روز معلم رو به همهی معلما (مخصوصا مادر عزیزم که بهترین معلم زندگیمه) تبریک میگم.

۹:۰۳
۱۰:۴۷
نازنین .pdf
۷.۸۲ مگابایت
مرد چهل سال دارد و با دختری شانزده ساله ازدواج کرده که از مشتریان مغازهی امانتفروشی او بوده است. بعد از ازدواج به خواست و تصمیم مرد رابطهای سرد، پر از سکوت و ناتوانی در گفتوگو میانشان شکل میگیرد که زن را به موجودی رهاشده و بیمار تبدیل میکند و به خودکشی میکشاند.نویسنده: فئودور داستایوفسکی@pdfocean
۱۸:۵۱
داستایوفسکی از ما میخواهد بدانیم هر کس که گناهکارتر است، مستحق رحم و شفقت بیشتری است.
۱۹:۰۱
۱۹:۰۳
تکّه کتاب
اگه سوپراپلیکیشن بله اجازه بده ما دوتا کتاب دیجیتال بدیم دست ملت
از یه عده عذر میخوام بدون اجازه اومدم پیوی، از این به پایین رو چک کنید اگر دوست داشتید
۱۹:۱۴
قطع امید کردی؟ صبح پا شدی نگاه کردی؟ به آسمون نگاه کردی؟ دم صبح طلوع آفتابو نمیخوای ببینی؟ سرخ و زرد آفتاب رو موقع غروب، دیگه نمیخوای ببینی؟ ماهو دیدی؟ نمیخوای ستارهها رو ببینی؟ شب مهتاب، اون قرص کامل ماه، دیگه نمیخوای ببینی؟ چشماتو میخوای ببندی؟ از مزهی یه گیلاس، میخوای بگذری؟ نگذر! من رفیقتم میگم نگذر...
طعم گیلاس؛ عباس کيارستمی
طعم گیلاس؛ عباس کيارستمی
۴:۵۰
اگر زنی عاشق باشد... آخ، زن عاشق معایب و حتی بدجنسیهای مرد محبوبش را توجیه میکند، طوریکه خود مرد هم تابحال نتوانسته باشد چنین توجیهاتی برای بدیهایش بیاورد.
نازنین، فئودور داستایوفسکی
نازنین، فئودور داستایوفسکی
۶:۱۵
زندگی به چه دردی میخورد وقتی میبینم کسی که با تمام وجود دوستش دارم، رویم هفتتیر کشیده است؟
نازنین، فئودور داستایوفسکی
نازنین، فئودور داستایوفسکی
۶:۱۶
آری آغاز دوست داشتن است ..گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم ؛که همین دوست داشتن زیباست .فروغ فرخزاد 𓍢 ֢
۶:۲۲
تکّه کتاب
قطع امید کردی؟ صبح پا شدی نگاه کردی؟ به آسمون نگاه کردی؟ دم صبح طلوع آفتابو نمیخوای ببینی؟ سرخ و زرد آفتاب رو موقع غروب، دیگه نمیخوای ببینی؟ ماهو دیدی؟ نمیخوای ستارهها رو ببینی؟ شب مهتاب، اون قرص کامل ماه، دیگه نمیخوای ببینی؟ چشماتو میخوای ببندی؟ از مزهی یه گیلاس، میخوای بگذری؟ نگذر! من رفیقتم میگم نگذر... طعم گیلاس؛ عباس کيارستمی
طعم گیلاس.mp3
۰۹:۵۸-۹.۲۸ مگابایت
۶:۲۳
سووشون .pdf
۳.۶۳ مگابایت
کتاب سووشون، یک رمان است که توسط سیمین دانشور نوشته شده و در سال ۱۹۶۹ منتشر شد. این داستان در زمان اشغال کشور توسط نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم و در شهر شیراز روایت میشود. زری شخصیت اصلی، یک مادر و همسر جوان است که در تلاش برای داشتن یک زندگی خانوادگی سنتی و یافتن هویت فردی خود، باید با هویت کمالگرای همسرش کنار بیاید. این کتاب با نثر دلپذیر خود استفاده از تمها و استعارات فرهنگی را به نحوی فراوان نشان میدهد.نویسنده: سیمین دانشور@pdfocean ⌘
۱۷:۴۸
یادداشت های زیرزمینی.pdf
۲.۱۹ مگابایت
یادداشتهای زیرزمینی رمانی اثر نویسندهٔ سرشناس روس، فیودور داستایفسکی است که نخستینبار در سال ۱۸۶۴ در مجلهٔ اپوخا منتشر شد. این اثر از اولین نمونههای رمان اگزیستانسیالیستی در ادبیات مدرن بهشمار میآید و تأثیر بسیاری بر نویسندگان و متفکران سدهٔ بیستم، از جمله نیچه، ژان پل سارتر و آلبر کامو داشته است.نویسنده: فئودور داستایوفسکی@pdfocean ⌘
۱۷:۵۰
صاحبمنصبِ بدجنسی بودم. بیادب بودم و از بیادبی لذت میبردم. رشوه که قبول نمیکردم، پس، به جبران مافات، این کمترین پاداش را به خودم روا میدانستم. (شوخی بدی بود، اما خطش نخواهم زد. به این خیال آن را نوشتم که خیلی زیرکانه از آب درآید؛ اما حالا خودم میبینم که فقط میل زنندهای به خودنمایی داشتهام—به عمد خطش نخواهم زد!) وقتی اربابرجوع برای پیگیری شکایتشان سراغ میز من می آمدند، برایشان دندانقروچه می کردم و هنگامی که موفق میشدم کسی را دلخور کنم، لذتی بیپایان میبردم. تقریبا همیشه در این کار موفق بودم. اغلب مردمانی کمرو بودند.—از کتاب «یادداشت های زیرزمینی» اثر «فئودور داستایفسکی»
۱۷:۵۲
نه، نه فقط بدجنس، که هرگز نتوانستم چیز دیگری نیز باشم؛ نه بدجنس و نه خوب، نه موجودی رذل و نه انسانی شریف، نه قهرمان و نه حشره. و حالا این گوشه افتادهام، سرگرم گذراندن باقی عمر، به ریش خودم می خندم با این دلداریِ یکسر بیهوده و بدخواهانه که آدم باهوش امکان ندارد که به شکلی جدی تبدیل به چیزی شود و فقط احمق ها چیزی خواهند شد. بله آقا، انسان باهوش قرن نوزدهم، به ضرورت اخلاقی، باید از بُن موجودی بیشخصیت باشد و انسانی که شخصیتی دارد و چهرهای فعال است، باید از اساس موجودی محدود باشد. این باورِ چهلسالهی من است. حالا چهل سالهام و چهل سال عمری است تمام؛ هرچه باشد نهایتِ سالمندی است. زندگی بیش از چهل سال بیآبرویی است، بیمزه است و زشت!—از کتاب «یادداشت های زیرزمینی» اثر «فئودور داستایفسکی»
۱۷:۵۳
صد سال تنهایی.pdf
۱۴.۶۳ مگابایت
صد سال تنهایی داستانی است دربارهی هفت نسل از خانوادهی بوئندیا. خوزه آرکادیو بوئندیا روزی از محل زندگی خود کوچ میکند و این دهکده را برای سکونت انتخاب میکند و همراه با اطرافیانش کم کم شروع میکنند به پایهریزی این دهکده.نویسنده: گابریل گ. مارکز@pdfocean ⌘
۱۸:۰۳
نامه به پدر - فرانتس کافکا.pdf
۱.۰۸ مگابایت
نامه به پدر خودزندگینامهای است که کافکا در سالهای پایانی زندگیاش و پس از پی بردن به بیماریاش نوشت. خودش میگوید: «این نامه، نامه یک وکیل مدافع است». نامهای خطاب به پدرش، که بیشتر به یک «حاکم مستبد» شبیه بود تا پدر. نامه را به مادرش سپرد تا به دست مخاطبش، یعنی پدر کافکا، برساند. اما مادر این کار را نکرد و آن را به پسرش برگرداند، احتمالا چون از تبعاتش میترسید.نویسنده: فرانتس کافکا@pdfocean ⌘
۷:۴۷