#خانم_زبون_دراز
#پارت29
من: به جون تو ما خانوادگی میريم سر چهار راه گدايی نم لیف و کیسه میفروشه م
گل میفروشم دوتا داداشام شیشه پاک میکنن بعضی موقع هام با ساز بابام میرقص
مصی: خاک تو سرت اين حرفا چیه میزنی جهنم ضرر تو همون حروم خوری ديگ
من: مفت باشه کوفت باش
مصی: واا
من: واهلل
سری از روی تاسف تکون داد برو بابا برای عمت سر ت ون بده آدم بايد اينده نگر
باشه وگرنه نون خشکم گیرت نمیاد
بعد از اينکه من مصومه رو تیغ زدم رفتم خون
من: هی هی خدا آدم تو شیلنگ دستشويی کنه ولی چالق نش
مامان: چته باز؟
من: سالم من خوبی تروخدا منو شرمنده نکنین پامم خوبه سالم دار
مامان: خوبه خوبه اين لوس بزيا چیه حاال پات شیکسته ها ترکش نخوردی ک
خدا اين مادره ما داري
باهزار جور زحمت خودمو رسوندم تو اتاقم يه دفعه دلم خواست مثل اين دخترای
لوس مامانی تو اتاقم غذا بخورم من گفتم اين فیلما رو من تاثیر میذاره ها اما کو گوش
شنوا من که اين تصمیم چندش رو گرفتم بذا بقیه چندش بازيا رو هم برم ديگ
زنگولیدم واس نن
من: مــــــــــامــــــــــان جون
ادامه دارد.....
#پارت29
من: به جون تو ما خانوادگی میريم سر چهار راه گدايی نم لیف و کیسه میفروشه م
گل میفروشم دوتا داداشام شیشه پاک میکنن بعضی موقع هام با ساز بابام میرقص
مصی: خاک تو سرت اين حرفا چیه میزنی جهنم ضرر تو همون حروم خوری ديگ
من: مفت باشه کوفت باش
مصی: واا
من: واهلل
سری از روی تاسف تکون داد برو بابا برای عمت سر ت ون بده آدم بايد اينده نگر
باشه وگرنه نون خشکم گیرت نمیاد
بعد از اينکه من مصومه رو تیغ زدم رفتم خون
من: هی هی خدا آدم تو شیلنگ دستشويی کنه ولی چالق نش
مامان: چته باز؟
من: سالم من خوبی تروخدا منو شرمنده نکنین پامم خوبه سالم دار
مامان: خوبه خوبه اين لوس بزيا چیه حاال پات شیکسته ها ترکش نخوردی ک
خدا اين مادره ما داري
باهزار جور زحمت خودمو رسوندم تو اتاقم يه دفعه دلم خواست مثل اين دخترای
لوس مامانی تو اتاقم غذا بخورم من گفتم اين فیلما رو من تاثیر میذاره ها اما کو گوش
شنوا من که اين تصمیم چندش رو گرفتم بذا بقیه چندش بازيا رو هم برم ديگ
زنگولیدم واس نن
من: مــــــــــامــــــــــان جون
ادامه دارد.....
۲۲:۲۳
#خانم_زبون_دراز
#پارت30
مامانی: تو وقتی اينجوری حرف میزنی بايد ازت ترسی
من: وا مگه من هیوال
مامان: کم نه
من: نظر لطفتونه
مامانی: مگه کجاي
من: زير سايت باال سر
مامان: مث آدم حرف بز
من: اِ خوبتو اتاق
مامان: زنگ زدی اينارو به من بگ
من: خوب شد يادم انداختیا مامانی جونم من که خیلی دوست میدارم عاشقت
دوردونتم چراغ خونتم يکی يدونتم پام درد داره میشه غذامو بیاری باال؟
مامان: خاک به سرم پات درد دار
آخ جون نقشم گرفت يوووهووو بیا وسط
من: يه کم درد اره
مامان: تو استراحت کن میدم داران بیاره
شونم برداشتم رفتم جلوی آينه مث میکروفون گرفتم جلوی دهن
پیرهن صورتی دل منو بردی کشتی تو منو غممو نخورد
بقیش چی بود هوؤم ای خاک تو سرم با اين شعر خوندم خوب میريم سراغ شعر بعد
ادامه دارد.....
#پارت30
مامانی: تو وقتی اينجوری حرف میزنی بايد ازت ترسی
من: وا مگه من هیوال
مامان: کم نه
من: نظر لطفتونه
مامانی: مگه کجاي
من: زير سايت باال سر
مامان: مث آدم حرف بز
من: اِ خوبتو اتاق
مامان: زنگ زدی اينارو به من بگ
من: خوب شد يادم انداختیا مامانی جونم من که خیلی دوست میدارم عاشقت
دوردونتم چراغ خونتم يکی يدونتم پام درد داره میشه غذامو بیاری باال؟
مامان: خاک به سرم پات درد دار
آخ جون نقشم گرفت يوووهووو بیا وسط
من: يه کم درد اره
مامان: تو استراحت کن میدم داران بیاره
شونم برداشتم رفتم جلوی آينه مث میکروفون گرفتم جلوی دهن
پیرهن صورتی دل منو بردی کشتی تو منو غممو نخورد
بقیش چی بود هوؤم ای خاک تو سرم با اين شعر خوندم خوب میريم سراغ شعر بعد
ادامه دارد.....
۲۲:۲۳
پارتهای جدید خدمتتون

یادتون نره پارت هارو لایک کنین
!
از این پارت ها به بعد برای بقیه پارت ها حدنصاب در نظر گرفته میشه و تا وقتی که لایکا به اون حدنصاب نرسه پارت نداریم...
یه چیزی هم راجب رمان بگم، اینکه رمان اصلا مشکلی نداره منظورم غلط املایی و ایناست وقتی که من یه پارت رو از pdf رمان کپی میکنم و اینجا میفرستم بله روش باگ میندازه پس به خاطر همینه که بعضی از پارتا خوانا نیست بخاطر باگ بله هست ، مشکل از خود رمان نیست
..
#Lady_Darcula.!
یادتون نره پارت هارو لایک کنین
از این پارت ها به بعد برای بقیه پارت ها حدنصاب در نظر گرفته میشه و تا وقتی که لایکا به اون حدنصاب نرسه پارت نداریم...
یه چیزی هم راجب رمان بگم، اینکه رمان اصلا مشکلی نداره منظورم غلط املایی و ایناست وقتی که من یه پارت رو از pdf رمان کپی میکنم و اینجا میفرستم بله روش باگ میندازه پس به خاطر همینه که بعضی از پارتا خوانا نیست بخاطر باگ بله هست ، مشکل از خود رمان نیست
#Lady_Darcula.!
۲۲:۲۶
بازارسال شده از
این چنل به قیمت 100 هزار تومان به فروش میرسه!!
بیشترین بازدید
: ۱۷k
بیشترین لایک
: 1k
ایدی جهت خرید
: @im_lady_dracula
بیشترین بازدید
بیشترین لایک
ایدی جهت خرید
۲۰:۰۸
#خانم_زبون_دراز
#پارت31
کالغ دم سیاه قار و قارو قار کن مسافربیا شهرو خبر کن
خوب به علت بلد نبودن ادامه میريم سراغ يکی ديگه کال من خیلی باهوشم کج مخ
خودتونی
میگی موندم تنها و تک خوب به درک خوب به درک اومدم يه جفتک چرخشی بزن
که ديدم داران سینی بدست دم در اتاق وايساد
داران: چشمم روشن خانوم داشتند از پا درد میمردن که دارم از خونه میرم بیرو
میبینم يه چیزی فرود اومده پس کلم برمیگردم میبینم مامانه میگه: خیرسرت
آبجیت پاش درد داره جای عالفی بیا برو غذاشو بده تا با جارو نیومدم اومدم باا
میبینم خانم کنسرت راه انداخت
شونه پرت کردم براش که جاخالی داد و گفت: و دريا خشمگی میشود
من: اون غذارو میدی به من يا میام با اين گچ همچین میزنم تو سرت که نفهمی از کج
خوردی
داران زود غذارو بهم داد به حالت نمايشی فرار کرد بابا ابهت جذبه ابنم اسکولیا وا
خودشا
بعد از اينکه غذامو خوردم همونجا درازکش شدم وای چه حالی میده کاشکی همیش
همین باز يا رو در میاوردم يه کم که استراحت کردم پاشدم محض رضای خدا به خاط
بیرون اومدن از يکنواختی يکی از جزوه هامو گذاشتم جلو
يا بی بی اين چجوری حل شده ؟ ای خاک بر سر من که نصف کالسام با مصومه جی
شديم حاال عمم بیاد ياد من بده چه گلی بريزم تو سر
رس
به به وجدان ون از اين ورا؟ پیدات نبود
ادامه دارد.....
#پارت31
کالغ دم سیاه قار و قارو قار کن مسافربیا شهرو خبر کن
خوب به علت بلد نبودن ادامه میريم سراغ يکی ديگه کال من خیلی باهوشم کج مخ
خودتونی
میگی موندم تنها و تک خوب به درک خوب به درک اومدم يه جفتک چرخشی بزن
که ديدم داران سینی بدست دم در اتاق وايساد
داران: چشمم روشن خانوم داشتند از پا درد میمردن که دارم از خونه میرم بیرو
میبینم يه چیزی فرود اومده پس کلم برمیگردم میبینم مامانه میگه: خیرسرت
آبجیت پاش درد داره جای عالفی بیا برو غذاشو بده تا با جارو نیومدم اومدم باا
میبینم خانم کنسرت راه انداخت
شونه پرت کردم براش که جاخالی داد و گفت: و دريا خشمگی میشود
من: اون غذارو میدی به من يا میام با اين گچ همچین میزنم تو سرت که نفهمی از کج
خوردی
داران زود غذارو بهم داد به حالت نمايشی فرار کرد بابا ابهت جذبه ابنم اسکولیا وا
خودشا
بعد از اينکه غذامو خوردم همونجا درازکش شدم وای چه حالی میده کاشکی همیش
همین باز يا رو در میاوردم يه کم که استراحت کردم پاشدم محض رضای خدا به خاط
بیرون اومدن از يکنواختی يکی از جزوه هامو گذاشتم جلو
يا بی بی اين چجوری حل شده ؟ ای خاک بر سر من که نصف کالسام با مصومه جی
شديم حاال عمم بیاد ياد من بده چه گلی بريزم تو سر
رس
به به وجدان ون از اين ورا؟ پیدات نبود
ادامه دارد.....
۱۷:۰۸
#خانم_زبون_دراز
#پارت32
همین جاها بود
اهان پس االنم برو مزاحم نش
چیشش
پیششش
من کال باخودم درگیرم خیر سرم نشستم درس بخونم همش دارم فک میزنم د
همین حین يه صداهايی شنید
صدا صدا صدا میاد صدای کفش پاش میاد من صدارو شنید
وای ديوونه شدم يدفعه در باز شد که باعث شد سرم بخوره تو زانو
من: آيیییییی سرم ننه
سالم
ا اين که صدای سايه و سامان
من: سالم و کوفت و سالم و زهر مار سرم پوکید
سامان: خونت کثیف نک
سايه: آخ آخ ببخشید
من: بسه بابا ديگه بیاين بتمرگی
سامان: وای چقدر شما متشخصی
من: همینه که هس بچه پررو
سامان : آره ديگه ما شنیديم چالق شدی به قول معروف گفتمشنیدن کی بود مانن
ديدن اينه که گفتیم ببینیمت و يه نقاشی بکشی
ادامه دارد.....
#پارت32
همین جاها بود
اهان پس االنم برو مزاحم نش
چیشش
پیششش
من کال باخودم درگیرم خیر سرم نشستم درس بخونم همش دارم فک میزنم د
همین حین يه صداهايی شنید
صدا صدا صدا میاد صدای کفش پاش میاد من صدارو شنید
وای ديوونه شدم يدفعه در باز شد که باعث شد سرم بخوره تو زانو
من: آيیییییی سرم ننه
سالم
ا اين که صدای سايه و سامان
من: سالم و کوفت و سالم و زهر مار سرم پوکید
سامان: خونت کثیف نک
سايه: آخ آخ ببخشید
من: بسه بابا ديگه بیاين بتمرگی
سامان: وای چقدر شما متشخصی
من: همینه که هس بچه پررو
سامان : آره ديگه ما شنیديم چالق شدی به قول معروف گفتمشنیدن کی بود مانن
ديدن اينه که گفتیم ببینیمت و يه نقاشی بکشی
ادامه دارد.....
۱۷:۰۸
#خانم_زبون_دراز
#پارت33
سايه: وای آره ماژيک کجا؟
من : تو کمد
خدايا غلط کردم دِ آخه نوکرتم من فردا پس فردا رفتم اين گچ باز کنم نمیپرس
احیانا شما از تیمارستان تشريف نیاو ردين يا مهدکودک يعنی من شرف مرف
پَــــــــــر
سامان االغ رفته يه موجود چار پا کشیده تو دهنش علف باالش قلب کشیده بع
توش نوشته : I Love Darya
من: آقای پیکاسو میشه يه توضیحی درباره اثرتون بديد؟
سامان: بله جان
:بعد اشاره کرده به اون موجود عجیب چارپا و میگ اين يک آهوی گريز پاست ک
داره میدوه و میگه دوست دارم دري
من: سامان اينو با چه عقلی کشیدی؟ يه پس کله ای هم بهش زد
سامان: آخ چرا میزنی؟
من: دوست دارم بعدشم حداقل دوتا گلو سبزه میکشیدی تا آبرون نره کف پا
سامان: خوب کردم تازه بايد يه مستراحم میکشیدم مینوشت دستشويی مخصو
دريــــــــــا
من: ســــــــــامــــــــــان پاشو گورت گم ک
سامان: اوه اوه اوه مث اينکه اوضاع کیشمشیه الفــــــــــرا
من: هووووف سايه الل شدی کجايی؟
ادامه دارد.....
#پارت33
سايه: وای آره ماژيک کجا؟
من : تو کمد
خدايا غلط کردم دِ آخه نوکرتم من فردا پس فردا رفتم اين گچ باز کنم نمیپرس
احیانا شما از تیمارستان تشريف نیاو ردين يا مهدکودک يعنی من شرف مرف
پَــــــــــر
سامان االغ رفته يه موجود چار پا کشیده تو دهنش علف باالش قلب کشیده بع
توش نوشته : I Love Darya
من: آقای پیکاسو میشه يه توضیحی درباره اثرتون بديد؟
سامان: بله جان
:بعد اشاره کرده به اون موجود عجیب چارپا و میگ اين يک آهوی گريز پاست ک
داره میدوه و میگه دوست دارم دري
من: سامان اينو با چه عقلی کشیدی؟ يه پس کله ای هم بهش زد
سامان: آخ چرا میزنی؟
من: دوست دارم بعدشم حداقل دوتا گلو سبزه میکشیدی تا آبرون نره کف پا
سامان: خوب کردم تازه بايد يه مستراحم میکشیدم مینوشت دستشويی مخصو
دريــــــــــا
من: ســــــــــامــــــــــان پاشو گورت گم ک
سامان: اوه اوه اوه مث اينکه اوضاع کیشمشیه الفــــــــــرا
من: هووووف سايه الل شدی کجايی؟
ادامه دارد.....
۱۷:۰۸
#خانم_زبون_دراز
#پارت34
سايه: ..........
من: هووؤی مرد
سايه: ......
من: يا ننم سايه کدوم قبرستونی هست
يدفعه باصای شلیک خنده برگشتم سمت عقب نــــــــــ
من: سايه میکشمت
سايه: عزيزم فعال چالقی
من: من که آخرش اين گچ رو باز میکن
سايه:حاال کو تا اون موقع
من: غلط کردی به گوشی من ديت زد
سايه: وای دريا چرا لیست مخاطبینت اينجوری بود؟ سوسک شلغم خاک تو س
مگس محله آدم بی
با بالشتی که واسش پرتاب کردم و دقیقا خورد تخت پیشونیش ساکت شد خداي
خیلی سنگین بود
من: ببند سايه تو ديگه به هر چی فضوله گفتی زک
سايه: ای دستت خورد ش
من: ايشاهلل واس خودت
سايه:وای پیاما که واسه دوستت معصومه فرستاده بودی وای خدا کوفتتون شه نامر
واس منم بفر خو منم دلم میخواد
ادامه دارد.....
#پارت34
سايه: ..........
من: هووؤی مرد
سايه: ......
من: يا ننم سايه کدوم قبرستونی هست
يدفعه باصای شلیک خنده برگشتم سمت عقب نــــــــــ
من: سايه میکشمت
سايه: عزيزم فعال چالقی
من: من که آخرش اين گچ رو باز میکن
سايه:حاال کو تا اون موقع
من: غلط کردی به گوشی من ديت زد
سايه: وای دريا چرا لیست مخاطبینت اينجوری بود؟ سوسک شلغم خاک تو س
مگس محله آدم بی
با بالشتی که واسش پرتاب کردم و دقیقا خورد تخت پیشونیش ساکت شد خداي
خیلی سنگین بود
من: ببند سايه تو ديگه به هر چی فضوله گفتی زک
سايه: ای دستت خورد ش
من: ايشاهلل واس خودت
سايه:وای پیاما که واسه دوستت معصومه فرستاده بودی وای خدا کوفتتون شه نامر
واس منم بفر خو منم دلم میخواد
ادامه دارد.....
۱۷:۰۸
#خانم_زبون_دراز
#پارت35
من: گمشو مینم من تو رو آدمت میکنم خواهر و برادر فضول و خاک توسري
سايه: هوی دريا حرف
با دستم که رفت سمت بالش تاپرتاب کنم سمتش ساکت ش
من: داشتی میگفت
سايه: ها من چیزه اها میخواستم بگم حرف فقط حرف دري
مت: آورين فرزند
سايه يه لبخند زد که من تا فیخالدونش رو ر?يت کردم
من: اه چندش ببند نیشتو ديگ
تا شب اون دوتا خل وچل اينجا بودنو رفتن وای صبح دانشگاه ايشاهلل درش تخت
کنن تا من يه نفس راحت بکشم با اينکه عاشق رشتم هستم ولی بعضی موقع ها دل
میخواد برم دانشگاه آتیش بکشم ولی به عواقبش که فک می : نم با خودم میگ
توهم فانتزی زدی دختر بیشین درست بخون واهلل ديگه همینم موند
روز ها پس از ديگری میگذشت ومن همچنان با پای چالق روزگار را سپری میکردم
سگ دو میزدم و مانند خر در بعضی کار می ماند
اوه پرستیژ کالمت تو حلقوم
اه وجدان يه دقیقه که من تو حسم مثجن بوداده بپر وسط
تو رادارت فعال شه خاموش بشو نیس
راس میگی
تو هنوز بلد نیسی ادبی حرف بزنی مثال سگ دو زدن يعنی چی
ادامه دارد.....
#پارت35
من: گمشو مینم من تو رو آدمت میکنم خواهر و برادر فضول و خاک توسري
سايه: هوی دريا حرف
با دستم که رفت سمت بالش تاپرتاب کنم سمتش ساکت ش
من: داشتی میگفت
سايه: ها من چیزه اها میخواستم بگم حرف فقط حرف دري
مت: آورين فرزند
سايه يه لبخند زد که من تا فیخالدونش رو ر?يت کردم
من: اه چندش ببند نیشتو ديگ
تا شب اون دوتا خل وچل اينجا بودنو رفتن وای صبح دانشگاه ايشاهلل درش تخت
کنن تا من يه نفس راحت بکشم با اينکه عاشق رشتم هستم ولی بعضی موقع ها دل
میخواد برم دانشگاه آتیش بکشم ولی به عواقبش که فک می : نم با خودم میگ
توهم فانتزی زدی دختر بیشین درست بخون واهلل ديگه همینم موند
روز ها پس از ديگری میگذشت ومن همچنان با پای چالق روزگار را سپری میکردم
سگ دو میزدم و مانند خر در بعضی کار می ماند
اوه پرستیژ کالمت تو حلقوم
اه وجدان يه دقیقه که من تو حسم مثجن بوداده بپر وسط
تو رادارت فعال شه خاموش بشو نیس
راس میگی
تو هنوز بلد نیسی ادبی حرف بزنی مثال سگ دو زدن يعنی چی
ادامه دارد.....
۱۷:۰۸
#خانم_زبون_دراز
#پارت36
چم واهلل من هرچی بیاد تو ذهنم بلغور میکن
نوچ نوچ نو
برو واس عمت نوچ نوچ کن خاک بر س
وای بعد از ظهر میرم گچ پام باز میکن
من:: بــــــــــاــــــــــا
بابا: بعله دختر جیغ جیغو
من: من جیغ جیغوهم؟ نه واقعا دلتون میا
بابا: نه دختر گلم تو چشم منی
وای منو بگیر خدا من چقدر بگم اينقدر يهويی ابراز احساسات نکنین بابا من ب
جنبم _ی_ج_ن_ب_ه
دايان: بابا اين دختره بی جنبه نیگا تا بهش گفتین چشم منی معلو نیس تو کدوم
افق محو شده
من: عزيزم من که مث تو نیسم روزی هزار بار قربون صدقم میر
دايان: آهان حتما همون فوش های مامانو میگی ديگ
من: مامان بی ريا ابراز عالقه میکن
دايان: آها
به طور کل گفت خر خودتی
من: خودتی
دايان: يا خدا دختر جنی شد
ادامه دارد.....
#پارت36
چم واهلل من هرچی بیاد تو ذهنم بلغور میکن
نوچ نوچ نو
برو واس عمت نوچ نوچ کن خاک بر س
وای بعد از ظهر میرم گچ پام باز میکن
من:: بــــــــــاــــــــــا
بابا: بعله دختر جیغ جیغو
من: من جیغ جیغوهم؟ نه واقعا دلتون میا
بابا: نه دختر گلم تو چشم منی
وای منو بگیر خدا من چقدر بگم اينقدر يهويی ابراز احساسات نکنین بابا من ب
جنبم _ی_ج_ن_ب_ه
دايان: بابا اين دختره بی جنبه نیگا تا بهش گفتین چشم منی معلو نیس تو کدوم
افق محو شده
من: عزيزم من که مث تو نیسم روزی هزار بار قربون صدقم میر
دايان: آهان حتما همون فوش های مامانو میگی ديگ
من: مامان بی ريا ابراز عالقه میکن
دايان: آها
به طور کل گفت خر خودتی
من: خودتی
دايان: يا خدا دختر جنی شد
ادامه دارد.....
۱۷:۰۸
#خانم_زبون_دراز
#پارت37
من: به هر حال کار از چسب کاری عیب نمیکنه
دايان: شفا میدهد روز
من: آره غصه نخور شفا پیدا میکن
مامان: باز پريديد بهم دريا پاشو آماده شو تا بريم بیمارستا
رفتم حاضر شدم و با ماشین بابا رفتیم بیمارستان حاال يه اوضاعی تو بیمارستا
داشتیم با اين نقاشی های کوفت
دکتر: ببخشید خانماين چیه؟
ديدم داره به اون آهوی گريز پا سامان اشاره میکنه خدا خفت کنه سامان حاال بگ
اينو يه نره غول??ساله کشیده من آبروم که اومد کف پا
من: آقای دکتر اينو پسر برادرم که? سالشه کشیده بهش میگم اين چیه عمه میگ
لحنم بچه گونه کردم اين يه اهو هست کشیدم تا کمت کنه راه بری
خودمن از اين دروغم يه شاخ سبز کرد
دکتر: چه بچه ی شیرين زبونی بچه ی همین برادرتون که بیرونن؟
چه فضوله ها شیطونه میگه بهش بگم فضول و بردن جهنم شیطون غلط کرد با تو ي
بار آدم باش
من: بله آقای دکتر
اگه دايان بفهمه که کلم میکنه بدبخت زن نداشته وبچه
گچ پام که باز کرد وقتی میخواستم راه برم مثل اين معلول های ذهنی پام میاورد
باال میکوبیدم زمین هی احساس میکردم پام سنگینه يعنی من راه بیمارستان ت
ماشینو با خفت طی کردم همه با تعجب بهم نیگا میکرد
ادامه دارد.....
#پارت37
من: به هر حال کار از چسب کاری عیب نمیکنه
دايان: شفا میدهد روز
من: آره غصه نخور شفا پیدا میکن
مامان: باز پريديد بهم دريا پاشو آماده شو تا بريم بیمارستا
رفتم حاضر شدم و با ماشین بابا رفتیم بیمارستان حاال يه اوضاعی تو بیمارستا
داشتیم با اين نقاشی های کوفت
دکتر: ببخشید خانماين چیه؟
ديدم داره به اون آهوی گريز پا سامان اشاره میکنه خدا خفت کنه سامان حاال بگ
اينو يه نره غول??ساله کشیده من آبروم که اومد کف پا
من: آقای دکتر اينو پسر برادرم که? سالشه کشیده بهش میگم اين چیه عمه میگ
لحنم بچه گونه کردم اين يه اهو هست کشیدم تا کمت کنه راه بری
خودمن از اين دروغم يه شاخ سبز کرد
دکتر: چه بچه ی شیرين زبونی بچه ی همین برادرتون که بیرونن؟
چه فضوله ها شیطونه میگه بهش بگم فضول و بردن جهنم شیطون غلط کرد با تو ي
بار آدم باش
من: بله آقای دکتر
اگه دايان بفهمه که کلم میکنه بدبخت زن نداشته وبچه
گچ پام که باز کرد وقتی میخواستم راه برم مثل اين معلول های ذهنی پام میاورد
باال میکوبیدم زمین هی احساس میکردم پام سنگینه يعنی من راه بیمارستان ت
ماشینو با خفت طی کردم همه با تعجب بهم نیگا میکرد
ادامه دارد.....
۱۷:۰۹
#خانم_زبون_دراز
#پارت38
دايان: تو رفتی به اين دکتره چی گفتی؟
من: من؟
دايان: برگش ته به من میگه اسم بسرتون چیه؟ منم میگم پسرم؟ میگه آره ديگ
خواهرتون داشتن تعريف نقاشیشو میکردن منم ديگه گفتم اسم پسرم سا
يه لبخند دندون نما زدم و گفتم: پس انتظار داشتی بگم يه پسر عمو دارم سن خر پی
داره اينو کشیده بعد نمیگه اين عقب افتاده است؟
دايان: چمیونم
يعنی يکی از يکی ديگه عقب مونده تر واهلل من که ديگه سر دستشونم يعنی لطف
که من به خودم دارم خودم به خودم ندار
اصال چی گفتم بیخی باو تو لپ کالم رو بچس
تصمیم گرفتم شب برم پیش سايه اين يک ماهی که فلج بودما کرم رسانی نکرد
اصبا افسرده شدم يه زنگی هم بکشواس سايه
سايه": الووو بفرمايید
من: ببخشید اشتباه گرفتم و قطع کردم چند دقیقه بعد خودش زنگی
سايه: الو کثافت
من: بهل
_ چرا تلفن قطع کردی؟
من: بابا مگه من دوس پسرتم همچی با ناز و عشوه میگی الوؤ
سايه: گمشو حاال چیکار داری؟
ادامه دارد.....
#پارت38
دايان: تو رفتی به اين دکتره چی گفتی؟
من: من؟
دايان: برگش ته به من میگه اسم بسرتون چیه؟ منم میگم پسرم؟ میگه آره ديگ
خواهرتون داشتن تعريف نقاشیشو میکردن منم ديگه گفتم اسم پسرم سا
يه لبخند دندون نما زدم و گفتم: پس انتظار داشتی بگم يه پسر عمو دارم سن خر پی
داره اينو کشیده بعد نمیگه اين عقب افتاده است؟
دايان: چمیونم
يعنی يکی از يکی ديگه عقب مونده تر واهلل من که ديگه سر دستشونم يعنی لطف
که من به خودم دارم خودم به خودم ندار
اصال چی گفتم بیخی باو تو لپ کالم رو بچس
تصمیم گرفتم شب برم پیش سايه اين يک ماهی که فلج بودما کرم رسانی نکرد
اصبا افسرده شدم يه زنگی هم بکشواس سايه
سايه": الووو بفرمايید
من: ببخشید اشتباه گرفتم و قطع کردم چند دقیقه بعد خودش زنگی
سايه: الو کثافت
من: بهل
_ چرا تلفن قطع کردی؟
من: بابا مگه من دوس پسرتم همچی با ناز و عشوه میگی الوؤ
سايه: گمشو حاال چیکار داری؟
ادامه دارد.....
۱۷:۰۹
#خانم_زبون_دراز
#پارت39
من: من دارسايه: بیچاره آرما
من: اي قد قد قد نک?خدافس و گوشی رو قطع کردم
رفتم پايین
من: ننه
مامان: صد بار گفتم نگو ننه
من: چشم ننه
مامان: دريــــــــــ
من: بهل
مامان: کوفت و بهل
من: بیخیخی تو فکرش نرو ننه من شب میرم پیش سايه حداقل اين دو روز تعطیل
اونجام
مامان: به سالمت تا هر وقت خواسی بمون
من: اصال احساسات موج مکزيکی میزنه
مامان: برو بچه حرف نز
رفتم اتاقم حاضر شدم و قزص هايی که اماده کرده بودم و جهت کرم ريزی ا
داروخونه خريده بودم برداشت
خالصه دايان منو رسوند خونه سايه اينا و رفت يعنی در واقع من ردش کردم رف
پسره ی پررو نمیخواست بر ها
من: سالااام سلــــــــــام
ادامه دارد.....
#پارت39
من: من دارسايه: بیچاره آرما
من: اي قد قد قد نک?خدافس و گوشی رو قطع کردم
رفتم پايین
من: ننه
مامان: صد بار گفتم نگو ننه
من: چشم ننه
مامان: دريــــــــــ
من: بهل
مامان: کوفت و بهل
من: بیخیخی تو فکرش نرو ننه من شب میرم پیش سايه حداقل اين دو روز تعطیل
اونجام
مامان: به سالمت تا هر وقت خواسی بمون
من: اصال احساسات موج مکزيکی میزنه
مامان: برو بچه حرف نز
رفتم اتاقم حاضر شدم و قزص هايی که اماده کرده بودم و جهت کرم ريزی ا
داروخونه خريده بودم برداشت
خالصه دايان منو رسوند خونه سايه اينا و رفت يعنی در واقع من ردش کردم رف
پسره ی پررو نمیخواست بر ها
من: سالااام سلــــــــــام
ادامه دارد.....
۱۷:۰۹
#خانم_زبون_دراز
#پارت40
سايه؛ علیک علی
زن عمو: سالم عزيز
عمو: سالم عزيز عمو خوبی؟من: آووره راستی اون سوسمار کجاست
سايه: منظورت سامانه؟
من: مگه بازم سوسمار دارين؟
سايه: خواب
صدای زنگ اومد سايه درو باز کرد و آرام اومد تو بعد از خوش و بش دست اون د تا
رو گرفتم بردم دم اتاق سامان
سايه: باز میخوای چه غلطی کنی؟
من: حرف نباشه فقط با من جیغ بکشید
آرام: خدا به خیر کن
من: خیره عزيزم خی
در اتاق رو باز کردم آخی ناز بشی تو پسر موش بخورتت خواب خرگوشی بودا ولی اين
دلیل نمیشه من کرمم نريز
رفتم باال سرش خوبه :ختش بزرگه ها خوب يک دو سه من
زلــــــــــزلــــــــــه و پريدم رو تخت و بعد جیغ کشید
سامان: چی شده زلزله وای خدا جؤن مرگ شدم اينارو میگفت و فرار میکر
ما سه تا مرده بوديم از خنده بعد از چند دقیقه سامان اوم
هی وای من يادم رفت فرار کنم مرگ من حتمی
ادامه دارد.....
#پارت40
سايه؛ علیک علی
زن عمو: سالم عزيز
عمو: سالم عزيز عمو خوبی؟من: آووره راستی اون سوسمار کجاست
سايه: منظورت سامانه؟
من: مگه بازم سوسمار دارين؟
سايه: خواب
صدای زنگ اومد سايه درو باز کرد و آرام اومد تو بعد از خوش و بش دست اون د تا
رو گرفتم بردم دم اتاق سامان
سايه: باز میخوای چه غلطی کنی؟
من: حرف نباشه فقط با من جیغ بکشید
آرام: خدا به خیر کن
من: خیره عزيزم خی
در اتاق رو باز کردم آخی ناز بشی تو پسر موش بخورتت خواب خرگوشی بودا ولی اين
دلیل نمیشه من کرمم نريز
رفتم باال سرش خوبه :ختش بزرگه ها خوب يک دو سه من
زلــــــــــزلــــــــــه و پريدم رو تخت و بعد جیغ کشید
سامان: چی شده زلزله وای خدا جؤن مرگ شدم اينارو میگفت و فرار میکر
ما سه تا مرده بوديم از خنده بعد از چند دقیقه سامان اوم
هی وای من يادم رفت فرار کنم مرگ من حتمی
ادامه دارد.....
۱۷:۰۹
پارتهای جدید خدمتتون

لایکا +20 باشه پارت جدید داریم
!
لایکا تا به حدنصاب نرسه پارت نداریم..
یه چیزی هم راجب رمان بگم، اینکه رمان اصلا مشکلی نداره منظورم غلط املایی و ایناست وقتی که من یه پارت رو از pdf رمان کپی میکنم و اینجا میفرستم بله روش باگ میندازه پس به خاطر همینه که بعضی از پارتا خوانا نیست بخاطر باگ بله هست ، مشکل از خود رمان نیست
..
#Lady_Darcula.!
لایکا +20 باشه پارت جدید داریم
لایکا تا به حدنصاب نرسه پارت نداریم..
یه چیزی هم راجب رمان بگم، اینکه رمان اصلا مشکلی نداره منظورم غلط املایی و ایناست وقتی که من یه پارت رو از pdf رمان کپی میکنم و اینجا میفرستم بله روش باگ میندازه پس به خاطر همینه که بعضی از پارتا خوانا نیست بخاطر باگ بله هست ، مشکل از خود رمان نیست
#Lady_Darcula.!
۱۷:۱۱
وضعیت لایکا اصلا خوب نیستا..
۲۲:۲۷
وضعیت لایکا اصلا خوب نیستا..
۲۲:۲۷
خانم زبون دراز🌱♥️
#خانم_زبون_دراز #پارت31 کالغ دم سیاه قار و قارو قار کن مسافربیا شهرو خبر کن خوب به علت بلد نبودن ادامه میريم سراغ يکی ديگه کال من خیلی باهوشم کج مخ خودتونی میگی موندم تنها و تک خوب به درک خوب به درک اومدم يه جفتک چرخشی بزن که ديدم داران سینی بدست دم در اتاق وايساد داران: چشمم روشن خانوم داشتند از پا درد میمردن که دارم از خونه میرم بیرو میبینم يه چیزی فرود اومده پس کلم برمیگردم میبینم مامانه میگه: خیرسرت آبجیت پاش درد داره جای عالفی بیا برو غذاشو بده تا با جارو نیومدم اومدم باا میبینم خانم کنسرت راه انداخت شونه پرت کردم براش که جاخالی داد و گفت: و دريا خشمگی میشود من: اون غذارو میدی به من يا میام با اين گچ همچین میزنم تو سرت که نفهمی از کج خوردی داران زود غذارو بهم داد به حالت نمايشی فرار کرد بابا ابهت جذبه ابنم اسکولیا وا خودشا بعد از اينکه غذامو خوردم همونجا درازکش شدم وای چه حالی میده کاشکی همیش همین باز يا رو در میاوردم يه کم که استراحت کردم پاشدم محض رضای خدا به خاط بیرون اومدن از يکنواختی يکی از جزوه هامو گذاشتم جلو يا بی بی اين چجوری حل شده ؟ ای خاک بر سر من که نصف کالسام با مصومه جی شديم حاال عمم بیاد ياد من بده چه گلی بريزم تو سر رس به به وجدان ون از اين ورا؟ پیدات نبود ادامه دارد.....
از اینجا به پایین لایکا بالای ۲۰ پارت داریم
۴:۵۱
فردا شب پارت جدید داریم پارتای قبلی رو لایک کنین
۰:۲۵
Birth mode = On
1403/6/26
1403/6/26
۰:۲۶