عکس پروفایل پاراگرافپ
۲۴۴ عضو

پاراگراف

#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.مسیر ارتباط با من: @atilla_hacizade
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری بر بحران دموکراسی در ایران:
دموکراسی در ایران؛ از رؤیایی مرکزگرا تا ضرورتی کثرت‌گرا#آیلین_شریفی
بحران دموکراسی در ایران، بیش از یک قرن است که در فضای سیاسی کشور جریان دارد. از انقلاب مشروطه تا امروز، نسل‌های مختلف ایرانیان برای دستیابی به آزادی، حاکمیت قانون و مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی خود مبارزه کرده‌اند. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که دموکراسی در ایران همواره با یک مسئله بنیادین روبه‌رو بوده است: مسئله تنوع ملی، زبانی و فرهنگی.
بخش بزرگی از جریان‌های سیاسی ایران، دموکراسی را صرفاً در چارچوب انتقال قدرت از حکومت اقتدارگرا به یک نظام انتخاباتی تعریف کرده‌اند. در این نگاه، رأی مردم، انتخابات آزاد و تفکیک قوا عناصر اصلی دموکراسی محسوب می‌شوند. اما تجربه کشورهای چندملیتی نشان می‌دهد که دموکراسی تنها به صندوق رأی محدود نمی‌شود. اگر گروه‌های ملی و فرهنگی مختلف نتوانند هویت، زبان و اراده جمعی خود را در ساختار سیاسی بازتاب دهند، حتی نظام‌های انتخاباتی نیز می‌توانند به بازتولید نوعی سلطه اکثریت تبدیل شوند.
از منظر آذربایجانی، مسئله دموکراسی در ایران با مسئله برابری ملی گره خورده است. آذربایجان، کردستان، بلوچستان، عربستان (اهواز) و دیگر مناطق غیرفارس، تنها واحدهای جغرافیایی نیستند؛ بلکه جوامعی با تاریخ، فرهنگ و هویت متمایز هستند که طی دهه‌های طولانی با سیاست‌های تمرکزگرایانه مواجه بوده‌اند. در چنین شرایطی، سخن گفتن از دموکراسی بدون پرداختن به حقوق ملی و زبانی، نوعی تقلیل‌گرایی سیاسی است.
دموکراسی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که همه شهروندان و همه ملت‌های ساکن کشور، امکان مشارکت برابر در اداره امور را داشته باشند. آموزش به زبان مادری، اداره محلی، توزیع عادلانه قدرت و منابع، و به رسمیت شناختن تنوع هویتی، نه تهدیدی برای وحدت کشور بلکه پیش‌شرط ثبات و همبستگی پایدار است. تجربه بسیاری از کشورهای دموکراتیک نشان داده است که پذیرش تکثر، ضامن وحدت است و نه دشمن آن.
جنبش ملی آذربایجان در دهه‌های اخیر، بیش از آنکه یک جنبش جدایی‌خواهانه یا صرفاً هویت‌طلب باشد، به تدریج به یکی از حاملان گفتمان دموکراسی چندملیتی در ایران تبدیل شده است. مطالبه آموزش به زبان ترکی، اداره امور محلی و مشارکت برابر در ساختار قدرت، در واقع بخشی از پروژه بزرگ‌تر دموکراتیزاسیون ایران است. زیرا هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند از آزادی سیاسی سخن بگوید اما حقوق فرهنگی و ملی بخشی از شهروندان خود را نادیده بگیرد.
امروز بحران ایران تنها بحران حکومت نیست؛ بحران ساختار دولت-ملت متمرکزی است که تنوع موجود در جامعه را به رسمیت نشناخته است. گذار به دموکراسی بدون بازاندیشی در این ساختار، احتمالاً به بازتولید همان نابرابری‌های تاریخی در قالبی جدید منجر خواهد شد. از این رو، دموکراسی در ایران آینده باید بر سه اصل استوار باشد: آزادی فردی، برابری شهروندی و برابری ملی.
ایران دموکراتیک آینده نه از مسیر یکسان‌سازی فرهنگی، بلکه از مسیر پذیرش تفاوت‌ها و تبدیل آن‌ها به سرمایه‌ای برای توسعه سیاسی عبور خواهد کرد. در چنین افقی، آذربایجان نه حاشیه ایران، بلکه یکی از بازیگران اصلی ساختن نظم دموکراتیک جدید خواهد بود؛ نظمی که در آن هیچ ملتی برای دیده شدن، ناچار به چشم‌پوشی از هویت خود نباشد.__#پاراگراف_آذ@paragraph_az@paragraph_az
undefined۶

۶۳۸

۸:۵۷