~سلام و نور~
من محیآم، از تبارِ سادات.. یه شبِ بارونی و برفی تو بهمن ماهِ دههٔ هشتاد چشم به جهان گشودم..شیعهٔ شاهِ نجفام. از کودکی رویا پرداز و عاشقِ هنرم و دوست دارم هنرمند و بازیگر بشم..ازم نپرسید «چه هنری دوست داری؟» چون من شیفتهٔ هر چه از هنر که رویِ کرهٔ خاکی موجود هست و نیست، هستم و یه چیزهایی هم بلدم.بعضی اوقات نقاشی و طراحی میکنم و همچنین مینویسم ولیکن ادعایی درش ندارم و گاهی وقتها هم شعر میگم..دوست دارم از تک تکِ لحظاتِ زیستنام عکس بگیرم ولی خب، نمیشه..اونقدری که به غذایِ خونگی و ایرانی علاقه مندم به فست فود علاقه ندارم..راستی غذا فقط غذایِ مامانم.پدرم عاشقِ چوب و نجاری، و خیلی کتاب خونن و این خصلت ها هم به من ارث رسیده و دوتایی با این حجم از کتاب قابلیتِ کتابخونه زدن رو داریم..علاقه هام تمومی نداره ولی خب، اندکی را میگویم؛قرآن، ایران، اصالت، هنر، کتاب، شعر، نوشتن.اصالتم گیج کننده و پیچیده ست چون من متعلق به کلِ ایرانم، بخوام خلاصه بگم؛ «ایران سرایِ من است».اگه لیاقت داشته باشم و شهید بشم، وصیتم اینه که رویِ سنگِ مزارم نوشته بشه: «یآسِ گُمنام»..
•حواست رو جمع کن جونم..
~ادب حرفِ اوّل رو میزنه!~راضیِ کپی نیستم.~پیامهایِ اضافیِ اینجا بعد از یه خورده منتقل میشن به چنلِ آرشیو.~بعضی اوقات شرایطِ فعالیت کردن رو ندارم و ممنون میشم درک کنید.~لطفاً اکت ها حداقل +۵ باشه.
•تقدیمیها و پیامهایِ اضافی در چنلِ آرشیو ذخیره شدن.•خوشحال میشم نظرت رو درباره اینجا بشنوم پس میتونی به صورت ناشناس پیام بدی(لینکِ ناشناس در بیو هست)
•دفترچهٔ راهنما•#تلپاتی تیکه، میکههایِ قشنگ از شنیده ها و گفته هایِ من#کتابخانهٔچوبی هر چیزی دربارهٔ کتاب..#نوارِکاستپلی لیستام، موسیقی و موزیک..#دلنوشتهایبرایِآسماننوشته هایی دلی، زمانی که دلم تنگ و میشه و میگیره..#سمتِآسمانِدلحرفهایِ دلیِ من سمتِ خدا :)#سجدهگاهِ_دلتنگیقلبی که موقعهٔ مناجات به حرف اومده..؛)#کسی_که_با_او_خوش_میگُذردیادگاری از خوشگذرونی با کسایی که باهاشون خوش میگذره..
من محیآم، از تبارِ سادات.. یه شبِ بارونی و برفی تو بهمن ماهِ دههٔ هشتاد چشم به جهان گشودم..شیعهٔ شاهِ نجفام. از کودکی رویا پرداز و عاشقِ هنرم و دوست دارم هنرمند و بازیگر بشم..ازم نپرسید «چه هنری دوست داری؟» چون من شیفتهٔ هر چه از هنر که رویِ کرهٔ خاکی موجود هست و نیست، هستم و یه چیزهایی هم بلدم.بعضی اوقات نقاشی و طراحی میکنم و همچنین مینویسم ولیکن ادعایی درش ندارم و گاهی وقتها هم شعر میگم..دوست دارم از تک تکِ لحظاتِ زیستنام عکس بگیرم ولی خب، نمیشه..اونقدری که به غذایِ خونگی و ایرانی علاقه مندم به فست فود علاقه ندارم..راستی غذا فقط غذایِ مامانم.پدرم عاشقِ چوب و نجاری، و خیلی کتاب خونن و این خصلت ها هم به من ارث رسیده و دوتایی با این حجم از کتاب قابلیتِ کتابخونه زدن رو داریم..علاقه هام تمومی نداره ولی خب، اندکی را میگویم؛قرآن، ایران، اصالت، هنر، کتاب، شعر، نوشتن.اصالتم گیج کننده و پیچیده ست چون من متعلق به کلِ ایرانم، بخوام خلاصه بگم؛ «ایران سرایِ من است».اگه لیاقت داشته باشم و شهید بشم، وصیتم اینه که رویِ سنگِ مزارم نوشته بشه: «یآسِ گُمنام»..
•حواست رو جمع کن جونم..
~ادب حرفِ اوّل رو میزنه!~راضیِ کپی نیستم.~پیامهایِ اضافیِ اینجا بعد از یه خورده منتقل میشن به چنلِ آرشیو.~بعضی اوقات شرایطِ فعالیت کردن رو ندارم و ممنون میشم درک کنید.~لطفاً اکت ها حداقل +۵ باشه.
•تقدیمیها و پیامهایِ اضافی در چنلِ آرشیو ذخیره شدن.•خوشحال میشم نظرت رو درباره اینجا بشنوم پس میتونی به صورت ناشناس پیام بدی(لینکِ ناشناس در بیو هست)
•دفترچهٔ راهنما•#تلپاتی تیکه، میکههایِ قشنگ از شنیده ها و گفته هایِ من#کتابخانهٔچوبی هر چیزی دربارهٔ کتاب..#نوارِکاستپلی لیستام، موسیقی و موزیک..#دلنوشتهایبرایِآسماننوشته هایی دلی، زمانی که دلم تنگ و میشه و میگیره..#سمتِآسمانِدلحرفهایِ دلیِ من سمتِ خدا :)#سجدهگاهِ_دلتنگیقلبی که موقعهٔ مناجات به حرف اومده..؛)#کسی_که_با_او_خوش_میگُذردیادگاری از خوشگذرونی با کسایی که باهاشون خوش میگذره..
۱۳:۳۶