بله | کانال رسانه علوم انسانی پژوهه
عکس پروفایل رسانه علوم انسانی پژوههر

رسانه علوم انسانی پژوهه

۹۶۶ عضو
undefinedخطای محاسباتی واشنگتن؛ چگونه مداخله آمریکا، ایران را قدرتمندتر کرد؟
مهدی ازرقی
undefinedدرباره چرایی ورود مستقیم آمریکا به جنگ تحمیلی فعلی، تحلیل‌های مختلفی از جمله تلاش برای تغییر رژیم در ایران، تضعیف توان موشکی و هسته‌ای و... مطرح می‌شود. اما در حقیقت و در یک برآیند کلی، مسئله اصلی آمریکا، وجود یک «قدرت مستقل» است که می‌تواند تهدیدی جدی برای طرح‌های واشنگتن و کشورهای هم‌پیمانش در منطقه باشد. بنابراین، دلیل اصلی واشنگتن برای این تقابل، دفع تهدید بالقوه جمهوری اسلامی است.
undefined رویای غرب آسیا با محوریت اسرائیلدر طرح کلان آمریکا، موازنه منطقه باید بر محوریت «رژیم صهیونیستی» شکل بگیرد. حضور کشوری مستقل مانند ایران، این معادله و وابستگی کشورهای منطقه به تل‌آویو را متزلزل می‌کند. به همین دلیل، آمریکا و رژیم صهیونیستی سال‌ها تلاش کردند تا با تضعیف جمهوری اسلامی، این تهدید را به طور کامل از بین ببرند و نقش‌آفرینی ایران را در منطقه به صفر برسانند.
undefined تبدیل تهدید بالقوه به قدرت بالفعلاما برخلاف رویکرد مدنظر آمریکا، مداخله مستقیم واشنگتن در جنگ اخیر دقیقاً نتیجه عکس داد! این مداخله باعث شد تا تهدید «بالقوه» ایران، به یک قدرت «بالفعل» تبدیل شود. ایرانِ امروز، بسیار متفاوت با گذشته عمل می‌کند؛ از هجوم بی‌سابقه به نقاط مختلف اراضی اشغالی، تا مانور قدرت با اهرم‌هایی مثل تنگه هرمز. مهم‌تر از همه،چتر امنیتی تصنعی آمریکا – که سال‌ها به واسطه آن از کشورهای منطقه باج و امتیاز می‌گرفت – اکنون به طور جدی به چالش کشیده شده است.
undefined پایان تردیدها؛ شگفتی‌سازی در اوج تحریمپیش از این، بسیاری از کشورها نسبت به دامنه توانمندی و «اراده» جمهوری اسلامی برای تغییر معادلات منطقه شک داشتند. کسی پیش‌بینی نمی‌کرد کشوری که سال‌ها تحت شدیدترین تحریم‌ها بوده و لایه‌هایی از فرماندهان ارشد خود را از دست داده است، بتواند این‌گونه معادلات را فراتر از خواست و اراده آمریکا به هم بریزد و همه را غافلگیر کند.
undefined برنده نهایی کیست؟اگر خواست و هدف آمریکا قبل از جنگ (یعنی تضعیف و از بین بردن قدرت جمهوری اسلامی) را ملاک ارزیابی قرار دهیم، واشنگتن امروز کاملاً در نقطه عکس هدف خود ایستاده است. در این نبرد اراده‌ها، این خواست و اراده ایران بود که محقق شد و جایگاه خود را به عنوان قدرت برتر و مستقل منطقه تثبیت کرد.
مدیر گروه تعاملات خارجی اندیشکدۀ ایتان
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۸:۱۰

undefined ظریف، تکثیر می‌شود!
محمد صادق کوشکی
undefinedنشریه فارین افرز (ارگان شورای روابط خارجی آمریکا) در ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ متنی از جواد ظریف با عنوان «ایران چگونه باید جنگ را پایان دهد؟» منتشر کرد.
undefinedدر بخش‌هایی از این متن آمده است؛«ج.ا.ا به‌ وضوح در حال پیروزی در جنگ است...هر چند اکثریت مردم ادامه نبرد را می خواهند، اما تهران باید از برتری خود نه برای ادامه‌ی جنگ، بلکه انجام معامله‌ با آمریکا استفاده کند... ایران باید محدودیت‌هایی بر برنامه‌ هسته‌ای خود اعمال کند و در ازای رفع تحریمها، هرمز را باز کند....و بگوید بمب نخواهد ساخت و کل ذخیره‌ی اورانیوم خود را تا زیر ۳٫۶۷ درصد کاهش دهد.»
undefinedظریف و امثال او هیچ اعتقادی به ایران قدرتمند ندارند! در نظر آنها همه دنیا باید برتری و سروری آمریکا را قبول کند!توان هسته‌ای، برتری نظامی، اقتدار و حاکمیت بر جهان، حق غربی‌ها است و ایران و ایرانی باید به جهان سوم بودن، عقب‌‌ماندگی، ضعف علمی و غنی سازی ۳/۶۷ درصد رضایت بدهد!
undefinedمتاسفانه ظریف و امثال او، با نفوذ در مدیریت کشور، بسیاری از مشاغل حساس و دانشگاهی را غصب کرده و با همه توان از امکانات کشور، برای عقب نگه داشتن، تضعیف و ادامه وابستگی فرهنگی، علمی و اقتصادیِ ایران، استفاده کرده و می‌کنند! (تحمیل برجام و ایجاد ۱۰ سال توقف در صنایع فضایی، هسته‌ای و... نمونه‌هایی از خسارتهای ظریف و رفقایش به ملت ایران است!)
undefinedظریف پس از دو مرتبه بازنشستگی و بیش از ۳۵ سال سابقه، به عنوان هیات علمی دانشگاه تهران استخدام و مشغول انتقال باورهایش به جوانان و تربیت امثال خود شده! دوستان! بی‌خیال محاکمه ظریف! لطفا مانع تکثیر او بشوید!
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۸:۰۹

undefinedعبور از «صبر استراتژیک» به «تشدید پیش‌دستانه»
مهدی محمدی
undefined دکترین جدید؛ تشدید پیش‌دستانه (Pre-emptive Escalation)ایران اکنون وارد فاز پایانی جنگ شده است؛ مرحله‌ای که در آن هر دو طرف به دنبال «قاب‌بندی پایان‌بندی» (Framing the Ending) به نفع خود هستند. برخلاف تصور دشمن که گمان می‌کرد ایران تنها واکنش نشان می‌دهد، جمهوری اسلامی راهبرد «تشدید پیش‌دستانه» را برگزیده است. یعنی پیش از آنکه دشمن بتواند طرح‌های آفندی خود را اجرایی کند، ایران با «افزایش حجم و دقت حملات»، محاسبات آن‌ها را به هم ریخته و دشمن را در وضعیت غافلگیری مطلق قرار داده است.
undefinedناکامی طرح عملیات زمینی سنتکام تاکنونآمریکایی‌ها (سنتکام) قصد داشتند عملیات زمینی علیه سواحل و جزایر ایران آغاز کنند و نیروهای خود را در مراکزی مانند رأس‌الخیمه مستقر کرده بودند. اما رزمندگان اسلام با اشراف اطلاعاتی دقیق، پیش از آرایش گرفتن نیروهای دشمن، مراکز فرماندهی، لجستیک و دپوی آن‌ها را هدف قرار دادند. استفاده از موشک‌های هایپرسونیک و بالستیک لرزه بر اندام متجاوزان انداخته و آن‌ها را در مواضع خود فریز کرده است.
undefinedجهش در پدافند هوایی؛ سقوط اف-۱۵های آمریکاییروز ۱۵ فروردین به عنوان روزی طلایی در تاریخ پدافند ایران ثبت شد. در یک روز، ۳ جنگنده پیشرفته آمریکایی ساقط شدند. یک فروند F-15 در مرکز کشور هدف قرار گرفت که خلبانان آن ایجکت کردند و علی‌رغم تلاش بالگردهای دشمن برای نجات آن‌ها، در تور اطلاعاتی ایران گرفتار شدند. دو فروند دیگر در خلیج فارس مورد اصابت قرار گرفته و در دریا سقوط کردند. این موفقیت نشان‌دهنده دستیابی ایران به الگوی پروازی دشمن است که به معنای پایان آزادی عمل پرنده‌های متجاوز در آسمان ایران خواهد بود.
undefinedضربه به شاهرگ‌های اطلاعاتی و زیرساختیایران با هدف قرار دادن اهداف حساس غیرنظامی که ارزش راهبردی بالایی دارند، پاسخ جنایات دشمن را داد؛- انهدام دیتا‌سنترهای آمازون (بحرین) و اوراکل (ابوظبی) که میلیاردها دلار صرف زیرساخت‌های هوش مصنوعی و تحلیل سیگنال آن‌ها شده بود.- شلیک هماهنگ و پرحجم موشک‌های سنگین خرمشهر به قلب تل‌آویو در پاسخ به حمله دشمن به مراکز علمی مانند انستیتو پاستور و دانشگاه شهید بهشتی.
undefinedنظم جدید در تنگه هرمز و بن‌بست ترامپایران رسماً اعلام کرده است که تنگه هرمز جدیدی متولد شده که تحت اشراف کامل و رگولاتوری ایران است. از این پس، حتی در صورت پایان جنگ، به هیچ کشتی لجستیکی ارتش آمریکا اجازه عبور از این آبراهه داده نخواهد شد. ترامپ اکنون در بن‌بستی گرفتار شده که نه راه پیش دارد و نه راه پس؛ او نه می‌تواند قدرت آتش ایران را خاموش کند و نه راهی برای فرار آبرومندانه از این دام دارد.
undefinedهشدار به سیگنال‌های غلط داخلیدر حالی که رزمندگان در میدان در حال تثبیت پیروزی هستند، برخی چهره‌ها مانند آقای ظریف با طرح موضوع «توافق جامع»، سیگنال‌های غلط و نشانه ضعف به دشمن مخابره می‌کنند. اکنون وقت مذاکره نیست، بلکه وقت ایستادگی برای تبدیل پیروزی میدانی به یک دارایی استراتژیک بلندمدت است. هرگونه حرف از سازش در این مقطع، تنها باعث اشتباه محاسباتی مجدد دشمن و طولانی شدن جنگ می‌شود.
undefinedگزینه‌های روی میز برای مراحل بعدایران هنوز از تمام ظرفیت خود استفاده نکرده است. گزینه‌هایی همچون؛- بستن تنگه باب‌المندب- خروج از معاهده NPT- استفاده از سلاح‌های نوین و اشغال سفارتخانه‌های آمریکا در منطقه؛مواردی است که در صورت هرگونه حماقت دشمن در ضربه به زیرساخت‌های ایران، به سرعت عملیاتی خواهند شد.
undefinedجنگ تا زمانی ادامه خواهد یافت که بازدارندگی کامل احیا و گزینه حمله نظامی برای همیشه از ذهن دشمن پاک شود.
مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی در امور راهبردی
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۲۳:۲۰

undefinedایران؛ «برنو» به‌دوش گمنام!
کیاوش کلهر
undefinedمنظره همه‌چیز را در خودش دارد؛ دشتِ سبزِ بهاره نمای گشایش فیلم است و دوربین چند ثانیه‌ای در آسمان ره‌گیری می‌کند تا بالاخره بر روی صاحب اصلی صدای ویدئو، یعنی یک بالگرد دشمن قفل می‌کند. سوژۀ فیلم اما آن هواگرد متخاصم نیست؛ کانونی‌ترین کاراکتر فیلم سی ثانیه‌ای، هم‌وطن لر، در حاشیۀ یک ستون نیمه‌کار و ساختمان درحال ساخت پناه گرفته است که با یک «برنو» مشغول تلاش برای هدف قرار دادن هلیکوپتر آمریکایی است. کمتر فیلمی می‌توان یافت که چنین پرورانده و فنی بتوان تجسد «میهن‌پرستی» و «وطن‌دوستی» شود که این سی ثانیه توانست.
undefinedاتصال میان خیابان و آسمان، قرار بود شکاف ابدی بر مرزهای ایران باشد. ماجرا این‌بار چنین برنامه‌ریزی شده بود که با پشتیبانی هوایی نیروهای دشمن، ایرانیان به خیابان خواهند ریخت و رویای دیرین آمریکایی و اسرائیلی سرنگونی را رقم خواهند زد. این که تا کنون چنین اتفاقی رخ نداده است، تنها پروندۀ روز حساب و یوم‌الجزای عروسک دست‌نشاندۀ پهلوی را پیش صاحب‌کارانش سنگین‌تر می‌کند؛ اما آن فیلم سی ثانیه‌ای هم‌وطن لر ایرانی، پناه‌گرفته بر کنچ یک ساختمان و اسلحه به آسمان نشانه رفته، شلیک به قلب ایدۀ استقبال از متجاوز و صورت‌بخشی قطعی نشانه‌روی به قلب متجاوز به‌جای استقبال از او است.
undefinedآن سی ثانیه، تنها استقبال گرم ایرانیان از متجاوز است. در فیلم ما چیزی از اصابت نمی‌بینیم. به‌رغم آن که آن هم‌وطن لر باشرف، تنها دارایی خود را به میان می‌آورد تا با آن از کشور دفاع کند، اما ما چیزی از اصابت به هلیکوپتر دشمن نمی‌بینیم. اما آن هم‌وطن ما چیزی بس گران‌بهاتر و نفیس‌از از آن آهن‌پاره را نشانه رفته و آن هم ایدۀ استقبال از متجاوز است. شلیک او نه بی‌هوا و کور در میانۀ آسمان از بین می‌رود، که اتفاقاً به میان بطن یک ایدۀ سیاسی می‌نشیند. آن مرد ناشناس پناه‌گرفته در حاشیۀ ساختمان، «ایران» بود.
undefinedایرانیان تمام آنانی‌اند که با دل‌های مضطر و در میانۀ بیم و امید از خبر دستگیری یا اسارت خلبان دشمن، گوشی به دست آخرین اخبار را چک می‌کردند یا یکدیگر را بشارت به هدیۀ دستگیری متجاوز می‌دانند. ایرانیان تمام آن لرهای غیوری‌اند که در میانۀ دشت‌های پهناور و مراتع دلپذیر استان که به رجس قدم متجاوز آلوده شده بود، بی خستگی و بی‌باکانه متر به متر در دل شب، بی‌هراس از دشمن در بالای سر و متجاوز از روبرو، برنو به دوش درپی اسارت خلبان بودند. حساب آنانی که عقده‌های روحی شخصی و ناکامی‌های دسته‌جمعی‌شان را بدل به «قر» در برابر کاخ سفید و سفارتخانه‌های خارجی کردند و در میانۀ بزرگترین تجاوز علیه موجودیت ایران، با «عمو، عمو» گفتن در پی خویشان و اقوام مفقودشان در میان متجاوزین بودند، از ما جدا است؛ تنها استقبال ما از متجاوز همان است که آن لر پناه‌گرفته در کنار ساختمان نیمه‌کاره نشان داد: گلولۀ داغ.
دانش‌آموختۀ علوم سیاسی
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۵:۲۹

undefinedواکاوی یک بحران خاموش در امنیت ملی
سعید سپاهی
undefinedیکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک در دوران گذار، تقلیل دادن مفهوم مرز به سیم خاردار، خاکریز و رادارهای پدافندی است. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که جغرافیای نبرد تغییر کرده است. امروز مسئله اصلی، فقط تصرف خاک نیست، بلکه تصرف توجه و نظام محاسباتی انسانهاست. این پدیده بسیار خطرناک را می‌توانیم «استعمار الگوریتمی» بنامیم؛ بحرانی که در آن، بدون شلیک حتی یک گلوله، ذهن جامعه به اشغال پلتفرم‌های بیگانه در می‌آید. اگر بخواهیم امنیت ملی را در عصر جدید فرمول بندی کنیم، با این معادله روبه رو هستیم؛ امنیت = بازدارندگی فیزیکی+حاکمیت شناختیدر این معادله، اگر حاکمیت شناختی (یا همان استقلال دیجیتال و الگوریتمی) برابر با صفر باشد، حتی اگر شما قدرتمندترین ارتش فیزیکی جهان را داشته باشید، حاصل ضرب کل امنیت شما مساوی با صفر خواهد بود.
undefined استخراج داده به جای استخراج نفتدر قرن بیستم، قدرت‌های هژمونیک برای غارت منابع طبیعی به کشورها لشکرکشی می‌کردند اما در مدل جدید استعمار، ماده خام ارزشمند دیگر نفت نیست، بلکه داده های رفتاری و زمان توجه جامعه است. پلتفرم‌های جهانی با استفاده از الگوریتم‌های پیچیده هوش مصنوعی، ذائقه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نسل جدید را مهندسی می‌کنند. این یعنی دشمن شما، بدون عبور از مرزهای جغرافیایی، در گوشی موبایل شهروندان شما پایگاه زده است.
undefinedبحران جزایر منزوی متصلالگوریتم‌ها با ایجاد حباب‌های فیلتر، افراد جامعه را از یکدیگر دور کرده و به شبکه‌های جهانی متصل می‌کنند. نتیجه جامعه شناختی این فرایند، از بین رفتن همبستگی اجتماعی و هویت ملی است. ما با نسلی مواجه می‌شویم که به لحاظ فیزیکی در یک جغرافیا زیست می‌کند، اما به لحاظ شناختی، شهروند یک جغرافیای نامرئی دیگر است.این گسست هویتی، درست همان شکافی است که ماشین جنگ روانی دشمن از آن برای تولید بحران‌های امنیتی و اجتماعی استفاده می‌کند.
undefinedضرورت گذار به بازدارندگی سایبرنتیکپاسخ به این بحران، تنها فیلترینگ یا برخوردهای سلبی سنتی نیست؛ چرا که عقلانیت ابزاری تکنولوژی، همواره راهی برای دور زدن موانع فیزیکی پیدا می‌کند. مسئله، ایجاد حاکمیت پلتفرمی و تولید محتوای بومی قدرتمندی است که بتواند در بازار بیرحم توجه، مخاطب را نگه دارد. ما نیازمند معمارانی در فضای دیجیتال هستیم که بتوانند الگوریتم‌هایی مبتنی بر عقلانیت اخلاقی و هویت بومی طراحی کنند؛ الگوریتم‌هایی که به جای انفعال، عاملیت را به کاربر برگردانند. مادامی که ما پدافند هوایی خود را تقویت می‌کنیم اما آسمان شناختی جامعه را بی‌دفاع رها کرده‌ایم، در یک تله راهبردی گرفتاریم. دفاع از سرزمین در سال ۱۴۰۵، نیازمند فهم دیالکتیک پیچیده میان سخت افزار نظامی و نرم افزار شناختی است. اگر نپذیریم که مرزهای ما امروز تا درون صفحه نمایشگرها امتداد یافته است، در آینده‌ایی نه چندان دور متوجه می‌شویم که سنگرها را حفظ کرده‌ایم، اما سربازانی برای دفاع در آنها باقی نمانده‌اند.
تحلیلگر امنیت شناختی
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۳:۰۱

undefinedفروپاشی رؤیای تجدد در ذهن انسان ایرانی؟!
عبدالله بیننده
undefinedعموم روشنفکران، دانشگاهیان و طبقه متوسط و نیز نسل جوان و نوجوان ایرانی، نه تنها تحت تاثیر غرب، تجدد و هر آنچه برآمده از آن است، قرار دارند، بلکه مقهور و تحت سیطره چنین نگرشی، نگرشی تحقیر آمیز به خود اعم از خود (هویت) ایرانی و اسلامی دارند. چنین نگرشی، روح حاکم بر این اقشار از جامعه ایرانی است و تحت تاثیر چنین نگرشی، روایتی اخلاقی از غرب و اندیشه تجدد را برساخته و از طریق شبکه‌های اجتماعی و خاصه از طریق نظام دانشگاهی و فرآورده‌های رسانه‌ای به جامعه ایرانی تزریق می‌کند.
undefinedدر این نگرش اخلاقی که البته برساخته خود اروپایی و آمریکایی‌ها از خود است که در نظام‌های دانشگاهی‌شان تئوریک و از طریق رسانه‌هایشان تزریق می‌شود لیبرال‌دموکراسی که در اروپای غربی و آمریکای شمالی حاکم است، بهترین صورت مثالی نظام سیاسی و اندیشه‌ای در عالم و در تاریخ است و لذا باید چهار نعل به سوی آن رفت و از هرآنچه برآمده از تاریخ و اندیشه و تحولات درونی ایران است، مانند نظام جمهوری اسلامی و نظام اندیشه‌ای پشتیبان آن باید احتراز کرد و این را به هزار زبان در دانشگاه‌ها و رسانه‌ها و جامعه تکرار می‌کنند.
undefinedآنها که اهل مطالعه تاریخ و تاریخ اندیشه هستند، می‌دانند که اندیشه مدرن، در شرایط پس از دو جنگ جهانی و قتل عام بیش از ۶۰ میلیون نفر در آنها به دست اندیشه، انسان و تکنولوژی اروپایی و آمریکایی، دچار بحرانی عمیق از حیث مشروعیت شد، اما روشنفکر و دانشگاهی ایرانی از چنان حادثه‌ای هیچ درسی نیاموخت و همچنان، تنها راه رهایی را در الحاق به عالم اروپایی آمریکایی می‌بینند و مدینه فاضله خود را همچنان در صورتبندی قرن هجده و نوزدهمی آن می‌بیند و از آنجا که کمتر با صورت خشونت‌بار آن مواجهه مستقیم داشت، همچنان مقهور آن است و به تجربه ۲۰ ساله در دانشگاه‌های مختلف کشور دریافتم که عموم این مقهورین، نه تنها انتقادی به آن جهان‌ اندیشه‌ای ندارند، بلکه هیچ نگاه انتقادی را بر نمی‌تابند!
undefinedامروز و در سایه جنگ تحمیلی سوم، انسان ایرانی بیش از هر زمان دیگری با این صورت خشن و متوحشانه از اندیشه و عالم تجدد روبروست که نه برای جان انسان ایرانی ارزشی قائل‌اند و نه برای زیرساخت‌های مدنی مانند بیمارستان و مدرسه و دانشگاه، همان‌گونه که پیشتر در ویتنام و عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و غزه و غیره قائل‌ نبودند و نه حتی برای افکار عمومی. حال که این سویه خشن تکنولوژی‌های مدرن بر سر انسان ایرانی از طرف لیبرال_دموکرات‌ترین نظام سیاسی عالم، آوار می‌شود، و نهاد علم و شاخص‌ترین آنها در ایران یعنی دانشگاه شریف بر سر اساتید و دانشجویان ایرانی ویران می‌شود، آیا مانند آنچه در اروپای پس از جنگ جهانی دوم در اروپا رخ داد، روشنفکر ایرانی و طبقه متوسط را از این خواب عمیق بیدار می‌کند تا در آن برساخت اخلاقی که از اندیشه متجدد و لیبرال دموکراسی به عنوان مدینه فاضله عالم هستی داشت، تجدید نظر کند؟ یا در فردای پس از جنگ، مجددا، با خرد کردن همه کاسه کوزه‌ها بر سر جمهوری اسلامی و مقصر قلمداد کردن آن، رویافروشی مجدد از دموکراسی و توسعه و زیبایی‌شناسی مدرنیته را به انسان ایرانی قالب می‌کند؟ یا اینکه مجددا صورتهای مبتذل توسعه، مانند آنچه در امارات رخ داد و اکنون شاهد فروپاشی چنین رویا و رویا فروشی هستیم را به خورد انسان ایرانی می‌دهد؟
undefinedاگر این جنگ یک نتیجه داشته باشد و در فردای پساجنگ، آن گروه‌هایی که در آغاز نوشتار نام بردم را به تجدیدنظر در نگرش‌شان نسبت به تجدد و مدینه فاضله لیبرال دموکراسی که امروز وحشی‌های خونخوار و خودشیفته‌ای مانند ترامپ، به صراحت، هر آنچه را که پیشینیان در لفافه می‌گفتند را در علن می‌گوید و می‌کند وادار کند، به هزینه آن می‌ارزد؛ چرا که باور دارم از دلایل مهم آشفتگی فکری، انحرافات اندیشه‌ای و اعوجاجات هویتی نسل جوان و خاصه دانشگاهی و نیز از دلایل مهم عقب‌ماندگی در بسیاری از حوزه‌ها همین نگرش است. دقیقا همین نگرش است که ترس از آمریکا را در بطن جامعه ایران نهادینه می‌کند و مدام انسان ایرانی را تحقیر می‌کند. انسانی که امروز با گذشت حدود ۴۰روز از جنگ، با اتکاء به دانش بومی جوانان همین کشور، با احاطه بر پیچیده‌ترین دانش جهان یعنی دانش در صدها حوزه مرتبط با صنایع نظامی، قدرت تکنولوژی، سیاسی و نظامی آمریکای ابرقدرت را به چالش کشیده و او را به‌جایی رسانده که رئیس جمهور وحشی‌اش، علنا فحاشی می‌کند و یا زدن پل و دانشگاه و بیمارستان را دستاورد خود در جنگ معرفی می‌کند. اگر یک نفر و تنها یک نفر در ۱۰۰سال اخیر به توانایی انسان ایرانی برای ساخت ایرانی مستقل و توانمند با اتکاء بر دانش بومی ایمان داشت و جامعه را به آن سو هدایت می‌کرد، شخص امام شهیدمان بود که یک‌تنه در برابر این تحقیر کننده‌گان انسان ایرانی ایستاد.
پژوهشگر
undefined@pajoohemedia

۱۷:۱۷

undefinedبعثت مردم راز خون امام بود
بخش اول
شهریار زرشناس
undefinedآنچه این روزها در خیابان‌های ایران و در متن جانِ جامعه می‌گذرد، فراتر از یک کنش سیاسی متعارف است. ما با یک رخداد عظیم روبروییم که حتی چند صد سال یک‌بار هم در تاریخ تمدن‌ها رخ نمی‌دهد. ما شاهدِ بعثت دوباره‌ی مردم و قیام علیه دهه‌ها سیاست‌زدایی هستیم که تلاش داشت پیوند ارگانیک مردم با آرمان‌های انقلاب را قطع کند. بسیج مردمی در ۴۷ سالگی یک انقلاب بی‌سابقه است.
undefinedبسیاری از تحلیل‌گران غربی و مقلدان داخلی آن‌ها، همواره با تئوری‌های ترجمه‌ای به سراغ انقلاب اسلامی می‌آیند اما حقیقت این است که استمرارِ حضور توده‌ای در ایرانِ امروز، در تاریخ تمام انقلاب‌های مدرن بی‌نظیر است. اگر نگاهی به انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه بیندازیم، می‌بینیم که تنها ۱۰ سال بعد با کودتای ناپلئون به امپراتوری ختم شد و ۵۰ سال بعد، دیگر اثری از آن حضور خیابانی نبود و بوربون‌ها بازگشته بودند. در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه نیز وضعیت همین بود. ۵۰ سال بعد، یک بوروکراسی صلب حزبی جایگزین شور انقلابی شده بود. اما در ایران، ۴۷ سال پس از پیروزی، ما شاهد یک قدرتِ بسیج‌گریِ شگفت‌انگیز هستیم. این پدیده باید در کلاس‌های جامعه‌شناسی سیاسی تدریس شود و نظریاتی نو برای تبیین این «استمرار تاریخی» تولید گردد.
undefined مدت‌هاست که آکادمیسین‌های تکنوکرات و ژورنالیست‌های متأثر از مشهورات غربی، از «فروپاشی اجتماعی» و «جدایی حاکمیت از مردم» در ایران سخن می‌گویند. ریشه‌ی این تحلیل‌های غلط در نادیده گرفتن پایگاه اجتماعی تمدن نوین ایرانی-اسلامی است. این تحلیل‌گران که صرفاً تئوری‌های غربی را ترجمه می‌کنند، تنها لایه‌ی فوقانیِ طبقه‌ی متوسط مرفه را می‌دیدند و گمان می‌کردند «مردم» یعنی همین قشر؛ چرا که آن‌ها رسانه و صدا داشتند. اما توده‌ی اعماق جامعه، در سکوت، هویت خود را حفظ کرد و در بزنگاه بروز داد. معمار این نظم تمدنی،‌ حضرت آیت‌الله شهید، امام خامنه‌ای بود.
undefinedآن تئوری‌ که مردم را نادیده می‌گرفت، به عدالت هم بی‌توجه بود. آنچه باعث شد این پیوند هویتی در سال‌های اخیر قدری کمرنگ به نظر برسد، سیطره‌ی سیاست‌های نئولیبرالی و تکنوکراتیک در دو سه دهه‌ی اخیر بود. نئولیبرالیسم یعنی دور کردن مردم از عرصه با این بهانه که حکومت مسئولیتی در قبال معیشت و عدالت ندارد. این جریان غرب‌زده با نادیده گرفتن عدالت اجتماعی، عملاً عرصه را از مردم گرفت. اما پیوند هویتی ملت در ناخودآگاه تاریخی‌شان همچنان برقرار بود.
undefinedشهادت مظلومانه و حماسی امام خامنه‌ای، آن رشته‌ی مستحکمی بود که دوباره ناخودآگاه ملت را به فعلیت رساند. ایشان با زندگی ساده در مرکز شهر و در خانه‌ای معمولی، تمام تصویرسازی‌های دروغین رسانه‌های امپریالیستی را در هم شکستند. به تعبیر هگلی، روح مطلق که «در خود» بود، به واسطه‌ی این خون، «برای خود» شد و به آگاهی رسید. شهادت ایشان «راز خون» را فاش کرد و خون تازه‌ای در رگ‌های نهضت جاری ساخت. تجاوز بربرگونه‌ی دشمن به زیرساخت‌ها و شهادت دانش‌آموزان مظلوم، هرگونه فریبِ تبلیغات حقوق بشری غرب را کنار زد و ما را در وضعیت «دفاع مقدس تمدنی» قرار داد.
undefinedجمله «مردم مبعوث می‌شوند» از سنخ حکمت بود. سخنان رهبر شهید در ۲۸ بهمن ماه، از سنخ دانش حصولی و فرمول‌های مرسوم فلسفی و ساینس نبود. آن یک «اشراق» و دریافت حکیمانه بود. وقتی ایشان فرمودند مردم در خیابان‌ها مبعوث خواهند شد، در واقع رستاخیزِ مؤلفه‌های هویتی عالم ایرانی-اسلامی را می‌دیدند. این شهادت از جنس عاشورا بود. شهادتی که به وسعت یک تاریخ استمرار می‌بخشد و قدرت پنهان ملت را بیدار می‌کند.
undefinedپروژه ملت‌سازی پهلوی شکست خورد.ما باید بدانیم که ایران یک «ملت» به معنای حقیقی است، نه یک برساختِ مصنوعی. تلقی مدرن و سکولار از «دولت-ملت» که ریشه در اندیشه‌های ماکیاولی دارد، با هویت ما ناسازگار است. رژیم پهلوی تلاش کرد با باستان‌گرایی افراطی و جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، یک مفهوم سکولار از ملت بسازد، اما این پروژه شکست خورد. امروز می‌بینیم همان عشایری که رضاخان قصد داشت هویتشان را ذیل پروژه‌ی مدرنیته هضم کند، با همان تفنگ‌های برنو به پاسداری از این خاک در برابر متجاوز برخاسته‌اند.
undefinedزعامت رهبر شهید انقلاب، نظم سیاسی و ملت ساخت. اگر در دوران امام خمینی (ره) حرکت ما جنبه‌ی سلبی نسبت به نظم مدرن داشت، در دوران امامت شهید آیت‌الله خامنه‌ای، ما به سمت یک نظم ایجابی تازه حرکت کردیم. ایشان ملتی را ساختند که اراده‌ی تاریخی دارد. این ملت، ورژن جدیدی از هویت ایرانی-اسلامی است که علیه سیطره‌ی مدرنیته قیام کرده و افق آن عدالت‌طلبی است.

۱۰:۵۰

undefinedبعثت مردم راز خون امام بود
بخش دوم
شهریار زرشناس
undefinedهدف دشمن «دانش‌زدایی» است. حملات دشمن به دانشگاه‌ها و مراکز علمی ما تصادفی نیست. دشمن به‌درستی درک کرده است که قدرت ما بر دو ستون «دین» و «دانش» استوار است. دین به ما شجاعت و استمرار هویتی می‌بخشد و دانش، قدرت دفاعی و تکنولوژیک همچون موشک‌های سجیل و پهپادها را فراهم می‌آورد.
undefined انگیزه‌های دینی و ملی از هم جدا نیستند. این همان پیوند «امت و امامت» است که در قالب یک دولت-ملت نوین تجلی یافته است. مسیر انقلاب صنعتی از استقلال و توان نظامی می‌گذرد. ما باید بپذیریم که استقلال هزینه دارد. مسیر صنعتی شدنِ واقعی، از نقطه‌ی نظامی آغاز می‌شود؛ همان‌گونه که پروسِ در زمان بیسمارک یا ژاپن و چین و روسیه این مسیر را طی کردند. انقلاب صنعتی ما با تکیه بر ظرفیت‌های بومی نظامی رخ داده است.
undefined رفاه و بهروزی اقتصادی بدونِ استقلال و توانمندیِ بازدارنده ممکن نیست. پارادایم باید به سمت عدالت‌طلبی و توجه به مردم تغییر کند. پیامِ این بعثت دوباره به لایه‌های مدیریتی کشور روشن است. مدیریت سیاسی ما بر پایه‌ی نظام امت و امامت، بیشترین پیوند را با مردم دارد، اما لایه‌های میانی که هنوز درگیر نسخه‌های لیبرال و بوروکراتیک هستند، باید تغییر کنند. تفکر انقلابی که در عرصه‌ی نظامی حماسه آفرید، باید وارد عرصه‌ی اقتصاد و فرهنگ شود. مطالبات مشروع این مردم که پای ولایت ایستاده‌اند، باید شنیده شود و روح عدالت‌طلبی محور تمام سیاست‌گذاری‌ها قرار گیرد تا مردم ثمره‌ی این ایستادگی را در زندگی روزمره‌ی خود حس کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۰:۵۳

undefinedمسئولیت میدان هم به حضور خیابانی مردم منتقل شد
سید علی موسوی
undefinedما تا اینجا پیروز معرکه‌ایم اما جنگ هنوز به پایان نرسیده است. به تعبیر بیانیه شعام هنوز برای رسیدن به پیروزی نهایی «نیاز به استقامت» داریم. جنگ هنوز تمام نشده است و طبق بیانیه شعام «این به معنای خاتمه جنگ نیست» و تا پیروزی نهایی مردم باید در میدان باقی بمانند. آمریکا آماده پذیرش شروط ایران خصوصا «بیرون رفتن نیروهای آمریکا از تمامی پایگاهها و نقاط استقرار در منطقه» نیست.
undefinedجنگ وارد سخت‌ترین و حیاتی‌ترین مرحله‌اش شده است. مرحله‌ای که هر نوع خطایی، می‌تواند جای برنده و بازنده جنگ را عوض کند. تجربه نشان داده مذاکره با آمریکا همواره خسارت‌بار بوده است و بیانیه شعام نیز به «بی اعتمادی کامل به طرف امریکایی» اشاره دارد. تجربه نشان داد که آمریکا زبان دیپلماسی نمی‌فهمد. مردم نیز همانند مسئولین، نگران پیروزی نهایی‌اند. این نگرانی درست است. نباید شعله‌های مطالبات مردم را خاموش کرد. جنگ وارد مرحله دشوار مکر و حیله شده است. تنها ضامن پیروزی، بیداری و فشار مطالبه مردم بر تحقق تمامی اهداف مورد مطالبه ایران است. تقدیر الهی برای این امت مبعوث شده و نائل شده به مقام امامت، این است که همچنان خود پرچمدار حرکت بزرگ تمدنی‌اش باشد. به بیان رهبر انقلاب خطاب به مردم «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.» و تصریح فرمودند «باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود.» لذا دستور ایشان به «حضور عمار گونه ملت ایران» همچنان پابرجاست. همچنان بار هدایت و رهبری این جنگ به عهده خود مردم است. به بیان ایشان «اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه‌های مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت»
undefinedتنها ضامن تحقق اهداف حضور مؤثر و آگاهانه مردم است. تجمعات و حضور خیابانی تا به حال هر قدر مهم بود، الان دو برابر مهم شده است. تا دیروز بار اصلی به دوش موشک‌ها بود و خیابان پشتیبان آن بود. الان همه بار روی دوش خیابان است و تنها قدرت ضمانت کننده تحقق اهداف، خیابان است. تنها ملاحظه جدی این است که در این موقعیت خطیر از اتهام زنی به مسئولین باید پرهیز کرد. مسئولین نیز همانند مردم نگران دام مذاکره و آتش بس آمریکا و این مرحله خطیرند. تأکید رهبر انقلاب به حفظ «وحدت بین آحاد و اقشار ملت» را باید بیش از گذشته مد نظر قرار داد. این وحدت باید متمرکز بر کلیه شروط ذکر شده شعام باشد: ۱. بیرون رفتن نیروهای امریکا از تمامی پایگاه ها و نقاط استقرار در منطقه ۲. ایجاد پروتکل عبور امن در تنگه به گونه‌ای که تضمین کننده تسلط ایران طبق پروتکل توافق شده باشد ۳. پرداخت کامل خسارت ایران مطابق برآوردها ۴. رفع همه تحریم های اولیه و ثانویه و قعطنامه های شورای حکام و شورای امنیت ۵. آزاد شدن کلیه اموال و دارایی های بلوکه شده ایران در خارج کشور. هر نوع توافق نهایی که یکی از این بندها را مخدوش کند، مورد پذیرش مردم نخواهد بود و مردم آماده ادامه جنگ تا تحقق همه این شروط هستند. این امر باید در تمامی تجمعاتمان به وضوح مورد مطالبه قرار گیرد تا پشتیبان اراده مسئولین در مقابل آمریکایی‌های شیاد باشد.
undefinedاز جمله محکمات بیان رهبر انقلاب اهرم مورد تأکید ایشان است. «همچنان قطعا از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود» این امر با تأکید بیانیه شعام بر عبور «کنترل شده» از تنگه هرمز «با هماهنگی نیروهای مسلح ایران» مورد تأکید قرار گرفته است. توییت وزیر امور خارجه نیز بر «تردد امن» و با نظر داشتن «محدودیت های فنی موجود» تأکید داشته است. این یعنی مسئولین، منویات رهبر انقلاب را مورد توجه قرار داده‌اند. حمایت و پشتیبانی مردم از «کنترل موثر» تنگه، می‌تواند توجیه کننده محدودیت‌های مؤثر بر بازار نفت در عین بازگشایی بسیار محدود باشد. واقعیت این است که تنها ابزار واقعی ما در میدان مذاکره کنترل مؤثر بر قیمت نفت در تنگه هرمز است. اگر مطالبه بصیرانه مردم نباشد، دشمن می‌تواند با فشار دیپلماتیک این اهرم را بی‌اثر و کم فشار کند و در میدان دپیلماسی، دستاوردهای میدان را از دست بدهیم. البته مسئولین ما به پشتوانه مردم، محکم خواهند ایستاد. ان‌شاء الله
استاد حوزه و دانشگاه
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۲:۰۲

undefinedآتش‌بس موقت؛ از میدان نبرد تا میدان ارادۀ اجتماعی
احمد کوثری
undefinedتحولات اخیر جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، با پذیرش یک آتش‌بس دو هفته‌ای با میانجیگری پاکستان وارد مرحله‌ای تازه شده است. بیانیه نهادهای رسمی نشان می‌دهد که این آتش‌بس نه پایان جنگ، بلکه ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از نبرد است؛ مرحله‌ای که در آن «روایت»، «اراده سیاسی» و «حضور مردمی» نقشی تعیین‌کننده در سرنوشت نهایی میدان خواهند داشت.
undefined آتش‌بس؛ پایان جنگ نیست، تغییر شکل آن استدر ادبیات راهبردی جنگ‌ها، آتش‌بس اغلب نشانه پایان نبرد نیست بلکه نشانه انتقال جنگ از میدان سخت به عرصه‌های ترکیبی سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای است. در این چارچوب، آتش‌بس اخیر را باید «وقفه‌ای در جنگ» دانست نه خاتمه آن.هنوز تا «نهایی شدن جزئیات پیروزی» فاصله وجود دارد و این مرحله نیازمند استقامت، تدبیر و حفظ وحدت ملی است.
undefinedچرا آتش‌بس در نقطه برتری میدانی اهمیت دارد؟یکی از نکات کلیدی در تحلیل شرایط فعلی آن است که پیشنهادهای ده‌گانه ایران به عنوان مبنای مذاکرات مطرح شده است. در عرف روابط بین‌الملل، معمولاً چارچوب مذاکرات را طرف پیروز یا دارای دست برتر تعیین می‌کند. بنابراین پذیرش این چارچوب توسط آمریکا، حتی در سطح «مبنای گفت‌وگو»، نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت در میدان تلقی می‌شود.
undefinedتنگه هرمز؛ گره ژئوپلیتیکی نبرددر میان همه موضوعات مطرح شده، مسئله کنترل و مدیریت تنگه هرمز اهمیت راهبردی ویژه‌ای دارد. این تنگه یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان است و هرگونه تغییر در وضعیت آن، اثر مستقیم بر اقتصاد جهانی دارد.اگر ایران بتواند در این دوره آتش‌بس، مدیریت مؤثر و عملیاتی این گذرگاه را تثبیت کند، در واقع یک «اهرم ژئوپلیتیکی» قدرتمند در اختیار خواهد داشت که می‌تواند معادلات اقتصادی و سیاسی مذاکرات را به نفع خود تغییر دهد.
undefinedنبرد روایت‌ها؛ جنگی که تازه آغاز شده استیکی از ویژگی‌های جنگ‌های مدرن، همزمانی میدان نظامی و میدان روایت است. در چنین شرایطی، هر طرف تلاش می‌کند تصویر پیروزی یا شکست را در افکار عمومی تثبیت کند.در فضای رسانه‌ای غرب نیز واکنش‌هایی دیده می‌شود که نشان می‌دهد بخشی از تحلیلگران آمریکایی این روند را نوعی شکست راهبردی برای واشنگتن ارزیابی کرده‌اند. اشاره آنان به مواردی مانند باقی ماندن برنامه هسته‌ای ایران، حفظ توان موشکی و افزایش نقش ایران در تنگه هرمز، بیانگر همین نگرانی است.با این حال، اتکای صرف به این روایت‌ها کافی نیست. واقعیت آن است که شروط مطرح شده هنوز «دستاورد تثبیت‌شده» نیستند بلکه چارچوب مذاکرات محسوب می‌شوند. بنابراین مرحله کنونی بیش از آنکه زمان روایت پیروزی باشد، زمان درایت، مراقبت و پیگیری تحقق شروط است.
undefinedنقش مردم؛ از پشتیبانی میدان تا نظارت بر سیاستیکی از نکات برجسته در تحلیل‌های ارائه شده، تأکید بر نقش مردم در این مرحله است. در دوران جنگ، حضور اجتماعی و همبستگی ملی نقش مهمی در تقویت قدرت بازدارندگی ایفا می‌کند.در مرحله کنونی پشتوانه اجتماعی و حضور مردمی می‌تواند تضمین‌کننده استمرار دستاوردها باشد. این حضور چند کارکرد مهم دارد؛ تقویت روحیه مقاومت در داخل کشور، ارسال پیام انسجام ملی به دشمنان،حمایت از تصمیمات کلان کشور در برابر فشارهای خارجی.مطالبه تحقق کامل شروط اعلام شدهمردم در این مرحله «بازوی قدرت ملی» محسوب می‌شوند؛ قدرتی که می‌تواند اراده ملی را در برابر فشارهای سیاسی تثبیت کند.
undefinedضرورت هوشیاری در برابر فریب راهبردیدر عین حال تجربه تاریخی نشان داده است که دشمنان ممکن است از آتش‌بس به عنوان فرصتی برای بازسازی توان یا ایجاد غافلگیری استفاده کنند. به همین دلیل در منابع اسلامی نیز نسبت به خوش‌بینی ساده‌انگارانه هشدار داده شده است.امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نامه خود به مالک اشتر می‌فرمایند؛ «پیشنهاد صلح دشمن را اگر رضای خدا در آن باشد رد مکن... اما پس از صلح، کاملاً از دشمن برحذر باش؛ زیرا گاه دشمن نزدیک می‌شود تا غافلگیر کند.»آتش‌بس دو هفته‌ای را باید نقطه‌ای حساس در روند جنگ دانست. نه می‌توان آن را پایان قطعی نبرد تلقی کرد و نه می‌توان اهمیت دستاوردهای میدانی ایران را نادیده گرفت. آنچه اکنون تعیین‌کننده است، سه عنصر اساسی است؛۱- حفظ انسجام ملی۲- هوشیاری در برابر فریب‌های سیاسی و رسانه‌ای۳- استمرار حضور و حمایت مردمی از تحقق کامل مطالبات اعلام شدهاگر این سه عامل به‌درستی مدیریت شود، آتش‌بس فعلی می‌تواند به مرحله‌ای برای تثبیت دستاوردهای میدان و تبدیل آن به پیروزی راهبردی تبدیل شود. در غیر این صورت، این وقفه می‌تواند فرصتی برای بازسازی دشمن و آغاز مرحله‌ای جدید از فشارها باشد.
مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۲۳:۱۱

undefinedادامه راهبرد «ایجاد ترس» از طریق «سایه جنگ» به مدد «آتش بس»
محمدجواد فلاح
undefinedترس، به عنوان یک رذیله و ویژگی اخلاقی ناپسند، ساختار شخصیتی انسان و به‌ویژه توانایی او در اتخاذ تصمیم‌های عقلانی و درست را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این ضعف اخلاقی نه‌تنها در زندگی فردی و خانوادگی اثرگذار است و زمینه‌ساز انتخاب‌ها و تصمیم‌های نادرست شخصی می‌شود، بلکه در عرصه‌ی اجتماعی نیز پیامدهای جدی و گسترده‌ای بر جای می‌گذارد.
undefinedاین ویژگی درباره سیاستمداران و به ویژه مسئولان نظامی بیشتر رخ می‌نماید. اساساً شجاعت را به عنوان یک فضیلت اخلاقی در مقابل ترس مطرح کرده‌اند که به عنوان فضیلت قوه غضبیه از آن یاد می‌کنند. این فضیلت باعث می‌شود انسان در موقعیت‌هایی که لازم است و باید از خود و دیگران دفاع کند و در مقابل دشمنان درونی و بیرونی قدرت ایستادگی داشته باشد.
undefinedیکی از ویژگی‌های ترامپ و بلوک غرب ایجاد ترس و وحشت در ملت‌ها و دولت‌ها برای غلبه بر آن‌هاست. از اینرو تا قبل از جنگ ایران همواره تهدید به حمله نظامی به ایران به عنوان یک حربه مورد بهره برداری ترامپ قرار می‌گرفت و با سایه جنگ در مسئولین و مردم ایجاد هراس و ترس می‌نمود.
undefinedچنین ترسی باعث شده بود که قاطبه مردم، فعالان اقتصادی و برخی مسئولات دولتی در تصمیم‌گیری‌ها منفعل یا خنثی عمل کنند و سایه چنین ترسی بر فعالیت‌های آنان تأثیرگذار بود. در اصل سایه جنگ خروجیش چیزی نیست جز ترس.
undefinedاما با نادانی و بی‌عقلی دشمنی که به لطف الهی از قماش احمق هاست معادله ترس از جنگ تبدیل شد به جنگ و مردم ایران تاکنون از این شرایط تحمیلی جنگ با موفقیت و سربلندی بیرون آمده و جهان را به شگفتی واداشته‌اند.
undefinedنوع مدیریت خوب شرایط اقتصادی و اجتماعی در ایران نیز محصول چنین جنگی است. این جنگ با قدرت‌نمایی و شجاعت مردم و نیروهای مسلح و همراهی مسئولان نظام تبدیل شدِ به یک سرمایه نرم و قدرت زبانزد.
undefinedاما آنچه در ادامه جنگ با آن مواجه شدیم تبدیل شدن جنگ به ترس از جنگ سخت و حمله به زیرساخت‌ها و نابودی تمدن ایران بود. در اصل ترامپ چون نتیجه‌ای از جنگ نگرفته است به این شکل باز می‌خواهد از سایه جنگ وجودی استفاده کند و با ایجاد ترس معادلات مردم و مسئولان و نیروهای مسلح را به هم بریزد و قدرت تصمیم‌گیری آن‌ها را مختل سازد.
undefinedبرای ایران در چنین مواجهه‌ای دونوع برخورد قابل پیش‌بینی بود؛ ۱. بواسطه تهدیدات ترامپ و غلبه ترس تصمیم به آتش‌بس گرفته و با ترامپ کنار بیاید که این همان چیزی است که مطلوب دشمن است. در این صورت می‌توانست روی فرصت‌های دیگر احتمالی حساب باز کند. ولی با توجه به مقاومت مردم ایران با شرایط ایران مقرر گردید چنین آتش‌بسی که تأمین‌کننده شرایط ایران در این معادله باشد البته با تدبیر مسئولان سیاسی و نظامی صورت پذیرفت.۲. عدم اعتنا به تهدیدهای ترامپ و مقابله شدیدتر با ترامپ تا عقب‌نشینی کامل. در این صورت معادلات طرف مقابل دستخوش تغییر و تحلیل رفتن است. کما اینکه تا اکنون بواسطه عدم عقب‌نشینی ایران از مواضع خود در مقابل تهدیدهای ترامپ و تعیین ضرب‌الاجل های متعدد او مسیر تصمیم‌گیری او دچار آشفتگی و نابسامانی شده و چنین اضطراب و پریشانی در قول و فعل و تدبیرات او نمایان است.
undefinedباتوجه به قرار گرفتن ایران در شرایط آتش بس دوهفته ای - که امیدوارم مبتنی بر یک حجت مطمئن انجام شده باشد- ترامپ دوباره به سمت حربه ایجاد ترس و تجمیع قوا برای ضربه‌های آتی روی آورده است. در این فرصت با ایجاد سایه جنگ مجدد امید به فروپاشی انسجام عمومی مردم و رخنه در شرایط کنونی دارد. او حالا بیشتر دریافته است که سایه جنگ برای مردم ایران کاری‌تر از خود جنگ است. چون پشت این سایه می‌تواند افرادی را برای رخنه صف کند.
undefinedنتیجه اینکه همراهی مردم وانسجام و دوری از سخنان تفرقه افکن در این شرایط باید مسیر آتش بس و جنگ را به سمت و سویی ببرد که تمام معادلات دشمن در تصمیم‌گیری‌هایش منجر به خطای محاسباتی شده و در نوع عملکردش تجدید نظر کند. البته به نظر می‌رسد تاوانی که دشمنان ایران باید نسبت به این تصمیمشان گرفتند به گونه‌ای باشد که هیچگاه دشمن در دستگاه محاسباتیش چنین تصمیماتی را اتخاذ نکند و همه این‌ها بستگی به شجاعت ملت و دولت و نیروهای مسلح و انتقال و انعکاس شفاف این شجاعت و نترسیدن به کشورهای متخاصم دارد.
مدیر گروه مطالعات خانواده پژوهشکده باقرالعلوم علیه‌السلام

undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۹:۰۰

undefinedعصر امام شهید حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای
سید یدالله یزدان پناه
undefinedاین اتفاق بی‌سابقه که مردم، چهل شبانه‌روز زیر بمباران و هجمۀ دشمن در خیابان اینگونه استوار حاضر می‌شوند، یک سرّ و قاعدۀ قرآنی دارد که باید در آن بیشتر تأمل کرد. از یک جهت به‌صورت کلی، خون به ناحق‌ریخته‌شده به اندازۀ عظمت خود، انسان را بلند می‌کند و به سمت خونخواهی می‌کشاند و از جهت الهی و معنوی، اصلا خون به‌ناحق‌ریختۀ‌الهی، اساس آن غیرت الهی است، بعد موجب برانگیختن می‌شود و یک‌نوع قیام می‌آورد. حتی یک شهید برای خودش غیرت الهی را برمی‌افکند. این خون شهدای ما و کودکان میناب، همه غیرت الهی را بالا می‌آورند. یعنی این خون یک نسبت با خدا پیدا می‌کند و خدا می‌گوید من باید انتقام بگیرم و کاری کنم که این خون وقتی ریخته شد، محو نشود. در قرآن از آن به «عزیز ذوانتقام» تعبیر شده است.
undefinedعلامه طباطبایی می‌گوید ذوانتقام یک شعبه از اسم عزیز است و وقتی می‌خواهد طرف مقابل را پاسخی بدهد که نتواند دیگر اینگونه عمل کند می‌شود انتقام که یعنی انتقام آن حتمی است. در آیه ۴۶ و ۴۷ سورۀ ابراهیم خداوند سبحان اینگونه می‌گوید؛ اینها مکرشان را کردند [تا ریشۀ حق و حقیقت را قطع کنند] و مکر شما حقیقتاً برای حضرت حق مکر نیست. (چون خداوند می‌داند و دست شما را خوانده است. یعنی مکر شما نسبت به خدا عملاً هیچ است.) ولو مکری باشد کوه‌ها را تکان بدهد خداوند خبر دارد. خدا وعده‌ای به اهل حق داد که شما در حقانیت استوار باشید، من شما را پیروز می‌کنم و غلبه می‌دهم. خداوند خلف وعده نمی‌کند. چون خدا عزیز است و انتقام می‌گیرد. یعنی خداوند با اسم عزیز، ریشۀ آنها را می‌کند حتی اگر به آنها مهلت می‌دهد، مکر خداست.
undefinedدر خصوص خون رهبر شهید ما، گاهی اوقات انتقام خدا بسیار شدید می‌شود و زمانه و کل زمان‌ها را تغییر می‌دهد. خون بسیار شریف الهی، انتقامش به نحوی است که خدا کل زمین و زمان را تغییر می‌دهد. مثلاً درمورد سیدالشهدا، تعبیر ثارالله به‌کار می‌رود که یعنی خدا، خون ایشان را خون خودش می‌داند. یعنی این نسبت الهی است و غیرت خدا را در پی دارد. خدا انتقام او را می‌گیرد تا روز ظهور حضرت حجت (عج). یک بخشی از شور این‌روزها یک شعبه همین معناست که خون حسین بن‌علی(ع) است. خون الهی، غیرت می‌آورد و غیرت به حرکت درمی‌آورد و شرایط را تغییر می‌دهد.
undefinedدرمورد رهبر شهید، می‌توانم به‌طور قطع بگویم ایشان در این ۳۷ سال رهبری، امتحانات فراوان و سختی شدند. در تمام این صحنه‌های بسیار حساس نلرزید و جانب خدا را رعایت کرد. این جهت انقلابی در مردم را سرپا نگه داشت و هرچه داشت در طبق اخلاص گذاشت. ایشان محور حرکت بود و گویی از ایشان نور به همۀ عالم پخش می‌شد. یعنی تا آخر با وجود تهدید‌ها کوتاه نیامد و گفت مثل ما با مثل یزید بیعت نمی‌کند. من اسم این را حرکت در مسیر حق و حقانیت می‌گذارم که این «الهی» است. ایشان صدها میلیون شیعه و مسلمان را داشت هدایت می‌کرد. در اینجا خدا پس از ریختن خون او، غیرت می‌ورزد و وعدۀ حتمی انتقام می‌دهد.
undefinedچه دلیلی مردم را چهل شب به خیابان کشانده که کوتاه هم نمی‌آیند؟ من همین‌جا تشکر می‌کنم از خانم‌های محترم که بنده در صحنۀ میدان، بانوان را جلوتر می‌بینم. چه چیزی در خانم‌ها وجود دارد که از هیچ چیز نمی‌ترسند و خونخواهی می‌کنند و هرشب به خیابان می‌آیند؟ این یقینی است که خانم‌ها بیشتر در میدانند‌. در جریان شهادت اباعبدالله، اولین کسانی که زودتر و بیش از همه شروع کردند به عزاداری خانم‌ها بودند و این البته عزاداری صرف نبود بلکه با آن «حق» را احیاء می‌کردند. اسم «عزیز منتقم» دارد این کار را می‌کند و دل را شور می‌دهد. چون غیرت الهی در دل‌ها برای انتقام‌گیری قرار گرفته است.
undefinedسیدالشهدای انقلاب ما، رهبر شهید است. بنده یقین دارم این عصر و زمانه، عصر امام شهید حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای است. عزتی امام شهید ما در جهان پیدا می‌کند که هیچ‌کس پیدا نمی‌کند. من طبق آیات قرآنی این را می‌گویم. خون ایشان زمینه‌ساز ظهور حضرت حجت(عج) است‌.کاری که مردم این شب‌ها می‌کنند آدم را به خضوع وامی‌دارد. در این انقلاب فقط مردم شهید نشدند، بلکه مسئولین و خانواده‌هایشان هم شهید شدند. یعنی مردم ما از مسئولین ما جدا نیستند. منطق ما مثل اباعبدالله است که هرچه داشت در راه شهادت آورد.
استاد سطح عالی فلسفه و عرفان
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۱:۴۳

undefined بررسی جنگ روایت‌ها در بزنگاه تبدیل پیروزی میدانی به دستاورد سیاسی
سعید سپاهی
undefinedیکی از پیچیده‌ترین و در عین حال ناشناخته‌ترین لحظات در تاریخ منازعات، فردای پس از یک پیروزی بزرگ نظامی است. خطای رایج این است که گمان می‌کنیم با فرو ریختن دکترین نظامی دشمن، جنگ به پایان رسیده است حال آنکه دقیقاً در همین نقطه، خطرناک‌ترین فاز نبرد آغاز می‌شود؛ جنگ بر سر «روایت پیروزی» و مدیریت «انتظارات جامعه». آنچه امروز با آن مواجهیم، نه یک دوراهی نظامی، بلکه یک بحران در «جامعه‌شناسی فهم قدرت» است.این بحران، محصول یک دیالکتیک سهمگین میان دو قطب است؛ از یک سو، «صبر راهبردی» که منطق حاکم بر اتاق فرماندهی است و از سوی دیگر، «بی‌قراری شناختی» که محصول طبیعی غیرت، هیجان و البته پمپاژ رسانه‌ایی دشمن در سطح جامعه است. دشمنی که در میدان سخت شکست خورده، تمام سرمایه‌اش را به میدان نبرد نرم منتقل می‌کند تا با سلاح «شبهه»، پیروزی ما را در ذهن جامعه به یک شکست یا سازش ترجمه کند.
undefined ترجمه غلط «وقفه» به «ضعف»؛ مغالطه در فهم مدیریت جنگدر منطق استراتژیک، آتش‌بس یا سکوت تاکتیکی پس از یک ضربه کاری، به مثابه ترمز نیست؛ بلکه به مثابه ایستگاهی برای «نقد کردن» و تثبیت دستاوردهای میدانی است. وقتی حریف را به «نقطه شکست راهبردی» رسانده‌ایی و ابهت اطلاعاتی و بازدارندگی‌اش را فرو ریخته‌ایی، هوشمندی حکم می‌کند که با یک وقفه کنترل‌شده، این شکست را به یک «سند سیاسی» تبدیل کنی. این وقفه، فرصتی برای جهان است تا ببیند چه کسی دست بالا را دارد و موازنه قدرت چگونه تغییر کرده است.اما ماشین جنگ روانی دشمن، این «هوش راهبردی» را به «ترس» یا «سازش» ترجمه می‌کند. اینجاست که مفاهیمی مانند «مدیریت جنگ» توسط تحلیلگران هیجان‌زده و فاقد اطلاعات جامع، به حاشیه کشیده می‌شود. آن‌ها از بیرون به ماشینی نگاه می‌کنند که فقط فرمان «گاز بده» را صادر می‌کنند، بی‌آنکه از میزان سوخت، وضعیت موتور و موانع پیش رو خبر داشته باشند.
undefined تله «غیرت کنترل‌نشده»؛ ابزار جدید دشمندشمن به خوبی می‌داند که نقطه قوت جامعه ما، «غیرت» و «عزت» است در فاز جدید نبرد، او دقیقاً همین نقطه قوت را هدف می‌گیرد تا آن را به پاشنه آشیل ما تبدیل کند. او با یک اقدام تحریک‌آمیز یا رجزخوانی رسانه‌ایی، تله‌ایی پهن می‌کند که طعمه‌اش، «خشم کنترل‌نشده» ماست. او می‌خواهد ما را از زمین بازی «عقلانیت راهبردی» به زمین «واکنش‌های احساسی و کور» بکشاند. در این بزنگاه، قدرت واقعی نه در فریاد زدن، بلکه در فرو بردن خشم و تبدیل آن به یک نقشه دقیق برای «تنبیه بازدارنده» است؛ تنبیهی که دشمن را نه فقط برای اقدامش، که برای فکر کردن به تکرار آن پشیمان کند. سکوتی که امروز ممکن است دل‌ها را به درد آورد، سکوت غفلت نیست؛ سنگین‌ترین و دردناک‌ترین نوع مدیریت جنگ است. سکوتی که پشت آن، خشم عمیق و نقشه‌ای دقیق‌تر برای یک سیلی پشیمان‌کننده در حال طراحی است.
undefinedمیدان نبرد اصلی؛ انسجام داخلی و مشروعیت سیستمخطرناک‌ترین سناریوی دشمن، حمله به یک جبهه جدید نیست؛ بلکه «اختلاف‌افکنی داخلی» و گرفتن مهم‌ترین سلاح ما یعنی «پشتیبانی مردمی» است. ماشین رسانه‌ای دشمن با پمپاژ گزاره‌هایی چون «خون شهدا را فروختند» یا «سازش کردند»، مستقیماً «مشروعیت» سیستم تصمیم‌گیری را هدف قرار می‌دهد. هدف نهایی، ایجاد یک گسست عمیق میان مردم و حاکمیت است تا بزرگترین پیروزی میدانی، در ذهن جامعه به یک شکست سیاسی تبدیل شود. راه مقابله با این توطئه، «جهاد تبیین» است؛ یعنی توضیح منطق تصمیمات برای افکار عمومی و تبدیل مردم از مخاطبان منفعل به کنشگران آگاه در این نبرد شناختی. باید به جامعه توضیح داد که آتش‌بس یا صبر از موضع قدرت، عین پیروزی است.جنگ امروز، جنگ اراده‌ها و روایت‌هاست. ما در وضعیتی هستیم که باید همزمان یک چشممان به دشمن باشد تا فریب نخوریم و چشم دیگرمان به داخل تا روایت این پیروزی بزرگ را از دست ندهیم. پیروزی نهایی نه در انهدام آخرین تانک دشمن، که در خنثی‌سازی آخرین شبهه در ذهن جامعه رقم می‌خورد. دفاع از این پیروزی، امروز بیش از موشک، به «بصیرت» و «عقلانیت» نیاز دارد.
تحلیلگر امنیت شناختی
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۹:۲۷

undefinedشرح فرازهایی از پیام اربعین
عبدالله محمدی
undefinedپیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت اربعین رهبر شهید دوباره هم‌آهنگی بین تفکر ایشان با رهبر شهید و امام راحل (ره) را تأکید کرد. منظومه فکری انقلاب اسلامی که برخاسته از فرهنگ قرآن و سنّت است با اندیشه امام خمینی (ره) شکل گرفت و با تبیین‌های جهادگونه رهبر شهید در چهار دهه تکمیل شد. ایشان پس از بیان هنرهای برجسته رهبر شهید، نخستین درس از این شخصیت را «خیرخواهی خالصانه و مواسات» معرفی کردند که حاکی از اهمیت آنهاست. این دو مضمون پشتوانه‌های قرآنی دارند و نه تنها در دوران جنگ بلکه در سایر ایام نیز موجب استحکام روابط مومنانه بین اقشار مختلف مردم و دستیابی به برکات بالاتر همچون «نزول باران، غلبه بر دشمن و حتی پیشرفت‌های علمی و فناورانه» می‌شود. این دو اصل برخاسته از نگرش اسلام به ارتباطات اجتماعی و در تقابل کامل با فردگرایی و بی‌تفاوتی غربی است.
undefinedخیرخواهی مومنانه ویژگی پیامبران است «أُبَلِّغُكُمْ رِسالَاتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ؛ اعراف؛ ۶۸» که باید در تمام لایه‌های مومنان از جمله مسئولین و عموم مردم تسری یابد. مواسات نیز روح حاکم بر تمام رفتارهای اجتماعی است که اختصاص به کمک‌های معیشتی ندارد، بلکه نظام اخوت را در جامعه تقویت می‌کند.
undefinedهدف اصلی مواسات نیز تشکیل شبکه اخوت بین مومنان است. مواسات ساحت‌های مختلفی اعم از کمک‌های معیشتی، روحی، تبیینی، معرفتی و .. دارد. در مواسات عنوان کمک‌رسان و نیازمند در این مرتبه وجود ندارد. طرفین این اتفاق مومنینی هم‌رتبه هستند که بواسطه اتفاقی مثل جنگ فرصت یافتند ارتباطشان را با هم به بهانه کمک مستحکم‌تر کنند، لذا در اینجا نه تنها کمک‌رسان بر نیازمند منتی ندارد بلکه بالعکس کمک کننده منت‌دار مومن نیازمند است که فرصتی برای رشد پیوند مومنانه فراهم شده است.
undefinedرهبر عزیز خیرخواهی خالصانه، مواسات و نظر به رحمت الهی را تفاوت مهم ولایت حق و ولایت طاغوت دانستند. حقیقتا کمتر از این زاویه توجه شده بود؛ خیرخواهی و مواسات عامل نزول رحمت الهی، غلبه بر دشمن، پیشرفت فناوری و تفاوت اصلی ولایت حق و باطل است.
undefinedسوره عصر از مبانی محکم نصح و مواسات است. در این سوره شرط عدم خسران، ایمان و عمل صالح و بلافاصله پس از آن تواصی به حق و تواصی به صبر از میان تمام اعمال صالح برجسته شده است. « إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْاْ بِالصَّبْرِ» تواصی به حق و صبر مرتبه مهمی از نصح و مواسات هستند. در شرایط جنگ نیاز مهم مردم به ساحت‌های مختلف مواسات مادی، روحی، شناختی و معنوی بیش از پیش است. فرهنگ خیرخواهی و مواسات در رابطه مسئولین با مردم و بالعکس نیز نظام متفاوتی با نظامهای مادی ایجاد کرده است.
عضو هیئت علمی مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۸:۳۰

undefinedادامۀ نبرد چه می‌شود؟
مهدی خراتیان
undefinedتیم مذاکره کننده ایرانی ریسک‌های امنیتی مهمی را پذیرفت و برای دفاع از حقوق ایران، به اسلام آباد رفت و پیشنهادهای متعددی را به طرف آمریکایی ارائه کرد، اما ونس تحت فشار لابی شدید اسراییل در مورد ذخایر اورانیوم و فشار ترامپ در مورد تنگه هرمز نتوانست به جمع بندی برسد و نخواست که ریسک تصمیمات بزرگ را بپذیرد. نکته مهم این مذاکرات این بود که تهران بدلیل عدم تحقق دو پیش شرط خود، از بازگشایی تنگه هرمز استنکاف کرد و حتی با با لاک کردن روی دو رزمناو آمریکایی و شلیک پهپاد به سمت آن‌ها که قصد تست کردن سطح حساسیت ایران را داشتند، تلاش آمریکا برای کنترل و بازگشایی این تنگه را ناکام‌ گذاشت.
undefinedاکنون دو حالت متصور است؛ یا طرف آمریکایی در تبدیل این وضعیت به جنگ مجدد تعلل خواهد کرد و خواهد کوشید با افزایش فشار در حوزه کشتیرانی ایران و ایجاد فشار اقتصادی، موضع خود را ارتقا داده و پس از آن در ادامه مسیر دیپلماتیک جدیدی را باز کند. مسلما در آنصورت، ایران به منظور واکنش به فشار به حوزه کشتیرانی و نفت خود، بسمت برخی اقدامات جبرانی در منطقه حرکت خواهد کرد؛ اما توصیه اکید این است که ایران زمان را از دست نداده و با رایرنی سطح بالا با قدرتهای بزرگ و تعریف نقش مشخصی برای آنها در دوران پساجنگ در منطقه، زمینه وساطت آنها را بشکلی که وزنه وساطت آنها به نفع تهران سنگینی کند، فراهم کند. بارها گفته‌ایم و باز هم میگوییم که سطح این‌ پرونده، سطح کشورهای کوچکی چون عمان و قطر و قدرتهای منطقه‌ای چون پاکستان نیست. همچنین تهران دیگر نباید حضور ویتکاف و کوشنر را در مذاکرات بپذیرد.حالت دوم این است که ضمن افزایش فشار اقتصادی بر ایران، فضا حتی زودتر از دو هفته بسمت عملیات‌های ترور و تصاعد جنگ و شاید حرکت بسمت تخریب زیرساخت‌ها پیش خواهد رفت؛ که این به آن معنی است که اسراییل به عنوان پیشران و مسبب اصلی این جنگ، هزینه های ادامه جنگ را برای خود کمتر از فواید آن ارزیابی می‌کند. در آن صورت، تهران برای تحقق شروط خود، چاره ای ندارد جز آنکه علاوه بر حفظ فشار بر بازارهای جهانی و اقدامات جبرانی در منطقه، برخی از ملاحظات در مدیریت جنگ ۴۰ روزه را - که مبتنی بر دکترین جنگ فرسایشی است - کنار گذاشته و در بازه زمانی کوتاهتری نظام محاسباتی را در اسراییل تغییر دهد تا فضا برای گشوده شدن باب جدیدی از مذاکره در کوتاهترین زمان هموار شود.
undefinedدر هر دو حالت باید دقت کرد که اولا آمادگی برای بدترین شرایط، من جمله ترور و جنگ‌ زیرساختی شرط عقل است و ثانیا مساله مدیریت صحنه و زمان برای ایران بسیار مهم است و تهران با فعالیت گسترده در سطوح‌عالی دیپلماسی و رایزنی با قدرتهای بزرگ و کنار گذاشتن برخی ملاحظات در بانک اهداف، نباید اجازه دهد که ایالات متحده مدیریت زمان و صحنه را به دست گیرد.
مدیر اندیشکده احیای سیاست
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۰:۲۸

undefinedما هم ملت ایران را نشناختیم
ابوالقاسم علیدوست
undefinedمعروف این است که می‌گویند دشمنان ایران، ملت ایران را نشناخته‌اند. اما من می‌گویم ما خودمان هم آنگونه که باید مردم را نشناخته‌ایم. چه کسی تصور می‌کرد که ملت اینگونه حضور پیدا کند. مردم ما را یک نفر هزار و چهارصد و خورده‌ای سال قبل شناخت و آن هم پیامبر عظیم‌ الشأن اسلام بود. وقتی آیۀ ۵۴ سوره مائده نازل شد «مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّة عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»، پیامبر عظیم‌ الشأن دستی به شانۀ سلمان زدند و فرمودند مراد خداوند از این جمعیت که خداوند به آن‌ها مباهات می‌کند، مردم ایران هستند؛ و بعد آن جملۀ ماندگار را فرمودند: «لو كانَ العِلمُ بالثُّريّا لَتَناوَلَهُ رِجالٌ مِن فارِسَ». عقل اول و عقل آخر، حضرت خاتم مردم ما را شناخت. این عظمت را مردم ما در زبان پیامبر ما دارند.
undefinedالبته این تحرکات به مردم ایران خلاصه نمی‌شود. چه کمک‌ها که مردم سراسر دنیا نکرده‌اند؛ داستان‌های عجیبی در این رابطه به گوش انسان می‌رسد. یکی از دوستان می‌گفت در کشمیر با اینکه دولت موافق نظام ایران نیست، مردم آن‌جا چنان همدردی و همراهی‌ای با ملت ایران دارند که یک زن آمده است و یک خروس آورده و می‌گوید چیزی جز این ندارم و می‌خواهم این را به ایران هدیه کنم. یک نفر این خروس را یک میلیارد تومان به پول ایران می‌خرد و خروس را به پیرزن برمی‌گرداند و پول را برای جبهۀ ایران ارسال می‌کند. دیگری آمده و فرزند خود را آورده و می‌گوید می‌خواهم این فرزندم را در راه ایران هدیه کنم. یک نفر این فرزند را به ۱۰ میلیارد تومان می‌خرد و فرزند آن خانم را به او باز می‌گرداند و پول را به حساب ایران می‌ریزد. برخی که از عراق می‌آیند، می‌گویند آن‌چنان ازدحامی در دفتر آیت‌الله سیستانی برای کمک به ایران شکل گرفته که اگر برای این افراد بخواهیم قبض صادر کنیم، یک ماه به طول می‌انجامد.
undefinedمن وقتی این قبیل داستان‌ها را شنیدم به یاد جریانی افتادم. وقتی یحیی بن زید بن علی بن حسین از زندان بنی مروان آزاد شد، آن زنجیری که یحیی با آن بسته شده بود را آوردند بیرون که بفروشند. قیمتی روی این زنجیر گذاشته شد که هیچ کس نتوانست آن را بخرد. آمدند زنجیر را قطعه قطعه کردند هر قطعه‌ای را به یک نفر فروختند و آن زنجیر شد نگین انگشتر و مسلمانان خراسان در نماز به دست کردند. این حوادث در گذشته بوده و الان هم رخ می‌دهد.
undefinedبا این وجود دشمن در پی این است که در صفوف مردم اختلاف ایجاد کند. می‌خواهند بگویند که حضور در خیابان دیگر کافی است و ضرورتی ندارد. حضور مردم باید تا زمان رفع فتنه پابرجا باشد. مسائل صلح و جنگ نیز از مسائل کلان کشور است و خدا را شکر کشور، رهبر، دولت و سپاه دارد. ان‌شاءالله در فرصتی کوتاه خداوند دشمنان اسلام را خوار و دلیل کند.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۰:۴۶

undefinedرهبر شهید انقلاب، ایران را به مرکز جهان منتقل کرد
موسی نجفی
undefinedاربعین شهادت رهبر مقاومت، تنها یک ایستگاه برای سوگواری نیست. بزنگاهی تاریخی برای بازخوانیِ نظمی است که این خون در رگ‌های فرهنگ سیاسی ما جاری کرده است. پرسش بنیادین این است «این شهادت چه تغییری در مختصات ما و جهان ایجاد کرد؟»برای پاسخ، باید به ریشه‌های ایمان مردم نگریست. همان ظرفیت عظیمی که امام خمینی (ره) در عزاداری‌های پس از رحلت آیت‌الله بروجردی کشف کرد و مدرس آن را «انبار باروت» نامید. شهادت رهبر شهید، جرقه‌ای بر این انبار باروت بود که شعله‌هایش نظم کهنه جهانی را به چالش کشیده است.
undefined «اتحاد مقدس» تبدیل به «ملت مقدس» شدهنر بزرگ رهبر شهید، «تربیت اجتماع» از طریق ساخت افکار و عواطف بود. او جنگ ترکیبی را پیش از هر چیز در ساحت «روایت‌ها» می‌دید. در نگاه ایشان، فرهنگ بر سیاست، اقتصاد و امور نظامی اشراف داشت حتی «اقتصاد مقاومتی» و «خودکفایی نظامی» محصول یک نگاه فرهنگی به مقوله استقلال بودند.نقطه عطف این مسیر، مفهوم «قداست» است. اگر در جنگ ۱۲ روزه با تعبیر «اتحاد مقدس» روبه‌رو بودیم، امروز و پس از این چهل روز مقاومت، به مقام «ملت مقدس» رسیده‌ایم. این ارتقا، محصول مستقیم ریخته شدن خون «پیشوا» در میدان نبرد است. شهادت علنی رهبر در خط مقدم، با الهام از حماسه عاشورا، موجی از جوشش را ایجاد کرد که فراتر از دفاع از منافع ملی، به ریشه‌های عمیق تشیع و تاریخ انبیا پیوند می‌خورد.
undefinedپیوند بی‌سابقه هویت ملی و آرمان امتیدر تاریخ معاصر، معمولاً حرکت به سمت ملی‌گرایی باعث کم‌رنگ شدن ابعاد بین‌المللی می‌شود اما در نهضت اخیر، شاهد پدیده‌ای استثنایی هستیم؛ تقویت هم‌زمان «ایران» و «امت». امروز حتی ایرانیان خارج از کشور و کسانی که لزوماً مذهبی نیستند، با عرق ملیِ ارزشمندی به میدان آمده‌اند و هم‌زمان، مردم یمن، عراق و لبنان، ایران را قلب تپنده خود می‌بینند.این هم‌افزایی، خط بطلانی بر دهه‌ها تبلیغات وهابیت و پان‌عربیسم کشید که ایران را بیگانه معرفی می‌کردند. الگوی «سرباز وطن» که پیش‌تر در چهره شهید سلیمانی تجلی یافته بود، اکنون در قامت رهبر شهید به یک نماد جهانی مبارزه با استعمار تبدیل شده است؛ پیشوایی که جرأت کرد شاخ قلدرمآبی آمریکا را بشکند.
undefinedعبور از «پیرامون» و استقرار در «مرکز» تمدنریشه درگیری غرب با ما در نپذیرفتن «نظریه مرکز پیرامون» است. غرب پس از رنسانس، خود را «مرکز» مطلق جهان پنداشته و دیگران را «پیرامون» و پیرو می‌خواست. تاریخ بیداری ایران، از نهضت تنباکو تا امروز، تلاشی برای خروج از این وضعیت بوده است. اگر دهه اول انقلاب صرف تثبیت نظام شد، تمرکز رهبر شهید در دهه‌های بعد، بر انتقال ایران از وضعیت «پیرامونی» به ساحت «مرکزیت» بود. تغییر واژگان از «خاورمیانه» به «غرب آسیا» و ایستادگی در پرونده هسته‌ای، نه یک لجبازی سیاسی، بلکه یک کنش تمدنی برای بازپس‌گیری جایگاه ایران بود. برخلاف کشورهایی که ثروتشان غارت شد چون در پیرامون ماندند، ایران به برکت این بیداری، دیگر اقمار هیچ قدرتی نخواهد بود.
undefinedنفی الگوی پوشالی «ژاپن اسلامی»سال‌هاست برخی جریانات الگوهایی چون «ژاپن اسلامی» را ترویج می‌کنند اما باید پرسید کشوری که مقاماتش مجبورند به خلبان بمب‌افکن اتمی هیروشیما ادای احترام کنند، چه استقلالی دارد؟ ما به دنبال توسعه در مدار پیرامونی غرب نیستیم. قدرت ما در پیوند «غیرت دینی» به «غرور ملی» است. ترکیبی که با شهادت رهبر مقاومت، ایران را به مرکزیت جهان منتقل کرد. عظمت رهبر شهید، حاصل ترکیب راهبردی سه عامل بود: «جغرافیای مقتدر ایران»، «ملت باهوش و با اراده» و «شخصیت‌بخشی انقلاب اسلامی». ایشان نشان داد که تقابل ما با استعمار، یک تاکتیک موقت نیست، بلکه ذاتیِ یک انقلابِ مرکزگراست. شهادت ایشان پرده‌ها را کنار زد و اکنون، مأموریت تداوم این راهبرد کلان و تبدیل این شور عظیم به یک گفتمان ماندگار سیاسی، بر عهده خلف صالح ایشان است. ایران امروز، به برکت این خون، دیگر پیرامونِ کسی نیست؛ ایران، خودِ «مرکز» است.
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۹:۴۹

undefinedرستاخیز عالم ایرانی-اسلامی
شهریار زرشناس
undefinedتاریخ همواره صحنۀ نبرد قدرت‌ها بوده است، اما آنچه امروز در جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران می‌گذرد، فراتر از یک درگیری مرزی یا ستیزی بر سر منافع مادی همچون نفت و خاک است. ما در میانۀ «دفاع مقدس تمدنی» هستیم. «دفاع» از آن جهت که برخلاف جنگ‌های تجاوزکارانه، این یک پایداری عادلانه در برابر تهاجم همه‌جانبۀ نظم جهانی است. اما چرا این دفاع، صبغه‌ای «تمدنی» دارد؟
undefinedدفاع تمدنیبرای درک عمق ماجرا باید به تجربه‌های تاریخی دیگر نگریست. مردم ویتنام سه دهه حماسه آفریدند و در برابر ژاپن، فرانسه و آمریکا ایستادند اما حرکت آن‌ها یک «دفاع تمدنی» نبود. چون پارادایم هدایت‌کنندۀ آن‌ها ترکیبی از ناسیونالیسم و سوسیالیسم، ریشه در خودِ عالم مدرن داشت. این موضوع در مورد انقلاب‌های چین، هند و حتی روسیه ۱۹۱۷ نیز صادق است. آن‌ها در زمین بازی غرب و با قواعد نظری غربی مبارزه می‌کردند.انقلاب اسلامی ایران، رخدادی از جنسی دیگر بود. ایران با این انقلاب، گفتمانی را مطرح کرد که اساساً خارج از مرزهای تمدن غرب مدرن قرار دارد. همان‌گونه که ارنست نولته می‌گوید، اسلام انقلابی یک «مقاومت رادیکال» در برابر تمدن غرب است. ما در ایران شاهد یک «زایش تمدنی» هستیم؛ جایی که عالم ایرانی-اسلامی پس از قرن‌ها انفعال، دوباره متولد شده است. تمدنی بودن یک مقاومت، نه به ابعاد نظامی، بلکه به ماهیت پارادایم هدایت‌گر آن وابسته است.
undefinedریشه‌های عالم ایرانی-اسلامیایران دارای هویتی تاریخی است که از دوره‌ای به بعد با اسلام پیوندی ارگانیک برقرار کرد و «عالم ایرانی-اسلامی» را ساخت. اما از حدود دو قرن پیش، استعمار غرب مدرن با تمام توان کوشید این هویت تمدنی را از ما بگیرد. از دورۀ ناصری تا پایان دهۀ پنجاه، ما درگیر یک «شبه‌مدرنیته» تحمیلی بودیم که قصد داشت ما را به زائده‌ای از نظم جهانی تبدیل کند.در تمام آن سال‌ها، ما در موضع انفعال بودیم. اگر جنگی رخ می‌داد، غالباً با شکست، اشغال یا تجزیه همراه بود؛ از جنگ‌های جهانی اول و دوم که ایران پل پیروزی دیگران شد تا جدایی بحرین در سال ۱۹۷۱. اما انقلاب اسلامی نقطه پایان این انفعال ۲۰۰ ساله بود. جنگ هشت‌ساله، اولین «جنگ میهنی» واقعی ما بود که در آن برای اولین بار، مردم نه برای یک پادشاه یا یک ایل، بلکه برای حقیقت یک «عالم تمدنی» که در سیمای امام خمینی (ره) متجلی شده بود، ایستادند.
undefinedاز نظام‌سازی تا دولت-ملت‌سازیاین زایش تمدنی دو مرحلۀ اساسی را پشت سر گذاشته است. امام خمینی (ره) با نظام‌سازی، سنگ‌بنای تخریب نظم کهنه و پی‌ریزی شالوده جدید را گذاشت. در دوران آیت‌الله خامنه‌ای، ما از مرحله سلبی عبور کرده و به سمت معماری یک «نظم جدید» حرکت کردیم. بزرگترین میراث ایشان برای تاریخ معاصر، معماری پروژه «دولت-ملت» با تکیه‌گاه نظری «امت و امامت» است. پیوند میان این دو مفهوم توسط «ولایت» برقرار شده تا تمدن نوین ایرانی-اسلامی نه در حرف، بلکه در ساحت نهادسازی و اقتدار ملی تجسم یابد. غرب دقیقاً از همین «نهادینه شدن» و تبدیل شدن یک فکر به یک «قدرت مقتدر» می‌ترسد.
undefinedتلاش آمریکا برای مهارعلت اصلی کینه‌توزی نظام سلطه با ایران، همین استقلال پارادایمیک است. آمریکا هرگز یک قدرت مستقل که خارج از مدار مدرنیته تنفس کند را بر نمی‌تابد. آن‌ها برای مهار این زایش تمدنی، دو راهبرد را هم‌زمان پیش می‌برند؛ نخست، تحمیل جنگ‌های فرسایشی و دوم، اجرای طرح «خاورمیانه بزرگ» برای تجزیه و مینیاتوریزه کردن کشورهای منطقه. هدف آن‌ها این است که ایران را به پنج یا شش کشور کوچک و بی‌خطر تبدیل کنند تا امنیت اسرائیل و سیطرۀ انرژی‌شان تضمین شود.
undefined «استقلال ملی»؛ تنها مسیردر این میان، جریان‌های ویرانی‌طلب با دوگانه‌سازی‌های کاذب همچون «معیشت در برابر استقلال»، سعی در فریب افکار عمومی دارند. اما حقیقت این است که وابستگی به امپریالیسم برای هیچ ملتی رفاه پایدار نیاورده است. استقلال، پیش‌نیاز اقتصاد قوی است. اگر امروز از هویت تمدنی و توان بازدارندگی خود دفاع نکنیم، فردا علاوه بر فقر، اسارت و تجزیه را هم تجربه خواهیم کرد. امروز هزینۀ سنگینی برای دفاع از این زایش تمدنی می‌دهیم؛ زیرساخت‌های ما هدف قرار می‌گیرند و فشارهای اقتصادی مضاعف می‌شود. اما همین حملات دشمن، ناخواسته پرده از دستاوردهای عظیم چهل ساله برداشت. دشمن به دنبال ویرانی است چون می‌بیند ایران به قطب داروسازی، فولاد و تکنولوژی منطقه بدل شده است. ما این بناهای آسیب‌دیده را دوباره خواهیم ساخت، چرا که ارادۀ ناشی از یک «رستاخیز تمدنی» شکست‌ناپذیر است. ایران آینده، نه یک شبه‌کشور وابسته، بلکه قطب تمدنیِ نظمی نوین خواهد بود.
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۱۰:۴۷

undefinedمذاکره با آمریکا در چه نقطه‌ای تبدیل به تجربه می‌شود؟
بخش اول
سید علی موسوی
undefined۱ـ خسارت های جنگ ابتدا حدود ۲۰۰ میلیارد دلار اعلام شد. این رقم بعدها تا ۵۰۰ میلیارد دلار نیز افزایش یافت. سخنگوی دولت عدد ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت را فعلا اعلام کرده است. این اعداد برای دریافت غرامت از دشمن، می‌تواند با همان ۵۰۰ میلیارد دلار و حتی بالاتر از آن مورد محاسبه قرار گیرد. معیار محاسبه می‌تواند قیمت ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها در آمریکا یا منطقه خلیج فارس باشد و حتی خسارت ناشی از عدم النفع را نیز شامل شود.
undefined۲ـ عدد واقعی هزینه بازسازی در ایران امروز ما، بسیار بسیار پایین‌تر از این اعداد و ارقام نجومی است. در میان واحدهای صنعتی فولاد مبارکه بیشترین خسارت را دیده است. به این معنا که دشمن به نقاط کلیدی آن آسیب رسانده است. در دست بالاترین برآوردها خسارت ۵ میلیارد دلار است. هزینه بازسازی بسیار بسیار پایین‌تر از این است. هزینه کل واحدهای مسکونی خسارت دیده در دست بالاترین حالت حداکثر به ۲۰۰ ملیون دلار می‌رسد. برای گرفتن خسارت از دشمن طبعا هرچه برآوردها بالاتر باشد بهتر است اما برای فاکتور کردن برای مردم خودمان این اعداد به شکل اغراق آمیزی در حال شکل دادن به «گفتمان تسلیم» است.
undefined۳ـ آنچه بیش از این اعداد، پروژه تکمیلی عملیات روانی دشمن را آفتابی می‌کند، اظهارات برخی از عناصر خط سازش در ایجاد وحشت از ادامه جنگ است. «ما ده سال باید مشغول ساخت کشور باشیم و دولت نیز توان مالی تأمین این هزینه را ندارد»؛ این گزاره که پس از مقاله محمد جواد ظریف به صورت درگوشی در میان نخبگان رد و بدل می‌شد و اکنون به صورت رسمی بیان می‌شود، به وضوح غلط انداز است. متاسفانه وارد عملیات روانی دشمن شده‌ایم. عملیات روانی با پروژه‌ای اغراق آمیز برای ایجاد ترس از آغاز دوباره جنگ و زمینه سازی دوباره تسلیم شدن در مذاکرات با آمریکا. اینجاست که به هوشمندی امام شهیدمان در خسارت بار بودن مذاکره با امریکا به دلیل تأثیر مخرب آن در نظام محاسبات مسئولان و به تبع مردم پی می‌بریم.
undefined۴ـ اظهارات سخنگوی دولت در رفع تکلیف از پرداخت هزینه بازسازی منازل تخریب شده خود مهمترین سیگنال دولت است. سینگالی که به وضوح سر باز زدن از دستور رهبر انقلاب بر «جبران خسارت‌های مالی وارد آمده به امکنه و اموال شخصی» است. دستوری که ایشان صراحتا فرمودند «به منزله تکلیفی لازم الإجرا برای مسئولین محترم است که باید آن را اجرا کرده و گزارش آن را به بنده بدهند» بنابر اعلام شهرداری کمتر از ۴۰ هزار واحد در کل کشور خسارت دیده‌اند که کمتر از ۱۰۰۰ واحد آن نیازمند بازسازی کامل است. (۳۲ هزار واحد خسارت جزئی دیده‌اند که ۵۰ درصد بازسازیشان تمام شده است.) متوسط هزینه ساخت کامل در سال گذشته متری ۱۶ ملیون بوده است. برآورد دست بالا برای هزار واحد با هزینه متری ۳۵ ملیون ساخت در امسال و با فرض ۱۲۰ متر متوسط واحدها ۴.۲ میلیارد تومان می‌شود. بازسازی جزئی و کمتر از ۸ هزار بازسازی متوسط را جمعا دست بالا برابر ۵ هزار واحد بازسازی کامل بگیریم به علاوه هزار واحد یعنی حدود ۶ هزار واحد بازسازی کامل یعنی حدود ۲۵ همت هزینه. با دلار ۱۵۰ هزار تومانی یعنی ۱۶۶ ملیون دلار خواهد بود.

۲۳:۰۲

undefinedمذاکره با آمریکا در چه نقطه‌ای تبدیل به تجربه می‌شود؟
بخش دوم
undefined۵ـ این رفتار سخنگوی دولت خواسته یا ناخواسته در حال انتقال فشار روانی ادامه جنگ به توده مردم است. آن هم در حالی که دولت در این جنگ تا به اینجا افزایش درآمد خوبی داشته است. درآمد دلاری دولت از محل نفت بشکه‌ای حدود ۴۵ دلار بسته شده و در حال حاضر قیمت نفت ایران به حدود ۱۴۰ دلار رسیده است و حداقل ۳ برابر شده است. علاوه بر این فروش نفتمان افزایش ۷۰۰ ملیون بشکه‌ای داشته است و به ۱.۷ ملیون بشکه در روز رسیده است. ایران روی کمتر از ۲۰ میلیارد دلار درآمد نفتی حساب کرده بود که در وضعیت جنگی کنونی ۴ برابر شده است. برآوردهای کارشناسان انرژی به خلاف توییت‌های ترامپ، عدم کاهش جدی قیمت نفت و گاز در سال پیش رو است. از این رو همین امر در درآمدهای گازی نیز مصداق دارد. ضربه دشمن به ۴ فاز ۳ تا ۶ از ۲۴ فاز پارس جنوبی به معنای نابودی کامل این فازها نیست. طبق اعلام وزارت نفت در مورد این فازها، بخشی از آسیب‌ها تا کنون ترمیم شده و آماده تولید شده‌اند. حتی اگر فرض را به از دور خارج شدن این ۴ فاز و مواردی دیگر بگذاریم، باز هم افزایش قیمت جهانی گاز، معادله درآمد را ترمیم می‌کند. مسئله در پتروشیمی‌ها، پالایشگاه‌ها نیز از همین دست است. مثلا بخش‌هایی از پالایشگاه لاوان تا ده روز آینده راه‌اندازی می‌شود. بازسازی پتروشیمی بوعلی در ماهشهر با تولید حداکثر ظرفیت بقیه واحدهای پتروشیمی تا حدی قابل جبران است. طبعا تا راه‌اندازی برخی فازهای خاص، با واردات برخی مواد پتروشیمی می‌توان چرخه را تکمیل کرد. آسیب فولاد مبارکه کاملا جدی است و کشور ناچار از واردات ورق فولاد است که با افزایش دیگر درآمدها قابل جبران می‌باشد. تنها دریافت هزینه ترانزیت روزانه ۲۰ میلیون بشکه عبوری از تنگه هرمز به ازای هر بشکه ۱ دلار ، سالانه ۷.۵ ملیارد بشکه است. در صورت پایان جنگ و بازگشت تنگه به حالت عادی و دریافت عوارض از کلیه کالاها، برآوردها از مجموع درآمدها حدود ۲۵ میلیارد دلار سالانه است.
undefined۶ـ اینگونه است که بدنه کارشناسی می‌تواند پیروزی را به تصویر پنهان شکست برساند. برخی از بدنه انقلابی ما به حق نیروهای انقلابی را از متهم کردن مسئولین و شکستن وحدت باز می‌دارند. نباید مسئولین را خائن بدانیم اما نباید فراموش کنیم که جریان نفوذی که یک ماه قبل از آغاز جنگ با فرمان آمریکا و اسرائیل به تعبیر رهبر شهیدمان به دنبال «کودتا» بود، در بدنه اداره‌کننده کشور، نفوذ کرده و هنوز از شرش خلاص نشده‌ایم. مذاکره با آمریکا برای این سلول‌های خفته در دوران شلیک موشک‌ها، فرصت جولان نمی‌داد. اکنون که نوبت به سکوت میدان جنگ رسیده است، این جماعت مشغول نقشه کشیدن‌اند.
... این یادداشت ادامه دارد.
استاد حوزه و دانشگاه
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۲۳:۰۳