ما اینجا از مطلوبِ نهاد دانشگاه در میانه و پساجنگ میگوییم. جهت ارتباط با ادمین افق دانشگاه @ofoghd_ad
اقتصاد مقاومتی؛ جایگاه دانشگاه در دکترین جنگ ترکیبیقسمت دوم؛ دانشگاه، دانشجو و کنشگری در جنگ ترکیبیعلیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهرانبخش دوم: کنشگری دانشجویی در این چارچوب، نیازمند بازتعریف است. دیگر نمیتوان آن را صرفاً به فعالیتهای صنفی یا سیاسی کلاسیک محدود کرد. کنشگری در شرایط جنگ ترکیبی، باید به حوزه اقتصاد، فناوری، نوآوری و حتی حکمرانی اقتصادی تسری یابد. این بهمعنای ورود آگاهانه دانشجویان به مسائلی نظیر تولید دانشبنیان، تحلیل سیاستهای اقتصادی، و مشارکت در حل مسائل واقعی کشور است. یکی از مهمترین کارکردهای جریان دانشجویی، «صورتبندی و تثبیت گفتمان» است. همانگونه که در قسمت اول اشاره شد، اقتصاد مقاومتی بدون تبدیل شدن به یک فهم عمومی و اجتماعی، قابلیت تحقق نخواهد داشت. در این میان، تشکلهای دانشجویی میتوانند نقش کلیدی در تبیین، ترویج و حتی نقد این دکترین ایفا کنند. اما این نقش زمانی مؤثر است که بر پایه تحلیل دقیق، سواد اقتصادی و درک عمیق از سازوکارهای جنگ ترکیبی استوار باشد. در غیر این صورت، خطر تقلیل اقتصاد مقاومتی به مجموعهای از شعارهای کلی وجود دارد؛ امری که نهتنها کمکی به تحقق آن نمیکند، بلکه میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی نیز منجر شود. بنابراین، ارتقاء سطح تحلیل در میان دانشجویان، یک ضرورت راهبردی در این میدان است. بعد دیگر کنشگری دانشجویی، «مطالبهگری هوشمند» است. تحقق اقتصاد مقاومتی، وابسته به عملکرد دقیق و کارآمد نهادهای سیاستگذار است. در این چارچوب، دانشجویان میتوانند با رصد سیاستها، نقد تصمیمات ناکارآمد و مطالبه شفافیت و کارایی، به اصلاح مسیر اجرای این دکترین کمک کنند. این نوع مطالبهگری، بخشی از فرآیند تقویت سیستم در شرایط جنگی است، نه تضعیف آن. از سوی دیگر، دانشگاه میتواند خود به یک «بازیگر اقتصادی» در چارچوب اقتصاد مقاومتی تبدیل شود. توسعه شرکتهای دانشبنیان، استارتاپها و هستههای فناور، مصداق عینی همان درونزایی است که در قسمت اول به آن اشاره شد. هر واحد فناور موفق، نهتنها یک دستاورد اقتصادی، بلکه یک مؤلفه قدرت در برابر فشارهای خارجی است. در نهایت، پیوند میان «برونگرایی در اقتصاد مقاومتی» و دانشگاه نیز اهمیت ویژهای دارد. دانشگاهها میتوانند از طریق همکاریهای علمی هدفمند، مشارکت در شبکههای فناوری و توسعه دیپلماسی علمی، بخشی از این برونگرایی را محقق کنند؛ البته بهگونهای که منجر به وابستگی نشود، بلکه در خدمت تقویت توان داخلی قرار گیرد. جمعبندی آنکه، اگر در قسمت اول اقتصاد مقاومتی بهعنوان یک دکترین برای بقا و پیشروی در جنگ اقتصادی تبیین شد، در اینجا میتوان گفت که دانشگاه، دانشجو و کنشگری دانشجویی، یکی از ارکان عملیاتی این دکترین در بستر جنگ ترکیبی هستند. بدون دانشگاه، اقتصاد مقاومتی فاقد پشتوانه دانشی و فناورانه خواهد بود، و بدون کنشگری دانشجویی، این دکترین از سطح سیاستگذاری به سطح اجتماعی منتقل نخواهد شد. در منطق جنگ چندلایه امروز، هیچ نهادی خارج از میدان نیست. دانشگاه نیز نه ناظر صرف، بلکه یک بازیگر فعال در این معماری است. پرسش تعیینکننده این است که این بازیگر، با چه سطحی از فهم، انسجام و اثرگذاری و البته با چه برنامه ای وارد میدان میشود.این نوشتار ادامه دارد... با افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah