《آتش سرنوشت》
هر سال در پانزده اسفند روز درختکاری دست های مهربانش خاک را در آغوش می کشیدند و نهالی را با امید می کاشتند،نهالی که برایش، تجسم حیات بود؛ نگاهش به جوانه ها نوری بود که دل ها را گرم می کرد، چشمانش چون الماس، میدرخشیدند وقتی نخستین برگ خرمی را میدید؛ گویی تمام شادیهای دنیا در آن جوانه، خلاصه میشد.اما امسال آن روز، چون روحی سرگردان، رنگ باخته است. چند روزی است که او، چون ستارهای در آسمانِ شب، خاموش شده و دستانش، دیگر خاک را لمس نمیکنند، نهالی را در زمین نمیکارند. سکوتِ روز درختکاری، چون زنجیری بر گردن زمان، سنگینتر از همیشه است؛ جای خالیاش، زخمی است که هر بهار، دوباره میگشاید. شهادتش، نه تنها او را از میان برد، بلکه تمام درختانی که با عشق و جان، پرورش داده بود، در آتشِ سرنوشت، به خاکستر بدل شدند.حیاط خانه اش، چون صحنهای از غم، خالی و بیروح است؛ شاخههایِ سوخته، چون اشکهای سربهمهر، بیصدا میریزند و دل ما، چون دریایی از اندوه، پر از دردِ بیپایان است. اگرچه قد سَروش دیگر نیست، اما ریشهی عشق و فداکاریاش، چون ریشه ایی در درختِ کهن، در اعماقِ قلبهای ما، میجوشد.آقای خامنهای، تو نهال نحیفِ جمهوری اسلامی را، به درخت تنومندِ ایمان و استواری تبدیل نمودی؛ اما امروز، ما نهالهایی هستیم که در سایهی مهرت، قد نمیکشیم، در آفتابِ تنهایی، رشد میکنیم. قرار بود ما، چون سربازانی نستوه، فدای تو شویم، نه اینکه تو، با خانوادهات، فدای ما شوی!
نویسنده نوجوان: باران محمدزاده
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
هر سال در پانزده اسفند روز درختکاری دست های مهربانش خاک را در آغوش می کشیدند و نهالی را با امید می کاشتند،نهالی که برایش، تجسم حیات بود؛ نگاهش به جوانه ها نوری بود که دل ها را گرم می کرد، چشمانش چون الماس، میدرخشیدند وقتی نخستین برگ خرمی را میدید؛ گویی تمام شادیهای دنیا در آن جوانه، خلاصه میشد.اما امسال آن روز، چون روحی سرگردان، رنگ باخته است. چند روزی است که او، چون ستارهای در آسمانِ شب، خاموش شده و دستانش، دیگر خاک را لمس نمیکنند، نهالی را در زمین نمیکارند. سکوتِ روز درختکاری، چون زنجیری بر گردن زمان، سنگینتر از همیشه است؛ جای خالیاش، زخمی است که هر بهار، دوباره میگشاید. شهادتش، نه تنها او را از میان برد، بلکه تمام درختانی که با عشق و جان، پرورش داده بود، در آتشِ سرنوشت، به خاکستر بدل شدند.حیاط خانه اش، چون صحنهای از غم، خالی و بیروح است؛ شاخههایِ سوخته، چون اشکهای سربهمهر، بیصدا میریزند و دل ما، چون دریایی از اندوه، پر از دردِ بیپایان است. اگرچه قد سَروش دیگر نیست، اما ریشهی عشق و فداکاریاش، چون ریشه ایی در درختِ کهن، در اعماقِ قلبهای ما، میجوشد.آقای خامنهای، تو نهال نحیفِ جمهوری اسلامی را، به درخت تنومندِ ایمان و استواری تبدیل نمودی؛ اما امروز، ما نهالهایی هستیم که در سایهی مهرت، قد نمیکشیم، در آفتابِ تنهایی، رشد میکنیم. قرار بود ما، چون سربازانی نستوه، فدای تو شویم، نه اینکه تو، با خانوادهات، فدای ما شوی!
نویسنده نوجوان: باران محمدزاده
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
۱۳:۳۶
از شروع جنگ با حضور در صحنه
۱۸۰ درجه ترامپ را تغییر دادیم
" />
کاریکاتور: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
کاریکاتور: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
۱۵:۲۶
ای وارث ذوالفقار امّتوقتِ اَمر است…
متن: نو هنر کوثر اصغری لالاییطراح: نوهنر محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
متن: نو هنر کوثر اصغری لالاییطراح: نوهنر محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
۱۳:۱۱
نیروی مسلح نمی خواهد،ما حریف شما هستیم
" />
تقویمی که تاریخ آن را از یاد نخواهد برد
پاینده باید ایران و ایرانی
طراح و کاریکاتور: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
تقویمی که تاریخ آن را از یاد نخواهد برد
پاینده باید ایران و ایرانی
طراح و کاریکاتور: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
۱۴:۲۳
«وارث علم»
اندرون ِشامگاه شوریدگی بنیاد ِآدمیت که خسروان و بینوایان به چشمداشت و مراد بر نغمهی یزدان گوش میسپارند و سوگواری به پاس پرگشودن نائب و سرمهی تنگدلی بر دیده کشیدن بهمیل حزن پدر ِآرمیده در نجف بر آستان معبود بهجای میاورند ، آید فروغی فروزان از سپهری که بر سر آدمیان خیمهگاه خویش برافراشته و ستونهایش را بر افلاک هفتم بنانموده .بهراستی که کیست او که گامهای بهدیده آشنا ، صولتی حیدرگونه و دیدگانی مثال آن عزیز عروج کرده را در خود میپرورد ،ناگاه اندر این هنگامه بانگ هیاهوی سگانی که بر دندانهایشان سیلاب ِخونهای نشاتگرفته از چشمبرهم نهادن خردسالان ساری گشته بود از میانهی کارزار برخواست .آری ، بانگ اهریمنانخویان زنگار نشان حکایتکنندهی رجعت دلیرمردی از دودمان پیامبر و زادهی خلف پیشوای آفاق اسلام است که دراین گام رویت دیدگانش تیغ ذوالفقاریست بر پیکرهی دیو صفتان زمانه.
نویسنده نوهنر: کوثر اصغری لالایی
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
اندرون ِشامگاه شوریدگی بنیاد ِآدمیت که خسروان و بینوایان به چشمداشت و مراد بر نغمهی یزدان گوش میسپارند و سوگواری به پاس پرگشودن نائب و سرمهی تنگدلی بر دیده کشیدن بهمیل حزن پدر ِآرمیده در نجف بر آستان معبود بهجای میاورند ، آید فروغی فروزان از سپهری که بر سر آدمیان خیمهگاه خویش برافراشته و ستونهایش را بر افلاک هفتم بنانموده .بهراستی که کیست او که گامهای بهدیده آشنا ، صولتی حیدرگونه و دیدگانی مثال آن عزیز عروج کرده را در خود میپرورد ،ناگاه اندر این هنگامه بانگ هیاهوی سگانی که بر دندانهایشان سیلاب ِخونهای نشاتگرفته از چشمبرهم نهادن خردسالان ساری گشته بود از میانهی کارزار برخواست .آری ، بانگ اهریمنانخویان زنگار نشان حکایتکنندهی رجعت دلیرمردی از دودمان پیامبر و زادهی خلف پیشوای آفاق اسلام است که دراین گام رویت دیدگانش تیغ ذوالفقاریست بر پیکرهی دیو صفتان زمانه.
نویسنده نوهنر: کوثر اصغری لالایی
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
۱۵:۳۵
وقتی مجموعه عکس های به «کدامین گناه» را دیدم دلم شکست.
برای معصومیت، برای آرزو های زیاد برای فرشته هایی که امید ایران بودنو قهرمان هایی که تاریخ آنها را در گوش تمام آزادی خواهان جهان فریاد می زند.
#به_کدامین_گناه#باشگاه_رشد_سوره_امید_مازندران#هم_کلاسی_ها
@omid_mazandaran
برای معصومیت، برای آرزو های زیاد برای فرشته هایی که امید ایران بودنو قهرمان هایی که تاریخ آنها را در گوش تمام آزادی خواهان جهان فریاد می زند.
#به_کدامین_گناه#باشگاه_رشد_سوره_امید_مازندران#هم_کلاسی_ها
@omid_mazandaran
۱۸:۵۳
نوهنران باشگاه رشد «سوره امید» استان مازندران پای کار هستن تا روز پیروزی
" />

از طراحی پوستر تا توزیع بین مردم
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
از طراحی پوستر تا توزیع بین مردم
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
۱۹:۳۹
آرزو هایی که به خون آغشته شد!
ایده و طرح: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
ایده و طرح: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
۶:۵۳
کسی نیست؟تروخدا کمک!
طراح: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
طراح: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
۱۰:۱۵
تیر خدا رها شد اُف ۳۵هوا شد
" />

طراح: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
طراح: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
۱۵:۴۱
«مـاموطن»
اگر اندیشهام افسار خویش بر خطا نسپرده باشد باید از بیست شبانهروز گذشته باشد که سایهی شوم کارزار بر ایران خیمهگاه بنا نموده. کارزاری که باگذشتن از زادروزش سرو قامتانی را در گوشهگوشهی مام وطن آبیاری کرده که جانفدای امروز و فردای میهناند.سرو قامتانی که واژگونهی دیگر گرگهای میش نما حریم پاک خویش را بر وطنفروشی آغشته نمینمایند، بر دیوهای زمانهی خویش خواستار هجوم بر مادرشان یعنی ایران نیستند. آری بهراستی این مردمان ِنیکوخصال و نیکطریقت از ملک اهورایی ایرانند، ملکی که بر عاشقانش مادریست که بر فرزندانش مهر میورزد و بر اهریمنخویانش عذابیست که خدایش در مصحف شریف بر ان نام جهنم نهاده. آری اینجا ایران است.
نوهنر نویسنده: کوثر اصغری لالایی
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
اگر اندیشهام افسار خویش بر خطا نسپرده باشد باید از بیست شبانهروز گذشته باشد که سایهی شوم کارزار بر ایران خیمهگاه بنا نموده. کارزاری که باگذشتن از زادروزش سرو قامتانی را در گوشهگوشهی مام وطن آبیاری کرده که جانفدای امروز و فردای میهناند.سرو قامتانی که واژگونهی دیگر گرگهای میش نما حریم پاک خویش را بر وطنفروشی آغشته نمینمایند، بر دیوهای زمانهی خویش خواستار هجوم بر مادرشان یعنی ایران نیستند. آری بهراستی این مردمان ِنیکوخصال و نیکطریقت از ملک اهورایی ایرانند، ملکی که بر عاشقانش مادریست که بر فرزندانش مهر میورزد و بر اهریمنخویانش عذابیست که خدایش در مصحف شریف بر ان نام جهنم نهاده. آری اینجا ایران است.
نوهنر نویسنده: کوثر اصغری لالایی
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
۱۴:۵۵
کباب خر در جنوب!؟
طراح کاریکاتور: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
طراح کاریکاتور: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
۶:۲۹
شکار F35 توسط دلاوران ایرانی
" />

انیماتور،نوهنر نوجوان : محمد باقر قلی نتاج
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_فیلم_سازی@omid_mazandaran
انیماتور،نوهنر نوجوان : محمد باقر قلی نتاج
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_فیلم_سازی@omid_mazandaran
۱۷:۰۱
#مایکل_مور#سینمای_مستند#مدرسه_میناب#حوزه_هنری_مازندران#باشگاه_سوره_امید_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
۸:۲۷
در ۲۹ مارس، خـــیابانها مـــیزبان موجـــــی میلـــیونـــی از حضور آزادگان آمریکایی بودند؛ جایی که مردم ایالاتمتحده برای ابراز انزجار مشترک و همصدایی با محور مقاومت، بر علیه استکبار، امپریالیسم و غارتگری دست بهحرکتــی بزرگ زدند. روزی که صداهای پراکنده در یک نغمهی مشترکطنینانداز شد.
طراح نوجوان: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
طراح نوجوان: محمد زیاری
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک
@omid_mazandaran
۱۵:۴۶
به مناسبت دومین شکار F35
بازم اوف شد که؟
" />


انیماتور،نوهنر نوجوان : محمد باقر قلی نتاج
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_فیلم_سازی@omid_mazandaran
بازم اوف شد که؟
انیماتور،نوهنر نوجوان : محمد باقر قلی نتاج
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_فیلم_سازی@omid_mazandaran
۹:۳۷
عملیات غرش شیر تبدیل به میو میو گربه شد
" />
طراح گرافیک: محمد طاهر معصومی گرجی
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک@omid_mazandaran
طراح گرافیک: محمد طاهر معصومی گرجی
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_گرافیک@omid_mazandaran
۱۶:۱۵
امسال شروع هفته هنر انقلاب اسلامی و با سکانس پرواز شروع کردیم
برنامه ای که بچه ها با شوق و حماسه ای عجیب حضور داشتن
راستی!این برنامه تو ساحل شهر چالوس برگزار شد
از سکانس پرواز بیشتر براتون میگیم
@omid_mazandaran
برنامه ای که بچه ها با شوق و حماسه ای عجیب حضور داشتن
راستی!این برنامه تو ساحل شهر چالوس برگزار شد
از سکانس پرواز بیشتر براتون میگیم
@omid_mazandaran
۹:۰۵
«اشک حماسی»
حال که سایهی یتیمی چهل سحرگاه و شباهنگام است پرده بر پیکرهی ایران زمین افکنده و اشک، جام همیشگی مردمان رستمگونهی ملک ایران در این ایام میباشد ، این دیدگان جهانیان است که به پاس خون بزرگترین ِمردان ایران بیدارگشته. آری چهل شباهنگام است که از ژرف خیابانها انسان ز عبای خونین او جوانه میزند و با دیدهای آغشته بر انتقام مشت خویش را گرهکرده بر هیمنهی دشمن میکوبد. آری ، چهل شباهنگام است که در عزای تو جامهی سیه بر تن نمودهایم که به داعیهی کامیابی در سحرگاهی نزدیک رخت شادی بر تن جهانیان بپوشانیم.
نویسنده نوجوان: کوثر اصغری لالایی
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
حال که سایهی یتیمی چهل سحرگاه و شباهنگام است پرده بر پیکرهی ایران زمین افکنده و اشک، جام همیشگی مردمان رستمگونهی ملک ایران در این ایام میباشد ، این دیدگان جهانیان است که به پاس خون بزرگترین ِمردان ایران بیدارگشته. آری چهل شباهنگام است که از ژرف خیابانها انسان ز عبای خونین او جوانه میزند و با دیدهای آغشته بر انتقام مشت خویش را گرهکرده بر هیمنهی دشمن میکوبد. آری ، چهل شباهنگام است که در عزای تو جامهی سیه بر تن نمودهایم که به داعیهی کامیابی در سحرگاهی نزدیک رخت شادی بر تن جهانیان بپوشانیم.
نویسنده نوجوان: کوثر اصغری لالایی
#باشگاه_سوره_امید_مازندران#حوزه_هنری_استان_مازندران#پاتوق_نویسندگی_اِشکو
@omid_mazandaran
۱۹:۴۹
اینم از کیلیپ سکانس پرواز که کلی خاطره ساخت
اجرای نمایش فرشته های میناب
بیانیه نوجوانان شهر چالوس
درخت های به کدامین گناه
پرواز بادبادک ها و آرزو ها
و کلی اتفاق دیگه که گوشه ای از مظلومیت شهدای دانش آموز میناب رو روایت می کرد
@omid_mazandaran
و کلی اتفاق دیگه که گوشه ای از مظلومیت شهدای دانش آموز میناب رو روایت می کرد
@omid_mazandaran
۱۵:۴۱