بازارسال شده از
در حاشیه نشست«هایدگر و علوم اجتماعی»برگزار می شود:
رونمایی از کتابتناهی استعلاییپژوهشی درباره هستی شناسی بنیادین هایدگر
اثر دکتر احمد رجبی
سه شنبه، ۱۰دی۱۳۹۸تالار دکتر شریعتیدانشکده علوم اجتماعیدانشگاه تهران
ساعت ۱۵ تا ۱۷
#رونمایی_از_کتاب#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی
@utsaiss@philosophyofss@utbook
رونمایی از کتابتناهی استعلاییپژوهشی درباره هستی شناسی بنیادین هایدگر
اثر دکتر احمد رجبی
سه شنبه، ۱۰دی۱۳۹۸تالار دکتر شریعتیدانشکده علوم اجتماعیدانشگاه تهران
ساعت ۱۵ تا ۱۷
#رونمایی_از_کتاب#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی
@utsaiss@philosophyofss@utbook
۱۱:۵۵
بدین ترتیب، انسان که در مقامِ موجودی در میانِ موجودات، همچون شیئی میان اشیای محدود، متناهی و زمانیمکانی بود، اگر با توجه به نحوۀ خاصِ بودنش لحاظ شود، یعنی با توجه به گشودگیاش به موجودات برای مواجهه با آنها نگریسته شود، از همین حیث، یعنی از حیثِ هستیشناسانه بهمعنای پدیدارشناسانۀ آن، در جایگاهی ممتاز قرار میگیرد که دیگر نمیتوان صرفاً تناهی و محدودیتِ موجوداتِ درونِ جهان را بر او اطلاق نمود.
هایدگر این عطف توجه از تناهیِ انسان بهمثابۀ موجودی در میان موجودات، به تناهیِ انسان در مقامِ ممتازِ مرجعِ مواجهه و ظهورِ وجودِ موجودات را در اشارۀ مهمی در درسگفتار درباب ذاتِ آزادیِ انسانی، چنین به بیان درآورده است:
«در آغاز، [...] انسان را بهمثابۀ موجودی در میانۀ موجودات دیدیم، موجودی خُرد، شکننده، ناتوان، گریزان و گذرا و گوشهای کوچک در میان کل موجودات. اما اکنون اگر انسان از دلِ بنیادِ ذاتش، یعنی بر مبنای آزادی، نگریسته شود. آنچه بزرگ و معجزهآساست، برای ما روشن میگردد؛ یعنی انسان بهمثابۀ موجودی وجود دارد [یا اگزیستانس دارد] که در آن، وجودِ موجود، و بدین ترتیب، موجود در کل آشکار شده است.
انسان موجودی است که در اختصاصیترین نحوۀ وجود و ذاتش، فهمِ وجود رخ میدهد. انسان چنان عظیم و عجیب است که هیچ خدایی نیز هرگز نمیتواند چنین باشد؛ زیرا [بودنِ] خدا باید بهگونهای کاملاً متفاوت باشد. این امر عظیمی که ما در اینجا واقعاً میشناسیم و هستیم، فقط میتواند بهمثابۀ متناهیترین امر، اینچنین باشد» (م. آ. 31، 135).
برشی از کتابتناهی استعلایی؛ پژوهشی دربارۀ هستیشناسی بنیادین هایدگر، صفحۀ ۳۰ و ۳۱
#فلسفه_علوم_اجتماعی#فلسفه_و_علوم_اجتماعی#هایدگر_و_علوم_اجتماعی#تناهی_استعلایی#برش_کتاب@philosophyofss
هایدگر این عطف توجه از تناهیِ انسان بهمثابۀ موجودی در میان موجودات، به تناهیِ انسان در مقامِ ممتازِ مرجعِ مواجهه و ظهورِ وجودِ موجودات را در اشارۀ مهمی در درسگفتار درباب ذاتِ آزادیِ انسانی، چنین به بیان درآورده است:
«در آغاز، [...] انسان را بهمثابۀ موجودی در میانۀ موجودات دیدیم، موجودی خُرد، شکننده، ناتوان، گریزان و گذرا و گوشهای کوچک در میان کل موجودات. اما اکنون اگر انسان از دلِ بنیادِ ذاتش، یعنی بر مبنای آزادی، نگریسته شود. آنچه بزرگ و معجزهآساست، برای ما روشن میگردد؛ یعنی انسان بهمثابۀ موجودی وجود دارد [یا اگزیستانس دارد] که در آن، وجودِ موجود، و بدین ترتیب، موجود در کل آشکار شده است.
انسان موجودی است که در اختصاصیترین نحوۀ وجود و ذاتش، فهمِ وجود رخ میدهد. انسان چنان عظیم و عجیب است که هیچ خدایی نیز هرگز نمیتواند چنین باشد؛ زیرا [بودنِ] خدا باید بهگونهای کاملاً متفاوت باشد. این امر عظیمی که ما در اینجا واقعاً میشناسیم و هستیم، فقط میتواند بهمثابۀ متناهیترین امر، اینچنین باشد» (م. آ. 31، 135).
برشی از کتابتناهی استعلایی؛ پژوهشی دربارۀ هستیشناسی بنیادین هایدگر، صفحۀ ۳۰ و ۳۱
#فلسفه_علوم_اجتماعی#فلسفه_و_علوم_اجتماعی#هایدگر_و_علوم_اجتماعی#تناهی_استعلایی#برش_کتاب@philosophyofss
۱۵:۱۸
ذاتیتِ تناهی برای زمانمندی را میتوان چنین صورتبندی کرد: تناهیِ استعلاییهستیشناسانه، بهمعنای بنیاد مواجهه، هم حرکتِ متناهیِ از خود به در شدن و برونخویش برای مواجهه را رقم میزند، و هم شکلگیریِ میدان و گسترۀ متناهی بهمثابۀ افقِ کرانمند برای مواجهه را تعیین میکند.
بر اساس تناهی استعلایی بهمعنای تناهیِ زمانمندی - یا به تعبیر هایدگر در وجود و زمان، «تناهیِ آغازین» - است که هرگونه ظهورِ موجود در وجودش، و هرگونه فهم وجود، همواره از پیش، یعنی بهنحو پیشینی، در درونِ و بهواسطۀ میدان و عرصهای کرانمند، بهمثابۀ افق، صورت میپذیرد.
از آنجا که وجود بهمثابۀ مواجهه تفسیر میشود و افقِ متناهیِ زمانمندی نیز - که خود برخاسته از برونخویشیِ متناهیِ زمانمندی است - امکانبخشِ هر مواجهه است؛ بنابراین به این نتیجه خواهیم رسید که «معنای وجود»، همان تناهیِ آغازینِ زمانمندیِ دازاین است.
همچنین، از آنجا که کل فعلیت و پویاییِ درونیِ زمانمندی، چنانکه بیان شد، برخاسته از تناهی استعلایی است، اکنون باید با صراحت و قاطعیت گفت که «بنابراین، پرسشِ وجود، ریشهاش را در ذاتِ تناهیِ دازاین دارد» (م. آ. 28، 45). هایدگر صریحتر از این بیان که در درسگفتار ایدئالیسم آلمان (فیشته، شلینگ، هگل) و وضعیت مسئلۀ فلسفیِ معاصر آمده است، در همین درسگفتار، پرسش از وجود را بیواسطه به پرسش از تناهی پیوند میزند و چنین میگوید:
«چگونه وجود بهطور کلی، میتواند فهمیده و حتی به مفهوم درآورده شود؟ این پرسش بدان معناست که درونیترین ذاتِ تناهیِ انسان در چیست؟» (همان، 43).
برشی از کتابتناهی استعلایی؛ پژوهشی دربارۀ هستیشناسی بنیادین هایدگر، صفحۀ ۱۲۳ و ۱۲۴
#فلسفه_علوم_اجتماعی#فلسفه_و_علوم_اجتماعی#هایدگر_و_علوم_اجتماعی#تناهی_استعلایی#برش_کتاب@philosophyofss
بر اساس تناهی استعلایی بهمعنای تناهیِ زمانمندی - یا به تعبیر هایدگر در وجود و زمان، «تناهیِ آغازین» - است که هرگونه ظهورِ موجود در وجودش، و هرگونه فهم وجود، همواره از پیش، یعنی بهنحو پیشینی، در درونِ و بهواسطۀ میدان و عرصهای کرانمند، بهمثابۀ افق، صورت میپذیرد.
از آنجا که وجود بهمثابۀ مواجهه تفسیر میشود و افقِ متناهیِ زمانمندی نیز - که خود برخاسته از برونخویشیِ متناهیِ زمانمندی است - امکانبخشِ هر مواجهه است؛ بنابراین به این نتیجه خواهیم رسید که «معنای وجود»، همان تناهیِ آغازینِ زمانمندیِ دازاین است.
همچنین، از آنجا که کل فعلیت و پویاییِ درونیِ زمانمندی، چنانکه بیان شد، برخاسته از تناهی استعلایی است، اکنون باید با صراحت و قاطعیت گفت که «بنابراین، پرسشِ وجود، ریشهاش را در ذاتِ تناهیِ دازاین دارد» (م. آ. 28، 45). هایدگر صریحتر از این بیان که در درسگفتار ایدئالیسم آلمان (فیشته، شلینگ، هگل) و وضعیت مسئلۀ فلسفیِ معاصر آمده است، در همین درسگفتار، پرسش از وجود را بیواسطه به پرسش از تناهی پیوند میزند و چنین میگوید:
«چگونه وجود بهطور کلی، میتواند فهمیده و حتی به مفهوم درآورده شود؟ این پرسش بدان معناست که درونیترین ذاتِ تناهیِ انسان در چیست؟» (همان، 43).
برشی از کتابتناهی استعلایی؛ پژوهشی دربارۀ هستیشناسی بنیادین هایدگر، صفحۀ ۱۲۳ و ۱۲۴
#فلسفه_علوم_اجتماعی#فلسفه_و_علوم_اجتماعی#هایدگر_و_علوم_اجتماعی#تناهی_استعلایی#برش_کتاب@philosophyofss
۲۰:۴۵
بازارسال شده از
گزارش تصویری ۱
سلسله نشستهای «فلسفه و علوماجتماعی»
«هایدگر و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر احمد رجبی
سه شنبه، ۱۰دی۱۳۹۸دانشکدهٔ علوماجتماعیدانشگاه تهران
#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی
@utsaiss@philosophyofss
سلسله نشستهای «فلسفه و علوماجتماعی»
«هایدگر و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر احمد رجبی
سه شنبه، ۱۰دی۱۳۹۸دانشکدهٔ علوماجتماعیدانشگاه تهران
#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی
@utsaiss@philosophyofss
۱۴:۲۸
بازارسال شده از
گزارش تصویری ۲نشست «هایدگر و علوم اجتماعی»
رونمایی از کتابتناهی استعلاییپژوهشی درباره هستی شناسی بنیادین هایدگراثر دکتر احمد رجبیبا حضور دکتر مهدی حسین زاده یزدی
سه شنبه، ۱۰دی۱۳۹۸دانشکده علوم اجتماعیدانشگاه تهران
#رونمایی_از_کتاب#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی @utsaiss@philosophyofss@utbook
رونمایی از کتابتناهی استعلاییپژوهشی درباره هستی شناسی بنیادین هایدگراثر دکتر احمد رجبیبا حضور دکتر مهدی حسین زاده یزدی
سه شنبه، ۱۰دی۱۳۹۸دانشکده علوم اجتماعیدانشگاه تهران
#رونمایی_از_کتاب#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی @utsaiss@philosophyofss@utbook
۱۴:۲۹
گزارش علمی ۱نشست«هایدگر و علوماجتماعی»سخنرانی دکتر احمد رجبی
عنوان دقیق بحث، بنیانگذاری هستیشناختی امر اجتماعی (بهمعنای اجتماعیت بهمنزلهٔ یک امکان)، بهمثابه مولفهای پیشینی و ساختاری در وجود انسان و در هستیشناسی بهطور کلی است. مقصود از اجتماعیت در اینجا، تفسیری بنیادین از همان معنایی است که ارسطو آن را ذیل عنوان «مدنی بالطبع» مراد میکرد، به این معنا که هایدگر میکوشد بالطبعبودن وجه اجتماعی انسان را بهمنزله یک خصلت اگزیستانسیال وجود انسان و شرط هرگونه مواجههٔ انسان با موجودات و نهایتا شرط امکان مواجهه با وجود تلقی کند.فلسفهٔ اولی و هستیشناسی با تعریف ارسطویی آن، به «موجود بماهو موجود» میپردازد و برای هایدگر واژهٔ تفسیری «بماهو» مسبوق به اجتماعیت انسان است. بدین ترتیب، بحث هایدگر درباره امر اجتماعی، یا به تعبیر او، بحث از «بودنِ» انسان، بهمنزله «بودن-با» دیگر انسانها در گشودگیشان به یک «جهان مشترک»، اساسا در پیوند کامل با ایدهٔ هستیشناسی بهطور کلی قرار میگیرد و از چارچوب فلسفه اجتماعی و سیاسی یا از چارچوب معرفتشناختی صرف فراتر میرود.
@philosophyofss#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #رویداد
عنوان دقیق بحث، بنیانگذاری هستیشناختی امر اجتماعی (بهمعنای اجتماعیت بهمنزلهٔ یک امکان)، بهمثابه مولفهای پیشینی و ساختاری در وجود انسان و در هستیشناسی بهطور کلی است. مقصود از اجتماعیت در اینجا، تفسیری بنیادین از همان معنایی است که ارسطو آن را ذیل عنوان «مدنی بالطبع» مراد میکرد، به این معنا که هایدگر میکوشد بالطبعبودن وجه اجتماعی انسان را بهمنزله یک خصلت اگزیستانسیال وجود انسان و شرط هرگونه مواجههٔ انسان با موجودات و نهایتا شرط امکان مواجهه با وجود تلقی کند.فلسفهٔ اولی و هستیشناسی با تعریف ارسطویی آن، به «موجود بماهو موجود» میپردازد و برای هایدگر واژهٔ تفسیری «بماهو» مسبوق به اجتماعیت انسان است. بدین ترتیب، بحث هایدگر درباره امر اجتماعی، یا به تعبیر او، بحث از «بودنِ» انسان، بهمنزله «بودن-با» دیگر انسانها در گشودگیشان به یک «جهان مشترک»، اساسا در پیوند کامل با ایدهٔ هستیشناسی بهطور کلی قرار میگیرد و از چارچوب فلسفه اجتماعی و سیاسی یا از چارچوب معرفتشناختی صرف فراتر میرود.
@philosophyofss#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #رویداد
۱۸:۱۵
گزارش علمی ٢نشست«هایدگر و علوماجتماعی»سخنرانی دکتر احمد رجبی
برای فهم این نکته باید نخست توضیحات مقدماتی در خصوص نحوهٔ تلقی هایدگر از هستیشناسی و ارتباط آن با پدیدارشناسی بیاید و بهویژه بر این نکته تاکید شود که هایدگر چگونه مطلقِ ظهور در پدیدارشناسی را با آنچه «جهانمندی جهان» و ساختار «در-جهان-بودن» دازاین مینامد، همبسته میداند.
با روشن ساختن درک پدیدارشناختی از هستیشناسی و نسبت آن با در-جهان-بودن دازاین، امکان بحث درباره جایگاه و اهمیت امر اجتماعی بهمنزله یک خصلت اگزیستانسیال، یعنی یک مولفهٔ وجودی برای نحوه وجود انسان و فهم او از وجود موجودات فراهم میآید.
دربارهٔ موضع هایدگر در قبال امر اجتماعی، در وهلهٔ نخست به آرای مختلف و ظاهرا متعارضی در هستیشناسی بنیادین هایدگر برمیخوریم و اگر اندیشهٔ متاخر او را نیز لحاظ کنیم، این تعارض شدیدتر به نظر میرسد. میتوان نزاعهای تفسیری دربارهٔ رابطه هایدگر با امر اجتماعی، جامعه، علوم اجتماعی و نظریه اجتماعی را به همین تعارض مواضع هایدگر برگرداند.
@philosophyofss
#هایدگر_و_علوم_اجتماعی#رویداد
برای فهم این نکته باید نخست توضیحات مقدماتی در خصوص نحوهٔ تلقی هایدگر از هستیشناسی و ارتباط آن با پدیدارشناسی بیاید و بهویژه بر این نکته تاکید شود که هایدگر چگونه مطلقِ ظهور در پدیدارشناسی را با آنچه «جهانمندی جهان» و ساختار «در-جهان-بودن» دازاین مینامد، همبسته میداند.
با روشن ساختن درک پدیدارشناختی از هستیشناسی و نسبت آن با در-جهان-بودن دازاین، امکان بحث درباره جایگاه و اهمیت امر اجتماعی بهمنزله یک خصلت اگزیستانسیال، یعنی یک مولفهٔ وجودی برای نحوه وجود انسان و فهم او از وجود موجودات فراهم میآید.
دربارهٔ موضع هایدگر در قبال امر اجتماعی، در وهلهٔ نخست به آرای مختلف و ظاهرا متعارضی در هستیشناسی بنیادین هایدگر برمیخوریم و اگر اندیشهٔ متاخر او را نیز لحاظ کنیم، این تعارض شدیدتر به نظر میرسد. میتوان نزاعهای تفسیری دربارهٔ رابطه هایدگر با امر اجتماعی، جامعه، علوم اجتماعی و نظریه اجتماعی را به همین تعارض مواضع هایدگر برگرداند.
@philosophyofss
#هایدگر_و_علوم_اجتماعی#رویداد
۸:۲۱
گزارش علمی ٣نشست «هایدگر و علوماجتماعی»سخنرانی دکتر احمد رجبی
در این بحث سعی میکنیم با تفسیر چند مفهوم بنیادین در اندیشه هایدگر، یعنی امکان بهمنزله گشودگی، تناهی و نفی سلطه بهمنزله نفی گریز از تناهی، به تفسیر یکپارچه و منسجمی از مواضع گوناگون هایدگر هم در هستیشناسی بنیادین و هم در اندیشهٔ متاخر او برسیم. شاید بتوان منشا تعارض و نزاع تفسیری در این خصوص را به تلقیهای متفاوت هایدگر از مفهوم «خود» و رابطهٔ آن با فرد و جمع بازگرداند. در نگاه نخست به نظر میرسد هایدگر تعارضی کامل در میان مواضعی کاملا فردگرایانه و کاملا جمعگرایانه و نیز مواضعی تصمیمگرایانه و تقدیرگرایانه در این خصوص دارد.
میتوان تلقیهای هایدگر از «خود» را به این ترتیب صورتبندی کرد:۱. «خود» بهمنزله دازاین روزمرهای که «هربار از آنِ من» است.۲. «خود» بهمنزله تفسیرشدگی پیشین جهان بهواسطه سنت و نهادهای اجتماعیای که بهعنوان یک مرجع بدیهی و ناشناخته یعنی «هرکس» بر فرد ما تقدم دارد. ۳. «خود» بهمنزله خود اصیل که در مواجهه با عدم خویش در ترس از رو به مرگ بودن، و در گسست کامل از معناداری موجودات درون جهان و «هر کس» خود را عین مصممیت احراز میکند.۴. «خود» بهعنوان خود اصیل جمعی که هایدگر بدون هیچ تمهید و بحثی ناگهان آن را ملت مینامد. ۵. «خود» بهمنزله آنچه هایدگر آن را «خود هستی» و تقدیر تاریخ هستی مینامد.
بحث اصلی حاضر، تلاش برای تفسیری است که بتواند ذیل مفاهیم امکان، تناهی و نفی سلطه، این مواضع مختلف و متعارض را به معنای جامعی برساند که در درون خود، نحوه بنیانگذاری هستیشناختی امر اجتماعی را نشان دهد.
@philosophyofss
#هایدگر_و_علوم_اجتماعی#رویداد
در این بحث سعی میکنیم با تفسیر چند مفهوم بنیادین در اندیشه هایدگر، یعنی امکان بهمنزله گشودگی، تناهی و نفی سلطه بهمنزله نفی گریز از تناهی، به تفسیر یکپارچه و منسجمی از مواضع گوناگون هایدگر هم در هستیشناسی بنیادین و هم در اندیشهٔ متاخر او برسیم. شاید بتوان منشا تعارض و نزاع تفسیری در این خصوص را به تلقیهای متفاوت هایدگر از مفهوم «خود» و رابطهٔ آن با فرد و جمع بازگرداند. در نگاه نخست به نظر میرسد هایدگر تعارضی کامل در میان مواضعی کاملا فردگرایانه و کاملا جمعگرایانه و نیز مواضعی تصمیمگرایانه و تقدیرگرایانه در این خصوص دارد.
میتوان تلقیهای هایدگر از «خود» را به این ترتیب صورتبندی کرد:۱. «خود» بهمنزله دازاین روزمرهای که «هربار از آنِ من» است.۲. «خود» بهمنزله تفسیرشدگی پیشین جهان بهواسطه سنت و نهادهای اجتماعیای که بهعنوان یک مرجع بدیهی و ناشناخته یعنی «هرکس» بر فرد ما تقدم دارد. ۳. «خود» بهمنزله خود اصیل که در مواجهه با عدم خویش در ترس از رو به مرگ بودن، و در گسست کامل از معناداری موجودات درون جهان و «هر کس» خود را عین مصممیت احراز میکند.۴. «خود» بهعنوان خود اصیل جمعی که هایدگر بدون هیچ تمهید و بحثی ناگهان آن را ملت مینامد. ۵. «خود» بهمنزله آنچه هایدگر آن را «خود هستی» و تقدیر تاریخ هستی مینامد.
بحث اصلی حاضر، تلاش برای تفسیری است که بتواند ذیل مفاهیم امکان، تناهی و نفی سلطه، این مواضع مختلف و متعارض را به معنای جامعی برساند که در درون خود، نحوه بنیانگذاری هستیشناختی امر اجتماعی را نشان دهد.
@philosophyofss
#هایدگر_و_علوم_اجتماعی#رویداد
۱۶:۱۶
تمایز «روش» از «روششناسی»
بین دو مفهوم مرتبط دیگر نیز باید تمایز قائل شد: «روششناسی» و «روش». گرایش اغلب کتابها این است که این دو واژه را بهجای هم به کار میبرند یا اینکه یکی از آنها را به کار میبرند، در حالی که آن دیگری درست است؛ بهویژه واژه روششناسی اغلب زمانی به کار میرود که بهکارگیری واژه روش مناسبتر است.
به همین ترتیب، برخی واژهها همچون روش علمی نیز در بسیاری موارد از سوی فیلسوفان زمانی که میخواهند به روششناسی یا حتی شناختشناسی اشاره کنند، به کار برده می شود. روشهای تحقیق به تکنیکها یا رویههای واقعی برای گردآوری و تحلیل دادهها گفته میشود. دادههای مرتبط با برخی از پرسشها که آیا فرضیههای تحقیق در علوم اجتماعی این روشها شامل مصاحبه تکمیل پرسشنامه بهوسیله اشخاص مشاهده رفتار و بررسی اسناد یا دیگر روشهای ثبت فعالیتهای انسانی میشود.
از طرف دیگر، روششناسی تجزیهوتحلیل چگونگی انجام تحقیق است و روششناسی درباره این بحث میکند که چگونه نظریهها ایجاد میشوند و مورد آزمون قرار می گیرند. چه نوع منطقی به کار برده میشود. این نظریهها از چه معیارهایی باید برخوردار باشند. نظریهها شبیه چه چیزی هستند و چگونه دیدگاههای نظریه معین میتوانند با مسائل تحقیقی معین ارتباط یابند.
برشی از کتابپارایمهای تحقیق در علوم انسانی، نورمن بلیکی، صفحه ۶۳ و ۶۴
#روش#روش_شناسی#فلسفه_علوم_اجتماعی#برش_کتاب
@philosophyofss
بین دو مفهوم مرتبط دیگر نیز باید تمایز قائل شد: «روششناسی» و «روش». گرایش اغلب کتابها این است که این دو واژه را بهجای هم به کار میبرند یا اینکه یکی از آنها را به کار میبرند، در حالی که آن دیگری درست است؛ بهویژه واژه روششناسی اغلب زمانی به کار میرود که بهکارگیری واژه روش مناسبتر است.
به همین ترتیب، برخی واژهها همچون روش علمی نیز در بسیاری موارد از سوی فیلسوفان زمانی که میخواهند به روششناسی یا حتی شناختشناسی اشاره کنند، به کار برده می شود. روشهای تحقیق به تکنیکها یا رویههای واقعی برای گردآوری و تحلیل دادهها گفته میشود. دادههای مرتبط با برخی از پرسشها که آیا فرضیههای تحقیق در علوم اجتماعی این روشها شامل مصاحبه تکمیل پرسشنامه بهوسیله اشخاص مشاهده رفتار و بررسی اسناد یا دیگر روشهای ثبت فعالیتهای انسانی میشود.
از طرف دیگر، روششناسی تجزیهوتحلیل چگونگی انجام تحقیق است و روششناسی درباره این بحث میکند که چگونه نظریهها ایجاد میشوند و مورد آزمون قرار می گیرند. چه نوع منطقی به کار برده میشود. این نظریهها از چه معیارهایی باید برخوردار باشند. نظریهها شبیه چه چیزی هستند و چگونه دیدگاههای نظریه معین میتوانند با مسائل تحقیقی معین ارتباط یابند.
برشی از کتابپارایمهای تحقیق در علوم انسانی، نورمن بلیکی، صفحه ۶۳ و ۶۴
#روش#روش_شناسی#فلسفه_علوم_اجتماعی#برش_کتاب
@philosophyofss
۱۹:۵۵
بازارسال شده از
انجمن علمی و گروه علوماجتماعی اسلامی دانشگاه تهران برگزار میکنند:
سلسله نشستهای «فلسفه و علوماجتماعی»
«هگل و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر مصطفی زالی
تالار دکتر شریعتیدانشکدهٔ علوماجتماعیدانشگاه تهران
سه شنبه، ۱۵بهمن۱۳۹۸۱۵:۳۰ تا ۱۷
حضور برای عموم آزاد است.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
سلسله نشستهای «فلسفه و علوماجتماعی»
«هگل و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر مصطفی زالی
تالار دکتر شریعتیدانشکدهٔ علوماجتماعیدانشگاه تهران
سه شنبه، ۱۵بهمن۱۳۹۸۱۵:۳۰ تا ۱۷
حضور برای عموم آزاد است.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
۱۶:۱۰
فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران
انجمن علمی و گروه علوماجتماعی اسلامی دانشگاه تهران برگزار میکنند: سلسله نشستهای «فلسفه و علوماجتماعی» «هگل و علوماجتماعی» با سخنرانی دکتر مصطفی زالی تالار دکتر شریعتی دانشکدهٔ علوماجتماعی دانشگاه تهران سه شنبه، ۱۵بهمن۱۳۹۸ ۱۵:۳۰ تا ۱۷ حضور برای عموم آزاد است. #فلسفه_علوم_اجتماعی #هگل #رویداد @utsaiss @philosophyofss
درآمدی بر نشست«هگل و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر مصطفی زالی
تحقق آزادی در جهان اجتماعیمقدمهای بر نظریه اجتماعی هگل
در ادبیات پژوهشی معاصر سه مسئله پیرامون فلسفه اجتماعی هگل وجود دارد:۱. آیا متافیزیک نظاممند (فلسفه نظری) هگل برای تفسیر فلسفه اجتماعی او ضروری است؟۲. نسبت میان بازشناسی نهادهای اجتماعی و عاملیت عقلانی چیست؟۳. پیوند میان نهادهای اجتماعی و هنجارهایی که هگل از آنها با عنوان حیات اخلاقی یاد میکند با آزادی عملی چگونه است؟
مسئله اول، یعنی نسبت میان متافیزیک و فلسفه عملی هگل، عمیقاً مناقشهبرانگیز بوده و پرداختن مستقل به آن مجالی دیگر میطلبد، گرچه در شرح دو مسئله دیگر اشارهای کوتاه به آن صورت می اندازیم.
مسأله دوم و سوم را در پیوند باهم قرار می دهیم و دریافت هگل از آن دو را شرح می دهیم؛ سپس برای رفع پارهای از ابهامات از آن دو، آنها را در نسبت با مسألهی اول و پارهای مفاهیم فلسفه نظری هگل قرار می دهیم.
#هگل_و_علوم_اجتماعی#فلسفه_علوم_اجتماعی#رویداد
@philosophyofss
تحقق آزادی در جهان اجتماعیمقدمهای بر نظریه اجتماعی هگل
در ادبیات پژوهشی معاصر سه مسئله پیرامون فلسفه اجتماعی هگل وجود دارد:۱. آیا متافیزیک نظاممند (فلسفه نظری) هگل برای تفسیر فلسفه اجتماعی او ضروری است؟۲. نسبت میان بازشناسی نهادهای اجتماعی و عاملیت عقلانی چیست؟۳. پیوند میان نهادهای اجتماعی و هنجارهایی که هگل از آنها با عنوان حیات اخلاقی یاد میکند با آزادی عملی چگونه است؟
مسئله اول، یعنی نسبت میان متافیزیک و فلسفه عملی هگل، عمیقاً مناقشهبرانگیز بوده و پرداختن مستقل به آن مجالی دیگر میطلبد، گرچه در شرح دو مسئله دیگر اشارهای کوتاه به آن صورت می اندازیم.
مسأله دوم و سوم را در پیوند باهم قرار می دهیم و دریافت هگل از آن دو را شرح می دهیم؛ سپس برای رفع پارهای از ابهامات از آن دو، آنها را در نسبت با مسألهی اول و پارهای مفاهیم فلسفه نظری هگل قرار می دهیم.
#هگل_و_علوم_اجتماعی#فلسفه_علوم_اجتماعی#رویداد
@philosophyofss
۷:۵۵
درآمدی بر نشست«هگل و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر مصطفی زالی
تحقق آزادی در جهان اجتماعیمقدمهای بر نظریه اجتماعی هگل (۲)
مسئلهٔ بازشناسی به این دلیل محوریت مییابد که هگل مدعی است عاملیت انسان (آزادی) ناظر به خودتعینبخشیِ منتزع از دیگران نیست؛ بلکه مستلزم گونهای درگیری با دیگران و بهرسمیتشناختهشدن از سوی ایشان است، به گونهای که اشخاص جز از طریق بهرسمیتشناختهشدن از جانب دیگری آزاد نیستند. به تعبیر هگل، «من تنها در صورتی حقیقتاً آزاد هستم که دیگری نیز آزاد باشد و من را به عنوان موجودی آزاد به رسمیت بشناسد.»
در بیان مسئلهٔ سوم باید میان دو معنای آزادی تمایز قائل شد: آزادی بهمعنای نفی بیگانگی (آزادی نظرورزانه) و آزادی بهمعنای آزادی اجتماعی. بنابراین، در قلب پاسخ هگل به هر دو مسئله، مفهوم آزادی قرار میگیرد و باید نشان دهیم چگونه از یک سو هگل آزادی را در نسبت با بازشناسی قرار داده و از سوی دیگر، نهادهای اجتماعی مدرن (خانواده، جامعه مدنی و دولت) را شرط تحقق آزادی میداند.
نظریه آزادی هگل شامل نسبتی متأملانه با خویشتن و نیز با دیگری است: به گونهای که از یک سو انسان باید هنجارهای حاکم بر جامعه را بهعنوان ارزشهایی عقلانی تصدیق کند و از سوی دیگر، در نسبتی خاص با کلیت جامعه خود قرار بگیرد. در چنین موقعیتی، تمامی قوانین و نهادها چیزی جز تحقق آزادی نبوده و هر فرد در این نهادها فعلیت آزادی خویش را مییابد و از قوانینی تبعیت میکند که با ارادهٔ او مساوق بوده و نسبت به آن بیگانه نیست.
#هگل_و_علوم_اجتماعی#فلسفه_علوم_اجتماعی#رویداد
@philosophyofss
تحقق آزادی در جهان اجتماعیمقدمهای بر نظریه اجتماعی هگل (۲)
مسئلهٔ بازشناسی به این دلیل محوریت مییابد که هگل مدعی است عاملیت انسان (آزادی) ناظر به خودتعینبخشیِ منتزع از دیگران نیست؛ بلکه مستلزم گونهای درگیری با دیگران و بهرسمیتشناختهشدن از سوی ایشان است، به گونهای که اشخاص جز از طریق بهرسمیتشناختهشدن از جانب دیگری آزاد نیستند. به تعبیر هگل، «من تنها در صورتی حقیقتاً آزاد هستم که دیگری نیز آزاد باشد و من را به عنوان موجودی آزاد به رسمیت بشناسد.»
در بیان مسئلهٔ سوم باید میان دو معنای آزادی تمایز قائل شد: آزادی بهمعنای نفی بیگانگی (آزادی نظرورزانه) و آزادی بهمعنای آزادی اجتماعی. بنابراین، در قلب پاسخ هگل به هر دو مسئله، مفهوم آزادی قرار میگیرد و باید نشان دهیم چگونه از یک سو هگل آزادی را در نسبت با بازشناسی قرار داده و از سوی دیگر، نهادهای اجتماعی مدرن (خانواده، جامعه مدنی و دولت) را شرط تحقق آزادی میداند.
نظریه آزادی هگل شامل نسبتی متأملانه با خویشتن و نیز با دیگری است: به گونهای که از یک سو انسان باید هنجارهای حاکم بر جامعه را بهعنوان ارزشهایی عقلانی تصدیق کند و از سوی دیگر، در نسبتی خاص با کلیت جامعه خود قرار بگیرد. در چنین موقعیتی، تمامی قوانین و نهادها چیزی جز تحقق آزادی نبوده و هر فرد در این نهادها فعلیت آزادی خویش را مییابد و از قوانینی تبعیت میکند که با ارادهٔ او مساوق بوده و نسبت به آن بیگانه نیست.
#هگل_و_علوم_اجتماعی#فلسفه_علوم_اجتماعی#رویداد
@philosophyofss
۳:۵۳
بازارسال شده از
گزارش تصویری نشست«هگل و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر مصطفی زالی
تالار دکتر شریعتیدانشکدهٔ علوماجتماعیدانشگاه تهران
سه شنبه، ۱۵بهمن۱۳۹۸
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
تالار دکتر شریعتیدانشکدهٔ علوماجتماعیدانشگاه تهران
سه شنبه، ۱۵بهمن۱۳۹۸
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
۱۸:۳۲
گزارش علمی نشست«هگل و علوم اجتماعی»با سخنرانی دکتر زالی (۲)
کتاب عناصر فلسفهٔ حق هگل مشتمل بر سه بخش است: حق انتزاعی و اخلاق و حیات اخلاقی. منظور از حیات اخلاقی نحوهٔ چینش نهادهای اجتماعی است. بحث حیات اجتماعی در سه مرحله پیش میرود: خانواده و جامعه مدنی و دولت.
مقصود از جامعهٔ مدنی بازار آزادی است که آدام اسمیت توضیح داده و در جامعهٔ مدنی افراد تنها غایات خودشان را دنبال میکنند و غایت جمعی در جامعهٔ مدنی تحقق ندارد. همین غایت فردی در نظام جمعی شکل میگیرد. در وضعیت جامعه مدنی انسانها نادانسته برای تعیین خیر جمعی مشارکت میکنند، گرچه قصد تحقق خیر مشرک را ندارند.
ادعای اصلی هگل این است: لازمهٔ تحقق اصول انتزاعی اخلاق، تحقق آنها در دل جامعهای است که این اصول را در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی متعین میسازد.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
کتاب عناصر فلسفهٔ حق هگل مشتمل بر سه بخش است: حق انتزاعی و اخلاق و حیات اخلاقی. منظور از حیات اخلاقی نحوهٔ چینش نهادهای اجتماعی است. بحث حیات اجتماعی در سه مرحله پیش میرود: خانواده و جامعه مدنی و دولت.
مقصود از جامعهٔ مدنی بازار آزادی است که آدام اسمیت توضیح داده و در جامعهٔ مدنی افراد تنها غایات خودشان را دنبال میکنند و غایت جمعی در جامعهٔ مدنی تحقق ندارد. همین غایت فردی در نظام جمعی شکل میگیرد. در وضعیت جامعه مدنی انسانها نادانسته برای تعیین خیر جمعی مشارکت میکنند، گرچه قصد تحقق خیر مشرک را ندارند.
ادعای اصلی هگل این است: لازمهٔ تحقق اصول انتزاعی اخلاق، تحقق آنها در دل جامعهای است که این اصول را در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی متعین میسازد.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
۱۰:۵۷
گزارش علمی نشست«هگل و علوم اجتماعی»با سخنرانی دکتر زالی (۳)
اخلاق عقلانی در بستری اجتماعی محقق میشود، نظم اجتماعی و نهادهای اجتماعی با چه شرطی نهاد اجتماعی عقلانی تلقی میشوند؟ به عبارت دیگر، یک هنجار اجتماعی چگونه معقول میشود؟ از نظر هگل پاسخ به این پرسش، یک کلمه است: آزادی.
شرط معقولشدن هنجار اجتماعی و شرط پذیرش دولت عقلانی آن است که دولت بستر تحقق آزادی باشد. بنابراین، اجزای سهگانهٔ حیات اخلاقی، یعنی جامعه مدنی، خانواده و دولت نقش مهمی در تحقق آزادی ایفا میکنند.
در توضیح نظریهٔ اجتماعی هگل باید روشن شود سه نهاد فوق تا چه حد و چگونه به تحقق آزادی کمک میکنند.
هگل بین سه معنای آزادی تمایز قائل میشود:آزادی شخصی (آزادی گزافی) و آزادی سوژهٔ اخلاقی (آزادی هنجاری خرد انسان) و آزادی اجتماعی که آزادی اجتماعی مهمترین و کاملترین معنای آزادی است و از دل زندگی در جامعهای محقق میشود که نهادهای آن آرایش خاصی دارند و انسانها هم از حیث سابجکتیو نظر خاصی به این نهادها دارند.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
اخلاق عقلانی در بستری اجتماعی محقق میشود، نظم اجتماعی و نهادهای اجتماعی با چه شرطی نهاد اجتماعی عقلانی تلقی میشوند؟ به عبارت دیگر، یک هنجار اجتماعی چگونه معقول میشود؟ از نظر هگل پاسخ به این پرسش، یک کلمه است: آزادی.
شرط معقولشدن هنجار اجتماعی و شرط پذیرش دولت عقلانی آن است که دولت بستر تحقق آزادی باشد. بنابراین، اجزای سهگانهٔ حیات اخلاقی، یعنی جامعه مدنی، خانواده و دولت نقش مهمی در تحقق آزادی ایفا میکنند.
در توضیح نظریهٔ اجتماعی هگل باید روشن شود سه نهاد فوق تا چه حد و چگونه به تحقق آزادی کمک میکنند.
هگل بین سه معنای آزادی تمایز قائل میشود:آزادی شخصی (آزادی گزافی) و آزادی سوژهٔ اخلاقی (آزادی هنجاری خرد انسان) و آزادی اجتماعی که آزادی اجتماعی مهمترین و کاملترین معنای آزادی است و از دل زندگی در جامعهای محقق میشود که نهادهای آن آرایش خاصی دارند و انسانها هم از حیث سابجکتیو نظر خاصی به این نهادها دارند.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
۱۱:۴۶
بازارسال شده از
انجمن علمی و گروه علوماجتماعی اسلامی دانشگاه تهران برگزار میکنند:
سلسله نشستهای«فلسفه و علوماجتماعی»
«ویتگنشتاین و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر مهدی حسین زاده یزدی
تالار دکتر شریعتیدانشکدهٔ علوماجتماعیدانشگاه تهران
سه شنبه، ۶اسفند١٣٩٨١۵ تا ۱۷
حضور برای عموم آزاد است.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#ویتگنشتاین#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
سلسله نشستهای«فلسفه و علوماجتماعی»
«ویتگنشتاین و علوماجتماعی»با سخنرانی دکتر مهدی حسین زاده یزدی
تالار دکتر شریعتیدانشکدهٔ علوماجتماعیدانشگاه تهران
سه شنبه، ۶اسفند١٣٩٨١۵ تا ۱۷
حضور برای عموم آزاد است.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#ویتگنشتاین#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
۶:۰۹
فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران
انجمن علمی و گروه علوماجتماعی اسلامی دانشگاه تهران برگزار میکنند: سلسله نشستهای «فلسفه و علوماجتماعی» «ویتگنشتاین و علوماجتماعی» با سخنرانی دکتر مهدی حسین زاده یزدی تالار دکتر شریعتی دانشکدهٔ علوماجتماعی دانشگاه تهران سه شنبه، ۶اسفند١٣٩٨ ١۵ تا ۱۷ حضور برای عموم آزاد است. #فلسفه_علوم_اجتماعی #ویتگنشتاین #رویداد @utsaiss @philosophyofss
۱۷:۲۸
هایدگر و علوم اجتماعی_2.m4a
۰۲:۰۱:۳۵-۷۰.۱۷ مگابایت
سلسله نشستهایفلسفه و علوم اجتماعیسخنرانی دکتر احمد رجبی«هایدگر و علوماجتماعی»
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهرانسهشنبه، ۱۰دی۱۳۹۸
#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی
@philosophyofss@utsaiss
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهرانسهشنبه، ۱۰دی۱۳۹۸
#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی
@philosophyofss@utsaiss
۷:۵۶