#تیکهـ😶
+اسکـی نرو:/
-اسکی اگه رفتنی بود دور پـاهات بستنی بود
+اسکـی نرو:/
-اسکی اگه رفتنی بود دور پـاهات بستنی بود
۱۳:۵۱
#تیکهـ🚶
-بی کاری؟
+خیار بدم بکاری؟
-بی کاری؟
+خیار بدم بکاری؟
۱۳:۵۱
-تا آخرش باهـاتم
+تف کـن
-چیـو؟
+گهـی که خوردی
+تف کـن
-چیـو؟
+گهـی که خوردی
۱۳:۵۱
رفتـی "
هه درم پشت سرت ببند

هه درم پشت سرت ببند
۱۳:۵۱
خدایی رادیکـال ،جذر و توان و...
اینا رو واسه چی درست کردن
من واقعا منتظر اون روزیم که
توی زندگی واقعی ازاینا استفاده کنم

اینا رو واسه چی درست کردن
من واقعا منتظر اون روزیم که
توی زندگی واقعی ازاینا استفاده کنم
۱۳:۵۱
ولی زندگیتون رو با کسی نسازید
که از املاکـی سر کوچتون بیشتر مکان دیده باشه

که از املاکـی سر کوچتون بیشتر مکان دیده باشه
۱۳:۵۱
برگ از درخت خسته میشه:)
پاییز بهـانست

پاییز بهـانست
۱۳:۵۲
شبیه تو رو ندیم که بهم بگه عزیزمولی ته قصه بره و بده فریبم
۱۳:۵۷
خیلی سخته شبـا تو با گریه صبح کنـی

۱۴:۰۴
پسری کــه خوشـــگل باشـــه پـــسر نیس ک:((
بابای بچه هامـــه o_O
بابای بچه هامـــه o_O
۱۴:۳۸
۱۴:۴۰
توی تموم دنیا بچه ها از پله ها بالا میرن و از سرسره میان پایین
توی ایران بچه ها با هزار زحمت از سرسره میرن بالا واز پله ها میان پایین،
تازه به اونی که از طرف سرسره میاد پایین میگن نیا بر گرد:)))
توی ایران بچه ها با هزار زحمت از سرسره میرن بالا واز پله ها میان پایین،
تازه به اونی که از طرف سرسره میاد پایین میگن نیا بر گرد:)))
۱۴:۴۲
دُرُستِـه دُختَـرآ مِثـلِ عَروسَکَـن وَ میتونـی بـآهآشون بآزی کُنی
وَلـی یِهو دیدی یِکیـشون آنـابِل شُـد زَد کو**نِتـو پـآرِه کَـــرد..

وَلـی یِهو دیدی یِکیـشون آنـابِل شُـد زَد کو**نِتـو پـآرِه کَـــرد..
۱۴:۴۲
#تقلب
۱۴:۴۳
#روش_تقلب😌
پشت کارت ورود به جلستون
با مداد خیلی کم رنگ تقلب هاتون رو بنویسید
فقط خیلــی کم رنگ...
بعد سر جلسه امتحان خیلی راحت جواب ها رو بدید
کسی هم شک نمیکنه و درنهایت با پاک کن
پاک میشه

پشت کارت ورود به جلستون
با مداد خیلی کم رنگ تقلب هاتون رو بنویسید
فقط خیلــی کم رنگ...
کسی هم شک نمیکنه و درنهایت با پاک کن
پاک میشه
۱۴:۴۵
#روش تقلب
۱۴:۴۵
رفتار نسبتا طبیعی و معقولی داشت. البته اگر از بارانی و چترش چشم پوشی کنی.
عادت داشت حتی در داغ ترین روز های تابستان چتر همراه داشته باشد. با او در کافه آشنا شدم. هر روز سعی می کرد حوالی ساعت 20:00 کافه باشد.
یک بار میانه های مستی گفت: اینجا را دوست دارم چون تلویزیون ندارد و چند بار تلاش کرد که بخندد اما نوشیدن ادامه آب جو را ترجیح داد.
گفت: چه اهمیتی داره شرق ایالت ابری باشه یا غربش! چه فرقی میکنه کدوم اتاق از خونه من چند درجه زیر صفر باشه. ها؟
اون شب صاحب کافه گفت از تلویزیون و اخبار هواشناسی وحشت دارد.
همسر سابقش کارشناس هواشناسی اخبار ساعت 20:00 است ...
| پدرام مسافری |
عادت داشت حتی در داغ ترین روز های تابستان چتر همراه داشته باشد. با او در کافه آشنا شدم. هر روز سعی می کرد حوالی ساعت 20:00 کافه باشد.
یک بار میانه های مستی گفت: اینجا را دوست دارم چون تلویزیون ندارد و چند بار تلاش کرد که بخندد اما نوشیدن ادامه آب جو را ترجیح داد.
گفت: چه اهمیتی داره شرق ایالت ابری باشه یا غربش! چه فرقی میکنه کدوم اتاق از خونه من چند درجه زیر صفر باشه. ها؟
اون شب صاحب کافه گفت از تلویزیون و اخبار هواشناسی وحشت دارد.
همسر سابقش کارشناس هواشناسی اخبار ساعت 20:00 است ...
| پدرام مسافری |
۱۳:۴۳
+ من چرا تو زندگیم هیچی نشدم ؟
- زندگی من شدی ...
- زندگی من شدی ...
۱۳:۴۴
بیا درد هایمان را تقسیم کنیم
دو تا من
هیچی تو
من هنوز خسیسم !
دو تا من
هیچی تو
من هنوز خسیسم !
۱۳:۴۷
روزی که رفت حرفی نداشتم واسه زدن چون کسی و از دست داده بودم که مطمئن بودم خیلی وقته که فراموشم کرده.
۱۳:۴۸