عکس پروفایل پناه| محبوبه سادات حسینیپ
۱۲۰ عضو

پناه| محبوبه سادات حسینی

بازارسال شده از انجمن ادبی آغاز🎒
از خاکِ تشنه‌اش به لبِ گور می‌کشم گهواره را به برزخی از نور می‌کشم
او فکر می‌کند به تنش دست می‌زنممن زخمه بر جراحت سنتور می‌کشم
فریادی از جنونِ دو روح است در سرش جای دو گوش کهنه، دو شیپور می‌کشم
من آفریده شد! گِل و قلبی گداخته...این وصله را چه جور، چه ناجور، می‌کشم
دستم بلند شد در ازل بین بیدلان:بارِ زمانه را منِ کم زور می‌کشم!
رویای آب از لب‌شان چکه می‌کند این ماهیان مرده که با تور می‌کشم
هم‌صحبتم ستاره‌ی کوری‌ست، او که رفتبر این لبانِ لال، سیانور می‌کشم
رخت عروسی است؟ بگو مادرم کجاست؟ برف است یا که من کفن از تور می‌کشم؟
من مُرده‌ام؟ به عشق رسیدم؟ هنوز نه!پس طرح را دوباره، پر از شور می‌کشم...


#محبوبه_سادات_حسینی undefined<img style=" />undefined#غزل undefined#انجمن_ادبی_آغاز undefined

undefined @anjoman_adabi_aghaz undefined

۱

۹:۳۶