درسته آرمین خیلی ناراحت میشه ولی به خودش میگه چیکار کنم دیگه، نشد ، من باید کارمو ادامه بدم تا بالاخره یکی پیدا بشه...میره از مغازه مانکن میخره ، رنگش میکنه، یه کاری میکنه شبیه جسد بشه ، بعدم ازش عکس میگیره و میذاره تو وب سایتش .( عقلش تا کجاها پیش رفته... مانکن بخر، رنگ کن، عكسشو بذار و به همه بگو آدم کشتم و خوردم... به عقل جن هم نمیرسید...)
ارمین دیگه برای خودش تو دنیای مریضشون یه سلبریتی تمام عیار شده بود، حتی شاید تبدیل به یه خدا شده بود و بالاخره بعد از کلی انتظار ، یه نفر یه داوطلب واقعی، بلاخره بهش ایمیل زد .ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🩸مرجع تخصصی فیلمهای ترسناک در «بله»🩸 ❲ فیلم ترسناک❳【horror film】ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارمین دیگه برای خودش تو دنیای مریضشون یه سلبریتی تمام عیار شده بود، حتی شاید تبدیل به یه خدا شده بود و بالاخره بعد از کلی انتظار ، یه نفر یه داوطلب واقعی، بلاخره بهش ایمیل زد .ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🩸مرجع تخصصی فیلمهای ترسناک در «بله»🩸 ❲ فیلم ترسناک❳【horror film】ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۷:۵۰
اسمش برندز بود، 34 ساله و یه مهندس موفق.9 مارچ 2001 میره خونه آرمین .آرمین شروع میکنه به توضیح دادن مراحل کار.حالا برندز برعکس پسر قبلیه که پشیمون شد، نه تنها پشیمون نشد، بلکه خودشم دو تا درخواست از آرمین کرد و گفت میخوام این دو تا کارو انجام بدی...(پشماتون میریزه اگه بفهمید درخواستش چی بود..)
۷:۵۲
ادامه شو بزارم
۷:۵۴
خب، برندز از آرمن دو تا خواسته داشته، اول اینکه بعد از مرگ، از جمجمش به عنوان زیرسیگاری استفاده کنه و دوم اینکه قبل از مرگ، آ*ل*ت*ش*و ببره، برای جفتشون سرو کنه....
۸:۰۶
ارمنیم خواستشو قبول میکنه و واقعاً سمیترین،فجیع ترین و پشم ریزون ترین چیزی بود که تا حالا شنیدم...
بعداً آرمین تو یکی از مصاحبههاش گفت من چون نمیخواستم به قربانیم بی احترامی کنم، هر خواستهای که داشت و انجام دادم فقط به خاطر احترامی که براش قائل بودم ...
بعداً آرمین تو یکی از مصاحبههاش گفت من چون نمیخواستم به قربانیم بی احترامی کنم، هر خواستهای که داشت و انجام دادم فقط به خاطر احترامی که براش قائل بودم ...
۸:۰۸
برای اینکه برندز درد زیادی موقع تیکه تیکه شدنش حس نکنه، کلی قرص خواب و الکل بهش میده، اما بچهها هیچ فایدهای نداشت، این پسر با درد وحشتناکی میمیره...
از کجا میدونیم ؟؟؟ بخاطر اینکه ارمین کل پروسه قتل و با دوربین ضبط کرده بود :))))
بعداً پلیسا نحوه مرگشو دیدن و گفتن بعد از اینکه اون قسمت بدنشو بریده، گذاشتتش تو وان حموم که از خونریزی زیاد بمیره..
چون آرمن معتقد بود قاتل نیست ، قصابه:))
۸:۱۰
تو مصاحبهش گفت هر 15 دقیقه میرفتم بهش سر میزدم که ببینم مرده یا نه ولی از اون چیزی که فکر میکردم بیشتر طول کشید.
منم رفتم تو کتابخونم ، کتاب استارترکمو خوندم که وقت بگذره، بعد از 3 ساعت رفتم دیدم هنوز زندهست، از رو دلسوزی ، گلوشو بریدم، بعد از مرگش ، بدن برندز رو در میاره تیکه تیکش میکنه، میذاره تو فریزر که تو وعدههای مختلف بپزه بخوره.
سرش رو هم تو باغچه خونش دفن میکنه...
آرمین گفت که اون شب بهترین رومیزیمو انداختم ، چند تا شمع روشن کردم و یه استیک از گوشت کمرش به همراه سیب زمینی برای خودم پختم.
گفت اولین تیکهای که خوردم حس خیلی عجیبی داشت، 40 سال منتظر این لحظه بودم و بالاخره بهش رسیدم.ارمین تا سه ماه از اون گوشت استفاده میکرد.
منم رفتم تو کتابخونم ، کتاب استارترکمو خوندم که وقت بگذره، بعد از 3 ساعت رفتم دیدم هنوز زندهست، از رو دلسوزی ، گلوشو بریدم، بعد از مرگش ، بدن برندز رو در میاره تیکه تیکش میکنه، میذاره تو فریزر که تو وعدههای مختلف بپزه بخوره.
سرش رو هم تو باغچه خونش دفن میکنه...
آرمین گفت که اون شب بهترین رومیزیمو انداختم ، چند تا شمع روشن کردم و یه استیک از گوشت کمرش به همراه سیب زمینی برای خودم پختم.
گفت اولین تیکهای که خوردم حس خیلی عجیبی داشت، 40 سال منتظر این لحظه بودم و بالاخره بهش رسیدم.ارمین تا سه ماه از اون گوشت استفاده میکرد.
۸:۱۳
به جز ویدیو، چند تا عکس هم از جسد پسره گرفته بود و شروع کرد به آپلود کردن اون عکسها و دوباره طبق معمول ، روانیهایی که تو اون سایت بودن شروع کردن به تشویق کردنش.......ارمین، بازم تو سایتهای مختلف دوباره آگهی میده و میگرده دنبال یه قربانی جدید.
خوشبختانه، یه اتریشی که فقط از رو کنجکاوی وارد این وب سایت شده بود، برای اینکه ببینه اینا دیگه چه جور آدمایین، آگهی رو میبینه و بعدم عکسای برندزو میبینه، میفهمه واقعیه و سریع زنگ میزنه به پلیس.
پلیس تو سپتامبر سال 2002 میره جلوی خونه آرمین و کل خونشو میگردن دنبال مدرک ولی چیزی پیدا نمیکنن تا اینکه میرسن به فریزر...
خوشبختانه، یه اتریشی که فقط از رو کنجکاوی وارد این وب سایت شده بود، برای اینکه ببینه اینا دیگه چه جور آدمایین، آگهی رو میبینه و بعدم عکسای برندزو میبینه، میفهمه واقعیه و سریع زنگ میزنه به پلیس.
پلیس تو سپتامبر سال 2002 میره جلوی خونه آرمین و کل خونشو میگردن دنبال مدرک ولی چیزی پیدا نمیکنن تا اینکه میرسن به فریزر...
۸:۲۱
توی فریزر زیر جعبههای خمیر پیتزا ، چند گوشت پیدا میکنن...
آرمین میگه این گوشت گرازه ولی یکی از پلیسا یه تیکه کوچولو پوست، روی یکی از این گوشتا میبینه و به عنوان مدرک برشون میدارن میدن آزمایشگاه، میبینن بله، واقعاً گوشت انسانه.
بعد از اون ، آرمین همه چیو با جزئیات تعریف میکنه، پلیسا دستگیرش میکنن.توی فوریه سال 2014 دادگاهش برگزار میشه، آرمین میوس متهم میشه به قتلدرجه 2.
کلاً براش 8 سال و نیم زندان میبره دادگاه و مردم از این حکم خیلی عصبانی بودن ولی وکیلای آرمین در دفاع ازش، ایمیلای برندزو نشون دادن و گفتن این پسره به خواست خودش کشته شده ، پس قتلی انجام نشده در واقع و آرمین بهش تو خودکشی کمک کرده فقط.(Ooops)
آرمین میگه این گوشت گرازه ولی یکی از پلیسا یه تیکه کوچولو پوست، روی یکی از این گوشتا میبینه و به عنوان مدرک برشون میدارن میدن آزمایشگاه، میبینن بله، واقعاً گوشت انسانه.
بعد از اون ، آرمین همه چیو با جزئیات تعریف میکنه، پلیسا دستگیرش میکنن.توی فوریه سال 2014 دادگاهش برگزار میشه، آرمین میوس متهم میشه به قتلدرجه 2.
کلاً براش 8 سال و نیم زندان میبره دادگاه و مردم از این حکم خیلی عصبانی بودن ولی وکیلای آرمین در دفاع ازش، ایمیلای برندزو نشون دادن و گفتن این پسره به خواست خودش کشته شده ، پس قتلی انجام نشده در واقع و آرمین بهش تو خودکشی کمک کرده فقط.(Ooops)
۹:۴۷
همچنین، اون موقع آدم خواری هم تو آلمان ممنوع نبوده ...باورتون میشه؟؟؟؟آدمخواری تو آلمان، ممنوع نبوده... ادما میتونستن اینکارو انجام بدن :)))
دادستان پرونده نمیتونه این حکم رو قبول کنه و بهش اعتراض میکنه.10 می، براش یه دادگاه دیگه برگزار میکنن و این بار آرمن میوس به حبس ابد محکوم میشه.
الان تو زندانه و گیاهخوار شده و دیگه کلاً گوشت نمیخوره ..
اینم از پرونده ی اول، امیدوارم دوستش داشته باشید بچه ها جون.
دادستان پرونده نمیتونه این حکم رو قبول کنه و بهش اعتراض میکنه.10 می، براش یه دادگاه دیگه برگزار میکنن و این بار آرمن میوس به حبس ابد محکوم میشه.
الان تو زندانه و گیاهخوار شده و دیگه کلاً گوشت نمیخوره ..
اینم از پرونده ی اول، امیدوارم دوستش داشته باشید بچه ها جون.
۹:۴۹
امشب پرونده ی جفری اپستین رو میخوام بذارم، درموردش شنیدین دیگه نه؟
۹:۵۶
𖥔 ݁ 2: جفری اپستینتو جزیره ی اپستین چه گذشت؟
۱۹:۵۶
به شخصه، معتقدم که این پرونده، فجیع تر از پرونده ی اد گین و جفری دامر هست و خیلی چیزا هست که هنوز درموردش گفته نشده و این جنایت فراتر از ایناست، این اطلاعاتی که الان میدونیم و پخش شده، تنها بخشی از پرونده ی جفری اپستین بوده که قابل پخش بود به گفته ی پلیس ها:)
امیدوارم این پرونده رو مثل پرونده های قبلی دوست بدارید.به چند نکته توجه کنید، اطلاعات این پرونده، چند سال پیش هم منتشر شد اما به دلیل کمبود مدارک و اسناد و حالا دلایل دیگه، خیلی نتونستن روش فوکوس کنن.
الان که دارم این متن رو تایپ میکنم، حدودا سه میلیون اسناد و مدارک از جنایاتی که تو جزیره ی اپستین و کسایی که اونجا حضور داشتن و یا به هر نحو دیگه ای ارتباط داشتن با این موضوع، موجوده.
امیدوارم این پرونده رو مثل پرونده های قبلی دوست بدارید.به چند نکته توجه کنید، اطلاعات این پرونده، چند سال پیش هم منتشر شد اما به دلیل کمبود مدارک و اسناد و حالا دلایل دیگه، خیلی نتونستن روش فوکوس کنن.
الان که دارم این متن رو تایپ میکنم، حدودا سه میلیون اسناد و مدارک از جنایاتی که تو جزیره ی اپستین و کسایی که اونجا حضور داشتن و یا به هر نحو دیگه ای ارتباط داشتن با این موضوع، موجوده.
۷:۰۳
بیوگرافی : جفری ادوارد اپستین ۲۰ ژانویه سال ۱۹۵۳ توی بروکلین نیویورک متولد شد.از بچگی، ریاضیش خوب بوده، پدرش یه شغل تو شهرداری داشته( محیط بان اگر اشتباه نکنم) و مادرش هم معلم بوده و تو مدرسه تدریس میکرده.
جفری بعد از فارغالتحصیلی دبیرستان، موفق میشه وارد دانشگاه بشه اما درسش رو نصفه و نیمه رها میکنه و مدرک رسمی دانشگاهی نداره درواقع.
خب گفتیم که ریاضی جفری خوب بوده، پس برای تدریس تو یه مدرسهی خصوصی(دبیرستان) به اسم "دالتون" درخواست میده و قبولش میکنن(درسای ریاضی و فیزیک رو تدریس میکرد).
احتمالا برای شما هم سوال شده که جفری چطور با نداشتن مدرک رسمی از دانشگاه موفق شد که تو اون مدرسه تدریس کنه؟؟اون مدرسه ای که استخدامش کردن، فکر کردن که مدرکشو گرفته و یه آدم تحصیل کرده است و خب درواقع جفری، با دروغ پیش رفته بود...
بعد یه مدتی که میگذره، بچه ها، خصوصا دخترا متوجه میشن که جفری یه نگاه همچین تیز و هیزی داره، از اون نگاهایی که تا استخون آدم نفوذ میکنه...هیچ گزارشی نشد از این که ایشون تعرض کرده به کسی یا چیز دیگه، ولی یه بار یکی از دخترا میره پیش مدیر مدرسه و میگه جایی که ایشون و من تنها هستیم دوتایی، حس خوبی نمیگیرم ازش....
جفری بعد از فارغالتحصیلی دبیرستان، موفق میشه وارد دانشگاه بشه اما درسش رو نصفه و نیمه رها میکنه و مدرک رسمی دانشگاهی نداره درواقع.
خب گفتیم که ریاضی جفری خوب بوده، پس برای تدریس تو یه مدرسهی خصوصی(دبیرستان) به اسم "دالتون" درخواست میده و قبولش میکنن(درسای ریاضی و فیزیک رو تدریس میکرد).
احتمالا برای شما هم سوال شده که جفری چطور با نداشتن مدرک رسمی از دانشگاه موفق شد که تو اون مدرسه تدریس کنه؟؟اون مدرسه ای که استخدامش کردن، فکر کردن که مدرکشو گرفته و یه آدم تحصیل کرده است و خب درواقع جفری، با دروغ پیش رفته بود...
بعد یه مدتی که میگذره، بچه ها، خصوصا دخترا متوجه میشن که جفری یه نگاه همچین تیز و هیزی داره، از اون نگاهایی که تا استخون آدم نفوذ میکنه...هیچ گزارشی نشد از این که ایشون تعرض کرده به کسی یا چیز دیگه، ولی یه بار یکی از دخترا میره پیش مدیر مدرسه و میگه جایی که ایشون و من تنها هستیم دوتایی، حس خوبی نمیگیرم ازش....
۹:۱۱
مدیر که اینو میشنوه، اقدامی بر علیه جفری انجام نمیده تا اینکه یه روزی، جفری رو اخراج میکنن و به همه میگن بخاطر عملکرد ضعیفی که توی تدریس داشته بوده ولی خب درواقع، هیز بوده و بخاطر همین اخراجش کردن...
بچه ها، من زمانی که داشتم سرچ میکردم در مورد این پرونده، متوجه شدم که جفری تقریبا یه ادم باهوشی بوده و میدونسته کجا و چطور باید از روابط و قدرت و نفوذی که داشته استفاده کنه.اگه قدرتشو نداشت سعی میکرد از روابط پرنفوذ و قدرتمندی که داشت استفاده کنه.و تو همین مدرسه ای که تدریس میکرده، تقریبا با چند تا از خانواده های با نفوذ اشنا شده بود و تونسته بود تحت تاثیر قرارشون داده بود.
یکی از این ادما، یه تریدر افسانه ای بود، این تریدر معروف، دنبال کارمندایی با مدرک تحصیلی بالا و خفنی نبود برای استخدام تو شرکتش، بلکه خودش یه ازمون/فرمولی ساخت و گفت هرکس بتونه این رو پاس شه، میتونه استخدام شه تو شرکتم و خب، جفری تونست.
بچه ها، من زمانی که داشتم سرچ میکردم در مورد این پرونده، متوجه شدم که جفری تقریبا یه ادم باهوشی بوده و میدونسته کجا و چطور باید از روابط و قدرت و نفوذی که داشته استفاده کنه.اگه قدرتشو نداشت سعی میکرد از روابط پرنفوذ و قدرتمندی که داشت استفاده کنه.و تو همین مدرسه ای که تدریس میکرده، تقریبا با چند تا از خانواده های با نفوذ اشنا شده بود و تونسته بود تحت تاثیر قرارشون داده بود.
یکی از این ادما، یه تریدر افسانه ای بود، این تریدر معروف، دنبال کارمندایی با مدرک تحصیلی بالا و خفنی نبود برای استخدام تو شرکتش، بلکه خودش یه ازمون/فرمولی ساخت و گفت هرکس بتونه این رو پاس شه، میتونه استخدام شه تو شرکتم و خب، جفری تونست.
۹:۱۲
سال ۱۹۸۰ جفری به عنوان یه دستیار وارد این شرکت میشه و تو اون طبقه ای که مخصوص تریدرا بوده، کار میکرد.
جفری سعی میکرد از این فرصتش استفاده کنه و خب خوب هم از این فرصتاش استفاده کرد چون که بعد چهار سال تونست به یکی از شرکای اون شرکت بشه.
یعنی تصور کنید جفری تبدیل شده بود به نقطه ی مرکزی شرکت و همه چیز رو تو مشتش داشت و با روابط اجتماعی خوبی که داشته، تقریبا تونسته بود با ادمای با نفوذی ارتباط بگیره و شرکت هم برای از دست ندادن اون موقعیتا مجبور بود یه جورایی با جفری کنار بیاد.
سال ۱۹۸۱ جفری، شرکت خودشو تاسیس میکنه و شرکت جفری اپستین و شرکا از اینجا استارت میخوره، سرمایه گذارای شرکتش حداقل سرمایهشون باید یک بیلیون دلار میبود.
یه نکته ای هم وجود داره اینه که جفری، به سرمایه گذارا میگفت پولاتون رو به من بدین/بسپرین/امانت بدین و بعدش با سود و کلی اضافه تر بهتون میدم( فکر کنم بدونم برای چی اینو گفته...)
جفری سعی میکرد از این فرصتش استفاده کنه و خب خوب هم از این فرصتاش استفاده کرد چون که بعد چهار سال تونست به یکی از شرکای اون شرکت بشه.
یعنی تصور کنید جفری تبدیل شده بود به نقطه ی مرکزی شرکت و همه چیز رو تو مشتش داشت و با روابط اجتماعی خوبی که داشته، تقریبا تونسته بود با ادمای با نفوذی ارتباط بگیره و شرکت هم برای از دست ندادن اون موقعیتا مجبور بود یه جورایی با جفری کنار بیاد.
سال ۱۹۸۱ جفری، شرکت خودشو تاسیس میکنه و شرکت جفری اپستین و شرکا از اینجا استارت میخوره، سرمایه گذارای شرکتش حداقل سرمایهشون باید یک بیلیون دلار میبود.
یه نکته ای هم وجود داره اینه که جفری، به سرمایه گذارا میگفت پولاتون رو به من بدین/بسپرین/امانت بدین و بعدش با سود و کلی اضافه تر بهتون میدم( فکر کنم بدونم برای چی اینو گفته...)
۹:۱۲
اینو بگم بچه ها، جفری، به هیچکس اعتماد نداشت و به کسی اعتماد نمیکرد، 20 تا حسابدار داشت، 150 تا نیروی اداری و کلی منشی داشت ولی تنها کسی که تحلیل و تصمیمات اساسی رو واسه حسابا میگرفت، خودش بود، اون علم و اموزشایی که کسب کرده بود رو به هیچ کسی یاد نمیداد....
و این شرکتش باعث شد که با یه سری از آدما خیلی راحتتر ارتباط بگیره مثل " بیل کلینتون " رئیس جمهور آمریکا!فرد دیگهای که جفری باهاش دوست میشه، لزلی وستر بوده صاحب ویکتوریا سیکرت( لِزلی وستر مؤسس و مالک اصلی شرکت لباسی به نام L Brands بود که مالک برند ویکتوریا سکرت بود).
و این شرکتش باعث شد که با یه سری از آدما خیلی راحتتر ارتباط بگیره مثل " بیل کلینتون " رئیس جمهور آمریکا!فرد دیگهای که جفری باهاش دوست میشه، لزلی وستر بوده صاحب ویکتوریا سیکرت( لِزلی وستر مؤسس و مالک اصلی شرکت لباسی به نام L Brands بود که مالک برند ویکتوریا سکرت بود).
۱۱:۴۸
لزلی و جفری خیلی خیلی خیلی باهم صمیمی بودن بچه ها، یه چیزی فراتر از حد تصور ما..
جفری، کسی بوده که کلا با ادمای با نفوذ، قدرتمند و رده بالا ارتباط داشته، برای همین تو پارتی هایی هم که شرکت میکرده، کلا اینجور افراد بودن.تو یکی از همین پارتیا با یه خانمی با اسم " گیلین مکسول" آشنا میشه.
گیلین مکسول، دختر رابرت مکسول، از اعضای پارلمان بود، در ادامه میگم که این خانم چه کارهایی که نکرده...
البته که جفری دنبال آدمایی بوده که گیلین به واسطه پدرش یا دوستای پدرش، باهاشون در ارتباط بوده.. و رابطه ای رو با گلین شروع میکنه.
تو منابع گفتن که گیلین برای پدرش مشکلاتی رو بوجود میاره و بعد کلی از پولاشو میگیرن..و بعد تموم شدن اون پول ها، گیلین که دیگه پولی نداشته با خودش میگه خب، الان که من پولی ندارم، جفری هم پول داره هم قدرت و هم نفوذ، پس چرا باهاش دوست نشم؟ و اینطوری بود که اینا دوست شدن.
جفری، کسی بوده که کلا با ادمای با نفوذ، قدرتمند و رده بالا ارتباط داشته، برای همین تو پارتی هایی هم که شرکت میکرده، کلا اینجور افراد بودن.تو یکی از همین پارتیا با یه خانمی با اسم " گیلین مکسول" آشنا میشه.
گیلین مکسول، دختر رابرت مکسول، از اعضای پارلمان بود، در ادامه میگم که این خانم چه کارهایی که نکرده...
البته که جفری دنبال آدمایی بوده که گیلین به واسطه پدرش یا دوستای پدرش، باهاشون در ارتباط بوده.. و رابطه ای رو با گلین شروع میکنه.
تو منابع گفتن که گیلین برای پدرش مشکلاتی رو بوجود میاره و بعد کلی از پولاشو میگیرن..و بعد تموم شدن اون پول ها، گیلین که دیگه پولی نداشته با خودش میگه خب، الان که من پولی ندارم، جفری هم پول داره هم قدرت و هم نفوذ، پس چرا باهاش دوست نشم؟ و اینطوری بود که اینا دوست شدن.
۱۱:۴۸
ماجرا از اونجا شروع میشه که اوایل دهه 2000، این جریانات جنسی کم کم شروع شده بود....و حالا چطور شد که این جنایت جنسی فاش شد؟ پلیسا از کجا متوجه شدن؟
خب سال 2005 بود، یه روز عادی برای پلیس هایی که تو اداره پلیس فلوریدا بودن، همه چیز عادی بود تا قبل از اینکه تلفن زنگ بخوره...والدین یه دختر 14 ساله، توی جیب لباس دخترشون 300دلار پیدا میکنن و بعد از دخترشون میپرسن تو این پول رو از کجا اوردی؟(توجه کنید بچه ها، نه پول کمیه و نه سن دختره طوری هست که بتونه اون پول رو بدست بیاره)...
دختره اول چیزی نمیگه، اما بعد از اینکه خانوادهش کلی اصرار و تهدید و فلان، با گریه ماجرا رو میگه.میگه این پول رو جفری بهم داده(جفری قبلا تو فلوریدا زندگی میکرد)، منو دعوت کرد به خونهش و باهام رابطه ی جنسی داشته و بعدش این پول رو بهم داد :)))
خب سال 2005 بود، یه روز عادی برای پلیس هایی که تو اداره پلیس فلوریدا بودن، همه چیز عادی بود تا قبل از اینکه تلفن زنگ بخوره...والدین یه دختر 14 ساله، توی جیب لباس دخترشون 300دلار پیدا میکنن و بعد از دخترشون میپرسن تو این پول رو از کجا اوردی؟(توجه کنید بچه ها، نه پول کمیه و نه سن دختره طوری هست که بتونه اون پول رو بدست بیاره)...
دختره اول چیزی نمیگه، اما بعد از اینکه خانوادهش کلی اصرار و تهدید و فلان، با گریه ماجرا رو میگه.میگه این پول رو جفری بهم داده(جفری قبلا تو فلوریدا زندگی میکرد)، منو دعوت کرد به خونهش و باهام رابطه ی جنسی داشته و بعدش این پول رو بهم داد :)))
۱۷:۳۱
بعد یه نکته ی جالب میدونید چیه؟ گیلین و جفری، عملا شبیه پارتنرا بودن ولی میگفتن نه ما پارتنر هم نیستیم، نیمه ی گمشده ی هم هستیم و رابطمون رو نمیتونیم برای کسی توضیح بدیم چون شماها نمیفهمید.(اره خب قطعا نمیفهمیم چون چطور ممکنه خودت هر روز ببینی که نیمه ی گمشدهت داره بهت خیانت میکنه و جلو چشمت دختربازه، ولی همچنان باهاش بودی و حتی خودتم همراهیشون میکردی...)
تو اواخر دهه ۹۰، جفری با دونالد ترامپ، رئیس جمهور فعلی آمریکا، دوست میشه. این دوستی از طریق آشنایی جفری با بیل کلینتون بود و باعث شد و یه دوستی خیلی صمیمی بینشون شکل بگیره.
تو اواخر دهه ۹۰، جفری با دونالد ترامپ، رئیس جمهور فعلی آمریکا، دوست میشه. این دوستی از طریق آشنایی جفری با بیل کلینتون بود و باعث شد و یه دوستی خیلی صمیمی بینشون شکل بگیره.
۱۷:۳۱