یادداشت اختصاصی #پاراگراف
فدرالیسم و ترس از تقسیم قدرت#اوختای_مجدالدینی_افشار
هر بار که سخن از فدرالیسم به میان میآید، گروهی پیش از آنکه به محتوای بحث گوش دهند، از خطر تجزیه سخن میگویند. گویی هر مطالبهای برای توزیع عادلانه قدرت، هر سخنی از حقوق زبانی و فرهنگی، و هر اعتراضی به تمرکزگرایی، الزاماً مقدمهای برای فروپاشی یک کشور است. اما آیا واقعاً چنین است؟
مسئله آذربایجان در طول دهههای گذشته نه مسئله مرز بوده است و نه مسئله جدایی. مسئله، دیده نشدن بوده است. مسئله این بوده که میلیونها ترک آذربایجانی در سرزمینی که در ساختن تاریخ و فرهنگ آن سهم داشتهاند، همچنان برای ابتداییترین حقوق فرهنگی خود ناچار به مطالبهگری باشند. مسئله این بوده که تصمیمگیری درباره سرنوشت مناطق، اغلب در صدها کیلومتر دورتر و بدون مشارکت واقعی مردم همان مناطق انجام شده است.
فدرالیسم پیش از آنکه یک مدل اداری باشد، پاسخی به این بیعدالتی تاریخی است. فدرالیسم میگوید مردمی که در یک منطقه زندگی میکنند، بهتر از هر کس دیگری نیازها، ظرفیتها و مشکلات خود را میشناسند. فدرالیسم میگوید تمرکز قدرت در یک نقطه، نه نشانه وحدت، بلکه یکی از عوامل اصلی ناکارآمدی و نابرابری است.
آذربایجان از فدرالیسم دفاع میکند، زیرا خواهان مشارکت بیشتر در اداره کشور است؛ زیرا میخواهد زبان مادریاش در مدرسه شنیده شود؛ زیرا میخواهد درباره توسعه اقتصادی، منابع طبیعی، محیط زیست و مسائل فرهنگی خود سهم بیشتری در تصمیمگیری داشته باشد. این خواستهها نه علیه ایران، بلکه برای ساختن ایرانی عادلانهتر است.
وحدت ملی را نمیتوان بر سکوت فرهنگها بنا کرد. همبستگی پایدار از دل احترام متقابل زاده میشود، نه از دل یکسانسازی. کشوری که به تنوع خود اعتماد داشته باشد، از واگذاری بخشی از قدرت به شهروندانش هراسی ندارد. ترس از فدرالیسم، در بسیاری موارد، ترس از تقسیم قدرت است؛ نه ترس از تجزیه.
آینده ایران را نمیتوان با الگوهای یک قرن پیش اداره کرد. جامعه امروز، جامعهای آگاهتر، متکثرتر و مطالبهگرتر است. اگر قرار است همه ملتها و گروههای زبانی ساکن این سرزمین در ساختن آیندهای مشترک سهیم باشند، باید در اداره آن نیز سهمی واقعی داشته باشند.
فدرالیسم از منظر آذربایجان، مطالبه جدایی نیست؛ مطالبه برابری است. مطالبه آن است که هیچ شهروندی به دلیل زبان، فرهنگ یا محل زندگی خود، از مشارکت در سرنوشت خویش محروم نماند. در نهایت، فدرالیسم نه تقسیم جغرافیا، بلکه تقسیم عادلانه قدرت است؛ و عدالت، شرط ماندگاری هر وحدتی است.__#پاراگراف_آذ@paragraph_az@paragraph_az
فدرالیسم و ترس از تقسیم قدرت#اوختای_مجدالدینی_افشار
هر بار که سخن از فدرالیسم به میان میآید، گروهی پیش از آنکه به محتوای بحث گوش دهند، از خطر تجزیه سخن میگویند. گویی هر مطالبهای برای توزیع عادلانه قدرت، هر سخنی از حقوق زبانی و فرهنگی، و هر اعتراضی به تمرکزگرایی، الزاماً مقدمهای برای فروپاشی یک کشور است. اما آیا واقعاً چنین است؟
مسئله آذربایجان در طول دهههای گذشته نه مسئله مرز بوده است و نه مسئله جدایی. مسئله، دیده نشدن بوده است. مسئله این بوده که میلیونها ترک آذربایجانی در سرزمینی که در ساختن تاریخ و فرهنگ آن سهم داشتهاند، همچنان برای ابتداییترین حقوق فرهنگی خود ناچار به مطالبهگری باشند. مسئله این بوده که تصمیمگیری درباره سرنوشت مناطق، اغلب در صدها کیلومتر دورتر و بدون مشارکت واقعی مردم همان مناطق انجام شده است.
فدرالیسم پیش از آنکه یک مدل اداری باشد، پاسخی به این بیعدالتی تاریخی است. فدرالیسم میگوید مردمی که در یک منطقه زندگی میکنند، بهتر از هر کس دیگری نیازها، ظرفیتها و مشکلات خود را میشناسند. فدرالیسم میگوید تمرکز قدرت در یک نقطه، نه نشانه وحدت، بلکه یکی از عوامل اصلی ناکارآمدی و نابرابری است.
آذربایجان از فدرالیسم دفاع میکند، زیرا خواهان مشارکت بیشتر در اداره کشور است؛ زیرا میخواهد زبان مادریاش در مدرسه شنیده شود؛ زیرا میخواهد درباره توسعه اقتصادی، منابع طبیعی، محیط زیست و مسائل فرهنگی خود سهم بیشتری در تصمیمگیری داشته باشد. این خواستهها نه علیه ایران، بلکه برای ساختن ایرانی عادلانهتر است.
وحدت ملی را نمیتوان بر سکوت فرهنگها بنا کرد. همبستگی پایدار از دل احترام متقابل زاده میشود، نه از دل یکسانسازی. کشوری که به تنوع خود اعتماد داشته باشد، از واگذاری بخشی از قدرت به شهروندانش هراسی ندارد. ترس از فدرالیسم، در بسیاری موارد، ترس از تقسیم قدرت است؛ نه ترس از تجزیه.
آینده ایران را نمیتوان با الگوهای یک قرن پیش اداره کرد. جامعه امروز، جامعهای آگاهتر، متکثرتر و مطالبهگرتر است. اگر قرار است همه ملتها و گروههای زبانی ساکن این سرزمین در ساختن آیندهای مشترک سهیم باشند، باید در اداره آن نیز سهمی واقعی داشته باشند.
فدرالیسم از منظر آذربایجان، مطالبه جدایی نیست؛ مطالبه برابری است. مطالبه آن است که هیچ شهروندی به دلیل زبان، فرهنگ یا محل زندگی خود، از مشارکت در سرنوشت خویش محروم نماند. در نهایت، فدرالیسم نه تقسیم جغرافیا، بلکه تقسیم عادلانه قدرت است؛ و عدالت، شرط ماندگاری هر وحدتی است.__#پاراگراف_آذ@paragraph_az@paragraph_az
۷۴۳
۱۹:۵۲