عکس پروفایل افق دانشگاها

افق دانشگاه

۲۴۸ عضو
عکس پروفایل افق دانشگاها
۲۴۸ عضو

افق دانشگاه

ما اینجا از مطلوبِ نهاد دانشگاه در میانه و پساجنگ می‌گوییم.
undefinedجهت ارتباط با ادمین افق دانشگاه @ofoghd_ad
undefined«دانشجو، پساجنگ و معمای دانشگاه سکولار»
undefinedعبداله میرزایی، دانشجوی کارشناسی مهندسی صنایع مبلمان دانشگاه تهران

undefinedیکی از ویژگی‌های روزگار جنگ، غرق شدن انسان در دغدغه‌های لحظه‌ای و روزمره است؛ چندان که آینده و فردای دور، در هیاهوی «اکنون» گم می‌شود. اما دانشجو که خود را حقیقت‌جو، مسئول و معمار فردا می‌داند، در چنین شرایط پرآشوبی بیش از هر کس دیگری ناگزیر از نگاه به «پساجنگ» است. و این نگاه بدون عبرت از خود جنگ، معنا پیدا نمی‌کند.
undefinedبرای نمونه، جنگ تحمیلی به ما آموخت که «ارادهٔ ایمانی» ملت، همان نیرویی که در سال ۱۳۵۷ نظام وابسته و استبدادی را چون معجزه‌ای فروپاشید، می‌تواند در حساسترین لحظه‌ی گذار قدرت نیز از کیان نظام دفاع کرده و توطئه‌های قدرت‌های جهانی را خنثی کند. این نیروی الهی، نه بر پایه‌ی نظریه‌پردازی‌های عقل مادی غرب، که در چارچوب سنت‌های قرآنی قابل درک و تحلیل است. آنچه در میدان جنگ – که بی‌پرده‌ترین نمایش نظم پنهان هستی است – سرنوشت‌ساز بود، سنت‌های الهی بود، نه اندیشه‌های ساختگی و بشریِ غربی.
undefinedاین همان نقطه‌ای است که می‌تواند جرقه‌ی یک تحول فکری در دانشجو باشد. پرسش اینجاست: دانشجو تا چه اندازه با این معادلات حقیقی و الهی درگیر است؟ دانشگاه که قرار است منبع دانش باشد، در فهم این سنت‌های قرآنی چه جایگاهی دارد؟ مگر می‌شود در نهادی که اساس آن بر خرد خودبنیاد بشری و ادراک آزاد از عالم استوار است – و داده‌های وحیانی را یا خرافه می‌داند یا دست‌کم حجیت علمی قائل نیست – از سنت‌های قرآنی سخن گفت؟ سنت‌هایی که در عمل ثابت کردند از بسیاری تحلیل‌گران غیرمسلمان دقیق‌تر، کارآمدتر و پیش‌بینانه‌تر عمل می‌کنند.
undefinedممکن است کسی بگوید: مگر با دو واحد معارف اسلامی نمی‌شود خدا را در این معبد سکولار هم حاضر کرد؟ اما این خیالی باطل است. نهادی که فلسفه‌ی وجودی و روح حاکم بر آن با قرآن بیگانه است، چگونه با افزودن چند واحد درسی رنگ الهی می‌گیرد؟ با این تزئینات سطحی، نه دانشگاه اسلامی می‌شود، بلکه «اسلام دانشگاهی» می‌شود – تصویری ساختگی و بی‌محتوا از دین در قالب یک نهاد غیردینی.
undefinedمسئله این است: دانشگاه به عنوان یک نهاد اجتماعی، دارای نظم، ساختار و اسلوب خاصی است که جهت‌گیری نهایی آن را تعیین می‌کند. فلسفه‌ای که در بنیان این نهاد نهفته، نظم آن را می‌سازد، و نظم حاکم، مسیر آن را رقم می‌زند. همان‌طور که در یک نظام سیاسی غیراسلامی نمی‌توان انتظار اجرای کامل شریعت را داشت، در نهادی سکولار چون دانشگاه نیز روشن کردن یک شمع به نام اسلام، کاری بس دشوار – اگر نه ناممکن – است.
undefinedپس باید با این نهاد چه کرد؟ این پرسش، پاسخ‌های گوناگونی می‌طلبد، اما خودِ پرسیدن آن و تأمل در ماهیت، حقیقت و نسبت دانشگاه با باورهای جامعه‌ی اسلامی، می‌تواند سرآغازی برای تحولات بزرگ در آینده باشد. دانشجویی که می‌خواهد برای عصر پساجنگ برنامه‌ای داشته باشد، چاره‌ای جز بازخوانی این نهاد کهنه، عاریتی و پرابهام ندارد؛ تا معلوم شود آیا می‌توان دانشگاه را قرآنی کرد، یا باید از نو طرحی دیگر ریخت؟
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:undefined@ofogh_daneshgah
undefined۷
undefined۲
undefined۱

۶۷۱

۱۷:۳۰