بازارسال شده از حرف | ربات ناشناس
ای کاش امشب توی نجف بودم و این درد سنگین را با مولا در میون میزاشتم اینقدر سنگین هست که داره زمین گیرم میکنه اخرش اونی که باید میشد ، نشد و بدترش اینه که هیچکس درکت نمیکنه و مجبور هستی تنها و کنایه ها را تحمل کنی مظلوم علی...
🫶۲
۱
۲۱:۱۴