#انقلاب_سوم#تجمعات_مردمی#اعتلای_تجمعات_مردمی
۷:۰۲
"انقلاب رمضان" (قسمت نوزدهم)
۹. "جمعبندی و تحلیل دو بخش "دغدغهها" و "پرسشها": (۲)
۹/۳. "نقش عوامل معنوی در پدیدههای طبیعی، اجتماعی و سیاسی":
الف. معارف اسلامی و کلمات اهل معرفت، حاکی است که عوامل معنوی، مانند: دعا، صدقه، صِدق، صلهی رَحِم، اخلاص، توکّل، توسّل به ائمّهی معصومین علیهمالسلام و جلب رضایت خداوند، در نزول برکات و امداد الهی و نیز تعالی و کمال پدیدههای طبیعی، اجتماعی و سیاسی، موثّرند.
همچنین، عواملی چون: ظلم، گناه، فساد، کذب، ریا و بددلی و بدخواهی برای دیگران، موجب ناکامی در کار و گِرِه خوردن امور و قحطی و سختی زندگی و روابط اجتماعی میشوند.
ب. این حقیقت در بسیاری از ادعیهی واصله از پیشوایان معصوم علیهمالسلام، از جمله در دعای شریف و نفیس کمیل علیهالرحمه، ذکر شده است: "...اللهمَ اغفِر لِیَ الذُّنوبَ الَّتی تَهتِکُ العِصَمَ...تُنزِلُ النِّقَمَ...تُغَیِّرُ النِّعَمَ...تَحبِسُ الدُّعا...تُنزِلُ البَلاءَ..."
ج. اینجانب نیز همانند دیگرِ متدیّنین، به این حقایق ایمان دارد و بارها در یادداشتها و سخنرانیهای خود، به آن استناد کرده و از آن بهره جسته است.
سخنرانی با موضوع "انقلابی بر گونهی اعجاز"، که نخستین بار در فروردین ۱۳۵۹ ارائه شده است (بهمناسبت اولین سالگرد تأسیس جمهوری اسلامی ایران، در مسجد بازار شهرستان نور)، به تشریح پدیدههای غیرقابل توجیه در چارچوب عوامل و محاسبات مادی و برآمده از امدادهای خاص خداوند در انقلاب اسلامی، پرداخته است.
د. بر این اساس، اگر "دغدغههای پنجگانه" و "پرسشهای ششگانه"، ناشی از کوتاهیها و ترک فعلهای ما باشد، حقیقتاً باید چه حدّ و حجم و عمقی از ناکامیها و تنگناها و خسارات را موجب شود؟!
شهادت امام شهید(ره) و آن همه دانشمند و فرمانده و اطفال و زن و مردِ بیگناه، خسارات کمی بود؟!
گناه و ظلم و فساد در جامعه و دستگاهها و سازمانها، به چه میزان رسیده بود که برای اصلاح و شستشوی آنها، خون امامِ امّت باید به میدان میآمد؟!
ه. به کجا پناه ببریم و چه خاکی به سرمان میشود، اگر ما هم سهم و نقشی در این خسارات داشته باشیم؟! نستجیر بالله!
توبه و جبران آن کوتاهیها و ترک فعلها به چیست؟!
ایکاش درس و عبرت بگیریم و گام بعدی (انقلاب رمضان) را جدّیتر و استوارتر برداریم!
شاید جبران کنیم!
مردم، مبعوث شدند؛ بسمالله!
#انقلاب_رمضان #دغدغهها#پرسشها #جمعبندی
@Ostad_Vaseghi | استاد واثقی
۹. "جمعبندی و تحلیل دو بخش "دغدغهها" و "پرسشها": (۲)
#انقلاب_رمضان #دغدغهها#پرسشها #جمعبندی
۸:۲۹
#انقلاب_سوم#تجمعات_مردمی#اعتلای_تجمعات_مردمی
۱۵:۵۵
"انقلاب رمضان" (قسمت بیستم)
۱۰. "شاخص پیروزی"(۱):
۱۰/۱. "بیان مسئله":
الف. مسئله یا پرسش در این موضوع این است:
جمهوری اسلامی ایران، در ماجرای جنگ تحمیلی سوم، چه وقتی پیروز میشود؟
اگر چه اتفاقی بیافتد میگوییم پیروزی به دست آوردیم؟:
۱. اگر دشمن به حملاتش خاتمه بدهد و یا آتشبس شود، پیروزیم؟
۲. اگر در قبال خرابیها و خسارات انسانی و مادی غرامت بگیریم، پیروزیم؟
۳. اگر تنگهی هرمز تحت مدیریت جمهوری اسلامی قرار بگیرد، پیروزیم؟
۴. اگر تحریمها را بردارند، پیروزیم؟
۵. اگر داراییهای مسدود شدهی ایران را آزاد کنند، پیروزیم؟
۶. اگر همهی اینها را با هم به دست آوریم، پیروزیم؟
ب. اهمیت موضوع:
۱. این، پرسش مهمی است! جهتدهنده و هدایتکنندهی فعالیتهای آیندهی نظام است.
یعنی اگر به این پرسش پاسخ ندهیم، نمیدانیم چه اقدامی خوب و کافی است و چه اقدامی نادرست و ناکافی است!
۲. از این منظر، درخور تأمل فراوان و شایستهی اندیشهورزی است.
۳. در حال حاضر (۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۵) دربارهی پاسخ به این پرسش، تصویر روشن و مورد وفاقی در میان سیاستمداران، سیاستگذاران، کارشناسان و افکار عمومی، وجود ندارد.
۴. از سوی دیگر، تأخیر در تعیین شاخص پیروزی و رسمیسازی آن، سه عرصهی "خیابان"، "میدان نظامی" و "دیپلماسی" را نیز دچار بلاتکیفی و در نتیجه، تحیّر و اختلاف و احیاناً تنازع میکند!
۱۰/۲. "پیروزیهای مرحلهای":
الف. نگارندهی این سطور، در چارچوب نظام فکری خود، به تبیین و ترسیم شاخص پیروزی و نیز "مبنایابی" و "مبناسازی" برای آن پرداخته است.
از نظر اینجانب، شاخصهای پیروزی، "مرحلهای" و متناسبِ با اهداف هر یک از مراحل سهگانهی انقلاب سوم است.
ب. فرایند انقلاب:در قسمت سوم این یادداشتها ، نوشتم: فرایند انقلابها، دارای سه مرحلهاند:۱. "مدافعه"۲. "مطالبه"۳. "معماری نوین"
ج. اهداف مراحل سهگانه در "انقلاب رمضان":
۱. "هدف مدافعه": ۱/۱. دشمنِ مهاجم آمریکایی-صهیونی را سر جای خود نشاندن.۱/۲. دشمن را از تجاوز و حملهاش به ایران، پشیمان کردن.۱/۳. تأمین امنیت کشور.
۲. "هدف مطالبه": ۲/۱. انتقام از دشمنِ متجاوز.۲/۲. خونخواهی شهیدان(رضوان الله علیهم)، امام شهید(ره) و اخذ غرامت.۲/۳. ترمیم خرابیها و بازسازی زیرساختها.
۳. "هدف معماری نوین": ۳/۱. تغییر شرایط و موقعیت کشور، به منظور ایجاد بازدارندگی پایدار.۳/۲. ارتقای "حالت پیشروندگی" کشور به سوی اهداف جمهوری اسلامی.
به تعبیر امام شهید(ره) در "بیانیهی گام دوم انقلاب" که در بیان فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی، چنین فرمودند:"خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی اسلامی"
(شاخص پیروزی، ادامه دارد.)
#انقلاب_رمضان #شاخص_پیروزی#مدافعه #مطالبه #معماری_نوین
@Ostad_Vaseghi | استاد واثقی
۱۰. "شاخص پیروزی"(۱):
(شاخص پیروزی، ادامه دارد.)
#انقلاب_رمضان #شاخص_پیروزی#مدافعه #مطالبه #معماری_نوین
۶:۱۰
#انقلاب_سوم #تجمعات_مردمی#اعتلای_تجمعات_مردمی
۸:۵۳
"انقلاب رمضان" (قسمت بیستویکم)
۱۰. "شاخص پیروزی" (۲):
۱۰/۳. "جمعبندی و نتیجهگیری":
الف. تعریف عملیاتی پیروزی و شکست:۱. "پیروزی" عبارت است از: "دستیابی به اهداف هر یک از مراحل سهگانهی" (پیشْگفته).
"پیروزی نهایی" عبارت است از:"تکمیل زنجیرهی فرایند سه مرحلهای انقلاب رمضان".
۲. "شکست" عبارت است از: "وانهادگی فرایند انقلاب رمضان". (وانهادگی کمّی یا کیفی فرایند).
یعنی کار را ناقص انجام دادن (ضعف کیفی)؛
یا ناتمام گذاشتن فرایند (ضعف کمّی).
ب. در چه وضعیّتی هستیم؟۱. اینک، جمهوری اسلامی در میانهی فرایند انقلاب رمضان قرار دارد:۱/۱. مدافعه؛ با "بعثت مردم" و "مردان میدان"، تا حدود بسیار زیادی به سرانجام رسیده است.۱/۲. مطالبه؛ با حضور معجزهگون مردم، آمادگی و "دست به ماشه" بودن نیروهای مسلح و تلاش فعالان عرصهی دیپلماسی، در جریان است.۱/۳. معماری نوین؛ فعلاً "چشم به راه" عبور کشور از دو مرحلهی پیشین است.
۲. خداوند را بابت پیروزیهای مرحلهای، سپاسگزاریم و تفضّلات حضرت حقّ را برای پیروزی نهایی، مسئلت میکنیم.
۳. از این منظر، هنوز تا "پیروزی نهایی"، فاصله داریم. پیروزی نهایی آن است که این چرخه را تمام کنیم. اگر چنین بشود، "کار، تمام است"!
امام شهید (ره) در تاریخ ۱۲ بهمنماه ۱۴۰۴ فرمودند: "چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث؛ و مردم کار را تمام خواهند کرد."
اگر چنین نشود، همچنان در شرایطِ "استخوان لای زخم" هستیم!
ج. جلوههای عینی "کارِ تمام":
"کار"، چه وقتی "تمام" است؟
جلوههای عینی و محسوس آن کدامند؟
به نظر حقیر، تجسّم "کارِ تمام"، امور زیرند:۱. اطمینان از عدم وقوع فتنه، کودتا و جنگ.۲. اسقاط رژیم صهیونیستی. مبنایش چیست؟
"ماهوی" بودن تعارض فیمابین.
"وجودی" بودن جنگ.۳. آن "دغدغههای پنجگانه" رفع شود. ۴. آن "پرسشهای ششگانه" پاسخ متین و قانعکنندهای دریافت کنند.
اگر این امور (صُوَر چهارگانهی جلوههای عینی) تحقق نیابند، پیروزی نهایی حاصل نشده است.
د. جشنوارههای پیروزی:
در این فرایند، ملّت بزرگ ایران، به حول و قوّهی الهی، در سه نوبت، جشن برپا میکند:
جشن تحقق اهداف مدافعه.
جشن تحقق اهداف مطالبه.
جشن تحقق اهداف معماری نوین.
(مبحث شاخص پیروزی، ادامه دارد.)
#انقلاب_رمضان #شاخص_پیروزی#مدافعه #مطالبه #معماری_نوین
@Ostad_Vaseghi | استاد واثقی
۱۰/۳. "جمعبندی و نتیجهگیری":
۲. "شکست" عبارت است از: "وانهادگی فرایند انقلاب رمضان". (وانهادگی کمّی یا کیفی فرایند).
۲. خداوند را بابت پیروزیهای مرحلهای، سپاسگزاریم و تفضّلات حضرت حقّ را برای پیروزی نهایی، مسئلت میکنیم.
۳. از این منظر، هنوز تا "پیروزی نهایی"، فاصله داریم. پیروزی نهایی آن است که این چرخه را تمام کنیم. اگر چنین بشود، "کار، تمام است"!
(مبحث شاخص پیروزی، ادامه دارد.)
#انقلاب_رمضان #شاخص_پیروزی#مدافعه #مطالبه #معماری_نوین
۳:۳۸
"انقلاب رمضان" (قسمت بیستودوم)
۱۱. "کارکردهای شاخص پیروزی"(۱):
۱۱/۱. "پیشدرآمد":
الف. شاخص پیروزی و جلوههای عینیِ چهارگانهی آن، کارکردهای متعدد و متنوعی دارند و میتوانند در عرصههای گوناگون، نقشآفرین باشند.
این موارد، در حقیقت، اجزایی از نظام حکمرانی اسلامی در قلمرو کشور، منطقه و نظام بینالملل بهشمار میآیند؛ که إنشاءالله در بخش "معماری نوین"(مرحلهی سوم از فرایند انقلاب رمضان) مطرح خواهد شد.
ب. وقتی چشمانداز و اهداف بزرگی را ترسیم و تعیین میکنی و ارادهی استوار خود را برای دستیابی به آنها، به رُخ میکشی، بخواهی یا نخواهی، ارزشها و جهتگیریهای حکمرانی را تغییر میدهی! این، همان تحوّل بنیانی(انقلاب) است.
کسانی که هدفگذاریهای بزرگ را برنمیتابند و میگویند: "مصلحت نیست توقّع مردم را بالا ببریم!"
اینان، فاقد "علوّ همت" و دچار "توهّم مصلحت" و "سدّ راه پیشرفت"هستند.
آنها کسانیاند که خواسته یا ناخواسته، چشمشان را به روی واقعیتها بستهاند، دغدغههای پنجگانه را توسعه میدهند و به پرسشهای ششگانه بیاعتنا هستند.
ج. در این بخش، به برخی از مهمترین نقشآفرینیهای "شاخص پیروزی" اشاره میکنم.
۱۱/۲. "تولید چارچوب ذهنی جدید":
یکی از کارکردهای شاخص پیروزی، تولید چارچوب ذهنی است، که در ادبیات فرنگیها، "پارادایم" نامیده میشود.
الف. پارادایمها، مجموعهای از قواعد و پیشفرضها برای تحلیل پدیدهها و از جمله پدیدههای اجتماعی و سیاسی هستند. به مثابهی مدل و الگو، راهنمای عمل بشمار میآیند.
ب. اینکه میبینید سیاستگذاران، سیاستمداران و کارشناسان سیاسی و اجتماعی، در مورد پدیدههای اجتماعی و سیاسی اختلاف نظر دارند؛ و بسیاری از اینها، با مردمی که مبعوث شدند، دیدگاهها و خواستههای متفاوتی دارند؛ و آنها میکوشند اینها را تعدیل و هدایت کنند! یک دلیلش همین تفاوت "چارچوبهای ذهنی" است.
ج. البتّه، در "روانشناسی ادراک"، عوامل مختلفی را برای درک و تحلیل پدیدهها ذکر کردهاند. در کتاب "درسهایی از اخلاق مدیریت"، به برخی از آنها اشاره کردم.(صفحه ۷۹)
د. از این منظر، شاخص پیروزی، به شرحی که در قسمتهای قبلی گفته شد، چارچوب جدیدی را برای تفسیر و تحلیل پدیدههای اجتماعی، سیاسی و حکمرانی، تولید میکند و برخی از پایههای تفاوت مواضع را تبیین میکند.(لطفاً دقت فرمایید.)
(کارکردهای شاخص پیروزی، ادامه دارد.)
#انقلاب_رمضان #کارکردهای_شاخص_پیروزی
@Ostad_Vaseghi | استاد واثقی
۱۱. "کارکردهای شاخص پیروزی"(۱):
(کارکردهای شاخص پیروزی، ادامه دارد.)
#انقلاب_رمضان #کارکردهای_شاخص_پیروزی
۴:۵۱
۱۳:۱۳
۱۳:۱۳
۱۳:۱۳
"وحدت و انسجام ملی" (۱)
(بحث وحدت و انسجام ملّی، ادامه دارد.)
#وحدت_و_انسجام_ملی#اتحاد_مقدس
۱۱:۲۹
"وحدت و انسجام ملی" (۲)
۴. "معیار و محور وحدت":
۴/۱. بدیهی است که وحدت، "معیار" و "محور" لازم دارد.
وحدت و وفاقی که فاقد این دو مقوله باشد، معنایش این است که با هرکس، به هر نحو و بدون هیچ مبنای شرعی و عقلی و عُرفی، همراهی و همزبانی کنیم!
چنین وفاقی، به "نفاق" منتهی میشود.
امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در کلام نورانیشان فرمودند: "کَثرَتُ الوِفاقِ نِفاق" (غررالحکم، حدیث ۷۰۸۳)
۴/۲. دلالت معارف و آموزههای اسلامی این است که محور وحدت، "حَبلُالله" است: "وَاعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقُوا" (آل عمران/۱۰۳)
حَبلُالله، همان "زنجیرهی ولایت الهیه" است که حقیقت آن، ولایت عَلَیَالإطلاق خداوند متعال است و به اذن او (جلّ جلاله)، در ولایت پیامبران و امامان علیهمالسلام، جریان مییابد.
۴/۳. در عصر غیبت امام معصوم (علیهالسّلام)، "ولیّ فقیه"، تجلّی ولایت تشریعی خداوند است و هم ایشان، معیار و محور وحدت در زمانهی ما هستند.
۴/۴. صور چهارگانهی خواسته و ارادهی لازمالاجرا و واجبالاطاعهی ولیّ امر مسلمین، به شرح زیر است:
"اوامر و فرامین": ابلاغ صریح و روشن امامالمسلمین، در موضوع معین، به فرد یا افراد خاص، به صورت کتبی یا شفاهی.
"رهنمودها و ارشادات": بیانات یا مکتوبات در موضوعات مختلف، برای عموم مردم یا گروه و طیف خاصی از مخاطبین.
"اشارات": بیان کمسو در نشان دادن مقاصد و جهت حرکت؛ که فهم آن، به هوشمندی مضاعفی نیاز دارد.
"منویّات": خواستههایی که در نیّت و ذهن و دلِ ولیّ امر وجود دارند و آشکار نشدند.
اینجانب تاکنون به سند قابل اعتمادی دست نیافته است که عمل به منویّات را لازم و ضروری دانسته باشد.(رک: درسنامهی مبانی نهادینهسازی اِعمال ولایت، ضمیمهی کتاب "راهبرد آتش به اختیار، صفحه ۱۰۱ تا ۱۰۳)
۵. "حوزههای اتّحاد و اختلاف":
۵/۱. وحدت، به اعتبارِ محلِ شکلگیری و ظهور آن (ذهن، دل و رفتار)، دارای سه حوزه است:
همفکری: فهم و باور مشترک؛ برداشتها و تلقّیِ همسان.
همدلی: همگرایی؛ عواطف و احساسات مشترک در مورد جریانات و پدیدههای اجتماعی و سیاسی؛ اشتراکِ پسندها و ناپسندها.
همگامی: حرکت در مسیرِ واحد؛ عملِ مشترک؛ ترک مشترک یک عمل؛ همزبانی.
۵/۲. مطلوب آن است که این عرصههای سهگانه، در روابط اجتماعی و سیاسی و سازمانی، وجود داشته باشند.
"اُخوّت" که در تعالیم اسلامی مطرح شده است، به معنی همدلی و روابط برادرانه و خیرخواهانه است.
این امر اگرچه دور از دسترس نیست، لکن پدیدهای نادر و نیازمند تربیت و مدیریتِ مؤثر است.
۵/۳. اگر وفاق و اتّحادِ همهجانبه به دلایلی (پیچیدگی موضوعات و شرایط و منافع و علایق و سلایق شخصی و گروهی) میسور نشد، همزبانی و همگامی، یک ضرورت قطعیِ شرعی، اجتماعی و سیاسی و غیرقابل اِهمال است.
همهی خطر و خساراتی که برای اختلاف و تنازع و تعارض برشمردند، مربوط به همین عرصه است.
مثلاً: ممکن است قانونی را درست ندانیم و یا آن را نپسندیده باشیم، ولی اگر آن را اجرا نکنیم، جامعه دچار هرج و مرج و فساد خواهد شد.
۵/۴. گفتهاند: "همدلی، از همزبانی بهتر است" بله، همفکری و همدلی، مولّد و مُقَوّم همزبانی و همگامیاند.
لکن، عدم تحقق آن دو، مجوزی برای ترک همگامی نیست؛ اگرچه، تحقّق این، در غیاب آن دو، به دلیل اینکه خلاف طبع است، صعوبت و سختی دارد؛ ولی ناممکن نیست.
قدرت روحی و نفسانی (شرح صدر) لازم دارد و از هر ضعیفالنفسی برنمیآید.
(بحث وحدت و انسجام ملی، ادامه دارد.)
#وحدت_و_انسجام_ملی #اتحاد_مقدس#معیار_وحدت #محور_وحدت
ایتا | بله | سروش
@Ostad_Vaseghi | استاد واثقی
(بحث وحدت و انسجام ملی، ادامه دارد.)
#وحدت_و_انسجام_ملی #اتحاد_مقدس#معیار_وحدت #محور_وحدت
۵:۱۸
۵:۲۰
۵:۲۰
۵:۲۰
۵:۲۰
"وحدت و انسجام ملی" (۳)
۶. "فلسفهی وحدت":
نکتهی حائز اهمیت، توجه به "فلسفهی وحدت" است. فلسفهی وحدت یعنی "هدف راهبردی اتّحاد". یعنی پاسخ به چرایی التزام به حفظ وحدت و انسجام ملی.
۶/۱. در بحثهای "طرح موضوع" و "اهمیت وحدت" (بندهای ۱ و ۲)، اشاراتی به هدف و ضرورت وحدت و انسجام ملی، که مبیّن مبانی و فلسفهی اتحاد است، داشتم.
فلسفهی وحدت، عبارت است از:
یک. "تولید سرمایهی اجتماعی" برای استحکام "نظام سیاسی" و "جامعهی اسلامی"
دو. تسهیل و تسریع در تحقق "اهداف نظام و جامعه"
۶/۲. عزیزان من! مراقب و حساس باشیم که اتحاد و انسجام ملی برای اینها است. یعنی مظهر عملیاتیاش این میشود که فرماندار و امام جمعه در شهرها، همفکری و همدلی و همزبانی میکنند که امر اسلام و نظام و مردم را پیش ببرند؛ نه اینکه همدست میشوند که کار اسلام و نظام و مردم را پشت گوش بیندازند!
این قبیل اتحادها، "نامقدساند".
مگر میشود برای فروختن کشور، همدست و همگام شد؟!
مثلاً: التزام به اتحاد، موجب نمیشود که نگارندهی این سطور، از "دغدغههای پنجگانهاش" در یادداشتهای "انقلاب رمضان" (که اندکی از دغدغههای بیشمار اوست) دست بردارد و یا از "پرسشهای ششگانه" خود (که گوشهای از صدها پرسش است) صَرف نظر کند.
این یازدهگانه، آنقدر اهمیت دارند که اگر انسان برای یکی از آنها (نه همهی آنها) جانش را فدا کند، ملامتی بر او نیست!
موضوعاتِ دغدغهها و پرسشها، اگر مهمتر از موضوع "غارت خلخال" از آن بانوی یهودیه که در عصر امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در ذمّهی اسلام بود، نباشند، قطعاً کمتر نیستند.
۶/۳. حکومتداری، امری مهم، بلکه "اهم" است. کشور و حکومت را نمیشود مثل "هیئت" اداره کرد.
اگر چه امروزه، هیئتداری هم سازمانیافته و تشکیلاتی اداره میشود.
قواعدی که حکومتگران تعیین میکنند، خودشان هم به آنها ملتزم باشند. قوانین و سیاستها و خطمشیهایی که تصویب و ابلاغ میکنند، به آنها پایبند باشند. آیا اینها توقع زیادی است؟! اگر مردم چنین مطالبهای داشته باشند، خلاف وحدت عمل کردند؟!
حقشناسی و حقگویی و حقخواهی و حقگزاری مردم، از فضائل اخلاقی و شعبهای از خیرخواهی و جهاد و مبنای اخوت و وحدت است. اگر آنان را برای این فضیلتها ستایش نمیکنیم، لااقل شماتت و ملامت نکنیم!
مگر امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) رشتهی پیوند و همراهیاش را با سابقهدارهای جهاد و فداکاری در راه اسلام، یعنی امثال طلحه و زبیر، باز نکرده است؟! مگر بخاطر خدا و مردم، با برادرش عقیل، اوقات تلخی نفرمودند؟!
امام راحل (قدّس الله نفسه الزّکیه) هرگاه میخواست ارجحیت و اولویت تکلیفگراییشان را نسبت به پیوندها و روابط اجتماعی و ساختاریشان با دیگران به رُخ بکشند، از تعبیر "من با کسی عقد "اُخوّت" نبستم!" استفاده میفرمودند؛ و در این راستا، قائم مقام رهبری (آقای منتظری) را با آن همه طرفدار، عزل کردند و عدم کفایت رئیس جمهور(ابوالحسن بنیصدر) را تصویب و اعلان فرمودند. اینها، حقیقتاً، کار کمی نبود!
۶/۴. صد البته که معیار و محور در تشخیص تکلیف و مصالح و منافع کشور و نظام، تدابیر و مواضع ولیّ امر مسلمین است. (موضوع بند ۴) و امام امّت هم نظراتِشان را در الگوی اوامر و ارشادات و اشارات، بیان میفرمایند. (موضوع بند ۴/۴)
۶/۵. مصالح و ضرورتها، بر مبنای اهداف و ارزشهای نظام و جامعه شکل میگیرند. اهداف و ارزشها هم به لحاظ ارجحیت و اولویت، دارای سلسله مراتب هستند. لذا اصولیون، در حل تزاحم میان آنها که همهیشان از "مطلوبیت" برخوردار هستند، بحث "مرجّحات باب تزاحم" را مطرح فرمودند.
گاهی مصالح اسلام و مسلمین اقتضا میکند که با کسانی که حاضر نبودید نگاهِشان کنید، همسازی داشته باشید. این موارد در تاریخ اسلام، کم نیست؛ لکن معیار و محور را نباید از نظر دور داشت.
۶/۶. زمانه، نیازها و اقتضائات را تغییر میدهد. سازمانها و افرادِ نهادی، یکی از خصوصیاتِشان، انطباقپذیری بر مبنای مصالح و ضرورتها است.
یکی از آنها در زمانهی خود ما، همین شعارها و نمادهای ملیت است. در دوران دفاع مقدس هشتساله، یک درصد نمادها، پرچم ایران عزیز نبوده است؛ لکن امروز، یک درصد نمادها، غیر پرچم ایران نیست!
در طول تاریخِ عزاداریهای شبهای عاشورا، یکبار هم "سرود ای ایران" خوانده نشد؛ ولی در شب عاشورای گذشته، به فرمان امامالمسلمین، سرود "ای ایران" خوانده شد.
علامهی شهید مرتضی مطهری، دربارهی "اسلام و مقتضیات زمان"، آثار فاخری دارند. روحِشان شاد.
(بحث وحدت و انسجام ملی، ادامه دارد)
#وحدت_و_انسجام_ملی
@Ostad_Vaseghi | استاد واثقی
(بحث وحدت و انسجام ملی، ادامه دارد)
#وحدت_و_انسجام_ملی
۱۸:۵۸
"وحدت و انسجام ملی" (۴)
۷. "راههای تقویت وحدت و انسجام ملی" (۱)
۷/۱. "انطباق ذهنیت و عینیت":
۷/۱/۱. یکی از راههای مؤثر در ایجاد و تقویت اتحاد و انسجام ملی، ایجاد انطباق میان "ذهنیت" و "عینیت " برای مردم است.
"انطباق"، یعنی سازگاری و هماهنگی.
"ذهنیت"، یعنی نگرش و چارچوبهای ذهنی (پارادایم)، که توقع و انتظار و خواستهها را شکل میدهد.
"عینیت"، یعنی واقعیت؛ آنچه که وجود دارد و به چشم میآید.
۷/۱/۲. وقتی میان "ذهن" و "عین"، انطباق وجود نداشته باشد، پرسش تولید میشود. دلیل "مسئلهدار" شدن انسان، ناهمسازیِ ذهن و عین است.
وقتی پرسشها زیاد و عمیق میشوند و پاسخ هم نمییابند، ابهام و اختلاف و اعتراض و احیاناً منازعه و معارضه را شکل میدهند.
۷/۱/۳. برای حل مسئله و رفع ابهامات:
یا باید ذهنیت را اصلاح کرد (تصحیح نگرش و تعدیل توقعات) اگر صحیح و ممکن باشد؛ که "حقانیت بعثت الهی مردم"، این کار را بسیار دشوار میکند.
یا واقعیات را بهبود بخشید (ارتقای کارآمدی و اثربخشی فعالیتهای دستگاههای حکومتی)؛
و یا تصویری که مردم از واقعیات دارند را تصحیح کرد. (جهاد تبیین و ارتقای بصیرت) مثلاً: موانع و تنگناهایی که در اجرا وجود دارد؛ محدودیتهایی که دشمن ایجاد میکند؛ حفاظت گفتار و محدودیتهایی که در اطلاعرسانی وجود دارد و...
۷/۱/۴. "چیستی ذهنیت انقلابی مردم":
مردم، دربارهی جمهوری اسلامی و اهداف، ارزشها و کارآمدی آن در مناسبات گوناگون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، دفاعی و امنیتی، ذهنیت و نگرش خاصی دارند.
این نگرش را هم، از امامان انقلاب آموختند.
ظرفیت این یادداشت، برای بیان آن اهداف و ارزشها، کافی نیست. علیالعجاله همان اهداف هفتگانهای است که در یادداشتهای "انقلاب رمضان" (قسمت ششم، بند ۶/۳) ذکر کردم.
مردم وقتی به صحنه نگاه میکنند، واقعیات را تا حدود زیادی، سازگار با ذهنیات خود نمییابند.
یکی از دلایل روشن آن، حضور زیر پنجاه درصدی در چهار انتخابات گذشته است. و این، در تاریخ انتخاباتهای جمهوری اسلامی به سابقه و خلاف شأن نظام سیاسیِ مردمسالار است!
چنین حالتی، برای همدلی و همزبانی، چالش ایجاد میکند.
۷/۱/۵. "مدیریت ذهن و عین":
لازم است همهی افراد (متناسب با نقش و مسئولیتی که دارند) برای انطباق ذهنیت و عینیت (به معنایی که گفته شد) تلاش کنند.
یعنی به موضوع ۷/۱/۳ در این یادداشت، با جدّیت بپردازند.
این موضوع، برای تحکیم، تعمیق و توسعهی وحدت و انسجام ملی، امری بسیار مهم و دارای اولویت است.
۷/۱/۶. "تصویر ذهنی مردم از حکومتگران":
مردم، عموماً، نسبت به رهبران عالیقدر انقلاب اسلامی، تصویر خوبی دارند؛ ولی از کارگزاران کشور، تصویر خوبی ندارند.
تصویر مردم از رهبران، به مقدار قابل توجهی، برآمده از "باورهای دینی" و بخشی نیز ناشی از تجربهی آنان از "کارکرد رهبران" است.
لکن، منشأ تصویری که از مسئولان دارند، "تجربه" است.
قبول دارم که "ذهنیتهای تاریخی" نیز در این نگرش عمومی به مسئولان، مؤثر است.
لذا مسئولان، در هموارسازی مناسبات و جلب همدلی و همراهیِ مردم، کار دشوارتری دارند.
معنای این نگاه این است که به "تلاش مضاعفی" نیاز دارند.
دشواریهای موقعیت اجرایی را امام شهید (ره)، بارها یادآوری فرمودند و مردم را به صبوری دعوت کردند.
إنشاءالله مسئولین محترم، مشمول "اَحمَز اَعمال"اند؛ که "افضل اعمال" است.
#وحدت_و_انسجام_ملی
ایتا | بله | سروش
@Ostad_Vaseghi | استاد واثقی
۷/۱/۲. وقتی میان "ذهن" و "عین"، انطباق وجود نداشته باشد، پرسش تولید میشود. دلیل "مسئلهدار" شدن انسان، ناهمسازیِ ذهن و عین است.
۷/۱/۵. "مدیریت ذهن و عین":
#وحدت_و_انسجام_ملی
۰:۵۱
"وحدت و انسجام ملی" (۶)
۷. "راههای تقویت وحدت و انسجام ملی" (۳)
۷/۳. "اهداف متعالی":
۷/۳/۱. یکی دیگر از راههای تحکیم، تعمیق و توسعهی اتّحاد و انسجام ملی، ترسیم "اهداف متعالی" در پیشِروی مردم است. وگرنه، امید به آینده و حضور در صحنه و استمرار اتّحاد و همدلی، با چالش مواجه میشود.
وقتی اهداف، دَمِ دستی و کوچکند، به زودی و آسانی وصول میشوند و در نتیجه، انگیزهی تلاش و فعالیّت، تمام میشود.
ولی آنگاه که اهداف، متعالی و بزرگ و دور دست هستند، نو به نو، مولّدِ انگیزشاند.
۷/۳/۲. وقتی میگویی "جنگ رمضان" و نمیگویی "انقلاب رمضان"، بخواهی یا نخواهی، عمر اتّحاد و تجمّعات شبانه را کوتاه کردهای!
البتّه مردم ما، به لطف الهی، بهخاطر "علوّ همّتِ" خود (برخلاف بسیاری از تحلیلگران و برخی از مسئولانِ تنگْحوصله)، نانوشته، "چشمانداز متعالی" برای کشور و نظام در ذهن و دل خود ترسیم کردهاند و حالا حالاها، برانگیخته و "مبعوثاند".
پیروزی در جنگ، "دفع حمله" و "اخذ غرامت" است.
ولی پیروزی در انقلاب، "معماری نوین" است.
اگر حوصله و فرصت دارید، "شاخص پیروزی" را در یادداشت "انقلاب رمضان" مرور فرمایید.
۷/۳/۳. گفته بودم که کسانی به من گفتند:"توقّع مردم را بالا نبرید!"
اولاً. مردم، بیآنکه کسی گفته باشد، انتظارشان بالا و به حق است.
ثانیاً. به همین دلیل، امیدوار و همدل و همزبان و همچنان خیابانها را پُر کردهاند.
ثالثاً. توقّعِشان، برآمده از "بصیرتِ نافذ" آنان است.
رابعاً. آنان با بعثتِشان ما را متوقّع کردند.
لطفاً برای تعدیل ذهن و دل مردم، تلاش نکنید!
۷/۳/۴. "بعثت الهی مردم"، که پیشگویی امام شهید (ره) بود، "قبل" و "بعدی" دارد.
فرمودند:"چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد." (۱۲ بهمن ۱۴۰۴)
مضمون این سخن این است:
️۱. حادثهای پیش میآید.
️۲. مردم مبعوث میشوند.
️۳. و کار را تمام میکنند.
آنچه که عمدتاً در تحلیلها و کارشناسیها رواج دارد، پرداختن به کمر کار (بعثت مردم) است!
این روش، محقّق را دچار خطا میکند. در واقع تحلیلش را به انحراف میکشاند. چون "بیسَر" (ندیده گرفتن پیشآمد حادثه) و "بیتَه" (غفلت از تمام کردن کار) است!
باید "فرایندی" و "ساختاری" به موضوع بپردازیم؛ تا بتوانیم به پرسشهای زیر جواب بدهیم:
۱. چرا مردم مبعوث شدند؟
مگر چه اتفاقی افتاده است؟
۲. مبعوث شدند که چه بکنند؟
هدف چیست؟
مقصد کجاست؟
مقصود چیست؟
آن "کاری" که باید "تمام" کنند، چیست؟
۷/۳/۵. شاید عدهای به گذشته نمیپردازند، تا قصورات و تقصیرات مشخص نشود! (دغدغههای پنجگانه + پرسشهای ششگانهی پاسخنیافته)
و به آینده نمیپردازند، تا تکلیفِشان زیاد نشود. چون همّت و جهاد و شجاعت میطلبد. بالأخره، پیشروی ما "معماری نوین" است!
شاید هم، به چنین آیندهای قائل نیستند.
آینده را مثل روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و سالهای قبل از آن میخواهند و میبینند!
اگر چنین بشود، با اطمینان میگویم:
باز هم فتنه میشود؛
باز هم کودتا میشود؛
باز هم جنگ میشود!
وقتش برسد، إنشاءالله میگویم که در "معماری نوین"، چه چیزهایی در کشور باید تغییر کند.
#وحدت_و_انسجام_ملی
ایتا | بله | سروش
@Ostad_Vaseghi | استاد واثقی
۷. "راههای تقویت وحدت و انسجام ملی" (۳)
#وحدت_و_انسجام_ملی
۲۰:۰۲