عکس پروفایل فراهم | نوید نظریف
۸۴۵ عضو

فراهم | نوید نظری

یادداشت‌هایی از بازگشت به جهان ادبیات در میانه راه زندگی...
فراهم | نوید نظری
undefined undefined بینوایان ویکتور هوگو هوگو در بینوایان تاریخ پاریس را در قامت معماری استوار و ریشه‌دارش چون کتابی سنگی می‌داند که دربرابر چاپ و توسعه دانش از مسیر آن، با قامتی برافراشته اما رنجور به مبارزه‌ای برای پایایی برخاسته است. او در کتابش به شرح تاریخ و دگرگونی‌های اجتماع پاریس به‌عنوان نماینده و پیش‌رویی نمادین در فرهنگ و تاریخ اروپا و جهان پرداخته است. undefined جلد یکم #درآمد #ادبیات_فرانسه #اجتماعی 🪶 نوید نظری | فراهم
undefinedبینوایان ویکتور هوگو
undefinedطهارت در گفتار و پهلوانی در کردار
هوگو در پسین‌پرده بینوایان، پندار تعهد و طهارت را به گفتار مهر و دل‌دادگی و در پیامد آن به کردار پهلوانی بررسانده است. در این پرده، بومی را رنگ‌ آمیخته که عشق و محبت پراسرار انسانی به آهنگ پرتلاطم شیدایی پیوند خورده است. نگار‌گری را به رودخروشان بیان کشانده و نجوای رمزآلود دلدادگی را به آسمانی دیدنی!این حس‌آمیزی رنگین و آهنگین تنها از او برمی‌آید؛ طرفه آن‌که برگردان‌های گونه‌گون انگلیسی و روسی و فارسی را، یارای غبارآلودگی بر آن بوم و ناهم‌آهنگی بر این ساز نبوده است.
دار این فرش زیبای هزار نقش، دست و بازوی آهنین و سینه گشاده و مهربان پیرمردی است که پیوست پود مهر و زندگی و تار فتوت و حماسه است. این گره‌های پرمعنا و پرخاطره، پدری را به دختری پیوند می‌دهد، در وفای پیمان با مادری‌ جوان و رنجور. یا پاکیزه دوشیزه‌ای می‌آفریند آراسته و پیراسته‌ی جوانی نجیب و غیور!
این قالی زیبای بافته، نگارین‌نقش جنبشی اجتماعی در پهنه داد‌خواهی جغرافیای پاریس و میدان تاریخی آزادی‌خواهی و کرامت انسان است. این هنر الهی و انسانی فرازمان، پیوستاریِ ریشه‌های درونی و انسانی خاندان‌های منفرد تا لجنه‌های به‌هم‌پیوسته ملی و میهنی است؛ همان‌گونه که گل و گیاه فرش به امید پای‌مردی ریشه‌‌ها می‌روید و ریشه‌ها در رویای زیبای نقش و نگار آن می‌بالند و می‌مانند.
هوگو درون انسان‌ها را میدان دگرگونی‌های بنیادین ساخته و در بسامد آن، جهان بیرون را به‌مثابه پهنه درخشش و پدیداری گوهر والای انسانی، در عرصه جامعه جان بخشیده است. جلد دوم بینوایان پیوند پایاپای روان‌شناسی، مردم‌‌دانی و جامعه‌پردازی این ادیب بی‌مانند است.
در پس این نگاره انسان‌دوستانه، باوری ژرف به مشیت الهی نهفته است؛ باوری که در آن عشق، طهارت و بخشایش نه‌فقط فضیلت‌های اخلاقی بلکه جلوه‌های اراده خداوند در تاریخ بشرند. هوگو انسان را آیینه رحمت و غفران می‌بیند و نشان می‌دهد که چگونه بخشش الهی می‌تواند در دل گناه‌کاران ریشه بدواند و جهان بیرون را دگرگون کند.
undefinedآینده‌های دور در مکان‌های نزدیک
یکی از فنون یکتای هوگو در خلق رمان‌هایش پرتاب قهرمانان داستان‌ش به آینده‌های دور و در مسیر زمان، یافتن‌ها آن‌ها در مکان‌های نزدیک است. چه کسی فکر می‌کرد تناردیه را هوگو از کارزار فراخ واترلو در عصر امپراطوری به قهوه‌خانه‌ای تنگ و سرد در عهد پادشاهی بکشاند و از پس پشت آن به دخمه‌ بی‌انتهای تاریک فاضلاب پاریس در دوران جمهوری‌خواهی بغلتاند؟ آینده‌های دور در مکان‌های نزدیک!
من سیر دگرگونی متناظر ژان‌والژان را در این سه‌گانه جامعه‌شناسی تاریخی فرانسه، در زندان و بیگاری، کلیسا و شهرداری، صومعه و کوچه‌های پاریس به شما وا می‌نهم! چقدر بی‌اندازه، پیش‌بینی‌ناپذیر است این آدمی!
و اما ژاور! که از ژرفای تلخ و ناچسب دادخواهی قانون‌مدار به بلندای آسمان چشم‌نواز و دل‌انگیز راستی‌جویی انسانی برفرازیده است. در میان چنگال قانون‌گرای او، روح فانتین؛ مادری ستم‌دیده در التهاب سرنوشت دختری رنج‌دیده درغنود و به پاسداشت هم‌یاری جوانمردانه‌اش مهر پدری وفادار، قلب نگران همان دختر را در آغوشید.
جسم ژاور به نمایندگی از آن نظم جفاپیشه در اعماق دریا فرو غلتید و روحش به نماد خروشی بنیادین، دربرابر دورنگی و نیرنگِ پیدا و پنهانِ مردم و دولت‌، به آسمان تنوره کشید. این دگرگونی شگرف درونی، پیامد پوسیدگی اقشار وفادار به سلطنت، دربرابر قیام مردمان طرافدار جمهوریت است؛ سر تعظیم واماندگان دیکتاتوری دربرابر خواستاران جمهوری!
undefinedنهال امید و ملکوت عشق
اگر جلد اول، داستان عشق پاک و پدرانه و پیرانه مردی به دخترکی خردینه و کاشت نهال امید و زندگی در قلب او باشد، این جلد نگه‌داشت آن نهال شکوفا و سپردن آن به باغبان دیگری است. هم‌یاری در دل‌داری!!!کوزت در دامن رویش و پرورش پدرش، جلوه ناب رویای آرزومندانه فانتین است! که او هم اگر پدری داشت به مرتبت کوزت....!. ژان‌وال‌ژان دخترک را، اوج قدرت قلب و پاکی‌دامن آموخت و حقیقت ملکوت را در آن بازنمود؛ صحنه‌های توصیف عشق کوزت به ماریوس، از زیبا‌ترین و پاک‌ترین‌ها در آثار این‌‌چنین است که خوانش چندباره‌شان روح را جلا و جان را اعتلا می‌بخشد.این نگار‌گری که به نقاشی‌های رمز‌آلود و شرم‌آگین شرقی هم‌چون لیلی و مجنون، ماننده‌تر است تا تابلوهای برهنه و فاش‌گوی رمانتسیم غربی، ناشی از صفای باطن و باور فراکالبدی نویسنده به موهبت عشق است. آن‌جا که او اوج دلپذیری را به ژرفای فهمیدگی درمی‌آمیزد و تسلیم و باخت زنانه را، از بلندنظری و پاک‌بازی در نرد عشق می‌پندارد. هوگو حقیقت و ملکوت انسانی را در چنین زنانی جان بخشیده است.
#خوانش#ادبیات_فرانسه#اجتماعی
undefined جلد یکم
🪶 نوید نظری|فراهم
undefined۳

۸۰۷

۱۰:۵۲