بازارسال شده از خانه اهالی روایت انسان
@revayate_ensan_home
۱۹:۴۵
بفرمارفتم روایت خلقت رو پیدا کنم دیدم امروز آخرین مهلت ثبت نامش هستخلاصه اگه به تاریخ بصورت داستان جذاب علاقه داریداین دوره مال شماست
ما واقعا پیوستگی جریان های تاریخی رو نمیدونیم کی به کیه.چه اتفاق های حیاتی ای از اول عالم افتاده که رسیدیم به اینجا و امروز
برای مامان هابرای مربی و معلم هاگزینه جذاب و حتی لازمیه

ما واقعا پیوستگی جریان های تاریخی رو نمیدونیم کی به کیه.چه اتفاق های حیاتی ای از اول عالم افتاده که رسیدیم به اینجا و امروز
برای مامان هابرای مربی و معلم هاگزینه جذاب و حتی لازمیه
۱۹:۴۸
میدونم که نصف شبه!ولی نصف شب بنویسم بهتر از اینه که کلا ننویسمهوم؟
با تشکر از بچهکه وسط خواب شیرین،بیدارت میکنهغرغر میکنه، نمیخوابهخواب رو از چشمت میبره!مجبور میشی بیای کارهای عقب مونده رو انجام بدی
پ ن: ثمین و زهرای دوست داشتنی@philosophermother
با تشکر از بچهکه وسط خواب شیرین،بیدارت میکنهغرغر میکنه، نمیخوابهخواب رو از چشمت میبره!مجبور میشی بیای کارهای عقب مونده رو انجام بدی
پ ن: ثمین و زهرای دوست داشتنی@philosophermother
۲۱:۲۳
فکر کنم تو شلوغ ترین و پرفشارترین روزهای زندگیم هستم.استاد منتظر فصل دوم پایان نامه ست که برگه ی پیشرفت رو امضاکنه «اخراج از دانشگاه» نشم.دو تا امتحان پودمان فرهنگیان رو دیر رسیدم و ندادم.میخوام تو مدرسه چندتا کار انجام بدم و هی به مشکلات میخورم.یه طراحی پنج فریمی دارم که هرچه زودتر باید تموم بشه و حتی استارت هم نزدم.اینا علاوه بر کار مداوم خونه و بچه وخیریه و عسله! که همیشه هست.
منجوق هم وارد مرحله ی جدیدی شدههمون مرحله که پهلوان هنوز ازش خارج نشده!«لجبازی»
بطور مثال در یک قلم، امروز بعد از مهد, یهو وسط راه از کالسکه پیاده شد.همه ی کاپشن و کیف ها رو وسط پیاده رو خالی کرد.که من باید برگردم و برم پارک!
احساس میکردم به آخرین ظرفیت های بخش اعصابم رسیدم.نفس عمیق نفس عمیق...
عصر فهمیدم نه! حتی از این بدتر هم میشه که بشه
اخرین ظرفیت ها چیز دیگه ای هست.و حالا دارم فکر میکنم که همیشه بدتری هم هست.بیا خدارو شکر کنیم.
الحمدلله.الحمدلله
دیشب بعد مدتها رفتیم اینجا.یکم باطریمونو شارژ کنیم.
@philosophermother
منجوق هم وارد مرحله ی جدیدی شدههمون مرحله که پهلوان هنوز ازش خارج نشده!«لجبازی»
بطور مثال در یک قلم، امروز بعد از مهد, یهو وسط راه از کالسکه پیاده شد.همه ی کاپشن و کیف ها رو وسط پیاده رو خالی کرد.که من باید برگردم و برم پارک!
احساس میکردم به آخرین ظرفیت های بخش اعصابم رسیدم.نفس عمیق نفس عمیق...
عصر فهمیدم نه! حتی از این بدتر هم میشه که بشه
الحمدلله.الحمدلله
دیشب بعد مدتها رفتیم اینجا.یکم باطریمونو شارژ کنیم.
@philosophermother
۲۱:۳۷
داشتم به منجوق میکفتم بگو «خدایاهمیشه پیش امام علی بمونم»اونم با زبان شیرین سه سالگی اینارو میگفت
همیشهپیش امام علیبمونم
خانوم کناری، یه شکلات دراورد و گفت،میشه دعا کنی خدا به خواهرمم یه بچه مثل خودت بده؟...@philosophermotherبگو آمین
همیشهپیش امام علیبمونم
خانوم کناری، یه شکلات دراورد و گفت،میشه دعا کنی خدا به خواهرمم یه بچه مثل خودت بده؟...@philosophermotherبگو آمین
۲۱:۴۱
وسط بحث بی خوابی زده هایه چیزی بگم؟
من هرسال هرررسال، به این فکر میکنم که چه کسانی امسال به ماه رمضان و سال جدید نرسیدن .و شاید پررنگترین ادمها، آقای شاملو هست.
شما اقای شاملو رو نمیشناسین.بعیده که بشناسین.اون موسس «کتابرسان» بوداسم کانال تلگرامش «یه طلبه ی قبلا مهندس»بود.همچین چیزی.تو کانالش کتاب های آقای صفایی حایری رو درس میداد.به روش خیلی قشنگ(حالا که دارم اینارو مینویسم فکر میکنم برم باز از اول گوش کنم)اون سالها من خیییلی از درس هاش خوشم میومد.یه سری استوری درست کردم و به بیان خودم نوشتمشون..اولین بار بود که استوری هام انقدر بازدید خورده بود.یادش بخیر
.کتابرسان به قول خودشون«شبکه توزیع جهادی کتاب» هست.برید خودتون سایتش رو ببینید و کیف کنید.
اخربن روزهای شعبان یا اسفند بودیادم نمیاد(وضعیت نصف شب اینطوربه).اقای شاملو یه یادداشت نوشت که بیاید این روزها مهربون باشیم و مثلا از دستفروش ها هم خرید کنیم.و نمیدونست چند روز دیگه یه تصادف، پرونده ی زندگی دنیایی اش رو برای همیشه میبنده...
(مثل ما که نمیدونیم پرونده هامون کی بسته میشه)
میدونم که بخاطر باقیات صالحاتش تو زمینه ی کتاب, وزن کارهای خویش زیاده.ولی دعا میکنم، خدا درجاتش رو بیشترهم بکنه.
اینارو گفتم که یه چیزی بفرستم.مناسب این اوقات پایانی شعبان
من هرسال هرررسال، به این فکر میکنم که چه کسانی امسال به ماه رمضان و سال جدید نرسیدن .و شاید پررنگترین ادمها، آقای شاملو هست.
شما اقای شاملو رو نمیشناسین.بعیده که بشناسین.اون موسس «کتابرسان» بوداسم کانال تلگرامش «یه طلبه ی قبلا مهندس»بود.همچین چیزی.تو کانالش کتاب های آقای صفایی حایری رو درس میداد.به روش خیلی قشنگ(حالا که دارم اینارو مینویسم فکر میکنم برم باز از اول گوش کنم)اون سالها من خیییلی از درس هاش خوشم میومد.یه سری استوری درست کردم و به بیان خودم نوشتمشون..اولین بار بود که استوری هام انقدر بازدید خورده بود.یادش بخیر
.کتابرسان به قول خودشون«شبکه توزیع جهادی کتاب» هست.برید خودتون سایتش رو ببینید و کیف کنید.
اخربن روزهای شعبان یا اسفند بودیادم نمیاد(وضعیت نصف شب اینطوربه).اقای شاملو یه یادداشت نوشت که بیاید این روزها مهربون باشیم و مثلا از دستفروش ها هم خرید کنیم.و نمیدونست چند روز دیگه یه تصادف، پرونده ی زندگی دنیایی اش رو برای همیشه میبنده...
(مثل ما که نمیدونیم پرونده هامون کی بسته میشه)
میدونم که بخاطر باقیات صالحاتش تو زمینه ی کتاب, وزن کارهای خویش زیاده.ولی دعا میکنم، خدا درجاتش رو بیشترهم بکنه.
اینارو گفتم که یه چیزی بفرستم.مناسب این اوقات پایانی شعبان
۲۱:۵۱
بازارسال شده از خانه اهالی روایت انسان
● برشی از سخنان حاجاقا مجتبی تهرانی ●به یاد مجلس های مدرسه نور.... و قلب های دلتنگ....
@revayate_ensan_home#رمضان
۲۱:۵۲
چند روزه که میخوام یکی از دوستام رو اینجا معرفی کنم.خیلی وقته تبلیغ کسی رو نذاشتم.فعلا هم برنامه ای ندارم.ولی این مقادیری فرق میکنه
یادمه وقتی تو یه دورانی فشار زیادی روی کارهام بود خیلی کمکم کرد ذهنم باز بشه، طبقه بندی کنم.بهش میگم تو خیلی خوب طبقه بندی بلدی.
دوستم «کوچ» انجام میده.چیزی شبیه مشاوره.البته که خودش فی الحال، ارشد مشاوره میخونه.
در واقع «کوچینگ» یه سبک از همراهیه.کمک میکنه بتونی برنامه هات رو پیش ببری.یا اگه یه چالش جدی داری، برات باز کنه و ازش عبور کنی.امشب خیلی یادش افتادم که دوباره برم حرف بزنم و این گره گره ها، یکم باز بشه.اولویت بندی بشه
من اون روزها که خودم از یه چالش بزرگ، رها شده بودم اومدم تو صفحه ام گفتم بیاید هرکی دوست داره بره باهاش حرف بزنه و جلسه بذاره.بعدها آدمها از اینکه چقدررر حالشون خوب شد گفتند.(مثلا یکی با همسرش چالش داشت یکی با کارش، یکی مشکل رفتاری داشت و نمیتونست حل کنه و ..)و من کیف کردم که سهمی تو حال خوبشون داشتم.
چند وقت پیش باهاش حرف میزدم و گفت که میتونم باز هم مراجع بپذیرم.با یک تخفیف خیلی زیاد
(جلسات گوچینگ کلا خیلی گرونن، چون یه مشورت تخصصی محسوب میشن) ولی زهرا به قیمت بسیار مناسبی، جلسه هارو میذاره.الان باید برای اینکه بازدید بیشتری بخوره،بذارم قیمت در کپشن؟
یا اینجا فرق میکنه؟هزینه هرجلسه اش با تخفیف پنجاه درصدی ۳۸۰ هست.
این هم آیدی زهرا.که اگه سوالی داشتید ازش بپرسید.خودتون از قابلیت عجیبش تو برنامه ریزی و طبقه بندی و بازکردن گره های ذهنی، حیرت میکنید.
@life_coach1
یادمه وقتی تو یه دورانی فشار زیادی روی کارهام بود خیلی کمکم کرد ذهنم باز بشه، طبقه بندی کنم.بهش میگم تو خیلی خوب طبقه بندی بلدی.
دوستم «کوچ» انجام میده.چیزی شبیه مشاوره.البته که خودش فی الحال، ارشد مشاوره میخونه.
در واقع «کوچینگ» یه سبک از همراهیه.کمک میکنه بتونی برنامه هات رو پیش ببری.یا اگه یه چالش جدی داری، برات باز کنه و ازش عبور کنی.امشب خیلی یادش افتادم که دوباره برم حرف بزنم و این گره گره ها، یکم باز بشه.اولویت بندی بشه
من اون روزها که خودم از یه چالش بزرگ، رها شده بودم اومدم تو صفحه ام گفتم بیاید هرکی دوست داره بره باهاش حرف بزنه و جلسه بذاره.بعدها آدمها از اینکه چقدررر حالشون خوب شد گفتند.(مثلا یکی با همسرش چالش داشت یکی با کارش، یکی مشکل رفتاری داشت و نمیتونست حل کنه و ..)و من کیف کردم که سهمی تو حال خوبشون داشتم.
چند وقت پیش باهاش حرف میزدم و گفت که میتونم باز هم مراجع بپذیرم.با یک تخفیف خیلی زیاد
این هم آیدی زهرا.که اگه سوالی داشتید ازش بپرسید.خودتون از قابلیت عجیبش تو برنامه ریزی و طبقه بندی و بازکردن گره های ذهنی، حیرت میکنید.
@life_coach1
۲۲:۱۱
دارم فکر میکنم مخاطب های کانال صبح پامیشن میبینن، چقدر حرف زدم نصف شبی🥷
۲۲:۱۲
اینم بگم دیگه واقعا برم بخوابم
عسل به تعداد محدودی موجودهاویشن که واقعا مناسب فصله.من تقریبا هرروز صبح، به بچه ها میدم.
کنار هم که یه دونه ست.فقط برای نمونه ست.فصل برداشتش هم بگذره دیگه تموم میشه، میییره تا سال بعد.کیفیت هم که من واقعا صحبتی ندارم
دربسته های نهصد گرمی
اویشن ۶۰۰و کنار ۷۰۰
ثبت سفارش از اینجا@mr_nf40
به من پیام ندید عسل رو.گم میشه پیام هاتون.
امیدوارم عسل مامان فیلسوف، مهمون ویژه و همواره ی سفره افطارهاتون باشه
@philosophermother
عسل به تعداد محدودی موجودهاویشن که واقعا مناسب فصله.من تقریبا هرروز صبح، به بچه ها میدم.
کنار هم که یه دونه ست.فقط برای نمونه ست.فصل برداشتش هم بگذره دیگه تموم میشه، میییره تا سال بعد.کیفیت هم که من واقعا صحبتی ندارم
دربسته های نهصد گرمی
اویشن ۶۰۰و کنار ۷۰۰
ثبت سفارش از اینجا@mr_nf40
به من پیام ندید عسل رو.گم میشه پیام هاتون.
امیدوارم عسل مامان فیلسوف، مهمون ویژه و همواره ی سفره افطارهاتون باشه
@philosophermother
۲۲:۱۷
اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ 
۲۲:۵۶
بازارسال شده از گاه گدار
من قرار گذاشتهام که در این شبهای ماه مبارک، برای بچههای خودم، چند دعا و مناجات از مفاتیح الجنان را روایت کنم.
نسبت ما با قرآن و مفاتیح، نسبت کسی است که آمده از در خانه اربابی جایزهای ببرد و برود. ما خیلی کاری نداریم که توی قرآن و توی مفاتیح چه خبر است.
این روزها، به دور از آداب و رسمهای همیشگی، میخواهم مفاتیح را توی خانه باز کنم، دعایی را بیاورم، صدای سماواتی را توی خانه پخش کنم و بعد ذره ذره برای بچههایم بگویم که توی این دعاها و مناجاتها چه نوشته.قرار نیست مفاتیح را ترجمه کنم، ترجمهاش در دسترس همه ما هست، من میخواهم یک بار بعضی از دعاها را تماشا کنم.
هر شبی که پای دعایی باشیم، هر چه توی خانه میگوییم را با موبایل ضبط میکنم و بعد، اینجا منتشر میکنم. صوتی دستکاری نشده و واقعی. شاید توی این روزها حرف به درد بخوری خدا به زبانم بیاندازد و نور کلام اهل بیت، گرهی از راه زندگی ما باز کند.
رمضانتان پر از خیر. رمضانتان مبارک.یادتان نرود که رمضان ماه شادی است، لباس نو بپوشید و لبخند بزنید.
.«محمدرضا جوان آراسته» zil.ink/mrarasteh
نسبت ما با قرآن و مفاتیح، نسبت کسی است که آمده از در خانه اربابی جایزهای ببرد و برود. ما خیلی کاری نداریم که توی قرآن و توی مفاتیح چه خبر است.
این روزها، به دور از آداب و رسمهای همیشگی، میخواهم مفاتیح را توی خانه باز کنم، دعایی را بیاورم، صدای سماواتی را توی خانه پخش کنم و بعد ذره ذره برای بچههایم بگویم که توی این دعاها و مناجاتها چه نوشته.قرار نیست مفاتیح را ترجمه کنم، ترجمهاش در دسترس همه ما هست، من میخواهم یک بار بعضی از دعاها را تماشا کنم.
هر شبی که پای دعایی باشیم، هر چه توی خانه میگوییم را با موبایل ضبط میکنم و بعد، اینجا منتشر میکنم. صوتی دستکاری نشده و واقعی. شاید توی این روزها حرف به درد بخوری خدا به زبانم بیاندازد و نور کلام اهل بیت، گرهی از راه زندگی ما باز کند.
رمضانتان پر از خیر. رمضانتان مبارک.یادتان نرود که رمضان ماه شادی است، لباس نو بپوشید و لبخند بزنید.
.«محمدرضا جوان آراسته» zil.ink/mrarasteh
۱۴:۴۲
یک
۱۷:۲۰
دو
۱۷:۲۰
مبارک همه مون باشه، باز شدن درهای آسمون🪴
جای همه ی شهدا، مخصوصا شهدای خیلی خیلی مظلوم دی ماه، خالی.
جای همه ی شهدا، مخصوصا شهدای خیلی خیلی مظلوم دی ماه، خالی.
۱۷:۲۱
بریم پرونده ی اول ماه رمضان یا زوده؟🥳
۱۷:۲۱
چقدر تو عزیزی
تو خوش اومدی به لحظه های زندگی ما؟یا ما سعادتمند دیدن روی ماهت شدیم؟کدوممون بیشتر خوش اومدیم؟
کمرنگ باریک وسط سمت راستامیدوارم این رمضان، درخشانترین رمضان همه ی مسلمون های عالم، همه ی انسان های ازاده ی دنیا بشه
@philosophermother
تو خوش اومدی به لحظه های زندگی ما؟یا ما سعادتمند دیدن روی ماهت شدیم؟کدوممون بیشتر خوش اومدیم؟
کمرنگ باریک وسط سمت راستامیدوارم این رمضان، درخشانترین رمضان همه ی مسلمون های عالم، همه ی انسان های ازاده ی دنیا بشه
@philosophermother
۱۷:۲۷
دیروز یه خانم اومد کلاس نهمی ها باهاشون حرف بزنه.من بیکار شدمبا زهرا رفتیم کتابخونه رو صفا بدیم.نقشه هارو چسب زد.منم کتابهای جدید رو تو قفسه ی تازه های کتاب گذاشتم.یکم حرف زدیمکلی کتاب برداشت و گفت یه ماهه تمو م میکنمراست میگفتهمش داره کتاب میخونهژانر مورد علاقه: رمان عاشقانه
۱۲:۴۵
گفتم بیا رویای نبمه شب رو بخونمنم یه کتاب برات خریدم بیاد بیارم
«تن های هزارساله»چقدرررر قشنگه خدا میدونه.
«تن های هزارساله»چقدرررر قشنگه خدا میدونه.
۱۲:۴۶
گفت شده یه کتابو سه روزه تموم کنیدگفتم اره
اینو که دستم گرفتم سه ساعته تموم شدچه حس فوق العاده ای داشتچه تصویرسازی هایی اسماعیل
اینکه کتاب، مستند داستانی بود، از همه چی قشنگتر بودادمها، مکان ها، اتفاق ها، مکالمه ها، همه چی واقعی بود
اینو که دستم گرفتم سه ساعته تموم شدچه حس فوق العاده ای داشتچه تصویرسازی هایی اسماعیل
اینکه کتاب، مستند داستانی بود، از همه چی قشنگتر بودادمها، مکان ها، اتفاق ها، مکالمه ها، همه چی واقعی بود
۱۲:۴۷