بله | کانال افق ایران| مصطفی نجفی
عکس پروفایل افق ایران| مصطفی نجفیا

افق ایران| مصطفی نجفی

۱ هزار عضو
thumbnail
‏اگر جنگ ۱۲ روزه رخ نمی‌داد، به نظرم در این جنگ بیش از ۱۰ روز توان ایستادن موثر برای ایران‌ میسر نبود!‏جنگ ۱۲ روزه درس‌های بزرگی برای ایران داشت و نیروهای مسلح کشور را بیدار کرد.@ofoghiran

۰:۱۷

thumbnail
undefined *ترامپ با تهدید به هدف قرار دادن زیرساخت‌های برق ایران، بازی خطرناکی را آغاز کرده است؛ بازی‌ای که بوی فاجعه انسانی می‌دهد و قرار است تهران را به عقب‌نشینی وادار کند، در حالی که خودش را از باتلاق جنگ بیرون بکشد. اما معادله به این سادگی نیست. ایران بعید است در برابر چنین فشاری کوتاه بیاید و در نتیجه، ترامپ ناچار می‌شود بخشی—یا حتی تمام—این تهدید را عملی کند*.
در آن‌سو، پاسخ ایران، فاجعه را با تمام منطقه گسترش می‌دهد و بحرانی غیرقابل کنترل را در سطح جهانی رقم می‌زند؛ خاموشی‌هایی که مرز نخواهند شناخت و کل منطقه و جهان را درگیر می‌کنند. چنین سناریویی نه‌تنها راه خروجی برای واشنگتن باقی نمی‌گذارد، بلکه آن را عمیق‌تر در دل بحران فرو می‌برد.
این مرحله از جنگ جایی است که بازیگران بیشتری را وارد جنگ می‌کند؛ از یک سو، یمنی‌ها وارد جنگ می‌شوند و باب‌المندب بسته خواهد شد و از آن سو، احتمالا شرکای عرب امریکا از جمله سعودی ممکن است به صورت مستقیم وارد نبرد شوند.
در این نقطه، جنگ وارد فاز «باخت–باخت» می‌شود؛ جایی که هیچ طرفی پیروز نخواهد شد و هزینه‌ها برای همه سنگین است. تنها روزنه، شاید یک ضربه محدود و نمادین باشد—ضربه‌ای حساب‌شده و پاسخی در همان سطح—تا از سقوط کامل به ورطه‌ای بی‌پایان جلوگیری شود.
واقعیت این است که جنگ زیرساخت‌ها، جنگی است که در آن هیچ‌کس برنده نیست.@ofoghiran

۱۱:۳۷

thumbnail
undefined در محفل نظامی تیم ترامپ، هرچند سناریوی اقدام زمینی و حتی اشغال جزیره خارک جدی شده است، اما تردیدهای عمیقی درباره پیامدهای آن وجود دارد. پرسش اصلی این است: چنین اقدامی دقیقاً چه دستاوردی برای آمریکا به همراه دارد، چه هزینه‌هایی تحمیل می‌کند و چگونه بر محاسبات ایران اثر می‌گذارد؟
واقعیت این است که ماجرا فقط خطر تبدیل شدن این عملیات به یک فاجعه نظامی برای امریکا نیست؛ مسئله مهم‌تر، خطای محاسباتی در معادله‌ای است که برخی تصور می‌کنند می‌تواند شکل بگیرد: «خارک در برابر هرمز». این معادله از اساس ناکارآمد است. اشغال خارک نه اراده ایران را تغییر می‌دهد و نه به باز شدن تنگه هرمز می‌انجامد؛ برعکس، اوضاع را پیچیده‌تر، پیش‌بینی‌ناپذیرتر و از کنترل خارج می‌کند. مهم‌تر از همه، چنین اقدامی می‌تواند آمریکا را در باتلاقی عمیق و فرسایشی گرفتار سازد.
حتی هدف قرار دادن زیرساخت‌ها آنچنان که ترامپ تهدید کرده نیز راه‌گشا نخواهد بود. واقعیت ساده اما تعیین‌کننده این است که هیچ چیز جز پایان دادن به جنگ نمی‌تواند تنگه هرمز را باز کند. البته حتی در آن صورت هم، بازگشت به وضعیت پیشین بعید به نظر می‌رسد!@ofoghiran

۲۳:۲۱

thumbnail
undefined*برخلاف فضاسازی‌های آشفته، مبهم و مشکوکِ ترامپ، در حال حاضر مذاکره جدی و قابل‌توجهی در جریان نیست و آنچه وجود دارد، صرفاً تلاش میانجی‌ها برای جلوگیری از تشدید تنش و فراهم کردن زمینه ازسرگیری گفت‌وگوهاست. این میانجی‌ها می‌کوشند مطالبات واقعی طرفین را به یکدیگر منتقل کنند.‏با این حال، اگرچه باید از هر طرحی در چارچوب منافع ملی در هر برهه‌ای از جنگ حمایت کرد، اما دشوار است تلاش‌ میانجی‌گران در شرایط کنونی به نتیجه‌ای مشخص و ملموس منجر شود.*
‏از سوی دیگر، ضروری است تمرکز اصلی همچنان بر برنامه‌ها و فریب‌های جنگی ترامپ باقی بماند تا اظهارات و نیت‌های مذاکراتی او!@ofoghiran

۱۵:۵۸

thumbnail
undefined در روز پنجم جنگ ۱۲ روزه، آمریکا پیام داد که آماده است دیداری میان ونس با یکی از مقامات ارشد ایران برای پایان دادن جنگ برگزار کند که ایران شرط هرگونه مذاکره را پایان تجاوز اعلام کرد.
اکنون نیز به نظر می‌رسد پیام‌هایی از طرف امریکا ارسال شده که تاکنون منجر به شکل‌گیری مذاکره نشده اما ترامپ می‌خواهد آن را «پیش‌خور» کند.
باید توجه داشت که مناسبات و معادلاتی امنیتی که در بستر این جنگ شکل گرفته‌اند، به‌شدت پیچیده، امنیتی، چندلایه و منطقه‌ای هستند. بنابراین بعید است به سادگی و آن‌گونه که ترامپ ادعا می‌کند، به پایان جنگ بینجامند؛ مگر آنکه طرفین به سمت مدلی مشابه آتش‌بس جنگ ۱۲روزه حرکت کنند که دست‌کم از سوی ایران چندان محتمل به نظر نمی‌رسد.@ofoghiran

۱۷:۳۴

thumbnail
undefined جنگ میان ایران و محور آمریکا–اسرائیل–سایر بازیگران، در روز بیست‌و‌پنجم در چهار محور قابل توصیف است:‏۱) ارزیابی نیت‌ها و مطالبات(دیپلماسی) ‏۲) تدوین و تکمیل فهرست اهداف(گسترده‌تر از قبل)،‏۳) آماده‌سازی و تقویت توان عملیاتی(پر کردن خشاب‌ها)،‏۴) بازتنظیم برنامه‌ها و دستورکارهای نظامی(پرریسک‌تر از قبل).
‏در مرحله ارزیابی نیت‌ها، طرفین به این جمع‌بندی می‌رسند که آیا ادامه جنگ به سود آن‌هاست یا پایان دادن به آن. اگر مسیر دیپلماسی به نتیجه نرسد—که احتمال آن نیز قابل توجه است—درگیری وارد فاز شدیدتر و پرریسک‌تری خواهد شد و هر دو طرف با اهدافی جدید و آمادگی بیشتر، عملیات نظامی خود را دنبال خواهند کرد.
‏در این میان، ایران با شدت، تمرکز بالا و با ریسک‌پذیری بیشتر در حال آماده‌سازی برای ورود به‏ مرحله جدید جنگ است.@ofoghiran

۱۶:۵۲

thumbnail
undefined *به نظر می‌رسد، نبرد پرشدت، بزرگ و تعیین‌کننده‌ای در روزهای آینده در پیش است. نیروهای مسلح ایران تدارک بزرگی برای نیروهای آمریکایی و مبدا تجاوز دیده‌اند. همچنین، قواعد جنگ در تنگه هرمز تغییر خواهد کرد. علاوه بر این، احتمال زیاد امتداد نبرد به دریای سرخ و باب‌المندب خواهد رسید*.@ofoghiran

۱۹:۰۵

thumbnail
undefined۱۰ نشانه نبرد بزرگ پیش‌رو
‏۱. تبادل پیام‌های بی‌نتیجه و عدم شکل‌گیری مذاکره‏۲. تحرکات عملیاتی و رزمی آمریکا در مجاورت ایران به ویژه در بحرین، امارات و عربستان ‏۳. اطلاعیه هشدار برخی کشورهای خلیج فارس از جمله بحرین به شهروندان خود برای وضعیت اضطراری‏۴. حملات ایران و اسرائیل به مجاورت تاسیسات هسته‌ای دیمونا و بوشهر‏۵. درخواست صریح امارات از ترامپ برای ادامه جنگ علیه ایران و‌ مشارکت آشکارتر برخی بازیگران عرب از جمله سعودی و بحرین در جنگ ‏۶. حملات گسترده هوایی به نوار ساحلی و خطوط مرزی ایران ‏۷. کاهش حجم حملات ایران به کشورهای عربی با هدف تمرکز برای یک آماده‌سازی بزرگ جنگی ‏۸. افزایش تحرک عملیاتی گروه‌های مقاومت ‏۹. آماده‌سازی‌های مهم و گسترده نظامی و غیرنظامی از سوی ایران‏۱۰. اقدامات و تلاش تازه دشمن برای ترور مقامات ارشد نظامی ایران به ویژه نیروی دریایی@ofoghiran

۱۳:۱۲

thumbnail
undefined در چارچوب یک ارزیابی راهبردی جدید در تهران، نشانه‌ها حاکی از آن است که ایران ممکن است در آستانه یک گسست پارادایمی در دکترین هسته‌ای خود قرار گرفته باشد؛ گسستی که الزاماً در امتداد منطق تدریجی و محافظه‌کارانه دو دهه گذشته تعریف نمی‌شود، بلکه می‌تواند بیانگر گذار به یک الگوی بازدارندگی و کنشگری متفاوت باشد.
در ادراک بخشی از نخبگان حاکم در تهران به ویژه پس از جنگ اخیر، تجربه دو حمله نظامی، بنیان‌های اتکا به ترتیبات و رژیم‌های بین‌المللی از جمله NPT را با چالش جدی مواجه کرده است. در این قرائت، تداوم پایبندی به این رژیم نه‌تنها تضمین‌کننده امنیت ملی تلقی نمی‌شود، بلکه بالقوه می‌تواند به محدودسازی گزینه‌های راهبردی در شرایط تهدید منجر شود.
بر این اساس، فضای تصمیم‌گیری در تهران در حال نزدیک شدن به یک نقطه عطف است؛ نقطه‌ای که در آن بازتعریف اهداف، ابزارها و سطوح تعهد در برنامه هسته‌ای، به‌عنوان یک ضرورت راهبردی در حال صورت‌بندی است.
همانطور که جنگ ۸ ساله در ابتدای انقلاب، بنیان‌های بازدارندگی ایران را شکل داد، جنگ فعلی تفکر بازدارندگی و دکترین امنیت ملی ایران را چندوجهی و متحول خواهد کرد.@ofoghiran

۲۰:۱۴

thumbnail
undefined *اطلاعات و نشانه‌های اخیر حاکی از آن است که ایالات متحده و اسرائیل در حال برنامه‌ریزی برای انجام عملیات هلی‌بورن در یک تا سه نقطه در داخل خاک ایران هستند. بر این اساس، نیروهای مسلح ایران یک مکانیزم دفاعی و کمین چندلایه را برای مقابله با چنین سناریویی طراحی و تمرین کرده‌اند که سه هدف اصلی دارد: اول، خنثی کردن کامل عملیات؛ دوم، کشته‌گیری حداکثری؛ و سوم، اطمینان از زنده‌گیری*.@ofoghiran

۲۲:۴۶

thumbnail
undefined دستورکار جنگی انصارالله یمن
‏عدم ورود انصارالله به جنگ تا روز گذشته و ورود آن از امروز، در چارچوب یک دستورکار مشخص و از پیش طراحی‌شده انجام شده است.‏این دستورکار نظامی، زمان‌بندی دقیق دارد و مرحله نخست آن با حمله به اسرائیل آغاز شده است.
‏مراحل بعدی اقدامات انصارالله نیز بر اساس چند متغیر کلیدی تنظیم می‌شود:‏۱. ورود یا عدم ورود مستقیم عربستان و امارات به جنگ‏۲. حمله یا عدم حمله به زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی ایران‏۳. انجام یا عدم انجام حمله زمینی به ایران‏۴. مداخله یا عدم مداخله ناتو یا کشورهای اروپایی در جنگ‏۵. نیاز یا عدم نیاز ایران به وارد کردن شوک‌های بیشتر به بازارهای جهانی@ofoghiran

۱۶:۳۵

thumbnail
undefined *حمله آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های صنعتی کشور با الگوی جدیدی همراه شده است. الگویی مبتنی بر ضربات تدریجی، کوچک، فرسایشی و نامتمرکز*.
‏در این چارچوب، تلاش بر آن است که دامنه حملات به‌گونه‌ای تنظیم شود که واکنش گسترده‌ای از سوی ایران برانگیخته نشود و در عین حال، به تدریج زیرساخت‌های ایران آسیب‌های بزرگ ببیند.
‏در مقابل ایران، با شناخت این الگوی عملیاتی دشمن، در حال ضربه متناوب به زیرساخت‌های آن در سراسر منطقه است.
@ofoghiran

۲۰:۳۷

thumbnail
undefined کارت‌های دست‌نخورده ایران
‏در اقتصاد جنگ، محور آمریکا، اسرائیل و متحدان عرب حاشیه خلیج فارس همچنان از برتری محسوسی برخوردارند. با این حال، در جبهه جنگ اقتصادی و انرژی، ایران توانسته با تکیه بر اهرم‌های راهبردی خود از جمله تسلط بر تنگه هرمز، هدف‌گیری زیرساخت‌های اقتصادی دشمن در منطقه و به‌کارگیری عملیات روانی در حوزه اقتصاد بین‌الملل، معادلات را به سود خود تغییر دهد.
‏نیروهای مسلح ایران کارت‌های دست‌نخورده دیگری در جنگ اقتصادی و تشدید پیامدهای بین‌المللی جنگ در اختیار دارد که احتمالا به زودی از آن‌ها رونمایی خواهند کرد.@ofoghiran

۱۶:۴۴

thumbnail
undefined یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های وزارت‌ امور خارجه و دستگاه دیپلماسی در جنگ ۱۲ روزه، عملکرد ضعیف بسیاری از سفرا و سفارت‌خانه‌های ایران در خارج از کشور بود که نتوانستند صدای کشور باشند(جز چند سفیر).
‏پس از جنگ، حضورا به آقای عراقچی گفتم که در جنگ بعدی ضروری است این ضعف پوشش داده شود و نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور نقش متفاوتی ایفا کنند.
‏خوشبختانه هم‌اکنون برخی از سفارت‌خانه‌ها به خوبی در حال ایفای نقش خود در جنگ هستند که جای تقدیر دارد.
‏بهتر است همه آن‌ها فعال شوند و پیام ایران را به جهان برسانند.@ofoghiran

۱۸:۰۱

thumbnail
undefined ایران به دو‌ دلیل(جنگ برای بقا و پایان دادن به سایه جنگ و ایجاد معادله جدید) جنگ را منطقه‌ای کرد.
‏حفظ بقا(بقای سیستم) محقق شده است.
‏هدف دوم نیز تا زمانی که تنگه‌ هرمز را در کنترل دارد در دسترس است. اگر جنگ پایان یابد و تنگه هرمز در تسلط حقوقی- امنیتی ایران باشد، معادله‌ای که ایجاد خواهد شد می‌تواند برای دهه‌ها ایران را بیمه کند. درغیراینصورت، کشور با چالش‌های خطرناک و زیادی روبرو خواهد شد.@ofoghiran

۲۲:۱۳

thumbnail
undefined ضرب‌الاجل ۱۰روزه‌ای که ترامپ تعیین کرده و پیش‌تر هم تمدید شده، روز دوشنبه به پایان می‌رسد. او در این مقطع سه گزینه پیش‌رو دارد:‏۱. برای بار چهارم ضرب‌الاجل را تمدید کند و زمان بخرد‏۲. عملاً از ضرب‌الاجل عبور کرده و آن را نادیده بگیرد‏۳. بر اساس همان ضرب‌الاجل اقدام کند و دست به حمله‌ای گسترده یا محدود علیه زیرساخت‌ها بزند
‏به نظر می‌رسد گزینه سوم محتمل‌تر باشد؛ مسیری که می‌تواند جنگ را وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر، خطرناک‌تر و فرسایشی‌تری کند.
‏در چنین شرایطی، احتمال انجام عملیات‌های ویژه زمینی یا هلی‌برن‌و همچنین موج جدیدی از ترورها بیشتر می‌شود.
‏هفته آینده سرنوشت‌ساز است؛ یا ترامپ با اعلام نوعی «پیروزی» از درگیری خارج می‌شود یا وارد فاز جدیدی از تشدید تنش خواهد شد که به نظر می‌رسد احتمال وقوع بیشتری دارد.@ofoghiran

۲۰:۵۹

thumbnail
undefined *اسارت خلبانان آمریکایی توسط ایران یا نجات آن‌ها توسط بالگردهای آمریکایی تاثیر قابل‌توجهی در ارزیابی آمریکایی‌ها نسبت به عملیات‌های احتمالی هلی‌برن در خاک ایران خواهد گذاشت. اگر خلبان را نجات دهند برای هلی‌برن جسورتر خواهند شد ‌و اگر موفق نشوند و در این مسیر تلفاتی هم بدهند، محتاط‌تر خواهند شد*.@ofoghiran

۱۲:۱۸

thumbnail
undefined ایران از عصر امروز شروع به پوشش پدافندی به ویژه پدافندهای سبک برای مقابله با بالگردها و جنگنده‌های رزمی در نقاط کور پدافندی کرده است که پیش‌بینی‌ می‌شود این پوشش تا ۲ روز دیگر تکمیل می‌شود.@ofoghiran

۲۱:۱۷

thumbnail
undefined *حمله شدید امریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های پتروشیمی ایران در قلب این صنعت در ماهشهر یک تحول مهم در روز سی‌وششم جنگ است*. ‏به نظر می‌رسد امریکا پیش از ضرب‌الاجل ۱۰ روزه، با توجه به تحولات روز سی‌وپنجم از جمله ساقط شدن جنگنده‌ها و خسارت به بالگردها و سرنوشت نامعلوم یکی از خلبانان، تصمیم گرفته است وارد فاز حمله به زیرساخت‌ها شود. ‏تحولی که یقینا با پاسخ ایران با حمله به زیرساخت‌های پتروشیمی و نفت در اسرائیل و متحدان امریکا در منطقه مواجه خواهد شد.@ofoghiran

۹:۲۰

thumbnail
undefined عده‌ای که تا چندی پیش خواستار کمک عموهای‌شان ترامپ ‌‌و نتانیاهو و گراهام برای «آزادی» و «آبادی» ایران بودند و وعده می‌دادند «کمک در راه است»، اکنون به جای آنکه پاسخگوی توهمات و وطن‌فروشی‌شان باشند، انگشت اتهام را به سمت دیگران می‌گیرند.
‏شبه‌انسان‌های ایران‌نما و بی‌شرفانی که تاریخ ایران هیچگاه به خود ندیده است.
@ofoghiran

۱:۱۹