۴:۵۷
یک خانه قدیمی، یک شغل خاص، یا یک رابطه دو نفره.
#تجربه_نوشتن #رابرت_مک_کی
۸:۱۹
گفتم که خبری نیست به آمدن دشمنی. گفت «تو خبر نداری، غلامان و ستوربانان قلباق رفتهاند تا کاه سلطانی بغارت بردارند و اگر برین گذاشته آید، خرابی باشد، و چون مرا دشمن از خانه خیزد، با بیگانه جنگ چرا باید کرد؟»
[ تاریخ بیهقی | عاصی شدن هارون ]
پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن
@persook_anjoman
[ تاریخ بیهقی | عاصی شدن هارون ]
۱۲:۳۵
یک نویسنده برای پیدا کردن سوژهاش، باید سه بار سفر کند:
#تجربه_نوشتن #رابرت_مک_کی
۶:۴۴
نیل گیمن، خالق «کارولین»، مهمترین قانون نویسندگی را میگوید: «یا بنویس، یا هیچ کاری نکن.»
در محیطی که برای نوشتن انتخاب میکنی، فقط یکی از این دو کار را میتوانی انجام بدهی. بعد از مدتی، نوشتن از هر کار دیگری جذابتر میشود.
این، قانون طلایی او برای هر نویسندهای است.
*پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن*
@persook_anjoman
۱۰:۵۱
چقده آدم زیر این خاکا خوابیده؟ بوای بوای بوام و ننیه ننیه ننیه ننم. همشون زیر این خاکند. یه زندگی اینجوری، چرا باید مثل گرگ و کفتار به جون هم بیافتیم؟
[ تنگسیر | صادق چوبک ]
پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن
@persook_anjoman
[ تنگسیر | صادق چوبک ]
۱۲:۴۳
#واژه
و گفت: «مردان بار را به نیروی همّت و بازوی حمیّت کشند نه به قوّت تن و ضخامت بدن».
#جامی#بهارستان
پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن
@persook_anjoman
و گفت: «مردان بار را به نیروی همّت و بازوی حمیّت کشند نه به قوّت تن و ضخامت بدن».
#جامی#بهارستان
۱۴:۴۰
اگر بخواهیم بنیانگذاران داستان کوتاه مدرن را نام ببریم، نام آنتوان چخوف در صدر فهرست قرار میگیرد. این پزشک روسی در عمر کوتاه خود، نه تنها داستاننویسی را دگرگون کرد، بلکه چراغراهی برای تمام نویسندگان پس از خود شد. برای درک عظمت کار او، باید به سراغ قلب نوآوریهایش در ادبیات داستانی برویم.
پیش از چخوف، داستانها اغلب بر پایه طرحهای پیچیده، ماجراهای پرحادثه و پایانهای روشن بنا میشدند. نویسنده مانند خدایی قضاوتکننده، خوب و بد را مشخص میکرد. چخوف این فرمول را در هم شکست و به جای آن، "داستانِ حالوهوا" را ابداع کرد. تمرکز او از "رویداد" به "احساس" و از "قضاوت" به "نمایش" تغییر کرد.
🧭 اصول داستاننویسی چخوف: یک نقشه راه برای هر نویسنده
این تحول در چند اصل کلیدی خود را نشان میدهد که همچون یک قانون طلایی برای نویسندگان معتبرند:
چخوف آموزگار "دیدن" است. او به نویسنده میآموزد که چگونه زیر پوست رویدادهای پیشپاافتاده، آن درام انسانی همیشگی را ببیند. تکنیکهای او—از ایجاز گرفته تا نگاه عینی—سلاحهای یک نویسنده مدرن هستند. بیشتر تکنیکهایی که در داستاننویسی معاصر جهان مقدس شمرده میشوند، ریشه در کارهای او دارد.
چخوف از دهههای اول قرن چهاردهم خورشیدی، تقریباً همزمان با شکوفایی ادبیات مدرن ایران، به فارسی ترجمه شد. ترجمههای تاثیرگذار افراد بزرگی چون عبدالحسین نوشین و بعدها احمد گلشیری، او را به یکی از محبوبترین و پرخوانندهترین نویسندگان خارجی در ایران تبدیل کرد. درونمایههای جهانی آثارش—از تنهایی و یأس تا امیدهای کوچک—با روحیه ایرانی نیز پیوند خورد. امروزه کمتر نویسنده جدی ایرانی را میتوان یافت که مستقیم یا غیرمستقیم، تحت تأثیر نگاه چخوفی قرار نگرفته باشد.
آنتوان چخوف بیش از آنکه یک نویسنده باشد، یک "روش دیدن" است. او به ما یادآوری میکند که بزرگترین تراژدیها ممکن است در سکوت یک عصرانه خاکستری رخ دهد، و وظیفه نویسنده، نه قضاوت، بلکه نشان دادن دقیق این تراژدیِ به ظاهر کوچک است. مطالعه آثار او—از داستانهای کوتاهی مثل "بانوی با سگ ملوس" و "اندوه" تا نمایشنامههایی مانند "باغ آلبالو"—برای هر کسی که میخواهد عمق ادبیات داستانی را درک کند یا قلم به دست بگیرد، یک ضرورت انکارناپذیر است. او پایهگذار اصلی بسیاری از آن چیزی است که امروز به عنوان "داستان کوتاه مدرن" میشناسیم.
۱۹:۰۰
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهرکاین کارخانهایست که تغییر میکند
[ حافظ ]
*پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن *
@persook_anjoman
[ حافظ ]
۲۱:۰۲
شخصیتِ قصهی من، کلید را در قفل چرخاند و انتظار داشت وارد خانهاش شود (قلمرو ذهنی). اما در باز نشد و صدای خندهای غریبه از پشت در شنید (قلمرو عینی).
اگر قهرمان شما هر کاری کرد و همان شد که میخواست، شما قصه ندارید، فقط یک گزارش روزانه نوشتهاید. سوژه واقعی یعنی تماشای تلاشِ انسانی که سعی میکند با چنگ و دندان، فاصلهی بین «خواستهاش» و «واقعیت» را پُر کند.
#تجربه_نوشتن #رابرت_مک_کی
۷:۱۴
۹:۴۰
نقل است که چون او بر دار کردند، ابلیس بیامد و گفت: «یکی «انا» تو گفتی و یکی من. چون است که از آن تو رحمت بار آورد و از آن من لعنت؟» حلاج گفت: «تو «انا» به در خود بردی و من از خود دور کردم. مرا رحمت آمد و تو را نه چنان که دیدی و شنیدی. تا بدانی که منی کردن نه نیکوست و منی از خود دور کردن به غایت نیکوست.»والحمدلله رب العالمین و الصلوة علی محمد واله اجمعین.
[ تذکرةالاولیا | ذکر حسین منصور حلاج ]
پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن
@persook_anjoman
[ تذکرةالاولیا | ذکر حسین منصور حلاج ]
۱۳:۲۴
🧭 قطبنمایی در مه
در میانه نوشتنِ رمانش گم شده بود. نمیدانست چرا این همه شخصیت ساخته و به کجا میرود. از او پرسیدم: «ایده ناظر قصهات چیست؟» سکوت کرد.
ایده ناظر، همان جملهی نهایی است که میگوید در پایانِ این همه رنج، چه چیزی به دست آمد و به چه قیمتی؟
مثلاً: «عشق پیروز شد، چون قهرمان غرورش را له کرد.»
تا وقتی این جمله را نداشته باشید، قصه شما مثل کشتیِ بدون قطبنماست. وقتی تکلیف این جمله روشن شود، میفهمید کدام صحنهها را باید نگه دارید و کدامها را با بیرحمی در سطل زباله بریزید.
برگرفته از کتاب «داستان» نوشتهی رابرت مککی
#تجربه_نوشتن #رابرت_مک_کی
پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن
@persook_anjoman
در میانه نوشتنِ رمانش گم شده بود. نمیدانست چرا این همه شخصیت ساخته و به کجا میرود. از او پرسیدم: «ایده ناظر قصهات چیست؟» سکوت کرد.
#تجربه_نوشتن #رابرت_مک_کی
۷:۳۲
حتی دوبار پیشنهاد کرد که به خارج بروم. چون میدید که بی حوصله شدهام. اما برای چه؟ پیش از آن به خارج میرفتم و همیشه احساس دلتنگی میکردم. نفرت انگیزترین چیز آن است که همیشه از چیزی اندوهگین هستید! نه، سرزمین پدری بهتر است؛ اینجا دست کم میتوانید تقصیر این حالت روحی را به گردن کس دیگری بیاندازید و خود را توجیه کنید.
[ جنایت و مکافات | داستایوفسکی ]
پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن
@persook_anjoman
[ جنایت و مکافات | داستایوفسکی ]
۱۵:۱۲
اگر قهرمان شما در صحنه ایستاده و فقط نگاه میکند، یعنی سوژهی شما مرده است. قفلِ داستان زمانی باز میشود که از خودتان بپرسید: «این آدم دقیقاً چه میخواهد؟»
#تجربه_نوشتن #رابرت_مک_کی
۷:۰۱
۸:۲۰
امروز ساعت ۱۸:۳۰ منتظرتون هستیم
لینک ورود قبل از جلسه در کانال گذاشته میشه
۸:۲۲
انجمن ادبی پرسوک
گفتگوی برخط «تجربههای نوشتن» پرسوک با حضور «آقای بیژن کیا»
موضوع: چطور سوژههایمان را به داستان تبدیل کنیم؟
دنیا پر از صدا، تصویر و آدمهایی است که هر روز از کنارشان رد میشویم؛ ناگهان چیزی در ذهن ما جرقه میزند و با خود میگوییم: «عجب سوژهای! جان میدهد برای داستان شدن.»
اما چالش اصلی زمانی آغاز میشود که پای کاغذ میرسیم؛ آنجاست که نمیدانیم چگونه این «ایدهٔ ناب» را از صافیِ تخیل بگذرانیم و به «یک داستان خوب» تبدیل کنیم.
ما میخواهیم در این گفتگوی برخط: با بیژن کیا ،نویسنده و مدرس داستاننویسی، از لحظهٔ تولد یک سوژه بگوییم و بپرسیم که چگونه میتوانیم آن مواد اولیهٔ پراکنده را با جادوی روایت، به داستانی ماندگار بدل کنیم.
اگر به دنبال کشف منبع الهام خود و یادگیری فوتوفنِ «پرورش سوژه» هستید، در این گفتگو با پرسوک همراه باشید.
پرسوک یار شما در خواندن و نوشتن
@persook_anjoman
۱۴:۴۵
سلام به همراهان پرسوک 
امروز در حال گفتوگو با استاد بيژن کیا بودیم که متأسفانه به دلیل اختلالات اینترنتی، مجبور به توقف نشست شدیم.
از همه شما عزیزان که با حضور گرمتون ما رو همراهی کردید، صمیمانه سپاسگزاریم و به خاطر قطعی پیش اومده عذرخواهیم.
امیدواریم در اولین فرصت ممکن، بتونیم این گفتوگو رو به صورت کامل و بدون وقفه برگزار کنیم.
همراهی شما انگیزهبخش ماست
تا دیدار بعدی…
امروز در حال گفتوگو با استاد بيژن کیا بودیم که متأسفانه به دلیل اختلالات اینترنتی، مجبور به توقف نشست شدیم.
از همه شما عزیزان که با حضور گرمتون ما رو همراهی کردید، صمیمانه سپاسگزاریم و به خاطر قطعی پیش اومده عذرخواهیم.
امیدواریم در اولین فرصت ممکن، بتونیم این گفتوگو رو به صورت کامل و بدون وقفه برگزار کنیم.
همراهی شما انگیزهبخش ماست
۱۶:۵۶