عکس پروفایل پاراگرافپ
۲۴۴ عضو

پاراگراف

#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.مسیر ارتباط با من: @atilla_hacizade
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
نان و فدرالیسم؛ مطالبه‌ای فوق امنیتی#محسن_غایبزاده
مطالبه آذربایجان از تهران را می‌توان در دو واژه خلاصه کرد: «نان و فدرالیسم».
نان، یعنی توسعه متوازن، رفع تبعیض و برخورداری عادلانه از ثروت و فرصت‌های ملی. فدرالیسم نیز نماد مطالبه‌ای عمیق‌تر است؛ مشارکت در قدرت، اداره امور محلی و پایان دادن به انحصار تصمیم‌گیری در مرکز.
اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که دولت‌های مستقر در تهران، فارغ از نام و ایدئولوژی‌شان، حاضر نشده‌اند این مطالبات را به عنوان مطالباتی سیاسی و مشروع به رسمیت بشناسند. از عصر پهلوی تا جمهوری اسلامی، پاسخ غالب نه گفت‌وگو، بلکه امنیتی‌ سازی بوده است.
در یکصد سال گذشته، هر صدایی که از توزیع قدرت، حقوق زبانی، خودگردانی محلی یا بازنگری در ساختار متمرکز کشور سخن گفته، پیش از آنکه شنیده شود محاکمه شده است. برچسب‌هایی چون «تجزیه‌طلب»، «عامل بیگانه» و «پان‌ترک» نه برای پاسخ به استدلال‌ها، بلکه برای حذف صورت مسئله به کار گرفته شده‌اند.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که متهمان تغییر کرده‌اند اما اتهام ثابت مانده است. دیروز گفته می‌شد این مطالبات ساخته و پرداخته شوروی است، امروز گفته می‌شود محصول نفوذ ترکیه یا جمهوری آذربایجان است. گویی میلیون‌ها شهروند آذربایجانی در طول یک قرن، فاقد اراده و شعور سیاسی مستقل بوده‌اند و همواره باید مطالباتشان را به پایتخت‌های خارجی نسبت داد.
این روایت امنیتی یک کارکرد مشخص دارد؛ فرار از پاسخگویی. زیرا پاسخ دادن به مطالبات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دشوار است، اما چسباندن برچسب‌های امنیتی بسیار آسان‌تر. در چنین وضعیتی، به جای آنکه تمرکزگرایی مورد پرسش قرار گیرد، منتقدان تمرکزگرایی به محاکمه کشیده می‌شوند.
واقعیت آن است که بزرگ‌ترین تهدید برای همبستگی ملی نه طرح مطالبات دموکراتیک، بلکه انکار مستمر آن‌هاست. کشوری که نتواند درباره نحوه توزیع قدرت، حقوق فرهنگی و عدالت منطقه‌ای گفت‌وگو کند، ناگزیر شکاف‌های خود را عمیق‌تر خواهد کرد.
آذربایجان در طول یک قرن گذشته بیش از آنکه خواهان جدایی باشد، خواهان دیده شدن بوده است؛ بیش از آنکه به دنبال مرزهای جدید باشد، در پی بازتعریف رابطه خود با مرکز بوده است. با این حال، تهران اغلب ترجیح داده است به جای شنیدن این صدا، آن را در هیاهوی اتهام‌های امنیتی گم کند.
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «چه کسی پشت این مطالبات است؟» پرسیده شود «چرا این مطالبات پس از یک قرن همچنان پابرجاست؟». پاسخ به این پرسش می‌تواند آغاز حل مسئله باشد؛ مسئله‌ای که نه با برچسب‌زنی، بلکه تنها با پذیرش تکثر و بازتوزیع قدرت قابل حل است.__#پاراگراف_آذ @paragraph_az@paragraph_az
undefined۴

۶۹۲

۱۶:۴۱