بله | کانال پی دی اف رمان
عکس پروفایل پی دی اف رمانپ

پی دی اف رمان

۱۳.۲ هزار عضو
thumbnail
undefinedرمان #مرد_بلا_زن_ناقلا
undefinedنویسنده: #شکیبا_پشتیان
undefinedژانر: #عاشقانه #طنز

undefinedخلاصه:
داستانی سر تا سر طنز.
لیلا زنی جوان که پر از شور و نشاط است و سازنده.
او با مردی فقیر زندگی می‌کند و از او دارای پسری می شود که باعث بهم ریختن زندگی می‌شود.
داستانی زیبا و پر از شور و هیجان.


لینک دریافت رمان:
https://ble.ir/roman_robot?start=BUTTONd85d22a64209125e4daa059ef1aeb871
undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۱۲:۵۹

thumbnail
undefinedرمان: #دیو_دلبر
undefinedنویسنده: #مهدا_مهسا_فرد
undefinedژانر: #عاشقانه

undefinedخلاصه: دختری ساده و فقیری که تازه از رشته پرستاری فارغ التحصیل شده با کمم استادش وارد یه بیمارستان خصوصی میشه و اونجا با دکتری آشنا میشه و حقایق عجیب و مشکوکی رو در موردش میفهمع ولی دیگه خیلی دیره...

لینک دریافت رمان:
https://ble.ir/roman_robot?start=BUTTONcb2a07e01918a234db708c98cec5a095

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۱۳:۰۰

thumbnail
undefinedرمان: #آفوگاتو جلد 2 (اسپرسو) undefined
undefinedنویسنده: #آتوسا‌_ریگی
undefinedژانر: #عاشقانه #معمایی #هیجانی

خلاصه :
🩵 آفوگاتو در زبان ایتالیایی به معنی «غرق شده» است.
سی و دو سال پیش به خاطر تهمتی که به مادر کاوه زده شده بود، او را مجبور کردند ایران را ترک کند. حال کاوه برگشته تا انتقام مادرش را بگیرد. در خانواده دشمنش، دختری بنام سروش! را می بیند که اصلا شبیه دخترها نیست. کاوه قصد دارد کاری که با مادرش کرده اند را با سروش کند...
لینک دریافت رمان:
https://ble.ir/roman_robot?start=BUTTONf5cd538a3caf6a219d154c50140282d5

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۱۳:۲۷

undefined پنج قانون بـرتـر دنیـا

undefined قانون مورفی:
از هرچی بیشتر بترسی
بیشتر اتفاق میفته

undefined قانون کیدلین:
اگه بتونی یه مشکل رو
به طور واضح رو کاغذ بنویسی
اون وقت اون موضوع نصفش حل شده.

undefined قانون گیلبرت:
بزرگترین مشکل در محل کار اینه که
کسی بهت نمیگه که چیکار باید بکنی

undefined قانون ویلسون:
اگه اطلاعات و هوش رو همیشه
در درجه اول قرار بدی
اون وقت پول همین‌جوری میاد.

undefined قانون فالکْند:
وقتی مجبور نیستی که تصمیمی بگیری
پس تصمیمی نگیر.

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۷:۴۶

مهربان باشید
اما اجازه ندهید از مهربانیتان سواستفاده شود
در دنیایی که عده ای کمین کرده اند تابیچاره ای زمین بخورد و کفشهایش را بدزدند
باید برای مهربانی ها رمز ورود گذاشتundefined



undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۷:۴۸

thumbnail
نـام : #خوب‌_ترین_حادثه🤎

ژانـر : #عاشقانه

🤎خلاصہ :
خزر در تدارک مراسم عروسی با نامزدش پدرام است .
همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه درست چند روز مانده به مراسم عروسی ،
خبر فوتِ خواهر فراری خزر ، توسط پلیس پیدا می‌شود و مراسم عروسی به هم می‌خورد .
با یافتن یک عکس خزر در پی گذشته‌ی تاریک خواهرش افرا راهی می‌شود تا راز خواهرش را بفهمد و این تازه شروع ماجراست . . . !

لینک دریافت رمان:
https://ble.ir/roman_robot?start=GETFILE899b14849556e124b6aa03acafe4cf00
undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۱۸:۴۰

دوستان اگر خریدی انجام دادید تا امتیازی بخریدundefined
تا الان تمام خرید ها چک شد و امتیاز ها اضافه شدundefined
باز هم اگر خرید کنید سریع بررسی میکنیمundefined

۱۹:۳۲

thumbnail
undefinedرم‍‌ان: #تیمارستانی_ها
undefinedنویسنده: #مرجان_فریدی
undefinedژان‍‌ر: #طنز #عاشقانه #همخونه_ای

undefinedتعداد صفحـات:492

undefinedخ‍‌لاص‍‌ه‌:شادی، دختری با زندگی‌ای ساده اما زخمی از گذشته‌ای تلخ و خانواده‌ای آشفته. تلخی روزگار و زخم‌هایی که درمان نشده باقی مانده‌اند، کم‌کم روحش را می‌فرسایند تا جایی که مرز عقل و جنون در هم می‌ریزد. سرانجام، شادی به آسایشگاهی منتقل می‌شود… جایی دور از هیاهوی شهر، اما پر از ماجراهایی عجیب، بامزه و در عین حال تلخ. در آن‌جا با پسری مرموز آشنا می‌شود؛ کسی که سال‌هاست در سکوت فرو رفته و حتی سایه‌اش برای دیگران خطرناک است. اما شادی، با تمام جنون معصومانه‌اش، تصمیم می‌گیرد که او را به زندگی بازگرداند… شاید با همان دیوانگی، نجاتش دهد. و این آغاز ماجرایی‌ ست که عقل از درکش عاجز می‌ماند، اما دل با تمام وجود درگیرش می‌شود.

لینک دریافت رمان:
https://ble.ir/roman_robot?start=BUTTONbe9d48fd9a2c4a3268aef954a2717b3c

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۱۵:۴۷

در شهر می‌گفتند این زن «خیانتکار» است…چند بار دیده بودند مردهای غریبه جلوی خانه‌شان می‌ایستندو وقتی شوهر خانه نیست در می‌زنند کم‌کم حرفش در محل پیچید بعضی‌ها می‌گفتند زن با مردهای دیگر رابطه دارد.اما عجیب‌تر این بود که شوهرش هیچ‌وقت چیزی نمی‌گفت.یک روز همسایه پیرشان طاقت نیاوردو* مرد را کنار کشید و آهسته گفت:*«حواست هست چه حرف‌هایی درباره زنت می‌زنند؟»مرد گفت:«می‌دانم…» پیرمرد با تعجب گفت: «پس چرا چیزی نمی‌گویی؟»مرد آه کشید: «اگر مردم بفهمند چرا این مردها به خانه من می‌آیند آن وقت تازه آبروی من می‌رود.»*پیرمرد گفت:*«یعنی چه؟»مرد گفت:‌ «چون ماجرا آن چیزی نیست که مردم فکر می‌کنند...
مرد در گوش پیرمرد گفت:«پدرجان، این مردها طلبکارهای من هستند! تا همین یک ماه پیش، روزی نبود که یکی از آن‌ها با فریاد جلوی این در نیاید. من ورشکست شده بودم، زندگی‌ام سیاه شده بود شب‌ها از استرس و دعوا با همسرم خواب نداشتیم. حتی نان شب نداشتیم مردم فکر می‌کنند زنم خطایی می‌کند، اما حقیقت این است که او داشت آبروی مرا می‌خرید…»
پیرمرد پرسید:«خب این‌ها که الان آرام می‌آیند و می‌روند! نه فریادی، نه دعوایی! ماجرا چیست؟»مرد لبخندی زد و گفت:«یک شب که دیگر به آخر خط رسیده بودم، زنم دستم را گرفت. گفت یک راه مانده… رفت و چیزی را که از مشهد برایش آورده بودند، برایم آورد. گفت این “حرز کبیر امام جواد” است؛ . اول باور نکردم، اما از همان روزی که حرز را بستم، انگار درهای آسمان باز شد.زنم خیانتکار نیست، او بود که با آوردن این حرز به خانه، سنگینیِ طلسم و بدشانسی را از روی شانه‌های من برداشت. حالا اونقدر رزقمان زیاد شده که این مردها می‌آیند تا بپرسند ما از کجا این حرز را تهیه کردیم که زندگیمان این‌طور زیر و رو شد…»پیرمرد گفت: «پس آن همه حرف و حدیث…»مرد گفت: «بگذار بگویند. مهم این است که آقا جوادالائمه (ع) خودش ضامن آبروی ما شد.
undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۱۵:۵۹

دوستان جدید عضو شید هر روز رمان های بسیار خوب داریم undefined

۱۷:۳۱

thumbnail
undefinedنام رمان : #اگه_میتونی_عاشقم_کن
undefinedژانر : #طنز #کلکلی #هیجانی #عاشقانه
undefinedنویسنده : #الهه_آتش
undefinedخلاصه :
پسری مهربون و ساده که عاشق میشه ولی زمونه باهاش یار نمیمونه و عشقشو از دست میده اونم به بدترین شکل حالا این عاقا پسر سرد میشه با قلب شیشه ای و برای انتقام با احساسات دخترای قصمون بازی میکنه پنج دختری که وارد بازی این عاقا پسر میشن سوال اینجاس که کدومشون میتونن از این معرکه جون سالم به در ببرند ..؟

لینک دریافت رمان:
https://ble.ir/roman_robot?start=GETFILEa04ad98709e74fbc0d7f85d4e1012f1f
undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۹:۲۴

پی دی اف رمان
در شهر می‌گفتند این زن «خیانتکار» است… چند بار دیده بودند مردهای غریبه جلوی خانه‌شان می‌ایستند و وقتی شوهر خانه نیست در می‌زنند کم‌کم حرفش در محل پیچید بعضی‌ها می‌گفتند زن با مردهای دیگر رابطه دارد.اما عجیب‌تر این بود که شوهرش هیچ‌وقت چیزی نمی‌گفت. یک روز همسایه پیرشان طاقت نیاورد و* مرد را کنار کشید و آهسته گفت:*«حواست هست چه حرف‌هایی درباره زنت می‌زنند؟» مرد گفت:«می‌دانم…» پیرمرد با تعجب گفت: «پس چرا چیزی نمی‌گویی؟» مرد آه کشید: «اگر مردم بفهمند چرا این مردها به خانه من می‌آیند آن وقت تازه آبروی من می‌رود.»*پیرمرد گفت:*«یعنی چه؟» مرد گفت:‌ «چون ماجرا آن چیزی نیست که مردم فکر می‌کنند... مرد در گوش پیرمرد گفت: «پدرجان، این مردها طلبکارهای من هستند! تا همین یک ماه پیش، روزی نبود که یکی از آن‌ها با فریاد جلوی این در نیاید. من ورشکست شده بودم، زندگی‌ام سیاه شده بود شب‌ها از استرس و دعوا با همسرم خواب نداشتیم. حتی نان شب نداشتیم مردم فکر می‌کنند زنم خطایی می‌کند، اما حقیقت این است که او داشت آبروی مرا می‌خرید…» پیرمرد پرسید:«خب این‌ها که الان آرام می‌آیند و می‌روند! نه فریادی، نه دعوایی! ماجرا چیست؟» مرد لبخندی زد و گفت: «یک شب که دیگر به آخر خط رسیده بودم، زنم دستم را گرفت. گفت یک راه مانده… رفت و چیزی را که از مشهد برایش آورده بودند، برایم آورد. گفت این “حرز کبیر امام جواد” است؛ . اول باور نکردم، اما از همان روزی که حرز را بستم، انگار درهای آسمان باز شد. زنم خیانتکار نیست، او بود که با آوردن این حرز به خانه، سنگینیِ طلسم و بدشانسی را از روی شانه‌های من برداشت. حالا اونقدر رزقمان زیاد شده که این مردها می‌آیند تا بپرسند ما از کجا این حرز را تهیه کردیم که زندگیمان این‌طور زیر و رو شد…» پیرمرد گفت: «پس آن همه حرف و حدیث…» مرد گفت: «بگذار بگویند. مهم این است که آقا جوادالائمه (ع) خودش ضامن آبروی ما شد. undefinedکانال پی دی اف رمان undefined
داستان شهر شکاکundefined

دوستان جدید عضو شید
هر روز رمان های بسیار خوب داریم undefined

۱۶:۴۹

thumbnail
undefinedرمان: #آشور
undefinedنویسنده : #نیلوفر_قائمی_فر
undefinedژانر: #عاشقانه #اجتماعی

🪄خلاصه:
سمر دختر یکی از اقوام ترک که طبق رسم هاشون، مجبور به ازدواج اجباری با آشور میشه، ازدواج اجباری ای که سرانجامش به عشق آتشین و سوزان ختم میشه اما بعد ازدواج سمر متوجه رفتارهای غیرعادی و خشم بی اندازه آشور میشه و....


undefinedلینک دانلود رمان: https://ble.ir/roman_robot?start=GETFILEef613f54d4cfafd6857a79a2383a27c0

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۱۰:۳۶

thumbnail
undefinedرمان: #فرمانروای_مغرور(جلد اول)
undefinedژانر: #عاشقانه #خشن #معمایی #خون_آشامی #گرگینه #تخیلی #فانتزی

🪄خلاصه:
داستان درمورد هو/داد یه مرد مغـ/ـرور و متـ/ـفاوت ، مغـ/ـرور بودن ایشون با همه آدم های مغر/ور فرق میکنه و
متفاوت بودنش هم یه جور هیجانی …
اون خوا/هان دخـ/ـتری پاک و کوچـ/ـولو از سرزمـ/ین ما انسان هاست،
و هیچ رقمه حا/ظر نیست دست بکشه ازش و برا/ش حـ/ـکم نفسش رو دار جوری که حد و و/صفی نداره . هوداد در تلاش تا اون رو از خطر/اتی که از جا/نب مردمان سرز/مینش دور نگه داره
تا به سن قا/نونی برسه و ر/سمی ببرش پیش خود/ش اما این وسط اتفا/ق هایی میو/فته که باعث میشه سریع تر از مو/عد مقر/ر شده ببرش پیش خودش و….
یه سری جر/یانت که برای دختر قـ/صه غیر قا/بل حضـ/م …..
و با گذشت زمان هو/داد پی به رازی میبره و سرز/مینش رو به خـ/طر می اندازه …

لینک دانلود رمان: https://ble.ir/roman_robot?start=GETFILE109ef25efe3254154e7972b59bf79dd6

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۷:۵۴

thumbnail
undefinedرمان #مرد_بلا_زن_ناقلا
undefinedنویسنده: #شکیبا_پشتیان
undefinedژانر: #عاشقانه #طنز

undefinedخلاصه:
داستانی سر تا سر طنز.
لیلا زنی جوان که پر از شور و نشاط است و سازنده.
او با مردی فقیر زندگی می‌کند و از او دارای پسری می شود که باعث بهم ریختن زندگی می‌شود.
داستانی زیبا و پر از شور و هیجان.


لینک دریافت رمان:
https://ble.ir/roman_robot?start=BUTTONd85d22a64209125e4daa059ef1aeb871
undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۸:۰۷

پی دی اف رمان
undefined undefinedرمان: #فرمانروای_مغرور(جلد اول) undefinedژانر: #عاشقانه #خشن #معمایی #خون_آشامی #گرگینه #تخیلی #فانتزی 🪄خلاصه: داستان درمورد هو/داد یه مرد مغـ/ـرور و متـ/ـفاوت ، مغـ/ـرور بودن ایشون با همه آدم های مغر/ور فرق میکنه و متفاوت بودنش هم یه جور هیجانی … اون خوا/هان دخـ/ـتری پاک و کوچـ/ـولو از سرزمـ/ین ما انسان هاست، و هیچ رقمه حا/ظر نیست دست بکشه ازش و برا/ش حـ/ـکم نفسش رو دار جوری که حد و و/صفی نداره . هوداد در تلاش تا اون رو از خطر/اتی که از جا/نب مردمان سرز/مینش دور نگه داره تا به سن قا/نونی برسه و ر/سمی ببرش پیش خود/ش اما این وسط اتفا/ق هایی میو/فته که باعث میشه سریع تر از مو/عد مقر/ر شده ببرش پیش خودش و…. یه سری جر/یانت که برای دختر قـ/صه غیر قا/بل حضـ/م ….. و با گذشت زمان هو/داد پی به رازی میبره و سرز/مینش رو به خـ/طر می اندازه … لینک دانلود رمان: https://ble.ir/roman_robot?start=GETFILE109ef25efe3254154e7972b59bf79dd6 undefinedکانال پی دی اف رمان undefined
thumbnail
undefinedرمان: #فرمانروای_مغرور۲(جلددوم)
undefinedژانر: #عاشقانه #خشن #معمایی #خون_آشامی #گرگینه #تخیلی #فانتزی

🪄خلاصه:
داستان درمورد هو/داد یه مرد مغـ/ـرور و متـ/ـفاوت ، مغـ/ـرور بودن ایشون با همه آدم های مغر/ور فرق میکنه و
متفاوت بودنش هم یه جور هیجانی …
اون خوا/هان دخـ/ـتری پاک و کوچـ/ـولو از سرزمـ/ین ما انسان هاست،
و هیچ رقمه حا/ظر نیست دست بکشه ازش و برا/ش حـ/ـکم نفسش رو دار جوری که حد و و/صفی نداره . هوداد در تلاش تا اون رو از خطر/اتی که از جا/نب مردمان سرز/مینش دور نگه داره
تا به سن قا/نونی برسه و ر/سمی ببرش پیش خود/ش اما این وسط اتفا/ق هایی میو/فته که باعث میشه سریع تر از مو/عد مقر/ر شده ببرش پیش خودش و….
یه سری جر/یانت که برای دختر قـ/صه غیر قا/بل حضـ/م …..
و با گذشت زمان هو/داد پی به رازی میبره و سرز/مینش رو به خـ/طر می اندازه …

لینک دانلود رمان: https://ble.ir/roman_robot?start=GETFILE653db1822e28f9db75c3e247b7673833

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۸:۰۴

thumbnail
دوستان برای گرفتن امتیاز دو روش داریدundefinedundefined

undefinedگرفتن امتیاز رایگان: وقتی روی این دکمه کلیک میکنید
لینک مخصوص خودتون رو میکیرید و با اون لینک دیگران را به ربات دعوت میکنید
با هر دعوت یک امتیاز میگیرید.

undefinedخرید امتیاز: وقتی روی این دکمه کلیک میکنید میتونید با پرداخت هزینه امتیاز بخرید.


undefinedامتیاز برای خرید رمان هایی که در ربات قفل هستند بدرد میخورندundefined

۱۱:۲۱

thumbnail
undefinedن‍‌ام‌رم‍‌ان: #زرناب
undefinedژان‍‌ر: #عاشقانه

🪄خ‍‌لاص‍‌ه‌رم‍‌ان: ياسر خان کبابی... یک شب اتفاقی ناجی زن میشه که موهای طلایی خودش و پسراش آروم و قرار رو ازش میگیرن و .

لینک دانلود رمان: https://ble.ir/roman_robot?start=BUTTON898aa3a814778ee2eb83ef5d3153a8ac

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۱۱:۲۲

thumbnail
undefinedرمان : #ارباب_سالار
undefined ژانر : #عاشقانه #غمگین
undefinedنویسنده : #لیلی

🪄🪄 خلاصه :

دختر قصه سوگلی نیست...ناز پرورده نیست...با داشتن پدر هیچ وقت مهر پدری نداشته...همیشه له شده و این له شدناش هیچ غروری برای اون باقی نذاشته...دختر قصه مغرور نیست.اتفاقا خیلیم مهربونه.حتی با اونایی که بهش بد کردن!
اما پسر قصه،تا دلت بخواد غرور داره ،خود خواه و از خود راضی....

لینک دریافت رمان:
https://ble.ir/roman_robot?start=BUTTON6e4953cb5d011778520bcb704719ed91

undefinedکانال پی دی اف رمان undefined

۷:۵۰

امشب تمام واریزی ها بررسی میشوندundefined

با ریاکشن بگید رمان جدید چندتا بزاریم فردا؟ undefined

هیچیundefined

یکی undefined

دوتاundefined

۱۳:۳۹