از تجمع برمیگشتیم که پسر کوچیکه دستم را رها کرد و در پیادهرو دوید.چند قدم جلوتر جوان نابینایی از روبرویمان به سمت تجمع میرفت.چند باری در میان جمعیت دیدهبودمش و هر بار در دلم تحسینش میکردم.پسرم که در آن لحظه فکرش فقط دنبال بازیگوشی بود، از جلوی جوان، زیکزاک رفت و دستش را محکم به عصای سفیدش زد.جوان که از صداها متوجه شدهبود، حتما کودکی آن اطراف است، بلافاصله از حرکت ایستاد.به جوان که رسیدم، گفتم: "ببخشید، پسرم بود. متوجه نشد."ولی رویم نشد بگویم:"ماشاالله به غیرتت
خیلی مردی که هرشب با این سختی، حتی شده تنها و پیاده این مسیر رو میای و خودت رو به تجمع میرسونی."جوان با لبخند جواب داد: "خواهش میکنم، اشکال نداره" و دوباره به مسیرش ادامه داد.
و من آن لحظه از خودم خجالت کشیدمبهخاطر تمام دفعاتی که نتوانسته بودم به هر دلیلی در تجمع شرکت کنم.
#حجتهای_قیامت#توجیه_ممنوع#ملت_مبعوث_شده
@paiband
خیلی مردی که هرشب با این سختی، حتی شده تنها و پیاده این مسیر رو میای و خودت رو به تجمع میرسونی."جوان با لبخند جواب داد: "خواهش میکنم، اشکال نداره" و دوباره به مسیرش ادامه داد.
و من آن لحظه از خودم خجالت کشیدمبهخاطر تمام دفعاتی که نتوانسته بودم به هر دلیلی در تجمع شرکت کنم.
#حجتهای_قیامت#توجیه_ممنوع#ملت_مبعوث_شده
۷:۰۱
بازارسال شده از سیدمحمدعلی
هرشب فکر میکنن اغتشاشگره بهش گیر میدنولی ناراحت نمیشه...اتفافا دی ماه هم اومده بوده بیرون...
یکی از تاثیرگذارترین کلیپهای میدانی بود
یکی از تاثیرگذارترین کلیپهای میدانی بود
۲۰:۱۳
#برشی_از_کتاب #طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن
ما در مواقعی که عمل نداریم، میگوییم:
«مگر خدا رحممان کند.»
رحم را، رحم خدا را، رحمت پروردگار را، رقیب عمل کردن و جایگزین عمل کردن میدانیم.
قرآن به عکس است؛ میگوید: « عمل کنید، اطاعت کنید، شاید مورد رحمت پروردگار قرار بگیرید.»
رحمت خدا آن وقتیست که یک ملتی به مسئولیتش عمل کند. خدا آن وقتی به مردمی رحم میکند که او را اطاعت کنند. تکالیف خود را انجام بدهند...
«وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»
اطاعت کنید خدا را و رسول را، شاید مورد رحمت قرار بگیرید. یعنی چه اطاعت کنید خدا را؟ اطاعت خدا به چیست؟ به اینکه تمام تکالیف و حجتهای الهی را بر دوشمان حمل کنیم؛ آنچه را برعهدهی ما نهاده شدهاست، انجام بدهیم. به قول آیهی شریفهی قرآن میفرماید:
"مومنین آن کسانی هستند که وقتی میان آنان مشاجرهای به وقوع میپیوندد به تو ای پیامبر مراجعه میکنند و چون تو حکمی صادر کردی «ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ» دستوری که تو صادر کردی، کمترین غبار کدورتی هم بر روح و دل آنها بر جای نمیگذارد، «وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» تسلیم فرمان تو اَند."
مومن واقعی اینجور است.
اگر اینجور بود یک ملتی، یک امتی، اگر یک عده جمعیت به این صورت تحت فرمان خدا قرار گرفتند، آن وقت است که رحمت پروردگار و لطف بینهایت او شامل حال آنها خواهد شد، آن وقت است که یک امت به آقایی میرسد، آن وقت است که یک ملت به رشد انسانی میرسد، آن وقت است که اسارتها و زنجیرها از دست و پای او باز میشود، آن وقت است که رحمت الهی شامل حال او میشود.
#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن#سلسله_سخنرانیهای_رهبر_شهید_قبل_از_انقلابانتشارات #صهبا
@paiband
ما در مواقعی که عمل نداریم، میگوییم:
«مگر خدا رحممان کند.»
رحم را، رحم خدا را، رحمت پروردگار را، رقیب عمل کردن و جایگزین عمل کردن میدانیم.
قرآن به عکس است؛ میگوید: « عمل کنید، اطاعت کنید، شاید مورد رحمت پروردگار قرار بگیرید.»
رحمت خدا آن وقتیست که یک ملتی به مسئولیتش عمل کند. خدا آن وقتی به مردمی رحم میکند که او را اطاعت کنند. تکالیف خود را انجام بدهند...
«وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»
اطاعت کنید خدا را و رسول را، شاید مورد رحمت قرار بگیرید. یعنی چه اطاعت کنید خدا را؟ اطاعت خدا به چیست؟ به اینکه تمام تکالیف و حجتهای الهی را بر دوشمان حمل کنیم؛ آنچه را برعهدهی ما نهاده شدهاست، انجام بدهیم. به قول آیهی شریفهی قرآن میفرماید:
"مومنین آن کسانی هستند که وقتی میان آنان مشاجرهای به وقوع میپیوندد به تو ای پیامبر مراجعه میکنند و چون تو حکمی صادر کردی «ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ» دستوری که تو صادر کردی، کمترین غبار کدورتی هم بر روح و دل آنها بر جای نمیگذارد، «وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» تسلیم فرمان تو اَند."
مومن واقعی اینجور است.
اگر اینجور بود یک ملتی، یک امتی، اگر یک عده جمعیت به این صورت تحت فرمان خدا قرار گرفتند، آن وقت است که رحمت پروردگار و لطف بینهایت او شامل حال آنها خواهد شد، آن وقت است که یک امت به آقایی میرسد، آن وقت است که یک ملت به رشد انسانی میرسد، آن وقت است که اسارتها و زنجیرها از دست و پای او باز میشود، آن وقت است که رحمت الهی شامل حال او میشود.
#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن#سلسله_سخنرانیهای_رهبر_شهید_قبل_از_انقلابانتشارات #صهبا
۱۴:۳۵
این سخنان انگار دقیقا برای امروز ماست؛درصورتیکه برای قبل از انقلاب و موقع جوانی آقاست.و حالا دقیقا این روزها داریم ثمرهی آن تفکرات زیبا را میبینیم.لطف و رحمت خدا راآقایی ملت رارشد انسانی امت را
الحمدلله


#رهبر_شهیدم#کاش_خودت_هم_بودی😢#حتما_حاضر_و_ناظر_این_رشد_ملتت_هستی
@paiband
الحمدلله
#رهبر_شهیدم#کاش_خودت_هم_بودی😢#حتما_حاضر_و_ناظر_این_رشد_ملتت_هستی
۱۴:۳۶
بازارسال شده از نَبازی | بازی برای این روزا
#بازی #لیوان #توپ
۹:۱۲
اگه این روزها مشکل سرگرم کردن بچهها رو دارید، یه سر به این کانال بزنید.
بازیهاشون چند تا ویژگی خوب داره
علاوه بر جذابیت،
به راحتی،
با وسایل دم دست و امکانات کم،
و تقریبا همهجا
میشه انجامشون داد.
@paiband
بازیهاشون چند تا ویژگی خوب داره
علاوه بر جذابیت،
به راحتی،
با وسایل دم دست و امکانات کم،
و تقریبا همهجا
میشه انجامشون داد.
۹:۱۷
شبهای اول که به خیابان میآمدیمبچهها تمام مدت کنار پدر و مادرها میماندند.کمکم دوست پیدا کردند. بعضیهایشان توپ میآوردند، تیم میشدند و فوتبال بازی میکردند.بعضیهایشان دوچرخه میآوردند و بعضیها اسکوتر.حالا دیگر پدر و مادر ها هم که خسته میشوند، بچهها اصرار میکنند که بیشتر بمانیم.دخترهای نوجوان گوشهای جمع میشوند و با هم شوخی میکنند.عدهای از بچهها هم بساط فروش اجناس مختلف راه انداختهاند.
از دیدن این همه زیبایی خدا را شکر میکنم.
راستشهیچوقت فکر نمیکردم؛بلایی که کرونا بر سر روابط اجتماعیمان و فتنه بر سر اتحادمان آورداین روزهاو در دل جنگ برطرف بشود.فقط یک معجزه میتوانستدلهایمان را اینطور بههم گره بزند.
#روزهای_زیبا_و_پُرمعجزه
@paiband
از دیدن این همه زیبایی خدا را شکر میکنم.
راستشهیچوقت فکر نمیکردم؛بلایی که کرونا بر سر روابط اجتماعیمان و فتنه بر سر اتحادمان آورداین روزهاو در دل جنگ برطرف بشود.فقط یک معجزه میتوانستدلهایمان را اینطور بههم گره بزند.
#روزهای_زیبا_و_پُرمعجزه
۱۶:۳۸
۱۶:۴۳
۱۶:۴۷
🦽🦽این آقا هم از سر خیابون که راه ماشینرو بستهست، سالمندان رو سوار میکنه و نزدیک میدون پیاده میکنه و بالعکس🦽🦽
#ملت_مبعوث_شده#معجزههای_زیبا
@paiband
#ملت_مبعوث_شده#معجزههای_زیبا
۱۶:۵۳
۱۶:۵۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
خدا چشمهایش را خرید
محمدمهدی پسر بچهی پر جنبوجوشی بود. از دیوار راست بالا میرفت. حرف، حرف خودش بود. اگر تصمیم میگرفت کاری را انجام بدهد هیچکس، حریفش نمیشد که منصرفش کند...کسی ندیدهبود یک گوشه ساکت بنشیند. از آن بچههایی که چشمهای دوستداشتنیشان برق خاصی دارد و یک دنیا حرف درونش موج می زند.چیزهایی را میدید که اطرافیان اصلا بهش دقت نمیکردند.به طبیعت که میرفت دنبال کشفهای جدید میگشت. آنقدر لابهلای سبزهها میگشت تا بالاخره لاک پشتی، جوجه تیغیای، چیزی پیدا کند و با ذوق و شوق به پدر و مادرش نشان بدهد.
از دوران نوجوانی، انگار همه چیز در این پسر تغییر کرد.در عین اینکه هنوز هم پر انرژی بود اما دیگر محمدمهدی قبلی نبود.حسابی اهل مراقبه شدهبود. حواسش جمع بود به عقاید، رفتارهایش و پاکی نگاهش..
با رفقایش در مدرسه چله میگرفتند و تمرین ترک گناه میکردند.
هرچه بزرگتر میشد اخلاصش هم قد میکشید.اهل خیر بود، طوری کار میکرد که ردی از خودش باقی نماند.اربعین هرسال در نهایت گمنامی یکی از پایههای اصلی موکب بود.
به ۱۸ سالگی رسید و کنکور داد. در رشتهی فیزیک دانشگاه تهران پذیرفته شد.یک نخبهی علمی را تصور کنید که در بیشتر کارها دستی بر آتش دارد، کارهای فنی، جهادی، ورزش زورخانهای و...
بعد از شهادت حاج قاسم، جور دیگری دنبال شهادت میگشت. پدرش میگفت: «اون قدر مطمئن بودم شهید میشه که قصد داشتم اگر براش خواستگاری رفتیم مطرح کنم. اما فکر میکردم زمانش دیرتر باشه.»
به مادر گفته بود: «دعا کنید شهید بشم.» مادر پاسخش را اینطور داد: «انشاءالله یه عمر مجاهدت کنی و بعد شهید بشی.»اما محمد مهدی گفت: «من میخوام تو بیست سالگی شهید بشم.»ده روز مانده به تولد بیست سالگیاش پر کشید.
در یکی از نوشتههایش گفتهبود: «خدایا کمک کن با چشمهام گناه نکنم و تو اونها رو ازم بخری.»
و خداوند چشمها و همهی هستیاش را خرید...
" />
سیده فائزه شیرازی
#شهید_محمدمهدی_ازگلی#روایت_جنگ_تحمیلی_سوم
@paiband
با رفقایش در مدرسه چله میگرفتند و تمرین ترک گناه میکردند.
هرچه بزرگتر میشد اخلاصش هم قد میکشید.اهل خیر بود، طوری کار میکرد که ردی از خودش باقی نماند.اربعین هرسال در نهایت گمنامی یکی از پایههای اصلی موکب بود.
به مادر گفته بود: «دعا کنید شهید بشم.» مادر پاسخش را اینطور داد: «انشاءالله یه عمر مجاهدت کنی و بعد شهید بشی.»اما محمد مهدی گفت: «من میخوام تو بیست سالگی شهید بشم.»ده روز مانده به تولد بیست سالگیاش پر کشید.
در یکی از نوشتههایش گفتهبود: «خدایا کمک کن با چشمهام گناه نکنم و تو اونها رو ازم بخری.»
و خداوند چشمها و همهی هستیاش را خرید...
#شهید_محمدمهدی_ازگلی#روایت_جنگ_تحمیلی_سوم
۸:۵۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
پرسیدم:«حاجخانوم، خسته نمیشید هر شب میاید؟»
لبخند زد:*«کار کردن برای خدا مگه خستگی داره؟تازه امشب حاج آقا هم اومده کمکم.ما هر شب اینجاییم به امید پیروزی انشاءالله»
#جهاد_ادامه_دارد#چهارراه_مقاومت
۱۶:۲۶
چند تکه مقوا به دیوار میچسباند و با ماژیکهای رنگارنگ شروع میکند به تدریس
#معلم_تراز#نان_پدر_و_شیر_مادر_حلالت#ز_گهواره_تا_گور_دانش_بجوی#تجمع_میدان_شهدا
۱۹:۱۴
بازارسال شده از علیرضا زادبر
پایین: ورود سگ و ایرانی ممنوع
بالایی: ورود سگ و آمریکایی ممنوع
تفاوت دوره پهلوی با جمهوری اسلامی در یک عکس
البته سگ شرف دارد به آن قاتل آمریکایی
بالایی: ورود سگ و آمریکایی ممنوع
تفاوت دوره پهلوی با جمهوری اسلامی در یک عکس
البته سگ شرف دارد به آن قاتل آمریکایی
۷:۴۰