شناسنامه بنده 


۱۶:۲۴
من یه بار سر میز صبونه روزنامه خوندم بابام تا یه ماه فکر می کرد شیشه می کشم
خواستم بفهمید سرانه مطالعه تو خانواده ما چه جوریه وضعیتش














خواستم بفهمید سرانه مطالعه تو خانواده ما چه جوریه وضعیتش
۱۶:۲۵
۱۶:۲۵
نوشته یوگا ورزشیه که ذهن رو میاره جایی که جسم اونجاست
کاش یه ورزشی هم بود
جسم رو میبرد جایی که ذهن اونجاست.









کاش یه ورزشی هم بود
جسم رو میبرد جایی که ذهن اونجاست.
۱۶:۲۵
۱۶:۲۵
رفتم پیش پرستار آمپول بزنم
گفتم: این آمپولو واسم بزن
پرستار گفت …تورج
گفتم: من تورج نیستم
گفت: چرا تورج
گفتم: خانوم من هادیم تورج نیستم
گفت: حرف نزن هادی باید بزنم تورج
گفتم: آمپول ماله منه چرا بزنی به تورج
گفت: خیلی حرف میزنی باید بزنم تورج
یکم فکر کردم گفتم: بگو رگ …
گفت رج.














گفتم: این آمپولو واسم بزن
پرستار گفت …تورج
گفتم: من تورج نیستم
گفت: چرا تورج
گفتم: خانوم من هادیم تورج نیستم
گفت: حرف نزن هادی باید بزنم تورج
گفتم: آمپول ماله منه چرا بزنی به تورج
گفت: خیلی حرف میزنی باید بزنم تورج
یکم فکر کردم گفتم: بگو رگ …
گفت رج.
۱۶:۲۶
۱۶:۲۶
خانومی به شوهرش شک کرده بوده، ولی هرچی گوشیش رو چک میکرد، چیزی پیدا نمیکرد
تا آخر یه روز که داشت گوشیرو میگشت، دید به اسم خودش برای شوهره پیام عاشقانه میاد
مرد خیانتکار اسم دوست دخترش رو تو موبایل به اسم زنش سیو کرده بوده و زن هم هیچوقت پیامهای خودشو چک نمیکرده
شیطان درجا سجده کرد همون جا.












تا آخر یه روز که داشت گوشیرو میگشت، دید به اسم خودش برای شوهره پیام عاشقانه میاد
مرد خیانتکار اسم دوست دخترش رو تو موبایل به اسم زنش سیو کرده بوده و زن هم هیچوقت پیامهای خودشو چک نمیکرده
شیطان درجا سجده کرد همون جا.
۱۶:۲۷
بیا این آب پرتقال رو بخور!
چقد زیر چشمات گود افتاده!
الهی بمیرم
برات از اون غذاهایی درست کردم که دوسداری!
.
.
.
مخاطب این جملات کیست؟؟؟
.
.
مخاطب مردی هست که بدون زنش رفته خونه ی مادرش.









چقد زیر چشمات گود افتاده!
الهی بمیرم
برات از اون غذاهایی درست کردم که دوسداری!
.
.
.
مخاطب این جملات کیست؟؟؟
.
.
مخاطب مردی هست که بدون زنش رفته خونه ی مادرش.
۱۶:۲۷
۱۶:۲۷
بابام داشت لباسارو میگشت یهو گفت این پاکت سیگار تو جیبت چیکار میکنه؟
.
.
.
گفتم این که لباس خودته


گفت جواب منو نده چرا درس نمیخونی نکنه معتاد شدی؟











.
.
.
گفتم این که لباس خودته
۱۶:۲۸
۱۶:۲۸
خواهرم رفت آرایششو پاک کرد بابام یه لحظه نگاش کرد
.
.
.
.
.
بعد گفت واقعا حق دارید آرایش میکنید















.
.
.
.
.
بعد گفت واقعا حق دارید آرایش میکنید
۱۶:۲۸
۱۶:۲۸
یه مردی بود که هر جمعه میرفت بهشت زهرا و بالای یه قبری مینشست و زار زار گریه میکرد و میگفت:
چرا رفتی و منو بدبخت کردی… .
بهش گفتن اين کیه که هر جمعه سر مزارش گریه میکنی؟!
برادرته؟
پدرته؟
بچته؟
کیته؟
میگه: هیچکدوم!
این شوهره اول زنمه…!!















چرا رفتی و منو بدبخت کردی… .
بهش گفتن اين کیه که هر جمعه سر مزارش گریه میکنی؟!
برادرته؟
پدرته؟
بچته؟
کیته؟
میگه: هیچکدوم!
این شوهره اول زنمه…!!
۱۶:۲۸
۱۶:۲۹
شهره یه جوری میگه:
“داره کم کم نفسم میگیره،برگرد”
خب مادر من!!!
همسنای تو الان علاوه بر آلزایمر و آسم تا
حالا سه بارم ایست قلبی کردن
بیخیال شو












“داره کم کم نفسم میگیره،برگرد”
خب مادر من!!!
همسنای تو الان علاوه بر آلزایمر و آسم تا
حالا سه بارم ایست قلبی کردن
بیخیال شو
۱۶:۲۹
فردا میریم برای ویدیو 
۱۶:۴۲
ب یک ادمین فعال نیازمندیم پی وی 
۷:۱۳
۷:۱۴