توهین به رئیسجمهور منتخب و سکوت اصلاح طلبان
الف) ماجرا از این قرار است که روزنامهی اصلاحطلب آرمان امروز در شماره روز پنجشنه ۲۸ تیرماه در تیتر اصلی خود پزشکیان را گورباچف ایرانی دانسته است. هر چند در متن اشاره شده است که پزشکیان پزشکیان است و مدیرمسئول روزنامه بعد از ظهور و بروز واکنشها همین مستند را سپر واکنشها علیه این روزنامهی اصلاح طلب قرار داده است اما سوال اصلی این است که اگر معتقدید و معتقد بودید پزشکیان پزشکیان است پس تیتر اصلی روزنامه که همگان آن را میبینند چه میگوید؟ پرواضح است که تیتر اصلی همیشه بیش از متن اصلی دیده میشود آیا آن جمله برای فرار از اکنشهای احتمالی در متن گنجانده شده است و اعتقاد همانی است که در تیتر اصلی ارائه شده است؟ از طرفی اگر توضیحات سردبیر را بپذیریم به صورت خودکار مهر تاییدی بر نابسامانی، ارائه تیترهای بیربط یا زرد و تناقضنویسی روزنامه ی مورد بحث خواهد بود.ب) اما گورباچف کیست که پزشکیان را به وی تشبیهکردهاند؟ گورباچف در حدود سال ۱۹۸۵ بهعنوان فردی جوان و روشنفکر دبیرکل حزب کمونیست شوروی شد و با توجه به فقر شدید اقتصادی و فضای اختناق حاکم بر شوروی دو برنامهی اصلاحات اقتصادی و اصلاحات سیاسی را بعنوان شعارهای خود اعلام کرد. در این میان علیرغم رقابت و جنگ سردی که بین شوروی و امریکا حاکم بود اما گورباچف و برنامههای اصلاحی وی مورد توجه و تشویق غرب قرار گرفت! و باعث فریب گورباچف در اعتماد ناشی از ساده لوحی وی به غرب شد. در این میان گورباچف معاونی به نام یلتسین داشت و در واقع در سلسلهمراتب حزبی نفر دوم شوروی محسوب میشد اما شرایط به تدریج به صورتی مدیریت شد که عملا یلتسین تبدیل به نفر اول شوروی شد و امورات را در اختیار گرفت و غربیها نیز بر آتش این دوگانگی افزودند بهطوری که در مصداق بارز و انتهایی آن، وزیر امورخارجه امریکا در سفر به مسکو به جای تماس و دیدار با گورباچف، با یلتسین دیدار و گفتگو کرد. بنابراین گورباچف طی فرآیندی که طراحی آمریکاییها در تلاقی با زمینههای داخلی و فضای رسانهای و فرهنگی بود طی شش سال منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد.ج) حال به مقدمهی بحث باز میگردیم. اگر روزنامهی مذکور با این همانندسازی موافقتی نداشته و اتفاقا برای این ادعای خود نیز به داخل متن ارجاع میدهد، چرا در تیتر اصلی، چنین ادعا و توهین خطرناکی را برجسته کرده است؟ اگر اصلاحطلبان موافق این شبیهسازی ناصواب نیستند باید واضح و مشخص واکنش نشان دهند. این طیف سیاسی نشان داده است به بهانههای مختلف مانند احترام به رای مردم، احترام به قانون، جلوگیری از توهین به رئیسجمهور (البته رئیسجمهوری از جناح خودشان) و امثالهم از هیچ فرصت و موضوع کوچکی برای زیرسوال بردن رقیب سیاسی خود عبور نمیکنند اما اینکه چرا در این موضوع و در مقابل چنین شبیهسازی چندشناک و شگفتآوری بین رئیسجمهور منتخب و گورباچف سکوت کردهاند جای سوال اساسی است!د) اما نکاتی در رابطه با این تشبیه وجود دارد که نیازمند برجستهسازی است. اولا آقای پزشکیان بارها اعلام کردهاند که باور قلبی و عملی به ساختارهای موجود دارند و دلبستهی انقلاب و نظام اسلامی و ولی فقیه هستند امری که در رابطه با گورباچف صدق نمیکرد و وی واقعا معتقد به ساختارهای حاکم بر شوروی آن زمان نبوده و دلباختهی غرب بوده است. دوما آقای پزشکیان بارها در مبارزات انتخاباتی خود اعلام کردهاند لزومی به ارائهی برنامه نمیبینند و برنامهها و قوانین موجود، بویژه اسناد بالادستی و مومن بودن عملی به آنها را رافع بسیاری از کاستیها میدانند. سوما شرایط جمهوری اسلامی ایران علیرغم برخی مشکلات مزمن اقتصادی، از نظر حاکمیت مردمسالاری دینی و وجود فرصتها و زمینههای رشد و ترقی اقتصادی شرایط ممتاز و ویژای در منطقه و جهان است. چهارم اینکه درست است که رئیسجمهور منتخب بر برجستهسازی نظر کارشناسان اصرار دارد اما با توجه به اینکه مردم آقای پزشکیان را به عنوان رئیسجمهوری ایران انتخاب کردهاند بنابراین پیشنهاد میشود ظهور و بروز ایشان در مناسبات مدیریتی (برای مثال چینش کابینه) هم از سوی خود ایشان و هم از سوی اطرافیان ایشان تقویت شود تا احیانا بعضا منجر به چنین شبیهسازیهای مایوس کنندهای نشود. چه بسا بهتر بود فرآیند انتخاب اعضای کابینه را خود ایشان در سیما توضیح میدادند و چه بسا بهتر است در آیندهی پیشرو نقش کارشناسان در همان محدودهی کارشناسی متوقف شده و ارتباط با مردم به گفتگوهای مستقیم رئیسجمهور منتخب با مردم معطوف شود تا هم مردم از نظر روانی با منتخب خود ارتباط برقرار کنند و هم اینکه از ملالآوری برخی چهرههای تکراری و ناموفق در امورات مهم گذشته مانند برجام کاسته شود.
الف) ماجرا از این قرار است که روزنامهی اصلاحطلب آرمان امروز در شماره روز پنجشنه ۲۸ تیرماه در تیتر اصلی خود پزشکیان را گورباچف ایرانی دانسته است. هر چند در متن اشاره شده است که پزشکیان پزشکیان است و مدیرمسئول روزنامه بعد از ظهور و بروز واکنشها همین مستند را سپر واکنشها علیه این روزنامهی اصلاح طلب قرار داده است اما سوال اصلی این است که اگر معتقدید و معتقد بودید پزشکیان پزشکیان است پس تیتر اصلی روزنامه که همگان آن را میبینند چه میگوید؟ پرواضح است که تیتر اصلی همیشه بیش از متن اصلی دیده میشود آیا آن جمله برای فرار از اکنشهای احتمالی در متن گنجانده شده است و اعتقاد همانی است که در تیتر اصلی ارائه شده است؟ از طرفی اگر توضیحات سردبیر را بپذیریم به صورت خودکار مهر تاییدی بر نابسامانی، ارائه تیترهای بیربط یا زرد و تناقضنویسی روزنامه ی مورد بحث خواهد بود.ب) اما گورباچف کیست که پزشکیان را به وی تشبیهکردهاند؟ گورباچف در حدود سال ۱۹۸۵ بهعنوان فردی جوان و روشنفکر دبیرکل حزب کمونیست شوروی شد و با توجه به فقر شدید اقتصادی و فضای اختناق حاکم بر شوروی دو برنامهی اصلاحات اقتصادی و اصلاحات سیاسی را بعنوان شعارهای خود اعلام کرد. در این میان علیرغم رقابت و جنگ سردی که بین شوروی و امریکا حاکم بود اما گورباچف و برنامههای اصلاحی وی مورد توجه و تشویق غرب قرار گرفت! و باعث فریب گورباچف در اعتماد ناشی از ساده لوحی وی به غرب شد. در این میان گورباچف معاونی به نام یلتسین داشت و در واقع در سلسلهمراتب حزبی نفر دوم شوروی محسوب میشد اما شرایط به تدریج به صورتی مدیریت شد که عملا یلتسین تبدیل به نفر اول شوروی شد و امورات را در اختیار گرفت و غربیها نیز بر آتش این دوگانگی افزودند بهطوری که در مصداق بارز و انتهایی آن، وزیر امورخارجه امریکا در سفر به مسکو به جای تماس و دیدار با گورباچف، با یلتسین دیدار و گفتگو کرد. بنابراین گورباچف طی فرآیندی که طراحی آمریکاییها در تلاقی با زمینههای داخلی و فضای رسانهای و فرهنگی بود طی شش سال منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد.ج) حال به مقدمهی بحث باز میگردیم. اگر روزنامهی مذکور با این همانندسازی موافقتی نداشته و اتفاقا برای این ادعای خود نیز به داخل متن ارجاع میدهد، چرا در تیتر اصلی، چنین ادعا و توهین خطرناکی را برجسته کرده است؟ اگر اصلاحطلبان موافق این شبیهسازی ناصواب نیستند باید واضح و مشخص واکنش نشان دهند. این طیف سیاسی نشان داده است به بهانههای مختلف مانند احترام به رای مردم، احترام به قانون، جلوگیری از توهین به رئیسجمهور (البته رئیسجمهوری از جناح خودشان) و امثالهم از هیچ فرصت و موضوع کوچکی برای زیرسوال بردن رقیب سیاسی خود عبور نمیکنند اما اینکه چرا در این موضوع و در مقابل چنین شبیهسازی چندشناک و شگفتآوری بین رئیسجمهور منتخب و گورباچف سکوت کردهاند جای سوال اساسی است!د) اما نکاتی در رابطه با این تشبیه وجود دارد که نیازمند برجستهسازی است. اولا آقای پزشکیان بارها اعلام کردهاند که باور قلبی و عملی به ساختارهای موجود دارند و دلبستهی انقلاب و نظام اسلامی و ولی فقیه هستند امری که در رابطه با گورباچف صدق نمیکرد و وی واقعا معتقد به ساختارهای حاکم بر شوروی آن زمان نبوده و دلباختهی غرب بوده است. دوما آقای پزشکیان بارها در مبارزات انتخاباتی خود اعلام کردهاند لزومی به ارائهی برنامه نمیبینند و برنامهها و قوانین موجود، بویژه اسناد بالادستی و مومن بودن عملی به آنها را رافع بسیاری از کاستیها میدانند. سوما شرایط جمهوری اسلامی ایران علیرغم برخی مشکلات مزمن اقتصادی، از نظر حاکمیت مردمسالاری دینی و وجود فرصتها و زمینههای رشد و ترقی اقتصادی شرایط ممتاز و ویژای در منطقه و جهان است. چهارم اینکه درست است که رئیسجمهور منتخب بر برجستهسازی نظر کارشناسان اصرار دارد اما با توجه به اینکه مردم آقای پزشکیان را به عنوان رئیسجمهوری ایران انتخاب کردهاند بنابراین پیشنهاد میشود ظهور و بروز ایشان در مناسبات مدیریتی (برای مثال چینش کابینه) هم از سوی خود ایشان و هم از سوی اطرافیان ایشان تقویت شود تا احیانا بعضا منجر به چنین شبیهسازیهای مایوس کنندهای نشود. چه بسا بهتر بود فرآیند انتخاب اعضای کابینه را خود ایشان در سیما توضیح میدادند و چه بسا بهتر است در آیندهی پیشرو نقش کارشناسان در همان محدودهی کارشناسی متوقف شده و ارتباط با مردم به گفتگوهای مستقیم رئیسجمهور منتخب با مردم معطوف شود تا هم مردم از نظر روانی با منتخب خود ارتباط برقرار کنند و هم اینکه از ملالآوری برخی چهرههای تکراری و ناموفق در امورات مهم گذشته مانند برجام کاسته شود.
۳۱۷
۱۰:۵۸