عکس پروفایل پاراگرافپ
۲۴۴ عضو

پاراگراف

#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.مسیر ارتباط با من: @atilla_hacizade
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری بر بحران دموکراسی در ایران:
دموکراسی بدون حزب؛ مطالبه‌گری ناپایدار#دکتر_آیسان_فرجزاده
در بحث دموکراسی در ایران، معمولاً توجه ما به انتخابات، آزادی بیان، تفکیک قوا یا شیوه انتقال قدرت معطوف می‌شود. هرچند این مؤلفه‌ها از ارکان مهم یک نظام دموکراتیک هستند، اما تجربه بسیاری از جوامع نشان داده است که دموکراسی تنها در صندوق رأی خلاصه نمی‌شود. اگر میان جامعه و ساختار قدرت نهادهایی وجود نداشته باشند که مطالبات شهروندان را نمایندگی کنند، دموکراسی به تدریج به سازوکاری کم‌عمق و ناپایدار تبدیل خواهد شد.
از این منظر، احزاب سیاسی یکی از مهم‌ترین نهادهای دموکراسی هستند. برخلاف تصور رایج، حزب صرفاً ابزاری برای شرکت در انتخابات یا کسب قدرت نیست. حزب مطالبات پراکنده جامعه را سازماندهی می‌کند، آن‌ها را به برنامه سیاسی تبدیل می‌نماید و میان جامعه و حکومت پل ارتباطی ایجاد می‌کند. به بیان دیگر، اگر دموکراسی را نظامی برای مشارکت شهروندان در اداره امور عمومی بدانیم، حزب یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق این مشارکت است.
در هر جامعه‌ای مطالبات متنوعی وجود دارد؛ از مسائل اقتصادی و عدالت اجتماعی گرفته تا حقوق فرهنگی، زبانی و توسعه محلی. اما این مطالبات زمانی می‌توانند در فرآیند تصمیم‌گیری سیاسی اثرگذار باشند که سازمان یابند، سخنگو پیدا کنند و به برنامه‌ای مشخص تبدیل شوند. حزب دقیقاً همین وظیفه را بر عهده دارد. به همین دلیل احزاب را نباید صرفاً مجموعه‌ای از افراد همفکر دانست؛ حزب معمولاً نماینده یک شکاف یا منطق اجتماعی در جامعه است و از دل نیازهای واقعی آن شکل می‌گیرد.
یکی از مهم‌ترین کارکردهای احزاب، حفظ حافظه سیاسی جامعه است. هر نسل از کنشگران سیاسی تجربه‌هایی از مبارزه، سازماندهی، مذاکره، شکست و موفقیت به دست می‌آورد. در جوامعی که احزاب نیرومند وجود دارند، این تجربه‌ها در نهادهای حزبی انباشته می‌شوند و به نسل‌های بعد منتقل می‌گردند. اما در غیاب چنین نهادهایی، هر نسل ناچار است بسیاری از مسیرهای پیموده‌شده را از نو طی کند. اشتباهات تکرار می‌شوند، تجربه‌ها از بین می‌روند و جامعه گرفتار «آغازهای مکرر» می‌شود.
احزاب علاوه بر حفظ حافظه سیاسی، نقش مهمی در تربیت نیروهای سیاسی نیز دارند. در دموکراسی‌های پایدار، سیاستمداران معمولاً یک شبه وارد عرصه قدرت نمی‌شوند؛ آن‌ها سال‌ها در شاخه‌های محلی احزاب فعالیت می‌کنند، مسئولیت‌های کوچک‌تر را تجربه می‌کنند و به تدریج برای اداره امور عمومی آماده می‌شوند. از این منظر، حزب نه تنها برنامه سیاسی تولید می‌کند، بلکه نیروی سیاسی نیز تربیت می‌کند.
این مسئله در ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. بخش بزرگی از تاریخ معاصر ایران با محدودیت یا سرکوب احزاب، سندیکاها و نهادهای مستقل همراه بوده است. در نتیجه، بسیاری از تجربه‌های سیاسی امکان انتقال سازمان‌یافته به نسل‌های بعد را پیدا نکرده‌اند و جنبش‌های اجتماعی و سیاسی بارها ناچار شده‌اند مسیرهایی را تکرار کنند که پیش از آن پیموده شده بود.
از این منظر می‌توان به تجربه آذربایجان نیز نگریست. آذربایجان در بسیاری از مقاطع تاریخ معاصر ایران یکی از فعال‌ترین کانون‌های طرح مطالبات سیاسی و اجتماعی بوده است. اما پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان این مطالبات را از سطح اعتراض و نارضایتی به سطح سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری منتقل کرد؟ پاسخ را باید در مسئله نمایندگی جست‌وجو کرد. مطالبات اجتماعی زمانی پایدار و اثرگذار می‌شوند که نهادهایی برای سازماندهی و نمایندگی آن‌ها وجود داشته باشد.
در غیاب چنین نهادهایی، مطالبات معمولاً یا به اعتراض‌های مقطعی محدود می‌شوند یا به شخصیت‌های سیاسی گره می‌خورند. در هر دو حالت، مطالبه‌گری شکننده و ناپایدار خواهد بود. زیرا با پایان یافتن یکف موج اعتراضی یا کنار رفتن یک چهره سیاسی، بخش مهمی از ظرفیت سازماندهی نیز از میان می‌رود. شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از دموکراسی‌های موفق، احزاب یکی از مهم‌ترین ستون‌های ثبات سیاسی محسوب می‌شوند.
در نهایت، مسئله اصلی تنها این نیست که شهروندان چه می‌خواهند، بلکه این است که خواسته‌های آنان چگونه به بخشی از فرآیند حکمرانی تبدیل می‌شوند. دموکراسی زمانی پایدار می‌شود که میان جامعه و قدرت نهادهایی وجود داشته باشند که مطالبات اجتماعی را سازمان دهند، تجربه نسل‌ها را حفظ کنند و آن‌ها را به برنامه‌های سیاسی تبدیل سازند.
از این منظر، دموکراسی بدون حزب بیش از آنکه به مشارکت پایدار منجر شود، به مطالبه‌گری ناپایدار می‌انجامد. زیرا در غیاب احزاب، مطالبات شنیده می‌شوند اما لزوماً نمایندگی نمی‌شوند؛ مطرح می‌شوند اما الزاماً به سیاست عمومی تبدیل نمی‌گردند؛ و نسل‌ها مبارزه می‌کنند، بی‌آنکه تجربه‌هایشان به شکلی نهادی به نسل‌های بعد منتقل شود.__#پاراگراف_آذ@paragraph_az@paragraph_az
undefined۵

۵۶۵

۲۱:۲۳