطالب به آدرس سایت مراجعه نمائید:https://noghtehnews.com/
@noghtenewspaper

۱۳:۳۰