وسط میدان احمدآباد که از زورِ غرش موتورسیکلتها، جیغِ ترمز ماشینها و پِتپِتِ گاهبهگاهِ لولههای اگزوز، صدا به صدا نمیرسد، جمع چهار نفرهای نشستهاند؛ نوازندههایی که با رفتوبرگشتِ مضراب روی سیمهای سنتور، روی دو تا صفحهی پوستی ضرب گرفتهاند و یکیشان پرطنینتر از همهمهی بوقها، آرشه را به سیم کمانچه میکشد و "ای ایران ای مرزِ پرگهر..." میخواند."*حسین گلگلاب*" روحش هم خبر نداشت شعری که توی روزهای اشغالِ جنگ دوم جهانی سروده، ۸۲سال بعد، کفِ خیابانهای جنگ رمضان، پای عابرها را از رفتن شُل کند.◇◇◇◇◇◇◇◇●●◇◇◇◇◇◇◇◇پرچمت بالا ایران@parcham_bala
۳.۶K
۱۶:۴۸